لئوناردو دی‌کاپریو

مروری بر برجسته‌ترین آثار نمایشی آسیب‌شناسانه درباره فضای مجازی به بهانه اکران« گوزن‌های اتوبان»/همنشینی جذابیت و خطر

مروری بر برجسته‌ترین آثار نمایشی آسیب‌شناسانه درباره فضای مجازی به بهانه اکران« گوزن‌های اتوبان»/همنشینی جذابیت و خطر



گوزن‌های اتوبان با وجود انتخاب سوژه‌ای به‌روز درباره تأثیرات مخرب اینفلوئنسری و شهرت مجازی، به دلیل ضعف‌های فیلمنامه‌ای، فقدان عمق تحلیلی است.

  • فلای‌تودی

به گزارش مجاهدت از مشرق، در عصر دیجیتال که شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی به بخش جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره تبدیل شده‌اند، مدیوم سینما بارها کوشیده است تا تأثیرات عمیق و چندوجهی این پدیده را بر روابط انسانی، هویت فردی و ساختارهای اجتماعی به تصویر بکشد. با این حال، بسیاری از آثار سینمایی در این حوزه، از جمله فیلم ایرانی «گوزن‌های اتوبان» به کارگردانی ابوالفضل صفاری، در بازنمایی پیچیدگی‌های فضای مجازی و نقد فرهنگ دیجیتال ناکام مانده‌اند.

این فیلم، با وجود انتخاب سوژه‌ای به‌روز درباره تأثیرات مخرب اینفلوئنسری و شهرت مجازی، به دلیل ضعف‌های فیلمنامه‌ای، روایت گسسته و فقدان عمق تحلیلی، نه‌تنها نمی‌تواند چالش‌های این فضا را به شکلی اثرگذار کاوش کند، بلکه به اثری شعاری و ناکارآمد بدل می‌شود که مخاطب را در سردرگمی رها می‌کند. این ناکامی، فرصتی است برای تأمل در آثار موفق‌تری که توانسته‌اند با ظرافت و عمق، به مسائل فضای مجازی و تأثیرات آن بر جامعه بپردازند.

در این نوشتار، در وهله نخست نگاهی به «گوزن‌های اتوبان» به عنوان نمونه‌ای از ناکامی در این حوزه می‌پردازیم که اکران آن اخیرا آغاز شده و در جذب مخاطب موفق نبوده است. سپس به معرفی و بررسی ۸ فیلم و سریال برجسته جهانی می‌پردازیم که با رویکردهای متنوع و هوشمندانه، از تأثیرات شبکه‌های اجتماعی گرفته تا تاریکی‌های فرهنگ دیجیتال را به تصویر کشیده‌ و توانسته‌اند در این زمینه استانداردهایی ماندگار خلق کنند.

گوزن‌های اتوبان؛ چگونه فرصت نقد فرهنگ دیجیتال را هدر دهیم؟!

فیلم «گوزن‌های اتوبان» به کارگردانی ابوالفضل صفاری، با انتخاب سوژه‌ای به‌روز و ظاهراً انتقادی، قصد دارد تأثیرات مخرب فرهنگ اینفلوئنسری و فضای مجازی بر روابط انسانی و ساختار اجتماعی ایران معاصر را به چالش بکشد اما به نظر نمی‌رسد در این زمینه چندان موفق باشد. داستان حول محور عابس، پیک موتوری یک فست‌فودفروشی می‌چرخد که به طور اتفاقی در تعقیب و گریزی با یک اینفلوئنسر اینستاگرامی درگیر می‌شود.

ویدئوی این درگیری به‌سرعت در فضای مجازی وایرال شده و عابس را به شهرتی ناخواسته می‌رساند. در این میان رامین، کارگردانی که محتوای صفحات اینفلوئنسرها را تولید می‌کند، به عابس و همسرش صبا پیشنهاد همکاری برای تولید محتوا می‌دهد.

این پیشنهاد، زندگی روزمره و ساده این زوج را به سوی تجربه‌ای پرزرق‌وبرق از شهرت و ثروت سوق می‌دهد اما به‌تدریج این تحول به تلاطم، سردی و فروپاشی پیوندهای عاطفی‌شان منجر می‌شود. فیلم با یک پایان‌بندی‌ مبهم، ناتمام و فاقد وضوح دراماتیک به پایان می‌رسد که نه‌تنها گره‌های روایی را باز نمی‌کند، بلکه مخاطب را در خلأ معنایی رها می‌سازد.

ایده محوری فیلم، یعنی نقد تأثیرات افسارگسیخته شبکه‌های اجتماعی بر روابط انسانی، تضاد طبقاتی و بحران‌های نسلی، پتانسیلی قابل‌توجه برای خلق اثری تأثیرگذار داشت اما «گوزن‌های اتوبان» در تبدیل این ایده به روایتی منسجم و عمیق به‌کلی ناکام است. فیلمنامه، فاقد عمق تحلیلی لازم برای کاوش در پیچیدگی‌های روان‌شـــــــناختی و جامعه‌شناختی سوژه است و به جای ارائه دیدگاهی نوآورانه، به تکرار کلیشه‌های آشنایی چون تضاد فقر و ثروت یا نمایش اغراق‌آمیز سبک زندگی اینفلوئنسرها اکتفا می‌کند.
ایده محوری فیلم، یعنی نقد تأثیرات افسارگسیخته شبکه‌های اجتماعی بر روابط انسانی، تضاد طبقاتی و بحران‌های نسلی، پتانسیلی قابل‌توجه برای خلق اثری تأثیرگذار داشت اما «گوزن‌های اتوبان» در تبدیل این ایده به روایتی منسجم و عمیق به‌کلی ناکام است. فیلمنامه، فاقد عمق تحلیلی لازم برای کاوش در پیچیدگی‌های روان‌شـــــــناختی و جامعه‌شناختی سوژه است و به جای ارائه دیدگاهی نوآورانه، به تکرار کلیشه‌های آشنایی چون تضاد فقر و ثروت یا نمایش اغراق‌آمیز سبک زندگی اینفلوئنسرها اکتفا می‌کند.

