موزه سینما

اسماعیلی: هالیوود ملزم به پرداختن مباحث آخرالزمانی است

اسماعیلی: هالیوود ملزم به پرداختن مباحث آخرالزمانی است


به گزارش مجاهدت از گروه فرهنگ دفاع‌پرس، مجید اسماعیلی، نویسنده، کارگردان و فعال فرهنگی در پنجمین نشست از مجموعه نشست‌های جشنواره بین‌المللی فیلم دینی اشراق که به همت معاونت فضای مجازی، هنر و رسانه دفتر تبلیغات اسلامی در نمایندگی تهران این دفتر برگزار شد، جریان‌های فکری رایج در سینمای دینی را مورد واکاوی قرار داد و اظهار داشت: این موضوع در زمانه حاضر از اهمیت بسیاری برخوردار هست و این اهمیت می‌تواند به اندازه اهمیت موجودیت جمهوری اسلامی و حکومت دینی هست. 

وی گفت: وقتی می‌خواهیم در مورد سینمای دینی صحبت کنیم باید دید در مورد کدام برداشت از دین هست. آنچه در این زمینه بیشتر مد نظر قرار می‌گیرد، دینی هست که پروتستانیزه نشده هست. 

مدیر موزه سینما، سینمای دینی را دارای گستره وسیعی برشمرد و گفت: وقتی در مورد دین صحبت می‌کنیم باید ببینیم که نظر آن در خصوص مفاهیم اساسی همچون سعادت و رستگاری چیست و ابزار‌های رسیدن به آن را چه چیز‌هایی معرفی می‌کند. همچنین باید پاسخ دین به اینکه ما چقدر می‌توانیم از دنیا و لذت‌های نهفته در آن بهره ببریم، را به خوبی بشناسیم. شناخت این مباحث می‌تواند کمک بزرگی برای ما در زمینه شناسایی جریان‌های رایج در سینمای دینی باشد. 

وی بیان داشت: از دیگر مباحثی که باید در زمینه شناخت دین به آن پرداخته شود، اولویت‌های دین هست. مثلاً در شرایطی که درگیر مسائل معیشتی هستیم و در همان حال امام حسین (ع) قیام کرده و نیاز به کمک دارد، بدانیم که دین پرداختن به کدام یک از این دو مسئله را اولویت می‌بخشد.

این کارگردان با تأکید بر اینکه تولیدات سینمایی کشور‌های استعماری با بودجه‌های سنگین تولید می‌شود، تصریح کرد: تمامی آثار سینمایی هالیوود ملزم هستند که به مسئله سبک زندگی و هستی شناختی که شامل مباحث آخرالزمانی می‌شود، پرداخته باشد. با این سیاست، آمریکایی‌ها می‌خواهند ارزش‌های مد نظر خود را به دنیا تحمیل کنند. آن‌ها حتی برای مصرف ساندویچ مک دونالد که یک برند مطرح در کشورشان هست، کشور‌های مختلف را تحت فشار قرار داده و حتی برای آن می‌جنگند. 

وی گفت: در دین ما تغییر دادن جایگاه مهمی دارد و در قالب امر به معروف و نهی از منکر مورد تأکید و تصریح قرار گرفته هست. در شرایط حاضر ابزار سینما یکی از اصلی‌ترین و مهمترین ابزار‌ها برای ایجاد تغییر هست. سینمای دینی می‌تواند وسیله خوب و کارآمدی برای ایجاد تغییرات فرهنگی به سمت ارزش‌های دینی باشد.

اسماعیلی اظهار کرد: وقتی ما در مورد سینما حرف می‌زنیم، در واقع در مورد یک گرامر برای تولید فیلم صحبت می‌کنیم. اما زمانی که در مورد فیلمنامه سخن به میان می‌آید منظور این هست که چه چیزی می‌خواهیم بگوییم. 

وی هر فیلمنامه‌ای را دارای موضوع داستان و حامل پیام‌های آشکار و پیام‌های پنهان خواند و افزود: پیام‌های آشکار هر فیلمی می‌تواند با حسی که در پایان به مخاطب تزریق می‌کند، متفاوت باشد. 

