قطعنامه 598

فواید قبول قطعنامه ۵۹۸

فواید قبول قطعنامه ۵۹۸


گروه دفاعی امنیتی دفاع‌پرس ـ رحیم محمدی؛ جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ با هماهنگی و پشتیبانی دولت‌های غرب و شرق و حتی کشور‌های حاشیه جنوبی خلیج فارس آغاز شد و پس از گذشت هشت سال جنگ نابرابر ایران مجبور شد قطعنامه خاتمه جنگ که از سوی شورای امنیت سازمان ملل به شماره ۵۹۸ تصویب شده بود را بپذیرد؛ البته این قطعنامه در ۲۹ تیر ۱۳۶۶ به تصویب رسید، اما چون آن زمان ایران در موضع قدرت قرار داشت و توانسته بود با انجام عملیات کربلای ۵ دروازه‌های بصره را تهدید کند، در زمان صدور از پذیرش آن امتناع کرده بود.

در واقع پیروزی ارزشمندی که ایران به واسطه دو عملیات مهم والفجر ۸ و کربلای ۵ به دست آورد و در این دو عملیات فاو و شلمچه را به تصرف خود درآورد، حامیان صدام متوجه شدند که چنانچه اقدام مؤثرتری در حمایت از صدام انجام ندهند، عراق در این جنگی که شروع کرده با شکست مواجه خواهد شد.

بر این اساس همچون گذشته که هرگاه ایران در جبهه‌های نبرد پیروزی ارزشمندی را کسب می‌کرد، حامیان بین المللی صدام بلافاصله در شورای امنیت سازمان ملل با صدور قطعنامه‌ای از طرفین بدون اینکه اعلام کنند متجاوز کدام کشور بوده و خسارت وارده چگونه باید پرداخت شود، فقط می‌خواستند که آتش‌بس صورت گیرد که به لحاظ سیاسی تامین‌کننده نظرات ایران نبود؛ لذا کشورمان از پذیرش آن امتناع می‌کرد.

زیرا شورای امنیت سازمان ملل از زمان شروع جنگ تحمیلی در شهریور سال ۱۳۵۹ تا تیر ۱۳۶۶ در مجموع ۱۶ قطعنامه صادر کرد که در تمام مضمون این قطعنامه‌ها توصیه به آتش‌بس دو طرفه شده بود، اما قطعنامه ۵۹۸ از نظر کمی و تعداد واژه‌های به کار گرفته شده مفصل‌ترین و از نظر محتوا اساسی‌ترین و از نظر ضمانت اجرایی قوی‌ترین قطعنامه شورای امنیت در مورد این جنگ بود و در آن تا حدودی شرایط ایران تأمین می‌شد.

همان‌گونه که عنوان شد، بعد از عملیات موفق کربلای ۵ حامیان اصلی صدام وقتی متوجه شدند در صورتی که اقدامی برای توقف جنگ نکنند، ایران پیروز این جنگ خواهد بود، تصمیم گرفتند استراتژی خود را در قبال جنگ عراق با ایران تغییر دهند که از جمله این موارد می‌توان به حمایت مستقیم کشور‌های غربی از صدام، معرفی صدام به عنوان صلح‌طلب، بکارگیری سلاح‌های شیمیایی گسترده توسط عراق، تهدیدات وسیع بین المللی علیه ایران، سلب منطق دفاع مشروع از ایران، تغییر روند تحولات در جبهه‌های نبرد و تحریم شدید تسلیحاتی ایران اشاره کرد.

بر این اساس، عراق شروع به استفاده گسترده از سلاح‌های شیمیایی در جبهه‌ها کرد و در استفاده از این سلاح ممنوعه حتی ملاحظه مردم خودش را در زمان تصرف حلبچه توسط رزمندگان کشورمان نکرد و با هدف ضربه زدن به ایران از انواع بمب‌ها شیمیایی علیه مردم حلبچه و رزمندگان کشورمان استفاده کرد که در نتیجه صد‌ها نفر بر اثر استنشاق گاز‌های شیمیایی یا جان خود را از دست دادند و یا به‌شدت دچار مجروحیت شدند.

هم‌زمان با این اقدام و عدم تنبیه صدام در استفاده از سلاح‌های شیمیایی، آمریکا علاوه بر دادن اطلاعات ماهواره‌ای از موقعیت و امکانات نیرو‌های پدافندی مستقر در فاو به ارتش عراق جهت بازپس‌گیری این شهر بندری مهم، نیروی دریایی خود را هم به خلیج فارس اعزام کرد و ناوگان این کشور در راستای حمایت از عراق به دو سکوی نفتی ایران به نام‌های سلمان و نصر حمله کرد و این دو پایانه نفتی را کاملاً منهدم ساخت.

همچنین آمریکایی‌ها در اطراف جزیره سیری به ناوچه جوشن و در منطقه شمالی خلیج فارس به ناوشکن‌های سهند و سبلان نیروی دریایی ارتش حمله کردند و ناوچه‌های ایران با اصابت موشک‌های پیشرفته هارپون ناو‌های آمریکا غرق شدند و حتی در ادامه، هواپیمای مسافری کشورمان را با حدود ۳۰۰ سرنشین بر فراز اّبهای خلیج فارس منهدم ساختند و تمام مسافران آن را به شهادت رساندند.

