شهید مرتضی یاغچیان

شهید مرتضی یاغچیان و شهید حمید باکری دو بازوی آقا مهدی بودند

شهید مرتضی یاغچیان و شهید حمید باکری دو بازوی آقا مهدی بودند


شهید مرتضی یاغچیان و شهید حمید باکری دو بازوی آقا مهدی بودند

به گزارش خبرنگار نوید شاهد؛ شهید «مرتضی یاغچیان» از موسسین و نخستین اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تبریز بود.  وی در عملیات «بیت‌المقدس» مسئولیت محور را برعهده داشت و در عملیات‌های «رمضان»، «مسلم بن عقیل»، «محرم»، «والفجر مقدماتی» و «والفجر یک» معاون تیپ عاشورا بود.

با تبدیل تیپ «عاشورا» به لشکر، شهید «مرتضی یاغچیان» به‌عنوان یکی از معاونین شهید «مهدی باکری» در عملیات‌های «والفجر ۲»، «والفجر ۴» و «خیبر» شرکت کرد و در طول این مدت بار‌ها دچار مجروحیت شد و با انجام چند عمل جراحی، مجدداً به جبهه‌ها بازگشت و نهایتاً اسفند سال ۱۳۶۲ در عملیات خیبر در جزایر مجنون به شهادت رسید.

غلامحسن سفیدگری همراه و همرزم شهید مهدی باکری در گفتگو با خبرنگار نوید شاهد درباره زمان و نحوه آشنایی خود با شهید مهدی باکری گفت: آشنایی من با آقامهدی به سال 1360برمیگردد و تا زمان شهادت ایشان در عملیات بدر در تمامی اوقات کنارش بودم. من بعنوان مسئول دفتر، مشاور و همراه ایشان در تمامی عملیات ها سه سال لحظه به لحظه آقامهدی را همراهی می کردم.

 

وی در ادامه اظهار کرد: در واقع همراهی من با ایشان از عملیات طریق القدس آغاز شد. از آنجا شهید مهدی باکری فرمانده من شد تا زمانی که در عملیات بدر به شهادت رسید و ما را تنها گذاشت. زمانی که برای تحویل تیپ عاشورا رفته بودیم؛ ما به قرارگاه رسیدیم؛ در آنجا سراغی از شهید کاظمی که فرمانده تیپ بود را گرفتیم و به ما گفتند در قرارگاه هستند ولی جانشین ایشان در خط است و می آید. ما منتظر ماندیم که ایشان بیایند در آن زمان دیدیم یک وانت‌-تویوتا آمد و زمانی که ایشان از تویوتا پیاده شد دیدیم که فردی محجوب، فروتن، خوش سیما و خوش خنده وارد شد؛ با ما خوش و بشی به زبان ترکی کرد و ما برایمان جای سوال بود که چگونه جانشین فرمانده بچه های اصفهان یک ترک زبان است. در آن زمان من ایشان را نمی شناختم و از همان لحظه اول عاشق او شدم.

آقامهدی هرگز عصبانی نمی شد

سفیدگری با تاکید بر وجوه معنوی شخصیت شهید باکری اظهار کرد: آقامهدی هرگز به کسی تشر نمی زد یا عصبانی نمی شد مگر اینکه در رابطه با کار، عملیات یا انجام وظایف باشد و همیشه همه ما را به توکل به خدا و توسل به ائمه (ع) تشویق می کرد به ویژه اینکه در زمانی که در عملیات ها به مشکل می خورد به حضرت اباعبدالله (ع) توسل می جست و همیشه سعی می کرد در لشکر فضای معنوی از طریق توسلها تازه باشد.

 

وی تشریح کرد: گردان تخریب نیروهایی باتقوا، شجاع و طالب شهادت بودند و همیشه آقا مهدی در مناطق تجمع حضور می یافت و نماز صبح را همیشه در کنار این بچه ها اقامه می کرد. شهید مهدی باکری در قامت یک فرمانده عاشق نیروهایش بود. ویژگی های شخصیتی که مهدی داشت باعث شده بود تا همه نیروها به ایشان علاقه ویژه ای داشته باشند.

