منافقین

روایت عضو جداشده منافقین از جنایت‌ها و خیانت‌های گروهک نفاق؛ در کمپ تروریست‌ها چه می‌گذرد؟

روایت عضو جداشده منافقین از جنایت‌ها و خیانت‌های گروهک نفاق؛ در کمپ تروریست‌ها چه می‌گذرد؟



عضو جداشده منافقین که سال‌هاست به‌عنوان سندی زنده برای رسوا کردن این گروهک تلاش می‌کند، منبع روایت‌هایی دسته اولی از هدف‌ها و ماهیت نفاق است.

  • راحتیران - استیکی سایت

به گزارش مجاهدت از مشرق، از زمان آغاز روند برگزاری دادگاه رسیدگی به اتهام‌های ۱۰۴ نفر از اعضای منافقین و همچنین ماهیت این سازمان به‌عنوان یک شخصیت حقوقی از ۲۱ آذر ۱۴۰۲، اعضای جداشده از این گروهک نقش زیادی در افشای پرده‌های پنهان و کمتر گفته‌شده جنایت‌های منافقین داشتند.

این افراد طی جلسه‌های برگزارشده با ادای شهادت توانستند پرده‌های کم‌تر گفته‌شده از جنایت‌های این گروهک را برملا کنند؛ در عین حال، اعلام آمادگی حدود ۲۰۰ نفر از اعضای جداشده گروهک تروریستی منافقین برای ادای شهادت علیه گروهک در دادگاه، موضوعی مهم از جهات مختلف است.

یکی از اعضای جداشده منافقین، ابراهیم خدابنده، مدیرعامل انجمن نجات است که نقش پررنگی در رقم خوردن این رویداد داشته است. با خدابنده گفت‌وگویی داشتیم که متن آن را در ادامه می‌خوانید.

بخش نخست این گفت‌وگو به شرح زیر است:

انجمن نجات چه زمانی تاسیس شد و چه هدف‌هایی را دنبال می‌کند؟ آیا انجمن توانسته هدف‌های خود را محقق کند؟

خدابنده: انجمن نجات از ۲ دهه پیش فعالیت خود را آغاز کرد؛ یعنی از سال ۱۳۸۲ زمانی که آمریکا و متحدانش به عراق حمله کردند و این اقدام فرصتی برای اعضای مجاهدین ایجاد کرد که بتوانند از قرارگاه اشرف فرار کنند و بعضا خودشان را به ایران برسانند؛ حدود ۷۰۰ عضو سابق سازمان مجاهدین به این شکل وارد ایران شدند و اکنون در حال زندگی خود هستند؛ ۳۵۰ نفر از این افراد از طریق صلیب سرخ وارد کشور شدند که مدارکش هم موجود است.

افرادی که موفق به خروج از قرارگاه اشرف و بازگشت به ایران شدند، تلاش زیادی کردند تا با خانواده‌های افرادی که همچنان در سازمان بودند، تماس بگیرند؛ این شروع ماجرایی مهم بود؛ چراکه بسیاری از خانواده‌ها اطلاعی از بستگان خود که عضو سازمان بودند، نداشتند؛ بی‌اطلاعی برخی از خانواده‌ها از وضعیت فرزندان یا بستگان خود که عضو سازمان بودند، سبب شد آن‌ها به عراق سفر کنند تا رد و نشانی از آن‌ها بیابند.

همراهی برخی از این خانواده‌ها با شماری از اعضای سابق سازمان با امکانات محدود راهی را برای اطلاع‌ یافتن از وضعیت آن دسته از اعضای سازمان که خانواده‌ها از سرنوشتشان بی‌اطلاع بودند، باز کرد؛ این فعالیت با روش‌های ابتدایی مانند برقراری تحصن در مقابل اشرف و صدا زدن نام افراد از طریق بلندگو ادامه یافت؛ این روند در ادامه سبب شکل‌گیری انجمن نجات شد.

دلیل انتخاب نام نجات هم این بود که در کتاب‌های مربوط به فرقه‌ها آمده است که برای نجات از داخل یک فرقه، باید از بیرون کمک کرد و فرد از درون نمی‌تواند کاری انجام بدهد، بلکه باید تیم‌های نجات تشکیل شوند؛ این تیم‌های نجات باید از خانواده‌ها، اعضای سابق و روانشناسان متخصص باشند؛ انجمن نجات با همین دیدگاه تشکیل شد و تلاش کردیم از مشاوره‌های روانشناسی استفاده کنیم؛ خود من هم مطالعات زیادی روی بحث‌های روان‌شناختی انجام دادم و از اعضای سابق و خانواده‌های اعضای فعلی سازمان کمک گرفتم.

