شکنجه

زندانی معروف دوران پهلوی از انواع شکنجه‌های ساواک می‌گوید

زندانی معروف دوران پهلوی از انواع شکنجه‌های ساواک می‌گوید



زندانی معروف دوران پهلوی که در جریان انقلاب، ۶ سال از دوران محکومیت خود را در شکنجه‌گاه ساواک سپری کرده بود از سخت‌ترین شکنجه‌های خود می‌گوید.

به گزارش مجاهدت از مشرق، برنامه بدون تعارف این هفته میزبان یکی معروف‌ترین زندانیانی بود که در دوران پهلوی دوم، در ۲۵ سالگی دستگیر و از زیر سنگین‌ترین شکنجه‌های ماموران ساواک جان سالم به در برد. عزت شاهی که از سال ۱۳۶۳ نام خود را به عزت‌الله مطهری تغییر داده است، از بلاهایی که ماموران ساواک بر سر او آوردند، می‌گوید.

او که در طبقه نخست «زندان کمیته مشترک ضد خرابکاری» که حالا به نام «موزه عبرت» معروف شده است، کنار حوض قدیمی روبروی علی رضوانی، مجری این برنامه نشسته، از شکنجه‌هایی که در آن دوران دیده است، یاد می‌کند.

او به حوضی که کنار آن نشسته اشاره می‌کند و می‌گوید که یادم است زمانی ما را برای شکنجه به این حیاط می‌آوردند. حوض را در سرمای زمستان پر از یخ می‌کردند و سر زندانیان را در آن نگه می‌داشتند، همین‌که زندانی نزدیک بود که جان خود را از دست دهد، یک لحظه سر او را بیرون می‌آوردند و مجدد به زیر آب می‌کردند. این موضوع برای ما یادگاری است.

او که زمان دستگیری هفت گلوله خورده بود، از سخت‌ترین شکنجه‌های خود می‌گوید. «شوک‌های برقی را در جاهای حساس بدن مانند لب، گوش و دیگر جاهای حساس می‌گذاشتند و آن را به برق می‌زدند» این ها را مطهری می‌گوید.

او عنوان می‌کند که یکی دیگر از شکنجه‌هایی که ساواک روی زندانیان انجام می‌داد و برای خود من چندین بار اتفاق افتاده بود، داغ کردن سوزن زیر ناخن بود. به این ترتیب که سوزن‌هایی که از نوع معمول آن، بلندتر بود را به طور نصفه در زیر ناخن فرو می‌بردند و نصف دیگر سوزن را که بیرون بود با فندک یا شمع داغ می‌کردند. در آن حالت اگر شلاق را به‌صورت ضربدری روی دست‌ها می‌زدند، ناخن‌ها می‌افتاد و اگر شلاق را به صورت مستقیم می‌زدند، انگشتان سیاه می‌شد.

او ادامه می‌دهد که به صلیب کشیدن زندانیان از دیگر شکنجه‌هایی بود که انجام می‌شد. یک صندلی به زیر پای ما گذاشتند دست‌های ما را با طناب به میله‌ها می‌بستند و صندلی را از زیر پای ما می‌کشیدند و ما به همان شکل می‌ماندیم. همچنین ما را شش ماه به تخت بسته بودند و روزی یک بار فقط برای دستشویی رفتن باز می‌کردند در آن شش ماه حتی یکبار هم به حمام نرفتیم.

منبع: فارس

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

زندانی معروف دوران پهلوی از انواع شکنجه‌های ساواک می‌گوید

زندانی معروف دوران پهلوی از انواع شکنجه‌های ساواک می‌گوید بیشتر بخوانید »

سیلی آخرین شهید اسیر ایرانی به منافقین در اردوگاه‌های عراق

سیلی آخرین شهید اسیر ایرانی به منافقین در اردوگاه‌های عراق


به گزارش مجاهدت از خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، «حسین پیراینده» آخرین شهید از اسرای ایرانی در بند رژیم بعث بود که در جریان عملیات کربلای ۵ در سال ۱۳۶۵ به اسارت درآمد.

او ابتدا به اردوگاه ۱۱ منتقل شد. یکی از آزادگان اردوگاه ۱۸ بعقوبه روایتی از حضور حماسی حسین در اسارت دارد که در ادامه می‌خوانید.

