محسن امیریوسفی

در مراسم گرامیداشت روز ملی سینما چه گذشت؟

در مراسم گرامیداشت روز ملی سینما چه گذشت؟



مراسم گرامیداشت روز ملی سینما که به همت خانه سینما تدارک دیده شده است از شامگاه ۲۱ شهریور در موزه سینما در حال برگزاری است.

به گزارش مجاهدت از مشرق، مراسم گرامیداشت روز سینما با عنوان «در ستایش قصه‌های ماندگار یک ملت» به همت خانه سینما شامگاه جمعه ۲۱ شهریور در موزه سینمای ایران در حال برگزاری است.

در این مراسم چهره‌هایی چون رائد فریدزاده رئیس سازمان سینمایی، سعید پورصمیمی، هوشنگ مرادی کرمانی، پرویز پرستویی، منوچهر شاهسواری، کامبیز دیرباز، محمدمهدی عسگرپور، بهمن فرمان‌آرا، کمال تبریزی، رضا میرکریمی، امیر اثباتی، حمید نعمت الله، احمد عربانی، حبیب رضایی، محمد بحرانی، سید محمد بهشتی، حامد بهداد، محمد کارت، بهروز شعیبی، ارد عطارپور، آزاده صمدی، اکتای براهنی، محسن امیریوسفی، پژمان بازغی، شمس لنگرودی، مستانه مهاجر، سوگل قلاتیان، ابراهیم عامریان، شبنم مقدمی، علی دهکردی، رضا کیانیان، حامد جعفری، یونس شکرخواه، امیرحسین آرمان، همایون اسعدیان، ایرج راد، علیرضا حسینی، حامد شکیبانیا، فرهاد توحیدی، منصور ضابطیان، محمد صوفی، ایرج محمدی، مسعود فروتن، نادر فوقانی، هوشنگ گلمکانی، مسعود نجفی و … حضور دارند.

منصور ضابطیان اجرای این مراسم را برعهده دارد. در ابتدای مراسم ویدئویی از تصاویر ماندگار سینمای ایران پخش شد.

همایون اسعدیان مدیرعامل خانه سینما سپس روی صحنه آمد و عنوان کرد: به نمایندگی از اصناف خانه سینما به شما خوش‌آمد می‌گویم. متاسفیم که به دلیل محدودیت زمان و مکان امشب نتوانستیم در خدمت تمام دوستان و همکارانمان باشیم.

امید به برگزاری جشن خانه سینما با دلی شاد

وی با اشاره به اینکه این مراسم یک‌ جشن نیست، گفت: امشب بزرگداشت سینمای ملی ایران است. شب بزرگداشت و ستایش قصه‌های ماندگارمان. حال ما بد است تکرار این‌جمله نیز خسته‌کننده شده است.‌ امیدوارم روزی با دلی شاد جشن خانه سینما را در کنار تمام دوستانمان برگزار کنیم.

اسعدیان بیان کرد: سینمای ایران در تمام این سال‌ها کنار ‌ مردم بوده و در هشت سال دفاع مقدس کنار مردم جنگیده است.‌ این سینما برای مردم بوده و خواهد ماند. بزرگان سینما همواره دغدغه این آب و خاک را داشته و به مسئولان هشدار داده اند اما همواره با انگ سیاه‌نمایی مواجه شده اند. بزرگان سینما دلسوزترین دلسوزان این آب و خاک هستند و من هم افتخار می‌کنم که عضو کوچکی از این سینما هستم. جهان رو به پیشرفت است و باید دریچه‌ای نو رو به آینده بگشاییم.

سینما همواره کنار مردم بوده و خواهد ماند

مدیرعامل خانه سینما بیان کرد: در ۱۲ روز جنگ، بیش از هزار تن از عزیزانمان را از دست دادیم و بر روح پرفتوح تمام این شهیدان درود می‌فرستم. در این ۱۲ روز همه شوکه شدند از متجاوزان گرفته تا مسئولان و مردم اما ما نگران هستیم. مردم در آن ایام‌ مسئولیت خود را به خوبی انجام ‌دادند اما ‌مسئولان چه؟

وی افزود: مردم با تمام نارضایتی‌ها و مصائبی که داشتند، مردانه در آن ۱۲ روز ایستادند و می‌دانستند که تسلیم شدن مقابل متجاوز آزادگی به همراه نمی‌آورد. چیزی که در آن ۱۲ روز مردم را با تمام عقاید مختلف به هم ‌پیوند داد ایران سرزمین مادری ما بود.