انجمن نجات که ۲ دهه فعالیت می‌کند، حدود ۱۰ سال پیش به ثبت رسید و از همان زمان هیئت مدیره و مجمع عمومی تشکیل دادیم؛ ما اکنون حدود ۲ هزار عضو داریم که عمدتا از خانواده‌های اعضا و البته شماری از اعضای سابق هستند؛ براساس قوانین وزارت کشور، انجمن نجات هر ۲ سال یک‌بار مجمع عمومی تشکیل می‌دهد؛ انتخابات ما تحت نظارت و با حضور نماینده وزارت کشور برگزار می‌شود و طی ۱۰ سال گذشته من از جانب هیئت مدیره به‌عنوان مدیرعامل انتخاب شدم.

ما فعالیت‌هایی در خارج از کشور ازجمله سوئیس، انگلیس و فرانسه داشته‌ایم و از حدود هفت سال پیش در آلبانی فعال بوده‌ایم و بیش از یک سال پیش در آلبانی هم انجمن نجات تشکیل دادیم و به ثبت رساندیم؛ انجمن نجات در آلبانی از اعضای جداشده از سازمان تشکیل شده است؛ این انجمن توانسته نقش مهمی در آگاه کردن مردم آلبانی درباره ماهیت سازمان داشته باشد؛ این موضوع مهمی است، زیرا سازمان پس از انتقال اردوگاه به آلبانی با در اختیار داشتن امکانات، تصویر دروغینی از خود به خورد جامعه این کشور داد؛ حالا با فعالیت انجمن نجات به‌وسیله افرادی که خود قربانی سازمان هستند، مردم آلبانی درک دقیق و درستی از سازمان یافته ‌اند.

مهم‌ترین هدف‌های انجمن نجات چیست؟

خدابنده: هدف ما در انجمن نجات در درجه اول این است که ارتباطی را میان خانواده‌ها و اعضای داخل سازمان برقرار کنیم که کار فوق‌العاده مشکلی است؛ در نخستین ماه‌های حمله آمریکا به عراق در سال‌های ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳، خانواده‌های زیادی برای اطلاع یافتن از وضعیت فرزندان و بستگان خود به عراق رفتند.

مسعود رجوی امیدوار بود از این فرصت برای جذب خانواده‌ها استفاده کند و به همین دلیل اجازه ملاقات‌های حضوری را البته با همراهی مسئولان سازمان داد؛ او در ادامه دید که در عمل به‌جای اینکه اعضا بر خانواده‌های خود تاثیر بگذارند، خودشان تحت تاثیر اعضای خانواده قرار گرفته‌، از شرایط ایران آگاه شده و عواطف و احساساتشان برانگیخته شده است.

این تاثیرها در موارد متعددی به فرار اعضا از اردوگاه منجر شد؛ رجوی هم به این نتیجه رسید که ملاقات‌ها را قطع کند و تا امروز هم این تصمیم تغییری نکرده است؛ داستان تلاش خانواده‌های اعضای باقی‌مانده در سازمان برای ملاقات با این افراد همچنان حتی در آلبانی هم ادامه دارد.

شرایط سیاسی، انجام اقدام‌های قانونی و موثر را با دشواری‌های فراوانی مواجه کرده است؛ ابتدایی‌ترین حقوق انسان‌های گرفتار در اردوگاه نقض می‌شود؛ افکار عمومی در آلبانی به‌شدت علیه سازمان شده است؛ مردم آلبانی معترضانه می‌گویند که دولت در دولت تشکیل شده است، آن‌ها می‌گویند که ما یک دولت آلبانی و یک دولت رجوی داریم؛ دولت آلبانی دخالتی در رویدادهای درون اردوگاه ندارد و مسئولان این مکان هر کاری بخواهند، انجام می‌دهند.

از وضعیت درون اردوگاه منافقین در آلبانی اطلاعی دارید؟

خدابنده: بررسی‌ها از تعداد بالای مرگ‌ومیر در اردوگاه حکایت دارند، موضوعی که بسیار مشکوک است؛ عمدتا اعضای ناراضی یا افرادی که فرار شکست‌خورده داشته‌اند، به‌صورت مشکوک می‌میرند؛ این افراد اصولا سن‌های بالایی هم ندارند؛ رویدادهایی مانند این‌ها نشان می‌دهد که سازمان مجاهدین دیگر فقط یک موضوع امنیتی و اجتماعی منحصر به ایران نیست، بلکه یک موضوع حقوق بشری فراگیر است؛ خانواده‌های زیادی هستند که فرزندان و بستگانشان در این اردوگاه گرفتار شده‌اند؛ هم خانواده‌ها و هم اعضا در رنج و عذاب هستند.

