مهسا امینی

لیدر دعوت کننده به اغتشاشات در قرچک دستگیر شد

لیدر دعوت کننده به اغتشاشات در قرچک دستگیر شد



رئیس شورای تامین شهرستان قرچک از دستگیری لیدر اغتشاشات توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) در این شهرستان خبر دارد.

به گزارش مجاهدت از مشرق،  علیرضا فاتحی نژاد فرماندار و رئیس شورای تامین شهرستان قرچک، در خصوص دستگیری لیدر اغتشاشات در این شهرستان، اظهار کرد: این لیدر توسط نیروهای گمنام امام زمان(عج) در شهرستان دستگیر شد و در حال بررسی بیشتر  این مهتم هستیم.

وی گفت: شهرستان وضعیت خوب و آرامی را دارد و هیچ مشکل خاصی در شهرستان وجود ندارد و در آرامش کامل به سر می‌برد.

رئیس شورای تأمین شهرستان قرچک افزود: این فرد خارج از شهرستان بوده که موضوع در حال بررسی بیشتر است، پس از کسب اطلاعات بیشتر اطلاع رسانی خواهد شد.

فاتحی نژاد خاطرنشان کرد: نیروهای نظامی، انتظامی و بسیج شهرستان آمادگی کامل را در خصوص هرگونه ناهنجاری توسط افراد معاند و هنجار شکن را دارد و در شهرستان هیچ مشکل خاصی وجود  ندارد.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

لیدر دعوت کننده به اغتشاشات در قرچک دستگیر شد بیشتر بخوانید »

جمهوری اسلامی با بعد امنیتی پرونده مهسا امینی چه باید بکند؟

جمهوری اسلامی با بعد امنیتی پرونده مهسا امینی چه باید بکند؟



این روزها تکلیف مغرضان و ضدانقلاب معلوم است ولی خودی‌ها نیز باید حواس‌شان باشد تا از مواضعی که بر شبهات می‌افزاید، پرهیز کنند.

به گزارش مجاهدت از مشرق، مهدی جهانتیغ طی یادداشتی نوشت: جریان ضدانقلاب، گروه‌های تروریستی و منافقین داخلی یکبار دیگر همه توانشان را پای کار صحنه آورده‌اند که رذیلانه از فرصت مرگ غم انگیز مهسا امینی نهایت سواستفاده را بکنند.

بررسی محتوای برخی تجمعات اعتراضی کم جمعیت که در تهران و برخی شهرهای دیگر به صورت پراکنده برگزار شد، به خوبی نشان می‌دهد که تجمع‌کنندگان به دنبال روشن شدن حقایق درباره علت مرگ مهسا امینی نیستند و اغتشاش و ناامنی و سر دادن شعارهای ساختارشکن علیه اسلام و حاکمیت را دنبال می‌کنند.

شعارهای رادیکال معترضان نشان می‌دهد که هسته‌های مشوق تجمع جریان مردمی نیستند بلکه افراطیونی هستند که به دنبال عقده گشایی علیه اسلام و حاکمیت هستند و اساسا غیر موضوع مهسا امینی هم اگر بهانه‌ای پیدا کنند همین روند را دنبال می‌کنند.

اساسا وقتی همه سران قوا و دستگاه‌های نظارتی و مرتبط با تمام توان برای روشن شدن واقعیت فوت مهسا امینی ورود کرده‌اند و شاید به لحاظ شدت پیگیری با یک روند حتی کم سابقه نیز رو به رو هستیم، فراخوان تجمعات اعتراضی و اغتشاس نمی‌تواند با نیت کمک به روشن شدن بیشتر حقایق درباره پرونده مهسا امینی، صادر شده باشد.

اما یک سوال مهم این است که جمهوری اسلامی با پرونده مهسا امینی بعد از اغتشاشات اخیر و اضافه شدن لایه‌های آشکار ضدامنیتی و ورود علنی ضدانقلاب و گروه‌های تروریستی چه خواهد کرد و مسیر این پرونده چگونه خواهد بود؟!

تجربه حوادث مشابه گذشته نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی با وجودی که برهم زدن امنیت جامعه را تحمل نمی‌کند ولی در حین حال در جستجوی و نشان دادن حقیقت تحت تاثیر اغتشاش یا ناامنی‌ها نخواهد بود.