اسعدیان در پایان با اشاره با سرود ای ایران بیان کرد: حدود ۸۰ سال از سرود ای ایران می‌گذرد و استادان زیادی این سرود را ساختند. این سرود به صورت غیررسمی سرود ملی ما ایرانیان است زیرا ایدئولوژی خاصی را تبلیغ نمی‌کند. استاد ناصر تقوایی سال‌ها پیش فیلم «ای ایران» را ساخت تا به ما چنین مفهوم‌ مهمی را یادآوری کند.

پس از صحبت‌های مدیرعامل خانه سینما کلیپی با سرود ای ایران پخش شد و در ادامه سینا ذکایی به همراه گروه موسیقی خود آهنگ فیلم‌های «قیصر» و «ترن» را اجرا کردند.

سینما بر شانه‌های زخمی عشق مرهم ‌می‌گذارد

در ادامه ‌مراسم رضا کیانیان بازیگر سینما روی صحنه آمد و گفت: سینمای ایران بیش از ۴۰ سال است که بر شانه‌های زخمی عشق مرهم می‌گذارد و بر سودای روزی است که دیگر عشق، شوق و خدا را در پستوی خانه پنهان نکنیم.

صدای ما، صدای مردم است

حامد بهداد بازیگر سینما سپس عنوان کرد: آقای اکتای براهنی امیدوارم فیلم «پیرپسر» با اسکار برود و ما را هم‌ همراه خودتان ببرید.

وی افزود: زمان اعتراضات سال ۱۴۰۱ وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد از هنرمندان خواست که مردم را به آرامش دعوت کنند اما این یک توهین بود زیرا مردم در آن زمان از ما جلوتر بودند. در آن سال‌ها حتی هنرمندان را مقابل هنرمندان قرار دادند. ما باید دست در دست هم بدهیم و صدای ما صدای مردم باشد. خود ما هم باید نسبت به این‌ تفرقه‌افکنی‌ها آگاه باشیم.

این بازیگر سینما عنوان کرد: سینمای ایران در طول حیات خود چون دیده‌بانی آگاه جوامع بشری را بدون بیم از برچسب زنی‌های مرسوم و اتهام‌ سیاه نمایی و سواستفاده از قدرت رصد کرده است.

پس از صحبت‌های حامد بهداد صحنه‌هایی از هشدارهای اجتماعی و سیاسی سینما پخش شد.

ما همه با هم هستیم حتی اگر دیگرگونه فکر کنیم

در ادامه مراسم شبنم مقدمی، پژمان بازغی و علی دهکردی برای تجلیل از ستاره اسکندری بازیگر سینما به صحنه آمدند.

اسکندری در ابتدا بیان کرد: بسیار خوشحالم که در این روز و به مناسبت روز سینما کنار هم جمع شده‌ایم هرچند دل همه ما برای سینمای متفکر و مستقل تنگ شده است. بسیار متاسفم که ترانه علیدوستی، باران کوثری، شقایق دهقان، پانته آ بهرام، هنگامه قاضیانی و… در اینجا نیستند و این مساله به حسرت ما اضافه می‌کند که در سال‌های بعد بخش هایی از فیلم آنها را نشان دهیم و مانند بهروز وثوقی و ناصر ملک مطیعی و … حسرت بخوریم.

وی ادامه داد: امیدوارم سیاستگذاران چاره‌ای برای سینماداران بیاندیشند که با مسائل امنیتی دست و پنجه نرم می‌کنند. امیدوارم سیاستگذاران ما چاره‌ای کنند چون ما همه باهم هستیم حتی اگر دیگرگونه فکر کنیم. امیدوارم هیچ کسی در حذف نباشد زیرا تاریخ سینما تمام این عزیزان هستند.

در ادامه پژمان بازغی مطرح کرد: از خانم اسکندری بابت تمام زحماتی که در طول سه سال کشیدند، تشکر می‌کنم. رامبد جوان و شهاب حسینی نیز خیلی با ما همراهی کردند که از این عزیزان هم سپاسگزارم.

سپس گروه نوازندگان موسیقی فیلم «طوقی» و «سلطان قلب‌ها» را نواختند.

سینمای ایران ‌حماسه‌سرای دفاع مقدس است

کمال تبریزی کارگردان سینما سپس بیان کرد: یاد روزگاری افتادم که عده‌ای می‌خواستند در خانه سینما را ببندند و همگرایی و همدلی مانع این اتفاق شد. این ‌همدلی همواره میان اهالی سینما وجود داشته و باقی خواهد ماند. به شخصه این امید را دارم که هرچه جلوتر برویم‌ بیشتر قدر و منزلت سینما دانسته شود.

