ققنوس

ایران؛ ققنوسی که از خاکستر جنگ برمی‌خیزد

ایران؛ ققنوسی که از خاکستر جنگ برمی‌خیزد


گروه بین‌الملل دفاع‌پرس: جنگ ایران و رژیم بعث عراق، صرفاً یک نبرد نظامی نبود، بلکه فصلی شکوهمند در تاریخ خاورمیانه بود که با خون و ایثار، فرهنگ نوینی از مقاومت و بصیرت را در این خاک کهن حک کرد. «هادی جلو ماری»، رئیس مرکز تصمیم‌گیری سیاسی در بغداد، این درگیری را میراثی فکری و نظامی می‌داند که ریشه‌های بسیاری از تحولات بعدی منطقه را در خود نهفته دارد.

از منظر ایران، این جنگ روایتی از تجاوز بی‌رحمانه رژیم بعثی صدام به سرزمین پاک ایران، با حمایت قدرت‌های غربی و کشور‌های عربی خلیج فارس هست که در خیال خام خود، قصد داشتند شعله‌های انقلاب اسلامی را خاموش کنند. با این حال، آنچه از این خاکستر برخاست، نه شکست، بلکه ققنوسی از اراده و ایمان بود. ایران نه تنها در برابر این یورش ایستادگی کرد، بلکه با عزمی پولادین، نفوذ خود را در خاورمیانه گستراند و امروز، همچون ستونی استوار، آینده منطقه را رقم می‌زند.

این نبرد هشت‌ساله (۱۳۵۹-۱۳۶۷)، خاورمیانه را در امتداد شکاف‌های فرقه‌ای دوپاره کرد: عراق تحت رهبری رژیم بعث صدام در برابر ایران انقلابی قرار گرفت. رژیم بعث، با حمایت مالی و نظامی کشور‌های حاشیه خلیج فارس، که از گسترش پیام انقلاب اسلامی به خاکشان هراس داشتند، به ایران تاخت تا جلوی نفوذ این ایدئولوژی را بگیرد. میلیارد‌ها دلار وام از کویت و دیگر کشور‌های عربی، ماشین جنگی صدام را تغذیه کرد.

اما این توطئه، نه تنها به شکست انجامید، بلکه پیامد‌هایی فراتر از مرز‌های دو کشور به جا گذاشت. حمله عراق به کویت در ۱۳۶۹، که ریشه در بدهی‌های جنگ با ایران داشت، به دخالت نظامی آمریکا در ۱۹۷۰، تحریم‌های فلج‌کننده سازمان ملل و سرانجام سرنگونی صدام در سال ۱۳۸۲ منجر شد. این زنجیره حوادث به خوبی نشان داد که تجاوز به ایران، نه تنها رژیم بعث را به ورطه نابودی کشاند، بلکه توازن قدرت در منطقه را به سود تهران دگرگون کرد.

در این میان، روایت‌های انسانی از جنگ، لایه‌ای عمیق به این حماسه می‌افزاید. «علوی کاظم» کشیش، شاعر و نویسنده ۵۸ ساله از کربلا، که پنج سال در خط مقدم جنگید، جنگ را «کثافت» و «پروژه‌ای برای تحقیر انسانیت» خواند. وی در اثری ادبی با عنوان «قلب مادران، غذای لذیذ جنگ هست»، لحظه‌ای از سال ۱۳۶۶ در ایستگاه اتوبوسی در میسان را به تصویر می‌کشد: مادری با چهره‌ای شکسته و اشک‌هایی خشک‌شده بر گونه، با صدایی لرزان می‌پرسد: «پسر من کریم را ندیدی؟» کشیش، که در آن زن، سایه مادر خویش را می‌بیند، روی برمی‌گرداند تا اشک‌هایش سرریز نشود. وی حتی پس از دهه‌ها، هنوز با کابوس صدا‌های انفجار و ناله زخمی‌ها از خواب می‌پرد. این روایت‌ها، یادآور رنج عمیقی هست که جنگ بر پیکر مردم هر دو کشور تحمیل کرد.

جنگ تحمیلی، با همه مصائبش، میراثی از پیروزی و سربلندی برای ایران به جا گذاشت. آنچه دشمنان انقلاب قصد نابودی‌اش را داشتند، نه تنها با سربلندی نجات یافت، بلکه به قدرتی منطقه‌ای بدل شد. این نبرد، درس عبرتی برای متجاوزان و گویای آن هست که ایران، چون کوهی استوار، در برابر طوفان‌ها می‌ایستد و با عزت آینده را می‌سازد. امروز، در حالی که عراق هنوز زخم‌های گذشته را التیام می‌بخشد، ایران با اقتدار، پرچم عدالت و مقاومت را در خاورمیانه برافراشته هست. 

