لشکر عاشورا

شهید مهدی باکری نیروهایش را چگونه مدیریت کرد؟

شهید مهدی باکری نیروهایش را چگونه مدیریت کرد؟


شهید مهدی باکری نیروهایش را چگونه مدیریت کرد؟

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس، درباره شهید باکری فرمانده وارسته لشکر عاشورا، سخنان زیادی گفته‌شده و مطالب گوناگونی انتشاریافته است. کسانی که او را از نزدیک می‌شناسند؛ بر این باورند که هنوز ناگفته‌های زیادی در ابعاد توصیفی و تحلیلی شخصیت او وجود دارد که بیان‌نشده‌اند.

در این مقاله که به قلم دکتر محمدحسین فرهنگی نگاشته شده، سعی شده است؛ نگاهی کوتاه و تحلیلی به ابعاد مدیریتی سردار شهید مهدی باکری انجام شود.

جامعیت

«اشخاص به‌تناسب روحیات و توانمندی‌های خود، ابعاد شخصیتی خویش را در عرصه مدیریت به نمایش می‌گذارند. در تجزیه‌وتحلیل عملکرد مدیریتی مشخص می‌شود که چه کسی برای چه موضوعاتی اولویت قائل می‌شده و تلاش‌های خود را برچه موضوعاتی متمرکز می‌کرده است.

شهید باکری از محدود مدیران و فرماندهانی بود که مدیریتی جامع و فراگیر داشت. او ضمن آنکه بر دانش و مهارت‌های نظامی مسلط بود و دقیق‌ترین اظهارنظر‌ها را در مراحل طراحی عملیات، در سطوح مختلف نظامی ارائه می‌کرد، اولویتی همزمان برای آموزش نیرو‌ها در ابعاد نظامی و اعتقادی قائل بود و به رفاه آن‌ها اهتمام کافی داشت. ارتقای متوازن بخش‌های مختلف تحت امر خود را پی گیری می‌کرد، به فکر احداث پادگان مناسب بود، آسیب‌شناسی جبهه‌ها را در دستور کار خود داشت، به صرفه‌جویی اهمیت می‌داد، از تنبلی و بی‌حالی نیرو‌ها جلوگیری می‌کرد، انفعال در پدافند را به پدافند فعال و مبتکرانه تغییر می‌داد و نسبت به ناهنجاری‌های اعتقادی و رویه‌های اخلاقی نامناسب، عکس‌العمل‌های موضوعی مناسب نشان می‌داد.

در کنار همه این ویژگی‌های مربوط به مراحل مقدماتی و آماده‌سازی لشکر، در عملیات و هدایت نیرو‌ها نیز کم‌نظیر بود. با مهارت و سخت‌کوشی خاصی، عملیات‌ها را هدایت می‌کرد؛ به‌گونه‌ای که مطمئن‌ترین بخش‌های عملیات‌ها را برای فرماندهان رده‌های بالاتر فراهم می‌کرد.

واقع‌بینی، درک موقعیت‌های حساس، تحمل فوق‌العاده در لحظات بحرانی، سخت‌گیری بجا و پذیرش واقعیات، ویژگی‌هایی نیستند که همگان بتوانند آن‌ها را همزمان باهم دارا باشند.

در ارتباط با رهبری امام خمینی (ره) نیز دارای تبعیتی کم‌نظیر بود. از اعماق وجود به ایشان اعتقاد داشت و به‌دقت رهنمود‌ها و دیدگاه‌های ایشان را پی گیری می‌نمود. بعد از شهادت ایشان متوجه شدیم که همسرش را موظف کرده بود تا سخنان امام را استخراج کرده و به‌طور منظم در اختیار او قرار دهد.

ایمان عمیق به توحید و معاد در زندگی شهید باکری موج میزند. تذکر به خود و دیگران را در این زمینه‌ها در دستور کار مستمر خود داشت. کم گفتن، سنجیده و گزیده سخن گفتن از خصلت‌های ثابت او بود. شخصیت خشک و غیرمنطقی نداشت. همه افراد از رزمنده تک ور تا نیروی تدارکاتی گرفته تا معاون و مسئول واحد، دوست داشتند که لحظاتی را با وی بگذرانند.

