شهید کلهر

پاشایی: تولید فیلم «در امتداد پل» به مراحل پایانی رسید

پاشایی: تولید فیلم «در امتداد پل» به مراحل پایانی رسید


به گزارش مجاهدت از دفاع‌پرس از البرز، «داوودپاشایی» دبیر کنگره ملی شهدای استان البرز اظهارداشت:فیلم سینمایی «در امتداد پل» با جدیت و حضور تیمی برجسته در حال پیشرفت هست و انتظار می‌رود تا پایان اردیبهشت‌ماه آماده نمایش شود.

وی گفت: فیلم «در امتداد پل» با تکیه بر داستان‌هایی انسانی و روایتی تازه از رزمندگان دفاع مقدس ساخته می‌شود و تلاش کرده‌ایم چهره‌ی واقعی، لطیف و صلح‌طلب رزمندگان را در بستر جنگ روایت کنیم.

وی افزود: هم‌اکنون حدود ۷۵ درصد از فیلمبرداری این اثر به اتمام رسیده و ضبط بخش‌های باقی‌مانده در شهرک سینمایی دفاع مقدس برنامه‌ریزی شده‌هست. وی تصریح کرد: در این پروژه از هنرمندان و عوامل حرفه‌ای سینما بهره‌برده‌ایم تا محصول نهایی بتواند در سطحی مطلوب و شایسته، تاثیرگذار باشد.

وی تاکید کرد: فیلم «در امتداد پل» صرفاً یک روایت حماسی نیست؛ بلکه روایت‌گر بلوغ و رشد انسانی نوجوانان و جوانان ایرانی در شرایط سخت جنگ و نمایشگر مهربانی و عاطفه در دل روز‌های سخت دفاع مقدس هست و پشتیبانی مسئولان شهری و استانی، خصوصاً اعضای شورای اسلامی شهر، کمیسیون فرهنگی شورای اسلامی شهر و شهردار کرج، که با اختصاص اعتبار قابل توجهی برای این پروژه نقش اثرگذاری داشته و باعث دلگرمی عوامل تولید شده‌هست.

وی افزود: در این فیلم سعی شده ابعاد کمتر دیده‌شده از حضور رزمندگان و روحیه انسانی آنها برجسته شود و مخاطب با وجه دیگری از دلیرمردان جبهه‌ها آشنا شود. وی تصریح کرد: مدیران و دست‌اندرکاران فرهنگی استان البرز با حضور در پشت صحنه و بازدید‌های مرتب، فرآیند تولید را با دقت دنبال و حمایت کرده‌اند و پس از پایان فیلمبرداری، مراحل فنی مانند صداگذاری، تدوین و آماده‌سازی فیلم آغاز می‌شود و طبق برنامه تا پایان اردیبهشت نسخه نهایی فیلم آماده ارائه خواهد بود.

دبیر کنگره ملی شهدای استان البرز خاطرنشان کرد: تا زمان اتمام کامل فرآیند تولید اطلاعات جزئی فیلم رسانه‌ای نخواهد شد، اما رایزنی برای حضور «در امتداد پل» در جشنواره‌های معتبر داخلی و بین‌المللی آغاز شده هست و امید هست این فیلم بتواند تصویری جدید، واقع‌بینانه و انسانی از دفاع مقدس را به مخاطبان داخلی و خارجی انتقال دهد و در رویداد‌های سینمایی بدرخشد.

انتهای پیام/

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

پاشایی: تولید فیلم «در امتداد پل» به مراحل پایانی رسید

پاشایی: تولید فیلم «در امتداد پل» به مراحل پایانی رسید بیشتر بخوانید »

روایت حاج علی فضلی از شهادت یک فرمانده و بی‌تابی شهید کلهر

روایت حاج علی فضلی از شهادت یک فرمانده و بی‌تابی شهید کلهر


روایت حاج علی فضلی از شهادت یک فرمانده و بی تابی شهید کلهربه گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌‎پرس، سردار شهید سید حسین میررضی در سال ۱۳۳۷ در شهرستان کرج متولد شد. او در ابتدای تشکیل سپاه پاسداران عضو این نهاد انقلابی شد، چنانچه پیش از این هم در وقایع پیروزی انقلاب اسلامی با احساس مسوولیتی که داشت نقش آگاهانه و موثری ایفا کرد. همزمان با ورود به سپاه پاسداران در دانش‌سرای تربیت معلم پذیرفته شد و با شروع جنگ تحمیلی به جبهه‌ها رفت.

ابداع روش‌های دفاعی جدید، حضور در میادین خط مقدم و شب‌های حمله از مهمترین برنامه‌های شهید میررضی برای ثبت وقایع دفاع از میهن اسلامی است که همیشه به آن‌ها مداومت می‌کرد.

