مجاهدین عراقی

قرارگاه رمضان و پیشقراولان نیروی قدس در سپاه

قرارگاه رمضان و پیشقراولان نیروی قدس در سپاه


به گزارش مجاهدت از خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یک واحد محرمانه در سطح نیرو‌های پنج‌گانه سپاه در دهه هفتاد و هشتاد بود که هیچگاه از آن سخن به میان نمی‌آمد، نیرویی که نام آن نشان دهنده مامویت آن هم بود و هم هست. هرچند که دهه ۹۰ و با شروع جریان تکفیری در سوریه و سپس عراق با تدبیر فرمانده معظم کل قوا و مقتدای نیرو‌های انقلاب اسلامی یعنی امام خامنه‌ای خروج از حالت محرمانگی این نیرو رقن خورد. در حالتی که همه سخن از دلاور مردی‌های سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی می‌زدند، عملا نیروی قدس وارد مهمترین ماموریت امنیتی جهان شده بود. در این وضعیت ایشان با اعطای درجه سرلشکری به حاج قاسم که امری بی‌سابقه بود رسما این امر را کلید زدند. در واقع درجه فرماندهان نیرو‌ها هیچگاه فراتر از سرتیپ تمامی نرفت.

قرارگاه رمضان و پیشقراولان نیروی قدس در سپاه

اما نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همانی نبود که دهه ۹۰ و در مقابل داعش و تروریست‌های تکفیری سوریه و عراق بروز کرد. بلکه نیروی قدس حتی قدمتی شاید فراتر از نیروی زمینی سپاه و حتی خود دفاع مقدس دارد، می‌توان آن را همگام با اطلاعات سپاه، دفتر سیاسی و دیگر واحد‌های اولیه مجموعه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دید که البته همه این ساختار‌ها امروز با تفاوت‌های فاحش همچون خود نیروی قدس کماکان در حال فعالیت هستند.

اما ثقل توجه این یادداشت بر می‌گردد که به نیروی قدس سپاه و واحد‌های تشکیل دهنده آن. در این خصوص می‌توان قدیمی‌ترین واحد نیروی قدس در سپاه را واحد نهضت‌های آزادی‌بخش دانست. واحدی که البته با عملکرد اولین مسئول آن یعنی سید مهدی هاشمی معدوم بر سر زبان‌ها افتاد و عملا در ادامه کار تجزیه شد و به واحد خارجی اطلاعات سپاه ملحق شد تا پایان دفاع مقدس و تشکیل نیروی قدس فعالیت‌های آن ادامه داشت. تیپ ابوذر متشکل از رزمندگان افعانستانی داوطلب شرکت در جنگ از مهمترین تجربیات این واحد هست که البته تداوم آن با عدم همکاری دولت با ضعف رو‌به‌رو شد، اما همین امر امروز در قالب لشکر فاطمیون تحقق یافته.

قرارگاه رمضان و پیشقراولان نیروی قدس در سپاه

اما واحد بعدی را می‌توان سپاه سوریه و لبنان دانست، درست پس از عملیات آزادسازی خرمشهر با نام نبرد «الی بیت‌المقدس» مردم شیعه جنوب لبنان و دیگر مردم سایر مناطق این کشور با حمله ارتش و مزدوران رژیم صهیونیستی به کشورشان مواجه شدند و اعزام نیرو‌های منتخب لشکر ۲۱ حمزه ارتش و تیپ ۲۷ محمد رسول الله به سوریه و تحولات بعدی مبدا تشکیل واحدی به نام سپاه لبنان شد، مبدا تشکیل مقاومت لبنان و حزب الله در اینجا زده شد.

اما مجاهدین عراقی و بخشی از اسرای عراقی پناهنده مخالف صدام که در قالب لشکر بدر سازماندهی شدند واحد بعدی خارجی سپاه بود که شکل گرفت. مقاومت امروز عراق نتیجه این اقدام بود.

اما این همه مجموعه‌های برون مرزی سپاه نبود، در سال ۱۳۶۳ با توجه به لزوم شکل‌گیری واحد جدیدی در سپاه برای هماهنگی و مدیریت عملیات برون مرزی در عراق قرارگاه رمضان شکل گرفت. 

در این رابطه به بررسی و نقل اسناد می‌پردازیم. 

سند شماره ۴۱۲ از جلد ۳۱ روزشمار جنگ ایران و عراق در تاریخ ۹ خرداد ماه ۱۳۶۳ به همین موضوع اشاره دارد: «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به منظور ایجاد هماهنگی بیشتر بین نیرو‌های عمل کننده در داخل عراق و اجرای عملیات‌های برون مرزی موفق‌تر ستادی به نام ستاد «قرارگاه رمضان» ایجاد و کلیه تشکیلات برون مرزی را در آن ادغام کرد. در نشستی که امروز در قرارگاه مرکزی قدس با حضور علی شمخانی قائم مقام فرماندهی کل سپاه، مرتضی رضایی، مسئولان ستاد عراق (رمضان) در ستاد مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و فرماندهان و مسئولان واحد‌های اطلاعات مناطق ۷، ۴، ۳،۱، ۸، ۱۰ و ۱۱ سپاه برگزار شد، تشکیل قرارگاه رمضان به طور رسمی اعلام و در نامه‌ای از فرماندهی کل سپاه پاسداران به مناطق و یگان‌ها ابلاغ شد. در بخشی از این نامه آمده هست: «به منظور فعالیت‌های اطلاعاتی و عملیات ویژه انهدامی در مرز‌های جنگ تحمیلی و کمک به اکراد و عشایر مسلمان و سایر مبارزین علیه رژیم بعثی و آموزش آنها و عملیات ایذایی روی ارتش ورشکسته عراق قرارگاه رمضان زیر نظر فرماندهی کل تشکیل می‌شود.

 فرماندهی کل سپاه در نامه‌ای به مناطق و یگان‌های سپاه اعلام کرد که از این تاریخ به بعد «کلیه اقدامات در مورد عراق از طریق این ستاد انجام خواهد شد و قسمت‌های دیگری که روی این مسئله کار می‌کردند، مثل روابط بین الملل بعد از تشکیل این ستاد دیگر هیچ اقدامی انجام نخواهند داد.» در این نامه تصریح شده هست: از این پس آموزش‌های تخصصی و فنی مورد نیاز قرارگاه رمضان در مرکز و آموزش‌های عمومی در مناطق انجام خواهد شد. نیرو‌های این ستاد نیز متشکل از نیرو‌های سپاهی مشمول و افراد مورد اعتماد عراقی هست که جزئیات آن بعداً ابلاغ می‌شود. بر اساس این نامه، نیاز ستاد قرارگاه رمضان به نیرو‌های تدارکاتی و غیرفنی نیز از طریق تدارکات منطقه و اقلام فنی و تخصصی و بودجه آنها از طریق مرکز تأمین خواهد شد. در همین حال، فرماندهی قرارگاه منطقه ۱۱ سپاه در نامه‌ای به علی شمخانی بر ضرورت داشتن رادیویی به زبان کردی زیر نظر قرارگاه حمزه، تأکید کرده و خواستار طرح موضوع در شورای امنیت کشور و ارائه امکانات لازم برای راه اندازی آن شد. در بخشی از این نامه با تأکید بر جایگاه قرارگاه حمزه در برقراری امنیت در منطقه و لزوم توجه به ابعاد غیر نظامی این مسئله آمده هست. همان طور که بار‌ها اعلام شده راه حل مسئله کردستان تنها از طریق نظامی میسر نیست. لزوم برقراری یک رابطه تنگاتنگ و عمیق با مردم از طریق یک برنامه رادیویی به زبان کردی و فارسی. احساس می‌شود.. لذا لازم هست. روزانه حداقل نیم ساعت برنامه با مسئولیت اجرایی قرارگاه و تحت نظارت مسئولین صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در نظر گرفته شود.