شخصیت‌ها در حد تیپ‌های یک‌بعدی باقی می‌مانند: عابس به عنوان کارگری گرفتار در چرخه روزمرگی، صبا به عنوان همسری وسوسه‌شده توسط شهرت و رامین به عنوان نمادی از فرصت‌طلبی در زیست‌بوم دیجیتال، هیچ‌کدام از سطح به عمق نمی‌رسند و فاقد پیچیدگی لازم برای ایجاد همذات‌پنداری یا تأمل‌اندیشی در مخاطب هستند.

این فقدان عمق در شخصیت‌پردازی، همراه با فقر دراماتیک فیلمنامه، مانع آن می‌شود که تحولات زندگی عابس و صبا، از شوق اولیه شهرت تا فروپاشی رابطه‌شان، باورپذیر یا تأثیرگذار جلوه کند. روایت فیلم در لحظات ابتدایی با ریتمی پویا و تصاویری چشم‌نواز، نوید اثری جذاب می‌دهد اما این پویایی به‌سرعت در پراکندگی روایی و فقدان منطق دراماتیک فرومی‌پاشد. سکانس‌های تعقیب و گریز، که قرار بود موتور محرک داستان باشند، به دلیل نبود پیوستگی و انگیزه‌های دراماتیک متقن، به لحظاتی تصنعی و فاقد کارکرد بدل می‌شوند.

فیلم در به تصویر کشیدن تأثیرات مخرب فضای مجازی، به جای کندوکاو در ریشه‌های اجتماعی و روان‌شناختی معضلاتی چون اعتیاد به شهرت یا تخریب روابط انسانی، به نمایش‌های کاریکاتوری و اغراق‌آمیز از اینفلوئنسرها و فرهنگ دیجیتال بسنده می‌کند. این رویکرد سطحی که فاقد هرگونه تحلیل ساختاریافته است، فیلم را از ارائه دیدگاهی عمیق درباره تأثیرات شبکه‌های اجتماعی بر جامعه ایرانی محروم می‌سازد. به عنوان مثال، تلاش فیلم برای اشاره به تضاد طبقاتی یا بحران‌های نسلی، به دلیل فقدان پیکربندی دراماتیک مناسب، به شعارهایی کلیشه‌ای و فاقد اثرگذاری تقلیل می‌یابد.

پایان‌بندی فیلم که مبهم و ناتمام است، نه‌تنها گره‌های روایی را حل نمی‌کند، بلکه به دلیل نبود زیرساخت‌های روایی لازم، به تجربه‌ای ناکام و خنثی بدل می‌شود. این پایان‌بندی که فاقد هرگونه وضوح دراماتیک یا پیوستگی مفهومی است، مخاطب را با پرسش‌هایی بی‌پاسخ و حس ناکامی عمیق رها می‌کند.

از منظر کارگردانی، صفاری در خلق برخی لحظات بصری موفق عمل کرده اما این جذابیت‌های بصری در غیاب روایتی منسجم و محتوایی غنی، به پوسته‌ای تهی بدل می‌شوند.

استفاده از نمادهایی چون «اتوبان» برای تصمیم‌های شتاب‌زده و «گوزن‌ها» برای انسان‌های بی‌پناه در زیست‌بوم دیجیتال، که ظاهراً قرار بود لایه‌ای استعاری به فیلم بیفزاید، به دلیل فقدان پشتوانه دراماتیک، به عناصری تزئینی و شعاری تقلیل یافته است. افزون بر این، انتخاب‌های ناسازگار مانند استفاده از لوکیشن‌های غیرضروری یا نمایش‌های تبلیغاتی (مانند تأکید بیش ‌از حد بر برندهای فست‌فود) به حس غیرواقعی بودن اثر دامن‌ زده و تمرکز مخاطب را از مضمون اصلی منحرف می‌کند.

در مجموع، «گوزن‌های اتوبان» با وجود بهره‌مندی از سوژه‌ای به‌روز و پتانسیلی برای نقد فرهنگ دیجیتال و تأثیرات آن بر جامعه ایرانی، به دلیل فیلمنامه‌ای ناپخته، روایتی سرگردان و ناتوانی در تعمیق مضامین، نه‌تنها در بازنمایی چالش‌های پیچیده فضای مجازی ناکام می‌ماند، بلکه به اثری تبدیل می‌شود که بیش از آنکه تأمل‌برانگیز یا روشنگرانه باشد، مخاطب را با حس سردرگمی و ناکامی تنها می‌گذارد. این فیلم، فرصتی از دست ‌رفته در سینمای اجتماعی ایران است که ایده‌ای جذاب را در چنبره ضعف‌های ساختاری و فقر محتوایی هدر می‌دهد.