بعد از اتمام عملیات کربلای ۵ و قبول نکردن قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران در سال ۱۳۶۶، به واسطه حمایت همه‌جانبه‌ای که کشو‌های کوچک و برزگ با میدان‌داری ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی سابق از صدام صورت گرفت، موجب شد تحولات میدان نبرد از سال ۱۳۶۶ تا ۱۳۶۷ به سود عراق چرخش یابد در این رابطه یعنی کمک‌های بی سابقه خارجی‌ها به عراق اگر بخواهیم مثالی ذکر کنیم، می‌توان به ارسال هواپیما‌های جنگی میگ ۲۱، ۲۳، ۲۵ و توپولوف ۷۲ برای سوخت‌رسانی هوایی به همراه موشک‌های زمین به زمین اسکاد B از سوی شوروی سابق به عراق اشاره کرد.

از سوی دیگر در جلسه‌ای که هاشمی رفسنجانی به عنوان جانشین فرمانده کل قوا به همراه سران قوا در منزل امام خمینی (ره) برگزار می‌کند در خصوص الزامات ادامه جنگ به درخواست سپاه اشاره می‌کند که عنوان شده بود فقط برای پدافند در خوزستان به ۴۵۰ گردان نیروی پیاده، ۶۰ گردان زرهی و ۱۲۰ گردان توپخانه نیاز دارد؛ درخواستی که امکان انجام آن وجود نداشت؛ لذا با توجه به اتفاقاتی که به آن اشاره شد، امام خمینی (ره) وقتی نظر حاضران در جلسه را موافق با پایان دادن جنگ آن هم با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ دیدند، سرانجام با پذیرش آن موافقت کردند؛ البته ایشان در رابطه با قطعنامه و چرایی پذیرش آن فرمودند: «اگر همه علل و اسباب را در اختیار داشتیم، در جنگ به اهداف بلندتر و بالاتری می‌نگریستیم و می‌رسیدیم، ولی این بدان معنا نیست که در هدف اساسی خود که همان رفع تجاوز و اثبات صلابت اسلام بود، مغلوب خصم شده ایم.

چه کوته‌نظرند آن‌هایی که خیال می‌کنند، چون ما در جبهه به آرمان نهایی نرسیده ایم پس شهادت و رشادت و ایثار و از خودگذشتگی و صلابت بی فایده است. ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم. تاخیر در رسیدن به همه اهداف دلیل نمی‌شود که ما از اصول خود عدول کنیم. البته معترضیم که در مسیر عمل، موانع زیادی به وجود آمده است که مجبور شده ایم روش‌ها و تاکتیک‌ها را عوض نماییم.»

در این رابطه، مقام معظم رهبری نیز در تاریخ ۲۲ مرداد سال ۱۳۶۷ عنوان کردند: «اعلام قبول قطعنامه، به وسیله جمهوری اسلامی ایران دو فایده اساسی داشت؛ اول آتش‌بس را به صلاح انقلاب و کشور دانستیم. دوم با اعلام قبول قطعنامه ماهیت رژیم عراق علی رغم ادعا‌های صلح‌طلبی آشکار شد و تحولات بعدی اصالت هر دو مصلحت را مشخص ساخت.»

انتهای پیام/ 231

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

فواید قبول قطعنامه ۵۹۸

فواید قبول قطعنامه ۵۹۸ بیشتر بخوانید »

دفاع یک فرمانده سپاه از نیروهایش در برابر رئیس‌جمهور/ اولین بار چه کسی گفت قطعنامه ۵۹۸ را بپذیریم؟

دفاع یک فرمانده سپاه از نیروهایش در برابر رئیس‌جمهور/ اولین بار چه کسی گفت قطعنامه ۵۹۸ را بپذیریم؟



جانشین فرمانده سپاه در هشت سال دفاع مقدس گفت: من اولین کسی هستم که گفتم قطعنامه ۵۹۸ را باید بپذیریم.

به گزارش مجاهدت از مشرق، مهم‌ترین نتیجه تجربه دفاع در برابر تجاوز عراق، شکل‌گیری شالوده تفکر سیاسی، نظامی و امنیتی در ساختار سیاسی و جامعه ایران است. چنان که هم اکنون بخشی از مجادلات گفتمانی یا کنش ـ واکنش‌های سیاسی، اجتماعی و امنیتی و چشم‌انداز آینده در آیینه تجربیات گذشته با نظر به نتایج جنگ با عراق صورت‌بندی می‌شود.

در مطالبی از فرماندهان سپاه پاسداران، ارتش جمهوری اسلامی و برخی مقامات اجرایی هشت سال دفاع مقدس به بیان درس‌ها و دستاوردهای جنگ ایران و عراق پرداخته شده است که این موارد در کتاب «نقبی بر درس‌ها و دستاوردهای جنگ» به کوشش گروه مطالعات و جغرافیای نظامی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس منتشر شده است.

