مذاکره ایران و آمریکا

رهبران عرب دیگر روایت واشنگتن درباره ایران را نمی‌پذیرند

رهبران عرب دیگر روایت واشنگتن درباره ایران را نمی‌پذیرند



« چرخش دیدگاه عربی برای واشنگتن زنگ خطری جدی محسوب می‌شود. اگر قدرت‌های منطقه‌ای دیگر ایران را منشأ اصلی آشوب ندانند، سیاست آمریکا با خطر از هم‌گسیختگی مواجه خواهد شد.»

به گزارش مجاهدت از مشرق، تریتا پارسی، بنیانگذار و نایب رئیس اجرایی مؤسسه کوئینسی برای کشورداری مسئولانه در مقاله‌ای با عنوان «رهبران عرب دیگر روایت واشنگتن درباره ایران را نمی‌پذیرند»، نوشت: در چرخشی چشمگیر، دستگاه سیاست خارجی کشورهای حاشیه خلیج فارس دیگر ایران را عامل اصلی بی‌ثباتی در خاورمیانه نمی‌دانند، بلکه اکنون انگشت اتهام را به سوی اسرائیل گرفته‌اند. این تغییر رویکرد به‌روشنی در سخنان بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، آشکار شد؛ او در جریان «گفت‌وگوی منامه» در بحرین که هفته گذشته به میزبانی اندیشکده بریتانیایی «مؤسسه بین‌المللی مطالعات راهبردی» برگزار شد، اعلام کرد: «ما مدت‌هاست می‌دانیم که اسرائیل، نه ایران، منشأ اصلی ناامنی در منطقه است.»

این اظهارات فراتر از یک موضع‌گیری لفظی است. نزدیک به چهار دهه است که دیپلمات‌ها، استراتژیست‌ها و اسناد رسمی ایالات متحده، ایران را در مرکز بی‌ثباتی خاورمیانه تصویر کرده‌اند؛ از این رو، این چرخش دیدگاه عربی برای واشنگتن زنگ خطری جدی محسوب می‌شود. اگر قدرت‌های منطقه‌ای دیگر «ایران را منشأ اصلی آشوب» ندانند، سیاست آمریکا با خطر از هم‌گسیختگی مواجه خواهد شد؛ به‌ویژه در حالی که بسیاری از مقامات دولت ترامپ همچنان به تکرار همان دیدگاه‌های کهنه درباره «نقش بی‌همتای تهران در تغذیه بحران‌های منطقه‌ای» ادامه می‌دهند.

از دوران رونالد ریگان به بعد، گفتمان سیاست خارجی آمریکا همواره ایران را عامل اصلی بی‌ثباتی در خاورمیانه معرفی کرده است. در دوران ریاست‌جمهوری بیل کلینتون، «وارن کریستوفر» وزیر امور خارجه وقت آمریکا، در جمله‌ای معروف گفت: «هر کجا در منطقه بنگرید، دست شیطانی ایران را می‌بینید.» این عبارت به‌نوعی به اجماع دوحزبی در واشنگتن شکل داد که تا امروز نیز پابرجاست.

این دیدگاه در قالب سیاست «مهار دوگانه» دولت کلینتون تثبیت شد؛ سیاستی که عراق و ایران را به‌طور همزمان هدف قرار می‌داد. منطق پشت آن ساده بود: ایران و عراق منبع بی‌ثباتی‌اند، اسرائیل لنگر ثبات است و مهار دو کشور نخست در کنار حمایت از سومی می‌تواند امنیت خاورمیانه را تضمین و زمینه‌ساز صلح شود. از آن پس، ضرورت مهار ایران به‌عنوان توجیهی مرکزی برای استمرار هژمونی نظامی آمریکا در منطقه عمل کرده است.