مدیریت تعارض

از تکنیک‌های قابل‌توجه مدیریتی که در رفتار سازمانی موردبررسی قرار می‌گیرد، مدیریت تعارض یا مدیریت تنازع است.

انسان‌هایی که در یک سازمان گرد هم می‌آیند، دارای خصلت‌ها، باور‌ها و سلیقه‌های متنوعی هستند که گاهی باعث می‌شود، اختلافاتی در بین آن‌ها بروز کند.

نظریه‌های مختلفی برای رفع این اختلافات ارائه شده است که یکی از جدیدترین آن‌ها، نظریه مدیریت تعارض است. به رسمیت شناختن اختلافات، مدیریت آن‌ها و حتی نگه‌داشتن سطحی از تعارض، به‌گونه‌ای که لطمه‌ای به اهداف سازمانی نرساند، سرزندگی، نشاط و کارایی نیرو‌ها را به ارمغان می‌آورد.

شهید باکری توانمندی بالایی در مدیریت تعارض داشت. لشکر‌های سپاه از فرهنگ‌ها و باور‌های قومی خاصی تشکیل می‌شدند و در نتیجه اداره این لشکر‌ها کار ساده و آسانی نبود.

روحیات تبریزی‌ها با مراغه‌ای‌ها، اردبیلی‌ها، ارومیه‌ای‌ها و خویی‌ها یکی نبود. شهید باکری ضمن آنکه با تبحر خاصی اجازه نمی‌داد این تنوع مشکلی برای مأموریت‌های لشکر پدید آورد، سطح خاصی از رقابت را نیز با استفاده از همین تفاوت سلیقه‌ها و رویکرد‌ها حفظ می‌کرد.

اختلاف‌نظر‌های مدیریتی و تاکتیکی را باحوصله می‌شنید و بررسی می‌کرد و بهترین را اعمال می‌کرد. شهید باکری اهل ارومیه بود، اما به‌گونه‌ای رفتار می‌کرد که تبریزی‌ها و اردبیلی‌ها بیشتر از ارومیه‌ای‌ها او را دوست داشتند.

خود را از شوخی‌های گویشی گویش‌های مختلف آذری کنار نمی‌کشید و حتی در مواردی که جنبه توهین نداشتند، همراهی نیز می‌کرد، اما اجازه افراط نمی‌داد. به همین دلیل توانسته بود، ترکیب مناسبی از وحدت در عین کثرت را در لشکر پدید آورد.

رهبری کاریزماتیک

شهید باکری شخصیت فرهمندی داشت. در تعریف کاریزما می‌گویند بر دو نوع است. کاریزمای مثبت- مانند گاندی و کاریزمای منفی مانند هیتلر. نقطه اشتراک هر دو، جایگاه ویژه فرد در اعماق قلوب انسان‌هاست و آنچه آن را مثبت و یا منفی می‌کند، بهره‌ای است که شخص کاریزما از آن در جهت اهداف انسانی یا ضد بشری به کار می‌برد.

شهید مهدی باکری کاریزمای مثبت فوق‌العاده‌ای داشت. به همین دلیل تمام رزمندگان لشکر، فقط او را فرمانده لشکر نمی‌دانستند، بلکه فراتر از آن فکر می‌کردند و او را در حد یک الگو و در حد انسان متعالی می‌دانستند جامعیتی که در ابتدا از آن سخن گفتیم، از علل ظهور چنین شخصیتی بود.

در گذشته شخصی درباره شهید رجایی گفته بود «او نمونه الگویی غیر معصوم برای انسان‌ها بود.» این توصیف درباره شهید باکری نیز صادق بود.

مدیریت از نزدیک

مجموعه‌های نظامی التزام خود را به دیسیپلین نظامی و اقدام از طریق سلسله‌مراتب حفظ کرده‌اند. با توجه به ساختار دفاعی کشور ما در زمان جنگ که نیرو‌های مردمی نقطه قوت عملیات‌ها به شمار می‌آمدند، تکیه‌بر سلسله‌مراتب به لحاظ دیسیپلین نظامی و ضرورت اقدام بر اساس مبانی کلاسیک، فرصت بود، اما به دلیل ضعف‌های آموزشی، تسلیحاتی و تدارکاتی، تهدید بزرگی به شمار می‌آمد.

