عصر دیجیتال

ضرورت بومی‌ کردن ابعاد آموزش عالی دیجیتال

ضرورت بومی‌ کردن ابعاد آموزش عالی دیجیتال


به گزارش مجاهدت از گروه جامعه دفاع‌پرس، اختتامیه همایش ملی حکمرانی آموزش عالی در عصر دیجیتال با حضور وحید شالچی معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، محمدتقی کرمی قهی سرپرست موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی و سعید غیاثی ندوشن، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، در موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی برگزار شد.

وحید شالچی معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم در این مراسم با اشاره به انقلاب چهارمی که به لحاظ فناوری درگیر آن شده‌ایم، گفت: این انقلاب دارای ویژگی‌هایی هست که آن را از سایر انقلاب‌ها متمایز می‌کند چراکه دارای سرعت و معنای عجیبی هست و شتاب گسترده‌ای در جهان برای انطباق با این وضعیت شکل گرفته هست.

شالچی اضافه کرد: ما در حوزه آموزش عالی در عصر حاضر به سرعت تحت تاثیر قرار گرفته‌ایم به طوریکه امکان دارد در سال آینده دانشگاه متفاوتی تاسیس شود. ضمن اینکه دو سال اخیر هم در این زمینه متفاوت از همه ادوار گذشته بوده هست، از جمله در فرم معلم و کلاس تفاوت کاملا محسوس بود.

وی با تاکید بر اینکه تحول دیجیتال صرفا یک ابزار نیست، بیان کرد: دیجیتالی شدن ابزار‌های متفاوتی برای پژوهش و تدریس در اختیار ما گذاشته که منطق جدیدی برای حکمرانی را ایجاد کرده و فرهنگ سازمانی جدیدی را شکل می‌دهد و نظام دانایی متفاوتی را برای ما در عرصه دانشگاه ایجاد می‌کند. ما در حال گذر از دانشگاه به محلی برای تولید علم به میدانی برای شکل گیری تصمیماتی مبتنی بر داده، یادگیری و شبکه‌های هوشمند که تبعات زیادی را به همراه دارد، هستیم.

شالچی تصریح کرد: وقتی پلتفرم‌ها قدرت پیدا می‌کنند این پرسش ایجاد می‌شود که این قدرت چه کسانی را برنده و چه کسانی را بازنده می‌کند. در این شرایط استقلال دانشگاه دچار مشکل می‌شود و حریم خصوصی استاد و دانشجو با مخاطرات رو‌به‌رو می‌شود. حکمرانی دیجیتال در آموزش عالی بیش از آنکه یک مساله فنی باشد، می‌تواند مسایل اخلاقی و انسانی را هم به وجود بیاورد. 

وی با طرح این سوال که در شرایط فعلی آیا ما به سمت آزادسازی آموزش حرکت می‌کنیم یا دیجیتالی سازی کنترل اتفاق خواهد افتاد؟ گفت: این مساله کنترل سخت‌تری از کنترل‌های قبلی خواهد بود. اینکه در عصر دیجیتالی شدن فناوری در خدمت حکمرانی انسانی قرار می‌گیرد و یا حکمرانی انسانی در خدمت فناوری، اقتصاد و سرمایه قرار می‌گیرد. در این شرایط ساختار تصمیم‌گیری تغییر خواهد کرد چرا که در پسا دیجیتال ما به صورت سلسه مراتبی و متمرکز عمل می‌کردیم و تصور می‌شد دارای سرعت عمل هستیم، اما اکنون که انقلاب چهارم را تجربه کرده‌ایم، در حین عمل داده‌ها منتقل می‌شوند.

معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، در تشریح حکمرانی دیجیتال در فضای آموزشی گفت: جریان اطلاعات بالا به پایین نیست بلکه شفاف و دو سویه هست و دانشگاه‌ها هم به جای اجرای سیاست‌ها به سمت کنشگری حرکت می‌کنند. در پسا دیجیتال سیاستگذاری در دانشگاه‌ها مبتنی بر ورودی‌ها و منابع در اختیار بود، اما اکنون می‌تواند بر اساس پیامد‌ها که اثرات اجتماعی در آن دیده می‌شود، شکل بگیرد. در نظام نظارت و ارزیابی تحول زیادی رخ می‌دهد و به صورت لحظه‌ای اطلاعات وارد می‌شود و ماشین روند‌ها را پیش بینی می‌کند و به این ترتیب نقش دولت هم کاهش پیدا می‌کند.

شالچی اضافه کرد: رابطه دانشگاه و جامعه تغییر می‌کند و از حالت منفل و پاسخگو به سیاست‌های بیرون، تعاملی‌تر عمل می‌کند و بازخورد‌های اجتماعی، برخط و لحظه‌ای دریافت می‌شود.