وی در ادامه تصریح کرد: سینمای ایران حماسه‌سرای دفاع مقدس این سرزمین مقابل دشمنان بوده است. سینه سینمای ایران پر از رشادت مردانی است که مرگ با عزت در میدان را به ذلت زندگی زیر یوق دشمن ترجیح دادند.

پس از صحبت‌های کمال تبریزی ویدئویی از فیلم‌های دفاع مقدسی سینمای ایران پخش شد.

در ادامه مراسم بخش‌هایی از فیلم «صدای هند رجب» پخش شد و ضابطیان از حاضران خواست که به احترام مردم غزه، هموطنانی که در جنگ ۱۲ روزه جان خود را از دست دادند و تمام‌ مظلومان جهان یک دقیقه بایستند و سکوت کنند.

امیدوارم فیلم‌های ما در کنار سرگرمی احترام به مخاطب را حفظ کنند

سپس با حضور رائد فریدزاده، منوچهر شاهسواری و محمدمهدی عسگرپور از پرویز پرستویی بازیگر سینما تجلیل شد.

رائد فریدزاده رئیس سازمان سینمایی در این بخش عنوان کرد: روز سینما بر همه شما و ملت ایران مبارک باشد. شنیدن یک فضیلت است و امیدوارم همه ما صاحب این فضیلت شویم.

پرستویی در ابتدای صحبت‌های خود بیان کرد: سلام ‌بر سینما. سلام ‌بر خانواده محترم سینما. روز ملی سینما بر همه ‌شما بزرگواران مبارک باشد.

وی تصریح کرد: این افتخار برای من نه تنها یک ‌تجلیل بلکه یادآوری این موضوع است که سینما فقط قصه نیست.‌ سینما آینه‌ای برای مردم ‌است تا خودشان را ببینند و امید پیدا کنند.‌ سینما یعنی امید و احترام به مخاطبان. امیدوارم ‌فیلم‌های ما ‌همواره در کنار سرگرمی احترام به مخاطب را نیز حفظ کنند. امیدوارم ‌سینما نیز ‌مانند مردم شریف و بزرگ ایران همواره چراغش روشن و امید آفرین باقی ‌بماند.

پرستویی تاکید کرد: هنرمند دشمن نیست و جای هنرمند در بند نیست. امیدوارم ‌ تمام ‌هنرمندان در بند ما نیز در عرصه فرهنگ و هنر و سینما فعال باشند.

تقاضای هویت بخشیدن به کودکان سیستان و ‌بلوچستان

این بازیگر سینما با اشاره به وضعیت بد مردم سیستان و بلوچستان گفت: من و رسول خادم این افتخار را داریم‌ که در اکثر مناطق محروم ما را به نام کوچک و فامیلی می‌شناسند اما ‌نمی‌دانند که ما چه کسی هستیم. مدرسه ای در سیستان و بلوچستان است که متعلق به موسسه خیریه خادمان علی ابن ابی طالب است و این بچه‌ها همه ‌بدون شناسنامه هستند. این خانواده‌ها فاقد هویت رسمی هستند و از آقای ربیعی که در این مراسم‌ حضور دارند، تقاضا دارم به این‌ هموطنان هویت رسمی بدهند.

پرستویی در پایان با تقدیم جایزه خود به حسن پورشیرازی بیان کرد: متاسفانه من فیلم ‌«پیرپسر» را ندیده‌ام. ما بازیگران خوب زیادی داریم که زحمت می‌کشند تا یک نقش را خلق کنند.‌ برخی نقش‌ها از سواد می‌گذرد و بازیگر باید رنجی را تحمل کند. من این شب عزیز و این تجلیل‌نامه را به حسن پورشیرازی تقدیم می‌کنم که رنج زیادی برای این نقش کشید.

آزاده صمدی بازیگر سینما با اشاره با اینکه ما مانند وطنمان فقط یک‌ سینما داریم، گفت: امروز روز ملی سینما است اما سینمای ما خیلی وقت است که دلگیر، مهجور و غمگین ‌به نظر می‌رسد. شاید از وقتی که سری‌سازی‌های مبتذل جای سینمای اندیشمند را گرفته یا سیاست وارد سینما شده است، ما نیز چنین شرایطی پیدا کرده‌ایم.

در ادامه سینا ذکایی به همراه گروه نوازندگان خود آهنگ فیلم‌های «از کرخه تا راین»، «هزاردستان» و «خواهران غریب» را اجرا کردند.

