مادر شهید

همسر و مادر شهیدان «اطهری» آسمانی شد

همسر و مادر شهیدان «اطهری» آسمانی شد


همسر و مادر شهیدان «اطهری» آسمانی شد

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس، مرحومه حاجیه خانم «طاهره درستی» همسر شهید «محمدعلی اطهری» و مادر شهید «محمدرضا اطهری»، پس از سال‌ها دوری از همسر و فرزند شهیدش بر اثر کهولت سن آسمانی شد.

پیکر این همسر و مادر بزرگوار بر روی دستان مردم شهرستان نجف آباد اصفهان تا گلزار شهدا تشییع و سپس در گلزار شهدای این شهرستان به خاک سپرده شد.

گفتنی است شهید «محمدعلی اطهری» در بیست و هفتم تیر سال ۱۳۱۶ متولد شد و دوازدهم تیر ۱۳۶۷ در خلیج فارس در واقعه سقوط هواپیمای مسافربری توسط آمریکا به درجه رفیع شهادت نائل شد.

شهید «محمدرضا اطهری» در هفدهم اسفندماه ۱۳۴۴ متولد شد، وی در دوازدهم مرداد ماه سال ۱۳۶۲ در حاج عمران و در عملیات والفجر ۲ به شهادت رسید.

انتهای پیام/ 112

همسر و مادر شهیدان «اطهری» آسمانی شد

منبع خبر

همسر و مادر شهیدان «اطهری» آسمانی شد بیشتر بخوانید »

همسر و مادر شهید «اطهری» آسمانی شد

همسر و مادر شهید «اطهری» آسمانی شد


همسر و مادر شهید «اطهری» آسمانی شد

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس، مرحومه حاجیه خانم «طاهره درستی» همسر شهید «محمدعلی اطهری» و مادر شهید «محمدرضا اطهری»، پس از سال‌ها دوری از همسر و فرزند شهیدش بر اثر کهولت سن آسمانی شد.

پیکر این همسر و مادر بزرگوار بر روی دستان مردم شهرستان نجف آباد اصفهان تا گلزار شهدا تشییع و سپس در گلزار شهدای این شهرستان به خاک سپرده شد.

گفتنی است شهید «محمدعلی اطهری» در بیست و هفتم تیر سال ۱۳۱۶ متولد شد و دوازدهم تیر ۱۳۶۷ در خلیج فارس در واقعه سقوط هواپیمای مسافربری توسط آمریکا به درجه رفیع شهادت نائل شد.

شهید «محمدرضا اطهری» در هفدهم اسفندماه ۱۳۴۴ متولد شد، وی در دوازدهم مرداد ماه سال ۱۳۶۲ در حاج عمران و در عملیات والفجر ۲ به شهادت رسید.

انتهای پیام/ 112

همسر و مادر شهید «اطهری» آسمانی شد

منبع خبر

همسر و مادر شهید «اطهری» آسمانی شد بیشتر بخوانید »

مثل قاسم، مثل علی، مثل فاطمه+ فیلم دیدار با حاج‌قاسم

مثل قاسم، مثل علی، مثل فاطمه+ فیلم دیدار با حاج‌قاسم



مثل قاسم، مثل علی، مثل فاطمه+ فیلم دیدار با حاج‌قاسم - کراپ‌شده

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، امروز ننه سکینه یا به قول بچه‌های با صفای لشکر ۴۱ ثارالله «ننه علی» مادر شهیدعلی شفیعی از سرداران عارف دیار کریمان دعوت حق را لبیک گفت و به فرزند شهیدش پیوست.شاید در میان اهالی کرمان این نام آشنا باشد و برای شما که این خبر را که در سطر اول خواندید، خبر ساده‌ای باشد که این روزها با پر کشیدن والدین شهدا بارها شنیده‌اید… اما این خبر برای منی که این روزها با بچه‌های لشکر کرمان مصاحبت داشتم متفاوت بود و می‌خواهم شما را با این تجربه زیسته‌ام همراه کنم.

آن چنان که خاطرم هست، ننه علی به همراه همسرش در گاراژی زندگی‌ای کارگری داشتند یک دختر و یک پسر که همین علی آقای شهید است ماحصل زندگی‌شان بود، پدر و دخترک حوالی دهه چهل بر اثر بیماری فوت می‌شوند و ننه سکینه می‌ماند و علی! پسر را با مشقت بزرگ می‌کند، جوان و برومند که شد، فرزند رشیدش می‌شود یکی از فرماندهان لشکر ثارالله.