وی با اشاره به اینکه در این شرایط مجموعه‌ای از چالش‌های اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی را خواهیم داشت، گفت: در ملاحظات فرهنگی اول مسئله حریم خصوصی مطرح هست. همپنین داده‌ها در نقطه‌ای تجمیع می‌شوند و یادگیری بر آن اساس صورت می‌گیرد بنابراین دارای اهمیت زیادی هست، زیرا هم باید آگاهانه عمل کنند و از سوی دیگر باید به صورت آزاد در دسترس باشند. نکته بعدی اینکه داده‌ها بر خلاف تصور بی‌طرف نیستند بلکه سوگیری پنهانی دارند. ضمن اینکه آزادی علمی و استقلال دانشگاه‌ها هم با مشکل مواجه می‌شوند. مرز گذاشتن میان استقلال دانشگاه‌ها و دولت یکی دیگر از چالش‌های ما خواهد بود. همچنین این مساله مطرح می‌شود که در برابر خطا‌های دیجیتال چه کسانی باید پاسخگو باشند.

وی درباره بروز مسائل فرهنگی در عصر دیجیتالی شدن گفت: در ملاحظات فرهنگی تغییر مساله مفهوم یادگیری و نقش استاد مطرح هست، زیرا حرمت استاد و شاگردی با تغییر رو‌به‌رو می‌شود. از سوی دیگر غلبه محتوای انگلیسی یک امر مهم هست. در چنین بستری تنوع فرهنگی چگونه حفظ می‌شود؟ وقتی دانشگاه بر مهارت دیجیتال تمرکز کند تربیت فرهنگی و اخلاقی احتمالا به حاشیه می‌رود.

شالچی ادامه داد: در حوزه ملاحظات اجتماعی، مهمترین مساله شکاف دیجیتال نابرابر هست که شامل دسترسی و مهارت می‌شود. در این شرایط شکاف‌های جنسیتی، طبقاتی و ملی شکل می‌گیرد. همچنین این سوال مطرح می‌شود که چگونه کماکان از پیوند‌های انسانی در حوزه آموزش بهره گرفته می‌شود. همچنین مهاجرت داده در شرایطی که ما از فیلترشکن استفاده می‌کنیم، مخاطرات جدی ایجاد می‌کند.

وی در پایان سخنانش گفت: به هر حال حکمرانی دیجیتال در آموزش عالی خود را به ما تحمیل می‌کند و موقعی می‌توان با مخاطرات آن مقابله کرد که اخلاق و فرهنگ و اجتماع هم در آن دخیل شود، زیرا در غیر این صورت داده به سلطه تبدیل می‌شود.

دیجیتالی شدن یک دگرگونی فرهنگی و اجتماعی هست

سعید غیاثی ندوشن عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی در ادامه این مراسم بیان کرد: ایده برگزاری این رویداد به واسطه تحولاتی که در عرصه دیجیتال در کشور و دنیا در حال رخ دادن هست، شکل گرفت تا بتوانیم درک درستی از مقوله دیجیتالی شدن را در ساختار حکمرانی آموزش عالی کشور تبیین کنیم. 

وی با اشاره به اینکه دیجیتالی شدن صرفا تغییر فناورانه نیست بلکه یک دگرگونی فرهنگی و اجتماعی هست، افزود: شاید دیجیتالی شدن کلاس مجازی و کلاس هیبرید پیش نیازی برای این مساله باشد، اما همه آنچه که در تحول در عرصه دیجیتال باید صورت بگیرد، نیست و باید این موضوع به صورت جدی در دستور کار آموزش عالی کشور قرار بگیرد.

وی افزود: تحول دیجیتال بازنگری در ماموریت دانشگاه ها، بازآفرینی ارزش‌های اجتماعی در فضای مجازی و بازتعریف روابط قدرت محسوب می‌شود. طبیعتا حکمرانی سنتی ما متمرکز بر سلسله مراتب و روابط عمودی در ساختار سازمانی و در نظام آموزش عالی تمرکز داشت، اما رویکرد دیجیتال همه این موارد را تغییر داده هست و تمرکز بر سلسله مراتب به معنای واقعی کنار رفته هست و مساله شبکه‌ها خود را نمایان می‌کند.

غیاثی اضافه کرد: در عصر دیجیتال ارتباطات افقی به صورت جدی حضور پیدا می‌کنند و مشارکتی و شبکه‌ای شدن خود را نشان می‌دهد. در این مرحله چابکی و داده محوری نمایان می‌شود و دیگر مانند ساختار‌های سنتی معطل فرم و فرآیند‌های دیگر نمی‌شوید بلکه حکمرانی مبتنی بر داده‌ها و شواهد می‌شود.

