محمد جولانی

جولانی چگونه سوریه را تبدیل به جولانگاه صهیونیست‌ها کرد؟

جولانی چگونه سوریه را تبدیل به جولانگاه صهیونیست‌ها کرد؟



سردبیر نشریه رای الیوم با بیان اینکه ابراز نگرانی صهیونیست‌ها از تحرکات ترکیه در سوریه، ساختگی است، گفت جامعه جهانی به درخواست دیرهنگام جولانی برای توقف تجاوزات اسرائیل، پاسخ نمی‌دهد.

  • راحتیران - استیکی سایت

به گزارش مجاهدت از مشرق، عبدالباری عطوان، سردبیر روزنامه فرامنطقه‌ای رای الیوم و تحلیلگر برجسته جهان عرب سرمقاله امروز این روزنامه را به تحولات مربوط به سوریه در سطح اشغالگری‌ها و تجاوزات رژیم صهیونیستی به این کشور اختصاص داده و نوشت: سرانجام بعد از چهار ماه سکوت مستمر رهبری جدید سوریه در قبال تجاوزات و اشغالگری‌های رژیم صهیونیستی در خاک این کشور به دنبال سقوط دولت بشار اسد، وزارت خارجه حکومت احمد الشرع (ابومحمد الجولانی) به این تجاوزات صهیونیست‌ها واکنش نشان داده و بمباران و پیشروی نیروهای اشغالگر در استان درعا را محکوم کرده و خواستار انجام تحقیقات بین‌المللی درباره تجاوزات تل‌آویو به حاکمیت سوریه و جنایات آن علیه غیرنظامیان سوری شد.

عبدالباری عطوان افزود: به نظر می‌رسد که این موضع الجولانی بعد از تشدید تجاوزات اسرائیل که از نابودی فرودگاه‌های نظامی و انبارهای تجهیزات و سلاح‌های این کشور و اشغال اراضی سوریه مانند قنیطره، جبل الشایب و منطقه حائل در جنوب جنوب سوریه فراتر رفته و به حمله به مناطق مسکونی در روستای کویا در حومه غربی درعا رسید که منجر به شهادت شش شهروند سوری و زخمی شدن ده‌ها تن دیگر گشت، اتخاذ شده است.

چرا جامعه بین‌المللی به درخواست دیرهنگام جولانی برای توقف تجاوزات اسرائیل پاسخ نخواهد داد؟

این تحلیلگر فلسطینی تاکید کرد: اما ما به چند دلیل فکر نمی‌کنیم که جامعه بین المللی به درخواست ابومحمد الجولانی برای توقف تجاوزات رژیم صهیونیستی علیه سوریه پاسخ دهد:

– اول اینکه طرفی که حاکمیت سوریه را نقض و اراضی آن را اشغال کرده و شهروندان این کشور را قتل عام می‌کندف اسرائیل است و نه نظام سابق سوریه. به همین دلیل است که جامعه بین‌المللی تحت سیطره آمریکا حتی از این تجاوزات اسرائیل به سوریه استقبال هم می‌کند و مطلقاً به آن پاسخی نخواهد داد.

– ماموریت اصلی روند تغییر در سوریه که جامعه بین المللی تحت کنترل آمریکا به دنبال آن بود، با سقوط نظام سابق سوریه محقق شد و بنابراین سوریهِ جدید خطری برای رژیم اشغالگر صهیونیستی محسوب نمی‌شود. ادامه تحریم‌ها و محاصره اقتصادی علیه سوریه، وخامت اوضاع معیشتی مردم این کشور، وقوع جنایت‌ها و کشتارها و درگیری‌های فرقه‌ای و عدم خروج رسمی رهبری جدید سوریه از لیست تروریسم، موید آن است که جامعه بین‌المللی اساساً قصدی برای کمک به مردم سوریه ندارد.

– جامعه بین المللی که آمریکا سرکرده آن است، کاملاً با پروژه تجزیه کشور سوریه به دولت‌های کوچک فرقه‌ای و قومی که رژیم اشغالگر صهیونیستی به دنبال آن بوده و در حال اجرای این پروژه است، همسویی دارد و از آن حمایت می‌کند.

امکان رویارویی ترکیه و اسرائیل در سوریه وجود ندارد

در ادامه این مقاله آمده است: ما اغلب افشاگری‌های عامدانه‌ای را که این روزها رسانه‌های عبری ترویج می‌کنند، با این مضمون که اسرائیلی‌ها نگران هیمنه ترکیه در سوریه جدید هستند، باور نمی‌کنیم؛ زیرا ترکیه از زمان جنگ جهانی دوم هرگز تهدیدی برای اسرائیل نبوده است‌، نظام جدید سوریه هم از همان روز اول اعلام کرد که نمی‌خواهد تهدیدی برای اسرائیل باشد و به دنبال رویارویی با آن نیست. از طرف دیگر، ترکیه با رژیم اشغالگر صهیونیستی همچنان روابط دیپلماتیک و اقتصادی دارد.

عطوان ادامه داد: تمرکز کنونی رژیم صهیونیستی بر مذاکرات جاری میان دولت فعلی دمشق و ترکیه در زمینه اجازه دادن به آنکارا جهت ایجاد پایگاه نظامی در استان تدمر در شرق شهر حمص، به این دلیل است که اسرائیل می‌خواهد بهانه‌ای برای توجیه اشغالگری‌ها و تجاوزات خود به حاکمیت سوریه ارائه دهد. روابط عمیق میان رهبران کنونی سوریه با دولت ترکیه مسئله شناخته شده‌ای بوده و رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه در سرنگونی نظام سابق سوریه به ریاست بشار اسد نقش داشت و از الجولانی و شرکای او برای رسیدن به قدرت حمایت کرد.

