مسجد

امروز؛ مراسم ولادت امام جواد(ع) در مسجد ارک تهران

امروز؛ مراسم ولادت امام جواد(ع) در مسجد ارک تهران



مراسم ولادت امام جواد (ع) در مسجد ارک تهران برگزار می‌شود

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، مراسم ولادت حضرت جوادالائمه (ع) یکشنبه مورخ سوم اسفندماه ۱۳۹۹ با اقامه نماز جماعت مغرب و عشاء با سخنرانی حجت‌الاسلام شیخ عباس صراف و مداحی حاج منصور ارضی و دیگر ذاکران اهل‌بیت علیهم‌السلام برگزار می‌شود.

 این مراسم به‌صورت زنده و کامل در سایت، اپلیکیشن، تلگرام و اینستاگرام قدیم‌الاحسان پخش می‌شود. در اطلاعیه این مراسم آمده است که رعایت کامل موارد بهداشتی اعم از استفاده از ماسک و رعایت فاصله‌گذاری اجتماعی در این مراسم الزامی است.

امروز؛ مراسم ولادت امام جواد(ع) در مسجد ارک تهران

منبع خبر

امروز؛ مراسم ولادت امام جواد(ع) در مسجد ارک تهران بیشتر بخوانید »

روزی که «سورنا» داغدار تیمسار شد + عکس

شهید ستاری دکترین پدافند هوایی را در جنگ تغییر داد



شهید ستاری

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، سرهنگ سید احمد کیا در مورد نقش پدافند هوایی در جنگ تحمیلی گفت: ما مدیون از جان گذشتگی ها و فداکاری های تمام رزمندگان در جبهه ها هستیم اما در پدافند هوایی مدیون کسانی همچون شهید ستاری هستیم که با تغییر دکترین پدافند هوایی در نیمه دوم جنگ از سال 63 به بعد تحولی عظیم در ارتباط با دفاع هوایی در مناطق عملیاتی از شمال غرب تا جنوب غرب کشور را به وجود آورد.

سرهنگ کنترل شکاری بازنشسته افزود: ما با نداشته هایی که با آن مواجه بودیم، داشته هایی را توانستیم کسب کنیم که امروز می توانیم با افتخار از آن دکترین و از آن تفکر بسیار بالای شهید ستاری که بنده شاگرد این شهید بزرگوار در هشت سال دفاع مقدس بودم، یاد کنیم.

فرمانده پیشکسوت دفاع مقدس  ارتش اظهار کرد: در مورد تغییر دکترین همان گونه که می دانیم در دفاع هوایی ما باید سامانه هایی داشته باشیم که بتوانیم دفاع هوایی کاملی را در ارتباط با هجوم هواپیمای دشمن داشته باشیم، در این موضوع به سه عامل مهم پایبند بودیم، دفاع هوایی بر محور هواپایه قرار دارد. ما توسط رادارهای شبکه راداری کشور که در مناطق عملیاتی مستقر بودند با اتکا به هواپیماهای رهگیر شکاری F14 و F4‌ که از پایگاه های مختلف به پرواز در می آمدند و در امتداد رادارها قرار می گرفتند، ما دفاع جانانه ای را داشتیم و خودمان را به نیروهای دفاعی عراق نشان دادیم و در کشف رادارهای عراقی ما به آنها نشان می دادیم که حضور فعال در منطقه داریم.

 وی خاطر نشان کرد: در دفاع هوایی مبنای اول بر اساس تاکتیک و تکنیکی که با استفاده از هواپیمای شکاری رهگیر f14‌ و f4‌ از سوی افسران مستقر در شبکه راداری طرح ریزی می شد  و دفاع جانانه ای را  علیه هواپیماهای دشمن در آن زمان انجام می دادیم و پس از آنکه نمی توانستیم با هواپیما دفاع مستحکمی را انجام دهیم در مرحله دوم بر محور زمین پایه متکی می شدیم.

فرمانده پیشکسوت پدافند هوایی ارتش ادامه داد: در محور زمین پایه با دو عامل موشکی و توپخانه ارتفاع پست توسط پست های فرماندهی به شبکه کنترل و فرماندهی مستقر در رادارها اعمال و دستور داده می شد، علیه  تهاجم هواپی دشمن اقدام تاکتیکی را انجام می دادیم. در این شرایط بود که هواپیماها ارتفاع خود را کم می کردند و با بهره گیری از کوه ها و دره ها وارد مناطقی می شدند که ما را غافلگیر کنند. در این شرایط حساس ما  اعلام خبر راه دور به رادیو و تلویزیون و مراکز استان ها و شهرهایی که هواپیما دشمن ممکن آنها را هدق قرار بدهد، انجام می دادیم.

وی اظهار کرد: در مرحله دوم تمام توجه ما معطوف به مناطق عملیاتی بود که مبادا ضربه یا بمبارانی توسط هواپیماهای  دشمن بر روی نیروهای خودی انجام شود. در این شرایط از طریق پست های تحت امرمان به تمام سایت های موشکی و مواضع پدافند و توپخانه ارتفاع کم دستور می دادیم تا علیه تمام هواپیماهای حمله ور و هجومی عراق اقدام تاکتیکی انجام دهند.

وی گفت: این افتخار را دارم که در عملیات والفجر 8 رییس عملیات رادار تاکتیکی جنوب غرب کشور در نزدیک ترین خط پدافند هوایی به عراق بودم که بنا به دستور شهید ستاری در آنجا به مدت 2 سال انجام وظیفه کردم. این افتخار را دارم که اولین هواپیمای دشمن را در ساعت 7 و 30 دقیقه بر فراز آسمان جنوب غرب کشور در آسمان خوزستان منهدم کردیم و در طول جنگ 11 فروند از هواپیماهای دشمن را سرنگون کردم و منجر به اسارت ۵ تن از خلبانان عراقی شدم.

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، سرهنگ سید احمد کیا در مورد نقش پدافند هوایی در جنگ تحمیلی گفت: ما مدیون از جان گذشتگی ها و فداکاری های تمام رزمندگان در جبهه ها هستیم اما در پدافند هوایی مدیون کسانی همچون شهید ستاری هستیم که با تغییر دکترین پدافند هوایی در نیمه دوم جنگ از سال 63 به بعد تحولی عظیم در ارتباط با دفاع هوایی در مناطق عملیاتی از شمال غرب تا جنوب غرب کشور را به وجود آورد.

سرهنگ کنترل شکاری بازنشسته افزود: ما با نداشته هایی که با آن مواجه بودیم، داشته هایی را توانستیم کسب کنیم که امروز می توانیم با افتخار از آن دکترین و از آن تفکر بسیار بالای شهید ستاری که بنده شاگرد این شهید بزرگوار در هشت سال دفاع مقدس بودم، یاد کنیم.

فرمانده پیشکسوت دفاع مقدس  ارتش اظهار کرد: در مورد تغییر دکترین همان گونه که می دانیم در دفاع هوایی ما باید سامانه هایی داشته باشیم که بتوانیم دفاع هوایی کاملی را در ارتباط با هجوم هواپیمای دشمن داشته باشیم، در این موضوع به سه عامل مهم پایبند بودیم، دفاع هوایی بر محور هواپایه قرار دارد. ما توسط رادارهای شبکه راداری کشور که در مناطق عملیاتی مستقر بودند با اتکا به هواپیماهای رهگیر شکاری F14 و F4‌ که از پایگاه های مختلف به پرواز در می آمدند و در امتداد رادارها قرار می گرفتند، ما دفاع جانانه ای را داشتیم و خودمان را به نیروهای دفاعی عراق نشان دادیم و در کشف رادارهای عراقی ما به آنها نشان می دادیم که حضور فعال در منطقه داریم.

 وی خاطر نشان کرد: در دفاع هوایی مبنای اول بر اساس تاکتیک و تکنیکی که با استفاده از هواپیمای شکاری رهگیر f14‌ و f4‌ از سوی افسران مستقر در شبکه راداری طرح ریزی می شد  و دفاع جانانه ای را  علیه هواپیماهای دشمن در آن زمان انجام می دادیم و پس از آنکه نمی توانستیم با هواپیما دفاع مستحکمی را انجام دهیم در مرحله دوم بر محور زمین پایه متکی می شدیم.

فرمانده پیشکسوت پدافند هوایی ارتش ادامه داد: در محور زمین پایه با دو عامل موشکی و توپخانه ارتفاع پست توسط پست های فرماندهی به شبکه کنترل و فرماندهی مستقر در رادارها اعمال و دستور داده می شد، علیه  تهاجم هواپی دشمن اقدام تاکتیکی را انجام می دادیم. در این شرایط بود که هواپیماها ارتفاع خود را کم می کردند و با بهره گیری از کوه ها و دره ها وارد مناطقی می شدند که ما را غافلگیر کنند. در این شرایط حساس ما  اعلام خبر راه دور به رادیو و تلویزیون و مراکز استان ها و شهرهایی که هواپیما دشمن ممکن آنها را هدق قرار بدهد، انجام می دادیم.

وی اظهار کرد: در مرحله دوم تمام توجه ما معطوف به مناطق عملیاتی بود که مبادا ضربه یا بمبارانی توسط هواپیماهای  دشمن بر روی نیروهای خودی انجام شود. در این شرایط از طریق پست های تحت امرمان به تمام سایت های موشکی و مواضع پدافند و توپخانه ارتفاع کم دستور می دادیم تا علیه تمام هواپیماهای حمله ور و هجومی عراق اقدام تاکتیکی انجام دهند.

وی گفت: این افتخار را دارم که در عملیات والفجر 8 رییس عملیات رادار تاکتیکی جنوب غرب کشور در نزدیک ترین خط پدافند هوایی به عراق بودم که بنا به دستور شهید ستاری در آنجا به مدت 2 سال انجام وظیفه کردم. این افتخار را دارم که اولین هواپیمای دشمن را در ساعت 7 و 30 دقیقه بر فراز آسمان جنوب غرب کشور در آسمان خوزستان منهدم کردیم و در طول جنگ 11 فروند از هواپیماهای دشمن را سرنگون کردم و منجر به اسارت ۵ تن از خلبانان عراقی شدم.