علی جوان بود و سن و سال کمی داشت اما تدبیر و اخلاصش مهرش را در دل حاج قاسم انداخت. ننه علی، دخترحاج کیانی معروف را برای پسرش خواستگاری می‌کند، همین جای قصه خودش درس است، حاج کیانی با آن اسم و رسم نگفت علی سرمایه داری یا نه… و علی داماد حاجی کیانی شد و ۴ ماه بعد در کربلای ۴ خلعت شهادت بر تن کرد. تنها پسر ننه سکینه هم به شهادت رسید و در این دنیا یکه و تنها بود. اما حاج قاسم و دیگر رفقای علی، بی بی سکینه را تنها نگذاشتند. همه این سال‌ها برایش پسری کردند.

از رفقای سردار دل‌ها شنیدم که وقتی حاجی به سپاه قدس هم رفت در همه این سال‌ها به طور مستمر با این مادر شهید ارتباط تنگاتنگ داشت، به همه بچه‌های لشکر توصیه موکد کرده بود، که مبادا این مادر رنجدیده را تنها بگذارید. به طور متواتر از بچه‌های لشکر شنیدم که گاهی که به ننه سر می‌زدیم تا به اموراتش برسیم، می‌گفت قاسم از عراق زنگ زد، قاسم از سوریه زنگ زد، قاسم گفت: ننه، رفتم کربلا کنار حرم امام حسین (ع) برایت نماز خواندم، دعایت کردم. تو هم برای من دعا کن…

یک لحظه توجه کنید! حاج قاسم فرمانده بین المللی محور مقاومت در زیر آتش تکفیری‌ها و… با مادر شهید تماس گرفته و حالش را جویا شده و گفته دعایم کن؟ اگر این رفتارها و سبک زندگی مومنانه مکتب نیست، پس چیست؟

آخرِ کلام، من فرمانده سرشناسی را می‌شناسم که تنها بازمانده گردانی است، از قضا یک مجموعه فرهنگی برای شهدای گردانش راه اندازی کرده است، اما در طول سه دهه گذشته حتی یک بار با همه مادران شهدای این گردان دیدار نداشته است. یکی از این فرزندان شهدا می‌گفت برای منی که پدرم را ندیدم مایه خرسندی است که دوست و همرزم بابایم (آن هم جنس فرمانده) را ببینم. اما دریغ از یک دیدار…

همه این عزیزان مشغله دنیوی و شغلی را بهانه می‌کنند، من اما وقتی این سطح از ارتباط گری و توجه را در زیست شهید سلیمانی با آن هم مشغله دیدم، با خودم گفتم: «میان ماه مو تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمونه»

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، امروز ننه سکینه یا به قول بچه‌های با صفای لشکر ۴۱ ثارالله «ننه علی» مادر شهیدعلی شفیعی از سرداران عارف دیار کریمان دعوت حق را لبیک گفت و به فرزند شهیدش پیوست.شاید در میان اهالی کرمان این نام آشنا باشد و برای شما که این خبر را که در سطر اول خواندید، خبر ساده‌ای باشد که این روزها با پر کشیدن والدین شهدا بارها شنیده‌اید… اما این خبر برای منی که این روزها با بچه‌های لشکر کرمان مصاحبت داشتم متفاوت بود و می‌خواهم شما را با این تجربه زیسته‌ام همراه کنم.

آن چنان که خاطرم هست، ننه علی به همراه همسرش در گاراژی زندگی‌ای کارگری داشتند یک دختر و یک پسر که همین علی آقای شهید است ماحصل زندگی‌شان بود، پدر و دخترک حوالی دهه چهل بر اثر بیماری فوت می‌شوند و ننه سکینه می‌ماند و علی! پسر را با مشقت بزرگ می‌کند، جوان و برومند که شد، فرزند رشیدش می‌شود یکی از فرماندهان لشکر ثارالله.

علی جوان بود و سن و سال کمی داشت اما تدبیر و اخلاصش مهرش را در دل حاج قاسم انداخت. ننه علی، دخترحاج کیانی معروف را برای پسرش خواستگاری می‌کند، همین جای قصه خودش درس است، حاج کیانی با آن اسم و رسم نگفت علی سرمایه داری یا نه… و علی داماد حاجی کیانی شد و ۴ ماه بعد در کربلای ۴ خلعت شهادت بر تن کرد. تنها پسر ننه سکینه هم به شهادت رسید و در این دنیا یکه و تنها بود. اما حاج قاسم و دیگر رفقای علی، بی بی سکینه را تنها نگذاشتند. همه این سال‌ها برایش پسری کردند.

