شهید یدالله کلهر

برکت مراسم تشییع شهید «کلهر» برای رزمندگان لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع)/ اقتدار پدر بالای پیکر پسر


به گزارش مجاهدت از خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، سردار شهید حاج «یدالله کلهر» جانشین لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع) یکم بهمن ماه ۱۳۶۵ در جریان عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید. هرچند آوردن نام او یادآور لشکر سیدالشهدا (ع) هست، اما شهید کلهر در سال ۶۴ به این لشکر آمد و پیش از آن، در سمت‌ها و واحد‌های دیگری مشغول خدمت بود. سردار «محمدعلی فلکی» از همرزمان شهید کلهر اظهار داشت: تابستان سال ۶۴ حاج علی فضلی فرمانده تیپ ۱۰ سید الشهدا (ع) شد. آن زمان هنوز تیپ به لشکر ارتقاء نیافته بود. با آمدن حاج علی، شهید کلهر هم به این تیپ آمد و از بدو ورودش جانشین سردار فضلی شد تا زمانی که در عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید.

برکت مراسم تشییع شهید «کلهر» برای رزمندگان لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع)/ اقتدار پدر بالای پیکر پسر

«محمود تنها» از دیگر همرزمان شهید کلهر هم می‌گوید: من اواخر سال ۵۹ در تیپ المهدی بودم. آن زمان سردار فضلی فرمانده این تیپ بود و شهید کلهر هم جانشینش. از همان زمان این دو نفر با هم رفیق و همراه بودند. بعد‌ها در عملیات فتح المبین و آزادسازی خرمشهر و والفجرمقدماتی همچنان کنار شهید کلهر بودم. 

شهید کلهر فعالیت‌های انقلابی‌اش را در شهریار و کرج آغاز کرد و در روز‌های پایانی عمر رژیم طاغوت، به تهران آمد و در تصرف پادگان‌های ارتش همراه دیگر جوانان انقلابی مشارکت کرد. در همین زد و خورد‌ها مجروح شد. بعد از پیروزی انقلاب، با شروع اغتشاشات در کردستان، به مناطقی مثل سنندج و تکاب رفت و در شهر تکاب فرماندهی عملیات منطقه را برعهده گرفت. سپس به کرج برگشت و در سپاه آنجا فعال بود.

برکت مراسم تشییع شهید «کلهر» برای رزمندگان لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع)/ اقتدار پدر بالای پیکر پسر

مشارکت در تاسیس تیپ المهدی (عج) و جانشینی آن، جانشینی تیپ نبی اکرم (ص)، حضور در کادر فرماندهی لشکر ۲۷، اعزام به لبنان و سوریه در سال ۶۳ و نهایتا آمدن به لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع) در تیر سال ۱۳۶۴، فعالیت‌هایی بود که شهید کلهر در جبهه‌ها انجام داد و نهایتا نیز در همین لشکر به شهادت رسید. حضور سردار فضلی و حاج یدالله کلهر در لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع) باعث تقویت آن شد و شرکت در چند عملیات متوسط و محدود در خلال سال ۶۴ و خصوصا شرکت در عملیات والفجر ۸ باعث شد تا پس از پایان عملیات والفجر ۸، تیپ ۱۰ به لشکر ارتقاء پیدا کند. 

یکی از همرزمان شهید کلهر می‌گوید: در عملیات والفجر ۸ تیپ ۱۰ در دو مرحله شرکت کرد. یکی در عملیات ایذایی تصرف بخشی از جزیره‌ ام‌الرصاص که این عملیات برای فریب نیرو‌های دشمن و سلب تمرکزشان از فاو به عنوان محور اصلی عملیات والفجر ۸ بود. تیپ ما بعد از تصرف اهدافش در‌ام‌الرصاص، طبق نقشه آنجا را تخلیه کرد و ما در تداوم عملیات به خود فاو رفتیم. در آنجا حاج علی فضلی مجروح شد و یک چشمش را از دست داد. بعد از پایان والفجر ۸، ابلاغ شد که تیپ ۱۰ سیدالشهدا (ع) به لشکر ارتقاء یافته هست.

برکت مراسم تشییع شهید «کلهر» برای رزمندگان لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع)/ اقتدار پدر بالای پیکر پسر

شرکت در عملیات کربلای ۵ شاهکار لشکر ۱۰ در دفاع مقدس بود. در این عملیات لشکر ۱۰ توانست عمده استحکامات دشمن در دژ شلمچه را تصرف کند. سردار فلکی در این خصوص می‌گوید: در عملیات کربلای ۵ خیلی از موانع نونی شکل را نیرو‌های لشکر ۱۰ تصرف کردند. ورود و تسلط به منطقه موسوم به پنج ضلعی هم از جمله کار‌هایی بود که لشکر سیدالشهدا (ع) انجام داد. بعد از تصرف پنج ضلعی، سردار فضلی آمد و مقر فرماندهی لشکر را آنجا بنا نهاد. البته این مقر فرماندهی شامل یک نفربر‌ «ام ۱۱۳» بود که برای در امان ماندن از تیر و ترکش‌های دشمن، جلسات و امور فرماندهی لشکر در آنجا انجام می‌گرفت.

