محمد درودیان

بررسی زمینه‌ها و اهداف شروع تهاجم صدام به ایران

بررسی زمینه‌ها و اهداف شروع تهاجم صدام به ایران



اهداف عراق از تهاجم به ایران را با توجه به همسویی منافع رژیم بعثی با آمریکا در مهار انقلاب اسلامی و تمایلات توسعه‌طلبانه این رژیم، می‌توان در سه سطح لغو قرارداد ۱۹۷۵، تجزیه و در صورت امکان براندازی جمهوری اسلامی دسته‌بندی کرد.

به گزارش مجاهدت از مشرق، در آستانه هفته دفاع مقدس و گرامیداشت چهل و پنجمین سالگرد آن با توجه به این‌که هجوم سراسری رژیم بعثی عراق به ایران در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ دارای زمینه‌های قبلی است و می‌توان برای تبیین آن چندین جلد کتاب و مقاله نوشت، برآن شدیم تا به بررسی برخی از این زمینه‌ها و مقدماتی بپردازیم؛ مقدماتی که در نهایت در آخرین روز تابستان سال ۱۳۵۹ منجر به آغاز بزرگترین و طولانی‌ترین جنگ قرن شد.

در ادامه از کتاب «سیری در جنگ ایران و عراق (جلد ۱)؛ خونین‌شهر تا خرمشهر» نوشته شده توسط محمد درودیان از نویسندگان و روایان دفاع مقدس در مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه، به بیان این موضوع می‌پردازیم.

زمینه‌های شکل‌گیری تهاجم

انقلاب اسلامی پس از یک سال و اندی از پیروزی آن با توجه به ستیزه‌جویی و معارضه ذاتی با اهداف و منافع استکبار جهانی و نفی هرگونه مصالحه و سازش، به نحوی گسترده و شدید زیر فشارهای داخلی و خارجی قرار داشت. در این میان، ادامه نگهداری گروگان‌های آمریکایی (در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی) هم بر خصومت آمریکا با انقلاب اسلامی می‌افزود؛ به‌ویژه اینکه سیاست خارجی آمریکایی‌ها و موقعیت دموکرات‌های این کشور برای پیروزی مجدد در انتخابات ریاست جمهوری به‌شدت از ماجرای گروگان‌گیری متأثر بود و عامل زمان برای «کارتر» رئیس‌جمهور وقت آمریکا اهمیت ویژه‌ای داشت.

در چنین وضعیتی با فرارسیدن سال ۱۳۵۹ روند تحولات داخلی و خارجی شکل جدیدی به خود گرفت. میزان تشنج در مرزهای ایران و عراق تا حد زیادی افزایش یافت؛ تا آنجا که در ۱۸ فروردین ۱۳۵۹ و فقط یک روز پیش از اعلام قطع رابطه آمریکا با ایران، صدام رئیس‌جمهور عراق اعلام کرد ایران باید از سه جزیره تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی خارج شود. او همچنین گفت: عراق آماده است با زور تمام اختلافات خود با ایران را حل کند.

همزمان یکی از مقام‌های کاخ سفید هم گفت: آمریکا به بررسی عملیات احتمالی نظامی از قبیل محاصره دریایی و هوایی ایران و جنگ در بیابان پرداخته است.

عملیات طبس در ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹ بخشی از تلاش‌های آمریکایی‌ها برای آزادکردن گروگان‌ها بود که به شکست بزرگی برای آمریکا و به‌ویژه برای کارتر رئیس‌جمهور این کشور تبدیل شد. برژینسکی پس‌ازاین واقعه اظهار داشت: آمریکا قادر است تمام کوشش‌های لازم را به عمل آورد و تمام وسایل لازم را نیز در اختیار دارد تا ایران را به قبول نظریات آمریکا وادار سازد.

هم‌زمان عراق ضمن ادامه و تشدید درگیری‌های مرزی با ایران با استفاده از عوامل خود در برخی از شهرهای مرزی کشورمان از جمله خرمشهر، مبادرت به بمب‌گذاری و خراب‌کاری کرد. این اوضاع جدید، دو کشور را در آستانه جنگ قرار داد طوری که محافل سیاسی – نظامی جهان به ارائه تحلیل‌های مختلفی دراین‌باره پرداختند. اشپیگل در این زمینه نوشت:

دلایل بسیاری وجود دارد که جمهوری اسلامی ایران، در یک جنگ مسلحانه با عراق شکست خواهد خورد؛ زیرا عراق دارای یک ارتش مجهز و تعلیم‌یافته است. به همین دلیل دولت عراق سعی نمی‌کند که از عصبانیت قبلی بکاهد.

هرالد تریبون هم در تحلیلی نوشت: تحلیلگران آمریکایی معتقدند که در حال حاضر ارتش ایران قادر نیست از مرزهای کشور علیه هرگونه تهاجم مشخص دفاع کند و در یک جنگ سخت و سنگین پیش از چند روز و شاید یک یا دو هفته دوام بیاورد.