سپس بهرام عظیمی کارگردان انیمیشن روی صحنه آمد و با یادی از اسفندیار احمدیه گفت: از خط‌های ساده کودکی جهانی تازه زاده می‌شود. انیمیشن ایران با رنگ‌ها و خیال‌ها، قصه‌هایی آفریده است که قلب‌ها را فراتر از مرزها می‌برد. سینمای انیمیشن جادوی کودکانه‌ای است که در جان‌ بزرگسالان نیز زنده می‌ماند.

برای فیلمبردار ۹۴ ساله سینما بزرگداشت برگزار کنیم

همچنین امیرشهاب رضویان به عنوان‌ نماینده فیلم کوتاه در ادامه تصریح کرد: رضا مجاوری فیلمبردار قدیمی سینما متولد سال ۱۳۱۰ و در قید حیات است، من درخواست دارم‌ که بزرگداشتی برای او گرفته شود. همچنین خواهش می‌کنم که سینمای متفاوت را خفه نکنید. فیلم ‌کوتاه ایران ‌گاه در چند دقیقه عمقی را نشان می‌دهد که در چند ساعت نیز نمایان ‌نمی‌شود. هر فیلم ‌کوتاه چون شعری فشرده می‌تواند نماینده یک عصر و ملت باشد.

پس از صحبت‌های او کلیپی از فیلم‌های کوتاه چندسال اخیر پخش شد و آهنگ فیلم‌ «خداحافظ رفیق» آخرین آهنگی بود که در این مراسم اجرا شد.

شهرام درخشان به عنوان نماینده فیلم ‌مستند اظهار کرد: ما از آغاز و ابتدای سینما در ایران بودیم و بیش از یک قرن است که زندگی و آدم‌ها را روایت می‌کنیم. ما خاک، آب و آتش را روایت کردیم و هرگز ناشران خاموش نبودیم. گاهی با شاعرانگی سخن گفتیم‌ و گاهی با خشم‌آلودگی. ما همیشه راوی ایران ‌بوده‌ایم.

در پایان مراسم ویدیویی از فیلم‌های مستند ایران پخش شد.

منبع: مهر

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

در مراسم گرامیداشت روز ملی سینما چه گذشت؟

در مراسم گرامیداشت روز ملی سینما چه گذشت؟ بیشتر بخوانید »

چرا سینمای اجتماعی کشته شد؟

چرا سینمای اجتماعی کشته شد؟



مسائل دمثل اجاره مسکن یا تلاش بی‌فرجام برای خانه‌دار شدن، عدالت آموزشی، چالش حداقل دستمزد، مشکلات بازنشسته‌ها و خیلی از مسائل دیگری که جزو موضوعات متداول در سینمای اجتماعی کمرنگ‌تر شد.

به گزارش مجاهدت از مشرق، چندی پیش مجید توکلی، کارگردان سینما در یادداشتی سرگشاده نوشته بود «ما داریم زیر فشار کمدی‌ها له می‌شویم» و منظور او از عبارت «ما» در این جمله، فیلمسازان سینمای اجتماعی بود. او نوشته بود: ما فیلم «عزیز» را با هزینه خصوصی ساختیم و با اینکه در چند فستیوال جهانی هم دیده شد، همه هدف‌مان اکران داخلی بود ولی الان چند ماه است به در و دیوار می‌زنیم که لابه‌لای انبوه کمدی‌ها اکرانش کنیم اما نمی‌شود و نمی‌گذارند.

چرا سینمای اجتماعی کشته شد؟

توکلی در ادامه متنش با اشاره تلویحی و سربسته به مدیریت دولتی حوزه سینما آورده بود: حمایت چشم‌بسته از سینمای کمدی و آدرس غلط دادن به فیلمسازان، نتیجه‌ای بهتر از این ندارد که محسن امیریوسفی و کاوه سجادی‌حسینی هم کمدی بسازند. بالا و پایین اکرانت هم می‌شود از این کمدی به آن کمدی. داریم وسط این کمدی‌ها له می‌شویم و قدرت هم که دست سینماداران است و براحتی سانس نمی‌دهند. اصلا چرا باید بدهند، وقتی ذائقه مخاطب را خیلی هدفمند تغییر داده‌اند؟

استقبالی که از یادداشت این کارگردان جوان و نسبتا معمولی سینمای ایران شد، مقداری غافلگیرکننده بود و دلیلش را باید در وضعیتی دید که طناب را دور گلوی همه سینمایی‌ها (جز کمدی‌سازان و سالن‌داران) تنگ‌تر می‌کند و وقتی صدای یکی بلند می‌شود، همه با او همنوا می‌شوند. بالاخره به فیلم «عزیز» هم از ۲۸ آذر اکران عمومی دادند اما تنها در ۶۵ سالن. اگر به فهرست ۱۵ فیلمی که از ابتدای امسال تا به حال در بیشتر از ۵۰۰ سالن نمایش اکران شده‌اند نگاهی بیندازیم، فقط ۳ فیلم کودک و نوجوان می‌بینیم، یک فیلم تاریخی، یک فیلم اجتماعی و باقی همگی کمدی هستند.