نام این سیاست در گذر زمان تغییر یافته اما ماهیت آن پابرجا مانده است؛ به‌استثنای دو سال پس از توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ با ایران که دولت باراک اوباما موقتاً سیاست مهار را متوقف کرد. حتی «توافق‌های ابراهیم» در دوران ترامپ که به‌عنوان نوآوری بزرگ سیاست خارجی معرفی شد، در واقع همان پیش‌فرض دیرینه را تقویت کرد: این‌که ایران محور بی‌نظمی منطقه‌ای است و کشورهای عرب باید برای مهار تهران با اسرائیل هم‌پیمان شوند.

درک این مسئله دشوار نیست که چرا یک وزیر امور خارجه عرب نه‌تنها روایت قدیمی واشنگتن را رد می‌کند، بلکه آن را وارونه می‌سازد و اسرائیل را و نه ایران را ـمنبع اصلی بی‌ثباتی می‌داند. تنها در دو سال گذشته، اسرائیل به هفت کشور حمله کرده و در غزه مرتکب آن چیزی شده که یک کمیسیون سازمان ملل آن را «نسل‌کشی» توصیف کرده است. اسرائیل بخش عمده‌ای از غزه را با خاک یکسان کرده و مناطق وسیعی از جنوب لبنان را ویران نموده است. هنگامی که نیروهای اسرائیلی به قطر یکی از شرکای کلیدی آمریکا حمله کردند، دیگر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس نتوانستند انکار کنند که بی‌پروایی اسرائیل تهدیدی مستقیم برای کل منطقه است.

مقامات عمانی معتقدند که خودِ سیاست‌های واشنگتن در شکل‌گیری این وضعیت نقش داشته است. به‌گفته آنان، راهبرد آمریکا در منزوی‌سازی و مهار ایران موجب تشدید قطب‌بندی در منطقه و از میان رفتن فرصت‌های کاهش تنش شده است. اگر ایران از نظر اقتصادی و سیاسی در منطقه ادغام می‌شد، شاید تنش‌های آن با آمریکا و اسرائیل کاهش می‌یافت و در عین حال تهدید تهران برای همسایگان خلیجی‌اش نیز کم‌تر می‌شد. در واقع، البوسعیدی در سخنرانی خود در منامه خواستار معماری امنیتی فراگیر در منطقه شد؛ چارچوبی که ایران، عراق و یمن را نیز به‌جای طرد شدن، در بر بگیرد.

نکته مهم این است که البوسعیدی تأکید کرد: «ما مدت‌هاست می‌دانیم که اسرائیل، نه ایران، منشأ اصلی بی‌ثباتی در منطقه است.» این جمله نشان می‌دهد که سخنان او واکنشی لحظه‌ای به تحولات دو سال اخیر نیست، بلکه بازتاب دیدگاهی دیرینه است که مقامات عرب اکنون مایل‌اند آن را آشکارا بیان کنند.

وقتی یک وزیر امور خارجه ارشد از شورای همکاری خلیج فارس که کشورش، عمان، به‌عنوان میانجی دیپلماتیک معتبر میان ایران و آمریکا شناخته می‌شود در برابر مخاطبانی عمدتاً آمریکایی این چارچوب سنتی را رد می‌کند، پیامدهای عمیقی در پی دارد.

نویسنده مطلب در ادامه با تکرار ادعایی بی‌پایه و اساس می‌نویسد: این بدان معنا نیست که کشورهای عضو شورای همکاری دیگر ایران را چالش‌زا نمی‌دانند یا رفتارهای آن هرگز موجب بی‌ثباتی نبوده است. اما اگر شورای همکاری دیگر ایران را تهدید اصلی نبیند، تمایلش برای حمایت از سیاست‌های ایران‌محور واشنگتن کاهش خواهد یافت. دولت ترامپ که در پی اجرای «فشار حداکثری ۲.۰» است، ممکن است دریابد که در خلیج فارس متحدان چندانی ندارد. مگر آنکه واشنگتن رویکرد خود را بازتنظیم کند، در غیر این صورت، سیاستش به‌شدت از همسویی با شرکای خلیج فارس خود فاصله خواهد گرفت.