شهید ستاری دکترین پدافند هوایی را در جنگ تغییر داد

منبع خبر

شهید ستاری دکترین پدافند هوایی را در جنگ تغییر داد بیشتر بخوانید »

فجر ۴۲

فجر ۴۲| محافظی که برای نجات امام، او را در آغوش گرفت و دوید


حوزه جامعه خبرگزاری فارس ـ سودابه رنجبر:نشستن پای صحبت‌های «حمیدرضا نقاشیان» تمامی ندارد. او می‌تواند ساعت‌ها درباره ابعاد شخصیتی امام، شرایط سیاسی قبل و بعد از انقلاب. شناسایی گروه‌ها و احزاب سیاسی سال‌های مبارزه قبل از ۵۷ و… صحبت کند. به‌خصوص وقتی متوجه می‌شوم که سال‌هاست اتفاقات روزانه را یادداشت‌برداری می‌کند تازه می‌فهمم که چه حافظه‌ای دارد؛ حافظه‌ای متکی به دلیل و مدرک. نقاشیان چه آن زمان که سه ماه مداوم محافظ شخصی بیت امام بوده و چه حالا که شاهد اتفاقات سیاسی روز است تحلیل‌گر تأثیر گزاری است. در سال ۵۷ حمیدرضا نقاشیان فقط ۲۴ ساله بود؛ اما همان موقع هم مثل یک مرد جاافتاده همه مسئولیت حفاظت از امام را بر عهده گرفت طوری که اگر عکس‌های آن دوره امام را ازنظر بگذرانید حمیدرضا نقاشیان را می‌بینید که همچون چریکی ورزیده با توانایی در مهارت‌های رزمی همه‌جا کنار امام حضور دارد.

او با درایت و بلوغ چندبعدی خود چه در فهم ریزه‌کاری‌های سیاسی و اجتماعی و چه در علوم و فنون اطلاعاتی و مراقبت و با شناختی عمیق از شرایط و جریان‌ها خیال همه را از بابت محافظت از امام راحت کرده بود. آن‌هم در شرایطی که هنوز حکومت شاهنشاهی برقرار بود. بااینکه شرایط آن روزها سخت و اضطراب‌آور بود؛ اما بازهم نقاشیان از آن روزها خاطرات جذاب و شیرینی روایت می‌کند.

نقاشیان بعد از شهادت استاد مطهری و بنا به درخواست حضرت امام وارد مأموریت جدیدی می‌شود و گروه فرقان را شناسایی و متلاشی می‌کند. او با شروع جنگ در سال‌های دفاع مقدس، نقش مهمی در موفقیت‌های جبهه و جنگ با عبور از صد تحریم‌های سخت، تهیه ملزومات موردنیاز جنگ در سال‌های دفاع مقدس بر عهده می‌گیرد. کوتاه‌مدت در وزارت اطلاعات قصد خدمت می‌کند و سپس مأموریت‌هایی مهم‌تر را در وزارت کشور به عهده می‌گیرد و با جدایی از کارهای دولتی و برای جدا نشدن از محور مقاومت و انقلاب وارد حوزه فرهنگ شده و از سال ۱۳۶۶ تاکنون در بخش خصوصی در سمت‌های متفاوت مدیریت در مؤسساتی مانند موسسه مطالعاتی صاحب‌الزمانی و موسسه هنر و ادبیات پارسی و موسسه سخن‌گستر با انتشار روزنامه‌های ایران‌نیوز و صبح اقتصاد فعال است.

 با او همراه می‌شویم و سعی می‌کنیم تنها در خصوص شرایط محافظت از امام و همچنین بخشی از شخصیت شناسی امام از او سؤال کنیم.

**شما محافظ امام بودید چطور مسئولیت حفاظت از امام را بر عهده گرفتید؟

 خیلی قبل از پیروزی انقلاب فعالیت‌های سیاسی، نظامی و فرهنگی علیه حکومت شاهنشاهی داشتم و با جمعی از دوستان رساله حضرت امام (ره) را جمع‌آوری، چاپ و توزیع می‌کردیم. در سال ۵۵ که مجموعه “فجر ” تأسیس شد با اعضای این گروه شروع به همکاری کردم. توسط مرحوم عباسعلی ناطق نوری به شهید «بروجردی» معرفی شدم و به مجموعه «صف» که گروهی توحیدی بود پیوستم. از سال ۵۶ با آن‌ها همکاری کردم.

حضرت امام که از پاریس به تهران آمدند با توصیه شهید دکتر بهشتی مجموعه «توحیدی صف»، مسئولیت حفاظت حضرت امام (ره) را به عهده گرفت و من هم توفیق یافته محافظت از اقامت گاه و شخص حضرت امام را به عهده گرفتم.

فجر ۴۲| محافظی که برای نجات امام، او را در آغوش گرفت و دوید

**چرا شما به‌عنوان محافظ شخصی امام انتخاب شدید؟

اول اینکه توفیقی بود که نصیب من شد و دیگر اینکه آموزش‌دیده دوره‌های رزمی بودم. پیش‌ازاین هم در بخشی از عملیات لجستیکی توانایی خودم را با عزیزان ثابت کرده بودم. بازهم فکر می‌کنم فقط خواست خداوند بود که من محافظ امام باشم.

البته گروه صف در بخش‌های دیگری از ورود امام تیم حفاظت ایشان بودند؛ اما من همراه با دو سه نفر از صفی‌ها، چند روز قبل از رسیدن امام به ایران در مدرسه رفاه مستقر شدیم تا اقامتگاه امام که از پیش تعیین‌شده بود را زیر نظر داشته باشیم. برای همین نه به فرودگاه رفتم و نه به بهشت‌زهرا. چشم‌به‌راه امام بودیم که پس از اتمام برنامه در بهشت‌زهرا (س) به مدرسه رفاه برسند.

**گویا امام وقتی در بهشت‌زهرا سوار هلیکوپتر می‌شوند تا به اقامتگاه بیایند با ساعت‌ها تأخیر به مدرسه رفاه می‌رسند و تیم حفاظت و اطرافیان امام نگران ایشان می‌شوند. این در حالی بوده که هیچ‌کسی از ایشان خبر نداشته است؟

بله همین‌طور است. جناب شیخ «علی‌اکبر ناطق نوری» پیکان آبی‌رنگی داشتند و خود را در ازدحام استقبال از امام نزدیک بیمارستان هزار تخت خوابی در محدوده ستارخان فعلی تاج سابق پارک می‌کنند و زمانی که هلیکوپتر از بهشت‌زهرا بلند می‌شود. هماهنگ می‌کنند که هلیکوپتر هوانیروز در محوطه بیمارستان هزار تختخوابی فرود بیاید. کادر درمان و بیمارستان از این اتفاق بی‌خبر بوده طوری که کادر درمان تصور می‌کنند چه بیمار بدحالی است که با هلیکوپتر وارد محوطه بیمارستان شده است. امام مورد استقبال اهالی بیمارستان قرار می‌گیرد و حتی ناطق نوری امام را چنددقیقه‌ای با کادر درمان تنها می‌گذارد و می‌رود ماشین شخصی‌اش را بیاورد. هرچند با همه این شرایط امام به محل اقامتگاه نمی‌آید و همراه با ناطق نوری می‌روند که به یکی از اقوامشان در جاده قدیم شمیران سری بزنند. تصور کنید ناطق نوری همراه با امام در خیابان‌های شلوغ و ناامن تهران حرکت می‌کنند ۴ تا ۵ ساعت دلهره عجیبی گرفته بودیم. هیچ‌کسی از امام خبر نداشت و هوا تاریک شده بود. که به‌یک‌باره در مدرسه رفاه باز شد. ناطق نوری همراه امام از آن سمت خیابان به سمت مدرسه رفاه می‌آمد. ما از همان ابتدا دست خدا را در حفاظت از امام می‌دیدیم.

فجر ۴۲| محافظی که برای نجات امام، او را در آغوش گرفت و دوید

تهران نماز خانه مدرسه علوی ۲۷ بهمن ۵۷

**شما در اضطراب‌آورترین شرایط «شب اولی که امام به مدرسه رفاه آمد» محافظ امام بودید و در سخت‌ترین شرایط و دقایق این وظیفه را بر عهده گرفتید چراکه هنوز نه دولت موقت تشکیل‌شده بود و همچنین نخست‌وزیر بختیار در دولت شاهنشاهی سرکار بود. از حال و هوای شب اول ورود امام به ایران در مدرسه رفاه بگویید.

لحظه‌ای که ایشان وارد اقامتگاه مدرسه رفاه شدند هوا تاریک شده بود و همان‌طور که گفتم بسیار مضطرب شده بودیم به‌محض دیدار امام پیشانی و شانه‌های امام را بوسیدم و همان‌طور که دو دست ایشان را به نشانه محبت در دستانم گرفته بودم. گفتم: «آقا میشه چندجمله‌ای برای بچه‌ها صحبت کنید؟ خیلی دل‌نگران شما بودیم.» امام با لبخند لطیف و نگاه پدرانه‌ای گفتند: «مانعی ندارد کجا بنشینیم؟» صندلی را گذاشتیم داخل پاگرد پله و امام ۱۰ دقیقه‌ای برای بچه‌ها صحبت کردند. همان چند جمله زندگی و خط مشی خیلی از بچه‌ها را تغییر داد. تا آنجا که یادم می‌آید امام در همان چند دقیقه توضیح دادند: آنچه دارد پیش می‌آید خواست خداست، فضایی که دارد مهیا می‌شود فضایی است برای بیداری مسلمان‌ها و شما بدانید که ما در این راه چه پیروز شویم و چه از بین برویم یکی از دو خیر یا “احدی الحسنیین ” است که داریم انجام می‌دهیم.