شهید باکری همه بسیجی ها را مانند فرزندان خود دوست داشت

همرزم شهید باکری با تاکید بر اینکه ایشان به همه نیروها علاقه داشت؛ اظهار کرد: آقامهدی همه بسیجی ها را مانند فرزندان خود دوست داشت. همانطور که اشاره کردم ما در همه اوقات در کنار هم بودیم. گاهی اوقات طبق عادتی که داشتم در مسیر ماشین را نگاه داشتم تا برای خودمان چیزی بخریم. در حال خرید سبزی بودم که شهید باکری به من گفت آیا برای بچه ها هم سبزی خریده اید؟ ما باید همان چیزی که که برای خودمان می خریم برای بچه ها نیز بخریم و بین نیرووها پخش کنیم.

وی در ادامه بیان کرد: یک روز آقامهدی رو به من گفت غلام‌حسن این بچه هایی که می بینی هر کدام عزیز یک خانواده هستند. پدرشان زمانی که به خانه می آید دستانش پر از پاکت میوه و تنقلات است؛ ما نیز باید برای این عزیزان همانطوری که پدر به آنان خدمت می کند؛ خدمت کنیم. ایشان نیروهای بسیجی را مانند فرزندان خود حساب می کرد و همین موضوع باعث می شد نیروها ایشان را دوست داشته باشند.

شهید مرتضی یاغچیان و شهید حمید باکری دو بازوی آقا مهدی بودند

شهید مرتضی یاغچیان و شهید حمید باکری دو بازوی آقا مهدی بودند

همرزم شهید باکری تشریح کرد: شهید مرتضی یاغچیان و شهید حمید باکری دو بازوی آقا مهدی بودند. این دو عزیز از نظر توانایی ویژگی های خاصی داشتند مرتضی هم توانمند بود و هم اینکه ولایتمدار بود. زمانی که فرمانده به او دستوری می داد آن فرمان برایش حسن ختام بود. اطاعت از فرمانده بارزترین ویژگی او بود.

وی تشریح کرد: در عملیات خیبر؛ آقامهدی، شهید حمید باکری را برای این عملیات سخت انتخاب کرد تا ثابت کند برادرش با مرتضی یا هر نیروی دیگری فرقی ندارد. شهید مرتضی یاغچیان نیز همواره در کنار آقامهدی بود. بنابراین مرتضی را در داخل جزیره در محلی امن قرار  داد تا امورات پشتیبانی تداراک منطقه را بر عهده داشته باشد. شما تصور کنید یک فرمانده یکی از بازوان خود را به خط مقدم فرستاده و بازویی را در منطقه گذاشته تا امکانات لجستیکی را به خط مقدم راهنمایی کند. این تدبیر فرمانده با دو بازوی خود بینظیر است.

وی تشریح کرد: مرتضی در آنجا با بیسیم تمامی وقایع را رصد می کرد و هم اینکه بر ارسال تدارکات نظارت می کرد. زمانی که حمید شهید شد مهدی بلافاصله دستور داد تا مرتضی به عقب برگردد و ایشان نیز سریعا برگشت. شهید مرتضی یاغچیان فردی بسیار شجاع بود و شاید بتوان گفت که در کلمات برای انسانهای بزرگ تعریفی نمی گنجد.

 

سفیدگری تشریح کرد: زمانی که خبر شهادت مرتضی  یاغچیان به آقامهدی رسید درست بعد از شهادت برادرشان حمید بود. لحظه ای که مرتضی شهید شد من زخمی شده و آنجا نبودم به همه یکسان نگاه می کرد. بچه ها می گفتند زمانی که دو بازوی ایشان به شهادت رسیدند و نیروها در خط مقدم در حال شکست بودند وهمزمان با فرمان امام، آقا مهدی اسلحه به دست می گیرد و پشت خاکریز با دشمن مبارزه کرد تا از جزیره دفاع کند.