حاج علی فضلی از سال ۱۳۵۹ با شهید میررضی آشنا شد و در عملیات‌‎های طریق القدس، فتح بستان، فتح المبین و تا شهادت با وی همراه بود. سردار فضلی از شهید میررضی اینطور یاد می‌کند: به معنای واقعی انسانی وارسته بود. ظرفیت و توفیقات فراوانی از زوایای مختلف به خصوص در مدیریت و فرماندهی داشت. ابداع روش‌های دفاعی جدید، حضور در میادین خط مقدم و شب‌های حمله از مهمترین برنامه‌های شهید میررضی برای ثبت وقایع دفاع از میهن اسلامی بود که همیشه به آن‌ها مداومت می‌کرد. انسانی شجاع، فهیم، بصیر و بسیار دلسوز برای دفاع از امام و انقلاب بود.

سردار فضلی در خاطره‌ای از این شهید آورده است: شهید میررضی فرمانده عملیات لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع) بود و در کنار کانال ماهی در روز ۲۰ دی ماه ۶۵ به شهادت رسید. در آن زمان بنده و حاج یدالله کلهر در پنج ضلعی شلمچه داخل یک نفربر نشسته بودیم که خبر شهادت میررضی را برای ما آوردند. شهید کلهر خیلی بی‌تابی می‌کرد. اما بی‌تابی ایشان در سکوت و کم‌حرفی خلاصه می‌شد. اصلاً اشک نمی‌ریخت و خودش را کنترل می‌کرد. تا این‌که شهید میثمی آمد. شهید میثمی نماینده حضرت امام (ره) در قرارگاه خاتم‌الانبیاء (ص) بود. این بزرگوار، بنده و شهید کلهر را به اسم کوچک صدا می‌زد.

وقتی ایشان به ما رسیدند، من از نفربر پیاده شدم و بعد از سلام و احوالپرسی ایشان را به داخل نفربر بردم. حاج‌ یدالله کلهر به احترام شهید میثمی برخاست و شهید میثمی و حاج‌ یدالله با هم روبوسی کردند.

شهید میثمی رو به حاج‌یدالله کلهر کرد و گفت: چی شده حاج یدالله؟ چرا گرفته‌ای؟! حاج‌ یدالله هیچ چیز نگفت و سکوت اختیار کرد. یک‌دفعه بنده گفتم که حاج یدالله به‌خاطر شهادت میررضی ناراحت است. یک دفعه دیدم شهید میثمی دست‌هایش را روی شانه‌های شهید کلهر گذاشت و گفت: چرا ناراحتی؟ آنان فقط مزد خودشان را گرفتند. آن‌ها ثواب کارشان را دریافت کردند. ما باید غبطه بخوریم که چرا جا مانده‌ایم. فقط همین. بعد صورتش را نزدیک صورت حاج یدالله کرد و در گوش ایشان چیزی گفت. البته من نفهمیدم که شهید میثمی به شهید کلهر چه گفت. اما یک ضرب‌المثل معروف است که می‌گویند: شهیدان، شهیدان را می‌شناسند. و چون آن‌ها در نوبت شهادت قرار داشتند، بنده نفهمیدم.

از نفس گرم شهید میثمی، حاج‌ یدالله بسیار خوشحال شد و چهره‌اش برگشت و یک تبسم کوچک کنار لبش پدیدار شد. مرحله سوم عملیات کربلای ۵ بود و ما ماموریت داشتیم که از نهر جاسم به طرف دژی که به جزیره صالحیه منتهی می‌شد عملیات کنیم. دشمن فشار زیادی می‌آورد و گردان‌های ما هم جانانه در خط می‌جنگیدند. شهید کلهر برای تقویت روحیه بچه‌ها و هدایت عملیات از ما جدا شد. من خیلی نگران حاج کلهر بودم تا اینکه دو یا سه ساعت بعد تماس گرفتند که حاج یدالله هم به سختی مجروح شده.

انتهای پیام/ 141

روایت حاج علی فضلی از شهادت یک فرمانده و بی‌تابی شهید کلهر

منبع خبر

روایت حاج علی فضلی از شهادت یک فرمانده و بی‌تابی شهید کلهر بیشتر بخوانید »

روایت حاج علی فضلی از شهادت یک فرمانده و بی تابی شهید کلهر

روایت حاج علی فضلی از شهادت یک فرمانده و بی تابی شهید کلهر


روایت حاج علی فضلی از شهادت یک فرمانده و بی تابی شهید کلهربه گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌‎پرس، سردار شهید سید حسین میررضی در سال ۱۳۳۷ در شهرستان کرج متولد شد. او در ابتدای تشکیل سپاه پاسداران عضو این نهاد انقلابی شد، چنانچه پیش از این هم در وقایع پیروزی انقلاب اسلامی با احساس مسوولیتی که داشت نقش آگاهانه و موثری ایفا کرد. همزمان با ورود به سپاه پاسداران در دانش‌سرای تربیت معلم پذیرفته شد و با شروع جنگ تحمیلی به جبهه‌ها رفت.