نحوه ورود شما به گروهک منافقین چگونه رقم خورد؟

خدابنده: من در سال ۱۳۵۰ برای ادامه تحصیل به انگلیس رفتم؛ از همان زمان کم‌وبیش فعالیت سیاسی داشتم، اما فعالیت‌های سیاسی من در سال‌های ۱۳۵۵ – ۵۶ در قالب انجمن اسلامی افزایش یافت؛ در جریان انقلاب اسلامی در انگلیس فعال بودم؛ من در سال ۱۳۵۹ جذب سازمان شدم؛ علت جذب من و خیلی از افراد دیگر شعارهایی بود که سازمان می‌داد؛ یکی از این شعارها استقلال بود و آن‌ها مدعی بودند که تنها مسیر رسیدن به استقلال سازمان است؛ سازمان ادعاهای فریبنده زیادی داشت، مثلا ادعا می‌کرد که فقط سازمان است که تا آخر ضدآمریکایی می‌ماند؛ آن‌ها با این ترفندها بسیاری را جذب کردند که یک از این افراد من بودم.

رابطه منافقین و آمریکا اکنون چگونه است؟

خدابنده: دگردیسی ۱۸۰ درجه‌ای در سازمان در رابطه با رویکردهای سیاسی رخ داده است؛ این تغییرها به‌شدت آشکار هستند و اعضای سازمان هم جرات نفس کشیدن ندارند؛ سازمان حتی مواضع ضدآمریکایی اعضای کشته‌شده را در بیانیه‌ها حذف می‌کند؛ آمریکایی‌ها برای سخنرانی در رویدادهای سازمان شرکت می‌کنند؛ سازمان اکنون کاملا در اختیار آمریکا و اسرائیل است؛ سازمان اکنون عملا در خدمت منافع دشمنان ایران است.

رجوی پس از تعدیل مواضعش علیه آمریکا، ادعا کرد که ما ضدآمریکایی بودیم، چون آمریکا از شاه حمایت می‌کرد، حالا که شاهی در کار نیست جمهوری اسلامی آمده که از معدود کشورهای مستقل در جهان است و با آمریکا هم در تضاد است، چه بسا ما با آمریکا هم‌سو هستیم.

چگونه از گروهک جدا شدید؟

خدابنده: من از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۸۲ یعنی به مدت ۲۳ سال عضو سازمان بودم و عمدتا در بخش روابط بین‌الملل سازمان فعالیت می‌کردم؛ من بیشتر در انگلیس حضور داشتم و در بیش از ۲۰ کشور جهان ماموریت دیپلماتیک انجام دادم؛ در عراق هم حضور داشتم؛ آخرین ماموریت من سوریه بود که سازمان در آنجا در حال انجام فعالیت‌هایی با هدف دور زدن تحریم‌های عراق بود.

در آن زمان رژیم صدام تازه سقوط کرده بود و بسیاری از سران سازمان ازجمله مریم رجوی از عراق خارج شده بودند؛ من و یکی دیگر از اعضای سازمان با گذرنامه انگلیسی به سوریه رفتیم و خود را تاجر ایرانی جا زدیم؛ ما در حال جابجایی ۲ میلیون دلار پول از طریق عراق به فرانسه بودیم که در سوریه دستگیر شدیم.

پس از ۲ ماه حبس در سوریه، هویت ما لو رفت و سوری‌ها متوجه شدند که ما عضو مجاهدین هستیم؛ آن‌ها ما را تحویل ایران دادند و ما به زندان اوین منتقل شدیم.

من در زندان کتابی که برادرم فرستاده بود، خواندم؛ این کتاب درباره شگردهای کنترل ذهن در فرقه‌ها بود؛ به گفته برادرم، سازمان کتاب‌های روانشناسی را از آمریکا خریداری و برای رجوی ارسال می‌کرد و از طریق برادرم آن‌ها را ترجمه می‌کرد و بعد شگردهای نوشته‌شده در همان کتاب‌ها را در سازمان پیاده می‌کرد؛ واو گفت که همین به من آگاهی داد که باید از سازمان جدا شوم.

