عملیات کربلای پنج

قالیباف: ما هرگز جنگ را انتخاب نکردیم/ قدرت جمهوری اسلامی به قلب مردم است

قالیباف: ما هرگز جنگ را انتخاب نکردیم/ قدرت جمهوری اسلامی به قلب مردم است



رئیس مجلس گفت: ما به جنگ برای کشورگشایی نرفتیم، هرگز انتخاب ما جنگ نبود بلکه تکلیفی بر دوش ما آمد و آن تکلیف، دفاع از آرمان‌های انقلاب اسلامی بود.

به گزارش مجاهدت از مشرق، محمدباقر قالیباف رئیس مجلس در سی و هشتمین یادواره شهدای عملیات کربلای پنج که عصر امروز برگزار شد گفت: ما هرگز جنگ را انتخاب نکردیم.

وی ادامه داد: جنگ جای تلخ و سختی است اما ما از آن به عنوان دفاع مقدس یاد می‌کنیم زیرا ما جنگ را آغاز نکردیم ما به جنگ برای کشورگشایی نرفتیم، هرگز انتخاب ما جنگ نبود بلکه تکلیفی بر دوش ما آمد و آن تکلیف، دفاع از آرمان‌های انقلاب اسلامی، اسلام و سرزمین و ناموس‌مان بود بنابراین ما به یک نبرد رفتیم نبردی که وظیفه اسلامی، انسانی و ملی ما بود آن هم در اوج مظلومیت، نبود امکانات و تجربه.

رئیس مجلس خاطرنشان کرد: در جنگ روزهای سختی بر مردم گذشت اما با انسجام، وحدت، دلدادگی و پشت سر ولی و امام‌مان حضرت امام رضوان الله تعالی علیه همه یکپارچه ایستادند.

قالیباف گفت: در میدان و جنگ کنار ایمانی که به خدا داریم باید اول محاسبه کنیم و بعد عملیات کنیم، اگر محاسبه نکنیم و عملیات انجام دهیم منتظر نباشیم که نصرت الهی شامل حامل ما شود.

رئیس مجلس خاطرنشان کرد: جنگ فراز و نشیب دارد، زمانی کربلای ۴ را داریم و بعد از آن کربلای ۵ را داشتیم. قدرت ما به موشک‌های ما نیست، قدرت جمهوری اسلامی به قلب مردم است.

وی ادامه داد: هیچ وقت حزب‌الله را تا به امروز به این حد زنده و پویا ندیده بودم. دیدید که حزب‌الله جنگید و آتش بس را بر دشمنان تحمیل کردند. رژیم صهیونیستی حزب‌الله را زد اما حزب‌الله محکم ایستاد.

قالیباف تصریح کرد: باید به گونه‌ای عمل کنیم که آن قشر که نوسانات ارزی در اقلام اصلی زندگی آنها اثر می‌گذارد با کالابرگ جبران شود. باید تلاش کنیم نوسانات ارزی را از این شرایط درآوریم.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

قالیباف: ما هرگز جنگ را انتخاب نکردیم/ قدرت جمهوری اسلامی به قلب مردم است

قالیباف: ما هرگز جنگ را انتخاب نکردیم/ قدرت جمهوری اسلامی به قلب مردم است بیشتر بخوانید »

فیلم/ صلح امروز، ضمانتی برای فردا نیست/ رهبری بر اساس پشتیبانی مردم تصمیم می‌گیرد

فیلم/ صلح امروز، ضمانتی برای فردا نیست/ رهبری بر اساس پشتیبانی مردم تصمیم می‌گیرد

گروه ساجد دفاع‌پرس: سردار شهید «سید اکبر اعتصامی» که در آستانه عملیات‌های «کربلای ۴» و «کربلای ۵» فرماندهی گردان «چهارده‌ معصوم (ع)» لشکر هشت نجف اشرف را برعهده داشت، در مصاحبه‌ای که به احتمال زیاد در آستانه برگزاری این عملیات‌ها یعنی زمستان سال ۱۳۶۵ در پادگان «انبیاء» شوشتر ضبط شده هست، در جمع تعدادی از نیرو‌ها و اعضای کادر فرماندهی گردان، به چند سوال خبرنگار جواب داده و توصیه‌هایی برای مردم و رزمندگان دارد.