با توجه به این مهم که عملیات نظامی مانند اقدامات دیگر نیست که اشتباهات آن‌ها، خسارت‌های محدود و معینی داشته باشد، این تهدید مضاعف نیز بود. به‌عبارت‌دیگر این‌گونه نبود که ضعف و کاستی در یک زمینه – مثلاً آتش تهیه یا مانور یک تیپ- تأثیری در یگان‌های دیگر نداشته باشد، بلکه باعث بروز خسارات عظیم انسانی می‌شد.

فرماندهان لشکر‌های سپاه این نقیصه را با نظارت و کنترل خود حل می‌کردند. نظارت آن‌ها نیز تنها از طریق رده‌های نظارتی نبود، بلکه به‌صورت حضوری و از نزدیک، کلیه مراحل اجرایی را به‌ویژه در دوره قبل از عملیات بررسی می‌کردند.

شهید باکری در این زمینه فوق‌العاده بود. هیچ امری از دید تیزبین او پنهان نمی‌ماند. از مسائل حفاظتی گرفته تا مخابرات، از تسلیحات گرفته تا تغذیه نیروها، توپخانه، گردان‌های عملیاتی، ادوات، اطلاعات، تخریب، آموزش و… همگی را ماهرانه زیر نظر داشت؛ به‌گونه‌ای که هیچ فرمانده‌ای احساس نمی‌کرد که در حوزه کاری او دخالت می‌شود، اما همه احساس می‌کردند که از نظافت دست‌شویی‌ها گرفته تا نظم استقرار چادرها، استحکام سنگرها، فعال بودن پدافند و دقت در کمین‌ها بایستی پاسخگو باشند.

یک‌بار در پدافند جزایر مجنون شاهد بودم که به محل دیده‌بانی رفت و برگشت، فرمانده ادوات لشکر را خواست و گفت «آقای محمد زاده، این چه وضعی است؟ عراقی‌ها دارند رژه می‌روند، پس شما چه می‌کنید؟» ادوات فعال شد و در ظرف مدت کوتاهی آن‌چنان شرایط را برای دشمن ناامن کرد که آن‌ها را نیز به واکنش واداشت.

در جریان عملیات‌ها نیز حضور شهید باکری در نزدیک‌ترین نقاط درگیری، نمونه‌های متنوعی از این روش کنترل و نظارت در کنار هدایت و فرماندهی را به نمایش می‌گذاشت.

روش مدیریت از نزدیک از اقتضائات مدیریت بحران است و به‌منظور پوشش خلاهائی که به آن‌ها اشاره شد، ضرورت می‌یابد. البته بایستی به‌گونه‌ای اعمال شود که سلسله‌مراتب را مخدوش نساخته و مسئولیت‌پذیری مدیریت پائین‌تر را تهدید ننماید.

مدیریت شهید باکری از این حیث کاملاً نمونه و منبع قابل‌مطالعه‌ای می‌باشد.» [۱] همچنین مدیریت جهادی و در دل صحنه بودن این شهید بزرگوار را می‌توان از لابه‌لای وصیت‌نامه گهربارش یافت، آنجا که فرمود «عزیزانم، اگر ما شبانه‌روز شکرگزار خدا باشیم که نعمت اسلام و امام را به ما عنایت فرموده، باز کم است.‌ای عاشقان اباعبدالله (ع)، بایستی شهادت را در آغوش گرفت و گونه‌ها بایستی از حرارت و شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند. بایستی محتوای فرامین امام را درک و عمل نماییم تا بلکه قدری از تکلیف خود را در شکرگزاری به‌جا آورده باشیم.» [۲]

منابع:

[۱] فصلنامه نگین ایران، شماره ۲۰، بهار ۱۳۸۶، تهران، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، صفحات ۷۴، ۷۵، ۷۶

[۲] معبودی، جلال، اطلس لشکر ۳۱ عاشورا در دفاع مقدس، تهران، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، چاپ اول، ۱۳۹۸، صفحه ۱۵۹

انتهای پیام/ 112

شهید مهدی باکری نیروهایش را چگونه مدیریت کرد؟

منبع خبر

شهید مهدی باکری نیروهایش را چگونه مدیریت کرد؟ بیشتر بخوانید »