بزرگترین مثال در اینباره رفتار حاکمیت درباره فتنه ۸۸ است، جمهوری اسلامی با بدترین اغتشاشات و ناامنی‌ها در کف خیابان رو به رو بود ولی برای روشن شدن حقایق انتخابات ۸۸ ذره‌ای کوتاه نیامد و با وجودی که سران فتنه رسما وارد فاز ضد امنیتی شده بودند ولی روشن کردن حقایق نه تنها برای مردم عادی فریب‌خورده را که حتی برای خود موسوی و کروبی نیز رها نکرد.

امروز نیز همین جمهوری اسلامی هم با اقتدار اجازه سواستفاده ضدانقلاب و گروه‌های تروریستی را از وفات غم انگیز مهسا امینی نخواهد داد و هم بر اساس ذات دینی و انسانی خود روشن‌کردن پرونده مهسا امینی را دنبال خواهد کرد که عمق و شدت این پیگیری‌ها در مواضع سران قوا کاملا متبلور هست و اگر خطای در بخشی از مجموعه اجرایی باشد جبران خواهد کرد و اگر نیاز به اصلاحی در مسیر باشد اصلاح خواهد کرد و اگر غیر از این هم باشد، به روشنی به مردمش خواهد گفت.

بنابراین حق این جمهوری اسلامی اینهمه دروغ پراکنی نیست. این روزها تکلیف مغرضان و ضدانقلاب معلوم است ولی خودی‌ها نیز باید حواس‌شان باشد تا از مواضعی که بر شبهات می‌افزاید، پرهیز کنند و  اگر برخی خودی‌ها کار مفیدی نمی‌کنند یا به هر دلیلی این روزها نمی‌خواهند در این حادثه کنار جمهوری اسلامی بیاستند، حداقل بر مظلومیت نظام بیشتر از این نیفزایند!

منبع: فارس

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

جمهوری اسلامی با بعد امنیتی پرونده مهسا امینی چه باید بکند؟ بیشتر بخوانید »

دستگیری ۷ نفر از طراحان اغتشاشات در رباط کریم

دستگیری ۷ نفر از طراحان اغتشاشات


به گزارش مجاهدت از گروه دفاعی امنیتی دفاع‌پرس، سازمان اطلاعات سپاه شهرستان رباط کریم طی اطلاعیه‌ای از دستگیری یک تبعه خارجی و شش نفر لیدر داخلی که در جهت ایجاد آشوب در شهرستان فعالیت داشتند، توسط نیرو‌های این سازمان خبر داد.

در این اطلاعیه آمده است: این افراد قصد داشتند با برنامه‌ریزی در روز‌های آینده دست به ایجاد آشوب و به آتش کشیدن اموال عمومی و تحریک جوانان و زنان و بر هم زدن نظم عمومی شهرستان با کمک عوامل خارجی بزنند و با توطئه علیه مردم و نظام جمهوری اسلامی ایران تخم نفاق در بین مردم و حاکمیت نظام اسلامی ایجاد کنند.

انتهای پیام/ ۱۱۸

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

دستگیری ۷ نفر از طراحان اغتشاشات بیشتر بخوانید »

فلسطین؛ بشارت‌ آزادی نزدیک

باید مؤاخذه شوند



نظام نمی‌تواند نسبت به کسانی که زمینه‌ساز درگیری هستند و باعث ریخته شدن خون افراد بی‌گناه می‌شوند، سکوت کند.

به گزارش مجاهدت از مشرق، سعدالله زارعی طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت: ایجاد اغتشاش در ایران از سوی سرویس‌های اطلاعاتی غرب به‌عنوان مکمل‌ تحریم‌ها موضوع شناخته شده‌ای است و به سند نیاز ندارد.

این سیاست‌ پس از آنکه تحریم‌ها علی‌رغم «حداکثری شدن» دچار افت تأثیر گردیدند، از سیاستی مکمل به سیاستی اصلی تبدیل گردید. این هم موضوعی است که به ارائه سند نیاز ندارد.

آنچه آمریکایی‌ها از سال ۱۳۹۶ دنبال کردند، معنایی غیر از این نداشته و اظهار نظرات مقامات رسمی آنان هم جز این نبوده است.