وی با اشاره به محور‌های درنظر گرفته شده برای همایش حکمرانی آموزش عالی در عصر دیجیتال گفت: اهتمام ما در این همایش بر این بوده هست که اعلام کنیم تحولات و تغییرات در ساختار نظام آموزش عالی متاثر از تحولات دیجیتالی که در سطح دنیا در حال رخ دادن هست، نیازمند پیش دستی و اقدام آینده پژوهانه هست. این همایش به دنبال توجه و تمرکز ویژه بر ابعاد تحول دیجیتال هست. در این میان فرهنگ ایرانی و اسلامی ما که قائل به ارزش‌های اجتماعی اعتماد، حسن نیت و تفاهم بوده هست خود را نشان می‌دهد. در این بستر ما باید دیجیتال شدن را در اختیار داشته باشیم، اما انسانیت را فدای دیجیتالی شدن نکنیم. 

وی با تاکید بر اینکه حکمرانی آموزش عالی در عصر دیجیتال تمرکز بر الگوریتم‌ها و داده‌ها و سامانه‌ها نیست بلکه تغییر در تفکر و در بسیاری از ارکان زندگی روزمره ماست، گفت: در این تحول فرهنگ، پایه و بستری هست که تحول در دیجیتال باید بر اساس آن قرار بگیرد. ضمن اینکه یکی از مولفه‌های حایز اهمیت در این زمینه عدالت آموزشی و زیرساخت‌ها هست. باید اجازه دهیم فرهنگ آزمون و خطا شکل بگیرد و استاد مبتنی بر فناوری امکان داشته باشد تغییر و تحولات را اداره کند و در این مسیر حرکت کند.

غیاثی درباره تعداد مقالات رسیده به این همایش بیان کرد: ما از ابتدای اعلام برگزاری همایش تا روز‌های پایانی در مجموع ۶۷ مقاله دریافت کردیم که از این تعداد ۱۴ عدد چکیده مقاله، ۳۰ مقاله به طور کامل و ۲۰ مقاله پذیرش قطعی شد و ۱۱ مقاله به صورت سخنرانی ارائه می‌شود. این اتفاق اولین قدم و گام هست و این رویداد در سال‌های بعد هم تکرار شود.

اهمیت بومی کردن ابعاد اجتماعی و فرهنگی آموزش عالی دیجیتال

در ادامه این نشست محمدتقی کرمی قهی سرپرست موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، آموزش عالی دیجیتال را صرفا مساله تکنیکال و فنی نیست ندانست و گفت: ابعاد اجتماعی و فرهنگی این فضای جدید، مهمترین رسالت موسسه مطاعات فرهنگی و اجتماعی برای گفت‌و‌گو هست.

وی با طرح چالش‌هایی موجود در حوزه آموزش عالی دیجیتال بیان کرد: من چند نگرانی درباره آموزش عالی دیجیتال دارم از جمله اینکه تحولات تکنیکال با مقاومت نسلی مواجه می‌شود. این تاخر نسلی به لحاظ مدیریت در کشور که متعلق به نسل‌های میانسال و حتی سالمند هست، منجر به ایجاد شکاف حکمرانی می‌شود. در بسیاری از اوقات بدنه جامعه در مواجهه با امر جدید از بسیاری از مدیران جلوتر هست و موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی باید به طور جدی به این شکاف بپردازد. این امر چالش حکمرانی ایجاد می‌کند و برای اینکه به حداقل برسد مطالعاتی درباره آن باید انجام شود، زیرا چنانچه این مساله به طور کل رها شود حکمرانی دیجیتال ضربه خواهد دید.

کرمی با اشاره به اینکه پدیده هوش مصنوعی می‌تواند مناسبات قدرت را به هم بزند، گفت: نگرانی من این هست که مناسبات قدرت در این فضایی که ما مصرف کننده آن هستیم به تشدید و تقویت ساختار‌های موجود قدرت دامن بزند مگر اینکه ما هوشمندی و تکنیک در مواجهه با فضا‌های جدید داشته باشیم.

سرپرست موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، بومی کردن ابعاد اجتماعی و فرهنگی آموزش عالی دیجیتال را مهم عنوان کرد و افزود: این اقدامی هست که چین در عرصه هوش مصنوعی و اینترانت و … در حال انجام آن هست. اگر ما تدبیری برای تعدیل مناسبات قدرت در این فضا نداشته باشیم به تشدید وضعیت‌های سابق می‌انجامد.

وی در پایان اعلام آمادگی کرد که سوالات و پرسش‌هایی که در این همایش مطرح می‌شود به دستور کار‌های پژوهشی موسسه با حمایت وزارتخانه تبدیل شود.

انتهای پیام/ 121

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

ضرورت بومی‌ کردن ابعاد آموزش عالی دیجیتال

ضرورت بومی‌ کردن ابعاد آموزش عالی دیجیتال بیشتر بخوانید »

مروری بر برجسته‌ترین آثار نمایشی آسیب‌شناسانه درباره فضای مجازی به بهانه اکران« گوزن‌های اتوبان»/همنشینی جذابیت و خطر

مروری بر برجسته‌ترین آثار نمایشی آسیب‌شناسانه درباره فضای مجازی به بهانه اکران« گوزن‌های اتوبان»/همنشینی جذابیت و خطر



گوزن‌های اتوبان با وجود انتخاب سوژه‌ای به‌روز درباره تأثیرات مخرب اینفلوئنسری و شهرت مجازی، به دلیل ضعف‌های فیلمنامه‌ای، فقدان عمق تحلیلی است.