انتهای پیام/ ۱۳۴

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

ایران؛ ققنوسی که از خاکستر جنگ برمی‌خیزد

ایران؛ ققنوسی که از خاکستر جنگ برمی‌خیزد بیشتر بخوانید »

نگاهی به تئاتر «بی دوران»/ گرامیداشت شهید سرلشکر عباس دوران

نگاهی به تئاتر «بی دوران»/ گرامیداشت شهید سرلشکر عباس دوران


جوان تر که بودم در یکی از مدارس خاص و نمونه دولتی شیراز مشغول کار بودم،ابتدای سال بود و به رسم معمول و معروف به دانش آموزان یاد می دادم که بایستند و نام و نام خانوادگی خود را بیان کنند و با صدای رسا که البته شبیه داد زدن نباشد کاری هم به شغل پدرو مادرشان نداشتم چون به من مربوط نبود و آنجا از فرزندان مدیر کل گرفته تا غیره در آنجا بود و دانستنش کمکی نمی کرد چون من آن قدر یکسان به همه نگاه می کردم و نظم و صلابت رفتار را از همه می خواستم که برایم فرقی نمی کرد اولیاء دانش آموز چکاره باشد،اعتقادی هم به دعوت از اولیاء نداشتم خودم صاف و مستقیم با دانش آموز حساب می کردم هرکدام با زبان خودش،دانش آموزان داشتند خودشان را به ترتیب معرفی می کردند و بعد باید صاف می نشستند و دست های شان را روی میز می گذاشتند و چقدر سخت بود که کت و شلوار و لباس فرم هم داشتند نوبت به صندلی ردیف دوم رسید و دانش آموزی خود را «دوران» معرفی کرد و من ناگاه به خاطرات زمان جنگ پرتاب شدم و «دوران» ایستاده بود چون هنوز اجازه ی نشستن نداده بودم و خنده ی ریز بقیه ی همکلاسی هایش را می توانستم ببینم که ایستادن چقدر سخت است ناگاه گفتم می دانی ما قهرمانی هم به نام عباس دوران داریم؟آرام و شمرده گفت بله عمویم است. می خواستم از ابر قهرمان و …و مقایسه ی قهرمان واقعی و راکی و رمبو گپ بزنم و فرق جنگ در فیلم های چون رم شهر بی دفاع،غلاف تمام فلزی و آلمان سال صفر و مقایسه با روایت فتح و این که جنگ و دفاع فرق دارد و…دیدم چند دقیقه ای گذشته است و «دوران» ایستاده،با اشاره ی سر و دست گفتم بفرمایید بنشینید،هر چه بود کودکی من با کودکی این ها فرق داشت زمانی که یک ذو ذنقه ی بزرگ می کشیدیم و اسمش را هواپیما می گذاشتیم و آرزو می کردیم خلبان شویم .جالب این بود که عموی من هم آزاده و تیمسار بود و یکی دیگر از عموهایم در پایگاه هوایی بوشهر خدمت می کرد و از افسران عالی بود و یکی از دوستانم عمویش سرتیپ «اعظمی» از خلبانان برجسته و آزاده ی کشور بود و چقدر سریع این افکار در ذهنم می چرخید ،یاد کودکی خودم افتادم که یک ماه تعطیلات تابستان را در پایگاه هوایی بوشهر بودم با دوچرخه ی عمویم که برایم بزرگ بود و تازه یک سال از پایان جنگ گذشته بود،عمویم می گفت اوایل جنگ نیروی هوایی حتی به شکار تانک هم می رفتند و توانسته بودند نیروی دریایی عراق را از کار بیاندازند و از افسران شجاعی مثل« عباس دوران» سخن می گفت،با خودم می گفتم با هلیکوپتر شنیده بودم تانک می زنند ولی با هواپیما!!!

از خواب و خیال بوشهر و عمویم بیرون آمدم به کلاس درس برگشتم و دوران در سرم دوران(با فتح دال و واو) می کرد.

 

نگاهی به تئاتر «بی دوران»/ گرامیداشت شهید سرلشکر عباس دوران

«بی دوران»

رفته بودم و تئاتر «بی دوران». به یاد سرهنگ خلبان عباس و عکس هایی که هنوز روی دیوارهای قدیمی شهر بود.  چقدر برخی تصاویر قدیمی زیباست اصلا برخی چیزها قدیمی اش خوب است از عتیقه و زیر خاکی گرفته تا رفاقت.

تئاتر از زندگی و خانواده ی شهید دوران می گفت و با تک دیالوگی سهمناک شروع می شد:… «برگه ی ماموریت را امضاء کردم و من بر نگشتم». شاید شبیه دیالوگ فیلم «مسافران» آنجا که هما روستا گفت: «ما همه می میریم».

اسم عملیات منصور بود و نام کمک خلبان منصوری و قرار بود eject را فقط برای کمک خلبان فعال کنند و برای شهید دوران نه،شجاعت حرفی نیست که می زنیم بلکه عملی است که انجام می دهیم شاید این شاه بیت این مثنوی بود،از کودکی شهید دوران سخن می گفت و از پاکسازی پس‌از انقلاب آن هم به صراحت و تقابل انجام وظیفه در پاکسازی و عقلانیت در نگاه داشتن نیروی های خدوم از کودتای نقاب و پادگان شهید نوژه می گفت و از نیت های عجیب مخفی پشت این کودتا،از انحلال ارتش و تیپ نوهد می گفت و از حمایت شهید چمران شاید برای هر کدام ساعت ها سخنرانی لازم بود ولی تئاتر هنر ایجاز و مختصر گویی است نه لف و نشر و بسط،العاقل یکفیه الاشاره،از دغدغه ی خانواده های رزمندگان می گفت از آشوب درونی و کنترل آن از جاویدالاثر ها سخن به میان می آمد و از جاودانه ها از قهرمانانی می گفت که در زمان حیات شان جایی خیابانی و یا مکانی به نام آن ها ثبت شده بود.