 

انتهای پیام/

شهید مرتضی یاغچیان و شهید حمید باکری دو بازوی آقا مهدی بودند

منبع خبر

شهید مرتضی یاغچیان و شهید حمید باکری دو بازوی آقا مهدی بودند بیشتر بخوانید »

وقتی «مرتضی» رفت به کمک «حمید»+عکس

وقتی «مرتضی» رفت به کمک «حمید»+عکس



فرماندهان شهید عملیات خیبر

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، اسفند ماه مصادف است با سال‌گشت «عملیات خیبر» و شهادت سه تن از سردارانِ سپاه، «حاج محمدابراهیم همت» فرمانده «لشکر ۲۷ محمد رسول الله(صلوات الله علیه و آله)»(یگان اختصاصی رزمندگان پاسدار و بسیجی تهران)، «حمید باکری» و «مرتضی یاغچیان» معاونت‌های «لشکر ۳۱ عاشورا»(یگان اختصاصی رزمندگان پاسدار و بسیجی آذربایجان) . به همین مناسبت، روایتی از سردار «غلامعلی رشید» درباره نحوه جانبازی و شهادت این دو سردار شهید را پیش رو دارید:

برادر عزیزمان آقای «حمید باکری» معاون لشکر عاشورا مأموریت پیدا کرد ۲۴ ساعت قبل از عملیات با طی کردن آب هور از غربِ جزایر برود و به کمک یک گروهان که با اختفا و استتار کامل داخل قایق های بدون موتور روانه شده بودند، تنها پل جزیره جنوبی را ببندند. درست یک شب قبل از شروع عملیات، این‌ها می روند پل «شحیطاط» که جزایر را به جاده آسفالته و پل «نشوه» در هیجده، بیست کیلومتر آن طرف‌تر وصل می کند را تصرف می کنند و اصلا عامل سقوط جزایر گرفتن همین پل بود، نیروهای عراقی عمدتا از این پل وارد جزیره می‌شدند و جاده‌ای که می‌شناختند همین بود.  این پل را تصرف کردند و آن‌جا ماندند تا روز سوم و در آن‌جا سخت جنگیدند. دشمن با نیروی پیاده و سپس با تانک رسید به پل، ۱۰۰ متری، پنجاه متری، بیست متری، تا ده متری پل که برادرمان «حمید باکری» پای همین پل، به همراه تعدادی از بچه های گروهانش شهید شدند و آن‌طور که بچه‌ها تعریف می کردند، تانک از روی جسدش عبور می‌کند و آوردن جسدش هم ممکن نشد.

نمونه دیگر، شهادت و جسارت برادرمان «مرتضی یاغچیان» که به کمک «حمید باکری» می‌شتابد و همان‌جا شهید می‌شود. یا شجاعت برادرمان «حاج همت» است که با این‌که فرمانده لشکر بود ولی برای حفظ جزایر که یک دستور نظامی، شرعی و جهادی برای او بود، در رده فرمانده دسته در خط مقدم ترک موتور سوار شده بود که سریع تر بیاید یک دسته از نیروهای لشکر ۴۱ ثارالله (ع) یا ۱۴ امام حسین (ع) را کمک بگیرد و بیاورد در ضلع شرقی جزیره جنوبی در مقابل پاتک دشمن تا از ورود دشمن جلوگیری کند که به شهادت می‌رسد. یا از مقاومت برادرهای بسیج در کناره دجله که هشت روز تمام علی رغم اینکه آتش پشتیبانی نداشتند و تنها چیزی که داشتند خمپاره ۸۰ و ۱۲۰ بود، ماندند و جنگیدند ، نه هواپیمایی کمکشان بود، نه هلی کوپتری، نه توپخانه‌ای و با این حال هشت روز تمام با دو لشکر از سپاه سوم و سپاه چهارم از ارتش عراق در کنار رودخانه دجله جنگیدند. یا شجاعت و جسارت برادران لشکرهای ۸ نجف و ۳۱ عاشورا که از جزیره آمدند بیرون تا به سمت «طلائیه» بیایند و جاده طلاییه – جزیره را باز کنند که عمدتا مفقود شدند. نیروهای این گردان‌ها پشت بی‌سیم مثل صحنه کربلا روضه می‌خواندند و مقاومت می‌کردند. این‌ها وصایای خودشان و سفارشاتشان را می‌کردند، توصیه می‌کردند به فرماندهان خودشان و به برادر باکری و برادر کاظمی. این‌ها نمونه‌های حماسه‌هایی بود که در جزیره و جنوب جزیره و در شرق دجله برادران ما به وجود آوردند.