  • فلای‌تودی

به گزارش مجاهدت از مشرق، در عصر دیجیتال که شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی به بخش جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره تبدیل شده‌اند، مدیوم سینما بارها کوشیده است تا تأثیرات عمیق و چندوجهی این پدیده را بر روابط انسانی، هویت فردی و ساختارهای اجتماعی به تصویر بکشد. با این حال، بسیاری از آثار سینمایی در این حوزه، از جمله فیلم ایرانی «گوزن‌های اتوبان» به کارگردانی ابوالفضل صفاری، در بازنمایی پیچیدگی‌های فضای مجازی و نقد فرهنگ دیجیتال ناکام مانده‌اند.

این فیلم، با وجود انتخاب سوژه‌ای به‌روز درباره تأثیرات مخرب اینفلوئنسری و شهرت مجازی، به دلیل ضعف‌های فیلمنامه‌ای، روایت گسسته و فقدان عمق تحلیلی، نه‌تنها نمی‌تواند چالش‌های این فضا را به شکلی اثرگذار کاوش کند، بلکه به اثری شعاری و ناکارآمد بدل می‌شود که مخاطب را در سردرگمی رها می‌کند. این ناکامی، فرصتی است برای تأمل در آثار موفق‌تری که توانسته‌اند با ظرافت و عمق، به مسائل فضای مجازی و تأثیرات آن بر جامعه بپردازند.

در این نوشتار، در وهله نخست نگاهی به «گوزن‌های اتوبان» به عنوان نمونه‌ای از ناکامی در این حوزه می‌پردازیم که اکران آن اخیرا آغاز شده و در جذب مخاطب موفق نبوده است. سپس به معرفی و بررسی ۸ فیلم و سریال برجسته جهانی می‌پردازیم که با رویکردهای متنوع و هوشمندانه، از تأثیرات شبکه‌های اجتماعی گرفته تا تاریکی‌های فرهنگ دیجیتال را به تصویر کشیده‌ و توانسته‌اند در این زمینه استانداردهایی ماندگار خلق کنند.

گوزن‌های اتوبان؛ چگونه فرصت نقد فرهنگ دیجیتال را هدر دهیم؟!

فیلم «گوزن‌های اتوبان» به کارگردانی ابوالفضل صفاری، با انتخاب سوژه‌ای به‌روز و ظاهراً انتقادی، قصد دارد تأثیرات مخرب فرهنگ اینفلوئنسری و فضای مجازی بر روابط انسانی و ساختار اجتماعی ایران معاصر را به چالش بکشد اما به نظر نمی‌رسد در این زمینه چندان موفق باشد. داستان حول محور عابس، پیک موتوری یک فست‌فودفروشی می‌چرخد که به طور اتفاقی در تعقیب و گریزی با یک اینفلوئنسر اینستاگرامی درگیر می‌شود.

ویدئوی این درگیری به‌سرعت در فضای مجازی وایرال شده و عابس را به شهرتی ناخواسته می‌رساند. در این میان رامین، کارگردانی که محتوای صفحات اینفلوئنسرها را تولید می‌کند، به عابس و همسرش صبا پیشنهاد همکاری برای تولید محتوا می‌دهد.

این پیشنهاد، زندگی روزمره و ساده این زوج را به سوی تجربه‌ای پرزرق‌وبرق از شهرت و ثروت سوق می‌دهد اما به‌تدریج این تحول به تلاطم، سردی و فروپاشی پیوندهای عاطفی‌شان منجر می‌شود. فیلم با یک پایان‌بندی‌ مبهم، ناتمام و فاقد وضوح دراماتیک به پایان می‌رسد که نه‌تنها گره‌های روایی را باز نمی‌کند، بلکه مخاطب را در خلأ معنایی رها می‌سازد.

ایده محوری فیلم، یعنی نقد تأثیرات افسارگسیخته شبکه‌های اجتماعی بر روابط انسانی، تضاد طبقاتی و بحران‌های نسلی، پتانسیلی قابل‌توجه برای خلق اثری تأثیرگذار داشت اما «گوزن‌های اتوبان» در تبدیل این ایده به روایتی منسجم و عمیق به‌کلی ناکام است. فیلمنامه، فاقد عمق تحلیلی لازم برای کاوش در پیچیدگی‌های روان‌شـــــــناختی و جامعه‌شناختی سوژه است و به جای ارائه دیدگاهی نوآورانه، به تکرار کلیشه‌های آشنایی چون تضاد فقر و ثروت یا نمایش اغراق‌آمیز سبک زندگی اینفلوئنسرها اکتفا می‌کند.
ایده محوری فیلم، یعنی نقد تأثیرات افسارگسیخته شبکه‌های اجتماعی بر روابط انسانی، تضاد طبقاتی و بحران‌های نسلی، پتانسیلی قابل‌توجه برای خلق اثری تأثیرگذار داشت اما «گوزن‌های اتوبان» در تبدیل این ایده به روایتی منسجم و عمیق به‌کلی ناکام است. فیلمنامه، فاقد عمق تحلیلی لازم برای کاوش در پیچیدگی‌های روان‌شـــــــناختی و جامعه‌شناختی سوژه است و به جای ارائه دیدگاهی نوآورانه، به تکرار کلیشه‌های آشنایی چون تضاد فقر و ثروت یا نمایش اغراق‌آمیز سبک زندگی اینفلوئنسرها اکتفا می‌کند.