شهید «اعتصامی» در این مصاحبه، عاقبت صلح با دشمن را گوشزد کرده و می‌گوید: «اگر الان بخواهیم صلح بکنیم با صدام و مصالحه بکنیم با صدام، فردا هیچ تضمین و ضمانتی نیست که یک فرد خائن و کثیف دیگری از گوشه‌ای از کشورهای همسایه بلند شود و بتازد بر این ملت مسلمان؛ و خب ما می‌خواهیم آقای خودمان باشیم، سرور خودمان باشیم و دشمنان ما این را نمی‌خواهند و آمدن و این جنگ را به ما تحمیل کردند و وظیفه ما ایرانیان و وظیفه ما مسلمانان، وظیفه تک‌تک‌مان این هست که زیر بار ظلم نرویم و به مبارزه‌مان تا سرحد پیروزی ادامه بدهیم».

این شهید والامقام همچنین خطاب به مردم، بر ضرورت حضور آن‌ها در صحنه و حمایت‌شان از جبهه‌‌ها تأکید کرده و ادامه می‌دهد: «رهبری هم بر اساس پشتیبانی مردم هست که تصمیم می‌گیرند و روحیات مردم را می‌سنجند و روحیات مردم را ارزیابی می‌کنند و بر اساس این روحیات تصمیم می‌گیرند برای مملکت؛ پس سعی کنند از روحیه بالایی برخوردار باشند و مخصوصاً جنگ را که امام فرمودند از اهم مسائل هست و در رأس همه امور هست، در رأس همه کارهای خودشان قرار بدهند و از همه نظر؛ از نظر مالی، از نظر زبانی، از نظر قلم و از نظر انسانی، جبهه‌ها را کمک کنند تا ان‌شاءالله این جنگ به زودی زود، همان‌طوری که احادیث به ما خبر داده هست، به زودی زود در این سال ان‌شاءالله، همان‌طور که امام عزیز فرموده‌اند سال پیروزی هست، به پیروزی نهایی برسیم».

کد ویدیو

سردار شهید «سید اکبر اعتصامی» رزمنده اهل «رهنان» از توابع شهرستان «خمینی‌شهر» اصفهان، مدتی پس از این مصاحبه، ۲۱ دی سال ۱۳۶۵ در حالی که ۲۴ سال بیشتر نداشت، در عملیات «کربلای ۵» در منطقه «شلمچه» به شهادت رسید. از دیگر نیرو‌های حاضر در این فیلم، می‌توان به شهید «حسن منتظری» که پشت سر شهید اعتصامی حضور دارد اشاره کرد که در آن مقطع به‌عنوان عضو کادر فرماندهی گردان فعالیت داشت و او نیز سال ۱۳۶۷، در حالی که او نیز ۲۴ سال بیشتر نداشت، در جریان بازپس‌گیری شبه‌جزیره فاو به فیض شهادت نایل آمد.

انتهای پیام/ 113

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

فیلم/ صلح امروز، ضمانتی برای فردا نیست/ رهبری بر اساس پشتیبانی مردم تصمیم می‌گیرد

فیلم/ صلح امروز، ضمانتی برای فردا نیست/ رهبری بر اساس پشتیبانی مردم تصمیم می‌گیرد بیشتر بخوانید »

«مهمان کارون» به کتابفروشی‌ها آمد

«مهمان کارون» به کتابفروشی‌ها آمد


به گزارش مجاهدت از گروه سایر رسانه‌های دفاع‌پرس، کتاب «مهمان کارون» نوشته محمد محمودی نورآبادی با موضوع دفاع مقدس به‌تازگی توسط انتشارات کتاب جمکران منتشر و راهی بازار نشر شده است.

این‌کتاب داستان پدر و پسری را روایت می‌کند که رابطه‌ای عاطفی و خاص بین شان برقرار است. جنگ در اوج است و شور عجیبی در کشور بر پاست. با لو رفتن عملیات کربلای چهار توسط ستون پنجم و آغاز عملیات کربلای پنج همه خانواده‌هایی که عزیزان شان در جبهه درگیر هستند نگران و مضطرب اوضاع را رصد می‌کنند. عباس و علیرضا بیش از اینکه پدر و پسر باشند دوست و رفیق بوده اند. علیرضا همیشه کمک کار پدر بوده است.