«سید حسین میررضی» مسئول عملیات لشکر ۱۰، در عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید. شهادت او برای شهید کلهر که دوستی چندین ساله با میررضی داشت، بسیار گران آمد. پس از این اتفاق بود که تعدادی از فرماندهان مثل شهید شوشتری به مقر فرماندهی لشکر ۱۰ در پنج ضلعی آمدند تا کلهر را روحیه بدهند، اما گویا شهید کلهر از چیز دیگری ناراحت بود! 

برکت مراسم تشییع شهید «کلهر» برای رزمندگان لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع)/ اقتدار پدر بالای پیکر پسر

سردار فلکی می‌گوید: شهید شوشتری آمده بود تا به شهید کلهر روحیه بدهد. کمی با ایشان حرف زد و بعد رفت. من و حاج یدالله کلهر و تعدادی از بچه‌ها، شوشتری را مشایعت کردیم. بعد از رفتن او، شهید کلهر گفت: اینها فکر می‌کنند همه ناراحتی من به خاطر شهادت میررضی هست. در حالی که من برای خودم ناراحتم. دوستانم رفته‌اند و من مانده‌ام. پنج روز بعد از شهادت میررضی، حاج یدالله کلهر هم به شهادت رسید.

میررضی ۲۵ دی ماه شهید شد و کلهر یکم بهمن ماه ۶۵ آسمانی شد. در شرح شهادت شهید کلهر آمده هست که او برای گره‌گشایی یکی از محور‌های عملیاتی که دچار مشکل شده بود، به آن منطقه می‌رود اما همان جا به سختی مجروح می‌شود. حاج علی فضلی فرمانده لشکر ۱۰ در خصوص مجروحیت شهید کلهر و نحوه تشییع پیکر او خاطرات مفصلی بیان کرده هست که حاج یدالله بعد از مجروحیت ابتدا به درمانگاه صحرایی و سپس به بیمارستان شهید بقایی منتقل می‌شود و حدود ۲۴ ساعت کار مداوا روی او انجام می‌شود تا اینکه به شهادت می‌رسد. 

برکت مراسم تشییع شهید «کلهر» برای رزمندگان لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع)/ اقتدار پدر بالای پیکر پسر

بعد از شهادت کلهر، پیکرش به اردوگاه کوثر که مقر اصلی لشکر ۱۰ بود منتقل می‌شود. مراسم تشییع او بیرون از اردوگاه برگزار شده و تعداد زیادی از نیرو‌های لشکر از اردوگاه خارج می‌شوند. در همین لحظه جنگنده‌های دشمن کوثر را بمباران می‌کنند، اما به دلیل خروج نیرو‌ها از آنجا، جان بسیاری از رزمنده‌ها نجات پیدا می‌کند. معروف هست که حتی پیکر شهید کلهر هم حافظ همرزمانش بود و جان نیرو‌های لشکر ۱۰ را نجات داد. 

«محمود تنها» در بیان خاطره‌ای از انتقال پیکر شهید کلهر به زادگاهش شهریار می‌گوید: وقتی پیکر شهید را به سپاه شهریار آوردند. مرحوم حاج‌ نبی‌الله (پدر شهید) گفت: یدالله قوی‌تر از این حرف‌هاست که قبل از اتمام جنگ شهید شود. باور نمی‌کنم این پیکر او باشد. در صورتی باور می‌کنم که نشان یدالله را ببینم… این نشان خالی روی سینه شهید کلهر بود. مرحوم حاج نبی سینه شهید را نگاه کرد. با دیدن خال مطمئن شد که این پیکر، پیکر پسرش یدالله هست. بدون آنکه گریه کند، محکم گفت: آفرین پسرم. احسنت که رو سفیدم کردی.

وصیت‌نامه شهید

بسم رب الشهدا و الصدیقین

«من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی احبنی من احبنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فانادیته»

راه ِخمینی (ره) ما را به راه ِ مستقیم الله آورد

با سلام و درود بر محمد (صلی الله علیه و آله) و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و نایب بر حقش امام خمینی رهبر بزرگ تمامی مسلمین و مستضعفین جهان، رهبری که تمامی ما را از منجلاب خواری و ذلت بیرون کشیده و به راه راست هدایتمان کرد و نوری شد در تاریکی راه که بتوانیم حرکت خودمان را از تمام راه‌های انحرافی بازداریم و در راه مستقیم که همان «الله» می‌باشد، حرکت خود را ادامه دهیم و با این راهنمایی امام عزیزمان بود که راه خود را پیدا و انتخاب کردم تا بتوانم جبران زمان جاهلیت خود را بکنم.