روایت آقا مهدی پر از جذابیت و کنجکاوی

روایت آقا مهدی پر از جذابیت و کنجکاوی


به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، شهیدان مهدی و حمید باکری از فرماندهان ‌بزرگ دوران دفاع‌مقدس هستند که هر بار نام آنها را می‌شنویم، یاد دلاورمردی‌های لشکر عاشورا در دوران 8 سال جنگ تحمیلی می‌افتیم اما جدا از حماسه‌آفرینی‌های این ۲ برادر در دوران دفاع‌مقدس، هر کدام از آنها یک ویژگی خاص و منحصربه‌فرد داشتند که بسیاری از رزمندگان جنگ تحمیلی از آنان به نیکی یاد می‌کنند. این برادران شهید با اینکه سرداران نامدار و بزرگی بودند اما به تنها چیزی که فکر می‌کردند و برایشان اهمیت داشت این بود که خودشان به عنوان فرمانده در عملیات‌ها حضور پررنگ و فعالی داشته باشند.

در واقع این شهیدان صبر نمی‌کردند ابتدا نیروها جلو بروند و بعد خودشان آنها را در پشت سنگرها پشتیبانی کنند. نمی‌توان از عملیات‌های فتح‌المبین، بیت‌المقدس، رمضان، مسلم‌بن‌عقیل، عاشورا، والفجر مقدماتی، والفجر ۱، ۲، ۳ و ۴ و خیبر نام آورد اما برادران مهدی و محمد باکری را از قلم انداخت. درباره شهید مهدی باکری باید گفت انقلاب اسلامی که به پیروزی رسید، او به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و در سازماندهی سپاه ارومیه ایفاگر نقشی فعال بود. مهدی در همان سال‌ها، حدود یک سال هم به عنوان شهردار ارومیه برگزیده شد که آن روزها، یادآور خاطرات یک شهردار مردمی برای اهالی ارومیه است.
بیشتر بخوانید:
البته شهید مهدی باکری در آن سال‌ها و در مقطعی، مسؤولیت جهاد سازندگی استان آذربایجان غربی را هم بر عهده گرفت و البته روزهایی هم به ضرورت، دادستان دادگاه انقلاب ارومیه شد. جنگ که آغاز شد او به جبهه‌ها شتافت و معاونت تیپ نجف اشرف را پذیرفت. مهدی باکری در عملیات‌های متعددی شرکت کرد که فتح‌المبین، والفجر مقدماتی، والفجر یک تا ۴، مسلم‌بن‌عقیل، رمضان و بیت‌المقدس از آن جمله است. او بعدها به فرماندهی تیپ عاشورا رسید؛ تیپی که چندی بعد به لشکر تبدیل شد و به عنوان یکی از لشکرهای خط‌شکن دفاع‌مقدس شناخته می‌شد. سرانجام این فرمانده دلاور لشکر ۳۱ عاشورا، ۲۵ اسفندماه سال ۶۳ در جریان عملیات بدر به خاطر شرایط حساس عملیات، مثل همیشه، به خطرناک‌ترین صحنه‌های کارزار وارد شد و در حالی که رزمندگان لشکر را در شرق دجله از نزدیک هدایت و تلاش می‌کرد تا مواضع تصرف‌شده را در مقابل پاتک‌های دشمن تثبیت کند، بر اثر برخورد تیر مستقیم مزدوران بعثی، ندای حق را لبیک گفت و به لقای معشوق نایل شد. هنگامی که پیکر مطهرش را از طریق آب‌های هور انتقال می‌دادند، قایق حامل پیکر وی مورد هدف آرپی‌جی دشمن قرار گرفت و قطره ناب وجودش به دریا پیوست. 