شخصیت‌ها در حد تیپ‌های یک‌بعدی باقی می‌مانند: عابس به عنوان کارگری گرفتار در چرخه روزمرگی، صبا به عنوان همسری وسوسه‌شده توسط شهرت و رامین به عنوان نمادی از فرصت‌طلبی در زیست‌بوم دیجیتال، هیچ‌کدام از سطح به عمق نمی‌رسند و فاقد پیچیدگی لازم برای ایجاد همذات‌پنداری یا تأمل‌اندیشی در مخاطب هستند.

این فقدان عمق در شخصیت‌پردازی، همراه با فقر دراماتیک فیلمنامه، مانع آن می‌شود که تحولات زندگی عابس و صبا، از شوق اولیه شهرت تا فروپاشی رابطه‌شان، باورپذیر یا تأثیرگذار جلوه کند. روایت فیلم در لحظات ابتدایی با ریتمی پویا و تصاویری چشم‌نواز، نوید اثری جذاب می‌دهد اما این پویایی به‌سرعت در پراکندگی روایی و فقدان منطق دراماتیک فرومی‌پاشد. سکانس‌های تعقیب و گریز، که قرار بود موتور محرک داستان باشند، به دلیل نبود پیوستگی و انگیزه‌های دراماتیک متقن، به لحظاتی تصنعی و فاقد کارکرد بدل می‌شوند.

فیلم در به تصویر کشیدن تأثیرات مخرب فضای مجازی، به جای کندوکاو در ریشه‌های اجتماعی و روان‌شناختی معضلاتی چون اعتیاد به شهرت یا تخریب روابط انسانی، به نمایش‌های کاریکاتوری و اغراق‌آمیز از اینفلوئنسرها و فرهنگ دیجیتال بسنده می‌کند. این رویکرد سطحی که فاقد هرگونه تحلیل ساختاریافته است، فیلم را از ارائه دیدگاهی عمیق درباره تأثیرات شبکه‌های اجتماعی بر جامعه ایرانی محروم می‌سازد. به عنوان مثال، تلاش فیلم برای اشاره به تضاد طبقاتی یا بحران‌های نسلی، به دلیل فقدان پیکربندی دراماتیک مناسب، به شعارهایی کلیشه‌ای و فاقد اثرگذاری تقلیل می‌یابد.

پایان‌بندی فیلم که مبهم و ناتمام است، نه‌تنها گره‌های روایی را حل نمی‌کند، بلکه به دلیل نبود زیرساخت‌های روایی لازم، به تجربه‌ای ناکام و خنثی بدل می‌شود. این پایان‌بندی که فاقد هرگونه وضوح دراماتیک یا پیوستگی مفهومی است، مخاطب را با پرسش‌هایی بی‌پاسخ و حس ناکامی عمیق رها می‌کند.

از منظر کارگردانی، صفاری در خلق برخی لحظات بصری موفق عمل کرده اما این جذابیت‌های بصری در غیاب روایتی منسجم و محتوایی غنی، به پوسته‌ای تهی بدل می‌شوند.

استفاده از نمادهایی چون «اتوبان» برای تصمیم‌های شتاب‌زده و «گوزن‌ها» برای انسان‌های بی‌پناه در زیست‌بوم دیجیتال، که ظاهراً قرار بود لایه‌ای استعاری به فیلم بیفزاید، به دلیل فقدان پشتوانه دراماتیک، به عناصری تزئینی و شعاری تقلیل یافته است. افزون بر این، انتخاب‌های ناسازگار مانند استفاده از لوکیشن‌های غیرضروری یا نمایش‌های تبلیغاتی (مانند تأکید بیش ‌از حد بر برندهای فست‌فود) به حس غیرواقعی بودن اثر دامن‌ زده و تمرکز مخاطب را از مضمون اصلی منحرف می‌کند.