آن کتاب به‌تدریج پرده سیاهی را از مقابل چشمانم کنار زد؛ شرایطی که در زندان داشتم با آنچه از زندان تصور می‌کردم، زمین تا آسمان فرق داشت؛ یعنی من فکر نمی‌کردم زندان اوین این‌گونه باشد؛ گاهی به دیدن خانواده و پدر و مادرم که آن زمان زنده بودند، می‌رفتم؛ رسیدگی‌های پزشکی در بیمارستان زندان اوین خیلی خوب بود و احترام بالایی به زندانیان می‌گذاشتند.

در مرخصی‌هایی به خانه می‌رفتم؛ به‌تدریج شرایط ایران را دیدم؛ به ما گفته بودند، اصلا کسی در ایران نمی‌خندد!

روال در سازمان این بود که همیشه از موفقیت‌های سازمان حرف می‌زدند و حتی شکست‌ها را هم پیروزی جلوه می‌دادند؛ شنیدم که عده‌ای در اردوگاه اشرف به دلیل خوشحالی از گل تیم ملی فوتبال ایران در مسابقه‌ای با آمریکا، توبیخ و بازجویی شدند که چرا برای برد خوشحالی کردید؛ در جام جهانی اخیر هم تاکید می‌شد که بازیکنان سرود ملی را نخوانند و این منشا در فعالیت‌های مجازی سازمان دارد؛ به جز رجوی کسی از موفقیت ایران حتی در میدان‌های ورزشی ناراحت نمی‌شود.

در زندان من با افرادی آشنا شده و حرف زدم؛ من مانند آدمی بودم که از غار بیرون آمده باشد.

ادامه دارد …

منبع: میزان

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

روایت عضو جداشده منافقین از جنایت‌ها و خیانت‌های گروهک نفاق؛ در کمپ تروریست‌ها چه می‌گذرد؟ بیشتر بخوانید »

خوشگذرانی مریم رجوی و درماندگی اعضای منافقین

خوشگذرانی مریم رجوی و درماندگی اعضای منافقین



زندگی لاکچری تحت لایه های حفاظتی، اقامت در هتل های بسیار لوکس فرانسوی و اقامتگاه های تفریحی خاص و هزینه های هنگفت درمانی، سرکرده ۷۲ ساله منافقین را سوژه‌ی رسانه‌های فرانسه کرده است

  • راحتیران - استیکی سایت

به گزارش مجاهدت از مشرق، رسانه های فرانسوی نوشته‌اند که سرکرده‌ی گروهک تروریستی منافقین در فرانسه برای خود زندگی فوق لاکچری داشته و صدها هزار یورو خرج رفاه و تفریحات خود می‌کند.

این درحالیست که اعضای این گروهک تروریستی در آلبانی و کانادا و… بواسطه ی دیپلماسی عزتمندانه و اقدامات دستگاه امنیتی کشورمان در سال های اخیر، دچار درماندگی شده و زیر فشارها و محدودیت های فراوان و سختی قرار دارند.

زندگی لاکچری تحت لایه های حفاظتی، اقامت در هتل های بسیار لوکس فرانسوی و اقامتگاه های تفریحی خاص، هزینه های هنگفت درمانی، ماساژ درمانی و تالاسوتراپی ( دریا درمانی )، سرکرده ۷۲ ساله منافقین را سوژه‌ی رسانه‌های فرانسه کرده است

یک رسانه‌ی فرانسوی در همین رابطه نوشته است که رجوی در بهترین هتل‌ها اقامت داشته و برای خود و نزدیکانش زندگی بسیار مجللی در فرانسه راه انداخته است.

آنشنه نوشته است که مریم رجوی صدها هزار یورو به صورت نقدی خرج حضور در هتل هایی مثل آرت دکو و اسپاها ( مراکز تن آسایی ) می‌کند و البته برای فرانسوی‌ها جای سوال است که این هزینه ها چطور تامین می‌شود؟

این رسانه در ادامه با اشاره به پولشویی منافقین از ورود دادگستری فرانسه به این مسئله برای انجام تحقیقات خبر داده است؛ اتفاقی مهم که بی‌تردید در صورت بررسی و تحقیقات دقیق ابعاد جدیدی از فساد و خوشگذرانی های سرکرده منافقین و البته پولشویی های این گروهک را معلوم خواهد کرد.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

خوشگذرانی مریم رجوی و درماندگی اعضای منافقین بیشتر بخوانید »