دولت ترامپ عاقلانه‌تر عمل خواهد کرد اگر به فراخوان البوسعیدی برای ایجاد چارچوبی امنیتی و فراگیر در منطقه گوش فرا دهد. چنین معماری‌ای نه‌تنها به ثبات خاورمیانه کمک می‌کند، بلکه به واشنگتن این امکان را می‌دهد که بار امنیت منطقه‌ای را به دوش دولت‌های محلی بیندازد و نه نیروهای آمریکایی. به بیان دیگر، این مسیر می‌تواند راهی اساسی برای کاهش مسئولانه حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه و بازگرداندن نیروهایش به کشور باشد.

پس از ۴۰ سال که ایران بار سنگین اتهام را بر دوش کشیده است، اکنون خاورمیانه نشانه‌های ظهور مرکز نگرانی تازه‌ای را بروز می‌دهد. آمریکا باید این پیام را دریابد و آن را فرصتی برای کنار گذاشتن رویکرد «ایران‌محورِ» بی‌ثباتی بداند؛ رویکردی که باعث شده واشنگتن در منطقه‌ای گرفتار بماند که چند رئیس‌جمهور متوالی اعلام کرده‌اند دیگر برای امنیت ملی آمریکا حیاتی نیست.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

رهبران عرب دیگر روایت واشنگتن درباره ایران را نمی‌پذیرند

رهبران عرب دیگر روایت واشنگتن درباره ایران را نمی‌پذیرند بیشتر بخوانید »

عراقچی: مذاکره احتمالی فقط در چارچوب هسته‌ای خواهد بود

عراقچی: مذاکره احتمالی فقط در چارچوب هسته‌ای خواهد بود



آمریکایی‌ها همواره تلاش کرده‌اند بحث موشکی و منطقه‌ای را مطرح کنند، اما موضع جمهوری اسلامی ایران در این زمینه کاملاً روشن است. اگر روزی مذاکره‌ای صورت گیرد، صرفاً در چارچوب موضوع هسته‌ای خواهد بود.

به گزارش مجاهدت از مشرق، سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه، ظهر امروز (چهارشنبه، ۱۴ آبان) در حاشیه برگزاری جلسه هیئت دولت گفت: آمریکایی‌ها همواره تلاش کرده‌اند بحث موشکی و منطقه‌ای را مطرح کنند، اما موضع جمهوری اسلامی ایران در این زمینه کاملاً روشن است. اگر روزی مذاکره‌ای صورت گیرد، صرفاً در چارچوب موضوع هسته‌ای خواهد بود.

عراقچی درباره وضعیت برخی شهروندان ایرانی در خارج از کشور اظهار کرد: خانم اسفندیاری، شهروند ایرانی بازداشت‌شده در فرانسه، اکنون آزاد شده و در سفارت جمهوری اسلامی ایران حضور دارد. ان‌شاءالله مراحل قضایی پرونده ایشان نیز به‌زودی به پایان خواهد رسید.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

عراقچی: مذاکره احتمالی فقط در چارچوب هسته‌ای خواهد بود

عراقچی: مذاکره احتمالی فقط در چارچوب هسته‌ای خواهد بود بیشتر بخوانید »

تفسیر مخدوش از مصوبه مجلس درباره آژانس!

آقای رئیس جمهور! این دو قطبی واقعی نیست



آمریکا بعد از این شکست که دریوزگی آتش‌بس را در پی داشت به گدائی مذاکره آمده است و عجیب آن که برخی از مسئولان کشورمان گدائی آمریکا را «‌طلبکاری» تلقی کرده و فریب دو قطبی جعلی مذاکره و جنگ را خورده‌اند!