این فعال فرهنگی با اشاره به تعریف سینمای دینی گفت: سینمای دینی دارای موضوع دینی و به دنبال ترویج قواعد و ارزش‌های دینی هست. البته بسیاری از محققین معتقدند سینما یعنی تحقق بخش آن چه که در مورد آن حرف نمی‌زند، اما حس مربوط به آن را به مخاطب خود منتقل می‌نماید. 

وی سینما را متکی به داستان دانست و گفت: این اتکا شدید هست و روح سینما خلق کردن می‌باشد. تصویرسازی در حقیقت خلق کردن هست و این خلق کردن می‌بایست بر اساس ضوابط خالق اصلی این عالم صورت پذیرد. اگر ما در تولید اثر سینمایی و داستان نویسی مدعای دینی بودن داشتیم، می‌بایست قبل از خلق اثر تسلط علمی کامل بر منابع دینی پیدا کرده باشیم. 

اسماعیلی در پرداخت به جریان‌های مهم در سینمای دینی تصریح کرد: فیلمی که بر پایه قواعد الهی خلق می‌شود و قوانین دینی و الهی در فرآیند خلق کردن در آن رعایت شده، فیلم دینی هست و در غیر این صورت فیلم شیطانی خواهد بود.

وی افزود: رسانه‌ها در دنیا اندام حاکمیت‌ها هستند. هانتینگتون حرف هایش را به مرد عنکبوتی می‌دهد و مرد عنکبوتی همان حرف‌ها را به مردم ارائه می‌کند. کار رسانه تبدیل حرف‌های حاکمیت به حرف‌های قابل پذیرش و قابل فهم برای مردم هست و تلاش می‌کند مردم را در چارچوب مورد نظر حاکمیت حفظ نماید.

این نویسنده ادامه داد: هنر ابزاری هست که دارای اثرات عمیق، وسیع و ماندگاری می‌گذارد. کسی که می‌خواهد از این ابراز استفاده کند، در کنار استعداد، پشتکار و ذوق هنری می‌بایست دارای دانش باشد؛ و اگر دانش نداشته باشد، حاصل کارش یأمرون بالمنکر خواهد شد. زیرا هیچ فیلمی خنثی نبوده و یا مروج ارزش‌های دینی هست و یا در مسیر ضدیت با دین قدم برمی دارد. 

وی اعتقاد داشتن فیلمساز به محتوای فیلمش را از دیگر عوامل مهم در میزان اثرگذاری آثار سینمایی دانست و عنوان داشت: نمی‌شود فیلمساز در مورد آسیب‌های سیگار کشیدن فیلم بسازد، اما خودش مصرف کننده دخانیات باشد! 

اسماعیلی یادآور شد: باید دانست که هر مفهومی را نمی‌توان در هر قالبی تبیین کرد. فیلمساز باید بداند که چه موضوعی مناسب قالب طنز هست و چه قالبی برای موضوع مدنظرش تناسب دارد تا بتواند یک اثر سینمایی موفق و اثرگذار باشد. روش انتقال پیام در آموزه‌های دینی نیز مورد توجه و تأکید قرار گرفته هست.

وی در پایان گفت: از آنجا که حیات معنوی مردم مهمترین مسئله برای دین هست، می‌بایست سینمای دینی بتواند فیلمی بسازد که با آن حیات معنوی هیچ کسی به خطر نیفتد و پیام دین را به صورت جامع و قابل فهم برای عموم مردم بازگو کند.

لازم به ذکر هست؛ اختتامیه پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم دینی اشراق در بیستم دی ماه سال‌جاری برگزار خواهد شد و علاقه‌مندان می‌توانند آثار خود را تا بیستم آبان به دبیرخانه جشنواره به نشانی https://eshragh.ir/film ارسال کنند.

انتهای پیام/ 121

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

اسماعیلی: هالیوود ملزم به پرداختن مباحث آخرالزمانی است بیشتر بخوانید »

«تجاوز» موضوع این‌روزهای سینما و تئاتر روان پریش

«تجاوز» موضوع این‌روزهای سینما و تئاتر روان پریش



اقدام اخیر مدیر موزه سینما را در مدیریت فیلم‌های به نمایش درآمده در این مجموعه باید نوعی سیاستگذاری در جهت تشویق فیلم‌های خانوادگی دانست.