 **بیشتر محافظان اقامتگاه امام جزء چه گروهی بودند؟

فقط چند نفرمان جزو «توحیدی صف» بودیم و بیش از ۶۰ نفر که از قبل مدرسه رفاه را در محله و پشت‌بام و ساختمان‌های هم‌جوار حفاظت می‌کردند گروهی تقریباً جداشده از مجاهدین خلق بودند. نام خود را جنبش مجاهدین گذاشته بودند. البته از مشی غیرمسلحانه مجاهدین که به توصیه شهید بهشتی حفاظت از اقامتگاه امام را برعهده‌گرفته بودند و انشعابی گروه «لطف‌الله میثمی» تلقی می‌شدند. البته درباره این تصمیم می‌توان گفت که این انتخاب خالصانه بود. و به اعتبار بلوغ و تمهیدات آینده‌نگرانه شهید بهشتی انجام پذیرفته بود.

 شهید بهشتی برای اینکه این بچه‌ها را از مجاهدین خلق (منافقین) جدا کنند این تصمیم را گرفته بودند. مرحوم شاه‌آبادی، مرحوم مطهری و منتظری نسبت به این کار معترض بودند به همین دلیل حفاظت از مرکزیت اقامت گاه و جان امام (ره) را به مجموعه “صف ” سپرده شد.

 امام ساعت ۷ صبح فردای همان شب به مدرسه علوی منتقل شد. هرچند همان سخنرانی تأثیر بسیار مثبتی روی همان گروه انشعابی گذاشت که بازهم توضیحاتش مفصل است.

 

فجر ۴۲| محافظی که برای نجات امام، او را در آغوش گرفت و دوید

امام در عراق  در جمع روحانیون  که به دیدار او آمدند

**شما قبل از اینکه امام را در مدرسه رفاه ملاقات کنید، ایشان را از نزدیک دیده بودید؟

 بله حدود سال ۵۶ بخشی از گروه مبارزه انقلابی ما لو رفته بود و افراد گروه تحت تعقیب بودند من از طریق بندر گناوه به عراق رفتم و آنجا در نجف مستقر شدم. می‌دانستم که امام ساعت ۹ هر شب به زیارت بارگاه حضرت علی (ع) می‌رود. چندین بار ایشان را از دور ملاقات کردم. ممکن بود توسط نیروهای ساواک شناسایی شوم و به همین خاطر خیلی مراقب بودم. بارگاه حضرت علی (ع) پاتوق من شده بود و از دور امام خمینی (ره) را نیز زیارت می‌کردم. آن موقع یک جوان ۲۳ ساله بودم. خیالم که راحت‌تر شد توسط پیشکار امام «نصرالله خلخالی» وقت ملاقاتی را هماهنگ کردم و دومرتبه به دیدار امام رفتم و به‌صورت خصوصی با امام صحبت کردم. علاوه بر سؤال‌های خودم سؤال‌های دوستانی که در مبارزه بودند را نیز می‌پرسیدم و به اطلاع آن‌ها می‌رساندم. همان موقع اولین ملاقات من با امام بود به‌محض اینکه وارد مدرسه رفاه شدند من را شناختند و ارتباط مثبتی بین ایشان و حقیر به اعتباری دل‌ها به هم گره خورد و رابطه‌ای دلی برقرار شد.

فجر ۴۲| محافظی که برای نجات امام، او را در آغوش گرفت و دوید

 

**بعدازاینکه امام وارد مدرسه شدند و سخنرانی چنددقیقه‌ای انجام شد چطور شرایط استراحت امام را مهیا کردید؟

 با توجه به شرایط مراقبت از امام، در همان اتاقی که ایشان غذا خوردند در همان اتاق هم باید استراحت می‌کردند که تسلط ما برای محافظت از ایشان زیاد باشد. یکی از کلاس‌ها را فرش کرده بودیم دو متکا و یک جفت پشتی و تشک و لحاف گذاشته بودیم و در همان اتاق هم‌سفره شام را انداختیم.

 **چه غذایی برای شام امام تهیه‌شده بود؟ آیا شما هم در هنگام شام خوردن کنار امام بودید؟

 می‌دانستم امام شب‌ها غذای ساده و کم‌حجم می‌خورند. قبلاً در عراق دومرتبه‌ای که خدمت ایشان رسیده بودم متوجه شده بودم. شام آن شب کمی «نخود آب» بود با مقداری ماست. آبدارخانه کوچکی در طبقه دوم مدرسه رفاه بود غذا را که فرزند مرحوم شفیق آوردند به‌دوراز چشم امام خودم کمی از آن چشیدم طوری که امام متوجه نشود تا از سلامت غذا مطمئن شوم و بعد برای امام در ظرفی که داشتیم کشیدم و همین‌طور برای خودم. آن شب احمد آقا به دلیل شلوغی و ازدحام به مدرسه رفاه نرسیده بود و من برای شام کنار امام ماندم طوری که سر سفره با امام نشستم. چندجمله‌ای امام سر سفره صحبت کردند مثل‌اینکه خسته شدید! من هم جواب دادم: نه به‌اندازه شما.

**سخت نبود کنار امام غذا خوردن؟

 راستش سخت بود؛ اما من با همه وجودم می‌خواستم از امام مراقبت کنم. چون ایشان سر سفره تنها بود ترجیح دادم که بنشینم. برای خودم بسیار باورنکردنی بود. من اهل مبارزه بودم و جسارت انقلابی داشتم. رعایت ادب را می‌کردم و درعین‌حال سعی می‌کردم کارم را دقیق انجام دهم الآن که خودم عکس‌های جوانی را همراه امام می‌بینم متوجه می‌شوم چقدر روی کارم حساس و جدی بودم. شما در هیچ عکسی لبخند من را نمی‌بینید.

 **تابه‌حال به این فکر کرده‌اید که چرا شما به‌عنوان محافظ شخصی امام در بدو ورودشان انتخاب شدید؟

 راستش من از ۱۸ سالگی مبارز انقلابی علیه حکومت شاهنشاهی بوده‌ام و البته اهل مطالعه. از سال ۱۳۵۰ مطالعه عمیقی درباره شخص امام داشتم و می‌خواستم مسیر ایشان را پیدا کنم. دائماً امام را دنبال می‌کردم و تلاش می‌کردم هر چه بیشتر تفکر، شخصیت امام را بشناسم. اگر خداوند به من توفیق داد تا کنار ایشان بمانم برای این بود که در دعاهایم ازخداخواسته بودم که در کنار امام قرار بگیرم. من معتقدم محافظ شخصی شدن امام درواقع استجابت دعاهایم بود.

فجر ۴۲| محافظی که برای نجات امام، او را در آغوش گرفت و دوید

 **محافظت از امام برای شما مسئولیت بسیار سنگینی بود با توجه به اینکه هنوز حکومتی برقرار نشده بود و حتی هر آن احتمال حمله به اقامتگاه امام از طرف گارد شاهنشاهی و فرمانداری و … می‌رفت.

 بله دقیقاً همین‌طور بود من بارها دست خداوند را در محافظت از امام دیدم. من و امثال من فقط وسیله بودیم. خوب یادم هست بعد از چند روزی که در تهران بودیم. امام به سمت قم عزیمت کردند. جمعی از مراجع عظام مستقر در شهر قم از امام دعوت کردند که در مسجد امام حسن عسگریِ ایشان را ملاقات کنند یعنی در مسیر ورود به قم به استقبال حضرت امام آمده بودند. با پیکان سبزرنگ آقای توکلی روانه قم شدیم دریکی از خیابان‌های قم ازدحام مردم برای استقبال از امام به‌قدری بود که ماشین حامل امام قادر به حرکت نبود که هیچ، ماشین در همان ازدحام موتورش سوخت. بلافاصله از ماشین پیاده شدم و از آمبولانس برای انتقال امام استفاده کردیم.

مسیر بسیار شلوغ بود نزدیک مسجد امام حسن عسگریِ رسیدیم جایی که مراجع ثلاث حضرت آیت‌الله‌العظمی مرعشی نجفی و حضرت آیت‌الله‌العظمی محمدرضا گلپایگانی و حضرت آیت‌الله شریعتمداری می‌خواستند از امام استقبال کنند. آمبولانس نمی‌توانست جلوتر برود از چندنفری که نزدیک‌تر بودند خواهش کردیم طوری بایستند که با دست‌هایشان کوچه درست کنند تا ما بتوانیم امام را به مسجد برسانیم.

فقط ۵ قدم رفته بودیم که هجوم مردم باعث شد نتوانیم حرکت کنیم. یک‌لحظه حس کردم دیگر نمی‌توانیم روی پای خودمان بایستیم عمامه و عبای امام رفته بود. باید تصمیم می‌گرفتم. هرگز نفهمیدم چطور شد که امام را بغل گرفتم و به‌سرعت می‌دویدم وقتی امام را در حیاط مسجد که نسبت به بیرون خلوت‌تر بود روی زمین گذاشتم امام چندثانیه‌ای ایستاد و به من نگاه کرد. خودم هم متعجب بودم که چطور توانسته بودم امام را آن‌طور به بغل بگیرم و بدوم. من بارها دست خدا را در محافظت از امام دیدم.

 **سؤالی که همین لحظه برای من پیش آمد این است با این حس و ارتباط صمیمانه، امام شمارا چطور صدا می‌کردند؟

من وقتی در نجف به خدمت امام رسیدم خودم را با اسم کوچک «حمید» به امام معرفی کردم و امام همیشه من را حمید آقا صدا می‌کرد. ایشان همان‌طور که برای همه مردم ایران پدر بود برای من هم یک پدر بود. من محبت پدرانه ایشان را با همه وجودم حس می‌کردم.

ارتباط و اعتماد امام به من خیلی عمیق شده بود من با همه وجودم حس پدرانه امام را می‌فهمیدم. احمد آقا همیشه در حمام کردن به امام کمک می‌کرد و من تنها غریبه‌ای از خانواده امام بودم که در حمام کردن به امام کمک کردم. گاهی حس می‌کردم نگاه ایشان هم به من نگاه به فرزندشان است امام بسیار باعاطفه و مهربان بودند.