این وضعیت غیرطبیعی سوالاتی را در ذهن هر داور بی‌طرفی به وجود می‌آورد که ناظر است بر جامعه‌ای که در کوران مسائل اجتماعی است و طبیعتا باید دوست داشته باشد تصویر دغدغه‌ها و رویاهایش را روی پرده سینما ببیند اما معلوم نیست چرا سینمای اجتماعی‌اش باید اینقدر ضعیف ظاهر شود؟

چرا سینمای اجتماعی کشته شد؟

سینمای اجتماعی ایران از دهه ۹۰ به این سو تقریبا منحصر شد به بیان دغدغه‌های طبقه متوسط مرکزنشین و از لایه‌های سنتی، طبقات فرودست و انواع گروه‌های اجتماعی دیگر فاصله گرفت. این اتفاق بویژه پس از موفقیت فیلم «جدایی نادر از سیمین» در مراسم اسکار و به راه افتادن موج پسافرهادی آغاز شد.

در این شرایط حتی فیلم‌هایی که شخصیت‌های‌شان از طبقات فرودست جامعه بودند هم با یک عینک طبقه متوسطی دیده می‌شدند و این فاصله گرفتن سینما از چشم‌انداز لایه‌ها و طبقات مختلف اجتماعی به نفع یک جامعه کوچک‌تر و خاص، باعث شد مفهوم سینمای اجتماعی به سینمای بخشی از اجتماع تقلیل یابد. از سوی دیگر روابط ایران با کشورهای غربی بویژه پس از ماجرای جنگ اوکراین به شکلی درآمد که آنها دیگر تلاش برای جهت‌دهی به سینمای رسمی ایران توسط جشنواره‌ها را کنار گذاشتند و به مخاصمه علنی و عیان رو آوردند. اینها باعث شد سینمایی که به طور طبیعی از توده وسیع مخاطبان فاصله گرفته بود، حامیان خارجی‌اش را هم از دست بدهد و در مقابل کمدی‌های سطح پایینی که حمایت ویژه‌ای از آنها در اکران می‌شد، بی‌سلاح و بی‌سپر بماند.

چرا سینمای اجتماعی کشته شد؟

حالا در خلأ وجود یک سینمای اجتماعی قدرتمند، ایرانی‌ها تنها با فیلم‌هایی در اکران سالانه کشورشان مواجهند که به درد تخدیر و فراموش کردن موقتی دردها می‌خورند اما دردها هم به قدری زیاد شده‌اند که چنین مسکنی دیگر جواب نمی‌دهد و این شرایط، سینمای ایران را به لحاظ تجاری یک پله دیگر به سمت سقوط نزدیک‌تر کرده است. در ادامه یک بررسی اجمالی و گذرا بر تعاریف و مفاهیم مربوط به سینمای اجتماعی داشته‌ایم و مروری بر تاریخچه سینمای اجتماعی ایران کرده‌ایم تا مشخص شود این پدیده چطور و تحت چه شرایطی شکل گرفت و رشد کرد و حالا چرا به این روز افتاده است.

* تولد یک ژانر

در ایران زیاد این جمله شنیده شده که سینمای اجتماعی ژانر نیست و در نهایت یک رویکرد است اما در واقع طبق تعاریف جهانی، چنین ژانری وجود دارد. البته اسم دقیق‌تر آن سینمای مساله‌محور اجتماعی است؛Social problem film.

مشکل تعریف سینمای اجتماعی به عنوان یک ژانر به جایی برمی‌گردد که خیلی از فیلم‌ها به همین موضوعات می‌پردازند اما مشخصا فیلم اجتماعی نیستند. برای همین ۲ خصوصیت عمده تعیین شده که تا حدودی می‌توانند این نوع فیلم‌ها را از بقیه جدا کنند. اول اینکه فیلم‌های اجتماعی فرزند زمانه خودشان هستند و به این شکل از هنر تعلیمی که ممکن است پیام‌هایش ازلی و ابدی باشد جدا می‌شوند. البته امکان دارد موضوعاتی که در یک فیلم اجتماعی مطرح می‌شوند، در دوره‌های دیگر و جاهای دیگر دنیا هم موضوعیت پیدا کنند اما هدف فیلمساز، ابلاغ یک پیام لازمان و لامکان نیست.