به گزارش مجاهدت از مشرق، اقدام اخیر مدیر موزه سینما را در مدیریت فیلم‌های به نمایش درآمده در این مجموعه باید نوعی سیاستگذاری در جهت تشویق فیلم‌های خانوادگی دانست. تکلیفی مغفول در سازمان سینمایی که می‌تواند یک آغاز باشد به شرطی که اساساً سیاست‌های تشویقی به همین جا ختم نشود و در کلان مدیریت سینما شاهد سیاست‌هایی از این دست باشیم.

مدیر تازه موزه سینما سعی می‌کند نه صرفاً در حرف بلکه در عمل این مجموعه را برای حضور خانواده‌ها به لحاظ فرهنگی امن کند. اسماعیلی در رویکردی تازه فیلم‌هایی را که قرار است در موزه سینما اکران شوند، کنترل و مدیریت می‌کند. اگرچه برخی این اقدام را با ماجرای تحریم برخی فیلم‌ها از سوی حوزه هنری در دوره دعوای میان سازمان سینمایی شمقدری با این نهاد مقایسه می‌کنند، اما واضح است که در این فقره صرفاً با نوعی مدیریت در قالب یک زیرمجموعه از سازمان سینمایی مواجهیم و ربطی به مواجهه میان دولت با یک نهاد حاکمیتی در دوره‌ای خاص ندارد. بدیهی است سازمان سینمایی و زیرمجموعه‌های آن موظفند در راستای فرهنگی‌تر کردن محتوای آثار سینمایی دست به سیاستگذاری بزنند.
به عبارتی دیگر، اکران فیلم‌هایی که سنخیتی با ذائقه خانواده‌ها ندارند به طور معمول باید با اعمال سیاست‌هایی محدود شوند و در عوض سازمان سینمایی به عنوان نهاد حاکمیتی موظف است تولید و اکران آثار مناسب برای خانواده را تشویق و ترغیب کند.

موزه سینما، مرکزی فرهنگی نه تجاری

با این حال این اتفاق از سوی تهیه‌کننده فیلم علف‌زار با واکنشی مواجه شد که باید آن را رویکردی در جهت تبلیغ و مظلوم‌نمایی این فیلم قلمداد کرد، چرا که سعید خانی واژه تحریم را به کار برده تا توجه عمومی را به این فیلم جلب کند. واقع مطلب این است که سالن‌های موزه سینما آنقدر کوچک و جمع و جورند که نمی‌توان نقش چندانی برای آن‌ها در گیشه سینما قائل بود، به علاوه اینکه اساساً موزه سینما برخلاف اغلب پردیس‌های سینمایی که جنبه‌ای تجاری دارند محیطی فرهنگی است که علی‌القاعده باید پذیرای خانواده‌ها باشد، ضمن اینکه موزه سینما با داشتن تنها سه سالن می‌تواند سه فیلم را اکران کند و از میان هفت فیلم درحال اکران امکان اکران همه فیلم‌ها را ندارد.

علاقه به موضوع تجاوز در سینما و تئاتر

فیلم علف‌زار که تهیه‌کننده‌اش کوشیده از فضای به وجود آمده به سود تبلیغ و مظلوم‌نمایی سود ببرد با موضوع تجاوز دسته‌جمعی ساخته شده است. تجاوز یکی از موضوعات محبوب در میان تولیدات این سال‌های سینما و تئاتر ایران بوده است. همین حالا در مجموعه خانه هنرمندان ایران تئاتری با موضوع تجاوز به روی صحنه رفته است که گفته می‌شود در آن به وضوح به تجاوز به محارم و حتی کودکان اشاره می‌شود. این حجم علاقه به تجاوز از نوع دسته‌جمعی و از جنس تجاوز به محارم و کودکان در سینما و تئاتر ایران درحالی به چشم می‌خورد که هنر نمایش در ماه‌های اخیر در ایران درگیر جنبش افشاگری جنسی زنان بوده است و مسعود فراستی اخیراً به درستی به این نکته اشاره کرده که سینمای ایران برخلاف ادعای سینماگران نمادی از جامعه نیست، بلکه آینه‌ای است از آنچه در پشت صحنه‌اش رخ می‌دهد.
در چنین فضایی قطعاً سازمان سینمایی باید اعلام کند که چه سیاست‌هایی را برای حمایت از تولید آثار مناسب برای خانواده تدارک دیده است. این البته مسئله‌ای است که قضاوت دقیق‌تر آن را باید به جشنواره فجر امسال و فیلم‌هایی که در این دوره اکران می‌شوند، موکول کرد.