مروری بر برجسته‌ترین آثار نمایشی آسیب‌شناسانه درباره فضای مجازی به بهانه اکران« گوزن‌های اتوبان»/همنشینی جذابیت و خطر

Black Mirror (۲۰۱۱)

سریال آنتولوژی «آینه سیاه»، ساخته چارلی بروکر، یکی از پیشگام‌ترین آثار در نقد فناوری و فضای مجازی است که هر اپیزود آن با داستانی مستقل، جنبه‌ای از تأثیرات تاریک فناوری‌های دیجیتال را کاوش می‌کند. اپیزودهایی مانند «Nosedive» (با بازی برایس دالاس هاوارد) به‌طور خاص به فرهنگ امتیازدهی در شبکه‌های اجتماعی و فشار برای تأیید اجتماعی می‌پردازند،

در حالی که اپیزودهایی مانند «Hated in the Nation» (با بازی کلی مک‌دونالد) به تأثیرات منفی هشتگ‌ها و حملات آنلاین پرداخته‌اند. این سریال با بهره‌گیری از بازیگرانی چون دنیل کالویا، جون هام و مایلی سایرس و کارگردانی اپیزودهای متنوع توسط کارگردانان برجسته، توانسته است روایت‌هایی دیستوپیایی و در عین حال واقع‌گرایانه خلق کند. «آینه سیاه» با تحلیل‌های جامعه‌شنــــــاختی و روان‌شناختی عمیق، نشان می‌دهد که چگونه شبکه‌های اجتماعی می‌توانند به ابزارهایی برای کنترل، انزوای اجتماعی و حتی خشونت تبدیل شوند. این سریال چندین جایزه امی، از جمله بهترین فیلم تلویزیونی و بهترین فیلمنامه، دریافت کرده و به دلیل نوآوری در روایت و نقد فناوری، مورد تحسین گسترده قرار گرفته است. موفقیت «آینه سیاه» در ترکیب داستان‌گویی خلاقانه با هشدارهایی درباره آینده دیجیتال، آن را به یکی از تأثیرگذارترین آثار در این حوزه تبدیل کرده است.

مروری بر برجسته‌ترین آثار نمایشی آسیب‌شناسانه درباره فضای مجازی به بهانه اکران« گوزن‌های اتوبان»/همنشینی جذابیت و خطر

The Social Network (۲۰۱۰)

فیلم «شبکه اجتماعی» به کارگردانی دیوید فینچر و با فیلمنامه‌ای درخشان از آرون سورکین، یکی از برجسته‌ترین آثار سینمایی درباره ظهور شبکه‌های اجتماعی و تأثیرات عمیق آن بر روابط انسانی، اخلاقیات و ساختارهای اجتماعی است. این فیلم داستان مارک زاکربرگ (جسی آیزنبرگ) و تأسیس فیس‌بوک را روایت می‌کند اما فراتر از یک بیوگرافی ساده، به کاوش در تاریکی‌های جاه‌طلبی، خیانت و پیامدهای فرهنگی شبکه‌های اجتماعی می‌پردازد.

بازیگرانی چون اندرو گارفیلد (در نقش ادواردو ساورین) و جاستین تیمبرلیک (در نقش شان پارکر) با اجراهای قدرتمند، به عمق دراماتیک فیلم می‌افزایند. «شبکه اجتماعی» با دیالوگ‌های تیز و ریتمی سریع، نشان می‌دهد که چگونه فیس‌بوک، به عنوان یک پلتفرم ارتباطی، نه‌تنها روابط شخصی را بازتعریف کرد، بلکه به ابزاری برای رقابت، حسادت و قدرت‌طلبی تبدیل شد.

فیلم با تمرکز بر تناقضات اخلاقی، مانند سوءاستفاده از داده‌ها و نقض حریم خصوصی، تصویری چندلایه از تأثیرات فضای مجازی ارائه می‌دهد. این اثر در سال ۲۰۱۱ برنده ۳ جایزه اسکار (بهترین فیلمنامه اقتباسی، بهترین تدوین و بهترین موسیقی متن) شد و در ۸ رشته دیگر نامزد بود. همچنین جوایز متعددی از گلدن‌گلوب، بفتا و جشنواره‌های دیگر دریافت کرد و به عنوان یکی از بهترین فیلم‌های دهه ۲۰۱۰ شناخته می‌شود. «شبکه اجتماعی» با ترکیب کارگردانی استادانه، فیلمنامه‌ای هوشمندانه و مضمونی عمیق، استانداردی برای نقد فرهنگ دیجیتال در سینما ارائه کرده است.

مروری بر برجسته‌ترین آثار نمایشی آسیب‌شناسانه درباره فضای مجازی به بهانه اکران« گوزن‌های اتوبان»/همنشینی جذابیت و خطر

The Circle (۲۰۱۷)

فیلم «دایره»، به کارگردانی جیمز پونسولت و اقتباس از رمان دیو اگرز، داستان کارمندی جوان (اما واتسون) را روایت می‌کند که در یک شرکت فناوری خیالی به نام «دایره» مشغول به کار می‌شود.

این شرکت با شعار شفافیت و ارتباط جهانی، به نظارت و کنترل زندگی افراد نفوذ می‌کند. تام هنکس در نقش مدیر کاریزماتیک شرکت و جان بویگا در نقش یک کارمند معترض، به فیلم عمق می‌بخشند. «دایره» با تمرکز بر موضوعاتی چون از بین رفتن حریم خصوصی، فرهنگ نظارت دیجیتال و تأثیرات شبکه‌های اجتماعی بر هویت فردی، پرسش‌های اخلاقی مهمی را مطرح می‌کند. اگرچه فیلم در اجرا به اندازه رمان عمیق نیست و برخی منتقدان آن را به ساده‌سازی انتقادات متهم کرده‌اند اما تصاویر بصری جذاب و مضمون جسورانه‌اش، آن را به اثری قابل‌تأمل تبدیل کرده است.

این فیلم در جشنواره‌های مختلف مانند جشنواره فیلم تریبکا نمایش داده شد اما موفقیت تجاری یا جایزه قابل‌ توجهی کسب نکرد. با این حال، «دایره» به دلیل طرح موضوعاتی مانند داده‌کاوی و سلطه شرکت‌های فناوری، همچنان در بحث‌های مربوط به فضای مجازی مورد توجه است.