سردار شهید «یدالله کلهر»

خونم به حسین (ع) گواهی می‌دهد که من مثل مردم کوفه نیستم

خدایا شاهد باش که از تمامی مظاهر مادی دنیا بریدم تا بیشتر به تو نزدیک شوم و به تو بپیوندم. خدایا من خواهان شهادتم، نه به این معنی که از زندگی کردن در این دنیا خسته شده‌ام و یا خواسته باشم خود را از دست این سختی‌ها و نابسامانی‌های دنیوی خلاص سازم، بلکه می‌خواهم گناهان زیادی را که انجام داده‌ام به وسیله رنج کشیدن در راه تو و دادن چند قطره خون ناقابلم به خاطر تو پاک گردد. می‌خواهم شهید شوم تا اگر زنده‌ام، موجودی نباشم که جلوگیری از رشد دیگران شوم تا شاید خونم بتواند این موضوع را جبران نماید و نهال کوچکی از جنگل انبوه انقلاب را آبیاری کند. می‌خواهم شهید شوم تا خونم به سرور شهیدان حسین (علیه السلام) گواهی دهد که من مانند مردم کوفه نیستم و رهرو راهش بوده‌ام.‌ای بهتر از همه دوست‌ها و یارها! مرا دریاب.‌ای معشوقم! مرا نزد خویش بخوان، من انسانی گنهکار و روسیاه هستم، مرا فراخوان که دیگر نمی‌توانم صبر کنم و صبرم به پایان رسیده هست؛ و چه سخت و ناگوار هست بین دوستان صمیمی جدایی می‌افتد و چه سخت هست آن زمانی که یک رهرو به مقصدش برسد و دیگری مثل من به مقصد خویش نرسد. بارال‌ها خودت این سختی‌ها را از دوش من بردار.

برکت مراسم تشییع شهید «کلهر» برای رزمندگان لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع)/ اقتدار پدر بالای پیکر پسر

پدر عزیز و مادر مهربانم! در شهادتم بی صبری و گریه نکنید

پدر عزیزم مرا ببخش که فرزند خوبی برایت نبودم و از من راضی باش تا خدا هم از من خشنود گردد و مرا بیامرزد. امیدوارم بتوانم با تقدیم خون ناچیز و جسم ضعیف خود به اسلام و قرآن رضایت خدا و شما را فراهم کنم. صبور باش و مبادا بی صبری و گریه کنی و تو مادر مهربانم در شهادتم گریه نکن. افتخار کن و شجاع باش و به دیگر مادران شهدا بیشتر سربزن و به آنها دلداری بده و اگر خواستی گریه هم بکنی بر سیدالشهدا حسین بن علی (علیه السلام) گریه کن نه بر من.

مریم را طوری تربیت کن که در آینده زنی متعهد و لایق برای اسلام باشد

همسر خوبم می‌دانم که همسر خوبی برایت نبودم و از روز اول ازدواج پیش شما نتوانستم بمانم و حتی شاید بگویم هنوز نتوانستیم درست همدیگر را بشناسیم. به هر حال شما مرا حلال کن و امیدوارم بتوانی در مقابل تمام سختی ها، چون کوهی استوار و مقاوم باشی و استاد خوبی برای تنها دخترم مریم که هنوز هم پدر خود را به خوبی نمی‌شناسد. مریم را طوری بزرگ و تربیت کن که در آینده زنی مسلمان و متعهد و لایق برای اسلام و جامعه اسلامی باشد.

برادر عزیزم مرا ببخش که برادر خوب و لایقی برایت نبودم و باعث سرافکندگی تو بودم، ولی مرا حلال کن و امیدوارم همیشه در راه رسیدن به اهداف اسلام و قرآن موفق باشی و شما خواهران مهربانم، زینب گونه باشید و مانند زینب پیام شهدا و برادر کوچک خود را به همه جا برسانید و مبادا گریه کنید که دشمن از این گریه کردن‌ها خوشحال خواهد شد و حجاب اسلامی داشته باشید و آن را به همه گوشزد نمایید.

خود را با سختی‌ها وفق دهید و همیشه پشتیبان امام (ره) باشید.

اما پیامی به تمام دوستان و برادران و آشنایان؛ روی مسائل اسلامی بیشتر تأکید کنید و همیشه در فکر رشد دیگران و خود باشید و سعی همگی بر این باشد که بیشتر به یاد خدا باشیم و رابطه خودمان را با او نزدیک‌تر کنیم. نفس خود را تحت فشار قرار دهیم و خودمان را با سختی‌های جامعه وفق دهیم، دوستی‌های این دنیا مبادا موجب غفلت مان گردد و در صف غافلین قرار گیریم. در خط امام که همان خط قرآن هست حرکت کنیم و خارج نشویم و همیشه پشتیبان امام عزیزمان باشیم.