  • تور آنتالیا

به گزارش مجاهدت از مشرق، حسین شریعتمداری طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت:

۱- وقتی پای این پرسش به میان کشیده می‌شود که ادامه مذاکره با آمریکا غیر از «تسلیم» چه مفهوم دیگری دارد؟! برخی از دولتمردان به‌گونه‌ای پاسخ می‌دهند که انگار، باید بین مذاکره و جنگ یکی را انتخاب کنیم! و هنگامی که سؤال می‌شود، مگر نقطه مقابل «‌مذاکره‌»، «جنگ‌» است؟! و اگر حاضر به مذاکره با یک کشور نبودیم، الزاماً باید با آن کشور وارد جنگ شویم؟! می‌فرمایند؛ آمریکا این‌گونه است! به بیان دیگر ادعا می‌کنند که آمریکا این‌گونه می‌خواهد(!) و تاکید دارند یا بایستی وارد مذاکره شویم و یا آماده جنگ باشیم؟! مفهوم دیگر این دیدگاه آن است که یا بایستی از طریق مذاکره در مقابل خواسته‌های آمریکا سر تسلیم فرود ‌آوریم و یا در جریان جنگ به خواسته‌های آمریکا تن بدهیم! در این دیدگاه، ایستادگی و مقاومت کمترین جایگاهی ندارد هر دو سوی این دوقطبی، تسلیم است!

۲- بخشی از سخنان دیروز آقای پزشکیان، رئیس‌جمهور محترم کشورمان در دیدار با اصحاب رسانه، رنگ و بوی این دیدگاه را داشت که امید است از نوع سبغ لسان و لغزش کلام باشد. ایشان در پاسخ ضمنی به این دیدگاه که درحال حاضر مذاکره با آمریکا به معنی تسلیم است، گفت: «‌می‌خواهید بجنگید؟ خب [‌آمریکا] آمد زد… دوباره درست کنیم باز هم می‌آید می‌زند… این مسائل، مسائلی نیست که احساسی بشود برخورد کرد»! و در ادامه افزودند: «‌اینکه برویم برای حرف زدن بدین معنی نیست که می‌خواهیم تسلیم شویم‌»! و متاسفانه توضیح ندادند که وقتی آمریکا، سقف مذاکره (یعنی نتیجه مذاکره‌) را از قبل تعیین کرده است، آیا مذاکره غیر از تسلیم می‌تواند مفهوم و معنای دیگری داشته باشد؟!

۳- جناب پزشکیان، این پرسش‌ها را نیز بی‌پاسخ گذاشتند که:

الف:‌ آیا تاکنون، حتی یک نمونه – تاکید می‌شود، حتی یک نمونه-‌ از پایبندی آمریکا به تعهداتش وجود داشته است؟!

ب: مگر آمریکا به اعتراف صریح ترامپ و نتانیاهو، در گرماگرم مذاکرات، به رژیم صهیونیستی دستور حمله نظامی به ایران را صادر نکرد؟! و مگر بعد از استیصال و شکست اسرائیل، مستقیم و بی‌واسطه به مراکز هسته‌ای کشورمان حمله نکرد؟!

ج: با این وجود، آیا کمترین زمینه‌ای برای مذاکره با آمریکا وجود دارد؟!

۴- چه کسی باور می‌کرد که ایران اسلامی به تنهایی در مقابل حملات نظامی و همه‌جانبه آمریکا و رژیم صهیونیستی و ده‌ها کشور عضو ناتو و برخی دولت‌های مزدور منطقه، نه فقط بایستد، بلکه حریف مجهز به مدرن‌ترین تسلیحات و برخوردار از حمایت ده‌ها سرویس اطلاعاتی و امنیتی را مجبور به گدائی آتش‌بس کند؟ آمریکا و اسرائیل، آشکارا به شکست خود در مقابل ایران اعتراف کرده‌اند.

آمریکا بعد از این شکست که دریوزگی آتش‌بس را در پی داشت به گدائی مذاکره آمده است و عجیب آن که برخی از مسئولان کشورمان گدائی آمریکا را «‌طلبکاری»! تلقی کرده و فریب دو قطبی جعلی مذاکره و جنگ را خورده‌اند!