هدیه به ارواح بلندپروازشان صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

وقتی «مرتضی» رفت به کمک «حمید»+عکس

منبع خبر

وقتی «مرتضی» رفت به کمک «حمید»+عکس بیشتر بخوانید »

روزشمار دفاع مقدس (۷ اسفند)

روزشمار دفاع مقدس (۷ اسفند)


روزشمار دفاع مقدس (۷ اسفند)رویداد‌های مهم این روز در تقویم خورشیدی (۷ اسفند)

** مناسبت‌های مهم اسفند ۱۳۹۹ **

۴- ولادت امام محمد تقی جوادالائمه (ع) | ۵- روز بزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی و روز مهندس | ۷- ولادت امام علی (ع) و روز پدر (تعطیل) – آغاز ایام البیض (اعتکاف) | ۹- ارتحال حضرت زینب (س) – تغییر قبل مسلمین از بیت‌المقدس به مکه معظمه | ۱۴- روز احسان و نیکوکاری | ۱۵- روز درختکاری | ۱۸- روز بزرگداشت سیدجمال‌الدین اسدآبادی – سالروز تأسیس کانون‌های فرهنگی و هنری مساجد کشور | ۱۹- شهادت امام موسی‌ کاظم (ع) | ۲۰- روز راهیان نور | ۲۱- مبعث رسول اکرم (ص) (تعطیل) – روز بزرگداشت نظامی | ۲۲- روز بزرگداشت شهدا (تأسیس بنیاد شهید انقلاب اسلامی) | ۲۵- روز بزرگداشت پروین اعتصامی | ۲۷- ولادت سالار شهیدان، امام حسین (ع) و روز پاسدار | ۲۸- ولادت ابوالفضل‌العباس (ع) و روز جانباز | ۲۹- ولادت امام سجاد (ع) | ۲۹- روز ملی شدن صنعت نفت ایران (تعطیل)

** اسامی برخی شهدای اسفند ماه **

• شهادت شهید محمودرضا میرزاپور ارمکی (استان مازندران، شهرستان بابل) (۱۳۵۹ ه.ش)

• شهادت شهید عادل حردانی (۱۳۵۹ ه.ش)

• شهادت شهید عباس هدیه لو (البرز، کرج) (۱۳۶۱ ه.ش)

• شهادت شهید حمزه علی میرزایی خاکی (استان مازندران، شهرستان بابل) (۱۳۶۱ ه.ش)

• شهادت شهید علی اصغر بورچی (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۱ ه.ش)

• شهادت شهید محمدرضا مرادی (جفیر) (۱۳۶۲ ه.ش)

• شهادت شهید یدالله معافی (استان مازندران، شهرستان میاندورود) (۱۳۶۲ ه.ش)

• شهادت شهید محمدعلی تک (استان سمنان، شهرستان دامغان، روستای رضی آباد) (۱۳۶۲ ه.ش)

• شهادت شهید غلامعلی عاقلی (استان سمنان، شهرستان دامغان، روستای مهماندوست) (۱۳۶۲ ه.ش)

• شهادت شهید مرتضی یاغچیان (استان آذربایجان شرقی، شهرستان تبریز) (۱۳۶۲ ه.ش)

• شهادت شهید خلیل صبوری نهند (استان آذربایجان شرقی، شهرستان تبریز) (۱۳۶۲ ه.ش)

• شهادت شهید اصغر امیر فقر دیزجی (استان آذربایجان شرقی، شهرستان تبریز) (۱۳۶۲ ه.ش)

• شهادت شهید محمدباقر مشهدی عبادی فرمانده گردان امام حسین (ع) لشکر ۳۱ عاشورا (استان آذربایجان شرقی، شهرستان تبریز) (۱۳۶۲ ه.ش)

• شهادت شهید محمد علی بمانی (استان قزوین، شهرستان قزوین) (۱۳۶۲ ه.ش)

• شهادت شهید مرتضی رزازیان (استان قزوین، شهرستان قزوین) (۱۳۶۲ ه.ش)

• شهادت شهید مرتضی سلمان طرقی (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۲ ه.ش)

• شهادت شهید محرم علی مقدم (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۲ ه.ش)

• شهادت شهید سیدعطاءالله میرمحمدی (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۲ ه.ش)

• شهادت شهید احمد دادستان (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۲ ه.ش)