 سران سیاسی کشور می‌گفتند: ما باید صلح کنیم؛ ارتش می‌گفت: می‌جنگیم

دفاع یک فرمانده سپاه از نیروهایش در برابر رئیس‌جمهور/ اولین بار چه کسی گفت قطعنامه ۵۹۸ را بپذیریم؟

علی شمخانی که در هشت سال دفاع مقدس سمت جانشینی فرمانده سپاه را بر عهده داشت، با اشاره به روزهای ابتدایی جنگ و شرایط آن روزها بیان می‌دارد: ۲۵ سال ما در سپاه بودیم. اصولاً سپاه با رقیبی زنده (ارتش) وارد جنگ شود، در حالی که رأس (بنی‌صدر) مخالف بود، کار بسیار سختی بود. این یک تجربه از روزهای آغازین جنگ است که چگونه می‌توان یک راه درست را بر راه‌های غلط ترجیح داد و آن را وارد مدار تصمیم‌گیری کشور کرد؟ سران سیاسی کشور می‌گفتند: ما باید صلح کنیم. می‌گفتند: ما باید صلح کنیم، ما بهتر می‌جنگیم! چه کسی می‌گفت: ما بهتر می‌جنگیم؟ شهید چمران می‌گفت. ارتش می‌گفت. حال اینکه ما چه کاری  باید انجام دهیم که بتوانیم بگوییم نه ما این پیروزی را تضمین می‌کنیم. هم به دلیل اهداف سیاسی و هم به دلیل وجود رقابت و حسد، مقبول شدنش کار بسیار سختی است. اینکه مرتب می‌گویید جنگ ادامه انقلاب است، درست هم است، جنگ ادامه انقلاب بود. دستاورد مدیریت جنگ، دستاورد بزرگی است که بریدگی در آن نیست.

باوری که رزمندگان از امام گرفتند

او گریزی دیگر به آن ایام می‌زند و ادامه می‌دهد: خاطرم هست در کربلای ۴ یا قبل از آن، برداشتم این بود که من تکلیفی دارم و باید آن را انجام دهم. من یک جوان ۲۱ ساله بودم. دنبال فرماندهی نبودم. آقا محسن به شخص دیگری پیشنهاد فرماندهی را داده بود. برای من مهم نبود، مهم تکلیف من بود. این روحیه اصلاً مختص من نبود. خیلی‌ها مأیوس بودند. اما چون امام گفته بود ما تا آخر ایستاده‌ایم، همه معتقد بودیم پیروز می‌شویم. این در حالی بود که دشمن در خاک ما بود… ما هیچ بازندگی برای خود قائل نبودیم. ما این باور را از امام گرفتیم.

روایتی از حال و روزهای ابتدایی سپاه

شمخانی با اشاره به تأسیس سپاه در اوایل انقلاب ابراز می‌دارد: سپاه ابتدا در جنگ نبود، اما مثل یک بوکسور که درگیر تجزیه‌طلبی است، وضعیت را قدری ارتقا داد. در جنگ کردستان این سطح ارتقا پیدا کرد و در مقابله با دخالت‌های امنیتی صدام و حزب بعث، پیچیده‌تر شد. در جنگ مرزی با عراق نیز رشد یافت و در شبیخون‌ها به قابلیت تبدیل شد. به شهید رجایی که نگران پیش‌روی دشمن بود، می‌گفتم ما جلوی صدام را با این شبیخون‌ها می‌گیریم.

هیچ وقت نگران تجزیه‌طلبی از سوی عرب‌های ایران نبودم

او با تأکید بر اینکه در هشت سال دفاع مقدس از ناحیه عرب‌های خوزستان نگرانی بابت تجزیه‌طلبی‌آن‌ها نداشته است، می‌گوید: هیچ وقت نگران نبودم. چون نیروهای من عرب بودند. من خودم عرب بودم. عرب‌ها را هم به کار گرفتم. عرب‌ها مقابل عرب‌ها ایستادند؛ یعنی عرب‌های انقلابی ما مقابل عرب‌های مزدور ایستادند و عرب‌های انقلابی هنوز هم جمعیتشان زیاد است. البته اگر بخواهیم با شرایط فعلی مقایسه کنیم. الان نگرانم. چون در آن زمان سپاه محور به کارگیری عرب‌ها بود. اما امروز در سپاه خوزستان یک عرب پیدا نمی‌کنید که فرمانده سپاه باشد. یک عرب پیدا نمی‌کنید فرمانده سپاه اهواز باشد، چرا؟ چون عرب‌ها را منقطع کردند.(بیش‌تر فرماندهان عرب هشت سال  دفاع مقدس به شهادت رسیدند)

دفاع یک فرمانده سپاه از نیروهایش در برابر رئیس‌جمهور/ اولین بار چه کسی گفت قطعنامه ۵۹۸ را بپذیریم؟