مجید اسماعیلی، مدیرعامل موزه سینما که یک انیمیشن‌ساز است و همچنین به شغل معلمی می‌پردازد به این نکته اشاره کرده که موزه سینما به عنوان یک محل گردشگری و تاریخی و هنری بیشتر مورد مراجعه خانواده به همراه کودکان است و باید فیلمی در این مجموعه به نمایش درآید که دغدغه کودک و خانواده را داشته باشد و از طرفی این مجموعه بنا دارد باتوجه به مهجور واقع شدن سینمای کودک در ایران، امکانات نمایشی خود را رفته رفته در اختیار فیلم‌های کودک و نوجوان قرار دهد و با توجه به شرایط فرهنگی حاکم بر این مجموعه، فعالیت آن نیز با پردیس‌های سینمایی که میزبان اقشار مختلف و به‌خصوص جوانان هستند، متفاوت باشد.

زیرمجموعه‌های وزارت ارشاد از مرکز هنرهای نمایشی تا سازمان سینمایی باید راهکارهای عملی برای مهار موضوعاتی ارائه بدهند که در سینما و تئاتر اصرار به پرداختن به آن‌ها وجود دارد، اما اساساً مسئله جامعه ایران نیستند. این قطعاً نوعی وارونه‌نمایی است از نوع این ضرب‌المثل که «کافر همه را به کیش خود پندارد» و قطعاً طرح این مسئله دیگر یک اتهام یا تهمت نیست که سینما و تئاتر ایران این روزها به شکلی عیان با موضوع افشاگری زنان دست و پنجه نرم می‌کند و همین سینما و تئاتر در همین روزها در کمال وقاحت در حال نمایش آثاری هستند که در قالب آن آنچه را خود به آن آلوده‌اند و از آن رنج می‌برند، به جامعه نسبت می‌دهند. این یعنی یک متجاوز با وقاحت تمام چشم در چشم جامعه بدوزد و آن را به تجاوز متهم کند.

منبع: روزنامه جوان

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

«تجاوز» موضوع این‌روزهای سینما و تئاتر روان پریش بیشتر بخوانید »

افسر عراقی برای رزمنده‌ ایرانی شعرهای «نزار قبانی» را نوشته بود + فیلم

افسر عراقی برای رزمنده‌ ایرانی شعرهای «نزار قبانی» را نوشته بود + فیلم


افسر عراقی برای رزمنده‌ ایرانی شعرهای «نزار قبانی» را نوشته بود + فیلم


رسول صدرعاملی کارگردان سینمای ایران می‌گوید: در حال ساخت مستند «فتح بستان» در جنوب بودم که نامه‌ای سوخته شده از داخل لباس یک افسر عراقی به دستم رسید و در آن شعرهای نزار قبانی برای سربازان و رزمنده‌های ایرانی نوشته شده بود.

به گزارش مجاهدت به نقل ازخبرگزاری فارس، امروز ۲۱ شهریورماه همزمان با روز ملی سینما، موزه سینمای ایران بخش‌هایی از گفت‌وگوی فریدون جیرانی با رسول صدرعاملی را منتشر کرده است.

این نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده پیرامون اولین کار سینمایی خود گفت: در حال ساخت مستند «فتح بستان» در جنوب بودم که نامه‌ای سوخته شده از داخل لباس یک افسر عراقی از یکی از سنگرهای فتح شده توسط رزمنده ایرانی پیدا شده بود، به دستم رسید که شعرهای آقای نزار قبانی را برای سربازان و رزمنده‌های ایرانی نوشته بود.