از رفقای سردار دل‌ها شنیدم که وقتی حاجی به سپاه قدس هم رفت در همه این سال‌ها به طور مستمر با این مادر شهید ارتباط تنگاتنگ داشت، به همه بچه‌های لشکر توصیه موکد کرده بود، که مبادا این مادر رنجدیده را تنها بگذارید. به طور متواتر از بچه‌های لشکر شنیدم که گاهی که به ننه سر می‌زدیم تا به اموراتش برسیم، می‌گفت قاسم از عراق زنگ زد، قاسم از سوریه زنگ زد، قاسم گفت: ننه، رفتم کربلا کنار حرم امام حسین (ع) برایت نماز خواندم، دعایت کردم. تو هم برای من دعا کن…

یک لحظه توجه کنید! حاج قاسم فرمانده بین المللی محور مقاومت در زیر آتش تکفیری‌ها و… با مادر شهید تماس گرفته و حالش را جویا شده و گفته دعایم کن؟ اگر این رفتارها و سبک زندگی مومنانه مکتب نیست، پس چیست؟

آخرِ کلام، من فرمانده سرشناسی را می‌شناسم که تنها بازمانده گردانی است، از قضا یک مجموعه فرهنگی برای شهدای گردانش راه اندازی کرده است، اما در طول سه دهه گذشته حتی یک بار با همه مادران شهدای این گردان دیدار نداشته است. یکی از این فرزندان شهدا می‌گفت برای منی که پدرم را ندیدم مایه خرسندی است که دوست و همرزم بابایم (آن هم جنس فرمانده) را ببینم. اما دریغ از یک دیدار…

همه این عزیزان مشغله دنیوی و شغلی را بهانه می‌کنند، من اما وقتی این سطح از ارتباط گری و توجه را در زیست شهید سلیمانی با آن هم مشغله دیدم، با خودم گفتم: «میان ماه مو تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمونه»

مثل قاسم، مثل علی، مثل فاطمه+ فیلم دیدار با حاج‌قاسم

منبع خبر

مثل قاسم، مثل علی، مثل فاطمه+ فیلم دیدار با حاج‌قاسم بیشتر بخوانید »

تصویری که حاج‌قاسم توصیه کرد تا در همه قلب‌ها و چشم‌ها حک شود

تصویری که حاج‌قاسم توصیه کرد تا در همه قلب‌ها و چشم‌ها حک شود


به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی علی‌رغم مسئولیت‌های سنگین خود، به‌دلیل ارادت ویژه‌ای که به شهدا داشت، هیچ‌گاه از دیدار با خانواده‌های معظم شهدا و ایثارگران، خصوصاً خانواده‌های شهدای مدافع حرم غافل نمی‌شد و همواره آن‌ها را مورد تکریم خود قرار می‌داد؛ به‌طوری‌که در وصیت‌نامه خود نیز نوشته است: «خداوند، ای عزیز! من سال‌هاست از کاروانی به‌جا مانده‌ام و پیوسته کسانی را به‌سوی آن روانه می‌کنم، اما خود جا مانده‌ام، اما تو خود می‌دانی هرگز نتوانستم آن‌ها را از یاد ببرم. پیوسته یاد آن‌ها، نام آن‌ها، نه در ذهنم بلکه در قلبم و در چشمم، با اشک و آه یاد شدند».

حاج‌قاسم در یکی از دیدارهای خود با خانواده‌های شهدا، به دیدار با مرحومه «فاطمه جلالی» رفته است، بانوی مقاومی از دیار کرمان، که همسر، فرزند، برادر، خواهرزاده و برادرزاده‌اش شهید شده‌اند و یک فرزند دیگرش نیز در دوران انقلاب اسلامی، مفقودالأثر شده است. 

سردار دل‌ها در دیدار با این بانوی صبور و مقام، در حالی که از شوق دیدار «سرباز ولایت» اشک از چشمانش جاری شده است، می‌گوید: «تو بهترین عمر را کردی؛ اولاً خدا بهت توفیق داد تا همسر شهید باشی، [دوماً] خدا بهت توفیق داد تا مادر شهید باشی، [سوماً] خدا بهت توفیق داد تا خواهر شهید باشی. بهتر از این می‌خواهی؟ بهتر از این که نمی‌خواهی! این فرزندان شهید را هم بزرگ کردی، زحمت کشیدی، با نان حلال بزرگ کردی، عمری بهتر از این می‌شود؟ این بهترین عمر است».