۵- برادر عزیزمان، جناب پزشکیان برای تأیید نظر خویش به آیه ای از کلام خدا اشاره کردند. آنجا که می‌فرمایند: «وإنْ جنحوا للسّلْم فاجْنحْ لها وتوکّلْ علی‌الله… اگر دشمنان به صلح تمایل داشتند تو نیز مایل به صلح باش و بر خدا توکل کن‌». و حال آنکه با توجه به آشنایی درخور تقدیر ایشان با نهج‌البلاغه، انتظار می‌رفت به این بخش از نامه حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام به مالک‌اشتر نیز اشاره می‌کردند. آنجا که فرموده‌اند: «وَ لَکِنِ الْحَذَرَ کُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّکَ بَعْدَ صُلْحِهِ فَإِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِیَتَغَفَّلَ فَخُذْ بِالْحَزْمِ وَ اتَّهِمْ فِی ذَلِکَ حُسْنَ الظَّنِّ… زنهار! زنهار! از دشمن خود پس از آشتی کردن، زیرا دشمن چه بسا به نزدیکی می‌گراید و نمایش صلح می‌دهد تا طرف را غافلگیر کند، پس جانب احتیاط را بگیر (دور اندیش باش) و خوش‌گمانی خود را درباره حیله‌گری‌های دشمن متهم بساز».

حالا جای آن است از برادر گرامی و عزیزمان جناب پزشکیان بپرسیم که با توجه به ماهیت شناخته شده آمریکا، اکنون جای توجه به کدام هشدار حضرت امیرالمؤمنین(ع) است؟!

۶-‌ و بالاخره گفتنی است شخصیت اسلامی و انقلابی جناب پزشکیان روشن‌تر از آن است که جای کمترین خدشه‌ای در آن باشد و مواضع قاطع و صریحاً اعلام شده ایشان علیه آمریکا و اسرائیل شاهد این مدعاست. اما، آقای رئیس‌جمهور بارها درباره برخی از مسائل بر نظر کارشناسان تاکید فرموده‌اند. از این روی انتظار آن است که در انتخاب مشاوران خود دقت بیشتری داشته باشند.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

آقای رئیس جمهور! این دو قطبی واقعی نیست

آقای رئیس جمهور! این دو قطبی واقعی نیست بیشتر بخوانید »

آمریکا: آماده مذاکره مستقیم با ایران هستیم

آمریکا: آماده مذاکره مستقیم با ایران هستیم



سخنگوی وزارت خارجه آمریکا ادعای این کشور درباره آمادگی واشنگتن برای مذاکره با ایران را تکرار کرد.

  • هتل تارا مشهد

به گزارش مجاهدت از مشرق به نقل از فوربس، تَمی بروس، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا مدعی شد که این کشور آماده است تا با ایران وارد مذاکرات مستقیم شود!

بروس در پاسخ به این پرسش که آیا آمریکا به مذاکرات ایران با سه کشور اروپایی که قرار است اواخر هفته (میلادی) در استانبول برگزار شود، امید دارد، مدعی شد: همانطور که رئیس جمهوری (ترامپ) گفته، مردم ایران از مذاکرات توأم با حسن نیت (!)، سود خواهند برد. توپ در زمین آنهاست.

وی در ادامه در واکنش به اینکه آیا آمریکا پایان آگوست را به عنوان ضرب‌الاجل برای ایران به منظور بازگشت مذاکرات و دستیابی به توافق هسته‌ای تعیین کرده است، مدعی شد: مقامات ایران جهت انتخاب مسیر صلح و رفاه برای مردم خود فرصتی دارند و ما هم آماده‌ایم تا به طور مستقیم با ایرانیان مذاکره کنیم.

دیپلمات آمریکایی همچنین گفت که این کشور با سه کشور اروپایی (فرانسه، آلمان، انگلیس) به عنوان شرکای خود هماهنگی نزدیکی دارد.

ادعای مقام وزارت خارجه آمریکا درباره مذاکره با ایران در حالی مطرح شده است که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا به طور دائم نسبت به حمله مجدد علیه تأسیسات هسته‌ای ایران تهدید می‌کند.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

آمریکا: آماده مذاکره مستقیم با ایران هستیم

آمریکا: آماده مذاکره مستقیم با ایران هستیم بیشتر بخوانید »

چرا اصرار دارند این همه عبرت را نبینند؟!