روایت آقا مهدی پر از جذابیت و کنجکاوی

بدون شک، شهید مهدی باکری یکی از فرماندهان مهم و تاثیرگذار دوران دفاع‌مقدس بود و سبک و سیاق فرماندهی وی در دوران دفاع‌مقدس برای بسیاری از علاقه‌مندان به تاریخ دفاع‌مقدس از کنجاوی‌ها و جذابیت‌های بسیاری برخوردار است که اگر پاسخ به این کنجکاوی‌ها در قالب آثار هنری روایت شود بی‌شک با تاثیرپذیری بیشتری بر مخاطب همراه خواهد بود. 
همان اتفاقی که برای برخی فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی روایتگر زندگی شهدای دفاع‌مقدس افتاده است، هر چند برخی از آثاری که داستان زندگی شهدا را روایت کرده‌اند به خاطر عدم کیفیت مناسب، ضربه جبران‌ناپذیری به وجهه شهدا زده‌اند. 
همین موارد موجب شده در سال‌های اخیر فیلمسازان با احتیاط عمل بیشتری به سمت و سوی تولید آثار سینمایی و تلویزیونی با محوریت شهدای دفاع‌مقدس بروند، زیرا تولید اثر از زندگی چهره‌های سرشناسی که برای مردم کشور از ارزش و احترام بالایی برخوردار هستند، همانند راه رفتن روی طناب برای فیلمسازان است که با کوچک‌ترین اشتباهی، فیلمساز و اثرش را به ورطه سقوط می‌کشاند. به هر حال همان‌طور که گفته شد، داستان زندگی شهید مهدی باکری به لحاظ نوع شخصیت شهید همیشه از جذابیت‌های خاصی برای اهالی سینما برخوردار بوده است. از اواخر سال گذشته بود که خبرهای‌هایی مبنی بر ساخت سریال شهید باکری توسط سیمافیلم به گوش می‌رسید تا اینکه بعد از مدت‌ها و با شروع چهلمین سالگرد دفاع‌مقدس، سیمافیلم خبر آغاز رسمی این پروژه و لشکر ۳۱ عاشورا را ارائه و اعلام کرد قرار است سریال شهیدان باکری در این مرکز تولید شود. در این خبر همچنین از گریم ابتدایی هادی حجازی‌فر در نقش شهید مهدی باکری رونمایی شد و اعلام کردند سریال «شهیدان باکری» تهیه می‌شود. 

روایت آقا مهدی پر از جذابیت و کنجکاوی

اما نکته قابل توجهی که درباره سریال شهیدان باکری به چشم می‌خورد، این است که هادی حجازی‌فر علاوه بر ایفای نقش شهید مهدی باکری، کارگردانی این سریال را برعهده گرفته است، همچنین تهیه‌کنندگی این اثر به‌ عهده ابوالفضل صفری است که قرار است در 7 قسمت با پروداکشن سینمایی تهیه و تولید ‌شود. مرحله پژوهش و نگارش این سریال مدتی است که به پایان رسیده و گروه تولید بزودی کار خود را شروع می‌کند. 
اما مسلما نخستین پرسشی که برای مخاطبان پیش می‌آید، این است: مینی‌سریال شهیدان باکری، قرار است کدام مقطع از زندگی شهید باکری را دستمایه ساخت این سریال تلویزیونی قرار دهد. طبق اخبار غیررسمی و منتشر شده، این سریال قرار است به طور ویژه به چگونگی شکل‌گیری و فعالیت لشکر عاشورا در دوران دفاع‌مقدس بپردازد. در واقع این اثر به اتفاقاتی که برای این لشکر طی عملیات رخ داده و فرهنگی که شهدا در آن مقطع زمانی داشتند، پرداخته است. همچنین به آذری‌زبان‌هایی که در اوایل جنگ تحمیلی دور یکدیگر جمع شدند و لشکر عاشورا را تشکیل دادند به طور ویژه‌ای پرداخته شده است؛ در کنار روایت این اتفاقات به زندگی شهیدان مهدی و حمید باکری که بنیانگذار این لشکر بودند هم نگاهی می‌شود. 
درباره کارگردانی هادی حجازی‌فر در سریال شهیدان باکری باید گفت در کارنامه کاری حجازی‌فر یک تجربه کارگردانی برای مجموعه طنز به نام کرکره به چشم می‌خورد و این سریال عظیم، دومین تجربه کارگردانی هادی حجازی‌فر محسوب می‌شود که این نکته برای برخی‌ها پرسش برانگیز بود چطور کارگردانی یکی از مهم‌ترین پروژه‌های سیما فیلم به هادی حجازی‌فر سپرده شده است که در این باره ابوالفضل صفری، تهیه‌کننده سریال شهیدان باکری به جام جم گفته است: هادی حجازی‌فر سابقه درخشانی در حوزه کارگردانی نمایش داشته و شاید در حوزه کارگردانی تلویزیون تجربه اول او باشد اما در تئاتر و آثار سینمایی که دخیل بوده، نقش مؤثری داشته ‌است. دلیل اول ما برای انتخاب ایشان به این علت است که کارگردان باید بتواند تصویر درستی از لشکر عاشورا و شهیدان باکری به مخاطب ارائه کند و در مرحله دوم علاقه شخصی آقای حجازی‌فر و ارتباط ‌خانوادگی و عاطفی او با قصه شهیدان باکری بود اما اولویت اول ما کیفیت کار است و از انتخاب‌مان مطمئن هستیم.