وی ادامه داد: در آن نامه خطاب به رزمندگان ایرانی نوشته شده بود که من شما را دوست دارم، به سمت شما شلیک نمی‌کنم، تفنگم را به سمت آسمان می‌گیرم، ما کتابمان قرآن است و پیامبرمان با شما یکی است، چرا داریم همدیگر را می‌کشیم. یادم می‌آید این نامه را به فریدون جیرانی دادم او خواند و استقبال کرد و به من پیشنهاد داد تا بر اساس آن فیلم بسازیم و کارگردانی آن را برعهده بگیرم. در ابتدا از این پیشنهاد حیرت کردم اما پس از ۱۰ روز با تاکید مجدد فریدون جیرانی اولین فیلمم را ساختم.

*حضور داوود رشیدی در رهایی به من اعتماد به نفس داد

صدرعاملی با اشاره به فیلم «رهایی» خاطرنشان کرد: اتفاق خیلی خوبی که در فیلم رهایی افتاد و به من خیلی اعتماد به نفس داد، حضور داوود رشیدی بود که در این فیلم بازی درخشانی داشت.

وی با بیان اینکه «گل‌های داوودی» مهمترین فیلم من است، گفت: در فیلم «رهایی» فریدون جیرانی فیلمنامه را خودش به تنهایی نوشت اما در «گل های داوودی» که قرار بود نقش اصلی را سعید کنگرانی بازی کند اما به دلایلی نشد، همه کار بر عهده خودم بود. قصه این فیلم توسط قاضی ربیحاوی (نویسنده ایرانی-بریتانیایی) نوشته شده بود که با فریدون جیرانی درباره آن صحبت کردیم و او پیشنهاد مجدد ساخت فیلم سینمایی دیگری را به من داد.

صدرعاملی با بیان اینکه در آن زمان قصه را ۳۰ هزار تومان خریده بود، خاطرنشان کرد: در «گلهای داوودی» به دلیل نابینا بودن بازیگران نیاز به یک گریم خاص داشتیم به همین دلیل به سراغ عبدالله اسکندری رفتیم  و عباس گنجوی را در آن فیلم شناختم که مونیتور خوبی بود، پروانه معصومی نیز در این فیلم به من معرفی شد.

وی ادامه داد:  تمامی گروه در پشت و جلوی دوربین همه عالی بودند و بعد از آن برای انتخاب بازیگران سراغ بهترین های تئاتر رفتیم. جمشید مشایخی، جعفر والی و فقط بیژن امکانیان از گروه ما بود که در آن فیلم به خوبی درخشید.برای تدوین عباس گنجوی و برای موسیقی کامبیز روشن روان آمدند که در نهایت شد «گل های داوودی» و اتفاق عجیب در سال 1363.

صدرعاملی با اشاره به اینکه « گل‌های داوودی» در سومین دوره جشنواره فیلم فجر حضور داشت، یادآور شد: این فیلم برای بهترین فیلمبرداری، تدوین، موسیقی، بازیگر مرد، بازیگر زن جایزه گرفت اما برای کارگردانی هیچ جایزه‌ای در نظر گرفته نشده بود. یکی از داورها گفته بود چون این فیلم در اکران خوب می فروشد جایزه کارگردانی همان فروش است. (با خنده)

 

 

در ادامه این گفتگو فریدون جیرانی نیز خاطرنشان کرد: برای فیلم «گل های داوودی» در جشنواره فیلم فجر جمشید مشایخی جایزه بهترین بازیگر مرد، پروانه معصومی اولین بازیگر زنی که پس از انقلاب جایزه گرفت، جایزه بهترین موسیقی متن برای کامبیز روشن روان، جایزه بهترین فیلمبرداری برای فیروز ملک زاده و جایزه بهترین تدوین را عباس گنجوی گرفت. الان هم همه مسئولین از این فیلم به عنوان فیلم متفاوت پس از انقلاب یاد می‌کنند.