نویسنده این یادداشت تصریح کرد: این روابط عمیق دولت ترکیه با رهبری جدید سوریه موجب شده تا سوریه در مرحله کنونی پایگاه نظامی، سیاسی و اقتصادی ترکیه باشد؛ مسئله‌ای که از قبل هم مشخص بود و آمریکا نیز از آن استقبال می‌کند.

سردبیر روزنامه رای الیوم خاطرنشان کرد: سناریوی اصلی که در حال حاضر به سرکردگی آمریکا برای تغییر شکل خاورمیانه مطابق با خواسته‌ها و شروط اسرائیل ترسیم شده، تجسمی از توصیه و دیدگاه دیوید بن گوریون، بنیانگذار رژیم جعلی صهیونیستی است که می‌گفت «بزرگی اسرائیل نه در بمب‌های هسته‌ای و نه در زرادخانه نظامی آن، بلکه در نابودی ارتش‌های عربی در سه کشور عراق، سوریه و مصر است».

در پایان این مقاله آمده است که اولین تصمیم «پل برمر» نماینده تام الاختیار دولت وقت آمریکا به ریاست جورج بوش و در واقع حاکم آمریکاییِ عراق بعد از حمله به این کشور در سال ۲۰۰۳ ، انحلال ارتش عراق بود. نظام جدید سوریه هم همین کار را با ارتش این کشور کرد و موجب شد که این ارتش از بین برود و اکنون در میان سه کشوری که به آن اشاره کردیم، تنها ارتش مصر مانده که تحرکات برای از بین بردن آن در اتاق‌های تاریک آمریکایی- صهیونیستی و با مشارکت برخی کشورهای عربی- به اجبار یا داوطلبانه- در حال انجام است و مسئله غزه ممکن است دامی برای همین موضوع باشد و باید منتظر تحولات آینده بمانیم.

منبع: تسنیم

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

جولانی چگونه سوریه را تبدیل به جولانگاه صهیونیست‌ها کرد؟

جولانی چگونه سوریه را تبدیل به جولانگاه صهیونیست‌ها کرد؟ بیشتر بخوانید »

انتصاب‌های خانوادگی در حکومت محمد الجولانی

انتصاب‌های خانوادگی در حکومت محمد الجولانی



بررسی فهرست اسامی منصوب در ساختار حکومت خودخوانده جدید دمشق نشان می‌دهد تعداد زیادی از مقامات ارشد حکومت تحریرالشام بر سوریه، با محمد الجولانی، سرکرده این جریان نسبت فامیلی نزدیک دارند.

به گزارش مجاهدت از مشرق، پس از تحولات عمده در سوریه و به ویژه در مناطق تحت کنترل گروه‌های شورشی به ریاست «ابومحمد الجولانی»، سرکرده تحریرالشام، یکی از مباحث مورد توجه در سیاست داخلی و خارجی این کشور، موضوع ساختار رهبری و نحوه‌ چیدمان مقام‌های عالی‌رتبه حکومت خودخوانده جدید سوریه بوده است. در این میان، انتصاب‌های خانوادگی در رهبری این گروه و نقشی که این انتصابات در تحولات سیاسی سوریه ایفا می‌کنند، توجه ویژه‌ای را به خود جلب کرده است.

قبل از ورود به بحث انتصاب‌های خانوادگی در جبهه النصره، باید به رویکرد غرب و رسانه‌های آن در قبال حاکمیت خاندان اسد اشاره کرد. در سال‌های گذشته، یکی از مهم‌ترین نقدها به حکومت بشار اسد، استبدادی بودن آن و تمرکز قدرت در دست یک خاندان بود. این نقد به‌ویژه در رسانه‌های غربی و صهیونیستی به شدت برجسته می‌شد و تصاویری از فساد، دیکتاتوری و سوءاستفاده از قدرت در سایه حاکمیت خانواده اسد ترسیم می‌شد. این تصویر، براساس ترکیب قدرت میان افراد مختلف از خانواده اسد (از جمله بشار اسد، ماهر اسد، و سایر اعضای نزدیک خانواده)، در اذهان عمومی و بین‌المللی تقویت شد. این نوع مدیریت سیاسی که در آن قدرت در دستان یک گروه خاص و خانوادگی متمرکز است، در بسیاری از تحلیل‌ها و گزارش‌ها به عنوان یک نوع استبداد در نظر گرفته می‌شد که به نفع خانواده اسد و به زیان مردم سوریه عمل می‌کند.

انتصاب‌های خانوادگی در حکومت تحریر الشام

با گذشت زمان، و تغییرات در ساختار گروه‌های مختلف فعال در سوریه، به‌ویژه در مناطقی که تحت کنترل جبهه النصره قرار دارند، وضعیت مشابهی به‌وجود آمد. جبهه النصره، که در ابتدا به عنوان یک شاخه از القاعده فعالیت می‌کرد، پس از جدا شدن از این گروه و تغییر نام به هیئت تحریرالشام، به یکی از بازیگران مهم در جنگ داخلی سوریه تبدیل شد. در این گروه نیز به مانند حکومت اسد، تمرکز قدرت به‌طور فزاینده‌ای در دست گروهی خاص قرار گرفت.

یکی از مهم‌ترین تحولات در این راستا، انتصاب‌های خانوادگی در درون این گروه بوده است. بر اساس گزارش‌ها، افراد نزدیک به ابومحمد الجولانی، سرکرده‌ هیئت تحریر الشام، از جمله برادران، دامادها و پسرخاله‌ها، مسئولیت‌های کلیدی در این گروه را بر عهده دارند. این نوع انتصاب‌ها، شباهت زیادی به الگوی حکومتی اسد دارد و در این راستا، نقدهای مشابهی نیز از سوی ناظران سیاسی و افکار عمومی مطرح شده است.