حسین بعد از حضورش در اردوگاه در همان ابتدا عکس صدام را که در جهت قبله نصب شده بود، پاره کرد؛ بعثی‌ها آن را دوباره و دوباره نصب کردند. حسین، با وجود شکنجه و آزار فراوان، هر بار که عکس نصب می‌شد، دوباره پاره‌اش می‌کرد. در نهایت بعثی‌ها عقب‌نشینی کردند و دیگر تصویر صدام در آن آسایشگاه نصب نشد.

روزی یکی از بعثی‌ها در صدد اذیت و آزار یک نوجوان بسیجی بود که حسین مثلِ شیر آمد و آن نوجوان را نجات داد. این مداخله تبعات سنگینی هم داشت؛ سخت‌ترین شکنجه‌های ممکن در انتظار حسین بود. بعثی‌ها وادارش کردند که به امام خمینی (ره) اهانت کند؛ اما حسین این فرزند خلف امام (ره) هرگز زیر بار نرفت. مگر می‌توانست؛ او یک جان داشت و آنهم متعلق به امامش بود. افسر بعثی که دید نمی‌تواند حسین را وادار کند به امام ناسزا بگوید، خودش شروع کرد به هتاکی. دنیا در برابر نگاه حسین تاریک شده بود؛ مگر می‌شد تحمل کرد؟ تاب این شکنجه، دیگر از توانش خارج بود.

طاقت نیاورد و خودش را رساند به بعثی فحاش. چشمانش را بست دیگر به هیچی فکر نمی‌کرد؛ نه به شکنجه؛ نه به اعدام. دستش را مشت کرد و یورش برد سمت دشمن. ضربة مشتش چنان کاری بود که فک افسر بعثی پیاده شد و بی‌هوش به زمین افتاد. حسین را منتقل کردند به اردوگاه ۱۸ بعقوبه، که مخصوص فعالان سیاسی بود.

عراقی‌ها اعلام کردند: «امروز جمعه ۲۶ مرداد، اسرای دو کشور مبادله می‌شوند» جوی سنگین بین بچه‌ها سایه انداخته بود. مثل اینکه مسئله‌ای، مهم‌تر از آزادی، آن‌ها را به خود مشغول کرده بود. بچه‌ها می‌خواستند حالا که به خانه بر می‌گردیم، حساب این منافقان را بگذارند کف دستشان. کسانی که در طول اسارت، همۀ بچه‌های اردوگاه را ذله کرده بودند. ۹۰۰ نفر از آزادگان، در قسمت «ملحق» بعقوبه، با این وطن‌فروشان زندگی سختی را تجربه کردند. ساعتی بعد حسین را دیدم که دوزانو نشسته بود و بند کفش‌هایش را محکم می‌بست! لحظه انتقام فرا رسید!

در یک آن تمام منافقان به سزای عملشان رسیدند. ساعت حدود دو و نیم بعدازظهر بود. سروصدای شدیدی در قسمت «ملحق» پیچیده بود و هر لحظه بیشتر می‌شد. خبر آوردند که بچه‌ها به آدم‌فروش‌ها حمله کرده‌اند. عراقی‌ها هم رفتند روی دیوار و شروع کردند به تیر‌اندازی. خواستند آمار بگیرند؛ اما کسی سر صف آمار نمی‌رفت.

التهاب اردوگاه بعقوبه تا روز یکشنبه ۲۸ مرداد ادامه داشت. درست یک ساعت مانده به آمار عصر، دوباره فریاد اسرای «ملحق» بلند شد. ما هم نگران از وضع آن‌ها فریاد اعتراضمان را بلند کردیم. عراقی‌ها وحشت کردند. با افسرانشان آمدند سراغمان تا اوضاع را آرام کنند. گفتند: نمایندگانی از شما با ما بیایند تا وضع دوستانتان را از نزدیک ببینند و برای شما خبر بیاورند. ما آرام شدیم و آن‌ها رفتند. پس ازآمار، داخل آسایشگاه شدیم. زمان گذشت، اما از بازگشت نمایندگان خبری نبود که نبود.