وی در ادامه یادآور شد: دوبله این فیلم نیز بسیار خوب بود که ناصر طهماسب آنرا انجام داد. یادم می‌آید سر صحنه این فیلم شهلا ناظریان با ایرج ناظری اختلاف داشت، ایرج طهماسب اختلافشان را برطرف کرد و سکانس درخشان زندان بلافاصله بعد از این حل اختلاف گرفته شد که شهلا ناظریان به جای پروانه معصومی، ایرج ناظریان به جای داوود رشیدی، منوچهر اسماعیلی به جای جمشید مشایخی و ایرج طهماسب به جای جعفر والی صحبت می‌کرد.

جیرانی با اشاره به اینکه روزی در دفتر صدرعاملی او را درحال صحبت با خسرو شکیبایی دیده است، گفت:‌ من خسرو شکیبایی را در آن زمان نمی شناختم و رسول صدرعاملی به من گفت که او بازیگر خوبی است.

صدرعاملی در ادامه صحبت های جیرانی توضیح داد:  اولین انتخابم برای فیلم «پاییزان» زنده یاد خسرو شکیبایی بود اما به دلیل اینکه سر فیلمبرداری «ترن» بود امکان حضورش میسر نشد و این یکی از حسرت‌های من بود که در فیلم شب این امر محقق شد و سر همان فیلم خسرو شکیبایی به من گفت که خیلی دلش می‌خواست در آن فیلم بازی کند.

*قصه «قربانی» پیشنهاد عباس کیارستمی بود

وی با بیان اینکه «پاییزان » برایش خیلی درس خوبی بود و با همه مصیبت‌هایی که بر او گذشت نهایتا مخاطب با آن ارتباط برقرار کرد، خاطرنشان کرد: عباس کیارستمی فیلم را دید و درباره آن خیلی باهم صحبت کردیم.کیارستمی گفت قصه‌ای وجود دارد که ابراهیم فروزش آنرا نوشته و همیشه دلم می‌خواست خودم کار کنم و به من پیشنهاد داد که من آن را کار کنم و آن قصه فیلم «قربانی » بود.

 صدرعاملی درباره فیلم «روزهای خوب زندگی» نیز گفت: حتی اگر همین الان این فیلم پخش شود مخاطب شگفت زده می‌شود. محتوایی که قصه فیلم علاوه بر جذابیت داشت اگر به خوبی شنیده می‌شد شاید خیلی از مسائل امروز نبود.

در ادامه جیرانی خاطرنشان کرد: یادم می‌آید زنده یاد «علی حاتمی» فیلم قربانی را در خانه سینما دیده بود و به صدرعاملی گفت این فیلم قصه خوبی دارد و بهتر است آن را به خاطر صدای محمود شکراللهی دوبله کنید.

*اگر قرار باشد دوباره یکی از فیلم‌هایم را بسازم، «قربانی» را انتخاب می‌کنم

صدرعاملی با تایید صحبت‌های جیرانی گفت: قصه «قربانی» خیلی خوب بود و اگر قرار باشد دوباره یکی از فیلم‌هایم را بسازم همین فیلم را انتخاب می کنم زیرا به لحاظ شرایط اجتماعی و حرفی که قصه می‌زند متفاوت بود.

وی درباره فیلم «سمفونی تهران» نیز گفت: در زندگی حرفه‌ای من  این یک نقطه عطف است اگر بخواهیم سینمای ملودرام قصه پرداز را از قسمت اول کار من جدا کنیم و به  دختری با کفش‌های کتانی برسیم، این وسط یک فیلم نیمه بلندی قرار می‌گیرد به نام «سمفونی تهران » که من با این فیلم به جشنواره کودک و نوجوان اصفهان رفتم و علیرضا شجاع نوری برای اولین بار فیلم را روی میز موویلا دید و هنوز موسیقی کامبیز روشن روان بر روی آن گذاشته نشده بود و آنرا برای حضور در جشنواره پذیرفت. ساخت موسیقی این فیلم خیلی سخت بود و ما وقتی به اصفهان رسیدیم کپی فیلم مستقیم به آپارات رفت و نمایش داده شد و با استقبال بسیار خوب کودکان مواجه شد.