چرا اصرار دارند این همه عبرت را نبینند؟!



دبیرکل حزب منحله مشارکت می‌گوید اگر برجام در دولت‌های روحانی یا رئیسی احیا می‌شد، گشودن جبهه جنگ برای طرف مقابل دشوار بود.

  • هتل تارا مشهد

به گزارش مجاهدت از مشرق، روزنامه کیهان در ستون خبر ویژه خود نوشت: روزنامه اعتماد از محسن میردامادی پرسید: پس از جنگ ۱۲ روزه، بسیاری از تحلیلگران معتقدند نوبت نظام حکمرانی است که پاسخ همراهی و انسجام مردم را با اعمال اصلاحات بدهد، برخی حتی از ضرورت پارادایم شیفت در نظام حکمرانی صحبت میکنند. حاکمیت در دوران پساجنگ چگونه میتواند پاسخ انسجام، مشارکت و اتحاد مردم را بدهد؟

میردامادی در پاسخ می‌گوید: اگر حکومت به‌گونه‌ای رفتار میکرد که زمینه مشارکت اکثریت ایرانیان فراهم شود، شاید اساساً دشمن چنین طمعی نمیداشت و دست به حمله نمیزد. اگر دشمن از قبل میدانست که مردم یکپارچه از کشورشان و تمامیت ارضی خود دفاع میکنند، دچار این اشتباه راهبردی نمیشد.

برگزاری انتخابات با مشارکت زیر ۵۰ درصد، همگی زنگ‌های خطر را برای نظام حکمرانی به صدا درآوردند اما توجهی به آن نشد. اگر در ایران انتخاباتی برگزار میشد که مانند دوران اصلاحات بیش از ۸۰ درصد ایرانیان در آن حضور داشتند، از منظر امنیتی، قدرت بیشتری را نصیب ایران میکرد و امنیت ایران تضمین میشد. اما به این ضرورت توجهی نشد و مردم از صحنه تصمیمات دور شدند. حکومت پس از رفتار مردم باید در تصمیمات خود تجدیدنظر اساسی صورت بدهد. باید کاری کند که مردم علاقه‌مند شده و امید بیشتری به آینده داشته باشند و در بزنگاه‌های مختلف از جمله انتخابات حضور پر شورتری داشته باشند.

میردامادی همچنین مدعی شد: در ایران افراد و گروه‌هایی هستند که از جنگ استقبال میکنند. اینها مخالف مذاکره و توافق هستند. این افراد و گروه‌ها ضربات سختی به کشور زده‌اند. در اواخر دولت آقای روحانی که همه‌چیز برای توافق و احیای برجام آماده بود، اینها اجازه توافق ندادند.

در دولت آقای رئیسی هم همینگونه عمل کردند. این تفکرات افراطی است که زمینه‌ساز جنگ ۱۲روزه شد. اگر برجام در دولت‌های روحانی یا رئیسی احیا میشد، گشودن جبهه جنگ برای طرف مقابل دشوار بود. همان‌طور که در دوره قبل هم ترامپ از برجام خارج شد اما منجر به جنگ نشد. چون مخالفت‌های بین‌المللی وجود داشت. تندرویها اما اجازه چنین اصلاحاتی را نداد. امروز اما با تجربه قبلی باید مراقب باشیم تا این تندرویها تکرار نشود.

درباره اظهارات این نماینده تندروی مجلس ششم گفتنی است:

۱) قطعاً مشارکت بالای مردم در انتخابات، موجب اقتدار بیشتر کشور است. اما افراطیون مدعی اصلاحات، چه پس از پیروزی در انتخابات ۱۳۷۶ و چه پس از شکست در انتخابات ۱۳۸۸ که هر دو انتخابات با مشارکت بالای مردم انجام شد، به نیابت از نقشه دشمن تلاش کردند همین سرمایه اجتماعی کشور و نظام را به نفع منازعات سیاسی عمیق و آشوب‌افکنی و تضعیف اقتدار داخلی ایران هدایت کنند.