واکنش افکار عمومی سوریه

در حالی که در گذشته این نوع انتصابات ممکن بود در سایه‌یبحران و جنگ داخلی چندان مورد توجه قرار نگیرد، اما با گذشت زمان، به ویژه با توجه به وضعیت اقتصادی و اجتماعی سوریه، افکار عمومی به شدت نسبت به این موضوع حساس شده است. بسیاری از سوری‌ها که قبلاً تحت حاکمیت گروه‌های مختلفی قرار گرفته‌اند، در حال حاضر احساس می‌کنند که دیگر در عرصه‌ سیاسی این کشور جایی ندارند و این تغییرات مدیریتی بیشتر به نفع گروه‌های خاص و نه مردم است.

واکنش‌های عمومی، به‌ویژه در داخل مناطق تحت کنترل هیئت تحریر الشام، به شکل اعتراضات و نارضایتی‌های عمومی بروز پیدا کرده است. این اعتراضات معمولاً در قالب نارضایتی از فساد در درون گروه، تبعیض در توزیع منابع و موقعیت‌ها، و ناتوانی در ارائه خدمات به مردم ظاهر می‌شود. بسیاری از تحلیلگران پیش‌بینی می‌کنند که در آینده، این نارضایتی‌ها به یک جنبش اعتراضی وسیع‌تر تبدیل شود که ممکن است ساختار رهبری هیئت تحریر الشام را به چالش بکشد.

در نهایت، روند انتصاب‌های خانوادگی در جبهه النصره و واکنش‌های عمومی به این موضوع، نه تنها نشان‌دهنده یک نوع نارضایتی عمومی در سوریه است، بلکه می‌تواند به عنوان یک نقطه‌ عطف در تحولات آینده‌ی این کشور و وضعیت منطقه‌ای آن تلقی شود. در حالی که برخی از تحلیلگران غربگرا به نفع جبهه تحریرالشام پیش‌بینی‌هایی خوشبینانه دارند، اما واقعیت‌ها نشان می‌دهند که بحران‌های داخلی، به‌ویژه بحران‌های سیاسی و اجتماعی ناشی از فساد و تمرکز قدرت، می‌تواند به یکی از مهم‌ترین موانع پیشرفت ساختارهای قدرت همچون آنچه الجولانی در حال اجرای آن در سوریه است، تبدیل شود.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

انتصاب‌های خانوادگی در حکومت محمد الجولانی

انتصاب‌های خانوادگی در حکومت محمد الجولانی بیشتر بخوانید »

شش دلیل دیدار رئیس استخبارات عراق با الجولانی در دمشق

شش دلیل دیدار رئیس استخبارات عراق با الجولانی در دمشق



سفر رئیس سازمان اطلاعات ملی عراق به سوریه و دیدار با ابو محمد الجولانی در رسانه‌ها بازتاب زیادی داشت. اما پشت صحنه و موضوع اصلی این سفر چیست؟

به گزارش مجاهدت از مشرق، سفر «حمید الشطری»، رئیس سازمان اطلاعات ملی عراق به سوریه و دیدار با «ابومحمد الجولانی» و «انس خطاب»، رئیس دستگاه اطلاعاتی حکومت خودخوانده سوریه، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها داشت. اما پشت صحنه و موضوع اصلی این سفر چیست؟

این سفر ۵ هدف اصلی و یک هدف تکمیلی را دنبال می کرد، در حقیقت می‌توان گفت پرونده‌های مطرح شده در مذاکرات دو طرف ۵ + ۱ هدف بوده است.

پنج پرونده اصلی الشطری در سفر به دمشق عبارت بودند از:

تبادل اسیران: تعدادی از رزمندگان مقاومت اسلامی عراق در روز سقوط نظام بشار اسد به اسارت تحریرالشام درآمده بودند. که دست‌کم ۶ نفر از آنها اعضای جنبش نجباء بودند. البته برخی منابع این عدد را تا ۱۲ نفر نیز افزایش داده و نام بعضی از نیروهای دیگر گروه‌های مقاومت را نیز در کنار آن مطرح می‌کنند. این افراد دارای تابعیت عراقی بوده و بغداد در قبال آنها مسئولیت دارد. از سوی دیگر پس از فتح دمشق نگه داشتن این افراد دیگر برای الجولانی هیچ نفعی ندارد.

وضعیت عراقی‌های مقیم سوریه: دومین موضوع پرونده هزاران عراقی مقیم سوریه و به‌ویژه دمشق است. عراقی‌های مقیم سوریه، عمدتاً در منطقه سیده زینب (س) سکونت دارند. به طور طبیعی با حاکم شدن الجولانی بر سوریه، وضعیت شهروندان عراقی متفاوت خواهد بود و بغداد نمی‌تواند نسبت به وضعیت آنها در آینده بی‌تفاوت باشد. در نتیجه وضعیت اقامت و مجوز کار آنها در گروی هماهنگی با دولت جدید سوریه است.

اماکن مقدس شیعیان: شیعیان عراقی، به طور ذاتی اهتمام زیادی به برگزاری مراسم‌های آیینی و مذهبی و حفظ حرمت و احترام اماکن مقدسه دارند. در این بین حرم حضرت زینب (س)، حرم حضرت رقیه (س) و حرم سکینه بنت امیرالمومنین (س) در سوریه در زمره اماکنی هستند که مقصد بسیاری از زائرین شیعه عراق هستند. در روزهای گذشته تعدی به اماکن مقدس شیعیان در سوریه باعث تحرک شیعیان عراقی مقیم این کشور شده بود که همین امر می‌توانست مناسبات حکومت جدید سوریه با عراق را تحت الشعاع قرار دهد. همین امر حفظ امنیت اماکن مقدسه شیعی در سوریه را به یکی از دستورکارهای مهم سفر الشطری به دمشق مبدل ساخته بود. این امر با توجه به اینکه حضور شیعیان عراقی در قالب «گردشگری مذهبی» برای سوریه آورده مالی قابل توجهی به همراه دارد، برای الجولانی هم جذابیت داشت.