قرارگاه رمضان و پیشقراولان نیروی قدس در سپاه

ضمیمه گزارش ۲۱۲ توضیحات مسئول واحد اطلاعات منطقه ۲ سپاه از اقدامات و هماهنگی‌های انجام گرفته درپی تشکیل قرارگاه رمضان (سند شماره ۱۸۶۴۴۲)

فرماندهان مناطق و یگان‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بعد از ابلاغ تشکیل قرارگاه رمضان، به فراخور مسئولیت و جایگاه خود اقدامات لازم را برای هماهنگی امور و فراهم کردن زمینه عملیاتی شدن این قرارگاه شروع کردند. مسئول واحد اطلاعات منطقه ۳ سپاه در گزارشی ضمن تشریح اقدامات انجام گرفته، افزود: بلافاصله پس از ابلاغ تشکیل قرارگاه رمضان هر یک از مناطق هیئتی را مأمور هماهنگی کردند. سه روز بعد از منطقه ۳ هیئتی به مقصد قرارگاه حمزه سیدالشهدا حرکت و در ارومیه ضمن تشکیل جلسات متعدد با مسئولان قرارگاه هماهنگی‌های لازم را به عمل آورد. در این جلسات مشخص شد که خود قرارگاه حمزه در این زمینه غیر از یک رشته کار‌های پراکنده در قالب‌های مختلف حرکت متشکلی نداشته و از طرفی بعضی از این حرکات و مراکز عملیاتی با اطلاعاتی با منطقه ۱۱ نبوده و خط و حد کاری آنان مستقیماً از مرکز اطلاعات با فرماندهی کل اعمال و ابلاغ می‌شده هست.

در بخش دیگری از این گزارش آمده هست. پس از جلسه در ارومیه عازم مریوان شدیم و در آنجا با مسئولان منطقه جلساتی را تشکیل دادیم که موضوع محوری آنها ایجاد هماهنگی میان گروه‌های مخالف صدام در منطقه بود. استعداد‌های بالقوه و بالفعل آنها بررسی شد. همچنین در این منطقه به دنبال شناسایی محلی برای استقرار ستاد قرارگاه رمضان بودیم که در نهایت یک ساختمان پنج طبقه در پادگان شهید عبادت مریوان شناسایی و مورد توافق عمومی قرار گرفت در منطقه کوهستانی دزلی نیز از ساختمانی بازدید کردیم که هنوز تکمیل نشده بود و مقرر شد برای تکمیل آن اقدام شود. پس از اجرای یک سلسله اقدامات پشتیبانی و انتخاب نیرو در منطقه در ۲۹ خرداد، جلسه‌ای با شرکت اعضای منتخب برای شورای قرارگاه به سرپرستی برادر محمدی جانشین فرماندهی منطقه ۳ تشکیل شد. در روز‌های بعد جلساتی با مسئولان بسیج عراق داشتیم و در آن اقدامات انجام شده تشریح و نیاز‌ها و موانع کار بیان شد. همچنین اقدامات لازم برای فراهم آوردن اقلام و تجهیزات مورد نیاز ستاد قرارگاه رمضان ادامه یافت و مشخص شد که احتمالاً تا دو ماه آینده ساختمان مورد نظر قرارگاه کامل می‌شود. پادگان مریوان ظرفیت پذیرایی از استعدادی در حد یک گردان اطلاعاتی و عملیاتی داشت و نیرو‌های آن متشکل از نیرو‌های ایرانی و عراقی بودند و به همین دلیل برای آن نام آیت الله شهید محمد باقر صدر انتخاب شد و در جلسه‌ای که در ۱۲ تیرماه ۱۳۶۳ تشکیل شد مقرر شد این اقدامات انجام شود. ترسیم نقشه دقیق منطقه دزلی و ستاد مریوان توسط حفاظت فیزیکی مطالعه و بررسی آداب و سنن، زندگی و نحوه جنگ و تاکتیک‌های اکراد و گروه‌های مخالف صدام در منطقه کردنشین عراق و ایران؛ سرکشی و دیدار از مناطق و نوار‌های مرزی و مشاهده شهر‌های پنجوین، سید صادق، حلبچه، خرمال و دریاچه دربندیخان، اعزام ۴ نفر از برادران اطلاعات و حفاظت به پایگاه‌های برون مرزی.

در این گزارش همکاری نکردن قرارگاه حمزه سید الشهدا، بسیج عراق و اطلاعات و عملیات سپاه مریوان از جمله موانع کار برشمرده و اضافه شده هست: بدون هماهنگی و همکاری آنها کار‌ها نمی‌تواند انجام شود. در بخشی از این گزارش در خصوص وضعیت ارتباطی آمده هست: «از نظر ارتباطی به کلی فلج بودیم و در طی مدتی که در مریوان بودیم فقط یک خط تلفن داخلی داشتیم که برای گرفتن یک شماره باید مدت‌ها صبر می‌کردیم.» گزارش مزبور در نهایت پیشنهاد کرده هست که قرارگاه حمزه مرکزی را برای هماهنگی میان مناطق ایجاد و توان آنها را برای شکل دادن به قرارگاه رمضان هدایت کند.

با این اوصاف پس از دفاع مقدس و با تدبیر فرمانده معظم کل قوا با تجمیع همه این ظرفیت‌ها نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تشکیل شد. از مهمترین تاثیرات قرارگاه رمضان و لشکر بدر در این نیرو حضور موثر مجاهدان عراقی بعد از اشغال عراق توسط آمریکا، تشکیل گروه‌های مقاومت عراقی و سپس شکلگیری با قوت و فوری حشدالشعبی عراق بود. در این باره باید یادی از شهید ابومهدی المهندس، شهید اسماعیل دقایقی، سردار محمدرضا نقدی، سردار مرتضی رضایی، سردار محمدباقر ذوالقدر، شهید شعبان نصیری و… هم کرد.