فجر ۴۲| محافظی که برای نجات امام، او را در آغوش گرفت و دوید

قم ۱۴ اردیبهشت کتابخانه مدرسه فیضیه قم

 

 

امام اهل شوخی هم بودند؟

 بله شوخی‌های لطیفی داشتند. یکی روزی به باغچه آقای اشراقی دامادشان در قم برای دوری از هیاهو و البته تمهیداتی برای خارج بودن از محل اقامت رفتیم و من هم تنها همراه ایشان بودم. وقت نماز ظهر شده بود. سجاده نماز را پهن کردم. روبه‌رویمان در طاقچه قاب عکسی از امام بود. قاب را برداشتم و کمی دورتر بردم و برگشتم. امام با لبخند ملیحی نگاهی به من انداختند و فرمودند عکس را کجا بردید؟ گم میشه!؟ باهم لبخند زدیم امام ازاین‌دست شوخی‌ها می‌کردند و بسیار لطیف بودند.

 **در مدتی که شما محافظ امام بودید گروهای سیاسی احزاب و مردم عادی به دیدار امام می‌آمدند و امام نسبت به مردم عادی تفقد زیادی داشتند می‌توانید نمونه‌هایی که در ذهن و خاطر شما مانده است برایمان بگویید؟

 امام نسبت به مردم عادی بسیار ابراز محبت و علاقه پدرانه داشتند؛ اما محبت و احترامی که به مسن‌ترها داشتند واقعاً برای من شگفتی‌آور بود. طوری که گاهی برای تفقد به این عزیزان مسیرشان را کج می‌کردند و پیش‌قدم برای احوال‌پرسی می‌شدند. خاطره‌ای جالب در این رابطه دارم. به قم رفته بودیم و امام طی جلساتی در مدرسه فیضیه حضور پیدا می‌کردند و در جمع مردم سخنرانی داشتند. انبوه جمعیت مردم برای دیدار امام به مدرسه فیضیه می‌آمدند. خودم رانندگی می‌کردم تا امام را به مدرسه برسانم. از پشت مدرسه می‌آمدیم طوری که جمعیت کمتری با امام روبه‌رو شوند. ترمز کردم پایین آمدم و در پشتی مدرسه را باز کردم. امام پیاده شدند و من بازهم پشت فرمان نشستم تا ماشین را پارک کنم در این حین که امام داشت وارد مدرسه می‌شد پیرمردی از دور امام را دید سیمای روستایی داشت و کلاه نمدی بر سرش بود. من وقتی متوجه شدم که دیدم امام به‌سرعت به سمت پیرمرد می‌رود به‌سرعت از ماشین پیاده شدم و به سمت امام دویدم. دیدم که ایشان دست پیرمرد را گرفته او را از زمین بلند می‌کند و هم‌زمان سر پیرمرد را نوازش می‌کند گویا پیرمرد به‌محض دیدن امام به سمت ایشان دویده و در مسیر بر زمین افتاده است. این صحنه هیچ‌وقت از جلوی چشم من پاک نمی‌شود.

فجر ۴۲| محافظی که برای نجات امام، او را در آغوش گرفت و دوید

قم اسفند ماه ۵۷ احتمالا ۲۱ اسفند باشه مدرسه حکیم نظامی دیدار با مردم قم

**مدتی که کنار امام بودید چه ویژگی از امام بیشتر در ذهن شما مانده است و برای شما جالب بود؟

 آرامش ایشان. هیچ‌وقت آدم احساس نمی‌کرد خبری امام را برانگیخته و او را به هم بریزد. من در خیلی از جلسات حضور داشتم. می‌دیدم تا اتفاقی می‌افتاد، بعضی از آقایان از جای خود بلند می‌شدند، بعضی راه می‌رفتند، بعضی نماز و بعضی استغفار می‌کردند و حتی بعضی هم عصبی می‌شدند امام در هر شرایطی آرام بود. انگار همه کارها را به دست قدرت بزرگ‌تری سپرده بودند. آرامش از چهره‌شان محو نمی‌شد.

**برای خود شما اتفاقی افتاد در مراوده با امام که متوجه آرام بودن ایشان شوید؟

 تا جایی که یادم هست یک‌بار برای سخنرانی به مسجد حکیم نظامی قم رفته بودیم خواستیم از یک‌دری وارد شویم که شلوغی کمتری داشته باشد؛ اما متأسفانه جمعیت زیادی وارد شدند و با در ورودی آهنی سنگینی مواجه شدیم. دست من بین در آهنی ماند و همان لحظه دستم شکست. امام باید در سیل جمعیت خودشان را به محل سخنرانی می‌رساندند؛ اما آرام و صبور ایستادند از جیبشان دستمالی را درآوردند و منتظر ماندند تا من دستم را ببندم. خیالشان که راحت شد باهم راه افتادیم.

**شما چه مدت محافظ شخصی امام بودید؟

 از ۱۲ بهمن سال ۵۷ روزی که امام وارد ایران شد تا ۱۵ اردیبهشت سال ۱۳۵۸ به مدت سه ماه مستقیم در خدمت امام بودم.

 **چطور شد که  ۱۵ اردیبهشت ۵۸ دیگر محافظ امام نبودید؟

برای انجام کار دیگری از امام مأموریت گرفتم. بعد از شهادت استاد مطهری که گروه فرقان وی را به شهادت رسانده بود جریان گروه فرقان را برای امام نقل کردم و به توصیه ایشان تصمیم گرفتم برای شناسایی این گروه وارد عمل شوم. این در شرایطی بود که من این گروه را خوب می‌شناختم و می‌دانستم گروه فرقان نسبت به شهید مطهری چه کینه‌ای دارد.

 دو روز بعد از شهادت استاد مطهری در مدرسه فیضیه مراسمی بود آقای هاشمی رفسنجانی که جریان فرقان را نمی‌شناخت موضوع ترور را به حزب توده نسبت داد من در همان زمان که سخنرانی انجام می‌شد در گوش حضرت امام گفتم: این جریان مربوط است به گروه فرقان که مذهبی هستند. حضرت امام سرشان را بالا کردند رو به من و فرمودند: مگر تو این‌ها را می‌شناسی؟ گفتم: بله، شهید مطهری هم خوب این‌ها را می‌شناختند. در جلسه‌ای به امام توضیح دادم که گروه فرقان چه کسانی هستند و چه‌کارهایی می‌کردند؟ دیدگاهشان چیست؟ توضیح دادم که انحراف و اشتباه آن‌ها کجا بوده؟ چگونه شهید مطهری با آن‌ها برخورد کرد؟ نهایتاً از چه زمانی بغض و کینه مطهری را پیدا کردند؟

امام فرمودند: شما که این‌ها را می‌شناسید، بروید و این موضوع را جمع کنید.

فجر ۴۲| محافظی که برای نجات امام، او را در آغوش گرفت و دوید

۱۸ بهمن بعد نماز و ناهار مدرسه علوی خیابان ایران

**شما به‌عنوان محافظ شخصی امام و فردی که امام به او خیلی اعتماد داشتند شخصیت امام را چطور می‌توانید تعریف کنید؟

سخن گفتن از شخصیت امام کار بسیار بسیار دشواری است. هر از یک ما که به امام نگاه می‌کنیم با بلوغ و شعور خودمان ایشان را درک می‌کنیم. او شخصیت چندبعدی دارد شخصیت سیاسی، شخصیت معنوی، شخصیتی معلم گونه و پدرانه و حتی شخصیت رندانه دارد. او با نگاه دقیق دوردست را می‌بیند. بسترسازی که برای تحقق انقلاب دارد بسیار دقیق است. از کشوری حرف می‌زنیم که تا فرق سر در استعمار امریکا و انگلیس قرار داشت و امام با حکمت متعالی توانست حکومت اسلامی را در چنین شرایطی برقرار کند. امام ایران را با مردم اش می‌شناخت. او توقع و علاقه و پتانسیل و توانایی مردم را به‌خوبی می‌شناخت. به هیچ جریانی به‌جز نیروی مردم برای تحقق نگاه اسلامی‌اش تکیه نکرد. علاوه بر آن امام فضا و نوع حضور خارجی‌ها را نیز در کشور می‌شناخت. حتی از آثار دینی و اسلامی روی مردم به‌خوبی آگاه بود. و با ترکیب منطقی ماهرانه‌ای از این آگاهی‌های عمیق توانست مردم را علیه منافع استکباری بسیج کند.

حضرت امام حتی نفوذی‌های اطراف خود را می‌شناخت و با هریک با شیوه‌ای که او نداند امام ایشان را می‌شناسد برخورد می‌کرد. در جریان شهادت آقا مصطفی همه جریان را می‌دانست دست جریان انگلیسی را شناخته بود؛ اما دم نزد تا فضا برای انقلاب دستخوش حوادث نشود. از دیگر ویژگی‌های امام صبوری او بود. اهداف و مبارزه سیاسی خود علیه حکومت شاهنشاهی را در دوره ۱۵ ساله دنبال کرد و به‌خوبی شرایط را تشخیص داد و ضعف دستگاه شاه را هم می‌شناخت از تمهیدات دشمن انقلاب علیه شاه استفاده می‌کرد و حساسیت‌ها را تشخیص می‌داد به همین منظور جنگ و دشمنی آن روز بین آمریکا و انگلیس را تشخیص دادند و در بین این دو نظر اختلافی که آمریکایی‌ها موافق برگشت نبودند ولی انگلیسی‌ها که از قبل در ایران یارگیری کرده بودند دنبال فریب آمریکا رفتند، استفاده کرده و تصمیم گرفتند شجاعانه و جسورانه و بدون پروا از هیچ پیش آمدی، به‌موقع وارد ایران شدند.