زندانیان عراقی و عراقی‌تبار عضو داعش: موضوع چهارم به وضعیت زندانیان عراقی یا عراقی‌تبار دارای سابقه عضویت در گروه تروریستی داعش باز می‌گردد. بخشی از این افراد در قلمرو دولت بشار اسد مستقر بودند و پس از تغییر حاکمیت در سوریه فرصتی را پیش روی دولت بغداد به منظور تعامل با تحریرالشام برای تعیین سرنوشت آنها قرار داده است. از سوی دیگر نیروهای کرد موسوم به سوریه دمکراتیک (قسد) نیز با عراق به توافق رسیده‌اند تا چند هزار خانواده این زندانیان را به عراق انتقال دهد، که نخستین کاروان آن شامل ۶۰۰ تن بود که از اردوگاه الهول وارد عراق شدند. قرار است این افراد تحت نظارت دولت عراق در دوره‌های بازپروری شرکت کنند و در اردوگاه‌های ویژه‌ای نگهداری شوند. دولت عراق مایل است این افراد را هرچه سریع‌تر هم از حکومت الجولانی و هم از قسد تحویل بگیرد تا از یکسو این بازیگران در آینده از عراقی‌تباران مذکور به عنوان وجه المصالحه برای تحت فشار قرار دادن بغداد استفاده نکنند و همچنین از سوی دیگر از آزاد شدن آنها در وضعیت بی‌ثبات حاکم بر سوریه جلوگیری شود، زیرا آزادی این افراد در وضعیت بی ثبات و ناامن سوریه برای عراق به یک تهدید امنیتی مبدل خواهند شد.

نیروهای سیاسی عراقی ساکن سوریه: موضوع پیچیده بعدی حضور دیرپای طیف‌هایی از نیروهای سیاسی عراقی در سوریه است. این گروه‌ها در دوره دیکتاتوری صدام حسین، اپوزیسیون حکومت محسوب می‌شدند، ولی پس از ۲۰۰۳ در قالب رهبران سیاسی نظام جدید وارد حکومت جدید شدند. این دسته از عراقی‌ها سابقه همکاری با دستگاه‌های اطلاعاتی حکومت بعث سوریه را در دوران حاکمیت خاندان اسد بر این کشور دارند. همچنین بخشی از این گروه‌ها حد فاصل سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۹ که روابط بغداد و دمشق بسیار بد بود، با حکومت اسد علیه امنیت ملی عراق همکاری می‌کردند. افشا شدن احتمالی پرونده این افراد در سوریه، ممکن است حیات سیاسی آنها در عراق را تهدید کند. البته به نظر می‌‎رسد الجولانی منفعت چندانی در افشا کردن این پرونده‌ها ندارد. از این رو ممکن است الجولانی معامله بر سر این موضوع را بپذیرد.

تاکنون دو نفر از رهبران سیاسی عراقی نسبت به این موضوع واکنش مستقیم نشان داده‌اند؛ اولین شخص «فائق الشیخ» بود که خود شخصاً برای مذاکره راهی دمشق شد. الشیخ اپوزیسیون نظام سیاسی عراق به حساب می‌آید و نمی‌توانست منتظر پیگیری این پرونده از سوی دولت عراق شود. نفر دوم هم «مشعان الجبوری» بود. این دو نسبت به این موضوع حساسیت زیادی نشان داده‌اند. البته شنیده‌های غیر رسمی نام سیاستمداران رده بالاتری را در این زمینه مطرح می‌کند. شاید به همین مسئله بود که دولت عراق برای مذاکره با حکومت جدید سوریه شتاب کرد. البته ممکن است در آینده همین پرونده‌ها اگر به دست نخست وزیر یا رئیس استخبارات عراق برسد هم به ابزار فشاری در سپهر سیاسی داخلی عراق مبدل شود.

در کنار این ۵ موضوع اصلی، منابع رسانه‌ای نزدیک به تحریرالشام، مانند کانال تلگرامی «ردع العدوان» (هجوم بازدارنده) که به اتاق عملیاتی با همین نام وابسته است ادعا کردند که هیئت عراقی حامل پیامی از سوی جمهوری اسلامی ایران هم بوده است.

این رسانه‌ها مدعی شدند تهران قصد گشایش کانال ارتباطی موثر با الجولانی را دارد. البته این ادعا تنها از سوی کانال‌های نزدیک به حکام جدید سوریه مطرح شده و منابع عراقی و ایرانی این ادعاهای رسانه های نزدیک به سرکرده تحریرالشام را تایید نکرده اند.

منبع: تسنیم

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

شش دلیل دیدار رئیس استخبارات عراق با الجولانی در دمشق

شش دلیل دیدار رئیس استخبارات عراق با الجولانی در دمشق بیشتر بخوانید »

نگاهی به ترکیب گروهک‌های مسلح سوریه در نشست با الجولانی

نگاهی به ترکیب گروهک‌های مسلح سوریه در نشست با الجولانی



«علیرضا مجیدی»، کارشناس مسائل غرب آسیا در ویدئویی تحلیلی برای خبرگزاری تسنیم به تشریح جزئیات دیدار اخیر ابومحمد الجولانی، سرکرده تحریرالشام با سران گروهک های مسلح سوری در کاخ ریاست جمهوری دمشق پرداخته است.