گزارش از علیرضا جلالیان

انتهای پیام/ 119

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست
قرارگاه رمضان و پیشقراولان نیروی قدس در سپاه

قرارگاه رمضان و پیشقراولان نیروی قدس در سپاه بیشتر بخوانید »

«رازهای سپاه بدر»

«رازهای سپاه بدر»|گفتگوی منتشر نشده شاهد یاران با شهید ابو مهدي مهندس


 

«رازهای سپاه بدر»|گفتگوی منتشر نشده  شاهد یاران با شهید ابو مهدي مهندس
 
درآمد: تعدادي از كادرهاي تيپ 9 بدر كه پاي گفت‌وشنود با آنان نشستيم نقل کرده‌اند كه اغلب رزمندگان عراقي اين يگان افراد تحصيل كرده و فرهيخته بودند، و به علت وحشي گري رژيم حزب بعث عراق به جمهوري اسلامي ايران پناهنده شده بودند. برخي از آن‌ها هم سن و سال شهيد اسماعيل دقايقي، و برخي ديگر بزرگتر و كوچكتر از او بودند. جمال جعفر آل ابراهيم، مشهور به ابو مهدي مهندس هم با شهيد مورد نظرمان هم سن و سال بود كه در سال 1954 در شهر بصره در جنوب عراق تولد يافت. او در سال 1977 از دانشگاه پلي تكنيك بصره فارغ التحصيل شد و به استخدام بخش مهندسي هوايي فرودگاه نظامي الشعيبه در غرب بصره در آمد. او همچون ساير جوانان متدين و مبارز عراق در سن جواني توسط شهيد صباح عباس مسئول تشكيلات حزب الدعوه در دانشگاه‌های عراق به حزب الدعوه اسلامي پيوست. ابو مهدي مهندس در اين گفت‌وشنود خاطر نشان كرده كه اغلب همفكران او در آن تشكيلات چه در بغداد و چه در بصره توسط عوامل امنيتي حزب بعث به شهادت رسيدند و او نيز كه مورد تعقيب قرار داشت در سال 1980 به كويت هجرت كرد. نامبرده پس از انفجارهاي سال 1983 در تعدادي از مراكز حياتي كويت، ناگزير به ايران آمد و مستقيما به تيپ 9 بدر پيوست. ابو مهدي مهندس در آغاز سال 1985 به عضویت مجلس اعلاى انقلاب اسلامي عراق در آمد كه شهيد محراب آيت الله سيد محمد باقر حكيم رياست آن را به عهده داشت. او همچنين در سال 1988 به عضويت شوراي مركزي مجلس اعلا و در سال 2003 پس از سرنگوني رژيم صدام به عراق بازگشت و فعالیت های سیاسی خود را از سر گرفت و در اولين دوره انتخابات پارلماني عراق جديد  در سال 2005 برگزار شد، به مجلس آن كشور راه يافت. ابو مهدي مهندس كه مدت‌ها در كنار شهيد اسماعيل دقايقي در تيپ 9 بدر حضور داشته در گفت‌وشنود با شاهد ياران خاطرات دل‌نشین خود را بازگو كرده كه با هم می خوانیم:

در ابتداي بحث تاریخچه فعالیت نیروهای مجاهد عراقی قبل از انتصاب شهید اسماعیل دقایقی به فرماندهي تيپ 9 بدر را شرح دهيد

در حقيقت پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، مردم مسلمان عراق به ویژه محافل شیعی آن كشور، انقلاب را تأیید کردند و با آن همگام شدند. در آن هنگام طيف تندرو حزب بعث عراق به سرکردگی صدام در پی اين پیروزی شكوهمند و به منظور زمينه سازي براي جنگ با ايران، احمد حسن البکر رئیس جمهوری وقت را از قدرت عزل کرد و پاکسازی گسترده‌ای را در درون حزب بعث به عمل آورد. شیعیان عراق به‌خصوص حوزه‌های علميه و طرفداران حزب الدعوه را به محاصره در آورد و همه گرو هها و سازمان‌های مخالف به ویژه شخصیت‌های دینی و علمي را به طرز وحشيانه سركوب كرد. اين سركوب از روز اول سپتامبر سال 1979 و تا آخرين روز حكومت صدام ادامه داشت. اوج اين حمله وحشيانه در اعدام شهید آيت الله سید محمد باقر صدر )ره( و ده‌ها تن از کادرهای جنبش اسلامی عراق تجلي يافت. در نتيجه این اقدامات سرکوبگرانه ده‌ها تن از کادرهای جنبش اسلامی و مردم بی‌گناه عراق از كشورشان فرار کردند و به جمهوری اسلامی پناه آورند، و در شهرهای مناطق مرزی همچون اهواز، آبادان، كرمانشاه و ساير شهرهاي ايران به ويژه تهران و قم مستقر شدند و در ابتدای ورود فعالیت‌های فرهنگي و تبليغي خود را آغاز کردند. ولي با آغاز تجاوز نظامی عراق به جمهوری اسلامی، جوانان مجاهد عراقی براي مبارزه با صدام، به حمل اسلحه روي آوردند، و در پادگان شهید صدر در 20 کیلومتری اهواز استقرار يافتند و به دفاع از جمهوری اسلامی شتافتند كه تعداد زیادی از آنان به شهادت رسیدند و در گلزار شهدای اهواز به خاک سپرده شدند. بعد از آزاد سازی خرمشهر و در پاسخ به پیام امام خمینی )ره( که عراقی‌ها را به سازماندهي گرو ههای بسیجی دعوت کرده بودند، در همان پادگان شهید صدر اهواز یگان بسیج مجاهدین عراقی تشکیل شد. دوره آموزشي این افراد در اواخر سال 1361 مصادف با سالگرد شهادت آیت الله سيد محمد باقر صدر آغاز گشت و در اوایل سال 1362 پایان یافت. در پایان این دوره آموزشی، یک گردان رزمي به نام گردان شهید صدر و دو گروهان ديگر شکل گرفتند. بعد از گذشت مدت کوتاهی، گردان امام موسی کاظم )ع( و گردان شهید دستغیب و گردان شهید بهشتی تشکیل شد

«رازهای سپاه بدر»|گفتگوی منتشر نشده  شاهد یاران با شهید ابو مهدي مهندس

. آنگاه گردان انصار الحسین )ع( مخصوص نیروهای عشایر جنوب عراق شکل گرفت. مأموریت این گردان‌ها در ابتدای امر دفاعی و شركت در عمليات شناسایی بود، ولي بعد از گذشت مدتی در قالب تیپ امام صادق )ع( سازماندهی شدند و حالت رزمي به خود گرفتند. در اواخر سال 1363 با انتصاب شهید اسماعیل دقایقی به فرماندهی این تیپ، کار عملیاتی سه گردان از گردان ها در محورهاي جبهه جنوب آغاز گرديد، و اولین اقدام او شرکت دادن تیپ در عملیات بزرگ بدر بود كه منطقه الترابه » در هور الهویزه در این عملیات توسط مجاهدین عراقی آزاد گشت. در حقيقت شركت مجاهدين عراقي در عمليات بدر در سایه فرماندهي اسماعيل دقايقي، و تصرف منطقه الترابه » آزمون موفقي براي اين شهيد بود. شهید اسماعيل دقایقی بعد از این عملیات، گردان انصار الحسین را در سازمان سه گردان فوق الذكر ادغام کرد و اين تیپ از آن روز به میمنت عملیات بدر به »تیپ 9 بدر «نام‌گذاری شد.