در آخر از تمام برادران و آشنایان برایم حلالیت بطلبید تا گناهانم کمتر شود. ضمناً مرا در امامزاده محمد کرج دفن نمایید….

التماس دعا
یداله کلهر
۶۲/۱/۱۸
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی
خمینی را نگهدار

گزارش از علیرضا محمدی

انتهای پیام/ ۱۱۲

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

برکت مراسم تشییع شهید «کلهر» برای رزمندگان لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع)/ اقتدار پدر بالای پیکر پسر بیشتر بخوانید »

مراسم گرامیداشت سالگرد شهادت علمدار لشکر ۱۰ سیدالشهداء (ع) برگزار می‌شود

مراسم گرامیداشت سالگرد شهادت علمدار لشکر ۱۰ سیدالشهداء (ع) برگزار می‌شود

به گزارش مجاهدت از خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، مراسم گرامیداشت سی و پنجمین سالگرد شهادت سردار شهید «یدالله کلهر» قائم مقام لشکر ۱۰ سیدالشهداء (ع) در عملیات کربلای ۵ با عنوان «علمدار بی‌ادعا» با حضور سردار سرتیپ پاسدار «علی فضلی» فرمانده لشکر ۱۰ سیدالشهداء (ع) در دفاع مقدس، سخنرانی «حجت‌الاسلام و المسلمین تویسرکانی» نماینده ولی فقیه در سازمان بسیج مستضعفین، مداحی «مهدی سلحشور» و اجرای «هادی صلح‌جو» به همت هیأت رزمندگان اسلام شهرستان شهریار روز شنبه (۱۶ بهمن) ساعت ۱۴:۳۰ در آستان مقدس امامزاده اسماعیل (ع) در شهرستان شهریار برگزار می‌شود.

انتهای پیام/ ۱۱۸

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

مراسم گرامیداشت سالگرد شهادت علمدار لشکر ۱۰ سیدالشهداء (ع) برگزار می‌شود بیشتر بخوانید »

روایت دلتنگی فرمانده برای جانشین خود/ دلداری شهید میثمی به شهید کلهر

روایت دلتنگی فرمانده برای جانشین خود/ دلداری شهید میثمی به شهید کلهر


به گزارش مجاهدت از گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس، شهید «یدالله کلهر» سال ۱۳۳۳ در روستای «باباسلمان» شهریار به دنیا آمد. روز اول بهمن سالروز شهادت شهید «کلهر» قائم‌مقام لشکر ۱۰ سیدالشهدا(ع) در جریان عملیات «کربلای ۵» است. 

پس از پیروزی انقلاب و ضرورت دفاع در آن اوضاع نابسامان، در تشکیل پایگاه‌های دفاعی و کمیته‌ها در مساجد برای پاسداری از دستاوردهای انقلاب در محل سکونت خود، نقش ویژه‌ای داشت و با آگاهی بخشی به مردم، نسبت به رفع نیازهای آنان اقدام می‌کرد.

در شهریور ۱۳۵۸ با تشکیل سپاه کرج به عضویت این نهاد درآمد و به خاطر شایستگی‌های او به عنوان «جانشین عملیات سپاه کرج» مشغول به خدمت شد. وی در نخستین گروه اعزامی از سپاه کرج به کردستان، سرپرستی گروه را بر عهده گرفت و در آزادسازی شهر سنندج با وجود آن‌که نیروهای تحت فرماندهی او پس از پایان مأموریت به کرج بازگشتند، او در منطقه ماند و به «فرماندهی عملیات شهر تکاب» منصوب شد.

با آغاز جنگ تحمیلی، به کرج بازگشت و پس از سازماندهی تعدادی از نیروهای رسمی و بسیجی، به جنوب رفت و در همان روزهای نخست جنگ، جبهه «فیاضیه» در آبادان را تشکیل داد و مدت‌ها به عنوان «فرمانده محور جبهه فیاضیه» مشغول خدمت شد.

در عملیات «طریق‌القدس» با سمت فرمانده گردان وارد عمل شد که به دلیل نبوغ و رشادت‌ها و خلاقیت‌هایی که از خود نشان داد، «جانشین تیپ ‌المهدی» شد. در عملیات‌های فتح‌المبین، الی بیت‌المقدس و رمضان به عنوان یکی از فرماندهان لشکر ۲۷، مسئول محور و در عملیات والفجر مقدماتی، «جانشین تیپ نبی‌اکرم(ص)» بود. شهید کلهر در عملیات «کربلای ۵» قائم‌مقام لشکر ۱۰سیدالشهدا(ع) بود که به درجه رفیع شهادت رسید.

حال به مناسبت سالروز شهادت شهید کلهر در روز اول بهمن برداشتی آزاد از نحوه شهادت شهید یدالله کلهر به روایت سردار فضلی منتشر شد که به شرح زیر است.