اولین کسی هستم که گفتم قطعنامه ۵۹۸ را باید بپذیریم

جانشین فرمانده سپاه در هشت سال دفاع مقدس درباره آن روزهای آتش و خون اظهار می‌دارد: من هیچ وقت نگران تجزیه‌طلبی در خوزستان نشدم. من این حرف را در سمیناری که در تهران برگزار شد، گفتم. گفتم وضع من این گونه است، من مسؤول مقابله با صدام نیستم. این به من ربطی ندارد، کشور باید بیاید در مقابل جنگ بایستد، نه فقط سپاه، اما تا آخر جنگ هم نتوانستیم این را حل کنیم… اختلاف بین تفکرات در کشور از همانجا شکل گرفت.در این فضاها جریانی رشد کرد و به جریان امروز تبدیل شد که بسیاری از پیروزی‌ها به اسم آن ثبت می‌شود،  ولی در حوزه‌های دیگر مثل مقابله با تجاوز، یک تکه هم مسؤول اداره مردم بود. این‌ها هرگز همدیگر را رد نکردند. اولویت دومی که مسؤول اداره مردم بود، شد مسائل سیاسی و اولویت اولی هنوز مسائل انقلابی است… بعضی اختلاف‌ها نفسانی است و بعضی تزریقی؛ یعنی از بیرون به ما تزریق شد. ترکیب این ۲ باعث تضعیف ما می‌شود. همچنین باعث می‌شود ما نتوانیم قوای خود را به سرعت جمع کنیم. به همین دلیل است که می‌گویم من اولین کسی هستم که گفتم قطعنامه ۵۹۸ را باید بپذیریم.

حاشیه‌های جلسه معارفه شمخانی به عنوان فرمانده نیروی دریایی

او از چهار مفهوم دشمن، مخالف، رقیب و خودی در عرصه کارزار سخن به میان می‌آورد و با بیان اینکه هرگز در رشد سپاه شک نداشته است، درباره حاشیه جلسه معارفه‌ فرماندهی نیروی دریایی‌اش می‌افزاید: من در پذیرش مسوولیت به خاطر آن روحیه و تجربه‌ای که از جنگ داشتم، یک لحظه به خودم تردید راه ندادم. بالای تریبون رفتم و گفتم: بسم الله الرحمن الرحیم. من از دریا فقط شنا کردن را بلدم. اما بدانید آنچنان بر شما فرماندهی خواهم راند که نه گذشتگان راندند و نه آیندگان… والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته…. ما آدم‌های انقلابی هستیم، ولی فهمیده هستیم. این را با تجربه مدنی پیدا کردم. وقتی به نیروی دریایی رفتم، خیلی وضعیت بدی داشتند،‌ ولی من آدم‌های خبره آن‌ها را شناسایی کردم و بالا آوردم.

شمخانی با اشاره به دستاوردهای هشت سال دفاع مقدس اظهار می‌دارد: همه این‌ها تجربه زمان جنگ است. این روحیات به زمان جنگ تعلق دارد. همین پایه‌گذاری‌هایی که کردم. ما بنیان‌گذار مقاومت هستیم. بنیانگذار نیروی دریایی، بنیانگذار حضور در فضا، بنیانگذار توان موشکی در برد، دقت، قدرت تخریب و رانش یعنی در روان‌سازی موشک جامد و مایع و همین‌طور بنیانگذار هسته‌ای کشور.

دفاع یک فرمانده سپاه از نیروهایش در برابر رئیس‌جمهور/ اولین بار چه کسی گفت قطعنامه ۵۹۸ را بپذیریم؟

درباره علی شمخانی بیش‌تر بدانید

علی شمخانی در ۶ مهر ماه سال ۱۳۳۴ در شهرستان اهواز به دنیا آمد. او پس از انقلاب و با آغاز جنگ تحمیلی از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود و فرماندهی سپاه خوزستان را بر عهده داشت. او مهر ماه سال ۱۳۶۰ قائم مقام فرمانده کل سپاه شد. طی سال‌های ۱۳۶۴ تا  ۱۳۶۷ فرماندهی نیروی زمینی سپاه پاسداران را بر عهده داشت. او پس از جنگ، وزیر سپاه و معاون اطلاعات و عملیات ستاد کل نیروهای مسلح را بر عهده گرفت. شمخانی سپس به ارتش منتقل شد و در فاصله سال‌های ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶ فرماندهی نیروی دریایی ارتش و از سال ۱۳۶۹ با حفظ سمت، فرماندهی نیروی دریایی سپاه پاسداران را نیز عهده‌دار بود.

در فاصله سال‌های ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ در دولت هفتم و هشتم به ریاست سیدمحمد خاتمی به عنوان وزیر دفاع فعالیت کرد. او در ۱۹ شهریور ماه سال ۱۳۹۲ با حکم روحانی رئیس جمهور، به سمت دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب و در پی آن، به عنوان نماینده رهبر انقلاب در این شورا نیز مشغول شد. او هم اکنون به عنوان نماینده رهبر انقلاب و دبیر شورای عالی امنیت ملی مسؤولیت دارد.