• شهادت شهید سیدمحمود یحیایی (استان مازندران، شهرستان ساری) (۱۳۶۳ ه.ش)

• شهادت شهید سیدمحمود موسوی نژاد کاسگری (استان مازندران، شهرستان بابلسر) (۱۳۶۴ ه.ش)

• شهادت شهید سیدحسن روح‌الامین فرمانده عملیات قرارگاه شهرام‌فر و جانشین عملیات در سپاه کردستان (استان اصفهان) (۱۳۶۴ ه.ش)

• شهادت شهید عباس محمدجانی (استان خراسان رضوی، شهرستان کاشمر) (۱۳۶۴ ه.ش)

• شهادت شهید اسدالله کشمیری‌قرقی (استان خراسان رضوی، شهرستان مشهد) (۱۳۶۴ ه.ش)

• شهادت شهید قربانعلی اصغرزاده (استان خراسان رضوی، شهرستان استان) (۱۳۶۴ ه.ش)

• شهادت شهید محمد عباسی (استان خراسان جنوبی، شهرستان بیرجند) (۱۳۶۴ ه.ش)

• شهادت شهید مسعود آذربهرام (استان گیلان، شهرستان رودسر) (۱۳۶۴ ه.ش)

• شهادت شهید ادریس آزادیان (استان خوزستان، آبادان) (۱۳۶۴ ه.ش)

• شهادت شهید مسعود آزادبهرام (استان خوزستان، پل نو خرمشهر) (۱۳۶۴ ه.ش)

• شهادت شهید قدرت‌الله گلبری (استان البرز، شهرستان کرج) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید حبیب‌الله شمایلی (استان خوزستان، شهرستان بهبهان) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید ابراهیم دادگر آرانی (استان اصفهان، شهرستان آران و بیدگل) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید ابوالفضل سعدآبادی آرانی (استان اصفهان، شهرستان آران و بیدگل) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید عباس محمودی (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت خلبان شهید علی اقبالی مقدم (استان تهران، شهرستان ری) (۱۳۷۰ ه.ش)

• انتخابات اولین دوره شورا‌های اسلامی کشور (۱۳۷۷ ه.ش)

• شهادت شهید عبدالله الهی (هنگ مرزید تایباد) (۱۳۸۵ ه.ش)

• شهادت شهید نوبخش دهقانی (ایرانشهر) (۱۳۹۲ ه.ش)

• شهادت شهید مدافع حرم هاشم دهقانی‌نیا (استان اردبیل، شهرستان اردییل) (۱۳۹۴ ه.ش)

• شهادت شهید مدافع حرم علی آقایی (استان اردبیل، شهرستان اردبیل) (۱۳۹۴ ه.ش)

• شهادت شهید نزار حَمَد کورانی (شهید مقاومت) (۱۳۹۴ ه.ش)

رویداد‌های مهم این روز در تقویم هجری (۱۳ رجب)

• میلاد پیشوای اول مسلمانان امیرالمؤمنین امام علی (ع) (۲۳ سال قبل از هجرت)

• آغاز ایام البیض (اعتکاف) 

روزشمار دفاع مقدس (۷ اسفند)

منبع خبر

روزشمار دفاع مقدس (۷ اسفند) بیشتر بخوانید »

واکنش شهید «مرتضی یاغچیان» به اصرار دوستان برای قبول فرماندهی

واکنش شهید «مرتضی یاغچیان» به اصرار دوستان برای قبول فرماندهی


به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، ۲۱ سال داشت که به خدمت سربازی رفت. بعد از دوره آموزشی در پادگان جلدیان تبریز به شهر‌های سوسنگرد، بستان و چند پاسگاه مرزی اعزام شد. از اینکه مجبور بود به جای شنیدن سوز آذری روضه‌های تاسوعا و عاشورا در تکیه محل، گوشه پادگان زانوی غم بغل بگیرد، دل توی دلش نبود. همین بی‌تابی‌ها بود که باعث شد قلم دست بگیرد و چند خطی برای خانواده بنویسد تا بلکه دلش آرام شود: «پدر عزیزم! هم‌اکنون روز دوم ماه محرم است و من روی تخت نشسته‌ام و به صدای دلنشین قرآن گوش می‌دهم و خیلی دلم می‌خواست در روز‌های تاسوعا و عاشورا در تبریز باشم، ولی نمی‌توانم. بدین سبب، چون شما شب‌ها به هیئت می‌روید از شما التماس دعا دارم.»