به‌گزارش مشرق، «علیرضا مجیدی»، کارشناس مسائل غرب آسیا به تشریح جزئیات ترکیب گروه ‌های شبه نظامی سوری حاضر و غایب در دیدار با «ابومحمد الجولانی»، سرکرده تحریرالشام در کاخ ریاست جمهوری دمشق پرداخته است.

غایبان نشست گروهک‌های مسلح با الجولانی

مجیدی پس از معرفی ۶ جریان کلیدی گروه‌های مسلح در تحولات اخیر سوریه در بخش نخست این ویدئوی تحلیلی، در ویدئوی حاضر با تشریح جزئیات دیدار الجولانی با سرکردگان این گروهک‌های مسلح به معرفی ۵ جریان غایب در نشست با سرکرده تحریرالشام پرداخت.

۱. جمیل الصالح

نخستین گروه از غائبین این جلسه سردار «جمیل صالح»، فرمانده «جیش العزه» بود. جمیل صالح در ادلب زندگی می‌کرد. وی در زمان حکمرانی جیش الفتح، احرار الشام و بعدها تحریرالشام بر ادلب، همکاری خود با آنها را آغاز کرد. او در زمره موسسان اتاق عملیات فتح المبین بود و در دوره فعالیت‌های الجولانی علیه نظام بشار اسد، همسویی کاملی با وی نشان داد و حتی این همکاری به الگویی ممتاز برای سایر گروهک‌های مسلح فعال در مناطق مختلف سوریه مبدل شد.

جمیل صالح تا زمانیکه الجولانی دمشق را فتح کرد متحد او بود، اما در نشست اخیر گروه‌های مسلح با الجولانی حضور نداشت تا گمانه زنی‌های رسانه‌ای حول اختلافات احتمالی وی با الجولانی بیش از پیش تقویت شود. گفته می شود جمیل صالح معتقد است اصل همکاری طرفین بر برکناری بشار اسد از قدرت در دمشق استوار بود نه اینکه تحریر الشام پس از آن بر سوریه سیطره یابد و حکومت را در دست گیرد.

۲. نیروهای مشترک

دومین غایب بزرگ این نشست، سران اتاق عملیات موسوم به «نیروهای مشترک» (القوه المشترکه) بودند. این نیروها بخشی از شبه نظامیان موسوم به ارتش آزاد (جیش الوطنی) بودند که در عملیات «فجر الحریه» حضور داشتند. پس از انتشار بیانیه فجر الحریه علیه تحریرالشام، شبه نظامیان القوه المشترکه با انتشار بیانیه‌ای مجزا ضمن حمایت از تحریرالشام از فجرالحریه منشعب شدند. همزمان با ورود نیروهای عملیات ردع العدوان به حماه، نیروهای القوه المشترکه نیز وارد حما شدند و به سمت استان حمص حرکت کردند.

نیروهای موسوم به القوه المشترکه در حقیقت به دو گروه اصلی تقسیم می‌شوند: یکی گردان «سلیمان شاه» به فرماندهی «سیف بولات ابوبکر» و دیگری «فرقه الحمزه» به رهبری «ابو عمشه». این دو گروه در میان نیروهای موسوم به ارتش آزاد (جیش الوطنی) در زمره نزدیک‌ترین متحدین الجولانی در دو سال اخیر به شمار می‌رفتند، اما در خلال دیدار هفته گذشته خود با الجولانی به توافق نرسیدند و در نتیجه در نشست سرکردگان گروه‌های مسلح با سرکرده التحریرالشام نیز غایب بودند.

۳. اتاق عملیات فتح دمشق

سومین غایب بزرگ، اعضای اتاق عملیات فتح دمشق بودند. این جریان نیز با وجود ضعف آشکار خود به لحاظ خاستگاه و قدرت نظامی در مقایسه با تحریرالشام پس از آنکه در دیدار خصوصی با الجولانی به توافق نرسیدند، از شرکت در این نشست نیز خودداری کردند.

۴. اتاق عملیات جنوب

چهارمین غایب بزرگ این نشست، اعضای اتاق عملیات جنوب بودند. چهره شناخته شده و سرآمد این جریان «احمد العوده»، فرمانده تیپ ۸ سپاه پنجم ارتش سوریه در اواخر دوران بشار اسد یعنی از سال ۲۰۱۸ به بعد است. احمد العوده هفته گذشته با الجولانی دیدار داشت، اما در نشست مشترک اعضای گروهک‌های مسلح با التحریرالشام حاضر نشد.

۵. گروه های مسلح در استان سویدا

پنجمین غایب بزرگ این نشست، گروه های مسلح استان سویداء بودند.

علاوه بر پنج غایب بزرگ یاد شده، گروه‌های مسلح التنف نیز در نشست با الجولانی حاضر نشدند. در همین راستا فرمانده نیروهای موسوم به تکاوران انقلاب (مغاویر الثوره) نیز در مصاحبه@ای اعلام کرد از آنها برای حضور در این جلسه دعوتی به عمل نیامده است اما در صورت دریافت هرگونه دعوت‌نامه‌ای به خاطر آینده سوریه حاضر خواهیم شد و مذاکره خواهیم کرد.

برخی ناظران معتقدند الجولانی در رابطه با گروه‌های مسلح غایب در جلسه اخیر، ابتکار عمل مجزایی را مدنظر دارد. در همین راستا به نظر می‌رسد سرکرده تحریرالشام در ابتدا قصد دارد تا در ابتدا با گروه‌های معارض سوری به توافقاتی پشت پرده دست یابد و سپس از موضع قدرت با مهم‌ترین حامی آنها یعنی واشنگتن وارد مذاکره شود.