تأثیر جنگ بر اوضاع داخلی و تغییر موقعیت جناح موسوم به لیبرال‌ها هم بخش دیگری از تحلیل‌های مرتبط با بحران و مناقشه ایران و عراق را شامل می‌شد. مجله الحوادث در این زمینه نوشت.

بنی‌صدر می‌داند ارتش وی که اکنون فاقد انسجام و سازمان مناسب است، قادر به رویارویی با ارتش عراق نیست و از آن گذشته رهبران ارتش یا اعدام شده و یا فرار کرده‌اند و تکنسین‌ها کنار گذاشته‌شده‌اند، اما خوب می‌داند که اگر ارتش عراق بخواهد وارد ایران بشود، برای وی فرصتی خواهد بود تا نیروهای ملی و ارتش را به شکل مناسب‌تری به دور خود گردآورد.

آمریکا پس از حاصل‌نشدن نتیجه لازم و مطلوب از تشدید فشارهای داخلی و خارجی به جمهوری اسلامی، به‌ویژه پس از شکست عملیات طبس، کودتای نافرجام نقاب را که از مدت‌ها قبل طرح‌ریزی‌شده بود به اجرا گذاشت. بنا به اطلاعات به‌دست‌آمده آمریکایی‌ها پس از ماجرای طبس، طرح کودتا و جنگ را بررسی کردند و بنا به دلایلی کودتا را در اولویت قرار دادند، اما یکی از عناصر کودتا در قسمتی از اعترافاتش می‌نویسد:

بحث بود که بین جنگ و کودتا، ابتدا کدام یک شروع شود. در صورت شکست کودتا جو حاکم بر ارتش و بی‌اعتمادی و غیره، زمینه خوبی جهت ایجاد جنگ فراهم می‌کرد. هم‌زمان با کودتا، عراق با ایجاد درگیری در ۲۰ منطقه مرزی، اوضاع را به‌گونه‌ای متشنج کرد که نظرها از داخل به مسائل مرزی معطوف شود؛ ضمن اینکه بر اساس شواهد و قراین، عراق و برخی دیگر از کشورهای منطقه در کمک و حمایت از عناصر کودتاچی نقش فعالی داشتند؛ چنان‌که صدام پس از شکست کودتا بار دیگر برای آغاز جنگ اعلام آمادگی کرد و در یکی از سخنرانی‌هایش گفت: اینک برای استرداد سه جزیره واقع در خلیج‌فارس که توسط شاه اشغال‌شده است، توانایی نظامی لازم را داریم. هرگز از زمان اشغال این سه جزیره ساکت ننشسته‌ایم و پیوسته از نظر نظامی و اقتصادی برای پس گرفتن سه جزیره مذکور آمادگی داشته‌ایم.

چنان‌که برژینسکی پیشتر اشاره‌کرده بود، واگذاری نقش جدید به عراق به‌منظور وادار کردن ایران به پذیرش خواسته‌ها و نظریه‌های آمریکا سبب شد عراق پس از شکست کودتا بی‌درنگ مقدمات لازم را با انتقال نیرو به مرز و گسترش درگیری در نوار مرزی فراهم کند.

اهداف عراق از تهاجم سراسری

پس‌ از آنکه صدام قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر را در ۱۷ سپتامبر ۱۹۸۰ (۲۶ شهریور ۱۳۵۹) لغو و تسلط کامل عراق بر آبراه اروند را اعلام کرد، حاکمان بغداد اساس این باور که توازن نظامی به نفع کشورشان تغییر کرده است و همه عوامل از جمله اوضاع ایران، وضعیت منطقه و مناسبات بین‌المللی، به تحقق اهداف آنها کمک خواهد کرد؛ در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ تهاجم سراسری خود را از هوا، دریا و زمین به خاک جمهوری اسلامی ایران آغاز کردند.

استعداد نیروی زمینی عراق در آغاز تهاجم بالغ بر ۴۸ یگان می‌شد که عبارت بودند از ۱۲ لشکر (شامل پنج لشکر پیاده، پنج لشکر زرهی و دو لشکر مکانیزه) و ۱۵ تیپ مستقل (شامل ۱۰ تیپ پیاده، یک تیپ زرهی، یک تیپ مکانیزه و سه تیپ نیروی مخصوص) به‌اضافه تیپ ۱۰ گارد ریاست جمهوری و نیروهای گارد مرزی که در مجموع شامل ۲۰ تیپ مرزی می‌شد.

در آن زمان، ماشین نظامی عراق با بهره‌مندی کامل از تجهیزاتی نظیر ۸۰۰ قبضه توپ، ۵۴۰۰ دستگاه تانک و نفربر، ۴۰۰ قبضه توپ ضدهوایی، ۳۶۶ فروند هواپیما و ۴۰۰ فروند بالگرد، آمادگی عملیاتی مناسبی داشت.