شهید دقایقی برای يكپارچگي و سازماندهی مجاهدين عراقي چه روشی و چه ابتکار عملي به كار برد؟

 

اقدامات سرکوبگرانه رژیم بعث همه هواداران و نيروهاي جنبش اسلامی عراق را به‌شدت شوكه كرده بود. مجاهدین عراقی كه با سرکوب وحشیانه توأم با زندان و شکنجه از خانه و کاشانه خود آواره شده بودند. بنابراین اصل حضور مجاهدین عراقی در جبهه‌های جنگ در کنار رزمندگان سلحشور ایران یک اصل عقیدتی و بر اسلامی انجام تکلیف شرعی بود. بر مبناي دستورات امام خمینی )ره (و دفاع از آرم آن‌ها و اهداف مقدس اسلامی بود. براي رویارویی با صدام و حزب بعث طاغوتي عراق بود. مجاهدین عراقی حضور در جبهه‌های نبرد حق و باطل را یک فرصت بزرگ یافتند تا در برابر طاغوتیان جهاد کنند. تهاجم صدام این فرصت را برای مجاهدین عراقی فراهم کرد. لذا اصل حضور مجاهدین عراقی در جبهه‌ها روشن اسلامیت كه یک اصل اعتقادی درونی برای نجات عراق و سرنگونی رژیم صدام بود. البته قبل از انتساب شهید اسماعيل دقایقی به فرماندهی تیپ 9 بدر، فرماندهان متعددی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامي وجود داش تند که در امر سازماندهی و مسلح نمودن مجاهدین عراقی کمک می‌کردند. زمینه حضور مجاهدین را در جبهه‌ها فراهم می‌کردند .

 

«رازهای سپاه بدر»|گفتگوی منتشر نشده  شاهد یاران با شهید ابو مهدي مهندس

 شهید دقایقی چه ویژگی‌هایي داشت؟

یکی از ویژگی‌های شهید دقایقی شجاعت او بود. شجاعت فقط به حضور او در جبهه محدود نبود. یکی از نشانه‌های شجاعت او نحوه تعامل با برادران مجاهد عراقی و اعتماد سازی متقابل با نیروهای مجاهد بود. در حقیقت با آمدن شهید دقایقی یک نوع اعتماد متقابل بین او و ساير نیروهای مجاهدین عراقی به وجود آمد. ویژگی دوم شهيد دقايقي، صداقت و راستگویی او بود. صداقت او خیلی روشن و آش کار بود. آدم مخلص و فداکار بود. انسانی متدی نبود كه هیچ وقت قرآن از دست او زمین گذاشته نمی‌شد. هر جا كه می رفت قرآن همراه داشت. از هر فرصتی که فراهم می شد قرآن را باز می‌کرد و قرآن می خواند. مطلب مهمتر این است که شهید اسماعيل دقایقی به مجاهدین عراقی با چشم برادر نگاه می‌کرد و نه به‌عنوان افراد بیگانه. هر چند که روش فرماندهی او قاطع و مقرراتی بود، ولي شکی نیست كه مجاهدين عراقي به او مانند یک برادر نگاه می‌کردند. مجاهدین عراقی قبل از اینکه مطیع دستورات او باشند، او را مانند پدر و برادر خود می دانستند . با این وصف دل همه را به دست آورده بود. وقتی که شهيد دقايقي را با سایر فرماندهان سپاه آن زمان که با تیپ 9 بدر همکاری می‌کردند مقایسه کنیم. می‌بینیم روش و تعامل او بهتر از دیگران بود. از نظر فکری و فرماندهی و صبر و سعه صدر خيلي از دیگران بهتر بود. می زان توانمندی او برای برقراری روابط دوستانه با دیگران بیشتر بود. در آن زمان میانگین سنی نیروهای مجاهد عراقی بین 15 تا 70 سال بود. کسانی که معاصر شهید دقایقی بودند چه نوجوان و چه بزرگ‌سال احساس می‌کردند که با او روابط دوستانه و شخصی دارند. این ویژگی و سایر ویژگی‌های شهید دقایقی باعث شده بود که مورد اعتماد مجاهدین عراقی قرار گیرد. از زمانی که شهید دقایقی اعتماد سازی را آغاز کرد و مورد اعتماد مجاهدین عراقی قرار گرفت، عملیات‌هاي تهاجمی تیپ 9 بدر به‌طور منظم آغاز گرديد. شرکت تیپ 9 بدر در عملیات بزرگ بدر اولین عملیات تهاجمی مجاهدین عراقی در جبهه‌ها به شمار رفت و این برکت فرماندهی و اصرار شهید دقایقی بود. این ویژگی‌ها به مجاهدین عراقی انگی زه داد تا به شهید دقايقي اعتماد کنند و در سایه فرماندهي او بجنگند. او با افرادی در درون تیپ بدر آش نا شد که واقعاً با اخلاص و فداکار بودند. اغلب مجاهدین عراقی در آن برهه از عراق فرار کرده بودند و بخش دیگری هم آواره شده بودند، یا به‌دلخواه خودشان به ايران مهاجرت کرده بودند. در میان آن‌ها افراد بی‌سواد و افراد تحصیل کرده از قبيل پزشک، مهندس، درجه دار نظامی وجود داشت. از زمانی که شهید دقایقی این اقشار مختلف را شناخت، با مدیریت خود از این توانمندی‌ها بهره برداری کرد. به‌طور مثال واحد مهندسی تیپ بدر در مرحله‌ای هشت مهندس داوطلب در اختیار داشت. شهید دقایقی با ویژگی‌هاي منحصربه‌فردي كه داشت، توانست از خود یک شخصیت محوری در تیپ 9 بدر بسازد.