جریان های حاضر در نشست گروه های مسلح با الجولانی

اما در کنار جریان ‌های غایب در جلسه، ترکیب گروهک‌های مسلح حاضر در این جلسه نیز از اهمیت مضاعفی برخوردار هستند. فضای کلی این جلسه به اینصورت بود که برخی گروه‌ها با ارائه پیش‌شرط‌هایی برای کنار گذاشتن سلاح خود و الحاق به وزارت دفاع سوریه اعلام آمادگی کرده بودند.

۱. الجبهه الشامیه

دسته نخست «الجبهه الشامیه» به فرماندهی «ابو العز السراقب» است که استانداری حلب را در دست گرفته و در اتاق عملیات فتح‌المبین نیز عضویت دارد.

۲. گردان های نورالدین الزنکی

گردان‌های نورالدین الزنکی هم دومین گروهی بودند که علاوه بر عضویت در اتاق عملیات فتح‌المبین برای ادغام در ساختار وزارت دفاع اعلام آمادگی کرده بودند. این گردان‌ها در زمره موسسین تحریرالشام به شمار می‌رفتند اما بعدها با الجولانی دچار مشکل شدند، تا جایی که سرکرده تحریرالشام با حمله به این گروه آنان را خلع سلاح کرد. همین رخداد سبب شد تا «توفیق شهاب‌الدین»، رهبر نورالدین الزنکی شبانه به عفرین فرار کند، اما حتی این گروه نیز در مقطع حاضر برای همکاری با الجولانی اعلام آمادگی کرده است.

۳. احرار الشام

احرار الشام به سه دسته تبدیل شده‌اند که در راس آنها احمد الصوفان قرار دارد که مسئولیت استانداری لاذقیه را بر عهده گرفته است. «احمد الدالاتی» یکی از معاونان اصلی «احمد الصوفان»، در حال حاضر معاون وزیر دفاع است. هر سه طیف احرار الشام به رغم اختلافات در نشست گروه‌های مسلح با الجولانی شرکت کردند و برای ادغام در وزارت دفاع اعلام آمادگی کرد.

البته احرار الشام به طور همزمان با این نشست‌ها، فراخوان‌هایی را جهت جذب نیرو نیز صادر کرده است. چنین رویکردی از سوی احرار الشام نشان می‌دهد که این گروهک در حال حاضر در عمل تصمیمی برای اعلام انحلال ندارد بلکه در پی تصدی مناصبی در وزارت دفاع است. لذا احرار الشام عملا با قبول ادغام شبه‌نظامیان مسلح خود نقشی کلیدی را در ساختار وزارت دفاع حکومت خودخوانده الجولانی پذیرا شده است.

۴. جیش النصر

چهارمین گروه مشارکت‌کننده در نشست با الجولانی گروهک «جیش النصر» از زیرمجموعه‌های گروه‌های مسلح موسوم به ارتش آزاد (الجیش‌الوطنی) است که خاستگاه آنها در ادلب بود. این گروهک به رغم فضای سکولار حاکم بر آن در میان حیرت و تعجب ناظران قبول کرده است تا در ساختار وزارت دفاع الجولانی مشارکت کند.

۵. جیش الاسلام

پنجمین گروه کلیدی حاضر در نشست با الجولانی، «جیش الاسلام» است. پیشینه اختلافات جیش الاسلام با جبهه النصره به سال ۲۰۱۴ باز می‌گردد. در حقیقت این گروهک در طول ۱۰ سال اخیر بیشترین اختلافات را با الجولانی داشت اما «عصام البویضانی»، رهبر جیش‌الاسلام در چرخشی معنادار ضمن حضور در این نشست با سرکرده تحریرالشام عکس یادگاری گرفت و اعلام کرد که فصل نوینی در روابط طرفین آغاز شده است.

با این حال ماه عسل روابط دوستانه تحریرالشام و جیش الاسلام دیری نپایید و منابع رسانه‌ای نزدیک به جیش الاسلام روز بعد اعلام کردند که این گروهک خواستار ریاست بر دانشگاه افسری وزارت دفاع در ادلب هستند. جیش الاسلام بنا دارد تا ریاست این دانشگاه را به عنوان امتیاز از الجولانی دریافت کند.

۶. احرار الشرقیه

دسته آخر، «احرار الشرقیه»،گروهی عشیره ای ساکن در استان دیرالزور است. این گروه بدون طرح پیش شرط خاصی در نشست با الجولانی ضمن اعلام همراهی با سرکرده تحریرالشام از تشکیلات اصلی خود یعنی جنبش التحریر و البناء منشعب شدند. این احتمال وجود دارد که این جریان مسلح به دنبال اخذ امتیاز بزرگی در دیرالزور همچون تخصیص کرسی استانداری دیرالزور به سود خود باشند.

احرار الشرقیه اگرچه یک جریان مذهبی به شمار می رود اما از لحاظ گفتمانی جریانی سکولار به شمار می‌رود. در سال ۲۰۱۳ که تمامی استان دیرالزور به جز شهر دیرالزور به تصرف معارضین درآمده بود، «ابو زینب الهاشمی» که موسس احرار الشرقیه به شمار می‌رود علیه گروه‌های اسلام‌گرا اعلام جنگ کرد و افزود: اجازه نمی‌دهیم دیرالزور به «تورا بورا» (مناطق تحت نفوذ القاعده در جنوب افغانستان) تبدیل شود. با این حال حتی این گروهک نیز با گذشت ۱۱ سال از قبول خلع سلاح نیروهای خود و ادغام در وزارت دفاع سوریه سخن می‌گوید.