اهداف عراق از این تهاجم را با توجه به همسویی منافع این کشور با آمریکا در مهار انقلاب اسلامی و تمایلات توسعه‌طلبانه رژیم بعثی برای بهره‌برداری از خلأ ناشی از سقوط رژیم شاه در سه سطح می‌توان دسته‌بندی کرد

۱- لغو قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر؛

۲- تجزیه ایران با جداکردن استان خوزستان از آن؛

۳- براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران

در این میان، به نظر می‌رسد لغو قرارداد الجزایر و تسلط کامل عراق بر رودخانه اروند، نازل‌ترین بخش از اهداف رژیم عراق بود که در صورت تحقق این هدف، براندازی حکومت و تجزیه ایران هم در عمل پیگیری می‌شد.

گرچه لغو قرارداد الجزایر بدون حمله سراسری امکان‌پذیر بود؛ لکن همان‌طور که گفته شد؛ اهداف عراق از تهاجم به خاک ایران به‌طورقطع فراتر از موارد ذکرشده بود و حاکمان عراق می‌پنداشتند پس‌ازاین تهاجم، دست‌کم قادر خواهند بود قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر را لغو و بدین ترتیب معضل راهیابی کشورشان به شمال خلیج فارس را حل کنند.

با این زمینه‌ها، اهداف و استدلالات، صدام هجوم سراسری خود به ایران را در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ به‌طور رسمی آغاز کرد.

منبع: دفاع پرس

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

بررسی زمینه‌ها و اهداف شروع تهاجم صدام به ایران

بررسی زمینه‌ها و اهداف شروع تهاجم صدام به ایران بیشتر بخوانید »

سعی کردم درک روشنی از جنگ به جامعه ارائه دهم/ بررسی چهار دوره از استراتژی جنگ در جلد پنجم مسائل اساسی جنگ

سعی کردم درک روشنی از دفاع مقدس ارائه دهم/بررسی استراتژی فرماندهان برای پیروزی در خاک عراق


سعی کردم درک روشنی از جنگ به جامعه ارائه دهم/ بررسی چهار دوره از استراتژی جنگ در جلد پنجم مسائل اساسی جنگ

به گزارش خبرنگار نوید شاهد؛ ششم اسفندماه بیست و دومین دوره انتخاب بهترین کتاب سال دفاع مقدس و مقاومت در حوزه خاطره، مستند (زندگی‌نامه، دست‌نوشته، وصیت‌نامه و …)، تاریخ شفاهی، داستان و رمان، خاطره داستان، شعر و نثر ادبی، زندگی‌نامه داستانی، هنر‌های تجسمی، نمایشی، پژوهش (سیاسی و نظامی، ادبی، هنری، فرهنگی و اجتماعی، منابع و آثار مرجع، امنیت و اقتدار ملی – مقاومت بین‌الملل اسلامی (با تاکید بر فلسطین و غزه) – مدافعان حرم، ترجمه، خدمات نشر و ناشران، کتاب و کتابداری، کتاب شنیداری و بخش ویژه شهید سلیمانی (سرباز حکیم) به کار خود پایان داد. 

از این میان کتاب آخرین جلد از مجموعه پنج جلدی مسائل اساسی جنگ به قلم محمد درودیان پیرامون موضوع تغییر در استراتژی سپاه برای پیروزی نظامی در خاک عراق در این آیین مورد تقدیر قرار گرفت. این کتاب در یک مجموعه پنج جلدی تدوین شده و یک جلد آن به مسائل اساسی جنگ در آثار ارتش و سپاه می‌پردازد. 

چهار جلد آن به آثار سپاه اختصاص دارد. در واقع جلد پنجم آن جلد چهارم آثار سپاه را شامل می‌شود و چارچوب مطالعاتی جلد پنجم این مجموعه بررسی گزینه‌های راهبردی جنگ عراق علیه ایران و تأثیرات راهبردی آن در مدیریت بحران ها، پس از جنگ است. این موضوع پس از مطالعاتی در باره «رویکرد‌های موجود به جنگ، پس از جنگ» صورت گرفت.

محمد درودیان در گفت‌و‌گو با خبرنگار نوید شاهد؛ درباره سیر نگارش کتاب مسائل اساسی جنگ، گفت: زمانی که کتاب سیری در جنگ و نقد وبررسی پرسش‌های جنگ را نوشتم؛ پس از بررسی‌ها در این راستا احساس کردم که آیا درک روشنی از جنگ و مسئله جنگ در جامعه وجود دارد یا خیر و بعد به این نتیجه رسیدم که در جامعه ما متاثر از این آثار و نوشتار فرماندهان و نهاد‌های نظامی به این موضوع پرداخته شده است در ادامه این پرسش برایم به وجود آمد که ببینم در آثار ارتش و سپاه درباره مسائل اساسی چه چیزی گفته شده است. 