از سوی دیگر از همین زمان و به‌ویژه پس از انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۹۸ مشخص شد که ایران در حال یک چرخش اساسی در محیط داخلی است و عنقریب همه چیز در ایران به سوی جریان اصیل و انقلابی تغییر می‌کند.

چندی پیش از آن دکتر محمدجواد ظریف در جلسه شورای روابط خارجی آمریکا گفته بود اگر ما شکست بخوریم حتماً مخالفان شما در ایران روی کار می‌آیند نه اینکه نظام سیاسی به نفع شما دگرگون شود.

این قبیل تحلیل را هم بارها از سوی چهره‌های رسانه‌ای‌تر این جریان شنیده بودیم و لذا جریان غیرانقلابی هیچ تردیدی در شکست خود نداشت.

از این منظر، اگر ریاست‌جمهوری آقای حسن روحانی یک پروژه بوده، جمع‌بندی این جریان از سال ۹۸ این بود که کار تمام است و شکست قطعی می‌باشد و دوره حاکمیت نیروهای انقلابی دوباره آغاز می‌شود.

بنابراین برنامه این جریان این شد که هرچه بتوانند از فروغ مشارکت مردم بکاهند تا از یک‌سو پیروزی نیروهای انقلاب کم‌اثرتر شود و از سوی دیگر زمینه‌ای فراهم شود تا به عدد نیروهای مخالف نظام که آماده ورود رادیکال به صحنه سیاست هستند، افزوده شود.

خیلی‌ها این سؤال را می‌پرسند که چرا رفتار دولت‌ روحانی در دو سال آخر عمدتاً روی ایجاد نارضایتی و ناامیدی استوار گردید. از سوی دیگر از لحظه برگزاری انتخابات، به جای تاکید بر جمعیت واجد شرایطی که پای صندوق‌ها آمده و عمدتاً به آیت‌الله رئیسی رأی داده بودند، به جماعت دیگری که به هر دلیل رأی نداده بودند و البته مسبوق به سابقه هم بود، پرداختند.

در کشور، انتخابات‌های با مشارکت ۵۴ درصد و حدود ۶۰ درصد هم مکرر برگزار شده بود ولی هیچ‌گاه نقطه مرکزی تحلیل داخلی‌ها روی «غائبین» نرفته بود اما این بار موضوع اصلی در تحلیل‌های خارجی و داخلی، رأی‌نداده‌ها گردید کما اینکه تا همین الان هم علی‌رغم آنکه ۱۵ ماه از زمان برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری گذشته، هنوز در تحلیل‌های من درآوردی این گروه کفه رأی‌نداده‌ها سنگین‌تر از کفه رأ‌ی‌داده‌هاست!

در کنار این تحلیل‌ها، از دل این جریان کسانی از ضرورت توجه به خیزش‌های اجتماعی و اعتراضات خیابانی صحبت می‌کردند و بعضی با صراحت نوشتند وقتی گفت‌وگوی داخلی میان حاکمیت و نخبگان به بن‌بست می‌رسد – یعنی زمانی که نظام نمی‌خواهد رانت ویژه‌ای به شکست‌خوردگان در انتخابات بدهد – نوبت مردم است که علیه حکومت به خیابان بیایند و آنگاه اصلاح‌طلبان باید با آنان همراه شوند و به زبان آنان تبدیل گردند – یعنی مدیریت کار را برعهده بگیرند – در اثنای این مباحث بعضی از عناصر شاخص این جریان، مثل بعضی چهره‌های حزب کارگزاران، وانمود می‌کردند میانه‌ای با این حرف‌ها نداشته و اعتقادی به رادیکالیزه کردن فضا ندارند و از این طرف هم عده‌ای باور کرده بودند که این جریان سرعقل آمده و زمان تحویل گرفتن دوباره آن از سوی نظام فرا رسیده است.

اما زمانی که یکی از اعضای این جریان که خود این جریان وی را رادیکال و افراطی معرفی می‌کرد و مدعی جدا بودن صف خود از آنان بود، دستگیر شد، همه اجزا و عناصر اصلی این جریان اعم از کارگزاران و بقیه پای کار وی آمدند و وعده‌های آشتی‌جویانه قبلی خود را فراموش کردند!