شهید دقایقی با چه معياري فرماندهان گردان‌های تيپ 9 بدر را از میان مجاهدین عراقی انتخاب می‌کرد؟

همانگونه که به این نکته اشاره کردم، شهید دقایقی مجاهدین عراقی را از نزدیک شناخت. متقاعد شد که مجاهدین افرادی فداکار و بسیجیان نمونه هستند. به همین خاطر کار بهره برداری از آنان را آغاز کرد. در تیپ امام صادق )ع( قبل از آمدن شهید دقایقی، مسئولیت یک مجاهد عراقی در سطح جانش ین فرمانده گردان بود. شهید دقایقی بعد از عملیات بدر کار انتصاب فرماندهان گردان‌ها را از میان مجاهدین عراقی آغاز کرد. در عین حال اصرار داشت که مسئولیت واحدهای اداری و ستادی را هم به دست مجاهدین عراقی بسپارد. حتي مسئولیت واحدهای تدارکات، تبلیغات و اداره عقیدتی و سیاسی را به عهده برادران مجاهدان عراقی گذاشته بود. بعد از عملیات کربلای 2 کار به جایی رسید که مسئولیت ستاد تیپ را هم به يكي از مجاهدین عراقی سپرد. گمان کنم كه برادران مسئول قرارگاه منطقه هشت به این انتصاب‌ها اعتراض کردند و گفتند که مسئول پرسنلی نباید از مجاهدین عراقی باشد.

 

«رازهای سپاه بدر»|گفتگوی منتشر نشده  شاهد یاران با شهید ابو مهدي مهندس
 

شهید دقایقی نسبت به این اعتراض چه واکنشی نشان داد؟

شهید دقايقي آمد در درون تيپ واحد بسیج تشکیل داد و یک مجاهد عراقی را به نام ابو ابراهیم نجفی در رأس آن قرار داد كه در عمليا تهاي بعدي به شهادت رسید. او گفت كه 90 در صد نیروهای بسیجی تيپ عراقی هستند. آنگاه مسئولیت سایر بخش‌ها را به برادران سپاهی ایرانی واگذار کرد. حتی قوانین و مقررات سپاه پاسداران را متناسب با اوضاع و احوال مجاهدین عراقی تعدیل کرد. اصولا کوشید هويت تیپ 9 بدر را صد در صد عراقی کند و این کار را انجام داد. حضور برادران ایرانی را در تیپ کاهش__ داد. این راهکار فقط از قدرت مدیریت شهید دقایقی ناشی نمی‌شد. بلکه به دلیل میزان اعتمادی بود که به مجاهدین عراقی داشت. برای افسران عراقی احترام خاص قایل بود و از آن‌ها برای آموزش نیروهای تیپ استفاده کرد. زمانی که مسئله بهره برداری از اسیران آزاده عراقی در تیپ بدر مطرح شد. از افسران آزاده هم به‌خوبی استفاده کرد

. اشاره کردید که مجاهدین عراقی، نیروهای مؤمن و معتقدی بودند، بفرمایید كه نحوه جنگیدن آن‌ها در جبهه‌ها چگونه بود؟ شکی نیست كه مجاهدین عراقی خیلی با انگیزه می‌جنگیدند. چرا كه آن‌ها برای رهایی کشورشان از شر یک رژیم مستبد می‌جنگیدند. این انگیزه قبل از آمدن شهید دقایقی هم وجود داشت. مجاهدان عراقی این احساس را داشتند که دیدگاه‌های شهید دقایقی به دیدگاه‌های امام خمینی )ره( نزدیک است. ما بر این عقیده بودیم كه شهید دقایقی و آقای محسن رضایی کانال ارتباطی تيپ 9 بدر با امام خمینی )ره( هستند. به تعبیری این احساس را داشتیم که از طریق شهید دقایقی و آقای رضایی با امام ارتباط عمیق داریم. محوريت آقای رضایی و شهید دقایقی را كي محور پاک، دوست داشتنی، مخلص، متدین و معتقد به امام می‌دانستیم که به مجاهدین عراقی اعتماد کامل دارند. بعد از گذشت مدت کوتاهی احساس کردیم که شهید دقایقی یکی از مجاهدین عراقی است. با یکایک ما آش نا شده بود. از اخلاق و رفتار و آداب و رسوم و سنتهای ما شناخت داشت. ضمن اینکه هیبت فرماندهی و مدیریت خود را حفظ کرده بود، بكلي خودمونی شده بود. یکی دیگر از ویژگی‌های برجسته شهید دقایقی، مشورت خواهی باکا درهای سابقه دار تيپ بود. همیشه در تصمیم گیریها با مجاهدین عراقی مشورت می‌کرد. این مشورت خواهی خیلی خوب به مجاهدین انگیزه مقاومت و پایداری می بخشید. اصولا تصمیمات سرنوشت سازي که اتخاذ می شد به‌طور مشترک بود. با وجودی که او به‌عنوان فرمانده و تصمیم گیرنده نهایی بود، ولی تصمیم گیری‌های او با مشورت مجاهدین عراقی اتخاذ می شد. شهید دقایقی در هنگامه عملیات در پیشاپیش مجاهدین حرکت می‌کرد. به‌طور مثال در جریان عملیات کربلای پنج پیش از اینکه نیروهای مجاهد عراقی وارد منطقه صالحیه شوند، شهید دقایقی به شهادت رسید. این یک نکته مهمي است كه او در همه عملیات‌ها پیشاپیش مجاهدین حرکت می‌کرد. معمولاً رزمندگان و مجاهدان به فرماند های اعتماد پیدا می‌کنند که آن فرمانده پیشاپیش آن‌ها حرکت می‌کند و نه پشت سر آن‌ها.

 

ایده بهره برداری از آزادگان عراقی در جنگ توسط چه كسي مطرح شد؟

 

مجاهدين عراقی بعد از عملیات بزرگ بدر، در عملیات قدس چهار و عملیات عاشورای چهار شرکت کردند. شهید دقایقی بعد از این عملیات با کادر تیپ 9 بدر جلسه‌ای تشکیل داد و درباره لزوم توسعه تیپ بدر صحبت کرد. در آن جلسه صحبت شد که تعداد زیادی از اسیران عراقی که در اردوگاه‌ها و کمپ‌های نگهداری اسرا در ایران بسر میبرند افرادي متدین هستند. تعداد زیادی از آن‌ها با نیروهای ایرانی نجنگید هک و خود را تسلیم کرده‌اند. تعداد زیادی‌شان هم از جنگ فرار کرده و به جمهوري اسلامی پناه آورده بودند.