وی در ادامه اظهار کرد: زمانی که از جنگ صحبت می‌کنیم یعنی به مباحث نظامی، بازدارندگی، تهدید و سلاح می‌پردازیم و با این ملاحظه، به آثاری رجوع کردم که جلد پنجم آن به سپاه تعلق دارد. در جلد پنجم کتاب مسائل اساسی جنگ به این پرداختم تا ببینم سپاه بعد از فتح خرمشهر چه استراتژی برای پایان دادن به جنگ داشت. در این راستا متوجه شدم در سپاه سه تا چهار دوره زمانی درباره استراتژی جنگ بحث شده است و من این موضوع را به بحث گذاشته و بررسی کردم در جلد پنجم به آن پرداختم. 

درودیان درباره منابع مورد استفاده در این پژوهش تشریح کرد: درباره منابع باید بگویم من به اسناد و مدارک رجوع نکردم و می‌خواستم ببینم خود سپاه درباره این موضوع چه می‌گوید و لذا اگر می‌بینید که برخی مطالب در کتاب وجود ندارد به این دلیل است که باید به دنبال افراد بینظیری می‌رفتیم که در ادامه ممکن بود موضوع عوض شود و بررسی استراتژی جنگ به نقد و بررسی استراتژی جنگ در آثار سپاه و ارتش می‌پرداخت.

سعی کردم درک روشنی از جنگ به جامعه ارائه دهم/ بررسی چهار دوره از استراتژی جنگ در جلد پنجم مسائل اساسی جنگ

وی گفت: در این کتاب به طور مشخص درباره چهار دوره از استراتژی جنگ بحث شده است. دوره اول پس از عملیات والفجر مقدماتی است در واقع نام این عملیات والفجر مقدماتی نبود بلکه عملیات والفجر نام داشت تا عملیاتی برای پایان جنگ باشد و زمانی که موفقیت آمیز نشد نامش را مقدماتی گذاشته و یک عملیات دیگر با نام والفجر ۱ انجام دادند و مهم این بود که پس از این عملیات سپاه جلسه گذاشت و در آن بررسی کرد که چرا در جنگ پیروز نمی‌شویم و در آنجا برای اولین بار پس از فتح خرمشهر به استراتژی جنگ پرداختند. مرحله دوم پس از عملیات بدر و چرداختن به مسائل اساسی جنگ است. مرحله سوم پس از عملیات کربلای ۵ بود که دیدند دیگر زمینی برای جنگ وجود ندارد و اصل استراتژی جنگ از منطقه جنوب به شمال غرب تغییر کرد و عملیات حلبچه شکل گرفت؛ موضوعی که خیلی به آن پرداخته نشده است. مرحله چهارم نیز زمانی است که عراق حمله کرد و به این نتیجه رسیدند که چکار بکنند و نتیجه این شد که ما از مناطقی که بعد از فتح خرمشهر در خاک عراق گرفته بودیم، برگردیم.

درودیان همچنین با اشاره به اینکه آثار منتشر شده گفتاری و نوشتاری اسناد و مدارکی است که برای نگارش کتاب استفاده شده است، اظهار کرد: همانگونه که می‌دانید پژوهش از شکلگیری یک ایده شکل می‌گیرد و برای نگارش این کتاب به دلیل اینکه قبلا چنین پژوهشی صورت نگرفته بود، روش تحقیقی ثابتی وجود نداشت. در حقیقت من برای نگارش این کتاب مسائل اساسی را تعریف کرده، فهرست کرده و بر اساس آن به نگارش کتاب پرداختم.

 

انتهای پیام

سعی کردم درک روشنی از دفاع مقدس ارائه دهم/بررسی استراتژی فرماندهان برای پیروزی در خاک عراق

منبع خبر

سعی کردم درک روشنی از دفاع مقدس ارائه دهم/بررسی استراتژی فرماندهان برای پیروزی در خاک عراق بیشتر بخوانید »

سعی کردم درک روشنی از جنگ به جامعه ارائه دهم/ بررسی چهار دوره از استراتژی جنگ در جلد پنجم مسائل اساسی جنگ

سعی کردم درک روشنی از جنگ به جامعه ارائه دهم/ بررسی چهار دوره از استراتژی جنگ در جلد پنجم مسائل اساسی جنگ


سعی کردم درک روشنی از جنگ به جامعه ارائه دهم/ بررسی چهار دوره از استراتژی جنگ در جلد پنجم مسائل اساسی جنگ

به گزارش خبرنگار نوید شاهد؛ ششم اسفندماه بیست و دومین دوره انتخاب بهترین کتاب سال دفاع مقدس و مقاومت در حوزه خاطره، مستند (زندگی‌نامه، دست‌نوشته، وصیت‌نامه و …)، تاریخ شفاهی، داستان و رمان، خاطره داستان، شعر و نثر ادبی، زندگی‌نامه داستانی، هنر‌های تجسمی، نمایشی، پژوهش (سیاسی و نظامی، ادبی، هنری، فرهنگی و اجتماعی، منابع و آثار مرجع، امنیت و اقتدار ملی – مقاومت بین‌الملل اسلامی (با تاکید بر فلسطین و غزه) – مدافعان حرم، ترجمه، خدمات نشر و ناشران، کتاب و کتابداری، کتاب شنیداری و بخش ویژه شهید سلیمانی (سرباز حکیم) به کار خود پایان داد. 