روایت آقا مهدی پر از جذابیت و کنجکاوی

* کارگردان مستند شهید باکری: روایت کم نقص زندگی شهید باکری کار سختی است
برای آنکه تولید سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی مختص شهدای دفاع‌مقدس، به بهترین شکل ممکن انجام شود، فیلمساز باید اهمیت دوچندانی به مبحث پژوهش در چنین آثاری بدهد که امیدواریم این اتفاق برای سریال شهیدان باکری به بهترین شکل ممکن انجام شده باشد. از سوی دیگر، سریال شهیدان باکری نخستین اثر نمایشی در وصف شهید مهدی باکری نیست که به تولید می‌رسد، زیرا پیش از این یعنی حدود ۴ سال پیش، مستند «باتمیان گون» به کارگردانی محمد زارع و سفارش روایت فتح تهیه و تولید شد که مورد اسقبال اهالی سینمای مستند قرار گرفت. به بهانه تولید سریال شهیدان باکری گفت‌وگویی کوتاه با محمد زارع، کارگردان این مستند داشته‌ایم که از نظرتان می‌گذرد. 
محمد زارع در ابتدای این گفت‌وگو درباره مستند «باتمیان گون» گفت: برای ساخت این مستند بیش از ۲ سال تحقیقات داشته‌ایم زیرا شهید باکری زندگی پرابهامی دارد و یکی از پرابهام‌ترین بخش‌های زندگی این شهید نیز همان ۲ روز آخر پیش از شهادتش است که حتی برخی همرزمان شهید در لشکر عاشورا نیز این ابهامات را دارند و ما در این مستند به روایت این ۲ روز پرداختیم. 

روایت آقا مهدی پر از جذابیت و کنجکاوی

وی در ادامه افزود: ابتدا قرار بود «باتمیان گون» یک فیلم سینمایی با شکل و شمایل مستند داستانی باشد اما در موقع تولید با تغییرات مدیریتی که در روایت فتح رخ داد، مدیران جدید پافشاری کردند که این اثر صرفا یک فیلم مستند آرشیوی باشد که در نهایت هم این اتفاق رخ داد. 
زارع درباره سریال شهیدان باکری که به کارگردانی هادی حجازی‌فر تولید خواهد شد، خاطرنشان کرد: این سریال به لحاظ کادر سینمایی از حرفه‌ای‌ترین عوامل بهره می‌برد و بنده هم فیلمنامه اولیه کار را مطالعه کردم. به نظرم دوستان کار سختی برای روایت کم‌نقص زندگی شهید مهدی باکری در ۷ قسمت در پیش داشته باشند. 
وی ادامه داد: همان روزهای نخست پیش‌تولید سریال شهیدان باکری، از سوی آقای حجازی‌فر به دفتر کارشان دعوت شدم و بنا به درخواست عوامل، اطلاعات مورد نیاز درباره شهید مهدی باکری را ارائه کردم اما بنا به دلایلی پس از چند جلسه، ارتباط کاری‌ام با دوستان قطع شد. 
این مستندساز در بخش دیگر از سخنانش گفت: شهید باکری یک شخصیت ملی است که برای پرداختن کامل به همه ابعاد زندگی این شهید به سریالی بیش از ۷ قسمت نیاز است و این نگرانی وجود دارد که این سریال با این شکل و شمایل نتواند انتظارات را برآورده کند. 
وی در پایان گفت: از آنجا که بنده از همان چند سال پیش سودای ساخت فیلم سینمایی و سریال برای شهید مهدی باکری را داشتم، به طور حتم با پشتوانه پژوهشی‌ام طی سال‌های آینده نسبت به آن اقدام خواهم کرد.

روایت آقا مهدی پر از جذابیت و کنجکاوی

منبع خبر

روایت آقا مهدی پر از جذابیت و کنجکاوی بیشتر بخوانید »