«منتظرت بودم. یک چشمم به ساعت بود و چشم دیگرم به در که چه وقت می‌آیی. به دلم شور افتاده بود. نباید این‌قدر دیر می‌کردی. دیگر طاقت نیاوردم، به یکی از بچه‌ها گفتم: یک پیک بفرست خط که از حال یدالله خبردار شود.

جای من مانده بودی. می‌دانستی چقدر دل‌شوره خط را دارم. بی‌تابی‌ام را که برای ماندن دیدی، آرامم کردی و گفتی: تو برو. من جای تو می‌مانم.

ابتدای کار قبول نمی‌کردم. نمی‌خواستم در آن شرایط به عقب برگردم اما تو خودت مثل یک فرمانده بودی. کم نبودند کسانی که من و تو را با هم اشتباه می‌گرفتند. بار‌ها به من گفته بودند: شما زوج فرماندهی خوبی هستید. وقتی کار می‌کنید معلوم نیست کدام‌ شما فرمانده‌اید و کدام‌تان جانشین!

به عقب برگشتم اما قرار بود تو هم برای جلسه خودت را به شهرک دوعیجی برسانی و حالا دیر کرده بودی. در همین فکر‌ها بودم که با بی‌سیم خبر دادند که زخمی شده‌ای. به دلم افتاده بود که یک اتفاقی افتاده است. دیگر توان ماندن نداشتم.

با قرارگاه تماس گرفتم؛ آن‌ها هم خبر را تأیید کردند. گفتند دارند از جاده دوعیجی تو را به سمت بیمارستان صحرایی می‌آورند. از سردار شوشتری اجازه گرفتم و از جلسه بیرون آمدم و خودم را به جاده رساندم تا از نزدیک تو را ببینم اما باز هم نیامدی.

دلم گرفت. هزار نذر و نیاز کردم که اتفاق خاصی نیفتاده باشد. بدون تو معلوم نبود چه بر سر لشکر می‌آمد. کمی قدم زدم، کمی خیره شدم به جاده و کمی…، باز هم نیامدی. انگار دیر رسیده بودم. نمی‌توانستم جلسه را رها کنم. تو را به خدا سپردم و برایت آیت‌الکرسی خواندم و به شهرک برگشتم.

دورادور جویای حالت بودم اما تو همچنان بیهوش بودی. می‌گفتند ترکش ریزی به سرت برخورد کرده است و همه چیز را به هم ریخته است اما تو که همیشه کلاه آهنی سرت می‌کردی و همه را هم به این کار سفارش می‌کردی، حتی بعد از عملیات والفجر۸ که گردنت آسیب دیده بود و به سر گذاشتن کلاه برایت سخت بود. حتی وقتی که به تو اصرار می‌کردم کلاه سرت نگذار و تو آمرانه می‌گفتی: وقتی از نیرو‌ها کاری را می‌خواهی، باید خودت پیشقدم انجام آن باشی!

هوا که تاریک شد، دلم برایت پر کشید. می‌خواستم به بیمارستان صحرایی بیایم تا خودم از نزدیک تو را ببینم اما نشد. ۳۶ ساعت بود که بچه‌ها در نخلستان‌های شلحه با عراقی‌ها درگیر بودند. همه چیز به هم ریخته بود. خودت که اوضاع را می‌دانی؛ نمی‌دانم چرا دارم برایت تعریف می‌کنم.

اگر حرف می‌زد، اشک امانش نمی‌داد

حال که خبر پرکشیدنت را مرور می‌کنم، دلم می‌لرزد و بغضی به کهنگی رفاقت‌مان در گلویم می‌شکند. اشک تنها ملجئی است که به آن پناه آورده‌ام. بدون تو دیگر توان اداره خط و لشکر را ندارم. تو رفته‌ای و با خودت همه مهربانی‌ها را برده‌ای.

من همان حالی را دارم که تو داشتی زمانی که خبر شهادت حاج‌حسین را به تو دادند. یادت هست در یک نفربر نشسته بودی کنار من؟ برعکس من اشکی نریختی و فقط اندوهی بی‌پایان در چشم‌هایت موج می‌زد. کم‌حرف و غمگین شده بودی. شهید میثمی تا تو را دید، فهمید اتفاقی افتاده است. حتماً یادت هست که از تو پرسید: حاج‌یدالله چه اتفاقی افتاده است؟!

سکوت کردی. انگار می‌دانستی اگر حرف بزنی، اشک امانت نمی‌دهد. من به جای تو گفتم «میررضی پریده است». حاج‌عبدالله (شهید میثمی) لبخند همیشگی‌اش را زد و دست‌هایش را روی شانه‌هایت گذاشت و گفت: این که ناراحتی ندارد. آنها مزد کار خود را گرفتند. بعد هم به تو نزدیک شد و در گوش تو چیزی زمزمه کرد. من فقط به نمایشی که در برابر چشمانم رخ می‌داد، زل زده بودم. همه چیز در ثانیه‌ای عوض شد. لبخند زدی و موج آرامشی پاشید توی صورتت.
حالا که آن ساعت‌ها را مرور می‌کنم، هم تو رفته‌ای و هم حاج‌عبدالله. من این میان، غریبه‌تر از آنی بودم که محرم باشم.