ابداع روش‌های دفاعی جدید، حضور در میادین خط مقدم و شب‌های حمله از مهمترین برنامه‌های شهید میررضی برای ثبت وقایع دفاع از میهن اسلامی است که همیشه بر آن‌ها مداومت می‌کرد.

حاج علی فضلی از سال ۱۳۵۹ با شهید میررضی آشنا شد و در عملیات‌‎های طریق القدس، بتح بستان، فتح المبین و تا شهادت با وی همراه بود. سردار فضلی از شهید میررضی اینطور یاد می‌کند: به معنای واقعی انسانی وارسته بود. ظرفیت و توفیقات فراوانی از زوایای مختلف به خصوص در مدیریت و فرماندهی داشت. ابداع روش‌های دفاعی جدید، حضور در میادین خط مقدم و شب‌های حمله از مهمترین برنامه‌های شهید میررضی برای ثبت وقایع دفاع از میهن اسلامی است که همیشه بر آن‌ها مداومت می‌کرد. انسانی شجاع، فهیم، بصیر و بسیار دلسوز برای دفاع از امام و انقلاب بود.

سردار فضلی در خاطره‌ای از این شهید آورده است: شهید میررضی فرمانده عملیات لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع) بود و در کنار کانال ماهی در روز ۲۰ دیماه ۶۵ به شهادت رسید. در آن زمان بنده و حاج یدالله کلهر در ۵ ضلعی شلمچه داخل یک نفربر نشسته بودیم که خبر شهادت میررضی را برای ما آوردند. شهید کلهر خیلی بی‌تابی می‌کرد. اما بی‌تابی ایشان در سکوت و کم‌حرفی خلاصه می‌شد. اصلاً اشک نمی‌ریخت و خودش را کنترل می‌کرد. تا این‌که شهید میثمی آمد. شهید میثمی نماینده حضرت امام (ره) در قرارگاه خاتم‌الانبیاء (ص) بود. این بزرگوار، بنده و شهید کلهر را به اسم کوچک صدا می‌زد.

وقتی ایشان به ما رسیدند، من از نفربر پیاده شدم و بعد از سلام و احوالپرسی ایشان را به داخل نفربر بردم. حاج‌یدالله کلهر به احترام شهید میثمی برخاست و شهید میثمی و حاج‌یدالله با هم روبوسی کردند.

شهید میثمی رو به حاج‌یدالله کلهر کرد و گفت: چی شده حاج یدالله؟ چرا گرفته‌ای؟! حاج‌یدالله هیچ چیز نگفت و سکوت اختیار کرد. یک‌دفعه بنده گفتم که حاج یدالله به‌خاطر شهادت میررضی ناراحت است. یک دفعه دیدم شهید میثمی دست‌هایش را روی شانه‌های شهید کلهر گذاشت و گفت: چرا ناراحتی؟ آنان فقط مزد خودشان را گرفتند. آن‌ها ثواب کارشان را دریافت کردند. ما باید غبطه بخوریم که چرا جا مانده‌ایم. فقط همین. بعد صورتش را نزدیک صورت حاج یدالله کرد و در گوش ایشان چیزی گفت. البته من نفهمیدم که شهید میثمی به شهید کلهر چه گفت. اما یک ضرب‌المثل معروف است که می‌گویند: شهیدان، شهیدان را می‌شناسند. و، چون آن‌ها در نوبت شهادت قرار داشتند، بنده نفهمیدم.

از نفس گرم شهید میثمی، حاج‌یدالله بسیار خوشحال شد و چهره‌اش برگشت و یک تبسم کوچک کنار لبش پدیدار شد. مرحله سوم عملیات کربلای ۵ بود و ما ماموریت داشتیم که از نهر جاسم به طرف دژی که به جزیره صالحیه منتهی می‌شد عملیات کنیم. دشمن فشار زیادی می‌آورد و گردان‌های ما هم جانانه در خط می‌جنگیدند. شهید کلهر برای تقویت روحیه بچه‌ها و هدایت عملیات از ما جدا شد. من خیلی نگران حاج کلهر بودم تا اینکه دو یا سه ساعت بعد تماس گرفتند که حاج یدالله هم به سختی مجروح شده.

انتهای پیام/ ۱۴۱

روایت حاج علی فضلی از شهادت یک فرمانده و بی تابی شهید کلهر

منبع خبر

روایت حاج علی فضلی از شهادت یک فرمانده و بی تابی شهید کلهر بیشتر بخوانید »