لزوم بهره‌گیری از ظرفیت هنر در ترویج فرهنگ دفاع مقدس


به گزارش مجاهدت از خبرنگار دفاعی امنیتی دفاع‌پرس، سردار سرتیپ «اسماعیل احمدی‌مقدم» رئیس دانشگاه عالی دفاع ملی (داعا) صبح امروز (شنبه) در آئین اختتامیه «چهارمین همایش ملی تاریخ شفاهی دفاع مقدس و مقاومت» که در کتابخانه ملی برگزار شد، با بیان اینکه از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی و با شروع دفاع مقدس رخداد‌هایی به وقوع پیوست که می‌تواند در قالب تاریخ شفاهی تبیین و تدوین شود، اظهار داشت: یکی از فشرده‌ترین عملیات‌ها «مرصاد» بود که نیازمند تبیین این عملیات در جامعه هستیم.

سردار احمدی‌مقدم با اشاره به تلاش دشمنان برای تحریف وقایع و عملیات‌های دفاع مقدس، افزود: یکی از این عملیات‌ها مرصاد هست که دشمنان به دنبال تحریف وقایع آن و تطهیر چهره منافقین و تغییر جای جلاد و شهید هستند.

رئیس دانشگاه عالی دفاع ملی تأکید کرد: باید در پرداختن به تاریخ شفاهی، سرعت عمل داشته باشیم و بتوانیم موضوعات دفاع مقدس را به خوبی تدوین، تبیین و ترویج کنیم.

وی با تأکید بر لزوم بهره‌گیری از ظرفیت هنر در ترویج فرهنگ دفاع مقدس، گفت: باید بتوانیم از دل تاریخ شفاهی رخداد‌هایی را استخراج و آن را در قالب‌های هنری به نسل جوان منتقل کنیم.

سردار احمدی‌مقدم با اشاره به جنگ ترکیبی دشمن عنوان کرد: فضای مجازی یکی از ابزار دشمن در جنگ ترکیبی هست و ما هم باید از این فضا برای مقابله با دشمن و ترویج فرهنگ دفاع مقدس استفاده کنیم.

رئیس دانشگاه عالی دفاع ملی خاطرنشان کرد: ابزار‌های جنگ تغییر کرده، اما ارزش‌هایی مثل استقامت، ایمان، شجاعت و ازخودگذشتگی تغییر نکرده هست؛ لذا باید بتوانیم این مفاهیم را تبیین کنیم و گسترش دهیم.

انتهای پیام/ ۲۴۱

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

لزوم بهره‌گیری از ظرفیت هنر در ترویج فرهنگ دفاع مقدس بیشتر بخوانید »

خبر مرگ رجوی در پاریس اعلام شد/ منافقین پناهنگان اوکراینی را هم فریب دادند!

خبر مرگ رجوی در پاریس اعلام شد/ منافقین پناهنگان اوکراینی را هم فریب دادند!



تور پاریس برای یک جنگ زده اوکراینی که با هزاران سختی در کشورهای اروپایی اسکان گرفته است، می‌تواند سفری رؤیایی باشد!

سرویس سیاست مشرق- تجمع ضد ایرانی که منافقین در روز بیستم بهمن ماه در پاریس مانند همیشه رسوایی‌هایی را به دنبال داشته است، این میتنیگ هر ساله به برگزاری تجمعات اتوبوسی با پخش ساندویچ معروف بوده اما امسال حاشیه‌های جدیدتری نیز داشته است.

در این نمایش فریب‌کارانه در پاریس علاوه بر پرچم‌های کشور اوکراین که نشان از حضور پناهندگان اوکراینی در این مراسم داشت، گزارش‌هایی از نارضایتی این شرکت کنندگان فریب خورده نیز موجود است.

تصویری که بیش از همه در فضای شبکه‌های اجتماعی بازدید شد و دست به دست گشت، توییت یک شرکت کننده اوکراینی است که از سرویس دهی برگزار کنندگان تظاهرات ابراز نارضایتی کرده است.

این شرکت کننده اوکراینی در توییت خود نوشته است: منافقین فریبکار و دروغگو هستند. دیروز یک سازمان با وعده میهمان نوازی و تور پاریس از من برای تظاهرات علیه روسیه و حمایت از کشورم دعوت کرد اما بعد متوجه شدم که کا ماجرا دروغ بوده است!