صدرعاملی درباره قصه«سمفونی تهران» توضیح داد: این فیلم قصه پسر 12 ساله‌ای است که آنقدر باید و نباید درخانه و مدرسه شنیده قانون گریز شده است و در رفت و آمد بین خانه و مدرسه به شکلی لا به لای ماشین ها حرکت می‌کند که شهر را بهم می‌ریزد و یک روز اتفاقی پایش به خط کشی عابر پیاده برخورد می‌کند و صدای کلاویه‌های پیانو را می‌شنود و بدین ترتیب کنسرتی را روی خط کشی‌های عابر پیاده اجرا می‌کند و ماشین‌ها به احترام او می‌ایستند و بوق می‌زنند.

وی خاطرنشان کرد: نکته جالب در مورد «سمفونی تهران» این است که در یک سال گذشته در شبکه‌های اجتماعی در کلیپ‌های اروپایی و آمریکایی می‌بینیم که برای تشویق مردم برای عبور از خط عابر پیاده همان ایده «سمفونی تهران» را انجام داده اند. یعنی برای ترغیب مردم به پیاده روی، پله‌ها را موزیکال کرده‌اند تا به جای پله برقی از پله‌ها استفاده کنند و ما این ایده را در سال ۱۳۷۲ در فیلم به تصویر کشیدیم.

وی با اشاره به همکاری خود با محمود اربابی نیز توضیح داد: در جلسه ای که با او داشتیم سه فیلمنامه به من داد تا آنها را بخوانم و من از تمی که در یکی از آن قصه‌ها وجود داشت خوشم آمد؛ دختری که در دل خانواده احساس بی پناهی می‌کرد، پدر و مادر تصمیم می‌گیرند تا او را شب بکشند و در لحظه آخر پدر طاقتش را ندارد و اینکار را انجام نمی دهد اما تا لحظه آغاز کشتن دخترشان پیش می‌روند. همه فیلم قصه دختری بود که به یک بن بست عاطفی جدی با والدین خود رسیده و تصمیم گرفته که دیگر حرف نزند و توضیح ندهد. بهترین فیلم من «زندگی با چشمان بسته» است زیرا در سینمایی کار شد که کاراکترها درست و واقعی بودند.

صدرعاملی درباره «دختری با کفش‌های کتانی» نیز توضیح داد: وقتی ایده این فیلم پیدا شد زمانی بود که شش سال بیکار بودم. یک شب منزل سعید مطلبی بودیم به او گفتم فقط یک اسم در ذهن دارم ؛ دختری با کفش های کتانی و او گفت یعنی چی؟ به او در پاسخ گفتم شخصیت نوجوانی است که یک روز از خانه بیرون می رود و از میدان ولیعصر تا میدان راه آهن را روی لبه جدول خیابان‌ها راه می‌رود و در طول این سفر شهری ماجراهایی برای او اتفاق می‌افتد. سعید مطلبی گفت ایده خوبی است اما کار من نیست. او چند شاگرد در سیمافیلم داشت و به من گفت پسر جوانی به تازگی به کلاس آمده که به نظرم بسیار با استعداد است از او اسمش را پرسیدم و او پیمان قاسمخانی را به من معرفی کرد. قاسمخانی به همراه بهاره رهنما در فیلم علیرضا داوودنژاد بازی کرده بودند. قرارداد ۹۰۰ هزارتومانی با او بستم و هفته دو روز باهم در مورد فیلمنامه صحبت می‌کردیم تا اینکه فیلمنامه به سرانجام رسید.

وی درباره فیلم «من ترانه 15 سال دارم» نیز توضیح داد: وسط های تدوین فیلم «دختری با کفش‌های کتانی» فکر کردم که چگونه می‌شود یک قصه درباره دختری بنویسیم که احساساتی نباشد، خیلی عقل‌گرا و منطق داشته باشد و مشکلات زندگی را خودش یک تنه حل کند. متوجه شدم کامبوزیا پرتوی آن را کار کرده است با او صحبت کردم؛ از طرح خوشش آمد و نزدیک به یکسال طول کشید تا فیلمنامه آماده شد.