منبع: فارس

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

دفاع یک فرمانده سپاه از نیروهایش در برابر رئیس‌جمهور/ اولین بار چه کسی گفت قطعنامه ۵۹۸ را بپذیریم؟

دفاع یک فرمانده سپاه از نیروهایش در برابر رئیس‌جمهور/ اولین بار چه کسی گفت قطعنامه ۵۹۸ را بپذیریم؟ بیشتر بخوانید »

رزمندگان لشکر ۱۰ در عملیات «کربلای ۵» به‌عنوان خط‌شکن خوش درخشیدند

رزمندگان لشکر ۱۰ در عملیات «کربلای ۵» به‌عنوان خط‌شکن خوش درخشیدند


سرهنگ «قاسم سامانلو» فرمانده لشکر عملیاتی ۱۰ حضرت سیدالشهداء (ع) در گفت‌وگو با خبرنگار دفاع‌پرس در کرج، با اشاره به عملیات «کربلای ۵»، اظهار داشت: این عملیات در تاریخ ۱۹ دی سال ۱۳۶۵ با رمز مبارک «یا فاطمه الزهرا (س)» توسط رزمندگان اسلام در منطقه عمومی شلمچه و شرق بصره به اجرا درآمد و تلفات سنگینی را به دشمن بعثی وارد کرد.

وی  به نقش لشکر ۱۰ حضرت سیدالشهداء (ع) به فرماندهی سردار «علی فضلی» در این عملیات غرورآفرین پرداخت و تصریح کرد: عملیات «کربلای ۵» در قالب سه محور «عاشورا»، «کربلا» و «ثارالله (ع)» انجام شد و گردان‌های حضرت علی‌اکبر (ع)، حضرت علی‌اصغر (ع)، امام سجاد (ع)، حضرت قاسم (ع)، زهیر و مسلم در آن به ایفای نقش پرداختند.

سرهنگ «سامانلو» گفت: رزمندگان لشکر ۱۰ حضرت سیدالشهدا (ع) در این عملیات به‌عنوان خط‌شکن در نفوذ به دژ مستحکم رژیم بعث، جانانه و مردانه عمل کردند و آن را در روز اول عملیات در هم شکستند و با عبور از پنج‌ضلعی‌ها و مواضع هلالی‌شکل خوش درخشیدند؛ بنابراین پس از حضور رزمندگان لشکر ۱۰ در این مواضع و پاک‌سازی، قرارگاه‌های «نجف» و «کربلا» مسیر را ادامه دادند و پیروزمندانه به پیش رفتند.

وی با بیان این‌که این عملیات موجب شد تا همه جبهه استکبار جهانی دست‌به‌دست هم دهند و با اعمال فشار از لحاظ بین‌المللی، قطعنامه ۵۹۸ را در شورای امنیت به تصویب برسانند، گفت: در این عملیات که شکست سنگینی به دشمن بعثی تحمیل شد، نزدیک به ۱۵۰ هزار کیلومترمربع از منطقه عمومی شلمچه آزاد شد و ماشین جنگی دشمن در هم شکست و آن‌ها را به فکر آتش‌بس انداخت.

فرمانده لشکر عملیاتی ۱۰ حضرت سیدالشهداء (ع) با اشاره به اتکای رزمندگان به ایمان و اعتقادات قلبی و رهبری‌های حکیمانه معمار کبیر انقلاب و فرماندهان و ایستادگی کردن آن‌ها تا پای جان برای دفاع از این مرزوبوم، اذعان داشت: رمز پیروزی رزمندگان اسلام در عملیات «کربلای ۵» و همچنین در طول دوران دفاع مقدس، ایمان و امداد الهی بود.

سرهنگ «سامانلو» خاطرنشان کرد: پیش از عملیات «کربلای ۵»، عملیات «کربلای ۴» به اجرا درآمد؛ اما به دلیل لو رفتن اطلاعات عملیات، پیروزی حاصل نشد و با طرح‌ریزی‌ها و توانمندی‌های مجاهدین و رزمندگان و رفع نواقص، بلافاصله پس از ۲ هفته عملیات بزرگ «کربلای ۵» به اجرا درآمد و منتج به پیروزی رزمندگان اسلام شد.

انتهای پیام/

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

رزمندگان لشکر ۱۰ در عملیات «کربلای ۵» به‌عنوان خط‌شکن خوش درخشیدند

رزمندگان لشکر ۱۰ در عملیات «کربلای ۵» به‌عنوان خط‌شکن خوش درخشیدند بیشتر بخوانید »

حساس‌ترین عملیات جبهه از زاویه دیگر/ آمریکا در عملیات «کربلای ۵» به عراق شک کرد

حساس‌ترین عملیات جبهه از زاویه دیگر/ آمریکا در عملیات «کربلای ۵» به عراق شک کرد


حساس‌ترین عملیات جبهه از زاویه دیگر/ آمریکا در عملیات «کربلای 5» به عراق شک کرد - کراپ‌شده

بعد از کربلای ۴، رزمندگان اسلام دست به عملیات بزرگی به نام کربلای ۵ زدند. پیروزی آن‌ها موجب شد منافع آمریکا در خلیج فارس به خطر بیفتد. به همین خاطر در سال هفتم جنگ، میدان نبرد به عرصه سیاسی کشانده شد.