در رفتنت خیر عظیمی بود

در رفتنت هم مثل بودنت خیر عظیمی بود. من که به کوثر نیامدم اما بچه‌ها می‌گفتند: با آمدنت هرچه نیرو بود در حسینیه اردوگاه جمع شدند و وقت خداحافظی با تو به سر و سینه می‌زدند. همان زمان بود که ۲۵ فروند هواپیما به اردوگاه حمله کردند و کل محوطه را بمباران کردند. چادر گُردان‌ها و یگان‌ها در آتش سوخت و شش نگهبان اردوگاه شهید شدند اما سه هزار نفری که در سایه امن عظمت روح تو در حسینیه بودند، هیچ آسیبی ندیدند.

یک شب تن مطهرت را در سردخانه بیمارستان نگه‌ داشتند تا برای آوردنت به اردوگاه کوثر هماهنگی‌ها انجام شود. من اما شرمنده‌ام که نتوانستم برای آخرین بار به دیدنت بیایم. علت اینکه نشد را نمی‌دانم. عراق آنقدر روی خط آتش ریخت و پاتک کرد که نتوانستم از جایم تکان بخورم.

دلم برای چهره خاک‌گرفته‌ات تنگ شده است، برای چشم‌هایی که به گود نشسته بودند. کاش یک‌ بار دیگر تو را می‌دیدم. کاش تن خسته‌ات را برای بار آخر بغل می‌کردم و حرف‌هایی که گذاشته بودم تا سر فرصت برایت بگویم را می‌گفتم.

بدنت برای ماندن خیلی مقاومت کرد. این را دکتر‌ها به من گفتند. از بس ورزیده و تنومند بودی اما می‌دانم که روح خسته و عاشقت دیگر تاب ماندن نداشت و کار را یکسره کرد.»

تنظیم: نرگس صفری

انتهای پیام/ ۱۱۸

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

روایت دلتنگی فرمانده برای جانشین خود/ دلداری شهید میثمی به شهید کلهر بیشتر بخوانید »

صحبت شهید کلهر با رهبر انقلاب از یک درد مشترک/ ماجرای فرمانده عراقی شش ساعته

درد مشترک رهبر معظم انقلاب اسلامی و شهید کلهر/ ذکاوت رزمندگان اسلام در غافلگیر کردن دشمن بعثی در کربلای یک


صحبت شهید کلهر با رهبر انقلاب از یک درد مشترک/ ماجرای فرمانده عراقی شش ساعتهسردار علی فضلی فرمانده لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع) در دوران دفاع مقدس در گفت‌وگو با خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، با بیان ویژگی‌هایی از شهید یدالله کلهر و علاقه‌ای که به این شهید داشت اظهار داشت: شهید کلهر نزدیکترین دوست من و استاد و معلم اخلاقم بود، انسان بسیار شجاع و با روحیه حماسی و اخلاق مدار بود. در سختی‌های جنگ و مجروحیت‌ها یک لحظه غفلت و ندامت را در صورتش ندیدم همیشه جلو و در خط مقدم بود.

وی در ادامه گفت: یک زمانی سال ۱۳۶۵ نزد حضرت آقا رسیدیم، ایشان آن زمان رئیس جمهور بود. شهید میررضی، شهید کلهر و شهید توکلی هم بودند. آقا از دریچه کرمشان ما را به اسم کوچک صدا می‌زدند. شهید کلهر در فاو چند روز بعد از من مجروح شد و یک کلیه‌اش را تقدیم اسلام کرده بود. عصب دستش قطع بود. حضرت آقا از ایشان سوال کرد دستتان چطور است؟ شهید کلهر نگاه زیرکانه‌ای کرد، دید ما حواسمان هست چه می‌خواهد جواب دهد.

سردار فضلی تصریح کرد: حضرت آقا فرمود البته من به واسطه مجروحیتی که در مسجد ابوذر برایم پیش آمد درد دستم ادامه دارد و برخی از شب‌ها تا پاسی از شب به خاطر درد نمی‌توانم استراحت کنم، حس کردم شهید کلهر می‌خواهد چیزی بگوید گفتم اگر توجه ما جلب شود شاید نگوید من با نیم نگاهی حواسم بود چه چیزی می‌خواهد بگوید. شهید کلهر گفت آقا من هم همینطور هستم.

گفتم اگر آقا این حرف را نفرموده بودند شهید کلهر هیچ گاه از دردش صحبتی نمی‌کرد. انشالله بتوانیم از تداوم راه و منششان غفلت نکنیم.