از این میان کتاب آخرین جلد از مجموعه پنج جلدی مسائل اساسی جنگ به قلم محمد درودیان پیرامون موضوع تغییر در استراتژی سپاه برای پیروزی نظامی در خاک عراق در این آیین مورد تقدیر قرار گرفت. این کتاب در یک مجموعه پنج جلدی تدوین شده و یک جلد آن به مسائل اساسی جنگ در آثار ارتش و سپاه می‌پردازد. 

چهار جلد آن به آثار سپاه اختصاص دارد. در واقع جلد پنجم آن جلد چهارم آثار سپاه را شامل می‌شود و چارچوب مطالعاتی جلد پنجم این مجموعه بررسی گزینه‌های راهبردی جنگ عراق علیه ایران و تأثیرات راهبردی آن در مدیریت بحران ها، پس از جنگ است. این موضوع پس از مطالعاتی در باره «رویکرد‌های موجود به جنگ، پس از جنگ» صورت گرفت.

محمد درودیان در گفت‌و‌گو با خبرنگار نوید شاهد؛ درباره سیر نگارش کتاب مسائل اساسی جنگ، گفت: زمانی که کتاب سیری در جنگ و نقد وبررسی پرسش‌های جنگ را نوشتم؛ پس از بررسی‌ها در این راستا احساس کردم که آیا درک روشنی از جنگ و مسئله جنگ در جامعه وجود دارد یا خیر و بعد به این نتیجه رسیدم که در جامعه ما متاثر از این آثار و نوشتار فرماندهان و نهاد‌های نظامی به این موضوع پرداخته شده است در ادامه این پرسش برایم به وجود آمد که ببینم در آثار ارتش و سپاه درباره مسائل اساسی چه چیزی گفته شده است. 

وی در ادامه اظهار کرد: زمانی که از جنگ صحبت می‌کنیم یعنی به مباحث نظامی، بازدارندگی، تهدید و سلاح می‌پردازیم و با این ملاحظه، به آثاری رجوع کردم که جلد پنجم آن به سپاه تعلق دارد. در جلد پنجم کتاب مسائل اساسی جنگ به این پرداختم تا ببینم سپاه بعد از فتح خرمشهر چه استراتژی برای پایان دادن به جنگ داشت. در این راستا متوجه شدم در سپاه سه تا چهار دوره زمانی درباره استراتژی جنگ بحث شده است و من این موضوع را به بحث گذاشته و بررسی کردم در جلد پنجم به آن پرداختم. 

درودیان درباره منابع مورد استفاده در این پژوهش تشریح کرد: درباره منابع باید بگویم من به اسناد و مدارک رجوع نکردم و می‌خواستم ببینم خود سپاه درباره این موضوع چه می‌گوید و لذا اگر می‌بینید که برخی مطالب در کتاب وجود ندارد به این دلیل است که باید به دنبال افراد بینظیری می‌رفتیم که در ادامه ممکن بود موضوع عوض شود و بررسی استراتژی جنگ به نقد و بررسی استراتژی جنگ در آثار سپاه و ارتش می‌پرداخت.

سعی کردم درک روشنی از جنگ به جامعه ارائه دهم/ بررسی چهار دوره از استراتژی جنگ در جلد پنجم مسائل اساسی جنگ

وی گفت: در این کتاب به طور مشخص درباره چهار دوره از استراتژی جنگ بحث شده است. دوره اول پس از عملیات والفجر مقدماتی است در واقع نام این عملیات والفجر مقدماتی نبود بلکه عملیات والفجر نام داشت تا عملیاتی برای پایان جنگ باشد و زمانی که موفقیت آمیز نشد نامش را مقدماتی گذاشته و یک عملیات دیگر با نام والفجر ۱ انجام دادند و مهم این بود که پس از این عملیات سپاه جلسه گذاشت و در آن بررسی کرد که چرا در جنگ پیروز نمی‌شویم و در آنجا برای اولین بار پس از فتح خرمشهر به استراتژی جنگ پرداختند. مرحله دوم پس از عملیات بدر و چرداختن به مسائل اساسی جنگ است. مرحله سوم پس از عملیات کربلای ۵ بود که دیدند دیگر زمینی برای جنگ وجود ندارد و اصل استراتژی جنگ از منطقه جنوب به شمال غرب تغییر کرد و عملیات حلبچه شکل گرفت؛ موضوعی که خیلی به آن پرداخته نشده است. مرحله چهارم نیز زمانی است که عراق حمله کرد و به این نتیجه رسیدند که چکار بکنند و نتیجه این شد که ما از مناطقی که بعد از فتح خرمشهر در خاک عراق گرفته بودیم، برگردیم.