جنگ بین این دو رفیق فاصله انداخته و پدر، با وجود اینکه پسرش از شروع جنگ در جبهه بوده برای علیرضا بی تاب است. رؤیای شبانه پدر، او را بی تاب‌تر می‌کند. بی تابی که مثل خوره به جانش افتاده و فقط می‌خواهد برای یکبار هم که شده صورت زیبای پسر را ببیند و او را در آغوش کشد. عباس شیراز را به طرف اهواز ترک می‌کند. جای پسر را بلد نیست و به همین خاطر، ناچار است مقر به مقر و گردان به گردان دنبال دردانه اش بگردد…

رمان «مهمان کارون» روایت دلتنگی و شیدایی پدر و مادر‌هایی است که با تاسی از امام عاشقان حضرت اباعبدالله علیه السلام دردانه‌های خود را به مسلخ عشق فرستاده اند و زینب گونه صبوری را پیشه خود ساخته اند.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم.

تیمم کردیم و قامت بستیم به نماز. شلمچه غرق در آتش بود. صدای انفجار‌ها و گرد و غبار به قدری زیاد بود که گاهی بودن علیرضا را در نیم‌قدمی‌ام حس نمی‌کردم. از سجده رکعت اول که بلند شدم، تندتند رکعت دوم را شروع کردم. دستهایم را به حالت قنوت بالا گرفته بودم. همان لحظه بود که قنوت خواندن علیرضا را هم متوجه شدم. جالب بود که هر دو آیۀ ۲۵۰ سورۀ بقره را می‌خواندیم. موج انفجار‌های پی‌درپی، زمین را زیر پایمان می‌لرزاند. انگار یکی با پتک کوبید توی کله‌ام. چند لحظه‌ای گیج و منگ روی خاک‌های مرطوب دست می‌کشیدیم. خیلی زود داغی خون را از روی گونۀ طرف چپم حس کردم. پهلویم می‌سوخت. یادم به علیرضا افتاد…

این‌کتاب با ۲۲۷ صفحه و قیمت ۱۰۵ هزارتومان منتشر شده است.

منبع: مهر

انتهای پیام/ ۱۳۴

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

«مهمان کارون» به کتابفروشی‌ها آمد

«مهمان کارون» به کتابفروشی‌ها آمد بیشتر بخوانید »

تصاویر/ بسیجی شهید «مرتضی چیتگری» (۱)

تصاویر/ بسیجی شهید «مرتضی چیتگری» (۱)


تصاویر بسیجی شهید «مرتضی چیتگری»

تصاویر/ بسیجی شهید «مرتضی چیتگری» (۱) تصاویر/ بسیجی شهید «مرتضی چیتگری» (۱) تصاویر/ بسیجی شهید «مرتضی چیتگری» (۱) تصاویر/ بسیجی شهید «مرتضی چیتگری» (۱) تصاویر/ بسیجی شهید «مرتضی چیتگری» (۱) تصاویر/ بسیجی شهید «مرتضی چیتگری» (۱) تصاویر/ بسیجی شهید «مرتضی چیتگری» (۱) تصاویر/ بسیجی شهید «مرتضی چیتگری» (۱) تصاویر/ بسیجی شهید «مرتضی چیتگری» (۱) تصاویر/ بسیجی شهید «مرتضی چیتگری» (۱) تصاویر/ بسیجی شهید «مرتضی چیتگری» (۱) تصاویر/ بسیجی شهید «مرتضی چیتگری» (۱) تصاویر/ بسیجی شهید «مرتضی چیتگری» (۱) تصاویر/ بسیجی شهید «مرتضی چیتگری» (۱) تصاویر/ بسیجی شهید «مرتضی چیتگری» (۱) تصاویر/ بسیجی شهید «مرتضی چیتگری» (۱) تصاویر/ بسیجی شهید «مرتضی چیتگری» (۱)

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

تصاویر/ بسیجی شهید «مرتضی چیتگری» (۱)

تصاویر/ بسیجی شهید «مرتضی چیتگری» (۱) بیشتر بخوانید »

سیاه قلم شهید «محمد عاشق ابوالفضلی»

سیاه قلم شهید «محمد عاشق ابوالفضلی»


این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

سیاه قلم شهید «محمد عاشق ابوالفضلی»

سیاه قلم شهید «محمد عاشق ابوالفضلی» بیشتر بخوانید »