واکنش شهید «مرتضی یاغچیان» به اصرار دوستان برای قبول فرماندهی

مرتضی یاغچیان که اواسط دوره سربازی با فرمان امام خمینی (ره) از پادگان فرار کرد و در تظاهرات و راهپیمایی‌های علیه رژیم پهلوی شرکت می‌کرد، پس از پیروزی انقلاب به عضویت سپاه درآمد و از همان ابتدا در مسئولیت‌های مهم انجام وظیفه کرد.

سال ۵۹ بود که با شروع جنگ، راهی جنوب شد. او در عملیات‌های مختلف مثل کردستان، میاندوآب، بیت‌المقدس، رمضان، والفجر مقدماتی، والفجر، والفجر ۸ و… حضور داشت.

با اینکه بار‌ها و بار‌ها طی عملیات‌های مختلف مجروح شد، اما هیچ کدام بهانه نشد که جبهه را رها کند؛ جراحت‌ها و درد‌ها را به جان می‌خرید و دم نمی‌زد که مبادا کسی از آن مطلع شده و مانع حضورش در خط مقدم شود.

واکنش شهید «مرتضی یاغچیان» به اصرار دوستان برای قبول فرماندهی

از پذیرفتن منصب‌ها دوری می‌کرد

در روز‌های رزمندگی که تیپ عاشورا، به لشکر عاشورا تبدیل شد و در کنار مهدی و حمید باکری، رشادت‌های بسیاری از خود نشان داد، از پذیرفتن منصب‌ها دوری می‌کرد. زمانی‌که امین شریعتی (فرمانده تیپ عاشورا) قصد داشت به یگان دیگری منتقل شود از قبول مقام فرماندهی تیپ عاشورا خودداری کرد و در جواب همرزمانش گفت: «هرکجا بگویید کار می‌کنم، ولی با من از قبول مسئولیت حرفی نزنید.»

در آن هنگام مهدی باکری، معاون تیپ نجف اشرف به علت جراحتی که دیده بود در بیمارستان اهواز بستری بود. پس از اصرار فراوان فرماندهان نجف اشرف، مهدی باکری فرماندهی تیپ را پذیرفت و به سراغ یاغچیان آمد و با اصرار فراوان معاون تیپ عاشورا شد. یکی از همرزمان یاغچیان می‌گوید: «با وجود اینکه به معاونت تیپ انتخاب‌ شده بود، ولی هیچ‌وقت تغییری در رفتار و اخلاقش احساس نکردم. هر وقت در جلسات و عملیات‌ها شرکت می‌کرد خود را به‌عنوان نیروی ساده به‌حساب می‌آورد و هر کاری که پیش می‌آمد، انجام می‌داد. در منطقه، آقا مرتضی ازجمله افرادی بود که اصلاً به مرخصی رفتن فکر نمی‌کرد.»

واکنش شهید «مرتضی یاغچیان» به اصرار دوستان برای قبول فرماندهی

بهتر از جانم چیزی ندارم تقدیم کنم

مرتضی یاغچیان که از شروع جنگ در عملیات‌ها به دنبال شهادت می‌دوید، می‌گفت: «افتخار می‌کنم که به جبهه آمده‌ام تا دین خود را به اسلام ادا کنم و نهایت آرزویم شهادت است.» و سرانجام در هفتم بهمن سال ۶۲ در عملیات خیبر به آرزویش رسید و دیدار حق را لبیک گفت.

پیکر شهید مرتضی یاغچیان بعد از عملیات در منطقه جاماند و ۱۳ سال مفقودالاثر بود که پس از جستجوی گروه‌های تفحص، بقایای پیکر مطهرش سال ۷۵ در وادی رحمت تبریز آرام گرفت.

واکنش شهید «مرتضی یاغچیان» به اصرار دوستان برای قبول فرماندهی

انتهای پیام/ 112

واکنش شهید «مرتضی یاغچیان» به اصرار دوستان برای قبول فرماندهی

منبع خبر

واکنش شهید «مرتضی یاغچیان» به اصرار دوستان برای قبول فرماندهی بیشتر بخوانید »