به‌ گزارش مشرق، عملیات کربلای ۵، نشان‌دهنده انعطاف‌پذیری سپاه و اوج خلاقیت و جسارت تصمیم‌گیری فرماندهان آن در شرایط بحرانی آن روزگار است. زیرا ارتش عراق در حالی شکست را پذیرفت که بر پایه تجربیات قبلی و شناخت از تاکتیک‌ها و روش‌های رزمندگان اسلام، پرمانع‌ترین خطوط دفاعی را در شرق بصره به وجود آورده بود. اما چرا شلمچه برای اجرای منطقه عملیاتی کربلای ۵ انتخاب شد؟ به این دلیل که از طریق این منطقه، ایران می‌توانست به شهر بصره و تأسیسات نفتی و شریان اقتصادی آن دست یابد.

در واقع، منطقه شلمچه یکی از قوی‌ترین دژهای دشمن محسوب می‌شد و ارتش عراق، آن را دیواری غیرقابل نفوذ تلقی می‌کرد. عبور از موانع نفوذناپذیر دشمن در شرق بصره و تهدید این شهر با حضور در حومه آن، موفقیت جمهوری اسلامی ایران را در جنگ حتمی کرد. نکته جالب توجه اینکه این عملیات، به علت حجم انبوه موانع عراق در منطقه شلمچه، جنگ موانع نامیده می‌شد.

حساس‌ترین عملیات جبهه از زاویه دیگر/ آمریکا در عملیات «کربلای ۵» به عراق شک کرد
حال و هوای آن روزهای کربلای ۵

آماری از نیروهای عملیات کربلای ۵

عرض منطقه عملیاتی کربلای ۵ بین ۱۰ تا ۱۳ کیلومتر و عمق آن بین ۱۲ تا ۱۵ کیلومتر بود. در این عملیات، ۲۴ یگان سپاه شامل ۳۰ هزار پاسدار، ۶۵ هزار سرباز و ۱۲۰ هزار بسیجی شرکت داشتند که این نیروها در سه قرارگاه کربلا، نجف و قدس سازماندهی شده بودند. در پایان این عملیات، هفت هزار و ۶۵۱ نفر شهید (۴۰۰ نفر از آن‌ها فرمانده بودند) ۵۳ هزار و ۲۹۹ هزار نفر مجروح و سه هزار و ۵۲۹ نفر نیز مفقودالاثر شدند. در مقابل نیز ارتش عراق ۹۴ تیپ را وارد عملیات کرد. در این عملیات ۱۶ تیپ به طور ۱۰۰ درصد و ۲۲ تیپ بیش از ۶۰ درصد منهدم شد و باقیمانده یگان‌ها نیز ۱۰ تا ۶۰  درصد آسیب دیدند. این عملیات روز ۱۹ دی ماه سال ۱۳۶۵ با رمز یا زهرا (س) آغاز شد و بیش از ۷۰ روز به طول انجامید.

با شکست رژیم بعث در شلمچه، شرایط جدیدی در عرصه نبرد ایجاد شد،‌ چرا که توانایی نظامی عراق مورد تردید قرار گرفت. این تحلیل قوای نظامی رژیم بعث در رسانه‌های غربی بازتاب فراوانی داشت و آن‌ها، برتری نظامی ایران در عملیات کربلای ۵ را شوک بزرگی برای عرصه بین‌الملل دانستند.

نخستین باری که غرب درباره امکانات دفاعی عراق تردید کرد

در این زمینه روزنامه آبزرور، چاپ پاریس نوشت: برای اولین بار از آغاز جنگ تاکنون، ناظران و کارشناسان غربی در مورد امکانات دفاعی عراق دچار تردید شده‌اند. زیرا ارتش عراق در عملیات والفجر ۸ در عین ناباوری، فاو را از دست داد؛ اما شکست نظامی در شلمچه با هیچ‌ یک از شکست‌های عراق قابل‌ مقایسه نیست؛ زیرا این شکست، آن‌ هم در سال هفتم جنگ و در حساس‌ترین منطقه نبرد، آینده حکومت عراق را در تاریکی فرو برد.

این پیروزی رزمندگان اسلام حتی به عرصه روابط و سیاست بین‌الملل هم کشیده شد. آمریکا برای اینکه از پیروزی انقلاب اسلامی جلوگیری کند، دیپلماسی منطقه‌ای و بین‌المللی‌اش را فعال کرد و سفرهای متعددی به عراق و کشورهای منطقه انجام داد. به همین خاطر در سال ۱۳۶۶، شاهد ورود رسمی نظام بین‌الملل در جنگ هستیم که آمریکا در آن نقش محوری و فعال داشت و هدف اصلی این اقدام، ممانعت از پیروزی جمهوری اسلامی بود.