در مجموع، «گوزن‌های اتوبان» با وجود بهره‌مندی از سوژه‌ای به‌روز و پتانسیلی برای نقد فرهنگ دیجیتال و تأثیرات آن بر جامعه ایرانی، به دلیل فیلمنامه‌ای ناپخته، روایتی سرگردان و ناتوانی در تعمیق مضامین، نه‌تنها در بازنمایی چالش‌های پیچیده فضای مجازی ناکام می‌ماند، بلکه به اثری تبدیل می‌شود که بیش از آنکه تأمل‌برانگیز یا روشنگرانه باشد، مخاطب را با حس سردرگمی و ناکامی تنها می‌گذارد. این فیلم، فرصتی از دست ‌رفته در سینمای اجتماعی ایران است که ایده‌ای جذاب را در چنبره ضعف‌های ساختاری و فقر محتوایی هدر می‌دهد.

مروری بر برجسته‌ترین آثار نمایشی آسیب‌شناسانه درباره فضای مجازی به بهانه اکران« گوزن‌های اتوبان»/همنشینی جذابیت و خطر

Black Mirror (۲۰۱۱)

سریال آنتولوژی «آینه سیاه»، ساخته چارلی بروکر، یکی از پیشگام‌ترین آثار در نقد فناوری و فضای مجازی است که هر اپیزود آن با داستانی مستقل، جنبه‌ای از تأثیرات تاریک فناوری‌های دیجیتال را کاوش می‌کند. اپیزودهایی مانند «Nosedive» (با بازی برایس دالاس هاوارد) به‌طور خاص به فرهنگ امتیازدهی در شبکه‌های اجتماعی و فشار برای تأیید اجتماعی می‌پردازند،

در حالی که اپیزودهایی مانند «Hated in the Nation» (با بازی کلی مک‌دونالد) به تأثیرات منفی هشتگ‌ها و حملات آنلاین پرداخته‌اند. این سریال با بهره‌گیری از بازیگرانی چون دنیل کالویا، جون هام و مایلی سایرس و کارگردانی اپیزودهای متنوع توسط کارگردانان برجسته، توانسته است روایت‌هایی دیستوپیایی و در عین حال واقع‌گرایانه خلق کند. «آینه سیاه» با تحلیل‌های جامعه‌شنــــــاختی و روان‌شناختی عمیق، نشان می‌دهد که چگونه شبکه‌های اجتماعی می‌توانند به ابزارهایی برای کنترل، انزوای اجتماعی و حتی خشونت تبدیل شوند. این سریال چندین جایزه امی، از جمله بهترین فیلم تلویزیونی و بهترین فیلمنامه، دریافت کرده و به دلیل نوآوری در روایت و نقد فناوری، مورد تحسین گسترده قرار گرفته است. موفقیت «آینه سیاه» در ترکیب داستان‌گویی خلاقانه با هشدارهایی درباره آینده دیجیتال، آن را به یکی از تأثیرگذارترین آثار در این حوزه تبدیل کرده است.

مروری بر برجسته‌ترین آثار نمایشی آسیب‌شناسانه درباره فضای مجازی به بهانه اکران« گوزن‌های اتوبان»/همنشینی جذابیت و خطر

The Social Network (۲۰۱۰)

فیلم «شبکه اجتماعی» به کارگردانی دیوید فینچر و با فیلمنامه‌ای درخشان از آرون سورکین، یکی از برجسته‌ترین آثار سینمایی درباره ظهور شبکه‌های اجتماعی و تأثیرات عمیق آن بر روابط انسانی، اخلاقیات و ساختارهای اجتماعی است. این فیلم داستان مارک زاکربرگ (جسی آیزنبرگ) و تأسیس فیس‌بوک را روایت می‌کند اما فراتر از یک بیوگرافی ساده، به کاوش در تاریکی‌های جاه‌طلبی، خیانت و پیامدهای فرهنگی شبکه‌های اجتماعی می‌پردازد.

بازیگرانی چون اندرو گارفیلد (در نقش ادواردو ساورین) و جاستین تیمبرلیک (در نقش شان پارکر) با اجراهای قدرتمند، به عمق دراماتیک فیلم می‌افزایند. «شبکه اجتماعی» با دیالوگ‌های تیز و ریتمی سریع، نشان می‌دهد که چگونه فیس‌بوک، به عنوان یک پلتفرم ارتباطی، نه‌تنها روابط شخصی را بازتعریف کرد، بلکه به ابزاری برای رقابت، حسادت و قدرت‌طلبی تبدیل شد.

فیلم با تمرکز بر تناقضات اخلاقی، مانند سوءاستفاده از داده‌ها و نقض حریم خصوصی، تصویری چندلایه از تأثیرات فضای مجازی ارائه می‌دهد. این اثر در سال ۲۰۱۱ برنده ۳ جایزه اسکار (بهترین فیلمنامه اقتباسی، بهترین تدوین و بهترین موسیقی متن) شد و در ۸ رشته دیگر نامزد بود. همچنین جوایز متعددی از گلدن‌گلوب، بفتا و جشنواره‌های دیگر دریافت کرد و به عنوان یکی از بهترین فیلم‌های دهه ۲۰۱۰ شناخته می‌شود. «شبکه اجتماعی» با ترکیب کارگردانی استادانه، فیلمنامه‌ای هوشمندانه و مضمونی عمیق، استانداردی برای نقد فرهنگ دیجیتال در سینما ارائه کرده است.