کما اینکه پس از آن که متن نوشته میرحسین موسوی بر یک کتاب منتشر گردید – که در آن به شهیدان سلیمانی و همدانی و در واقع کل مدافعان حرم، به سختی جسارت شده بود، یعنی ضریب رادیکالیزم را تا اقدام علیه مقدسات مردم بالا بردند تا تحریک حداکثری اتفاق بیفتد و اوضاع بهم بریزد، اینها باز حاضر به جدا کردن صف خود از او نشدند و در واقع از او حمایت عملی نمودند!

یک وجه دیگر موضوع بحث حجاب و عفاف و نهادهای رسمی مسئول در این امر بود. کاملاً واضح است که حجاب و عفاف، مسئله‌ای نیست که نظام جمهوری اسلامی آن را پدید آورده باشد.

این موضوعی اسلامی و ملی است. یعنی از یک‌سو اسلام و قرآن کریم بر حفظ آن تصریح دارد و از نصوص است و از سوی دیگر مردم ایران خواهان آن هستند (کما اینکه در یک نظرسنجی که اخیراً در کشور برگزار شد، نزدیک به ۹۰ درصد از مردم ایران از اقدامات حکومتی برای حفظ حجاب و عفاف حمایت کرده بودند).

این جریان شروع کرد به زیرسؤال بردن تلاش حاکمیت بر حفظ این ارزش دینی و ملی! این اقدامات گاهی در قالب واژگان «حجاب اجباری» و گاهی در قالب «گشت ارشاد» صورت می‌گرفت. در این میان گاهی از میان سطور آنان عبارتی به چشم می‌خورد که خط آنان را لو می‌داد؛ آن عبارت این بود که «حجاب را امنیتی نکنید».

در واقع با ملاحظه حوادث بعدی و خطی که از خارج دنبال می‌شد، معلوم بود که این جریان در حال تبدیل بی‌حجابی به اغتشاش است و در واقع در حال تبدیل کردن بی‌حجابی به موضوعی امنیتی است. الان دیگر تشت رسوایی این جریان از بام افتاده و می‌توان استنادات فراوانی برای این موضوع ارائه نمود.

به هر حال جریان خارجی استکبار جهانی که سیاست قبلی تحریم‌های اقتصادی علی‌رغم آنکه آنان را کمرشکن می‌خواند، در سال‌های اخیر شکست خورده ارزیابی کرد و ضرورت محوریت‌بخشی به حربه‌ای دیگر را یادآور ‌شد و جریان داخلی غربگرا که سیاست به دست‌گرفتن مناصب جمهوری اسلامی را در حال شکست کامل ارزیابی می‌کرد، به هم رسیدند و در یک پروژه مشترک و به گمان اینکه می‌توانند درصد قبال توجهی از غائبان انتخابات ۱۴۰۰ را به صحنه بیاورند و اوضاع ایران را به هم بریزند، وارد میدان شدند اما آنچه در عمل اتفاق افتاد با آنچه آنان باور و انتظار داشتند متفاوت شد.

آنان برای اینکه وضعیت را به سرعت امنیتی نمایند دو عنصر را به هم پیوند زدند؛ قومیت و جنسیت. قربانی قرار دادن یک زن از یکی از قومیت‌ها نیاز بود تا هم از ظرفیت زنان – که دربردارنده نیمی از جمعیت ایران می‌باشند – استفاده شود و هم از ظرفیت یک قوم که در مناطقی از کشور و در پایتخت جمعیتی دارد استفاده شود.

«یک دختر کُرد»! در تحلیل‌های آنان آمده بود که بخشی از جمعیت تهران را مهاجران کرد تشکیل می‌دهد که عمدتاً در مشاغل سخت مشغول به کار هستند و می‌توانند به‌صورت طعمه مورد سوءاستفاده قرار گیرند.

اما آنچه در عمل اتفاق افتاد عدم توجه مردم به‌طور عمده و زنان به‌طور خاص و کُردها به‌صورت اخص بود. دامنه اغتشاشاتی که این جریان به هم پیوسته داخلی و خارجی، با برنامه دقیق سرویس‌های اطلاعاتی دشمنان ایران راه انداخت از دامنه اغتشاشاتی که در سال‌های ۹۶ و ۹۸ راه افتاد، بسیار کمتر بود. گرچه آنان نیز در مقام مقایسه با جمعیت تهران قابل ملاحظه نبودند.