 **صحبتی برای نسل امروز درباره شناخت بیشتر امام دارید؟

 من پیشنهاد می‌کنم که سخنرانی‌های امام را گوش کنید. با توجه به دوراندیشی که امام داشتند وقتی نسل امروز و حتی دولتمردان صحبت‌های ۴۰ سال پیش امام را گوش می‌کنند مثل این است که امام همین امروز با توجه به شرایط امروز آن‌ها را نصیحت می‌کند. امام همان موقع هم در قالب تریبون با مسئولان کشور و دولتی‌ها حرف می‌زد یک‌بار دیگر حرف‌های امام را گوش کنید صحبت‌های امام تاریخ‌مصرف ندارد انگار که مشکلات این روزها را پیش‌بینی کرده بودند و حتی همه مشکلات و راه‌حل‌ها را تذکر می‌دهند.

انتهای پیام/



فجر ۴۲| محافظی که برای نجات امام، او را در آغوش گرفت و دوید

منبع خبر

فجر ۴۲| محافظی که برای نجات امام، او را در آغوش گرفت و دوید بیشتر بخوانید »

امام محله‌ای که با کمک بانوان کارکردهای اقتصادی اجتماعی مسجد را احیاء کرد

امام محله‌ای که با کمک بانوان کارکردهای اقتصادی اجتماعی مسجد را احیاء کرد


به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، گفتمان «امام محله» با محوریت ائمه جماعات مستقر در سطح محلات و روستاها، با هدف رفع مشکلات و معضلات محلی به صورت مسجدمحور و به همت بنیاد هدایت در دست اجرا است. از بازوان پرتوان این طرح، امام محلاتی هستند که با تجمیع نیروهای مردمی و نیات خیرانه و جهت دهی به آنها توانسته اند منشا خیرات و برکات بسیار شوند.

حجت الاسلام «مصطفی اژدری»، امام جماعت مسجد الشهداء در شهر کرمان و متولد سال 65 از آن دست امام محله هایی است که با طراحی و اجرای طرح های ویژه بانوان توانسته بسیاری از مشکلات و آسیب های محلی را مرتفع و به مسجدی شدن دیگر اعضای خانواده ها نیز کمک کند.

کارآفرینی برای زنان سرپرست خانوار در فروشگاه مسجدی

کارآفرینی یکی از مهمترین فعالیت های این امام محله دهه شصتی است که در این راستا فرصت اشتغال برای  بیش از ۴۰ نفر از زنان سرپرست خانوار در فروشگاه ایجاد شده در مسجد، فراهم شده است. این فروشگاه در دوره شیوع کرونا به صورت مجازی فعالیت خود را ادامه می دهد. خرید دو دستگاه بسته بندی مواد غذایی برای مغازه موقوفه مسجد نیز فرصت اشتغال ۱۵ نفر دیگر از بانوان را فراهم کرده است.

حجت الاسلام اژدری با اشاره به برگزاری دوره های «بینش مطهر» برای ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر از بانوان فعال عرصه قرآن در کرمان، گفت: این دوره ها به صورت دو دوره حضوری با مدیریت موسسه تدبر در قرآن قم و بعد از کرونا به صورت مجازی برگزار و استقبال بالا مواجه شده است.ز

این امام محله فعال و جوان از طراحی و برنامه ریزی ۱۴ عملیات ویژه مناسبت های ملی مذهبی خبر داد و ابراز کرد: مراسم بزرگداشت 13 آبان، روز جهانی مبارزه با استکبار با مشارکت بیش از دو هزار نفر از بانوان فعال مسجدی ازجمله این عملیات ها بود.

امام محله‌ای که با کمک بانوان کارکردهای اقتصادی اجتماعی مسجد را احیاء کرد

استخراج بانک اطلاعات اهالی محله برای توزیع کمک های مومنانه

وی با اشاره به اجرای رزمایش مواسات و همدلی در مسجدالشهداء، بیان کرد: در این رزمایش برای شناسایی افراد نیازمند از طریق همسایه ها اقدام و فرم های مربوطه را تکمیل کردیم که در این راستا بانک اطلاعات محلی ایجاد شد.

به گفته حجت الاسلام اژدری خدمت به بیماران و همکاری با کادر درمان از دیگر فعالیت های بانوان مسجدالشهداء در دوره کرونا بوده است، گفت: مرکز نیکوکاری در مسجد با حضور 10 نفر از بانوان فعال مسجدی و انجام فعالیت هایی همچون دوخت ماسک، تهیه پارچه و ارائه به سرپرستان خانوار برای خیاطی و کمک به فروش محصولات نیز با همکاری اهالی محله و همراهی بانوان انجام شده است.

امام محله مسجدالشهدای کرمان اضافه کرد: ایجاد کارگروه اشتغال با همراهی کارآفرینان برتر استان جهت ارائه مشاوره به سرپرستان خانوار و همراهی آنها در این عرصه، ارائه مشاوره های حضوری و مجازی، تشکیل حلقه تربیتی نوجوان به منظور ایجاد فرصت انتخاب دوست و رفیق خوب، برگزاری مجالس دعا همچون جلسات ختم صلوات و حدیث کساء برای بزرگسالان که با استقبال آنها روبرو شده است از دیگر اقداماتی است که با آنها توانسته ایم اهالی را به مسجد جذب و مسجد را محور فعالیت های فرهنگی اجتماعی محله کنیم.

تشکیل کارگروه های تربیتی در مدارس همسایه مسجد

امام محله‌ای که با کمک بانوان کارکردهای اقتصادی اجتماعی مسجد را احیاء کرد

وی با اعلام فعالیت کارگروه تربیتی مسجد بیان کرد: با همراهی این کارگروه مدارس دخترانه اطراف مسجد را شناسایی و کار را با مقطع ابتدایی شروع کردیم، بدین ترتیب که با تشریح فعالیت های مسجد نیروهای مستعد را جذب و ظرفیت سنجی و برایشان دوره های حضوری در رشته های قرآنی، فرهنگی، مهارتی و استعدادیابی مثل گلیم دوزی برگزار کردیم. این دوره ها اکنون و در شرایط کرونا با مشارکت 20 نفر از دانش آموزان نخبه مدارس شاهد به صورت مجازی در حال برگزاری است.

برگزاری جلسات قرآن به صورت دو روز در هفته همراه با طرح مباحث جذّاب تاریخی و تربیتی در انتهای جلسه، ویزیت رایگان در مسجد با حضور پزشک یک روز در هفته قبل از ایام کرونا، استفاده از باشگاه ورزشی در زیرزمین مسجد که هفته ای ۳ سانس برای بانوان رایگان است، برگزاری اردوهای تفریحی، برگزاری ۱۰ شب مراسم عزاداری محرم برای بانوان در مسجد همراه با مربی مهد کودکان (همسر حاج آقا اژدری) و برگزاری کلاس تقویت درسی قبل از کرونا برای دختران اتباع خارجی در مسجد از دیگر فعالیت هایی است که این امام محله دهه شصتی با اتکاء به ظرفیت های بومی محلی موفق به انجام آنها شده است.

راه جذب بانوان به فعالیت های مسجدی

امام محله‌ای که با کمک بانوان کارکردهای اقتصادی اجتماعی مسجد را احیاء کرد

وی درباره راه های جذب بانوان به ویژه دختران جوان و نوجوانان به مسجد، تاکید کرد: جلب اعتماد، ایجاد جذابیت در مسجد برای بانوان، بها دادن به بانوان باتجربه و همراه کردن جوانان کم تجربه با آنها و ایجاد انگیزه برای حمایت از آنان ازجمله این راه ها است؛ همچنین، دو نفر از بانوان کنشگر را یکی عضو هیئت امنا و دیگری را مسئول اجرائی مرکز نیکوکاری مسجد کرده ایم که این واگذاری مسئولیت نیز به زنان برای فعالیت های مسجدی انگیزه بخشیده است. علاوه بر این، با واگذاری امکانات و حمایت از طرح و برنامه ها به قدر توان به آنها برای استمرار برنامه ها انگیزه می بخشیم.

حجت الاسلام اژدری مشکلات و مسائل خانوادگی، سواد رسانه ای و فضای مجازی و تربیت فرزند را از نیازهای بانوان در سطح محله ای که مسجدالشهداء در آن واقع شده است، برشمرد و ابراز کرد: اختصاص یک اتاق ویژه در مسجد  برای بانوان  کنشگر با مسئولیت خانم جدیدالاسلام که دارای مدرک سطح ۴ حوزوی است و همکاری جدی دختر ایشان خانم توسلی و نیز همراهی 10 بانوی کنشگر به فعالیت های ما ویژه زنان عمق و گستره و جدیت بخشیده و با استقبال بانوان همراه شده است. لذا درصدد هستیم با سایر کنشگران زن فعال در سطح شهر ارتباط گرفته و شبکه کنشگران را ایجاد کنیم. شخصاً پیش از این از بستر طرح «بینش مطهر» با اکثر سرشاخه‌های فعال در شهرستان ها ارتباط گرفته ام.

اجرای طرح «ریحانه های سرزمینم»

این امام محله جوان و پرتلاش درباره آخرین طرح های پیشنهادی و اجرا شده برای بانوان در مسجدالشهدای کرمان، اعلام کرد: به مناسبت نخستین سالگرد شهادت سپهبد حاج قاسم سلیمانی، طرح «ریحانه های سرزمینم» را با حضور حدود 100 نفر از دختران نوجوان شهر کرمان اجرا کردیم، این افراد از طریق فراخوان جذب شدند و در نخستین گام سرود جمعی را در جوار مزار حاج قاسم اجرا کردند.

وی اضافه کرد: بنا داریم این گروه 100 نفره را به منظور کادرسازی دختران امروز و مادران آینده، تحت آموزش ها و دوره های تربیتی قرار دهیم. در این راستا شنبه، 25 بهمن همزمان با سالروز ولادت امام محمدباقر(ع) جلسات توجهیه آموزشی برای آنها در قالب گروه های 20 نفره برگزار می شود.

حجت الاسلام اژدی تصریح کرد: برگزاری دوره مجازی طب اسلامی با حضور 80 نفر و به منظور بهره گیری از این ظرفیت در مراکز بهداشت و غربالگری کرونا، برگزاری دوره حضوری طب اسلامی با حضور 30 نفر از بانوان مستعد و اجرای طرح «همسرانه» مبتنی بر روابط زوجین که با حضور مشاوران خانواده به ویژه برای نوعروسان با تمرکز مهارت های زناشویی از هفته آینده کلید می خورد از جدیدترین فعالیت های ما در حوزه بانوان است.