حضور مشروط گروه‌های مسلح در دیدار با الجولانی

علاوه بر غایبین و حاضرین در نشست الجولانی دسته سومی از گروه‌ها نیز وجود داشتند که شروطی را برای همکاری با ابومحمد الجولانی و تحویل سلاح خود به وزارت دفاع بر روی میز قرار داده‌اند. از جمله شروط گروه‌های حاضر در دسته سوم می‌توان به این موارد اشاره کرد: اول اینکه باید دولت فراگیر تشکیل شود؛ دوم آنکه کشورها، دولت جدید سوریه را به رسمیت بشناسند و سوم استقرار و آغاز به کار دولت مزبور است.

۱. تجمع دمشق

از جمله مهم‌ترین گروه‌هایی که چنین شروطی برای الجولانی مطرح ساخته‌اند می‌توان به «تجمع دمشق» اشاره کرد. این گروه به عنوان تنها عضو حاضر در اتاق عملیات دمشق در این جلسه حضور پیدا کرد.

۲. گردان دوم

گروه بعدی «گردان دوم» (الفرقه الثانیه) است که یکی از مهم‌ترین اجزاء ارتش موسوم به ارتش آزاد (جیش الوطنی) به شمار می‌رود.

۳. جنبش التحریر و البناء

جریان سوم جنبش التحریر و البناء است که اعلام کردند فقط در صورت تامین شروط سه‌گانه سلاح‌های خود به وزارت دفاع حکومت الجولانی تحویل خواهند داد. جریان مزبور همچنین بر ضرورت کنار رفتن الجولانی از قدرت پس از سرنگونی نظام بشار اسد تاکید دارند.

۴. لشکر الشام

در نهایت چهارمین جریان «لشکر الشام» (فیلق الشام) از جریان مشارکت‌کننده در اتاق عملیات فتح المبین است که اصرار دارد تا با اخذ کرسی اداره رکن دو، معادل حفاظت اطلاعات، سلاح خود را به وزارت دفاع حکومت دمشق تحویل دهد.

فیلق الشام نزدیک‌ترین گروه به ترکیه در استان ادلب به شمار می‌رود. این جریان در میان گروهک‌های مسلح سوری بیش از سایرین از گفتمان اسلامی اخوان المسلمین تاثیر پذیرفته است که همین مسئله نشان می‌دهد آنکارا در نظر دارد از نزدیک‌ترین متحد خود بر تسلط و سیطره بر ساختار حفاظت اطلاعات حکومت جدید سوریه حمایت کند.

منبع: تسنیم

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

نگاهی به ترکیب گروهک‌های مسلح سوریه در نشست با الجولانی

نگاهی به ترکیب گروهک‌های مسلح سوریه در نشست با الجولانی بیشتر بخوانید »

تعریف دلبخواه از تروریسم؛ ابزار سیاسی کاری آمریکا

تعریف دلبخواه از تروریسم؛ ابزار سیاسی کاری آمریکا



لغو جایزه ۱۰ میلیون دلاری برای دستگیری ابومحمد الجولانی و تعامل دیپلماتیک آمریکا با گروه تحریر الشام، بار دیگر نشان داد که در سیاست‌های واشنگتن، تروریسم بیشتر به ابزاری سیاسی برای دستیابی به منافع استراتژیک تبدیل شده است تا مفهومی حقوقی و ثابت.

به گزارش مجاهدت از مشرق، لغو جایزه ۱۰ میلیون دلاری برای دستگیری ابومحمد الجولانی و تعامل دیپلماتیک آمریکا با گروه تحریر الشام، بار دیگر نشان داد که در سیاست‌های واشنگتن، تروریسم بیشتر به ابزاری سیاسی برای دستیابی به منافع استراتژیک تبدیل شده است تا مفهومی حقوقی و ثابت.

این تغییرات به‌ویژه برای کشورهایی مانند ایران که تحت فشار نهادهایی مانند FATF قرار دارند، سوالاتی جدی درباره اعتماد به نهادهای بین‌المللی و پیامدهای سیاسی این تصمیمات مطرح می‌کند. کشوری که به راحتی با حذف جایزه ۱۰ میلیون دلاری تگ تروریست را از روی جولانی جدا کرده و چوب حراج به اعتبار خود می‌زند، آیا اجازه خواهد داد نهادهای تحت امرش همچون گروه ویژه اقدام مالی با رویکردی مستقل به تقابل با آنچه تروریست ادعا می‌کنند بپردازند یا این نهاد نیز همچون شورای حکام سازمان ملل صرفا ابزاری اتحصاری برای پیشبرد سیاست‌های آمریکا محسوب می‌شود.

کمدی در نشست خبری وزارت خارجه آمریکا

در یکی از نشست‌های اخیر وزارت خارجه آمریکا، موضوعی جنجالی درباره جایزه تعیین‌شده برای دستگیری ابومحمد الجولانی، رهبر هیئت تحریر الشام، توجه‌ها را جلب کرد.

یکی از خبرنگاران از سخنگوی وزارت خارجه پرسید که اگر فردی الجولانی را به پایگاه‌های آمریکایی در سوریه تحویل دهد، آیا این جایزه پرداخت خواهد شد؟

پاسخ مبهم سخنگو مبنی بر باقی ماندن جایزه به‌جای رفع ابهامات، به پیچیدگی ماجرا افزود.

خبرنگار دیگری با لحنی طنزآمیز پرسید که آیا دیپلمات‌های آمریکایی نیز می‌توانند این جایزه را دریافت کنند؟

این پرسش که به شایعات دیدار احتمالی مقامات آمریکایی با الجولانی اشاره داشت، با این پاسخ از جانب متیو میلر مواجه شد که اگر یک دیپلمات آمریکایی چنین درخواستی بدهد او متعجب خواهد شد.