درودیان همچنین با اشاره به اینکه آثار منتشر شده گفتاری و نوشتاری اسناد و مدارکی است که برای نگارش کتاب استفاده شده است، اظهار کرد: همانگونه که می‌دانید پژوهش از شکلگیری یک ایده شکل می‌گیرد و برای نگارش این کتاب به دلیل اینکه قبلا چنین پژوهشی صورت نگرفته بود، روش تحقیقی ثابتی وجود نداشت. در حقیقت من برای نگارش این کتاب مسائل اساسی را تعریف کرده، فهرست کرده و بر اساس آن به نگارش کتاب پرداختم.

 

انتهای پیام

سعی کردم درک روشنی از جنگ به جامعه ارائه دهم/ بررسی چهار دوره از استراتژی جنگ در جلد پنجم مسائل اساسی جنگ

منبع خبر

سعی کردم درک روشنی از جنگ به جامعه ارائه دهم/ بررسی چهار دوره از استراتژی جنگ در جلد پنجم مسائل اساسی جنگ بیشتر بخوانید »

نوروز. ۴/ خاطره مداح اهل بیت (ع) از نحوه شهادت «درفشان»

برآورده شدن آرزوی شاعرانه شهید «سعید درفشان» در عملیات بیت‌المقدس


به گزارش مجاهدت از خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، در پی پاکسازی و تأمین منطقه عملیاتی طریق‌القدس، تنها دو منطقه «غرب رودخانه کرخه» و «غرب رودخانه کارون و خرمشهر» در اشغال متجاوزان باقی مانده بود. برای انتخاب منطقه عملیات بعدی و نکات مثبت و منفی هر منطقه، بحث‌های فراوانی شد و سرانجام منطقه غرب رودخانه کرخه برای عملیات انتخاب شد.

منطقه عمومی عملیات فتح‌المبین در غرب رودخانه کرخه قرار داشت که از شمال به ارتفاعات بلند و صعب‌العبور «تیشه‌کن»، «دالپری»، «چاه نفت و تپه سیپتون» از جنوب به ارتفاعات بلند «میشداغ» تپه‌های رملی و چذابه (شیب) از شرق به رودخانه کرخه و از غرب به مرز بین‌المللی در شمال و جنوب فکه محدود می‌شد.

جاده‌های آسفالته دزفول به دهلران، عین‌خوش به چم‌سری، امامزاده عباس به چاه نفت، جاده تنگه ابوغریب و پل‌های احداث شده روی رودخانه‌های «چیخواب» و «دویرج» از مهم‌ترین راه‌های مواصلاتی منطقه هستند.

موقعیت منطقه و عوارض حساس آن، به دشمن آرایش خاصی را تحمیل کرده بود که آگاهی نیرو‌های خودی از آن، زمینه وارد ساختن ضربات سهمگین را بر دشمن فراهم کرد.

عملیات فتح‌المبین از نظر نظامی می‌توانست چنین اهدافی را تأمین کند:

۱. انهدام نیرو‌های دشمن برای کاهش توان نظامی او

۲. دستیابی به خطوط پدافندی مطمئن برای برداشت نیرو (آزاد شدن نیرو‌های خودی از خطوط پدافندی و کسب آمادگی برای عملیات بعدی)

۳. خارج کردن شوش، اندیمشک، دزفول و پایگاه چهارم شکاری از برد توپخانه دشمن

۴. خارج کردن جاده اندیمشک _ اهواز از برد آتش مؤثر دشمن

۵. آزادسازی مناطق مهمی، چون سایت و رادار، جاده مهم اندیمشک _ دهلران و…

۶. تصرف جاده‌های نفتی منطقه ابوغریب

این عملیات ساعت ۳۰ دقیقه بامداد روز دوم فروردین ۱۳۶۱ با رمز مقدس «یا زهرا (س)» با چهار قرارگاه مشترک فتح، فجر، نصر و قدس آغاز و در سه مرحله انجام شد. پس از هشت روز درگیری، نیرو‌های خودی با تأمین تمام اهداف مورد نظر و استقرار بر روی ارتفاعات تینه، برقازه، رقابیه و میشداغ دشمن را تا رودخانه دویرج و تیه‌های ۱۸۲ در جنوب برقازه عقب راندند.

در این عملیات ۲۵ هزار تن از نیرو‌های دشمن کشته و زخمی و ۱۷ هزار تن دیگر اسیر شدند. همچنین ۳۲۰ دستگاه تانک و نفربر، ۵۰۰ دستگاه خودرو و ۱۶۵ قبضه توپ به غنیمت نیرو‌های خودی درآمدند و نزدیک به ۳۵۰ دستگاه تانک و نفربر دشمن منهدم شده و ۱۸ فروند هواپیمای دشمن هم سرنگون شدند.