تا ساعت ۱۱ شب صبر کردیم. بچه‌ها بازنگشتند. دوباره دست به شورش زدیم. گویا عراقی‌ها آن‌ها را زندانی کرده بودند و می‌خواستند دوستانمان را به جای دیگری منتقل کنند. وقتی فریاد بچه‌ها به آسمان بلند شد، نماینده‌ها را آزاد کردند. اُسرای نماینده حامل خبر خوبی نبودند. در آستانه آزادی حسین پیراینده را ناجوانمردانه از دست داده بودیم. در آن درگیری گلوله‌ای قلب «حسین پیراینده» را نشانه گرفت و او را درجا شهید کرد.

انتهای پیام/ ۱۴۱

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

سیلی آخرین شهید اسیر ایرانی به منافقین در اردوگاه‌های عراق

سیلی آخرین شهید اسیر ایرانی به منافقین در اردوگاه‌های عراق بیشتر بخوانید »

ضرب‌وشتم وحشیانه راننده سیاه‌پوست توسط پلیس آمریکا+عکس

ضرب‌وشتم وحشیانه راننده سیاه‌پوست توسط پلیس آمریکا + عکس


به گزارش مجاهدت از گروه بین‌الملل دفاع‌پرس، وکلای یک شهروند سیاه‌پوست آمریکایی که در جریان توقف خودرو‌یش توسط پلیس در کلرادو به طرز وحشیانه مورد ضرب و شتم قرار گرفت، عکس‌های دلخراش از این حادثه را منتشر کردند و خواستار تحقیقات جنایی در این خصوص هستند.  

«دالوین گادسون» که در گارد ملی ارتش آمریکا به عنوان مکانیک بالگرد خدمت می‌کرد، گفت که مورد حمله نژادپرستانه چند مامور پلیس در کلرادو اسپرینگز در ماه اکتبر قرار گرفت، در حالی که سایر ماموران تماشا کردند و مداخله‌ای برای توقف آن انجام ندادند.  

در یکی از عکس‌هایی که بعد از ضرب و شتم گرفته شده، یک مامور لبخند به لب، زخم ناشی از انجام این خشونت روی دستش را نشان می‌دهد.  

ضرب‌وشتم وحشیانه راننده سیاه‌پوست توسط پلیس آمریکا+عکس

ضرب‌وشتم وحشیانه راننده سیاه‌پوست توسط پلیس آمریکا+عکس

یک مامور مدعی شده که بوی ماری‌جوانا را حس کرده و به گادسون گفته که باید تست رانندگی تحت تاثیر مواد مخدر DUI test بدهد. بعد به گادسون که در آن زمان بی‌خانمان بود، دستور داده شد که از ماشین خارج شود و به او گفته شد که به او دستبند خواهند زد.

وقتی گادسون از خروج از ماشین خودداری کرد و پرسید که چرا باید به او دستبند زده شود با زور و مشت و لگد به او پاسخ داده شد. وی گفت بعد از مشت اول می‌خواسته بگوید که متاسف است و روی زمین دراز بکشد، اما چند مامور او را گرفتند و به سر و صورتش با لگد، آرنج و زانو ضرباتی وارد کردند. او سپس هوشیاری خود را از دست داد و در حالی که ۱۳ مامور در صحنه حاضر بودند، تلاش نکردند تا این حمله را متوقف کنند.  

وی بعد از این حمله، غرق در خون و روی کف خیابان، هوشیاری‌اش را به دست آورد، در حالی که اثرات ناشی از آسیب به چشمان، سر، ستون فقرات و کمرش همچنان ادامه دارد.  

انتهای پیام/ 241

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

ضرب‌وشتم وحشیانه راننده سیاه‌پوست توسط پلیس آمریکا + عکس

ضرب‌وشتم وحشیانه راننده سیاه‌پوست توسط پلیس آمریکا + عکس بیشتر بخوانید »

خاطره یک آزاده از شکنجه‌های سخت اسارت + فیلم

خاطره یک آزاده از شکنجه‌های سخت اسارت + فیلم


به گزارش مجاهدت از خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، محمدرضا نوریان از آزادگان دوران دفاع مقدس در خاطره‌ای از آن دوران روایت کرد و اظهار داشت: اواخر سال ۱۳۶۳ با دست بردن در شناسنامه عازم جبهه شدیم قرارش د گروهان ما منطقه‌ای را بگیرد کلاش داشتیم بعثی‌هایی که دور می‌زدند هر چند یکبار سرشان را نشانه می‌گرفتیم اینطوری نمی‌توانستند محل اختفای ما را شناسایی کنند. یکی از سربازان عراقی به جای دیگرش تیر خورد و باعث شد بفهمد ما کجا هستیم. ما را در سنگر دید و شروع کردن نارنجک انداختن، مانده بودیم چه کار کنیم چه کار نکنیم، مجبور شدیم تسلیم شویم.