حساس‌ترین عملیات جبهه از زاویه دیگر/ آمریکا در عملیات «کربلای ۵» به عراق شک کرد
رزمندگان حاضر در کربلای ۵

نتیجه عملیات کربلای ۵ از زاویه‌ای دیگر

حتی این تلاش‌ها در شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل نیز جریان داشت و همه این تلاش‌ها، راه را برای تصویب قطعنامه ۵۹۸ فراهم ساخت. علت این امر حتی از نگاه روزنامه گاردین هم مخفی نماند: تحلیلگران پنتاگون که معمولاً عزم و قوه ابتکار ایرانی‌ها را در مقابل مواضع کم‌تر از آنچه هست، ارزیابی می‌کردند، دیگر احتمال پیروزی بزرگ‌تر ایران را رد نمی‌کردند.

روزنامه نیویورک تایمز پس از عملیات کربلای ۵، از شکست راهبرد آمریکا برای تحمیل صلح بر ایران نوشت: اینکه کفه به نفع ایران چرخیده و عراق از برابری با نیروهای ایران عاجز مانده و نه تنها آمریکا و متحدانش،  بلکه شوروی نیز خود را در آستانه بازندگی می‌بیند.

با این وجود یکی از تأثیرات مثبت عملیات کربلای ۵، این بود که برای اولین بار شورای امنیت ناچار به پذیرش قطعنامه‌ای شد که تا حدودی نظرات جمهوری اسلامی در آن اعمال شد و در نهایت روز ۲۰ ژوئیه ۱۹۸۷ میلادی (۲۹ تیر ماه سال ۱۳۶۶) قطعنامه ۵۹۸ تصویب شد.

حساس‌ترین عملیات جبهه از زاویه دیگر/ آمریکا در عملیات «کربلای ۵» به عراق شک کرد

منبع

حساس‌ترین عملیات جبهه از زاویه دیگر/ آمریکا در عملیات «کربلای ۵» به عراق شک کرد بیشتر بخوانید »

مقابله مردم اسلام‌آباد با منافقین

سنگ تمام مردم اسلام‌آباد غرب در سرکوب منافقین


مقابله مردم اسلام‌آباد با منافقینبه گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس، ۲۷ تیر ۱۳۶۷، جمهوری اسلامی ایران قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل را رسما پذیرفته بود. پذیرش قطعنامه به گمان منافقین، نشان‌دهنده انهدام سازمان رزمی و از بین رفتن پشتوانه مردمی نظام جمهوری اسلامی ایران بود. منافقین تصمیم گرفتند از این فرصت استفاده کرده و کار نظام را یکسره کنند.

سحرگاه سوم مرداد ۱۳۶۷یک ستون از منافقین به استعداد پنج هزار نفر نیرو با فرمان مسعود رجوی از مرز خسروی گذشتند و به سمت سرپل‌ذهاب پیشروی کردند. قرار بود آن‌ها در این عملیات که نامش را فروغ جاویدان گذاشته بودند، از پنج محور و طی ۳۲ ساعت و بعد از گذشتن از شهر‌های اسلام‌آباد غرب، کرمانشاه، همدان و قزوین خود را به تهران برسانند.

منافقین بر این باور بودند که این کار شدنی است. آن‌ها در قالب ۵۰ تیپ و هر تیپ ۲۵۰ نفر با لباس‌های خاکی که بازوبند سفیدی روی بازوهای‌شان بود با تجهیزاتی که از صدام گرفته بودند از تنگه پاتاق به طرف اسلام‌آباد حرکت کردند و در گام اول موفق به تسخیر این شهر شدند و در آن به کشتار فجیعی دست زدند.

جنایات منافقین در اسلام‌آباد

مردم اسلام‌آباد غرب که کُرد زبان و مرزنشین هستند، بیش‌ترین آسیب را از حمله منافقین دیدند. منافقین در اسلام‌آباد به کسی رحم نکردند و مردم را به رگبار گلوله بستند. علاوه بر مردم اسلا‌م‌آباد مردمی که در این شهر به شهادت رسیدند از مناطق کرند غرب و سرپل‌ذهاب بودند که در این منطقه پناه گرفته بودند.

یکی از تلخ‌ترین صحنه‌ها این بود که منافقین بعد از گرفتن شهر، به بیمارستان امام خمینی (ره) حمله کردند و تمام کارکنان، مجروحان نظامی و شخصی را کشتند و پیکرهای‌شان را در حیاط بیمارستان آتش زدند.

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از یکی از شاهدان عینی، منافقین به ۳۰ نفر از رزمندگان مجروح که به این بیمارستان آورده شده بودند، تیر خلاص زدند و یکی از مجروحان را که قصد مقاومت داشت به محوطه بیمارستان آورده روی بدنش بنزین ریختند و زنده زنده سوزاندند. همچنین به مزارع مردم رحم نکردند و خرمن‌های گندم را به آتش کشیدند.