حاج‌قاسم همچنین بعد از رحلت مرحومه «فاطمه جلالی»، بر سر مزار این بانوی صبور و مقام حاضر شده و در واکنش به عکسی منتشرشده از وی که در آن قاب عکس پنج شهید عزیز خود را در دست دارد، گفته است: «من وقتی این تصویر را دیدم، خیلی تکان خوردم؛ این تصویر باید در تاریخ ملت ایران و جهان در همه قلب‌ها و چشم‌ها حک شود، ببینید هیبت این زن را، یک زن فقیر، هیچ ظاهر ثروتی ندارد در دستش یک قاب عکس گرفته، این قاب چه پیامی به ما می‌دهد؟»

تصویری که حاج‌قاسم توصیه کرد تا در همه قلب‌ها و چشم‌ها حک شود

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از دفاع‌پرس، مرحومه «فاطمه جلالی» اهل روستای «یخمُور» از توابع شهرستان «رابر» استان کرمان، سال ۱۳۳۸ با شهید «خداکرم سلیمانی» ازدواج کرد و صاحب هفت فرزند شد. یکی از فرزندانش به‌نام «احمد» در دوران انقلاب اسلامی مفقودالأثر شد و هیچ‌وقت برنگشت و فرزند دیگرش «محمود» نیز سال ۱۳۶۲ در عملیات «والفجر سه» به شهادت رسید و پیکرش بدون سر برگشت.

این مادر صبور و مقام، داستان جبهه رفتن فرزندش «محمود» را این‌گونه روایت کرده است: «خانه‌مان در «قنات ­ملک» بود، حاج قاسم سلیمانی اسم پسرم «محمود» را به‌دلیل اینکه پدرش در جبهه بود و من هم بیمار بودم از لیست خط زد، دیدم پسرم خیلی گریه می‌کند، گفتم «چه شده؟» گفت: «مادر تو به برادر حاج قاسم گفته بودی اسم من را خط بزند؟» طاقت نیاوردم و به آقای «بلوچی» مسئول ثبت ­نام اعزام به جبهه مراجعه کردم و گفتم: «پسرم را ثبت­ نام کن»، گفت: «راضی هستی؟» گفتم: «راضی­ ام به رضای خداوند»».

سومین سالگرد شهادت «محمود» فرارسیده بود که همسرش «خداکرم سلیمانی» نیز همچون فرزندشان از ناحیه سر ترکش خورد و در همان محل شهادت «محمود» یعنی منطقه «مهران» به شهادت رسید و سپس برادرش «محمود جلالی» نیز همانند همسر و پسرش در منطقه «مهران» شربت شهادت را نوشید و آسمانی شد.

خاطرنشان می‌شود، این بانوی صبور و مقاوم، روز یک‌شنبه ۱۴ شهریور سال ۱۳۹۵، دار فانی را وداع گفت و به شهیدان خود پیوست.

انتهای پیام/ 113

تصویری که حاج‌قاسم توصیه کرد تا در همه قلب‌ها و چشم‌ها حک شود

منبع خبر

تصویری که حاج‌قاسم توصیه کرد تا در همه قلب‌ها و چشم‌ها حک شود بیشتر بخوانید »

مادر شهیدان «محمدیان» آسمانی شد

مادر شهیدان «محمدیان» آسمانی شد


به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس، حاجیه خانم «ماه‌بانو ولی‌پور» مادر معظم شهیدان «جلیل و محسن محمدیان» از شهدای شهرستان رشت پس از تحمل سال‌ها رنج دوری از فرزندان شهیدش، روز گذشته بر اثر کهولت سن دعوت حق را لبیک گفت و به فرزندان شهیدش پیوست.

شهیدان «جلیل محمدیان» در سن ۱۹ سالگی در عملیات والفجر ۸ در محل اروندرود و «محسن محمدیان» در سن ۲۶ سالگی در حلبچه و مناطق عملیاتی غرب کشور در اثر اصابت ترکش به شهادت رسیدند.

مادر شهیدان «محمدیان» آسمانی شد

انتهای پیام/ 112

مادر شهیدان «محمدیان» آسمانی شد

منبع خبر

مادر شهیدان «محمدیان» آسمانی شد بیشتر بخوانید »