نوشته زیر بخشی از خاطرات علی مسرتی یکی از بچه‌های مسجد جزایری اهواز و همرزمان او از عملیات فتح‌المبین از کتاب «دِین» خاطرات بچه‌های مسجد جزایری اهواز به کوشش «علی مسرتی» است که انتشارات سوره مهر آن را منتشر کرده است.

متن زیر روایت «صادق آهنگران» مداح اهل بیت (ع) از نحوه شهادت شهید «سعید درفشان» است:

«…شب عملیات فتح‌المبین رو به روی سنگر فرماندهی با یکی از دوستانم به نام «سعید درفشان» صحبت می‌کردم. سعید یک فشنگ در دستش بود و موقع حرف زدن با آن بازی می‎کرد. داشتیم در مورد رفقایی که شهید شدند صحبت می‌کردیم. سعید ناگهان ساکت شد و رو به من کرد و گفت: «اگر این فشنگ به موضع سجده، به پیشانی آدم برخورد کند، این سعادت خیلی به آدم مزه می‌دهد.»

صبح فردا به من خبر دادند که سعید شهید شده است. به سردخانه شوش رفتم. پیکر سعید روی تخت بود. دیدم تنها یک زخم دارد؛ آن هم وسط پیشانی‌اش. شب آرزو کرد و صبح به وصال رسید…»

منابع

۱. کتاب جنگ؛ بازیابی ثبات/ محمد درودیان

۲. کتاب دِین، خاطرات بچه‌های مسجد جزایری اهواز/ علی مسرتی

انتهای پیام/ 118

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

برآورده شدن آرزوی شاعرانه شهید «سعید درفشان» در عملیات بیت‌المقدس

برآورده شدن آرزوی شاعرانه شهید «سعید درفشان» در عملیات بیت‌المقدس بیشتر بخوانید »

نوروز. ۳/ حکایت گروهی از بعثیان عراقی که تسلیم ایرانیان شدند// ناقص/

ماجرای نظامیان بعثی که خودشان را تسلیم رزمندگان اسلام کردند


به گزارش مجاهدت از خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، در پی پاکسازی و تأمین منطقه عملیاتی طریق‌القدس، تنها دو منطقه «غرب رودخانه کرخه» و «غرب رودخانه کارون و خرمشهر» در اشغال متجاوزان باقی مانده بود. برای انتخاب منطقه عملیات بعدی و نکات مثبت و منفی هر منطقه، بحث‌های فراوانی شد و سرانجام منطقه غرب رودخانه کرخه برای عملیات انتخاب شد.

منطقه عمومی عملیات فتح‌المبین در غرب رودخانه کرخه قرار داشت که از شمال به ارتفاعات بلند و صعب‌العبور «تیشه‌کن»، «دالپری»، «چاه نفت و تپه سیپتون» از جنوب به ارتفاعات بلند «میشداغ» تپه‌های رملی و چزابه (شیب) از شرق به رودخانه کرخه و از غرب به مرز بین‌المللی در شمال و جنوب فکه محدود می‌شد.

جاده‌های آسفالته دزفول به دهلران، عین‌خوش به چم‌سری، امامزاده عباس به چاه نفت، جاده تنگه ابوغریب و پل‌های احداث شده روی رودخانه‌های «چیخواب» و «دویرج» از مهم‌ترین راه‌های مواصلاتی منطقه هستند.

موقعیت منطقه و عوارض حساس آن، به دشمن آرایش خاصی را تحمیل کرده بود که آگاهی نیرو‌های خودی از آن، زمینه وارد ساختن ضربات سهمگین را بر دشمن فراهم کرد.

عملیات فتح‌المبین از نظر نظامی می‌توانست چنین اهدافی را تأمین کند:

۱. انهدام نیرو‌های دشمن برای کاهش توان نظامی او

۲. دستیابی به خطوط پدافندی مطمئن برای برداشت نیرو (آزاد شدن نیرو‌های خودی از خطوط پدافندی و کسب آمادگی برای عملیات بعدی)

۳. خارج کردن شوش، اندیمشک، دزفول و پایگاه چهارم شکاری از برد توپخانه دشمن

۴. خارج کردن جاده اندیمشک _ اهواز از برد آتش مؤثر دشمن

۵. آزادسازی مناطق مهمی، چون سایت و رادار، جاده مهم اندیمشک _ دهلران و…

۶. تصرف جاده‌های نفتی منطقه ابوغریب

عملیات ساعت ۳۰ دقیقه بامداد روز دوم فروردین ۱۳۶۱ با رمز مقدس «یا زهرا (س)» با چهار قرارگاه مشترک فتح، فجر، نصر و قدس آغاز شد. این عملیات در سه مرحله انجام شد. پس از هشت روز درگیری، نیرو‌های خودی با تأمین تمام اهداف مورد نظر و استقرار بر روی ارتفاعات تینه، برقازه، رقابیه و میشداغ دشمن را تا رودخانه دویرج و تپه‌های ۱۸۲ در جنوب برقازه عقب راندند.