رسوایی جدید منافقین در حالی است که شورای تروریستی مقاومت به عنوان ویترین تبلیغاتی منافقین در گزارشات خود چنان عنوان کرده است که گویی اوکراینی‌ها در موجی خودجوش به تظاهرات ضد ایرانی آنها پیوسته‌اند.

برای نمونه در گزارش یورونیوز از یک پرستار ۳۷ ساله اوکراینی نام برده می‌شود که اکنون در آلمان زندگی می‌کند، و یکی از افرادی ست که به پاریس آمده تا به منافقین بپیوندد.

لازم به ذکر است که تور پاریس برای یک جنگ زده اوکراینی که با هزاران سختی در کشورهای اروپایی اسکان گرفته است، می‌تواند سفری رؤیایی باشد که با اتوبوس‌های منافقین محقق می‌شود. اما ظاهراً گاف تروریست‌ها در هنگامه تظاهرات و پذیرایی موجب رسوایی شده است.

این اولین بار نیست که فرقه ترورریستی رجوی با وعده ناهار و ساندویچ و تور آوارگان و پناهندگان آسیب‌پذیر را از سراسر اروپا به پاریس گسیل می‌کند و بر سر ابروی ایرانیان قمار می‌کند.

نکته جالب توجه دیگر در این تجمع زمزمه‌هایی بود که در مراسم از سوی عناصر نافق مطرح شده است، از جمله آنکه برخی از کادرها در طول مراسم میان خود این بحث را پیش برده‌اند که اگر مسعود رجوی زنده است، چرا سخنرانی قدیمی او در حال پخش است و گر مرده چرا تشکیلات ترور آن را به صورت رسمی اعلام نمی‌کند، برخی آگاهان خبر می‌دهند که به زودی خبر مرگ رجوی از سوی بیوه سعودی اعلام خواهد شد!

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

خبر مرگ رجوی در پاریس اعلام شد/ منافقین پناهنگان اوکراینی را هم فریب دادند! بیشتر بخوانید »

حادثه کاخ دادگستری چه اهداف پنهانی دارد؟ / ترورهایی که پیشکش به ترامپ شده است!

حادثه کاخ دادگستری چه اهداف پنهانی دارد؟ / ترورهایی که پیشکش به ترامپ شده است!



تحلیل گراف‌های شبکه‌های اجتماعی در نخستین ساعات پس از شهادت این دو قاضی شجاع و مبارز با تروریسم نشان می‌دهد که خط نفاق آلوده سازی ادراکی توسط رسانه‌های ضدانقلاب به‌ویژه بی‌بی‌سی فارسی بوده است.

سرویس سیاست مشرق- روز گذشته یک عامل نفوذی که در دیوان عالی اشتغال داشت با تیراندازی به سمت قضات سرشناس این دیوان، آن‌ها را به شهادت رسانده است. حجت‌الاسلام‌والمسلمین علی رازینی و حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمد مقیسه دو شهید این واقعه‌اند.

دقایقی پس‌ازاین ماجرا وب‌سایت گروهک تروریستی منافقین با انتشار خبر این ترور آن را به خود نسبت داده و مدعی شد که پشت ترورها، عوامل گروهک منافقین حضور دارند؛ البته این ادعا یکی از شگردهای تبلیغاتی تروریست‌ها بوده است. پیش‌ازاین داعش نیز عادت به آن داشت که حوادث مختلف در سراسر جهان را به خود مربوط دانسته و در سایت تروریستی اعماق مسوولیت همه حملات تروریستی را بر عهده می گرفت.

به نظر می‌رسد که منافقین نیز به شیوه داعش در تلاش است تا جنایت روی‌داده در تهران را به سود خود مصادره کنند تا به تشکیلاتی که روی آن خاک مرده پاشیده‌اند، تنفس مصنوعی بدهد.

البته انگیزه منافقین برای انتصاب ترورها به خود تنها معنای تشکیلاتی ندارد. در آخرین آکسیون نفاق در پاریس بخش سیاسی منافقین روی این موضوع تأکید کرده است که این گروهک باید در اتاق عملیات مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه نقشی برای خود پیدا کند. ازاین‌رو حادثه روی‌داده در محل کاخ دادگستری تهران فرصت مناسبی برای تروریست‌های آلبانی نشین بود تا آن را پیشکشی پیش از روی کارآمدن ترامپ معرفی کنند و امیدوار به پروژه های تیم جدید کاخ سفید باشند.