حمله به نیروهای انتظامی و اقدام علیه حجاب و عفاف چیزی نبود که بتواند مورد حمایت مردم غیور و نجیب‌ و امام حسینی ایران قرار گیرد. مردم به چشم خود می‌بینند که نیروهای جوان انتظامی برای خدمت وارد کار شده‌اند و میزان مداخله آنان به اندازه‌ای است که وظیفه آنان اقتضا می‌کند نه اینکه دنبال بهانه برای برخورد باشند و اصولاً مطالبات مردم ایران در طول این سال‌ها همواره این بوده که چرا فکری برای رفع ناهنجاری‌هایی مثل بدحجابی نمی‌شود، نه اینکه مخالف تلاش حکومت و نیروی انتظامی در دفاع از حجاب و عفاف باشند.

به هر حال این جریان آلوده با حمله به نیروی انتظامی و اصل حجاب یک بار دیگر به کاهدان زد.

در این صحنه، یک عده‌ای در فضاهای مجازی دست به هیاهو علیه مدافعان حجاب و عفاف زدند که می‌تواند برخاسته از دلایل متفاوت باشد، اما در این میان بعضی چهره‌های سیاسی و اجتماعی هم بودند که از روی نسخه‌ای نوشته شده به ایفای نقش پرداختند.

حساب این‌ها از افراد عادی که به اشتباه و احیاناً به‌دلیل عواطف مطالبی نوشته‌اند، جداست.

وقتی امثال خاتمی، پزشکیان، ظریف، همتی و… به محض وقوع رویداد دست به واکنش تخریبی علیه مدافعان امنیت و موضوع حجاب می‌زنند، در حالی که برای آنان امکان دسترسی به اطلاعات دقیق وجود دارد و اسناد هم در دسترس آنان می‌باشد، موضوع به‌کلی متفاوت می‌شود و از آنان پذیرفته نیست. به‌خصوص اینکه همه می‌دانیم توطئه خارجی بدون تکیه به پایگاه داخلی به نتیجه نمی‌رسد.

ادعاهای ضددینی و ضدانقلابی محافلی نظیر بی‌بی‌سی و… بدون بهره‌گیری از پشتیبانی نظری چهره‌هایی در داخل ایران مدلل و موجه نمی‌باشد. بر این اساس الان زمان آن است که این‌ها مورد مؤاخذه قرار گیرند.

آنان باید برای آنچه گفته‌اند سند ارائه کنند و برای اتهاماتی که وارد کرده و سندی ندارند، پاسخگو باشند. کشور نمی‌تواند این موضوع را در حالی که باطن این حوادث، درگیری میان مردم و قربانی شدن عده‌ای است، رها کند.

چرا که رها کردن آن می‌تواند به تکرار جرم و حوادث منجر شود. نظام نمی‌تواند نسبت به کسانی که زمینه‌ساز درگیری هستند و باعث ریخته شدن خون افراد بی‌گناه می‌شوند، سکوت کند.
 

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

باید مؤاخذه شوند بیشتر بخوانید »

انتشار فیلم زمستان جای تابستان سقز! +فیلم

انتشار فیلم زمستان جای تابستان سقز! +فیلم



کاربران معاند فیلم چندسال پیش را به عنوان اتفاقات این روزهای سقز منتشر کردند.

به گزارش مجاهدت از مشرق، پس از فوت مهسا امینی، در محدود شهرهایی تجمعاتی برگزار شد و شعارهایی توسط عده‌ای سر داده شد. در این میان برخی کانال‌های تلگرامی و کاربران فضای مجازی برای تحریک مردم اخبار و فیلم‌هایی را منتشر کردند.

در یکی از این دروغ‌ها برخی کاربران با انتشار فیلم زیر مدعی ورود برخی افراد مسلح در شهر سقز شدند.

اما توجه به پوشش افراد در تصویر و همچنین برف روی کوه‌ها، نشان می‌دهد که این فیلم مربوط به تابستان نیست. همچنین بررسی‌های خبرنگار ما حاکی از آن است که این فیلم مربوط به دو سال پیش و یک شهر دیگر است.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

انتشار فیلم زمستان جای تابستان سقز! +فیلم بیشتر بخوانید »