شهید دقایقی با تیزهوشی که داشت طرح بهره برداری از این اقشار از اسیران عراقی را گرفت و به منظور بهره برداری از آن‌ها با فرماندهی سپاه پاسداران آقاي محسن رضايي و مسئولان کمیته نگه داري اسراي عراقي تم اسلامی بر قرار کرد. بی تردید نباید در این بحث نقش شهید آیت الله سید محمد باقر حکیم را که در کمیسیون اسرای عراقی عضویت داشت نادیده گرفت. مقام‌های یاد شده پس از بررسی این طرح به این نتیجه رسیدند که ابتدا و به‌عنوان نمونه افراد مشخصی از اسیران عراقی را آزاد نمایند و از آن‌ها در تیپ 9 بدر بهره برداری کنند. اولین گروهی که آزاد شدند به پادگان مجاهدین عراقی در شهر سنقر انتقال یافتند. در آن زمان مسئولیت بخش فرهنگی دوره بازآموزی مجاهدین عراقی را به عهده داشتم و برادر ابو احمد الم قدم که در حال حاضر یکی از فرماندهان ارتش عراقی می‌باشد مسئول نظامی آن دوره بود. قبل از اینک هک من و ابو احمد وارد پادگان سنقر شویم، آزادگان عراقی دو روز قبل وارد آنجا شده بودند و پیرامون آن‌ها سیم خاردار کشیده بودند تا به نظر مسئولان كميته اسرا، فرار نکنند. دقیقه مانند زندان. من و برادر ابو بهاء نسبت به این سیم خاردار اعتراض کردیم. وقتی هم که شهید دقایقی به آنجا آمد و به او گفتیم که ما با نگهداری آزادگان در میان سیم خاردار مخالفيم. اگر قرار است به مجاهدین بپیوندند، پس چرا پیرامون آن‌ها سیم خاردار کشیده‌اند؟ ما حاضر نیستیم آنها را تحویل بگیریم. شهید دقایقی این موضوع را پیگیری کرد و به مسئولان ذیربط ابلاغ کرد و اصرار ورزید که با آن‌ها به‌عنوان مجاهد عراقی تعامل شود. در جلسه‌ای که با مسئول امنیتی آزادگان تشکیل شد گفته شد که تعداد زیادی از اسیران عراقی اظهار ندامت کرده و در داخل اردوگاه‌ها خود را «توابین » نامید‌ه‌اند و در صورت آزادی آن‌ها به تیپ 9 بدر بپیوندند. ما به میمنت نام حر بن یزید ریاحي از آن پس آن‌ها را «حُر » يعني آزاده نام گذاري کرده‌ایم.

 

«رازهای سپاه بدر»|گفتگوی منتشر نشده  شاهد یاران با شهید ابو مهدي مهندس

درست است که این افراد تواب نامیده شده‌اند، ولی وقتي تواب نامیده می‌شوند که هنوز در اردوگاه‌های است بسر می‌بردند. اما اگر با موافقت مسئولين سپاه آزاد شدند و به تیپ 9 بدر پیوس تند دليلي ندارد که هک آن‌ها را همچنان درون سیم خاردار نگه داري کنیم. لذا باید آزاده تلقي شوند. به هر حال شهید دقایقی اولین دوره بازآموزی این آزادگان را دوره «حمزه سید الشهداء » )ع( نام‌گذاری کرد و از شرکت کنندگان این دوره در عملیات کربلای 2 بهره برداري كرد این آزادگان در این عملیات مانند سایر مجاهدین عراقی جنگیدند و تعداد 12 تن از آنان به شهادت رسیدند. شهید اسماعیل دقایقی بعد از موفقیت این تجربه همچنين از دومین و سومین دوره بازآموزی آزادگان عراقی، دو گردان دیگر تشکیل داد كه نيروهاي آن در قالب یک گردان در عملیات کربلاي پنج شرکت کردند. اسماعيل در آن سه دوره بازآموزی توجه خود را معطوف افسران و درجه داران آزاده عراقی کرد و در این زمینه گام‌های بلندی برای پایه گذاری ارتش مستقل آینده عراق برداشت. اگر چه تعداد آزادگان عراقی زیاد نبود ولی شهید دقایقی با دورنگری چشم انداز پایه گذاری ارتش آینده عراق را در سر می‌پروراند.

هیچ وقت به عملكرد شهید دقایقی اعتراض نمی‌کردید؟

همانگونه كه قبلا به آن اشاره كردم شهید دقايقي خيلي از كارهاي تيپ 9 بدر را با مشورت مجاهدين عراق انجام می‌داد. ولي گاهي با برخي از عملكردهاي او كه اعتراض می‌کردیم، با دليل قانع كننده ما را به قبول آن متقاعد می‌کرد. به‌طور مثال روزي ما تعدادی از مجاهدین عراقی نسبت به واگذاري مسئوليت به برادر مجاهد ابو احمد مقدم به شهید دقایقی اعتراض کردیم و به او گفتیم که تعیین نامبرده به‌عنوان مسئول ما کار درستی نیست. آن روز در یکی از کانتینرهای پادگان شهید غیور اصلی اهواز نشسته بودیم كه او با شنیدن اعتراض ما عصبانی شد و اولین بار بود که او را عصبانی دیدم. بعد به ما گفت که شما با این طرز فکر می‌خواهید در عراق انقلاب کنید؟ با این طرز فکر نمی‌توانید انقلاب کنید. باید موقعیت هر یک از این افسران را حفظ کنید. هویت و جایگاه افسر و سرباز عادی باید محفوظ بماند. با این وصف این قشر از نظامیان عراقی هم صمیمانه به شهید دقایقی علاقه‌مند شدند و با هر یك از مجاهدین و آزادگان روابط صمیمانه برقرار کرد.

 

شخصا چه خاطره ای از شهید دقایقی دارید؟

با توجه به مسئولیتی که درتیپ 9 بدر داشتم و یکی از نزدیکان شهید دقایقی به شمار می‌رفتم. خاطرات زیادی از او دارم. ابتدا در واحد مهندسی تیپ فعالیت داشتم و در واپس ین روزهای حیات شهید دقایقی مسئول تبلیغات شدم. شهید دقایقی از آگاهی سیاسی نسبتا بالایی برخوردار بود. بینش سیاسی او بسیار عالی بود. در درجه اول از صحن هک سیاسی عراق شناخت کامل داشت. یکی از نکات مهم راهکار شهید دقایقی این است که روابط او فقط با مجاهدین عراقی محدود نبود. چه او با همه اقشار سیاسی معارض عراقی مقیم جمهوری اسلامی ایران ارتباط برقرار کرده بود. در آن مرحله حدود 200 هزار عراقی در ایران بسر می‌بردند که شهید دقايقي با اغلب محافل مهاجران و آوارگان عراقی روابط انسانی داشت.

او اولین کسی بود که به اردوگاه‌های محل اسکان آوارگان عراقی توجه کرد. خارج از بحث اداری از اردوگاه‌ها بازدید به عمل می‌آورد و برای بهبود زندگی آوارگان امکانات مهندسی و رفاهی به اردوگاه‌ها ارسال می‌کرد. شهید دقايقي از محافل و حس ینی ههای عراقی‌هاي مقيم قم و تهران بازدید به عمل می‌آورد و سخنرانی می‌کرد. روابط او باشخصیت‌های سیاسی و احزاب معارض عراقی خیلی روشن و صمیمانه و بر اساس احترام متقابل بود به ویژه باشخصیت‌هایی که در تیپ 9 بدر تأثیر گذار بودند.