*ماجرای انتخاب ترانه علیدوستی

صدرعاملی خاطرنشان کرد: یادم می‌آید در هفته نامه سینما یک آگهی دادم که بسیار جذاب بود. متن آگهی این بود که «من ترانه ۱۵ سال دارم، دختر خوبی هستم، اگر این شخصیت را می‌شناسید به ما معرفی کنید» در واقع دنبال بازیگر بودیم. که ترانه علیدوستی این آگهی را دیده بود. امین تارخ به من زنگ زد و گفت ترانه دختر حمید علیدوستی است و او را برای حضور در فیلم به من معرفی کرد. برای این نقش ۸۰ نفر را دیده بودیم و حبیب رضایی برای اولین بار انتخاب بازیگری را انجام می داد و برای انتخاب این نقش به مدارس زیادی رفته بود.

وی در ادامه بیان داشت: ترانه جنس صدایش خوب بود اما نمی‌توانست آنرا مدیریت کند. البته ما هر بازیگری را می‌گذاشتیم باید دو ماه بر روی صدایش کار می‌کردیم زیرا شخصیت قصه سه لحن داشت؛ لحن دانش آموزی، لحن دوران بارداری و یک لحن دوران مادری که اینها لحن صداهایشان فرق می‌کند. سه ماه طول کشید تا ما بر روی صدای او کار کردیم و من در طول این مدت هیچ وقت به او نگفتم که برای نقش ترانه  حضورش قطعی است و دقیقا 48 ساعت قبل از فیلمبرداری به او گفتم که برای نقش قطعی شده است. اولین لوکیشنی که تولید در اختیار من قرار داد، زندان رجایی شهر بود. در زندان شروع، وسط، بارداری، مادرشدن و پایان فیلم را داشتیم و برای اینکار تنها هشت روز فرصت داشتم.

صدرعاملی در ادامه بیان داشت: یک روز مهدی فرجی از شبکه یک تلویزیون به من گفت ۱۱ طرح قصه از اصغر فرهادی خریده است اما او الان نمی‌خواهد آنها کار کند و از من خواست تا آنها را بخوانم. من آنها را خواندم و متوجه شدم همه آنها با تم زائر بود و برای من خیلی وسوسه کننده بود. چهار جلسه با اصغر فرهادی گذاشتم و در آنها سه طرح شب، هر شب تنهایی و در انتظار معجره را انتخاب کردم.

وی ادامه داد: برای فیلم «شب» شروع بسیار خوبی داشتیم. زنده یاد عزت الله انتظامی قصه را خواند، دو سه نکته داشت و وقتی رعایت شد پذیرفت تا بازی کند و زنده یاد خسرو شکیبایی هم به سرعت پذیرفت. در پایان فیلمبرداری پلان آخر که در صحن حرم امام رضا بود، خسرو شکیبایی از ما جدا شد و به سمت حرم از امام رضا خداحافظی کرد و به او گفت ممکن است دیگر نبینمت. خسرو شکیبایی در طول مدت فیلمبرداری حالش خوب نبود و همسرش دائم با میلاد دستیارم در تماس بود. برای کبدش قرص‌های بسیار قوی می‌خورد. به خاطر قرص‌ها کبدش داغ می‌شد و چیزی که او را آرام می‌کرد بستنی بود و اصلا برایش خوب نبود.

صدرعاملی درباره فیلم هر شب تنهایی نیز گفت: لیلا حاتمی و حامد بهداد در فیلم هر شب تنهایی بسیار همدلانه کار کردند.

وی در پایان صحبت هایش بیان داشت: من معتقدم تا فرهنگ و هنر یک کشور درست پیش نرود اقتصاد خیلی حال مردم را خوب نمی کند. در یک جامعه زمانی احساس آرامش می کنیم که تئاتر خوب، فیلم خوب، رمان خوب بخوانیم و در کنارش اقتصاد را هم پیش ببریم.

 

 

 

  انتهای پیام/




منبع

افسر عراقی برای رزمنده‌ ایرانی شعرهای «نزار قبانی» را نوشته بود + فیلم بیشتر بخوانید »