مروری بر برجسته‌ترین آثار نمایشی آسیب‌شناسانه درباره فضای مجازی به بهانه اکران« گوزن‌های اتوبان»/همنشینی جذابیت و خطر

Eighth Grade (۲۰۱۸)

فیلم «کلاس هشتم» ساخته بو برنهام، داستان کایلا (السی فیشر)، یک دختر نوجوان را روایت می‌کند که در آخرین هفته کلاس هشتم، در تلاش برای یافتن هویت خود در دنیایی تحت سلطه شبکه‌های اجتماعی است. این فیلم با ظرافتی کم‌نظیر، فشارهای ناشی از اینستاگرام و یوتیوب بر نسل جوان را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که چگونه این پلتفرم‌ها می‌توانند به احساس ناامنی، اضطراب و مقایسه اجتماعی دامن بزنند.

جاش همیلتون در نقش پدر کایلا، نقشی مکمل اما تأثیرگذار ارائه می‌دهد. «کلاس هشتم» با روایتی صمیمی، کارگردانی حساس و فیلمبرداری واقعی، موفق می‌شود تأثیرات عاطفی و روان‌شناختی فضای مجازی را به شکلی ملموس بازنمایی کند.

این فیلم در جشنواره ساندنس ۲۰۱۸ مورد تحسین قرار گرفت و جوایزی مانند جایزه بهترین کارگردانی اول از انجمن کارگردانان آمریکا و جایزه بهترین فیلم از انجمن منتقدان فیلم بوستون را دریافت کرد. موفقیت «کلاس هشتم» در به تصویر کشیدن تجربه زیسته نسل دیجیتال، آن را به یکی از آثار برجسته در این حوزه تبدیل کرده است.

مروری بر برجسته‌ترین آثار نمایشی آسیب‌شناسانه درباره فضای مجازی به بهانه اکران« گوزن‌های اتوبان»/همنشینی جذابیت و خطر

Searching (۲۰۱۸)

فیلم «جست‌وجو» به کارگردانی آنیش چاگانتی، یک تریلر نوآورانه است که داستان آن کاملاً از طریق صفحه‌نمایش‌های دیجیتال (مانند لپ‌تاپ و گوشی) روایت می‌شود. جان چو در نقش پدری بازی می‌کند که به دنبال دختر گمشده‌اش (میشل لا) می‌گردد و از طریق شبکه‌های اجتماعی و ردپاهای دیجیتال، او سرنخ‌هایی پیدا می‌کند. این فیلم نشان می‌دهد چگونه فضای مجازی می‌تواند هم ابزاری برای کشف حقیقت باشد و هم فضایی برای فریب و پنهان‌کاری.

«جست‌وجو» با سبک بصری منحصربه‌فرد و روایتی پرتعلیق، به تأثیرات دوگانه شبکه‌های اجتماعی می‌پردازد. این فیلم در جشنواره ساندنس ۲۰۱۸ جایزه تماشاگران را برد و به دلیل نوآوری در فرم و داستان‌گویی، مورد تحسین قرار گرفت. موفقیت تجاری و انتقادی «جست‌وجو» نشان‌دهنده توانایی سینما در استفاده از فرم‌های جدید برای نقد فناوری است.

مروری بر برجسته‌ترین آثار نمایشی آسیب‌شناسانه درباره فضای مجازی به بهانه اکران« گوزن‌های اتوبان»/همنشینی جذابیت و خطر

Ingrid Goes West (۲۰۱۷)

فیلم «اینگرید به غرب می‌رود» ساخته مت اسپایسر، داستان اینگرید (اوبری پلازا) را روایت می‌کند که به دلیل وسواس با یک اینفلوئنسر اینستاگرامی (الیزابت اولسن)، زندگی خود را به آشوب می‌کشد. این کمدی سیاه با طنزی گزنده به اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی، تمنای تأیید اجتماعی و پوچی پشت زندگی‌های ظاهراً کامل اینفلوئنسرها می‌پردازد.

فیلم با روایتی روان و نقدی تیز، موفق می‌شود تاریکی‌های فرهنگ دیجیتال را به شکلی سرگرم‌کننده و تأمل‌برانگیز نشان دهد. «اینگرید به غرب می‌رود» در جشنواره ساندنس ۲۰۱۷ جایزه بهترین فیلمنامه را دریافت کرد و مورد تحسین منتقدان قرار گرفت. این فیلم با ترکیب طنز و تراژدی، یکی از بهترین نمونه‌های نقد فرهنگ اینفلوئنسری است.

مروری بر برجسته‌ترین آثار نمایشی آسیب‌شناسانه درباره فضای مجازی به بهانه اکران« گوزن‌های اتوبان»/همنشینی جذابیت و خطر

The Truman Show (۱۹۹۸)

فیلم «نمایش ترومن» به کارگردانی پیتر ویر، با بازی جیم کری در نقش ترومن بربنک، اگرچه پیش از ظهور شبکه‌های اجتماعی مدرن ساخته شد اما به شکلی پیشگویانه به فرهنگ نظارت و نمایش زندگی در برابر مخاطبان پرداخت. لورا لینی و اد هریس در نقش‌های مکمل، به عمق دراماتیک فیلم می‌افزایند. داستان ترومن، که زندگی‌اش به‌ صورت ناخواسته در یک برنامه تلویزیونی پخش می‌شود، به مسائل امروزی مانند از دست رفتن حریم خصوصی در فضای مجازی اشاره دارد.