او با آن شخصیت‌ها می‌نشست و سیاست و راهکارهای خود را شرح می‌داد و تبادل نظر می‌کرد. همیشه توصیه می‌کرد که تیپ بدر به همه گرو ههای معارض عراقی تعلق دارد. بشرط اینکه به حزب گرایی و گروه‌گرایی در تیپ بدر دامن نزنند. شهید دقایقی مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق را تنها نهاد رسمی دربرگیرنده احزاب و گروه‌های معارض عراقی می‌دانست و به‌طور مستقیم با آن ارتباط داشت. بر این اساس به ما توصیه می‌کرد که رسماً با مجلس اعلام کرد كه گویا دولت در تبعید بود همکاری کنیم.

در عین حال توصیه می‌کرد به سایر احزاب و گرو ههاي سياسي احترام قایل شویم بشرط اینکه فعالیت‌های فرهنگی‌شان را در تیپ بدر متوقف کنند. گرو هها و احزاب سیاسی معارض هم دیدگاه‌های شهید دقایقی را محترم شمردند و روابط خود را با او حفظ کردند، و برای تصمیم گیری‌های فرماندهی تیپ 9 بدر احترام قایل شدند. لذا بسیاری از علما و شخصیت‌های سیاسی و مردمی و مسئولان احزاب عراقی همواره از تیپ بدر بازدید به عمل می‌آوردند.

این گفته چه اندازه واقعیت دارد که مجاهدین عراقی شهید اسماعیل دقایقی را به‌عنوان صدر دوم نامیده بودند؟

 

این نام‌گذاری بعد از شهادت اسماعیل دقایقی اتفاق افتاد. ما مجاهدین عراقی شهید دقایقی را خیلی دوست داشتیم و برای او احترام خاص قایل بودیم. شهادت او به‌شدت ما را اندوهگین کرد. من شخصا بعد از شهادت شهید آیت الله سید محمد باقر صدر چنین احساسی داشتم. شهید صدر مانند ستون خیمه ما در داخل عراق بود. مرجع تقلید و رهبر دینی ما بود. شهادت مظلومانه او ما را یتیم کرد. اکثر نیروهای مردمی عراق تا این لحظه همچنان برای شهادت مظلومانه شهید صدر افسوس می‌خورند. شهادت صدر داغی بر دل‌های مجاهدين عراقي گذاشته است. هنگامی که اسماعیل دقایقی هم به شهادت رسید، مجاهدین و همه آزادی خواهان عراق را داغ دار كرد. مجاهدین را یتیم کرد. پس از شهادت اسماعیل دقایقی دوباره احساس یتیمی کردیم. همانگونه که با شهادت آیت الله صدر احساس یتیمی کرده بودیم. لذا پیامدهای ناگوار از دست دادن شهید دقایقی و شهید صدر همچنان بر سر مجاهدین عراقی سایه افکنده است. احساس می‌کنم نيروهاي سابق تيپ 9 بدر اکنون هم همین احساس را دارند. چرا که شهید دقایقی بخشی از مظلومیت مردم مسلمان عراق را بر دوش داشت. هرگاه از شهید دقایقی یاد می‌کنند با اندوه و افسوس از او یاد می‌کنند. البته حق او به‌عنوان یک سردار بزرگ جبهه و جنگ ادا نشده است.

همانگونه كه ميدانيد هر یک از لشكرها و سپاه‌های شرکت کننده در دفاع مقدس به یک شهر و استان تعلق دارد و هر مسلمان ياد سرداران شهید خود را به خوبي گرامي و زنده نگه می‌دارد. ولی چون شهید دقایقی به تیپ 9 بدر تعلق داشت و مجاهدین عراقی مظلوم واقع شده بودند، شهید دقایقی هم تا حدودی مظلوم واقع شده است. شکی نیست که جهاد و پیکار شهید دقایقی در قالب تيپ بدر به نمایندگی از سوی جمهوری اسلامی ایران خیلی جدی و کیفی بوده است. در این جهاد خستگی ناپذیر مجاهدین عراقی هم سهمی داشته‌اند. به ویژه در زمینه تشکیل تیپ 9 بدر.

ولی شهید دقایقی نماد این تیپ بوده است. یعنی پرچمدار نهضت اسلامي عراق بوده است. به‌طور مثال وقتي از نهضت امام حسین (ع) صحبت می‌کنیم، معتقديم كه پرچمدار اين نهضت حضرت ابا الفضل العباس (ع) بوده است. اگر خواسته باشیم درباره پرچمدار تیپ بدر صحبت کنیم باید به دو دستان قطع شده شهید دقایقی اشاره کنیم.

احساس مي كنم هنگامي كه درباره شهید دقایقی صحبت می‌کنید، انگار يكي از عزيزان خود را از دست داده‌اید…. اين طور نيست؟

در حقیقت من آخرین فرزند خانواده‌ام هستم. وقتی که مادرم را از دست دادم حدود 26 ساله بودم و احساس حزن و اندوه کردم که همچنان این احساس را دارم. زمانی که شهید صدر و شهید دقایقی را از دست دادم همین احساس را داشتم. من همچنان با احساس حزن و اندوه زندگی می‌کنم. شاید روزی نیست که به یاد اسماعیل دقایقی نباشم. اكنون هم وقتی دو تن از مجاهدین سابق تيپ بدر در کنار هم می‌نشینند حتماً از شهید دقایقی به نيكي یاد می‌کنند. او را پدر و برادر و فرمانده خود می‌دانند. مانند مادری دلسوز و مهربان می‌دانند. خداوند او را رحمت کند.

رمز موفقیت شهید دقایقی را در تیپ 9 بدر در چه می‌دانید؟

من معتقدم که شهید دقایقی یک شخصیت قوی بود و انتخاب او هم به فرماندهی این تیپ كار حساب شده و دقیق بوده است. همچنین معتقدم که اوضاع صحنه عراق او را تحت تأثیر قرار داد. مظلومیت و جهاد ملت مسلمان عراق نقش بسزائی در تبلور راهکار و مدیریت شهید دقایقی در تیپ 9 بدر داشت. شاید شخصیت شهید دقایقی در مراحل گذشته نمایان نشده بود. ولی با آمدن او به تیپ بدر این شخصیت کاملا تبلور یافت. با همه ویژگی‌هایی که به آن اشاره کردم شجاعت، اعتقاد، اخلاص، اعتماد و ذوب بودن او در شخصیت امام خمینی )ره( از او یک فرمانده به تمام معنی واقعی به وجود آورده بود. بعد از عملیات عاشورای 4 ما را در منطقه هور الهويزه گردهم آورد و به ما گفت که امروز قرار است امام خمینی سخنرانی کنند كه در برنامه اخبار ساعت 14 راديو پخش می‌شود. او افزود که امام در این سخنرانی از مسئولان می‌خواهد که در کار عملیات در جبهه وقفه ای ایجاد نشود. لذا بر ما واجب است كه وظایفمان را ادامه دهیم. شهيد دقايقي سپس از ما نظر خواهی کرد که دیدگاهتان درباره رهنمودهاي امام )ره( چیست؟ برادرانی که در جلسه حضور داشتند همه اعلام آمادگی کردند و شهید دقایقی پس از چند روز نیروهای تیپ را به کردستان انتقال داد تا در داخل خاك عراق به عمليات دست بزنند. از میان مجاهدین عراقی كي یگان رزمي و چريكي به نام «نیروهای امام خمینی » تشکیل داد که این نیروها به داخل عراق نفوذ کرده و به مدت سه ماه در منطقه کردستان مستقر شدند. شهید دقایقی علاوه بر فعالیت نظامی کلاسیک در جبهه‌ها یک نوع کار نهضتی را نیز در داخل خاک عراق آغاز کرده بود. یعنی از نهضت همگانی و فراگیر مردم عراق بر ضد رژیم صدام بحث را شروع کرده بود. مجاهدین را تشویق می‌کرد به امکانات درونی خود تکیه کنند و جمهوری اسلامی ایران هم از آن‌ها پشتیبانی خواهد کرد.