همچنین بدعملی این طیف در مقاطع حضور در دولت، یکی از دلایل اصلی دلسردی و کاهش مشارکت در برخی مقاطع بوده است. برخی از آنها حتی هماهنگ با ادبیات مسموم دشمنان تلاش کردند اصل انتخابات را لکه‌دار کنند.

۲) محاسبه غلط دشمن برای تجاوز نظامی از جایی شکل گرفت که افراطیون مدعی اصلاحات (برخی به خاطر کج‌فهمی و برخی دیگر به خاطر نفوذزدگی)، کشور را ضعیف وانمود کردند و تنها چاره خروج از مشکلات را هم در مذاکرات التماسی عنوان کردند. آنها ضمناً بارها ثابت کردند که حتی در مذاکرات هم هیچ خط قرمزی در برابر دشمن ندارند و حتی در مقابل پایمال شدن برجام از سوی آمریکا و اروپا هم کمترین حساسیتی نشان نمی‌دهند.

و این در حالی بود که در مقابل صاحب‌نظران منتقد در داخل، برخورد ناموسی غیرتمندانه نسبت به برجام داشتند! این رویکرد منحط، موجب جرأت ترامپ در دو مقطع، در قالب ابطال بی‌هزینه برجام و سپس استفاده از میز مذاکره به عنوان عملیات فریب در جریان نقشه حمله اخیر شد. در واقع متهمان تشجیع دشمن به پایمال کردن برجام و فریبکاری در مذاکرات اخیر، متهم اول ماجرا هستند ولو فرافکنی بکنند.

۳) برجام دایر بود که ترامپ، آن را زیر پا گذاشت. او همچنین دستور ترور سردار سلیمانی را هم صادر کرد که گویا از نگاه آقای میردامادی، اقدام جنگی محسوب نمی‌شود!

۴) نه دولت اول ترامپ و نه دولت بایدن خواستار احیای برجام نبودند، بلکه هر دو خواستار امتیازگیری‌های گسترده‌تر از ایران بودند، بی‌آنکه درباره نقض کامل برجام و تأدیه خسارت پاسخگو باشند. در عین حال اگر ترامپ فرد آداب‌دان و مأخوذ به حیایی بود (چنان که میردامادی وانمود می‌کند)، نباید میز مذاکره را بمباران می‌کرد.

برای تفهیم بهتر واقعیت، میردامادی را به عکس یادگاری جولانی با ترامپ و توافق و حتی صدور دستور لغو تحریم‌ها ارجاع می‌دهیم که مانع از چراغ سبز ترامپ برای بمباران کاخ‌های ریاست جمهوری وزارت دفاع سوریه نشد. نمونه مشابه، توافقات گسترده دولت لیبی با اوباما و برخی دولت‌های اروپایی بود که تصور پایان مناقشه را تداعی می‌کرد، اما لیبی از سوی همان توافق‌کنندگان (شرکای اقتصادی جدید) بمباران و تجزیه شد.

۵) عجیب اینکه میردامادی به جای تأکید بر غیر قابل اعتماد بودن آمریکای جنایتکار، باز هم اصرار دارد که بحث را به موضوع مجادله داخلی تبدیل کند و با ذره بین دنبال تندروهای خیالی بگردد. آیا این کار هم از سر کج‌فهمی است یا مأموریت؟

۶) نهایتاً باید تعبیر جیک سالیوان مشاور سابق امنیت ملی را به آقای میردامادی یادآور شد که گفته است برنامه هسته‌ای ایران با جنگ و بمباران نهایتاً چند ماه مهار می‌شود، اما برجام توانست این برنامه را به مدت ۱۵ سال عقب بیندازد و مهار کند!

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

چرا اصرار دارند این همه عبرت را نبینند؟!

چرا اصرار دارند این همه عبرت را نبینند؟! بیشتر بخوانید »