این فیلم با عمق فلسفی و روایت قدرتمند، یکی از نخستین آثاری است که به نقد فرهنگ دیده شدن پرداخته است. «نمایش ترومن» نامزد ۳ جایزه اسکار (بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر مکمل) شد و جوایز متعددی از گلدن‌گلوب و بفتا دریافت کرد. تأثیر ماندگار این فیلم در بحث‌های مربوط به فضای مجازی، آن را به اثری کلاسیک تبدیل کرده است.

مروری بر برجسته‌ترین آثار نمایشی آسیب‌شناسانه درباره فضای مجازی به بهانه اکران« گوزن‌های اتوبان»/همنشینی جذابیت و خطر

Don’t Look Up (۲۰۲۱)

فیلم «به بالا نگاه نکن»، به کارگردانی آدام مک‌کی، با بازی لئوناردو دی‌کاپریو، جنیفر لارنس و مریل استریپ، اگرچه در ظاهر درباره یک فاجعه زیست‌محیطی است اما نقدی تند و تیز بر فرهنگ رسانه‌های اجتماعی و تأثیر آن بر مدیریت بحران ارائه می‌دهد. این فیلم نشان می‌دهد که چگونه شبکه‌های اجتماعی با پراکندن اطلاعات نادرست و اولویت دادن به سرگرمی بر حقیقت، به بی‌عملی و سردرگمی اجتماعی دامن می‌زنند.

با طنزی گزنده و بازیگرانی چون جونا هیل و تیموتی شالامی، «به بالا نگاه نکن» به یکی از آثار برجسته در نقد تأثیرات منفی فضای مجازی تبدیل شد. این فیلم نامزد ۴ جایزه اسکار، از جمله بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه شد و در جشنواره‌های مختلف مورد توجه قرار گرفت. موفقیت این فیلم در ترکیب طنز و نقد اجتماعی، آن را به اثری تأثیرگذار در این حوزه تبدیل کرده است.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

مروری بر برجسته‌ترین آثار نمایشی آسیب‌شناسانه درباره فضای مجازی به بهانه اکران« گوزن‌های اتوبان»/همنشینی جذابیت و خطر

مروری بر برجسته‌ترین آثار نمایشی آسیب‌شناسانه درباره فضای مجازی به بهانه اکران« گوزن‌های اتوبان»/همنشینی جذابیت و خطر بیشتر بخوانید »

آیا لئوناردو دی کاپریو در فصل سوم «بازی مرکب» حضور دارد؟

آیا لئوناردو دی کاپریو در فصل سوم «بازی مرکب» حضور دارد؟



به‌نظر می‌رسد که فصل سوم سریال Squid Game زودتر از انتظار از راه می‌رسد. در میان تازه‌ترین اخبار سینما و تلویزیون مطلع شدیم که ظاهرا فصل سوم سریال Squid Game (بازی مرکب) زودتر از انتظار تقدیم طرفدارها می‌شود.

به گزارش مجاهدت از مشرق، به‌نظر می‌رسد که فصل سوم سریال Squid Game زودتر از انتظار از راه می‌رسد.

در میان تازه‌ترین اخبار سینما و تلویزیون مطلع شدیم که ظاهرا فصل سوم سریال Squid Game (بازی مرکب) زودتر از انتظار تقدیم طرفدارها می‌شود. رسانه اسکرین‌رنت گزارش داد که شعبه کره نتفلیکس با پخش یک ویدیو به‌طور ناخواسته زمان پخش فصل بعدی را فاش کرده است. به‌نظر می‌رسد که طرفدارها باید در تاریخ ۶ تیر ۱۴۰۴ (۲۷ ژوئن ۲۰۲۵) منتظر بازگشت اسکویید گیم با فصل سوم باشند.

هوانگ دونگ هیوک، خالق بازی مرکب اخیرا درباره فصل سوم گفت: «به‌‎زودی زمان پخش فصل پایانی اعلام می‌شود. انتظار دارم که این نمایش در پاییز یا تابستان ۲۰۲۵ با فصل پایانی بازگردد. در مورد داستان فصل بعدی می‌توانم بگویم که گی-هون با شروع فصل سوم بر سر یک دوراهی بسیار سرنوشت‌ساز قرار می‌گیرد، اما این کاراکتر همان مردی نخواهد بود که در فصل دوم دیده بودیم.»
برخی رسانه ها از حضور لئوناردو دی کاپریو در فصل سوم گفته بودند که تکذیب شد.

با اینکه سریال Squid Game با فصل سوم به پایان می‌رسد، هوانگ دونگ هیوک می‌گوید که کار نتفلیکس با این مجموعه محبوب تمام نشده است: «می‌دانم که شبکه نتفلیکس برنامه‌های بیشتری برای بازی مرکب دارد. آن‌ها قصد ندارند که از خیر این مجموعه بگذرند. شاید به‌عنوان مشاور در یکی از پروژه‌های آتی حضور داشته باشم، اما فصل سوم اسکویید گیم به کار مجموعه پایان نمی‌دهد.

منبع: زومیت

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

آیا لئوناردو دی کاپریو در فصل سوم «بازی مرکب» حضور دارد؟

آیا لئوناردو دی کاپریو در فصل سوم «بازی مرکب» حضور دارد؟ بیشتر بخوانید »

شهادت دی کاپریو در پرونده پولشویی/ماجرایی از اوباما تا سرمایه‌گذار فراری مالزیایی

شهادت دی کاپریو در پرونده پولشویی/ماجرایی از اوباما تا سرمایه‌گذار فراری مالزیایی



لئوناردو دی کاپریو، ستاره سینما، در دادگاه فدرال به عنوان بخشی از محاکمه بین‌المللی پولشویی، رشوه و اتهامات یک هنرمند برجسته شهادت داد.