روز بعد، خبری منتشر شد که باربارا لیف، نماینده ارشد وزارت خارجه آمریکا، در دیداری با الجولانی اعلام کرده است جایزه تعیین‌شده برای دستگیری او دیگر برقرار نیست. این تحول، پرسش‌های جدیدی درباره سیاست‌های دوگانه آمریکا در قبال گروه‌های تروریستی مطرح کرد.

پرسش کنایه‌آمیز خبرنگار درباره امکان دریافت جایزه توسط دیپلمات‌ها، به‌خوبی نشان‌دهنده تضاد میان اظهارات و اقدامات آمریکا بود و نقش منافع سیاسی در تعامل با گروه‌های تروریستی را آشکارتر کرد. این اتفاق بار دیگر یادآور شد که در معادلات دیپلماتیک با غرب، مفاهیمی چون تروریسم، نه بر اساس اصول ثابت، بلکه در خدمت اهداف سیاسی بازتعریف می‌شوند.

تعریف تروریسم از پنجره سیاست

سیاست خارجی آمریکا نشان می‌دهد که در تعریف «تروریسم»، این کشور بیشتر به ملاحظات سیاسی و منافع ژئوپلیتیکی خود توجه دارد تا معیارهای حقوقی ثابت.

در شرایطی که تروریسم باید تهدیدی جهانی برای صلح و امنیت باشد، آمریکا از آن به‌عنوان ابزاری برای پیشبرد منافع خود در مناطق مختلف استفاده می‌کند.

گروه هیئت تحریر الشام که پیشتر در لیست گروه‌های تروریستی قرار داشت، به دلیل تغییرات در وضعیت سوریه و منافع آمریکا، دیگر هدف فشار قرار نمی‌گیرد و رهبر آن، که پیش‌تر به‌خاطر دریافت جایزه برای دستگیری‌اش تحت تعقیب بود، به‌عنوان یک مقام دیپلماتیک پذیرفته می‌شود.

این رویکرد نشان می‌دهد که مفهوم «تروریسم» در سیاست آمریکا به‌طور انعطاف‌پذیر و بسته به شرایط سیاسی تغییر می‌کند.

این تغییرات همچنین سوالاتی جدی را درباره اعتبار و پایبندی به اصول حقوقی بین‌المللی ایجاد می‌کند. آیا می‌توان تعریف تروریسم را به این‌صورت که بر اساس منافع روز تغییر کند، مبنای تعاملات بین‌المللی قرار داد؟

نمی‌شود به معاهداتی مبتنی بر تعاریف متزلزل تکیه کرد

ماجرای لغو جایزه برای ابومحمد الجولانی و روابط دیپلماتیک جدید آمریکا با گروه هیئت تحریر الشام، نشان‌دهنده تحولات مهمی در مفهوم «تروریسم» است که در سیاست‌های جهانی، به ویژه از سوی آمریکا، بیشتر به یک ابزار سیاسی بدل شده تا یک مفهوم حقوقی ثابت.

این تغییر رویکرد به‌ویژه برای کشورهایی مانند ایران که تحت فشار نهادهایی همچون FATF قرار دارند، پیامدهایی جدی دارد.

FATF به‌طور رسمی برای مبارزه با تأمین مالی تروریسم و پولشویی فعالیت می‌کند، اما فرآیندهای آن تحت تأثیر سیاست‌های جهانی قرار دارد و ممکن است به ابزاری برای اعمال فشار بر ایران تبدیل شود.

تصویب لوایح ضد تأمین مالی تروریسم در ایران، در ظاهر ممکن است راهی برای کاهش فشارهای بین‌المللی باشد، اما این اقدامات به‌طور غیرمستقیم می‌تواند در خدمت اهداف سیاسی کشورهای قدرتمند قرار گیرد.

آمریکا معیارهای خود برای تعیین گروه‌های تروریستی را بر اساس منافع استراتژیک خود تنظیم می‌کند، نه اصول حقوقی یا امنیتی ثابت. در حالی که گروه‌هایی مانند تحریر الشام از حمایت‌های سیاسی و دیپلماتیک برخوردارند، سپاه پاسداران ایران و گروه‌های مقاومت مردمی در لیست سازمان‌های تروریستی قرار می‌گیرند.

این وضعیت نشان می‌دهد که پذیرش بی‌قیدوشرط الزامات FATF ممکن است نتایج متفاوتی از آنچه که انتظار می‌رود، به دنبال داشته باشد.

حتی اگر ایران این الزامات را بپذیرد، احتمال دارد که فشارهای بین‌المللی همچنان ادامه پیدا کند، زیرا تصمیمات در این عرصه بیشتر بر مبنای سیاست‌های تغییرپذیر آمریکا و منافع ژئوپلیتیکی آن استوار است، نه اصول ثابت حقوقی لذا پذیرش لوایح هم خروج ایران از لیست سیاه را تضمین نمی‌کند و هم اگر این اتفاق بی‌افتد آن زمان تازه باب بهانه جویی‌ها علیه نهادهای قانونی ایران رسمیت یافته و احتمال طرح مطالبات زیاده‌خواهانه‌ای همچون انحلال نهادهای رسمی کشور نیز وجود دارد. نهادهایی که دامنه آن به سپاه محدود نمانده و طیف زیادی از ساختارهای فرهنگی و اقتصادی را در برخواهد گرفت.

منبع: تسنیم

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

تعریف دلبخواه از تروریسم؛ ابزار سیاسی کاری آمریکا

تعریف دلبخواه از تروریسم؛ ابزار سیاسی کاری آمریکا بیشتر بخوانید »