«ققنوس»

پرنده ی افسانه ای که از سوختنش حیات دوباره و تولد فرزندانش شکل می گیرد اما در این داستان از پرنده ای صحبت می شد که در آسمان زندگی می کند و هرگاه خسته شود در همان ایستایی در باد خستگی از جان به در می کند و تنها هنگامی به زمین می آید که مرگش فرا رسیده باشد،از تیز پروازان نیروی هوایی می گفت از آنان که شعارشان(( بلند آسمان جایگاه من است)) سخن می راند،از آسمانی ها می گفت نه از زمینی ها از افلاکیان نه خاکیان از آنان که سراج و چراغ راه بشریت بودند.

تئاتر«بی دوران»
نویسنده و کارگردان: مسعود احمدی
تهیه کننده: حوزه هنری فارس
بر اساس کتاب «شبیه افسانه ها»

این اثر به عنوان نخستین اثر اقتباسی در مراسم آینه در آینه شروع به کار کرد که مورد استقبال اساتید پیشکسوت چون استاد مهدی فقیه و استاد هودی و سایر علاقه مندان به تئاتر گردید،این اثر به عنوان تنها نماینده ی فارس در حوزه ی تئاتر مقاومت بود که به دور از تکلف و شعار زدگی و با صراحت لهجه از تندروی ها و نقصان های اوایل انقلاب و همین طور حمایت ها و بازنگری و نگاه به خود صحبت می کرد،بازی های گرم،روان و چهره به چهره همراه با موسیقی مناسب و نورپردازی توام با دقت فراوان اثر را از یک کار مستند فراتر می برد گاهی در آن عاشقانه ای دیده می شد و گاهی مثنوی معنوی گاهی رابطه ی عرفانی و گاهی عقلانی،از نکات ویژه و قابل تامل نگاه کردن به جزئی ترین قسمت های لباس و طراحی صحنه بود،طراحی پوستر که نمادی از اقتدار و شهامت بود،این تئاتر شاید حلقه ی اتصال دهه ی چهل تا کنون را با خود داشت از حمایت پیشکسوت ها تا جوانان و نوجوانان…به قول یکی از بزرگان تئاتر؛«تئاتر یک ضرورت است، همانند نان»

یاسر نوروزی
وکیل پايه یک دادگستری

نگاهی به تئاتر «بی دوران»/ گرامیداشت شهید سرلشکر عباس دوران

منبع خبر

نگاهی به تئاتر «بی دوران»/ گرامیداشت شهید سرلشکر عباس دوران بیشتر بخوانید »

اجرای طرح «ققنوس» ویژه زوج‌های جوان شاهد و ایثارگر سراسر کشور در قم

اجرای طرح «ققنوس» ویژه زوج‌های جوان شاهد و ایثارگر سراسر کشور در قم


به گزارش مجاهدت از دفاع‌پرس از قم، «سید مستجاد حسینی» مدیر کل امور ورزشی و اردویی بنیاد شهید و امور ایثارگران با اشاره به اهداف طرح ققنوس اظهار داشت: این دوره آموزشی با هدف تحکیم بنیان خانواده، ارتقای سطح آگاهی زوج‌های جوان، بالا رفتن قدرت حل مسایل بین زوجین برگزار شد.

وی افزود: سال گذشته دو دوره به صورت آزمایشی به شیوه حضوری و غیر حضوری برگزار شد و از امسال طرح ققنوس به مدت پنج سال ویژه زوج‌های شاهد و ایثارگر آغاز شده است و هم اکنون زوج‌ها دوره‌های مقدماتی آموزش‌ها را می‌گذرانند.

حسینی اضافه کرد: در این دوره ۵۰ زوج شاهد و ایثارگر از سراسر کشور در پنج کارگاه سواد رسانه، سواد مالی، سواد ارتباطی، سواد عاطفی و تعلیم و تربیت، زیر نظر اساتید روانشناسی دوره‌ها را گذراندند.

وی با بیان اینکه نحوه معرفی زوج‌ها نیز از طریق بنیاد‌های استان‌ها صورت می‌گیرد، ادامه داد: این دوره با افزایش سهمیه‌ها برای سایر زوج‌ها نیز برگزار خواهد شد، و شرکت کنندگان در این دوره‌ها در سال‌های بعد دوره‌های تکمیلی را فرا می‌گیرند.

انتهای پیام/

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

اجرای طرح «ققنوس» ویژه زوج‌های جوان شاهد و ایثارگر سراسر کشور در قم

اجرای طرح «ققنوس» ویژه زوج‌های جوان شاهد و ایثارگر سراسر کشور در قم بیشتر بخوانید »