مروری بر برجسته‌ترین آثار نمایشی آسیب‌شناسانه درباره فضای مجازی به بهانه اکران« گوزن‌های اتوبان»/همنشینی جذابیت و خطر

The Circle (۲۰۱۷)

فیلم «دایره»، به کارگردانی جیمز پونسولت و اقتباس از رمان دیو اگرز، داستان کارمندی جوان (اما واتسون) را روایت می‌کند که در یک شرکت فناوری خیالی به نام «دایره» مشغول به کار می‌شود.

این شرکت با شعار شفافیت و ارتباط جهانی، به نظارت و کنترل زندگی افراد نفوذ می‌کند. تام هنکس در نقش مدیر کاریزماتیک شرکت و جان بویگا در نقش یک کارمند معترض، به فیلم عمق می‌بخشند. «دایره» با تمرکز بر موضوعاتی چون از بین رفتن حریم خصوصی، فرهنگ نظارت دیجیتال و تأثیرات شبکه‌های اجتماعی بر هویت فردی، پرسش‌های اخلاقی مهمی را مطرح می‌کند. اگرچه فیلم در اجرا به اندازه رمان عمیق نیست و برخی منتقدان آن را به ساده‌سازی انتقادات متهم کرده‌اند اما تصاویر بصری جذاب و مضمون جسورانه‌اش، آن را به اثری قابل‌تأمل تبدیل کرده است.

این فیلم در جشنواره‌های مختلف مانند جشنواره فیلم تریبکا نمایش داده شد اما موفقیت تجاری یا جایزه قابل‌ توجهی کسب نکرد. با این حال، «دایره» به دلیل طرح موضوعاتی مانند داده‌کاوی و سلطه شرکت‌های فناوری، همچنان در بحث‌های مربوط به فضای مجازی مورد توجه است.

مروری بر برجسته‌ترین آثار نمایشی آسیب‌شناسانه درباره فضای مجازی به بهانه اکران« گوزن‌های اتوبان»/همنشینی جذابیت و خطر

Eighth Grade (۲۰۱۸)

فیلم «کلاس هشتم» ساخته بو برنهام، داستان کایلا (السی فیشر)، یک دختر نوجوان را روایت می‌کند که در آخرین هفته کلاس هشتم، در تلاش برای یافتن هویت خود در دنیایی تحت سلطه شبکه‌های اجتماعی است. این فیلم با ظرافتی کم‌نظیر، فشارهای ناشی از اینستاگرام و یوتیوب بر نسل جوان را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که چگونه این پلتفرم‌ها می‌توانند به احساس ناامنی، اضطراب و مقایسه اجتماعی دامن بزنند.

جاش همیلتون در نقش پدر کایلا، نقشی مکمل اما تأثیرگذار ارائه می‌دهد. «کلاس هشتم» با روایتی صمیمی، کارگردانی حساس و فیلمبرداری واقعی، موفق می‌شود تأثیرات عاطفی و روان‌شناختی فضای مجازی را به شکلی ملموس بازنمایی کند.

این فیلم در جشنواره ساندنس ۲۰۱۸ مورد تحسین قرار گرفت و جوایزی مانند جایزه بهترین کارگردانی اول از انجمن کارگردانان آمریکا و جایزه بهترین فیلم از انجمن منتقدان فیلم بوستون را دریافت کرد. موفقیت «کلاس هشتم» در به تصویر کشیدن تجربه زیسته نسل دیجیتال، آن را به یکی از آثار برجسته در این حوزه تبدیل کرده است.

مروری بر برجسته‌ترین آثار نمایشی آسیب‌شناسانه درباره فضای مجازی به بهانه اکران« گوزن‌های اتوبان»/همنشینی جذابیت و خطر

Searching (۲۰۱۸)

فیلم «جست‌وجو» به کارگردانی آنیش چاگانتی، یک تریلر نوآورانه است که داستان آن کاملاً از طریق صفحه‌نمایش‌های دیجیتال (مانند لپ‌تاپ و گوشی) روایت می‌شود. جان چو در نقش پدری بازی می‌کند که به دنبال دختر گمشده‌اش (میشل لا) می‌گردد و از طریق شبکه‌های اجتماعی و ردپاهای دیجیتال، او سرنخ‌هایی پیدا می‌کند. این فیلم نشان می‌دهد چگونه فضای مجازی می‌تواند هم ابزاری برای کشف حقیقت باشد و هم فضایی برای فریب و پنهان‌کاری.

