غزل

.
.
. از قولِ منِ خسته به ارباب بگویید جز عشقِ تو عشقی به دلم جاشدنی نیست ما دو پیا...

. . . از قولِ منِ خسته به ارباب بگویید جز عشقِ تو عشقی به دلم جاشدنی نیست ما دو پیا…


.
.
. از قولِ منِ خسته به ارباب بگویید جز عشقِ تو عشقی به دلم جاشدنی نیست ما دو پیا...

.
.
.

از قولِ منِ خسته به ارباب بگویید

جز عشقِ تو عشقی به دلم جاشدنی نیست

ما دو پیاله ایم که لبریز باده ایم
این دو پیاله را به ملک هم نداده ایم

تا وقت می کنیم حسینیه می رویم
ما سالهاست شیعه گریان جاده ایم

با هر سلام صبح به آقای بی کفن
انگار روبروی حرم ایستاده ایم

با رعیتی خانه ارباب با وفا
احساس می کنیم که ارباب زاده ایم

شکر خدا که نان شب ما حسین شد
ممنون لطف مادر این خانواده ایم

بال ملائکه است که ما را می آورد
یعنی سواره ایم اگر پیاده ایم

داریم با “حسین، حسین” پیر می شویم
خوشحال از این جوانی از دست داده ایم

علی اکبر لطیفیان

.
.
. از قولِ منِ خسته به ارباب بگویید جز عشقِ تو عشقی به دلم جاشدنی نیست ما دو پیا...

منبع

shahr_ashoob.az@

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.

. . . از قولِ منِ خسته به ارباب بگویید جز عشقِ تو عشقی به دلم جاشدنی نیست ما دو پیا… بیشتر بخوانید »

.
« دیوانه کن مرا »
.
ساقی دوباره ساکن میخانه کن مرا
از جام روضه مِی بده مستانه کن مرا
.
گ...

. « دیوانه کن مرا » . ساقی دوباره ساکن میخانه کن مرا از جام روضه مِی بده مستانه کن مرا . گ…


.
« دیوانه کن مرا »
.
ساقی دوباره ساکن میخانه کن مرا
از جام روضه مِی بده مستانه کن مرا
.
گ...

.
« دیوانه کن مرا »
.
ساقی دوباره ساکن میخانه کن مرا
از جام روضه مِی بده مستانه کن مرا
.
گنجینه ام تو بودی و من کور بوده ام
چشمم به زیر پای تو ، ویرانه کن مرا
.
من با تو خوبم ای ز همه آشناترین
از هرچه هست غیرِ تو ، بیگانه کن مرا
.
اصلاً من آمدم که بسوزم برای تو
آتش بزن به جانم و پروانه کن مرا
.
عقلم حجاب عاشقی‌ام گشته ، ای صنم
پرده گشا ، جنون بده ، دیوانه کن مرا
.
زنجیر پاره کردنم از فرط فرقت است
فیض وصال عطا کن و فرزانه کن مرا
.
از من بگیر رشته‌ی من را که من در اوست
تو نخ بگیر و سبحه‌ی صددانه کن مرا
.
بیرونِ میکده همه عالم بطالت است
ای حقّ‌ ناب،خاک همین خانه کن مرا
.
از باده‌ی نگاه شما مست شد زُهیر
جانا به جرعه ای شده ، پیمانه کن مرا
.
دردانه‌ی خدا به “نوا” مرحمت نما
لایق نِیم ولیك تو دردانه کن مرا
.
یا رباب‌الحسین سلام‌الله ‌علیهما
.
غروب یکشنبه ۹۹/۹/۹
علیرضا اسفندیاری”نوا”
.

.
.

.
« دیوانه کن مرا »
.
ساقی دوباره ساکن میخانه کن مرا
از جام روضه مِی بده مستانه کن مرا
.
گ...

منبع

alireza_esfandiari_ardabili@

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.

. « دیوانه کن مرا » . ساقی دوباره ساکن میخانه کن مرا از جام روضه مِی بده مستانه کن مرا . گ… بیشتر بخوانید »

.
به نام ربِّ شهیدانِ تا سحر به سجود ؛
« و پرکشید هر آنکس که آسمانی بود »
‌
«کبوتران حرم» ...

. به نام ربِّ شهیدانِ تا سحر به سجود ؛ « و پرکشید هر آنکس که آسمانی بود » ‌ «کبوتران حرم» …


.
به نام ربِّ شهیدانِ تا سحر به سجود ؛
« و پرکشید هر آنکس که آسمانی بود »
‌
«کبوتران حرم» ...

.
به نام ربِّ شهیدانِ تا سحر به سجود ؛
« و پرکشید هر آنکس که آسمانی بود »

«کبوتران حرم» در طواف جان دادند
میان خون و گلوله ، میان آتش و دود

«جوان» برای کبوتر شدن دعا میکرد
و دل نهاد در آخر به آنچه دل فرمود

دمِ وداع در آغوش هم، دو کوه گریست
«پسر» ، کنار «پدر» مثل کودکی آسود

بخوان برای جوانت چهار قل! «مادر» !
بخوان که دور بماند سرش ز تیغ حسود!

جوانِ قصه ولی « سربلند » شد آخر …
اگرچه خاکی و بی سر ، اگر چه خون آلود!

چه خوب شد که ندیدی سر عزیزت را
چه خوب شد سر او بر فراز نیزه نبود…!

هزار آه ، که ماندیم و «کاروان» رفته ست
همیشه بوده تفاوت میان «برکه» و «رود»!

چه قدر سرو در این پهنه بر زمین افتاد
چه قدر لاله شد اینجا فدای یاس کبود

دلم گرفته و در بند این زمینی هاست
که پر کشید هرآنکس که آسمانی بود
.

.
به نام ربِّ شهیدانِ تا سحر به سجود ؛
« و پرکشید هر آنکس که آسمانی بود »
‌
«کبوتران حرم» ...

منبع

ebrahim_hadi.01@

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.

. به نام ربِّ شهیدانِ تا سحر به سجود ؛ « و پرکشید هر آنکس که آسمانی بود » ‌ «کبوتران حرم» … بیشتر بخوانید »