در روزهای اخیر برخی محافل ضد ایرانی در آمریکا در تدارک آن هستند تا با راه انداختن کارزاری بار دیگر خط فشار حداکثری به ایران را بالا بیاورند. منافقین در تحلیل‌های درون تشکیلاتی خود گمان به این موضوع دارد که دست گرفتن خط ترورها در ایران می‌تواند آن‌ها را به بازیگری مماس با ترامپ تبدیل کند؛ سفرهای اخیر مقامات سابق آمریکایی به مقر تروریستی منافقین نیز با همین انگیزه صورت گرفته است.

حادثه کاخ دادگستری چه اهداف پنهانی دارد؟ / ترورهایی که پیشکش به ترامپ شده است!

سرنوشت آن‌هایی که خود را فروختند!

منافقین پیش‌ازاین نیز نشان داده‌اند که می‌توانند در مزدوری برای بیگانه یک پله بالاتر از بقیه بازی کنند. ازجمله از تابستان سال ۱۳۵۹ که همکاری‌های مخفیانه سازمان منافقین با استخبارات عراق شدت گرفت و نقطه اوج آن مرداد سال ۱۳۶۰ بود که رجوی نفاق درونی سازمان را بیرونی کرد.

در سال ۶۱ رجوی با طارق عزیز که نایب نخست‌وزیر بود دیدار کرده و روابط اطلاعاتی و نظامی با عراق، «رسمیت تبلیغاتی» یافت.

مسعود جابانی عضو سابق سازمان منافقین که خود در عملیات نظامی داخل عراق، به‌شدت زخمی شده است، درباره نوع روابط سازمان و عراق چنین می‌نویسد:

کشور عراق، زمین و تدارکات و تجهیزات نظامی و لجستیکی و هزینه ارتش آزادی‌بخش مجاهدین را تأمین می‌کرد و در مقابل، مجاهدین اطلاعات جبهه‌ها و تحرکات نظامی ایران و شنود بی‌سیم ارتش ایران را به دولت عراق می‌داد… این عراق بود که کاملاً سازمان را در خدمت خود گرفته بود.

محمدحسین سبحانی از مسئولان اسبق اطلاعاتی و امنیتی سازمان درباره نحوه هماهنگی عراق و سازمان در زمینهٔ کسب اطلاعات می‌نویسد:

استخبارات عراق از طریق مهدی ابریشمچی، «پرسش‌های اطلاعاتی» موردنیاز ارتش عراق را در مورد شناسایی محل پل‌ها، تأسیسات آب و برق، کارخانه‌ها و مراکز اقتصادی و نظامی ایران را به مسعود رجوی می‌داد و سپس رهبری سازمان نیازهای اطلاعاتی «استخبارات» عراق را به «ستاد اطلاعات» سازمان ارجاع می‌داد. «ستاد اطلاعات» نیز بعد از کار اطلاعاتی بر روی سؤالات، اقدام به تهیه پاسخ‌های آن می‌کرد.

حادثه کاخ دادگستری چه اهداف پنهانی دارد؟ / ترورهایی که پیشکش به ترامپ شده است!

به نوشته سبحانی، «مسئولیت» ستاد اطلاعات [منافقین] را مهدی افتخاری، هادی روشن روانی، مهدی براعی، مسعود خدابنده، حمید باطبی، زهره حسنی برعهده داشته‌اند، در «ستاد اطلاعات» جمع‌آوری اطلاعات نظامی برای عملیات نظامی و تروریستی موردنظر بود.

در این ستاد «شبکه شنود» وجود داشت که یکی از منابع جاسوسی و کسب اطلاعات برای رژیم صدام حسین بود و شبکه‌های بی‌سیمی و مخابراتی ایران را در جبهه‌های جنگ مانیتور و شنود می‌کرد. اعضای سازمان در این بخش پیام‌های رمز فرماندهان ارتش و سپاه را به دلیل آشنایی به زبان فارسی و فرهنگ ایرانی، با رمزگشایی کشف می‌کردند. سپس مسئول «ستاد اطلاعات» پیام‌های کشف‌شده را به مهدی ابریشمچی و نهایتاً در اختیار ارتش صدام حسین قرار می‌داد. در سال ۱۳۶۶ مسئولیت این بخش با محسن سیاه کلاه از اعضای مرکزیت سازمان بود.