وی در پایان با بیان اینکه بیشتر مخاطبان و فعالان در طرح های ما در فاصله سنی ۱۷ تا ۳۵ سال هستند، خاطرنشان کرد: تاکید داریم که از ظرفیت و فرصت آزادتر بانوان مجرد بیشتر استفاده شود.

منبع:شبستان

امام محله‌ای که با کمک بانوان کارکردهای اقتصادی اجتماعی مسجد را احیاء کرد

منبع خبر

امام محله‌ای که با کمک بانوان کارکردهای اقتصادی اجتماعی مسجد را احیاء کرد بیشتر بخوانید »

حسینیه ارشاد؛ سنگری برای مقابله با اسلام‌ستیزی و اسلام‌زدایی پهلوی

حسینیه ارشاد؛ سنگری برای مقابله با اسلام‌ستیزی و اسلام‌زدایی پهلوی


به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، پیروزی انقلاب اسلامی، به عنوان تحولی تاریخ ساز تأثیر خود را در همه زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی گذاشت. تحولی شگرف که خاستگاه آن، بی شک مجامع مردمی و دینی و حضور و حمایت مردم است.

در بررسی روند مبارزات اسلامی مردم ایران علیه رژیم پهلوی و سیر رویدادهای سال ۱۳۴۲ به بعد تا وقوع انقلاب اسلامی سال ۵۷، نقش مساجد و حسینیه‌ها بسیار برجسته است. در نهضت اسلامی، مساجد نه تنها در ایجاد حرکت، جنبش و نیز بیدارسازی مردم ایران از ظلم و ستم رژیم پهلوی نقش تأثیرگذار و عمیقی ایفا نمود بلکه در کنار آن، هسته‌های اولیه مبارزات را نیز شکل دهی و سازماندهی کرد. تبادل اطلاعات و برگزاری جلسات گروهی فعالان نهضت در مساجد صورت می‌پذیرفت و اخبار جریان‌ها و حوادث، راحت تر به مردم انتقال می‌یافت.

ببینید:

عکس/ ۱۴ بهمن ۱۳۵۷، دیدار مردم با امام خمینی(ره)‏

به مناسبت چهل و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، قصد داریم نقش مساجد، حسینیه‌ها و هیئت‌های مذهبی را در پیروزی نهضت اسلامی بررسی کنیم.

یکی از مهم‌ترین و شناخته‌شده‌ترین مراکز دینی و مذهبی فعال در جریان انقلاب اسلامی، حسینیه ارشاد واقع در خیابان دکتر شریعتی تهران بود. برای بررسی بیشتر نقش حسینیه ارشاد در پیروزی نهضت اسلامی با قاسم تبریزی پژوهشگر تاریخ معاصر ایران به گفتگو نشستیم.

* ایده تأسیس مرکزی فرهنگی-دینی به نام حسینیه ارشاد از کجا آمد؟

از حسینیه ارشاد می‌توان به عنوان یکی از مراکز مهم و تأثیرگذار در تحولات فرهنگی سیاسی معاصر در کنار مراکز و پایگاه‌های اسلامی چون مسجد هدایت، مسجد جلیلی، مسجد جامع بازار و… نام برد که در سال ۱۳۴۴ توسط آقایان محمد همایون، ناصر میناچی مقدم و عبدالحسین علی آبادی با خرید زمینی به مساحت چهار هزار متر مربع، در خیابان معروف شمیران قدیم (شریعتی فعلی) احداث شد. در همان سال نیز بانیان حسینیه به دنبال ثبت آن برآمدند. بنا بر اسناد ساواک، آیت الله مرتضی مطهری، ناصر میناچی مقدم و محمد همایون پی‌گیر ثبت حسینیه بودند. آیت الله مرتضی مطهری به عنوان مسئول برنامه‌های عقیدتی حسینیه با دعوت از علمای برجسته‌ای چون علامه محمدتقی جعفری و حجت‌الاسلام علی شاهچراغی جهت حضور در هیئت مدیره حسینیه و ثبت قانونی و رسمی آن در سال ۱۳۴۶، برنامه‌ریزی برای فعالیت‌های حسینیه را آغاز کرد.

پس از آن در حسینیه ارشاد، هیئت علمی‌ای متشکل از مرحوم حجت الاسلام سیدعلی شاهچراغی، علامه محمدتقی جعفری، شهید حجت الاسلام دکتر محمد جواد باهنر، حجت الاسلام سید هادی خسروشاهی و برخی دیگر از چهره‌های برجسته روحانیت آن زمان، در کنار آیت الله مطهری آغاز به کار کردند.

* برنامه حسینیه ارشاد برای آگاهی بخشی به مردم چه بود؟

برنامه‌های آیت الله مطهری در زمینه علمی در حسینیه ارشاد به دو بخش تقسیم می‌شد، نخست بخش روحانیت و دیگری بخش محققین و دانشگاهیان، در حقیقت آیت الله مطهری با این اقدام، تلاش کرد وحدتی میان روحانیت و اساتید دانشگاه و یا به تعبیر امروز «حوزه و دانشگاه» ایجاد نماید. موضوعاتی که قرار بود در حسینیه مطرح شود، اسلام شناسی و مبانی تشیع بود و شخصیت‌هایی که بدین جهت به حسینیه دعوت می‌شدند، عموماً در عرصه اسلام شناسی صاحب نظر، مستقل و خوشنام بودند.

جلسات حسینیه به عنوان یک مؤسسه تحقیقاتی علمی و پژوهشی برگزار می‌شد و لازم بود که اساتید و روحانیون مستدل و مستند مسائلی را که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم پاسخگوی سوالات، شبهات، القائات و همچنین شایعاتی که علیه اسلام، تشیع و دین وجود داشت، مطرح نمایند.

جلسات حسینیه به عنوان یک مؤسسه تحقیقاتی علمی و پژوهشی برگزار می‌شد و لازم بود که اساتید و روحانیون مستدل و مستند مسائلی را که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم پاسخگوی سوالات، شبهات، القائات و همچنین شایعاتی که علیه اسلام، تشیع و دین وجود داشت، مطرح نمایند.

همین پاسخگویی مستدل اساتید و روحانیون به مسائل گاهی به تناسب مباحث اسلامی در جهت ایجادی و تدوین و تبیین مبانی اعتقادی اسلام صورت می‌گرفت، خصوصاً در زمانی که به فاصله چند متر از حسینیه ارشاد، کاخ جوانان تأسیس شده بود که از آن به عنوان یکی از مراکز فساد و تباهی نام می‌برند. البته تأسیس چنین مراکزی جز سیاست‌های رژیم پهلوی بود، درست زمانی که اسلام ستیزی و اسلام زدایی در بطن جامعه با شعار باستان گرایی و تجدد گرایی در حال گسترش بود، حسینیه ارشاد فعالیت خود را به مدت ۸ سال، از سال ۱۳۴۴ تا ۱۳۵۲ ادامه داد. سال‌هایی که با تحولات بسیار عمیق در جامعه ایران آن زمان همزمان بود.

اما از فعالیت‌های حسینیه ارشاد در این سال‌ها ۳ منبع داریم. یک منبع خاطرات و زندگی نامه بزرگان از جمله زندگی نامه شهید آیت الله مرتضی مطهری، خاطرات حجت الاسلام سید هادی خسروشاهی، خاطرات حجت السلام علی دوانی، خاطرات حضرت آیت الله خامنه‌ای و خاطرات حجت الاسلام فلسفی است. منبع دیگر ما خاطرات برخی جوانان آن زمان است که در جلسات حسینیه شرکت می‌کردند و منبع سوم ما کتاب «حسینیه ارشاد به روایت اسناد ساواک» می‌باشد.

* هسته فعالیت‌های سیاسی در حسینیه ارشاد چه کسانی بودند؟

اولین سند از حسینیه ارشاد در اسناد ساواک به ۲۲ شهریور ۱۳۴۴ تعلق دارد، جایی که اولین سخنرانی حسینیه توسط حجت الاسلام فلسفی و به دعوت آیت الله شهید مرتضی مطهری در زمینه مباحث اعتقادی صورت گرفت.

مرحوم آقای فلسفی از سال ۴۴ تا ۴۷ از شمار سخنرانان منظم و جاری حسینیه در مواقع مختلف بودند. سخنرانی‌های ایشان عمدتاً برای جوانان و نوجوانان جذاب بود. دیگر سخنران این حسینیه استاد فخرالدین حجازی بودند که ایشان هم بین سال‌های ۴۴ تا ۴۷ در حسینیه سخنرانی داشتند که البته به دلیل اختلافی که با آقای میناچی داشتند از حسینیه جدا شدند. البته برخی دیگر از روحانیون هم انتقاداتی به ایشان داشتند. سخنرانی‌های استاد مطهری نیز از همان اوایل تأسیس حسینیه تا حدود سال ۱۳۴۸ ادامه داشت.

حسینیه ارشاد؛ سنگری برای مقابله با اسلام‌ستیزی و اسلام‌زدایی پهلوی

استاد محمدتقی شریعتی (پدر دکتر علی شریعتی) از دیگر سخنران حسینیه ارشاد بودند که از مشهد در این جلسات حاضر می‌شدند، ایشان از سال‌های دور در مشهد سابقه برنامه‌ریزی برای جوانان در کانون نشر حقایق اسلامی را داشتند.

استاد محمد تقی شریعتی بر حسب مباحث و روش استدلال خود پیرامون مباحثی از جمله عدالت، امامت، توحید و… که در مجموعه کتابی با عنوان خلافت و ولایت از نظر قرآن و سنّت به عنوان اولین کتاب منتشر شده توسط حسینیه ارشاد به چاپ رسید و آیت الله مطهری بر آن مقدمه‌ای نوشتند، بسیار مورد توجه بود. کتاب موعود اُمَم و مباحث دیگری که ایشان مطرح می‌کردند، تا سال ۱۳۵۲ در حسینیه ادامه داشت و گاهاً به صورت درس نامه و یا سخنرانی ارائه می‌شد.