به گزارش مجاهدت از مشرق به نقل از واشنگتن تایمز، لئوناردو دی کاپریو، ستاره سینما، در دادگاه فدرال به عنوان بخشی از محاکمه بین‌المللی پولشویی، رشوه دادن و یک هنرمند برجسته رپ شهادت داد.

«پراکازرل مایکل» یکی از اعضای موسس گروه نمادین هیپ هاپ دهه ۱۹۹۰، «فیوجیز»(The Fugees) متهم است که پول یک سرمایه گذار فراری مالزیایی را از طریق اهداکنندگان به کمپین انتخاب مجدد باراک اوباما در سال ۲۰۱۲ انتقال داده است.

شهادت دی کاپریو در پرونده پولشویی/ماجرایی از اوباما تا سرمایه‌گذار فراری مالزیایی

پنج سال بعد، روایت‌ها حاکی از این است که او تلاش کرده بر تحقیقاتی درباره همان سرمایه‌گذار در دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور سابق آمریکا، سرپوش بگذارد.

در قلب این پرونده «لو تائک جو» معروف به «جِی لو» متهم است که طراح یک پولشویی و رشوه بین‌المللی است که میلیاردها دلار از صندوق سرمایه‌گذاری دولتی مالزی موسوم به ۱MDB به سرقت برده است.

ارتباط دی کاپریو با این پرونده از رابطه چند ساله او با لو، که یکی از سرمایه‌گذاران اصلی فیلم «گرگ وال استریت» بود، ناشی می‌شود. لو در حال حاضر فراری است اما همچنان ادعای بی‌گناهی می‌کند.

منبع: فارس

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

شهادت دی کاپریو در پرونده پولشویی/ماجرایی از اوباما تا سرمایه‌گذار فراری مالزیایی

شهادت دی کاپریو در پرونده پولشویی/ماجرایی از اوباما تا سرمایه‌گذار فراری مالزیایی بیشتر بخوانید »

بهترین فیلم‌ها در مورد پایان جهان

بهترین فیلم‌ها در مورد پایان جهان



تنها ۹ سال طول کشید تا داستان فیلم «شیوع» به یک واقعیت در جهان ما تبدیل شود و یک همه‌گیری واقعی سراسر جهان را فرابگیرد. اساسا فیلم «شیوع» را می‌توان یک داستان خاستگاه برای ویروس کوید ۱۹ دانست.

به گزارش مجاهدت از مشرق، فیلم‌های زیادی هستند که به مسئله پایان جهان می‌پردازند و در این مطلب، قصد معرفی ۱۰ فیلم برتر با این موضوع را داریم.

در طی سال‌ها، فیلم‌ها نحوه به پایان رسیدن جهان را به روش‌های مختلف به تصویر کشیده‌اند. در این آثار سینمایی، دلایل مختلفی برای به نابود شدن جهان مشخص شده است که از جمله آن‌ها می‌توان به شهاب سنگ‌های غول‌پیکر اشاره کرد. برخی از این فیلم‌های سینمایی، نشان دادند که ممکن است راهی برای نجات جهان در این موقعیت‌های دشوار وجود داشته باشد اما برخی دیگر، رویکرد متفاوت نسبت به این مسئله در پیش گرفته و هرج و مرج این موقعیت‌ها را نشان داده‌اند. در ادامه همراه با ما باشید تا به شما، ۱۰ فیلم برتر در مورد پایان جهان را معرفی کنیم.

انیمیشن وال‌ای (Wall-E)

انیمیشن وال‌ای (Wall-E)

بسیاری از افراد، انیمیشن «وال‌ای» را به یاد دارند و بیشتر موضوع عاشق شدن دو ربات در ذهن آن‌ها باقی مانده است اما این انیمیشن، تصویر بزرگ‌تری را نشان می‌دهد که در آن، مسیر نابودی جهان به تصویر کشیده شده است. در این انیمیشن، وال‌ای به عنوان آخرین ربات روی سیاره زمین نشان داده می‌شود؛ در این زمان، سیاره زمین به یک زباله‌دانی بزرگ تبدیل شده است و در همین حین، یک ربات دیگر به نام ایو به سیاره زمین فرستاده می‌شود تا در مورد قابل سکونت بودن این سیاره تحقیق کند. همین، وال‌ای را وارد یک ماجراجویی جالب‌توجه می‌کند.

انیمیشن «وال‌ای» این پیام را به بیننده منتقل می‌کند که انسان‌ها باید بیشتر مراقبت سیاره‌ای باشند که در آن زندگی می‌کنند و به بیننده نشان می‌دهد که در صورتی که این اتفاق رخ ندهد، سیاره زمین به نابودی کشیده خواهد شد. کمپانی دیزنی، همیشه در ارائه پیام‌های احساسی و قدرتمند به بیننده بسیار خوب عمل‌کرده است و این انیمیشن سینمایی نیز در کنار لحظات ناراحت‌کننده خود، لحظاتی لذت‌بخش و خنده‌دار دارد.

فیلم پیشگویی (Knowing)

فیلم پیشگویی (Knowing)

در فیلم «پیشگویی»، کالیب کیوستلر، یک تکه کاغذ با اعدادی روی آن پیدا می‌کند. این کاغذ در درون یک کپسول زمان از ۵۰ سال پیش است. این کاغذ و کپسول زمان برای آن است که نشان دهد که در آن زمان، دانشجویان در مورد اتفاقات آینده چه فکر می‌کرده‌اند. با این حال، پدر کالیب که یک پروفسور فیزیک نجومی از دانشگاه ام‌آی‌تی است، متوجه می‌شود که این اعداد روی کاغذ، تاریخ، تعداد کشته‌ها و مشخصات رویدادهای فجیعی هستند که در طی پنجاه سال گذشته رخ داده‌اند.