مهدی خوشحال عضو سابق سازمان منافقین با استناد به اسناد و مدارکی که از همکاری‌های اطلاعاتی سازمان و عراق در اروپا منتشرشده است می‌نویسد:

مجاهدین خلق (منافقین) نه‌تنها به‌راحتی آب خوردن اطلاعات سری کشورشان را در اختیار عراقی‌ها قرار می‌دادند، بلکه رهبرشان برای خوش‌رقصی نزد افسران اطلاعاتی عراق، نه‌تنها ایرانی بودنش را منکر می‌شد، بلکه صریحاً وطن خود را «عراق» و خون خود را هم «عراقی» می‌خواند.

جمشید طهماسبی یکی دیگر از جداشدگان سازمان چنین نوشته است:

مجاهدین خلق (منافقین) تبدیل به عوامل نفوذی ارتش عراق و حزب بعث در ایران شدند، با «خلوص» و «اخلاص» به نفع ارتش عراق و رژیم صدام حسین جاسوسی کردند.

به نوشته اعضا و مسئولان جداشده سازمان، علاوه بر روش‌های مرسوم کسب اطلاعات، سازمان از ارتباطات خانوادگی اعضا و هواداران نیز در بسیاری اوقات بدون اطلاع و موافقت آنان، بهره‌برداری نموده و اطلاعات محرمانه نظامی را از داخل کشور گردآوری کرده و به رژیم صدام انتقال می‌داد.

مجموع دست‌نویس‌ها، خاطرات و اعترافات برخی از عناصر، اعضا و نیروهای سابق منافقین نشان می‌دهد که این تشکیلات تروریستی در خودفروشی به بیگانه حتی در درونی‌ترین لایه نیز رقابت دارد، برای همین مصادره ترور تهران به خود را امری بدیهی دانسته و معتقد است که باید در رقابت میان ضدانقلاب خود را متمایز از سایر گروهک‌ها به ترامپ نشان دهد.

هدف منافقین از چنین اقدامی گرفتن امتیاز بیشتر از آمریکایی‌ها است، معامله‌ای که پیش‌ازاین با صدام نیز کرده‌اند. در اسناد افشاشده پس از سقوط صدام که بین عباس داوری و افسران سرویس اطلاعاتی عراق برگزارشده، چنین آمده است:

در خصوص درخواست‌های قبلی ازجمله درخواست ۱۰۰ دستگاه خودرو ما ازنظر اداری با این درخواست شما موافقت داریم فقط پی گیری در خصوص کسب موافقت ادارات دیگر است که در حال پی گیری هست. می‌دانید که ورود خودرو نیاز به اخذ مجوز از مبادی ذی‌ربط دارد که با توجه به ورود کالاهای خارجی اخذ مجوز ضروری است مانند معاملات سابق، ۲۸ خودرو از داخل عراق خریداری می‌شود و ۷۲ دستگاه از خارج خریداری خواهد شد.

حادثه کاخ دادگستری چه اهداف پنهانی دارد؟ / ترورهایی که پیشکش به ترامپ شده است!

تحلیل گراف‌ها درباره ترورها چه می‌گوید؟

بررسی‌ها نشان می‌دهد که ماجرای خونین روز گذشته بدون ارتباط تشکیلاتی با این گروهک، تنها موقعیتی برای بروز بیرونی این تروریست‌های ساکن در کمپ تروریستی اشرف ۳ بوده و نفاق در این ماجرا با مدل «ترورهای ترکیبی» متکی به ابزارهای رسانه‌ای خود را آشکارسازی کرده است.

همچنین در این ماجرا روشن‌شده است که گام بعدی تحرکات با امتداد از «ترورهای اجتماعی» پیش خواهد رفت. در این حادثه، قوه ادراکی عمومی زیر بار سنگین‌ترین حجم از تبلیغات مسموم قرارگرفته تا جای جلاد و شهید عوض شود.

تحلیل گراف‌های شبکه‌های اجتماعی در نخستین ساعات پس از شهادت این دو قاضی شجاع و مبارز با تروریسم نشان می‌دهد که خط نفاق، آلوده سازی ادراکی توسط رسانه‌های ضدانقلاب به‌ویژه بی‌بی‌سی فارسی بوده است.

همچنین تحقیقات موجود نشان می‌دهد که مدل ترورهای صوت گرفته بیش از آنکه به مدل عملیاتی عامل هوشمند وابسته باشد چیزی شبیه حادثه روی‌داده در ۶ اردیبهشت ۱۴۰۲ در بابلسر دارد، تغییر در صورت‌مسئله ماجرا، دست‌های در داخل و خارج از کشور دارد!

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

حادثه کاخ دادگستری چه اهداف پنهانی دارد؟ / ترورهایی که پیشکش به ترامپ شده است! بیشتر بخوانید »