در همین حین تحلیل ساواک این بود که شهید مطهری و استاد شریعتی از جمله افرادی هستند که سوابق مضره دارند و باید آن‌ها را دستگیر و زندانی کرد.

در کنار ساختمان بزرگی که در سه بخش برای حسینیه ارشاد طراحی شده بود، یک مسجد، یک کتابخانه و یک دبیرخانه نیز در نظر گرفته بودند. مسجد در قسمت شمالی، دبیرخانه در قسمت شمال شرقی و کتابخانه هم در زیرزمین ساختمان تعبیه شده بود و با آثاری در حوزه کودکان، نوجوانان و کتب عمومی افتتاح شد.

برای حسینیه یک بخش انتشارات نیز طراحی شده بود که زیر نظر دبیرخانه حسینیه بود و مسئولیت چاپ، نشر و تکثیر سخنرانی‌ها را داشت. در گزارش ساواک آمده است که بخش انتشارات حسینیه، مجهز به سیستم ترجمه آثار به زبان‌های عربی، انگلیسی و فرانسه بود و از این طریق، مطالب را به مخاطبین منتقل می‌کرد.

پس از ارائه مقاله دکتر علی شریعتی تحت عنوان «سیمای محمد (ص)»، آیت الله مطهری از نوع قلم و بیان دکتر شریعتی تجلیل و ایشان را برای سخنرانی در حسینیه دعوت می‌کند.

گنجایش مخاطبین حسینیه را نیز ۲۰۰ نفر اعلام کردند در حالی که عدد ۲ هزار مخاطب نیز برای دوره‌ها و جلسات آن به ثبت رسیده است. حسینیه در طی مدت فعالیت خود از سخنرانان مختلفی از جمله حضرات آقایان آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی، شهید حجت الاسلام دکتر محمد جواد باهنر، حجت الاسلام صدر بلاغی، آیت الله شیخ ابوالقاسم خزعلی و برخی اساتید دانشگاه نیز دعوت می‌نمود.

در همین حال، همزمان با تشکیل کنگره پانزدهمین قرن نهضت پیامبر (ص) در سال ۱۳۴۷-۱۳۴۸، برگزار شد، دو جلد کتاب با عنوان «محمد، خاتم پیغمبران (ص)» از مجموعه سخنرانی‌های صورت گرفته در کنگره به چاپ رسید، البته برخی از سخنرانی‌ها هم چاپ نشد از جمله سخنرانی آیت الله ناصر مکارم، دکتر ناظر زاده کرمانی، استاد سید محمد محیط طباطبایی. این کنگره با انعکاس وسیعی در داخل و خارج از کشور همراه بود،

خصوصاً که در همان ایام، «اقبال لاهوری / شاعر نامدار پاکستان شعری را تحت عنوان «سرود اسلامی» به زبان اردو، سروده بود که آن هم به صورت ترجمه در قالب یک کتاب با همراه چند مجموعه شعر دیگر منتشر شد.

* توجه ساواک چطور به حسینیه جلب شد؟

حساسیت ساواک نسبت به حسینیه ارشاد بعد از این کنگره، بیشتر از قبل شد، به ویژه که در همین ایام، سخنرانی آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی و انتقاد از جنایات اسرائیل علیه فلسطینی‌ها و مسلمانان و حوادث صحرای سینا در آن ایام در پاسخ به شبهات و سوالات مطرح شد. برخی از موارد سخنرانی‌ها نیز در گزارش ساواک موجود است.

ساواک می‌دانست که عده‌ای روحانیون انقلابی هستند که از قم در سخنرانی‌های حسینیه حضور می‌یابند. در این حال، شهید مطهری و علامه سید محمدحسین طباطبایی و آیت الله سید ابوالفضل زنجانی، طرحی را برای کمک به فلسطینی‌ها آماده و ارائه کردند، ساواک گزارشی تدوین می‌کند تحت عنوان کمک حسینیه به چریک‌های فلسطینی از سهم امام و امکانات مردم. ساواک با آیت الله مطهری برخورد می‌کند و ایشان را احضار می‌کند.

* فعالیت‌های دکتر علی شریعتی از چه زمانی در حسینیه ارشاد آغاز شد؟

در ادامه فعالیت حسینیه ارشاد، پس از ارائه مقاله دکتر علی شریعتی تحت عنوان «سیمای محمد (ص)»، آیت الله مطهری از نوع قلم و بیان دکتر شریعتی تجلیل و ایشان را برای سخنرانی در حسینیه دعوت می‌کند. سخنرانی‌های دکتر شریعتی به صورت درس نامه در ۳ موضوع جامعه شناسی ادیان، جامعه شناسی اسلام و جامعه شناسی تشیّع خلاصه می‌شد. اما به سبب تخصص ایشان در جامعه شناسی اسلام و اصول و روش خاص و متفاوتی که در بیان اصول و مبانی اسلام داشتند، ایشان مورد توجه مخاطبین قرار گرفت.

دکتر علی شریعتی، بحث در مورد جامعه شناسی ادیان را تقریباً در ۱۵ جلسه خلاصه و جمع بندی می‌کنند، و کلیاتی را در خصوص مسیحیت و… مطرح می‌کنند چراکه امکان اینکه مفصل در این مورد صحبت کنند، فراهم نمی‌شود. به این دلیل که ایشان عصر جمعه هر هفته از مشهد به تهران سفر می‌کردند و زمان زیادی نداشتند. خصوصاً ریاست دانشگاه مشهد که با ساواک همکاری داشت برای وی مشکلاتی پدید می‌آورد.

اما در خصوص یهودیت به صورت مفصل سخنرانی می‌کنند و وارد موضوع جامعه شناسی اسلام می‌شوند، درس‌های جامعه شناسی اسلام را تقریباً در ۱۵ جلسه مطرح می‌کنند و بعد از تدریس مباحث جامعه شناسی تشیّع و نکاتی که در جلسات مطرح می‌شد، دکتر احساس می‌کرد که ساواک به دنبال تعطیلی حسینیه و دستگیری ایشان است، بنابراین مباحث را با تعجیل مطرح کردند و همین امر بر حساسیت ساواک می‌افزود.

حسینیه ارشاد؛ سنگری برای مقابله با اسلام‌ستیزی و اسلام‌زدایی پهلوی

در اسناد ساواک در این خصوص آمده است که سخنرانی‌های دکتر شریعتی از خرداد ۱۳۴۸، با نام نویسی از دانشجویان و استقبال مخاطبین همراه شد و حدود ۴ هزار نفر در جلسات دکتر شریعتی در حسینیه ارشاد شرکت می‌کردند. همه این اتفاقات ساواک را به عنوان معضل سیاسی-امنیتی حساس‌تر کرده بود.

در این زمان، استاد مطهری، علامه جعفری، استاد محمدتقی شریعتی، دکتر علی غفوری و دیگر اساتید نیز مباحث را مطرح می‌کردند و همزمان با این ایام، در سال ۱۳۴۸ حسینیه ارشاد کاروانی متشکل از تعدادی از روحانیون و اساتید حسینیه از جمله شهید مطهری، استاد محمدتقی شریعتی، دکتر علی شریعتی و حجت الاسلام سید هادی خسروشاهی و… راهی حج شدند، آن سفر حج نیز بر حساسیت ساواک افزود.

ساواک به دنبال این بود که ببیند بودجه حسینیه از چه راهی تأمین می‌شود، در آن زمان حسینیه ارشاد، ماهانه حدود ۲۰۰ هزار تومان مخارج داشت، که معمولاً از راه سهم امام، سهم سادات، هدایای مردمی و… تأمین و خرج حسینیه و هزینه‌های جاری آن بود.

ساواک در آبان سال ۱۳۴۸ لیستی از افرادی که به حسینیه ارشاد کمک مالی می‌کردند، منتشر کرد و همین امر از گسترش نفوذ ساواک و تسلط آن بر اطلاعات حکایت دارد.

در ادامه دکتر شریعتی در سخنرانی که در خصوص اصول دین مطرح می‌کنند، مواردی از جمله توحید، نبوت و سپس بحث عدل و امامت را بیان می‌کنند و اشاره می‌کنند که سیاست‌های جاری به دنبال دور نگه داشتن مردم از این دو اصل اسلام است. همینطور عدل و امامت که ذیل وحدانیت خداوند مطرح است، دکتر اشاره می‌کند که این حرکت شگردی است برای اینکه مردم طبقات پایین جامعه را از تحولات جامعه دور نگه دارد، البته در ادامه برای اینکه دردسر را از خود دور کند، این مباحث را به دوره سلطان محمود غزنوی ارجاع می‌دهد.

در همین ایام، آیت الله مطهری، علامه طباطبایی و آیت الله سید ابوالفضل زنجانی، اعلامیه‌ای در مورد آوارگان فلسطینی منتشر می‌کنند، سپس ساواک آن‌ها را احضار و بازخواست می‌کند.

* دلیل کناره‌گیری آیت الله مطهری از فعالیت‌های حسینیه ارشاد چه بود؟

با برگزاری نمایشنامه ابوذر غفاری در مرداد ماه ۱۳۵۱ در حسینیه ارشاد ساواک را بیش از پیش به رویدادهای حسینیه متوجه کرده بود، در همین ایام، آقای میناچی که یکی از موسسین حسینیه بود، شروع به دخالت در برنامه‌ریزی‌های حسینیه کرد. از نظر اساس نامه حسینیه، برنامه ریزی و تغییر در برنامه‌ها، در حیطه مسئولیت شهید مطهری بود که بعدها شهید حجت الاسلام دکتر محمد جواد باهنر و علامه طباطبایی و چند تن از دیگر اساتید هم به آن اضافه شدند، به هر حال آقای میناچی وظیفه‌ای در این خصوص نداشتند. آقای مطهری در رابطه با این دخالت‌های بی مورد، چندین بار اعتراض کردند که این اتفاق باعث انتقاد و کناره‌گیری استاد مطهری، شهید حجت الاسلام دکتر محمد جواد باهنر و دیگر روحانیون از حسینیه ارشاد شد.