فیلم «پیشگویی»، رویکرد متفاوت نسبت به فیلم‌های آخرالزمانی دارد و در این فیلم، جان کیوستلر با بازی نیکولاس کیج (Nicolas Cage) بر این باور است که خانواده او به این موضوع مرتبط است و همین باعث می‌شود تا متوجه شود که زمین در خطر قرار دارد و یک شراره خورشیدی قرار است زمین و تمام بشریت را نابود کند.

فیلم بالا را نگاه نکن (Don’t Look Up)

فیلم بالا را نگاه نکن (Don't Look Up)

فیلم «بالا را نگاه نکن»، واکنش‌های واقعی جامعه را به تصویر می‌کشد که در موقعیت‌های فاجعه‌آمیز، چشم خود را به روی واقعیت می‌بندند. این فیلم، به این موضوع می‌پردازد و رویکردی طنزآمیز نسبت به آن دارد. لئوناردو دی کاپریو (Leonardo DiCaprio) در این فیلم، نقش یک پروفسور اخترشناس را بازی می‌کند که به همراه دانشجوی دکترای خود با بازی جنیفر لارنس (Jennifer Lawrence) متوجه می‌شوند که یک سیارک در حال نزدیک شدن به سیاره زمین است و این دو، با یکدیگر همکاری می‌کنند تا به بقیه هشدار بدهند.

فیلم «بالا را نگاه نکن» از همه کس، از رسانه‌های خبری تا خود مردم، انتقاد می‌کند و نشان می‌دهد که هیچ کس دوست ندارد تا برای پیدا کردن یک راه‌حل برای این مشکل بزرگ، با یکدیگر همکاری کنند. این فیلم برجسته و پر از بازیگران بااستعداد نشان می‌دهد که گاهی اوقات، بی‌تفاوت بودن نسبت به یک موضوع ممکن است باعث شود تا اتفاقات بسیار فاجعه‌آمیزی رخ بدهند. این اثر به بیننده‌ها هشدار می‌دهد و گوشزد می‌کند که دانشمندان سخت تلاش می‌کنند تا قبل از نابود شدن سیاره زمین به بقیه هشدار بدهند.

فیلم جستجوی دوستی برای آخرالزمان (Seeking A Friend For The End Of The World)

فیلم جستجوی دوستی برای آخرالزمان (Seeking A Friend For The End Of The World)

یک شمارش معکوس برای برخورد یک سیارک غول‌پیکر به سیاره زمین شکل گرفته است و همین، باعث می‌شود تا زندگی یک فروشنده بیمه پر از هرج و مرج شود. فیلم «در جستجوی دوستی برای آخرالزمان»، با بازی استیو کارل (Steve Carell) است و نشان می‌دهد که او، همسر خود را رها می‌کند و زندگی‌اش بی معنی شده است تا اینکه همسایه او به نام پنی از راه می‌رسد و نامه‌ای به او می‌دهد.

فیلم «در جستجوی دوستی برای آخرالزمان»، یک حس کمدی و عاشقانه لذت‌بخش دارد و در این فیلم، دو دوست تصمیم می‌گیرند تا یک سفر را شروع کنند تا بتوانند عشق گمشده این فرد را پیدا کنند. آن‌ها با کسانی آشنا می‌شوند که سعی دارند تا قبل از پایان دنیا، کارهایی که دوست‌ داشته‌اند را انجام بدهند. نقش‌آفرینی استیو کارل و کیرا نایتلی (Keira Knightly) در این فیلم بسیار جالب‌توجه است؛ این فیلم نشان می‌دهد که سپری کردن آخرین روزها با کسی در کنارت، چندان بد هم نیست.

فیلم این آخرشه (This Is The End)

فیلم این آخرشه (This Is The End)

فیلم «این آخرشه»، یک فیلم کمدی و آخرالزمانی است که اولین تجربه کارگردانی ست روگن (Seth Rogan) و ایوان گولدبرگ (Evan Goldberg) به شمار می‌رود. در این فیلم، این دو، برخی از صمیمی‌ترین دوستان بازیگر خود را برای حضور در این فیلم گردهم آورده‌اند.

در فیلم «این آخرشه»، جیمز فرانکو (James Franco) جشنی برای خانه جدید خود برگزار کرده است که به هرج و مرج ختم می‌شود. در این زمان، انسان‌های خوب و درستکار به آسمان برده می‌شوند اما گناهکاران باقی می‌مانند. نقش‌آفرینی این بازیگران برجسته در کنار یکدیگر واقعا عالی است و داستان آن سرشار از خنده است. فیلم «این آخرشه» نسبت به دیگر فیلم‌های آخرالزمانی،‌ رویکردی طنزآمیز و جالب‌توجه دارد.

فیلم شیوع (Contagion)

فیلم شیوع (Contagion)

تنها ۹ سال طول کشید تا داستان فیلم «شیوع» به یک واقعیت در جهان ما تبدیل شود و یک همه‌گیری واقعی سراسر جهان را فرابگیرد. اساسا فیلم «شیوع» را می‌توان یک داستان خاستگاه برای ویروس کوید ۱۹ دانست. در فیلم «شیوع»، یک بیماری ناشناخته شروع به پخش شدن در سراسر جهان می‌کند و همین امر، دانشمندان را به تکاپو وا می‌دارد تا جلوی گسترش این بیماری را بگیرند.