در این عملیات ۲۵ هزار تن از نیرو‌های دشمن کشته و زخمی شدند و ۱۷ هزار تن دیگر اسیر شدند. همچنین ۳۲۰ دستگاه تانک و نفربر، ۵۰۰ دستگاه خودرو و ۱۶۵ قبضه توپ به غنیمت نیرو‌های خودی درآمدند و نزدیک به ۳۵۰ دستگاه تانک و نفربر دشمن منهدم شدند. در این عملیات ۱۸ فروند هواپیمای دشمن هم سرنگون شد.

نوشته زیر بخشی از خاطرات علی مسرتی یکی از بچه‌های مسجد جزایری اهواز و همرزمان او از عملیات فتح‌المبین از کتاب «دِین» خاطرات بچه‌های مسجد جزایری اهواز به کوشش علی مسرتی است که انتشارات سوره مهر آن را منتشر کرد.

متن زیر خاطره برادر سوداگر از تسلیم شدن گروهی از نیرو‌های رژیم بعث عراق در عملیات فتح‌المبین است.

«…. برادر سوداگر نقل می‌کند:

زمانی که گروه «چهل شاهد» (گروهی که متشکل از ۴۰ بسیجی عکاس و فیلم‎بردار اهل اهواز که لحظات غم و شادی دفاع مقدس را ثبت تصویری می‌کردند.) تشکیل شد، اوایل دو گروه ۲۰ نفره شدیم که مسئولیت یکی از این گروه‌ها را من به عهده داشتم و «رضا عباباف» و «محمدعلی کمری» از اعضای گروه ما بودند.

در عملیات فتح‌المبین ۱۰ نفر در قالب پنج گروه دو نفره فیلم‌برداری با یک خودرو وانت لندکروز به لشکر محمد رسول‌الله (ص) رفتیم. آن چهار گروه را در گردان‌های مختلف پیاده کردیم و من به همراه «سعید جولایی» با وانت به گردان عمار رفتم.

یک پیرمرد بسیجی پرانرژی به عنوان راننده و راهنما از گردان با ما آمد و به طرف خط مقدم یعنی رادار ۴ و ۵ حرکت کردیم. ایام نوروز بود بود و زمین‌های تپه‌ای آن منطقه بسیار سرسبز و خرم شده بود.

داشتیم از لابه‌لای تپه‌ها به جلو می‌رفتیم که وارد یک دشت باز شدیم و با یک لشکر از تانک و نفربر‌های دشمن که در آن مستقر شده بود، مواجه شدیم.

من و «سعید جولایی» از این مواجهه ناگهانی جا خوردیم و سست و شدیم، اما آن پیرمرد اصلاً توجه نداشت و با سرعت جلو می‌رفت و با صدای بلند می‌گفت: «ای لشکر صاحب‌‎زمان (عج)، آماده باش آماده باش» چند نفر از نیرو‌های خودی پیاده در حال رفتن بودند که به آن‌ها هم می‌گفت: بپرید بالا.

یک نفربر عراقی به طرف مسیر راه ما آمد و جلوی ما را سد کرد. من آهسته به هم‌گروه خود گفتم: «سعید، تمام شد، اسیر شدیم.» متوقف شدیم.

یک افسر بلندپایه عراقی از نفربر پیاده شد و به طرف ما آمد. من درب را باز کردم که پیاده شویم که آن افسر من را هل داد و کنارم نشست. من متعجب بودم که منظور او از این کار چیست که از جیب خود یک قرآن کوچک بیرون آورد و گفت: «أنا مسلم»

تازه متوجه شدیم که او و نیروهایش قصد تسلیم شدن دارند. من با مختصر عربی که می‌دانستم، به او گفتم: «لاتخف، أنت فی امان‌الاسلام»

به او فهماندیم که با لشکرش پشت سر ما بیاید. ما به سرعت به طرف نیرو‌های خودمان راه افتادیم و آن‌ها هم به شکل منظم و ستونی به دنبال ما آمدند. از چند تپه که گذشتیم به نیرو‌های خودمان رسیدیم.

حسن باقری آنجا ایستاده بود. من پیاده شدم و موضوع را برای او توضیح دادم و او به نیرو‌هایی که همراهش بودند دستوراتی داد. لحظاتی بعد آن لشکر با تمام نفربر‌ها و تجهیزاتشان رسیدند و تسلیم شدند…»

منابع

۱. کتاب جنگ؛ بازیابی ثبات/ محمد درودیان

۲. کتاب دِین، خاطرات بچه‌های مسجد جزایری اهواز/ علی مسرتی

انتهای پیام/ 118

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

ماجرای نظامیان بعثی که خودشان را تسلیم رزمندگان اسلام کردند

ماجرای نظامیان بعثی که خودشان را تسلیم رزمندگان اسلام کردند بیشتر بخوانید »