از جنایات دیگر منافقین در اسلام‌آباد، شرط‌بندی روی زنانه حامله بود. «ایران ترابی» یکی از زنان حاضر در منطقه می‌گوید: «آن‌ها روی زن حامله شرط‌بندی می‌کردند، سپس شکم آن زن را پاره منافقین مسعود رجوی مریم رجوی اسلام آابدمی‌کردند، نوزادش را بیرون می‌آوردند تا ببینند پسر است یا دختر. آن‌ها با همسر یکی از معتمدین شهر هم همین کار را کردند. شکمش را دریدند و بچه‌اش را سر بریدند. بعد هم مادر مجروح را اعدام کردند.»

در یکی از صحنه‌ها در حوالی شهر کرمانشاه، منافقین با تانک از روی یک پیکان قرمز رنگ که یک خانواده پنج نفره سوار آن بودند رد شدند، به‌طوری که رنگ خون افراد این خانواده با رنگ خودرو یکی شده بود.

خیال خام منافقین از پیوستن مردم به آن‌ها

منافقین بر این باور بودند که هیچ نیرویی بر سر راه‌شان مقاومت نخواهد کرد، مردم هم به آن‌ها خواهند پیوست و به‌راحتی می‌توانند شهر‌ها را یکی پس از دیگری فتح کنند.

حتی رجوی در نشستی قبل از اجرای عملیات، با ترسیم وضعیتی مطلوب از حمایت‌های مردم از سازمان، حرکت ارتش آزادیبخش را مشابه گلوله برفی تصویر کرد که هرچه به سمت پایین حرکت می‌کند درشت‌تر شده و در نهایت بهمن عظیمی را به وجود می‌آورد که به وسیله آن رژیم ایران را سرنگون خواهد کرد: «نیرو‌های ما آن‌طرف مرز‌ها منتظر هستند و به محض ورود ما به ما خواهند پیوست.»

اما مردم آن‌ها را همراهی نکردند بلکه برای مقابله با ارتش رجوی و دفاع از خاک میهن به نیرو‌های رزمی پیوستند.

اهالی اسلام‌آباد غرب هم پس از ورود منافقین به شهر، از آن‌ها استقبال نکردند. در حالی که مردم هیچ اسلحه‌ای نداشتند و شهر کاملا تسخیر شده بود، منافقین با مخالفت‌های گسترده مردمی علیه خودشان روبه‌رو شدند. وقتی رزمندگان وارد شهر شدند، بخش عمده‌ای از مردم مسلح شدند و به‌ طور کاملا خودجوش ساماندهی شده و به تعقیب منافقین پرداختند. بخشی از آن‌ها هم بلدچی رزمندگان شدند.

نبرد با منافقین

خبر جنایات منافقین در اسلام‌آباد خیلی سریع به شورای عالی دفاع در تهران رسید. سپهبد شهید علی صیادشیرازی به سرعت با یک فروند فالکون عازم کرمانشاه شد و طرحی را برای به دام انداختن منافقین طراحی کرد.
صبح روز پنجم مرداد، عملیاتی که به نام «مرصاد» مشهور شد با رمز «یا علی‌بن‌ابی‌طالب (ع)» آغاز شد. در این عملیات، دو گردان از تیپ نبی‌اکرم (ص)، تیپ مسلم و یک گردان از ایلام از پشت به اسلام‌آباد حمله کردند و توانستند به‌ راحتی شهر را از دست نیرو‌های منافق خارج کنند.

رزمندگان هنگام ورود به اسلام‌آباد با صحنه‌های دلخراش جنایات منافقین روبه‌رو شدند. یکی از صحنه‌ها این بود که عمامه یک طلبه را دور گردنش بسته بودند و او را از ساختمان سه طبقه‌ای در میدان مرکزی اسلام‌آباد آویخته بودند.

در ادامه نیرو‌های ضدزره و هوانیروز جمهوری اسلامی منافقین را که به صورت ستونی از جاده اسلام‌آباد به سمت کرمانشاه پیشروی می‌کردند در تنگه «چارزبَر» مورد هدف قرار دادند. آن‌ها که به ۳۴ کیلومتری کرمانشاه رسیده بودند در ساعت دو بعد از ظهرِ پنجم مرداد شکست را پذیرفته و پس از تحمل خسارات فراوان به سوی اسلام‌آباد عقب‌نشینی کردند.

پس از هجوم دوباره نیرو‌های سپاه، ارتش، بسیج و عشایر تا ساعت ۱۲ شب، بسیاری از منافقین به هلاکت رسیدند و آن‌هایی که زنده مانده بودند به طرف گردنه پاتاق فرار کردند و از آن‌جا به عراق گریختند.

منابع

۱. پورداراب، سعید، عملیات مرصاد، تهران: سوره سبز، ۱۳۹۴.
۲. مهدی‌نژاد، سارا، قطعه‌ای از آسمان، تهران: بنیاد حفظ آثار دفاع مقدس، ۱۳۹۴.

انتهای پیام/ 118

سنگ تمام مردم اسلام‌آباد غرب در سرکوب منافقین

منبع خبر

سنگ تمام مردم اسلام‌آباد غرب در سرکوب منافقین بیشتر بخوانید »