این فرمانده دوران دفاع مقدس با اشاره به عملیات کربلای یک بیان کرد: درباره عملیات کربلای یک مهران حرف زیاد است. در این عملیات گردان‌های خودی ۳۴ گردان بودند و گردان‌های عراق ۸۵ گردان که جلوی ما صف آرایی کرده بودند. امام گفته بود این عملیات باید انجام شود از این رو ابایی نداشتیم با ۸۵ گردان بجنگیم.

وی افزود: صدام وقتی مهران را گرفت تا جاده کمربندی ایلام آمده بود. روی جاده دهلران به مهران که عراق دو خط داشت شرایط خاصی حاکم بود. برای آخرین مرحله عملیات دو روز وقت شناسایی داشتیم. خدا عنایت کرد و عملیات با موفقیت انجام شد. چهار و نیم کیلومتر باید پیشروی می‌کردیم تا به رودخانه فصلی گاوی می‌رسیدیم و آنجا خاکریز می‌زدیم، مرحله بعد وارد شهر می‌شدیم و مرحله بعد به ارتفاعات قلاویزان می‌رفتیم. مرحله اول به خوبی انجام شد. از دو سه تیپ عراقی که در خط بودند پهلو گرفتیم.

سردار فضلی در ادامه گفت: به جای اینکه از مقابل درگیر شویم، خط را شکستیم و از عقبه دو تیپ عراقی وارد عمل شدیم که بخشی به درک واصل شدند، برخی فرار کردند و برخی اسیر شدند. بخشی از قلاویزان مانده بود که دنبال گردان داوطلب می‌گشتیم. تا آنجا را نیز فتح کنیم، ما و لشکر ۲۷ داوطلب شدیم ادامه عملیات را انجام دهیم. دو شب پای کار بودیم یک شب عملیات به تاخیر افتاد و شب سوم عمل کردیم.

سه تیپ از عراق آنجا آرایش داشتند که نزدیکی اذان صبح غافلگیری تمام اتفاق افتاد و به دشمن تک زدیم. بچه‌ها رسیدند به قرارگاه تیپ ۷۱ عراق، آنقدر سرعت عمل بالا بود که مسوولینش سر جلسه یک جا اسیر شدند. اسرا را آوردند عقب، خواستیم گزارشی بدهند اول حرف نمی‌زدند به بچه‌ها گفتم فاصله بگیرید، چایی بخورند و آرام باشند تا حرف بزنند، یکی از آنان اشاره کرد اگر قرار است ما را اعدام کنید زودتر این کار را بکنید. گفتیم اگر در میدان جنگ بودیم و به درک واصل می‌شدید که هیچ، ولی الان اسیر ما هستید و امام ما فرمود اسیر نمی‌کشیم با اسرا مدارا می‌کنیم، فرمانده عراقی انگار شکسته شد و شروع کرد به اطلاعات دادن، گفت من فرمانده تیپ شش ساعته هستم. گفت فرمانده تیپ در قرارگاه لشکر دیشب جلسه داشت جانشینش مجروح شد من را ساعت ۱۰ شب فرمانده کردند و صبح اسیر شما شدم.

انتهای پیام/ ۱۴۱



منبع خبر

درد مشترک رهبر معظم انقلاب اسلامی و شهید کلهر/ ذکاوت رزمندگان اسلام در غافلگیر کردن دشمن بعثی در کربلای یک بیشتر بخوانید »

روزشمار دفاع مقدس (۱ بهمن)


روزشمار دفاع مقدس (۱ بهمن)رویداد‌های مهم این روز در تقویم شمسی (۱ بهمن)

** مهم‌ترین مناسبت‌های ملی و مذهبی در دی **

۶- سالروز حماسه مردم آمل /*/ ۸- سالروز وفات حضرت ام‌البنین (س) ـ روز تکریم مادران و همسران شهدا /*/ ۱۲- بازگشت امام خمینی (ره) به میهن اسلامی و آغاز دهه مبارک فجر /*/ ۱۴- روز فناوری فضایی /*/ ۱۵- ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن ـ ولادت امام خمینی (ره) /*/ ۱۹- روز نیروی هوایی /*/ ۲۲- سالروز پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران (تعطیل) /*/ ۲۵- ولادت امام محمدباقر (ع) /*/ ۲۷-شهادت امام هادی (ع) /*/ ۲۹-قیام مردم تبریز به مناسبت چهلمین روز شهادت شهدای قم ـ روز اقتصاد مقاومتی و کارآفرینی

** تاریخ شهادت برخی شهدای دفاع مقدس در دی **

• ولادت شهید حسن صمدزاده قهفرخی (استان چهارمحال و بختیاری، شهرستان شهرکرد) (۱۳۳۴ ه.ش)

• ولادت شهید سیدمحمدرضا دستواره (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۳۸ ه.ش)

• ولادت شهید علی‌اکبر توکلی (استان لرستان، شهرستان ازنا، روستای کرتیلان) (۱۳۳۸ ه.ش)