مورد دوم به تمرکز فیلم روی موضوعی بازمی‌گردد که طرح کرده است. به عنوان مثال فیلم‌های گانگستری یا بعضی فیلم‌های ژانر زندان هم ممکن است یکسری مسائل اجتماعی را بازتاب دهند اما در واقع مشکل را به شکلی که واجد شرایط ژانر اجتماعی باشد بررسی نمی‌کنند و تمرکز اصلی‌شان روی آن مساله نیست. این جریان سینمایی از دهه ۳۰ در هالیوود به وجود آمد و از دهه ۴۰ به بعد بود که اسم و رسم پیدا کرد. بعد از جنگ دوم جهانی رئالیسم اجتماعی با جنبش نئورئالیسم ایتالیا تجلی خیلی قوی‌تری پیدا کرد و پس از آن در جاهای مختلف دنیا، سینما دچار جریان موج نو شد؛ موجی نوی انگلستان، فرانسه، آلمان و… .

با اینکه بخشی از موج نو به ساختارشکنی‌های فرمی مربوط می‌شود، از آنجا که این جریان ذاتا به مسائل روز جامعه توجه دارد، تم‌های اجتماعی هم در آن بسامد بالایی می‌یابد. از دهه ۷۰ میلادی که مصادف می‌شد با سال ۱۳۴۸، در سینمای ایران هم جریان موج نو به وجود آمد و این موج هرچند به خاطر سانسور، حدود ۵ ‌سالی بیشتر نتوانست به کارش ادامه دهد، پایه‌گذار جریان اجتماعی و مساله‌محور در سینمای ایران شد.

چرا سینمای اجتماعی کشته شد؟

* سینمای اجتماعی ایران پس از انقلاب اسلامی

سینمای ایران کارش را به طور جدی از سال ۱۳۲۸ شروع کرد و مدتی طول کشید تا جرقه نخستین تمایلات به سمت سینمای اجتماعی ‌زده شود. فرخ غفاری سال ۱۳۳۷ فیلم «جنوب شهر» را ساخت که چند شب بیشتر روی پرده دوام نیاورد و توقیف شد. بعد هم سانسور به قدری محتوای فیلم را تغییر داد که کارگردان دیگر حاضر نشد اسمش در تیتراژ باشد و فیلم، سال ۴۲ با اسم جدید «رقابت در شهر» روی پرده رفت. غفاری یک سال بعد از این جریان، در مقابل فشار جو موجود کاملا تسلیم شد و فیلم «عروس کدومه؟» را کارگردانی کرد. سال ۴۸ همزمان ۲ فیلم «قیصر» و «گاو» از مسعود کیمیایی و داریوش مهرجویی روی پرده رفتند که هر ۲ فیلم دورگه بودند.

یکی هم ژن عامه‌پسند داشت و هم ژن سینمای اجتماعی و آن‌ یکی، هم ژن روشنفکری داشت و هم مساله‌ای اجتماعی را طرح می‌کرد. این شروع جریان موج نو بود که در ادامه افراد دیگری هم به آن اضافه شدند و پرچمش را بالا بردند. در خیلی از فیلم‌های این جریان درون‌مایه اجتماعی هم وجود داشت اما طناب سانسور از سال‌های ۵۳ و ۵۴ به بعد به قدری دور گلویش تنگ شد که نفسش را بند آورد.

بعد از انقلاب اکثر موج‌نویی‌ها توانستند به صحنه بازگردند و به علاوه نسل جدیدی از فیلمسازان ایرانی وارد میدان شدند که به آنها می‌گفتند سینمای نوین. تا نیمه‌های دهه ۶۰ بحث‌های جدی سینما یا مربوط به نقد رژیم قبل بود یا موضوع جنگ اما از جایی به بعد کم‌کم سینمای اجتماعی دوباره وارد گود شد. یکی از نخستین کسانی که در دهه ۶۰ سراغ سینمای اجتماعی رفت، کیانوش عیاری بود با «تنوره دیو» در سال ۶۴؛ البته با روایتی در فضای روستایی. بعد در سال ۶۶ دستیار او رخشان بنی‌اعتماد وارد کار فیلمسازی حرفه‌ای شد و سه‌گانه «خارج از محدوده»، «زرد قناری» و «پول خارجی» را تا آخر آن دهه ساخت که کاملا به سینمای اجتماعی تعلق داشتند. در همان دهه فیلم‌های دیگری مثل «اجاره‌نشین‌ها» با اینکه کمدی بودند، به سینمای اجتماعی هم تعلق داشتند.