کناره‌گیری استاد مطهری در ادامه منجر به کناره‌گیری و کمرنگ شدن ارتباط روحانیونی از جمله آقایان حضرات آیات مکارم شیرازی، نوری همدانی، حجت الاسلام فلسفی و… با حسینیه شد.

در خصوص اینکه اختلاف آقای میناچی با آقای مطهری از سوی ساواک طراحی شده یا خیر؟ سند معتبری در دست نیست. اما در کتاب ویژگی‌های استاد مطهری، حضرت آیت الله خامنه‌ای به این مهم اشاره می‌کنند که دخالت‌های آقای میناچی موجب کناره‌گیری استاد مطهری از فعالیت در حسینیه ارشاد شد.

در خصوص اینکه اختلاف آقای میناچی با آقای مطهری از سوی ساواک طراحی شده یا خیر؟ سند معتبری در دست نیست. اما در کتاب ویژگی‌های استاد مطهری، حضرت آیت الله خامنه‌ای به این مهم اشاره می‌کنند که دخالت‌های آقای میناچی موجب کناره‌گیری استاد مطهری از فعالیت در حسینیه ارشاد شد.

* کناره‌گیری آیت الله مطهری چه تأثیری در روند فعالیت‌های حسینیه ارشاد داشت؟

متأسفانه از سال ۱۳۴۹ به بعد، حسینیه ارشاد تقریباً یک‌طرفه شد، سخنرانی‌های دکتر علی شریعتی و استاد محمد تقی شریعتی و سید صدرالدین بلاغی در حسینیه ارائه می‌شد و دیگر آیت الله مطهری هیچ نقشی در برنامه‌ها نداشتند.

در ادامه بین دکتر علی شریعتی و عده‌ای از روحانیون در مورد دیدگاه دکتر پیرامون برخی مبانی تشیع و نقدهای دکتر نسبت به برخی از علما از جمله علامه مجلسی، شیخ عباس قمی و…، به سبب مباحثی که دکتر علی شریعتی از منظر جامعه شناسی در خصوص اصول و مبانی اعتقادی و اسلامی مطرح می‌کرد، انتقاداتی بیان شد و ساواک هم به این اختلافات دامن می‌زد. اختلافاتی که اگر شیطنت ساواک نبود، می‌توانست در درون خود حسینیه ارشاد حل شود.

به هر صورت اعتراضاتی که از طرف علما وجود داشت، در کنار شیطنت‌های ساواک و یا برخی افرادی که تحمیل شده بودند و یا صلاحیت نداشتند، جو جامعه را ناپایدار و حسینیه را در مظان اتهام قرار دادند. البته ساواک هم در نشر و گسترش بیانیه‌ها به خصوص در سال ۱۳۵۱ به این شرایط دامن می‌زد. از طرفی حضور پربار و گسترده جوانان و مباحث جامعه شناسانه‌ای که دکتر شریعتی مطرح می‌کرد، باعث شده بود که جمعی از جوانان ضد رژیم یا فعال سیاسی، حسینیه را محلی برای قرارها و دیدارهای خود در نظر بگیرند.

از سویی کتاب و درس نامه‌های حسینیه نیز به اداره نگارش نمی‌رفت و خود حسینیه به عنوان یک مؤسسه تحقیقاتی- انتشاراتی، از ابتدا مجوز را گرفته بود که بتواند سلسله درس‌ها و مطالعات خود را منتشر کند، لذا ساواک به دنبال بازخوانی مجدد مجموعه سخنرانی‌های حسینیه، با استفاده از بررسی‌های مأموران ساواک که افرادی نادرست بودند از موقعیت و اختلافات موجود استفاده و به هدف خود نزدیک می‌شوند.

در ذیل گزارشات آمده که ساواک همه آثار و مسائل را بررسی و با مطالعه مجموعه جزوات و کتاب‌ها متوجه می‌شود که خطری در کمین است چرا که برخی اعضای مجاهدین خلق یا احزاب مختلف و یا گروه‌های مسلح، در حسینیه رفت و آمد داشتند و همین امر حساسیت ساواک را دو چندان می‌کرد. در اسناد ساواک به این موضوع اشاره شده است، لذا به فکر محدود کردن حسینیه می‌افتند. گزارش‌هایی هم از خارج از کشور می‌رسید مبنی بر اینکه کتاب‌های حسینیه ارشاد در خارج از کشور در اتحادیه انجمن‌های اسلامی اروپا و آمریکا در دسترس دانشجویان خارج از کشور قرار گرفته است. در داخل هم جوانانی دستگیر می‌شوند که در کنار اعلامیه‌های امام راحل و کتاب‌های ممنوعه، کتاب‌های دکتر شریعتی را در دست دارند.

در نهایت شایعه بسته شدن حسینیه ارشاد در ۹ آذرماه ۱۳۵۱ مطرح می‌شود و به همین دلیل یک تظاهرات هزار نفری از دانشجویان در کنار حسینیه شکل می‌گیرد و عده زیادی دستگیر می‌شوند. این تظاهرات پرونده حسینیه ارشاد را سنگین‌تر می‌کند.

* تعطیلی حسینیه ارشاد چه پیامدی داشت؟

انتقادات به دکتر علی شریعتی از سوی محافل حوزه‌های علمیه و برخی از علما همچنان ادامه داشت، تا اینکه سرلشکر دکتر عبدالکریم ایادی که پزشک ویژه شاه و از مسئولین ساواک و همینطور از چهره‌های مهم تشکیلات بهائیت بود، نامه‌ای به سرلشکر نعمت الله نصیری ریاست ساواک می‌نویسد مبنی بر اینکه شاه از وضعیت حسینیه ناراحت است و باید حسینیه زودتر تعطیل بشود، نصیری در جواب می‌گوید که ما به اوضاع مسلط و در حال برنامه‌ریزی برای دستگیری افراد هستیم. پس از دستگیری چندین چهره حسینیه، دکتر ایادی مجدد نامه‌ای به سرلشکر نصیری می‌نویسد، مبنی بر اینکه حالا که نفرات را دستگیر کردید، اعلیحضرت منتظر هستند تا آنها به سزای اعمالشان برسند. در نهایت این پیگیری‌ها به تعطیلی حسینیه می‌انجامد.

حسینیه ارشاد؛ سنگری برای مقابله با اسلام‌ستیزی و اسلام‌زدایی پهلوی

تعطیلی حسینیه انعکاس وسیعی در جامعه داشت، به دنبال این اتفاقات دکتر شریعتی زندگی مخفی را آغاز می‌کند تا به بازنگری و باز نویسی آثار خود بپردازد. در این دوره دیدارهایی با برخی علما و جلساتی با افراد صاحب نظر داشت.

در ادامه ساواک استاد محمدتقی شریعتی را دستگیر می‌کند که از این طریق دکتر شریعتی را تحت فشار قرار دهد، ایشان هم به دلیل حفظ جان پدر، خودشان را معرفی کرده و زندانی می‌شوند.

انعکاس تعطیلی حسینیه برای رژیم سنگین تمام می‌شود، لذا دکتر سید حسین نصر، ناصر میناچی و منوچهر آزمون که رئیس سازمان اوقاف بود، برنامه‌ریزی می‌کنند که حسینیه را با یک برنامه‌ریزی جدیدی احیا کنند. در ادامه با ارزیابی‌هایی که انجام می‌دهند، علی رغم اینکه کلاس‌های صرف و نحو، محاوره، عربی، قرآن شناسی، درس تبلیغ، اصول و عقاید، تنظیم و آماده بازگشایی می‌شود اما احساس می‌کنند که احیای حسینیه غیرممکن است. بدین ترتیب همچنان تعطیل باقی می‌ماند.

حسینیه ارشاد؛ سنگری برای مقابله با اسلام‌ستیزی و اسلام‌زدایی پهلوی

بعد از آن در اثر اعتراضات و فشارهای داخلی و خارجی بر روی شاه، نهایتاً دکتر علی شریعتی از زندان آزاد شد، اما این بار به دلیل اینکه ممکن است حرکت جدیدی را آغاز نماید، تحت تعقیب قرار گرفت و به همین دلیل، نهایتاً راه حل را در سفر به خارج از کشور می‌دید، خصوصاً که نام خانوادگی او در شناسنامه «مزینانی» بود، به راحتی از کشور خارج شد و در همان سال در خارج از کشور درگذشت. در درگذشت دکتر شریعتی در انگلستان انگشت اشاره به طرف ساواک بود.

اما حسینیه ارشاد تا پیروزی انقلاب اسلامی همچنان بسته بود و پس از پیروزی انقلاب، با نطق مرحوم آیت الله سیدمحمود طالقانی در شهادت مظلومانه آیت الله مرتضی مطهری، بازگشایی می‌شود. اما این بار هم دکتر میناچی خود را وارث حسینیه ارشاد می‌دانست و امکان برنامه‌ریزی به کسی نمی‌داد، فقط در چند مورد خود برنامه‌هایی داشت.

بازخوانی تاریخچه مجامع دینی و مذهبی موفق نظیر حسینیه ارشاد که توانست در مدت زمانی کوتاهی تأثیر عمیقی بر مخاطبان خود و تحولات انقلاب اسلامی بگذارد می‌تواند برای تحول در فعالیت‌های مساجد، حسینیه‌ها و دیگر مجامع مذهبی و دینی با عنایت به گام دوم انقلاب اسلامی راه گشا باشد.

منبع: مهر

حسینیه ارشاد؛ سنگری برای مقابله با اسلام‌ستیزی و اسلام‌زدایی پهلوی

منبع خبر

حسینیه ارشاد؛ سنگری برای مقابله با اسلام‌ستیزی و اسلام‌زدایی پهلوی بیشتر بخوانید »