• حمله مزدوران رژیم طاغوت به دانشگاه تهران (۱۳۴۰ ه.ش)

• ولادت شهید عباس نجفی (استان مرکزی، شهرستان اراک) (۱۳۴۰ ه.ش)

• ولادت شهید رحمان روجایی (استان مازندران، شهرستان رامسر) (۱۳۴۲ ه.ش)

• ولادت شهید پرویز سراج (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۴۴ ه.ش)

• ولادت شهید فریدون بابادی (استان خوزستان، شهرستان مسجد سلیمان) (۱۳۴۵ ه.ش)

• ولادت شهید حسن عابدی (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۴۶ ه.ش)

• شهادت شهید سیداحمد قربانی شالکوهی (استان گیلان، شهرستان فومن، روستای گوراب پس) (۱۳۶۲ ه.ش)

• شهادت شهید احمد صالحی‌نژاد (استان سمنان، شهرستان دامغان، روستای کلا) (۱۳۶۲ ه.ش)

• شهادت شهید عیسی ضیاء (استان خراسان جنوبی، شهرستان بیرجند) (۱۳۶۳ ه.ش)

• شهادت شهید علیرضا هدایت‌پور (استان آذربایجان غربی، شهرستان سلماس) (۱۳۶۳ ه.ش)

• شهادت شهید خداداد کیانی ملامحمود (استان آذربایجان شرقی، شهرستان تبریز) (۱۳۶۳ ه.ش)

• شهادت شهید مجید تاج‌الدین (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۴ ه ش)

• شهادت شهید علی‌اکبر اصغری (استان خراسان شمالی، شهر آشخانه) (۱۳۶۴ ه.ش)

• شهادت شهید یدالله کلهر (استان تهران، شهرستان شهریار، روستای باباسلمان) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید مرتضی عشقی کارمنفرد (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید محمدعلی پیشکار (استان خراسان جنوبی، شهرستان بیرجند) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید محمدحسین قوسیان مقدم (استان خراسان جنوبی، شهرستان فردوس) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید امیر نظری ناظر منش (استان خراسان رضوی، شهرستان مشهد) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید حسین فروتنی (استان خراسان رضوی، شهرستان تربت حیدریه) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید عباس یوسفیان (استان مازندران، شهرستان بابلسر) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید احمد میرزاپور (استان مازندران، شهرستان بابلسر) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید علی‌اکبر مشکاتی شهمیرزادی (استان مازندران، شهرستان قائمشهر) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید نعمت علی نامجوفر (استان یزد، شهرستان میبد) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید روبیک مانوک هاروطونیان (استان آذربایجان شرقی، شهرستان تبریز) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید محمدعلی خواجه‌زاده (استان سمنان، شهرستان دامغان، روستای جزن) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید علیرضا صدیق آرانی (استان اصفهان، شهرستان آران و بیدگل) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید علی‌اکبر پهلوانی ستوده آرانی (استان اصفهان، شهرستان آران و بیدگل) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید ناصر قاسمی (استان همدان، شهرستان همدان) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید دکتر محمد علیم (شهرام) عباسی (استان لرستان، شهرستان کوهدشت) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید آزادخان صحرایی (استان لرستان، شهرستان خرم آباد) (۱۳۶۵ ه.ش)

• ولادت شهید مجتبی ثابت (استان یزد، شهرستان یزد) (۱۳۶۶ ه.ش)

• شهادت شهید قربان علی مهدی‌زاده (استان مازندران، شهرستان چالوس) (۱۳۶۶ ه.ش)

• شهادت شهید سیدغلامحسین قاضی میرسعید (استان البرز، شهرستان طالقان) (۱۳۶۶ ه.ش)

• شهادت شهید یوسف رضایی مطلق (استان آذربایجان شرقی، شهرستان تبریز) (۱۳۶۶ ه.ش)

• شهادت شهید مجتبی باقری زند (استان خراسان رضوی، شهرستان تربت حیدریه) (۱۳۶۶ ه.ش)

• شهادت شهید علی رضا احمدی (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۶ ه.ش)

• شهادت شهید حجت مقدم (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۶ ه.ش)

• شهادت شهید مدافع حرم اکبر شهریاری (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۹۲ ه.ش)

• شهادت شهید سیداسدالله جعفری بزمه (استان اصفهان، شهرستان فریدون شهر، روستای بزمه) (۱۳۹۳ ه.ش)

• شهادت شهید محسن شکراللهی (استان اصفهان، شهرستان نجف آباد) (۱۳۹۳ ه.ش)

• رحلت محدث کبیر شیعه حاج شیخ عباس قمی صاحب مَفاتیحُ الجَنان (۱۳۱۹ ه.ش)



منبع خبر

روزشمار دفاع مقدس (۱ بهمن) بیشتر بخوانید »