در دهه ۷۰ سینمای اجتماعی با ۲ درون‌مایه اصلی کارش را جدی‌تر و قوی‌تر پیش برد؛ یکی مساله زنان بود و دیگری تبعات جنگ. در نخستین سال از دهه ۷۰ مجید مجیدی نخستین فیلم بلندش را ساخت به اسم «بدوک» که خیلی تلخ بود و ظلمی که به دختران فقیر سیستان‌وبلوچستان می‌شد، در آن به نمایش درآمد. فیلمسازان دیگری هم وارد این فضا شدند و به مسائل اجتماعی مرتبط با موضوع زنان پرداختند. از طرف دیگر موضوع پایان جنگ و تبعات به ‌جا مانده از آن هم دستمایه فیلم‌های متعددی شد که «آبادانی‌ها» و «از کرخه‌ تا راین» با وجود اختلافات متعددی که در دیدگاه‌شان به مساله وجود داشت، ۲ نمونه مطرح این جریان تا قبل از سال ۷۶ هستند. فیلم «آدم‌برفی» هم که داوود میرباقری کارگردانی کرد، اگرچه فرم رئالیستی نداشت، می‌توانست در دسته‌بندی سینمای اجتماعی قرار بگیرد.

چرا سینمای اجتماعی کشته شد؟

* از آژانس تا جدایی؛ دورانی پر از اوج و فرود

بهمن‌ ۱۳۷۶ در جشنواره فجر، از فیلم «آژانس شیشه‌ای» رونمایی شد که ترکیبی از اکثر مسائل اجتماعی روز به حساب می‌آمد. هم طعنه به سیستم اداری و بروکراسی فشل آن زمان می‌زد، هم به دغدغه‌های نسل جدید راجع‌به آینده‌شان نگاه داشت، هم به تعریف امنیت ملی ربط پیدا می‌کرد و هم تبعات به جا مانده از جنگ را نشان می‌داد. این فیلم حتی تضاربی را که بین گروه‌های اجتماعی مختلف مردم وجود داشت را هم در حد اعلا و نقطه‌ جوش نمایش می‌داد.

از آن سال به بعد سینمای ایران تا مدتی رفت به سمت فیلم‌هایی که سیاست‌زده بودند. دهه ۸۰ با فیلم‌هایی مثل «زیر پوست شهر»، «زیر نور ماه» و «ارتفاع پست» شروع شد و با «نفس عمیق» از پرویز شهبازی و «شهر زیبا» از اصغر فرهادی ادامه پیدا کرد. رسول صدرعاملی که سال ۷۷ در «دختری با کفش‌های کتانی»، به مسائل دختران نوجوان جامعه پرداخته بود، سال ۸۰ با «من ترانه ۱۵ سال دارم» این سبک از آسیب‌شناسی‌ را به محیط طبقات فرودست و آسیب‌پذیرتر جامعه برد و ۳ ‌سال بعد با «دیشب باباتو دیدم آیدا» به این سه‌گانه پایان داد. ۳-۲ سال بعد «سنتوری» از داریوش مهرجویی که سرنوشت تلخی در اکران پیدا کرد، در دستگاه‌های پخش خانگی بیشتر از هر فیلم دیگری دیده شد و به جایگاه یکی از به‌یادماندنی‌ترین فیلم‌های اجتماعی ایران رسید.

در اواخر دهه ۸۰ «جدایی نادر از سیمین» روی پرده رفت که برنده اسکار هم شد و موج پسافرهادی که بخش عمده‌ای از سینمای دهه ۹۰ ایران را با خودش برد، با همین فیلم به راه افتاد. سینمای اجتماعی دهه ۹۰ هر چند نقاط درخشان یا لااقل قابل اعتنایی به خودش دید اما بیشتر درگیر دغدغه‌های بخش خاصی از طبقه متوسط بود که فیلم «جدایی نادر از سیمین» توجهات را به سمت‌شان جلب کرد.