درباره سرنوشت ملت عراق پس از سرنگونی صدام می اندیشید. یعنی با دورنگری درباره سرنوشت مردم عراق پس از صدام بحث می‌کرد. همواره تأکید کرد که مجاهدین عراقی باید در تعیین سرنوشت آینده عراق نقش حياتي داشته باشند.

بعد از گذشت 26 سال از شهادت اسماعیل دقایقی، اکنون درباره او چگونه فکر می‌کنید؟

شهید دقایقی آدم با هوش و عاقل بود. او در عین حالی که عاشق آرمآن‌هاي امام )ره( و انقلاب اسلامي بود، معش وق مجاهدین عراقی هم بود. ما همیشه بر اين عقيده بوديم که آدم خدمتگزاری است و دوست دارد به مبارزات ملت س تمدیده عراق خدمت کند. یعنی بین مجاهدین عراقی و شهید دقایقی یک نوع احساس متقابل وجود داشت. بر این اساس مجاهدین عراقی تحت فرماندهی شهید دقایقی فداکاری وصف ناپذيري به عمل آوردند. آن‌ها خود را در مسلخ عشق قربانی کردند. مجاهدین عراقی تنها در دوران دفاع مقدس حدود یک هزار شهید تقدیم آرمان خود کردند. شهيد دقايقي ما را دوست داشت و ما او را دوست داشتیم. او خود را فدای آرمان مقدس ما کرد و ما نیز خود را فدای او کردیم. این فداکاری متقابل عملا یکی از نشانه‌های صدور انقلاب اسلامی بود. اگر خواسته باشید انقلاب را صادر کنید، بیایید اندیشه امام )ره( را به وسيله راهکار شهید دقایقی و جوانان امثال او صادر کنید.

 

آخرین سخن شما درباره شهید دقایقی چیست؟

با وجودی که شهید دقایقی حدود یک سال و ده ماه میان ما بود و فرماندهی تیپ بدر را به عهده داشت. ولی در این مدت کوتاه توانست تیپ بدر را سازماندهی کند. کار بزرگی را پایه گذاری کرد. مجاهدین عراقی در عملیاتی که به فرماندهی شهید دقایقی شرکت کردند این عملیات را بهترین تجربه در تاریخ جهاد خستگی ناپذیر خود میدانند. شجاعت و بردباری را از او آموختند. در عملیات کربلای 2 حدود 120 مجاهد عراقی به شهادت رسیدند.

این تعداد شهید محافل عراقی مقیم ایران را تکان داد. شهید دقایقی همه عراقی‌ها در شهرهای مختلف ایران را برای شرکت در تشییع پیکرهای پاک این شهیدان بسیج کرد. بعد از شهادت این مجاهدین، میزان داوطلبان عضویت در تیپ 9 بدر به طرز چشمگیری افزایش یافت. او آدم متدین و مخلص و مطیع فرامین امام خمینی )ره( بود.

در صورت امكان چند جمله هم به زبان فارسی درباره شهید دقایقی سخن بگویید….

روزی همراه شهید دقایقی در جمع رزمندگان در هور الهویزه بودم و برای ما چاي آوردند و یکی از جوانان گفت من چای نم یخورم. شهید دقایقی از او پرسید سیگار هم نمیکشید؟ آن جوان گفت خیر سیگار هم نمیکشم. دقایقی از او پرسید: مجرد یا متأهل هستید؟ آن جوان گفت مجرد هستم. شهید دقایقی به او گفت: «شما چه جور رزمنده هستی؟ نه متأهل هستی و نه سیگار میکشی و نه چای می خوری؟ .»

خاطره ديگري كه از شهيد دقايقي دارم اين است كه وقتی که قرار شد دو گردان از تیپ 9 بدر را به داخل خاک عراق اعزام کند، فصل زمستان و برف باران بود. گردان امام موسی کاظم )ع( و گردان شهید بهشتی را در قالب یک گردان ادغام و آن را گردان امام خمینی )ره( نام‌گذاری کرد. نیروهای این گردان نتوانستند به اهدافشان برسند و عقب نشینی کردند. در حین عقب نشینی خسته بودند و لازم بود از ارتفاعات عبور کنند تا وارد خاک ایران شوند. شهید دقایقی كه همراه نيروها حركت م يكرد اسلحه و مهمات افرادي را که خسته شده بودند به دوش گرفت و در پیشاپیش آن‌ها از کوه بالا رفت. این حرکت میزان تواضع او را نشان می دهد.

شهید دقایقی همانگونه که قبلا به آن اشاره کردم از میزان آگاهی بالایی برخوردار بود. از رفتار مجاهدین عراقی به‌شدت مراقبت می‌کرد. می توان گفت که آن‌ها را زیر ذره بین داشت و ذهن و فکر آ نها را از نظر اعتقادی پرورش می داد .با وجودی که یک ش خص نظامی بود اما به تربیت عقیدتی خیلی اهمیت قایل بود.

تبلیغات و اطلاع رسانی را خیلی حایز اهمیت می دانست. همیشه اهل مطالعه بود. همواره اوضاع و احوال عراق و مردم آن كشور را جویا می شد. به جمع آوری اطلاعات نظامی اکتفا نمی کرد. بلکه از عموم اوضاع عراق اطلاعات جمع آوری می‌کرد. با این وصف می توان گفت که یک شخصیت جامع و چند بعدی داشت.

شاهد یاران شماره 87/ خبرنگار: حسن خامه یار

انتهای متن
 

«رازهای سپاه بدر»|گفتگوی منتشر نشده شاهد یاران با شهید ابو مهدي مهندس

منبع خبر

«رازهای سپاه بدر»|گفتگوی منتشر نشده شاهد یاران با شهید ابو مهدي مهندس بیشتر بخوانید »