وی ادامه داد: با چوب، شلنگ، سیم خاردار، دسته کلنگ، باتوم و میلگرد میزدند، با هرچه داشتند می‌زدند، نوک کابل جوری به چشم یکی از بچه‌ها خورد و آنچنان ضربه سنگین بود که چشمش درآمد. یا یکی از سربازان خواست با نبشی یکی از بچه‌ها را بزند که دستش را حائل کرد و دستش قطع شد. پوتین‌های سربازی جلویش محکم است جوری به فکش زد که صدای شکستن فکش هنوز در ذهن من هست. بچه‌های پاسدار را خیلی کتک می‌زدند با انبردست ریش آن‌ها را می‌کندند طوری که هم ریش کنده می‌شد هم پوستش. ۱۰ بار التماس می‌کردیم یک بار آب می‌دادند.

نوریان گفت: می‌توانم ادعا کنم هیچ کس غیر از اسرا نمی‌توانند درک کند چه شرایطی برای حضرت زینب (س) اتفاق افتاد.

کد ویدیو

انتهای پیام/ 141 

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

خاطره یک آزاده از شکنجه‌های سخت اسارت + فیلم

خاطره یک آزاده از شکنجه‌های سخت اسارت + فیلم بیشتر بخوانید »

ورود آزادگان به کشور مصداق عینی «و بشر الصابرین» بوده است

ورود آزادگان به کشور مصداق عینی «و بشر الصابرین» بوده است


گروه اجتماعی دفاع‌پرس – «سعید غضنفری» مدیرعامل سازمان بهشت حضرت زهرا (س) در یادداشت اختصاصی که در اختیار خبرگزاری دفاع مقدس قرار داد است، آورده است: ورود آزادگان به میهن اسلامی در ۲۶ مرداد سال ۱۳۶۹ هیچ‌گاه از یاد و خاطره ملت مقاوم ایران اسلامی پاک نمی‌شود.

چشمان منتظر ملت بزرگ ایران در این روز شاهد بازگشت غرورآفرین آزاد مردانی بود که در راه پیمانی که بسته بودند، مجاهدت و استقامت ورزیدند و با تحمل سال‌های زجر و شکنجه، تقوا و مردانگی خود را حفظ کردند و سرمشق و نمونه‌ای برای صلابت و استقامت شدند.

امروز در تقویم ارزشمند انقلاب، یادآور بازگشت غرور آفرین مردان و زنان آزاده‌ای است که سال‌ها شکنجه و دوری از عزیزانشان را تحمل کردند و با بازگشت غرورآفرینشان به میهن، به انتظار میلیون‌ها ایرانی پایان دادند.

ورود آزادگان به کشور مصداق حقیقی «و بشر الصابرین» بوده است، هم برای آزادگان سرافراز کشور و هم برای شکیبایی مادران، پدران و فرزندان آزادمردانی که سال‌ها شوق دیدار را روزشماری می‌کردند.

بی تردید بخش بزرگی از استواری تاریخ باعظمت و سترگ انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران مدیون استقامت عزت‌مندانه آزادگان و ایثارگران بوده است.

اینجانب ضمن تبریک این روز خجسته به آزادگان سرافراز که الگویی تمام عیار از آزادی و آزادگی هستند، امیدوارم بهره گیری از این سرمایه‌های عظیم معنوی نصیب همه ما شود.

انتهای پیام/ 241

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

ورود آزادگان به کشور مصداق عینی «و بشر الصابرین» بوده است

ورود آزادگان به کشور مصداق عینی «و بشر الصابرین» بوده است بیشتر بخوانید »