* سینمای موج پسافرهادی

سعید روستایی که در دهه ۹۰ وارد فیلمسازی حرفه‌ای شد، کاملا در چارچوب سینمای اجتماعی قرار می‌گرفت و اواخر این دهه محمد کارت با «شنای پروانه» وارد گود شد. در این میان فیلم‌های اجتماعی پرتعداد دیگری هم ساخته شدند که تقریبا هیچ‌کدام موفق نشدند نظر بخش قابل توجهی از مخاطبان سینما را به دست بیاورند و همین باعث شد این پیش‌فرض در ذهن خیلی‌ها نقش ببندد که سینمای اجتماعی، یعنی سینمای نفروش. سال ۱۴۰۰ دو فیلم «علفزار» از کاظم دانشی و «ملاقات خصوصی» از امید شمس در جشنواره فجر نمایش داده شدند که هر دو کار اول کارگردانان‌شان بودند و هر دو درون‌مایه اجتماعی داشتند.

مرتضی علیزاده هم سال ۱۴۰۲ با فیلمنامه‌ای از کاظم دانشی «بی‌بدن» را ساخت که بهار ۱۴۰۳ روی پرده رفت و فروش خوبی داشت. در تمام این سال‌ها سینمای اجتماعی ایران سوای مضمون هر فیلم و موضوعی که به آن می‌پرداخت، با ۲ مساله و برچسب کلان مواجه بود که باید تکلیفش را با آنها روشن می‌کرد؛ یکی مساله سیاه‌نمایی بود که اگر جشنواره‌های خارجی یا به طور دقیق‌تر فستیوال‌های غربی نبودند، اساسا می‌توانست مطرح نشود و دیگری طیف و طبقه‌ای از جامعه بود که معضلات و مسائل‌شان در سینما مطرح می‌شد یا سینما از چشم‌انداز آنها به موضوعات نگاه می‌کرد.

این مساله به طور خاص از دهه ۹۰ بغرنج‌تر شد و سینمای اجتماعی ایران را در چشم‌انداز بخشی از طبقه متوسط ایران محدود کرد، طوری که مسائلی مثل مهاجرت در آن خیلی پررنگ بود اما از مسائل دیگری مثل اجاره مسکن یا تلاش بی‌فرجام برای خانه‌دار شدن، عدالت آموزشی، چالش حداقل دستمزد، مشکلات بازنشسته‌ها و خیلی از مسائل دیگری که جزو موضوعات متداول در سینمای اجتماعی تمام دنیا هستند و در ایران هم قبل از این، موضوع خیلی از فیلم‌ها بود، دیگر کمتر می‌شد نشانه‌هایی در فیلم‌های ایرانی دید.

منبع : وطن امروز

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

چرا سینمای اجتماعی کشته شد؟

چرا سینمای اجتماعی کشته شد؟ بیشتر بخوانید »

اعضای جدید هیئت رئیسه خانه سینما انتخاب شدند

اعضای جدید هیئت رئیسه خانه سینما انتخاب شدند



مجمع عمومی خانه سینما با حضور اصناف خانه سینما در سالن سیف اله داد خانه سینما برگزار شد.

به گزارش مجاهدت از مشرق، مجمع عمومی خانه سینما ساعت ۱۶ روز دوشنبه ۳۰ مهر با حضور اصناف خانه سینما در سالن سیف اله داد خانه سینما برگزار شد.

پس از قرائت قرآن و سرود ملی جمهوری اسلامی مجمع وارد دستور جلسه شد؛ مجمع عمومی به ریاست همایون اسعدیان، محسن ملکی و روح انگیز شمس به عنوان ناظر و منشی جلسه و جمال خندان وکیل خانه سینما و با حضور بهمن حبشی به عنوان نماینده سازمان سینمایی برگزار شد.

در ادامه مجمع عمومی گزارش هیئت رئیسه، گزارش مالی و گزارش بازرس به اطلاع مجمع رسید.

از بین نامزدهای هفدهمین دوره از انتخابات هیئت رئیسه، هفت نفری که بالاترین رأی را کسب کردند به عنوان اعضای جدید هیئت رئیسه خواهند بود که به ترتیب محمدمهدی عسگرپور، علی لقمانی، محسن امیریوسفی، علیرضا حسینی، فریبا کوثری، آیدین ظریف، حبیب اله اسماعیلی هستند. همچنین محسن استاد علی و کامران ملکی به عنوان اعضای علی‌البدل هیئت رئیسه انتخاب شدند.

همچنین علیرضا نجف زاده به عنوان بازرس اصلی و مجید امانی زاده به عنوان بازرس علی البدل برگزیده شدند.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

اعضای جدید هیئت رئیسه خانه سینما انتخاب شدند

اعضای جدید هیئت رئیسه خانه سینما انتخاب شدند بیشتر بخوانید »