«جست‌وجو» با سبک بصری منحصربه‌فرد و روایتی پرتعلیق، به تأثیرات دوگانه شبکه‌های اجتماعی می‌پردازد. این فیلم در جشنواره ساندنس ۲۰۱۸ جایزه تماشاگران را برد و به دلیل نوآوری در فرم و داستان‌گویی، مورد تحسین قرار گرفت. موفقیت تجاری و انتقادی «جست‌وجو» نشان‌دهنده توانایی سینما در استفاده از فرم‌های جدید برای نقد فناوری است.

مروری بر برجسته‌ترین آثار نمایشی آسیب‌شناسانه درباره فضای مجازی به بهانه اکران« گوزن‌های اتوبان»/همنشینی جذابیت و خطر

Ingrid Goes West (۲۰۱۷)

فیلم «اینگرید به غرب می‌رود» ساخته مت اسپایسر، داستان اینگرید (اوبری پلازا) را روایت می‌کند که به دلیل وسواس با یک اینفلوئنسر اینستاگرامی (الیزابت اولسن)، زندگی خود را به آشوب می‌کشد. این کمدی سیاه با طنزی گزنده به اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی، تمنای تأیید اجتماعی و پوچی پشت زندگی‌های ظاهراً کامل اینفلوئنسرها می‌پردازد.

فیلم با روایتی روان و نقدی تیز، موفق می‌شود تاریکی‌های فرهنگ دیجیتال را به شکلی سرگرم‌کننده و تأمل‌برانگیز نشان دهد. «اینگرید به غرب می‌رود» در جشنواره ساندنس ۲۰۱۷ جایزه بهترین فیلمنامه را دریافت کرد و مورد تحسین منتقدان قرار گرفت. این فیلم با ترکیب طنز و تراژدی، یکی از بهترین نمونه‌های نقد فرهنگ اینفلوئنسری است.

مروری بر برجسته‌ترین آثار نمایشی آسیب‌شناسانه درباره فضای مجازی به بهانه اکران« گوزن‌های اتوبان»/همنشینی جذابیت و خطر

The Truman Show (۱۹۹۸)

فیلم «نمایش ترومن» به کارگردانی پیتر ویر، با بازی جیم کری در نقش ترومن بربنک، اگرچه پیش از ظهور شبکه‌های اجتماعی مدرن ساخته شد اما به شکلی پیشگویانه به فرهنگ نظارت و نمایش زندگی در برابر مخاطبان پرداخت. لورا لینی و اد هریس در نقش‌های مکمل، به عمق دراماتیک فیلم می‌افزایند. داستان ترومن، که زندگی‌اش به‌ صورت ناخواسته در یک برنامه تلویزیونی پخش می‌شود، به مسائل امروزی مانند از دست رفتن حریم خصوصی در فضای مجازی اشاره دارد.

این فیلم با عمق فلسفی و روایت قدرتمند، یکی از نخستین آثاری است که به نقد فرهنگ دیده شدن پرداخته است. «نمایش ترومن» نامزد ۳ جایزه اسکار (بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر مکمل) شد و جوایز متعددی از گلدن‌گلوب و بفتا دریافت کرد. تأثیر ماندگار این فیلم در بحث‌های مربوط به فضای مجازی، آن را به اثری کلاسیک تبدیل کرده است.

مروری بر برجسته‌ترین آثار نمایشی آسیب‌شناسانه درباره فضای مجازی به بهانه اکران« گوزن‌های اتوبان»/همنشینی جذابیت و خطر

Don’t Look Up (۲۰۲۱)

فیلم «به بالا نگاه نکن»، به کارگردانی آدام مک‌کی، با بازی لئوناردو دی‌کاپریو، جنیفر لارنس و مریل استریپ، اگرچه در ظاهر درباره یک فاجعه زیست‌محیطی است اما نقدی تند و تیز بر فرهنگ رسانه‌های اجتماعی و تأثیر آن بر مدیریت بحران ارائه می‌دهد. این فیلم نشان می‌دهد که چگونه شبکه‌های اجتماعی با پراکندن اطلاعات نادرست و اولویت دادن به سرگرمی بر حقیقت، به بی‌عملی و سردرگمی اجتماعی دامن می‌زنند.

با طنزی گزنده و بازیگرانی چون جونا هیل و تیموتی شالامی، «به بالا نگاه نکن» به یکی از آثار برجسته در نقد تأثیرات منفی فضای مجازی تبدیل شد. این فیلم نامزد ۴ جایزه اسکار، از جمله بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه شد و در جشنواره‌های مختلف مورد توجه قرار گرفت. موفقیت این فیلم در ترکیب طنز و نقد اجتماعی، آن را به اثری تأثیرگذار در این حوزه تبدیل کرده است.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

مروری بر برجسته‌ترین آثار نمایشی آسیب‌شناسانه درباره فضای مجازی به بهانه اکران« گوزن‌های اتوبان»/همنشینی جذابیت و خطر

مروری بر برجسته‌ترین آثار نمایشی آسیب‌شناسانه درباره فضای مجازی به بهانه اکران« گوزن‌های اتوبان»/همنشینی جذابیت و خطر بیشتر بخوانید »