نکات زیادی از این فیلم علمی-تخیلی وجود دارند که در جهان واقعی رخ داده‌اند و همین می‌تواند برای بسیاری از افراد، یک هشدار جدی باشد. در این فیلم نشان داده می‌شود که مردم نسبت به هشدارها بی‌توجه هستند و همین باعث می‌شود تا میزان مرگ و میر زیادتر شود. بازیگران برجسته و بزرگی در این فیلم نقش‌آفرینی می‌کنند و صحنه‌های آن،‌ بیننده را به خود جلب می‌کنند. فیلم «شیوع» یک روایت از وضعیت فعلی جهان در مقابله با کرونا است.

فیلم جاده (The Road)

فیلم جاده (The Road)

درون مایه کلی فیلم «جاده»، عمدتا ناامیدی و مایوس شدن است. در این فیلم، رنگی به چشم نمی‌خورد و کاراکترها نیز نامی ندارند. در عوض، بینندگان شاهد یک مرد و یک پسر هستند که در یک زمین بایر و نابودشده در حال حرکت به سمت جنوب هستند. یک فاجعه نامشخص باعث شده تا تمام منابع نابود شوند و آن‌ها به شدت به دنبال منابع هستند.

این فیلم بر اساس رمانی به همین نام نوشته کورمک مک‌کارتی (Cormac McCarthy) است. فیلم «جاده»، از جمله آثاری است که پس از تماشای آن، حس اندوهگین و سختی در بینندگان ایجاد خواهد شد چراکه هیچ گونه نکته مثبت و جذابی در مورد به پایان رسیدن تمدن وجود ندارد. این فیلم، در به تصویر کشیدن مسائل کاملا صریح و واضح عمل کرده است و تماشای آن به هنگام ناامیدی اصلا پیشنهاد نمی‌شود.

فیلم میان ستاره‌ای (Interstellar)

فیلم میان ستاره‌ای (Interstellar)

فیلم «میان ستاره‌ای»، یکی از فیلم‌های برجسته و عالی به شمار می‌رود. این فیلم، داستان یک دانشمند برجسته به نام کوپر با بازی متیو مک‌کانهی (Matthew McConaughey) را به تصویر می‌کشد. این فیلم، جهانی را به تصویر می‌کشد که گرد و غبارهای طوفانی آن باعث شده تا بسیاری از منابع غذایی از جمله مزارع ذرت از بین بروند. حال، دانشمندان به این نتیجه رسیده‌اند که زمان زیادی برای بقاء بشر باقی نمانده است و از همین رو، به دنبال آن هستند تا یک سرزمین قابل سکونت برای بشریت پیدا کنند.

این شاهکار برجسته و تماشایی را کریستوفر نولان (Christopher Nolan) خلق کرده است که یک تصویرگری خیره‌کننده و در عین حال وحشتنناک از آینده ممکن برای بشریت دارد. نقش‌آفرینی احساسی متیو مک‌کانهی در کنار ان هتوی (Anne Hathaway)، جذابیت این فیلم را دو چندان کرده است. فیلم سرشار از مسائل علمی واقعی است و همین باعث شده تا داستان آن بسیار حقیقی به نظر برسد.

فیلم گرینلند (Greenland)

فیلم گرینلند (Greenland)

از دفتر ریاست جمهوری به شخصی به نام جان الن گریتی با بازی جرارد باتلر (Gerard Butler) یک هشدار داده می‌شود که او به همراه خانواده‌اش انتخاب شده‌اند تا در پناهگاهی اورژانسی قرار بگیرند. این فیلم فاجعه‌ای و اکشن، یک اثر فوق‌العاده تنش‌زا و پر از احساسات و صحنه‌های وحشتناکی است. در این فیلم، یک سیارک به نام کلارک به سیاره زمین نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود و نشان داده می‌شود که این سیارک باعث نابودی بخش زیادی از جهان شده است.

فیلم «گرینلند» نشان می‌دهد که انسان‌ها در این موقعیت‌های دشوار و سخت چگونه رفتار خواهند کرد و برای نجات زندگی خود، دست به چه اعمال فجیعی می‌زنند. در این فیلم، شخصیت اصلی در مسیر خود برای زنده ماندن با بدترین و گاهی اوقات بهترین جنبه‌های بشریت روبه‌رو می‌شود.

فیلم مد مکس: جاده خشم (Mad Max: Fury Road)

فیلم مد مکس: جاده خشم (Mad Max: Fury Road)

فیلم «مد مکس: جاده خشم» یکی از بهترین فیلم‌های آخرالزمانی به شمار می‌رود. در این فیلم، شخصیت‌های زن قدرتمندی به تصویر کشیده شده‌اند. یکی از این شخصیت‌ها نیز شخصیت فیوریوسا با بازی شارلیز ترون (Charlize Theron) است. او در کنار دیگر شخصیت‌ها بسیار برجسته است و توانسته تا یکی از نقاط قوت فیلم باشد.

فیلم «مد مکس: جاده خشم»، اثری پر از صحنه‌های اکشن بدون توقف است؛ این فیلم، بینندگان را به درون سرزمینی بایر می‌برد و ماجراجویی پر از هیجانی را به نمایش در می‌آورد. این فیلم نشان می‌دهد که انسان‌ها برای بقاء، گاهی اوقات علیه یکدیگر می‌شوند؛ حس واقع‌گرایی این فیلم سبب شده تا این موضوع برای بیننده بسیار باورپذیرتر باشد.

در این مطلب، به معرفی ۱۰ فیلم برتر در مورد پایان جهان پرداختیم. هر کدام از این آثار، جنبه‌های مثبت و منفی بشریت در مواجه با این شرایط دشوار را به نحوی متفاوت نشان داده‌اند. نظر شما در مورد این فیلم‌ها چیست؟

منبع: گیمفا

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

بهترین فیلم‌ها در مورد پایان جهان

بهترین فیلم‌ها در مورد پایان جهان بیشتر بخوانید »