هوانیروز

اتونشر عید/ تقدیر خاص خبرنگاران از نیرو‌های فنی هوانیروز

تقدیر خاص خبرنگاران از نیرو‌های فنی هوانیروز در عملیات «خیبر»


اتونشر عید/ تقدیر خاص خبرنگاران از نیرو‌های فنی هوانیروزبه گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، سرهنگ بازنشسته فنی هوایی «بیژن ترکمانی» در خاطره‌ای از روز‌های دفاع مقدس که در کتاب «باد سرخ» آمده است، روایت کرد: در عملیات خیبر تعداد ۶۰ فروند از انواع مختلف بالگرد هوانیروز و نیروی هوایی و دریایی در منطقه مستقر بودند. من هم به عنوان سرپرست تیم فنی انجام وظیفه می‌کردم. افسر عملیات منطقه، مرحوم سرهنگ «محسن همراه» بود و بالگرد‌ها در داخل یک خاکریز بلند، پارک شده بودند. بنده و مرحوم همراه بالای خاکریز در حال گفت‌وگو بودیم که دیدیم یک گروه خبرنگار و فیلمبردار وارد منطقه شدند و مستقیما رفتند سراغ رزمندگان هم‌جوارمان.

بنده به مرحوم همراه گفتم که چرا رسانه‌ها به مسئولیت خطیرشان که ثبت حوادث کل رزمندگان و جبهه‌هاست کمتر عمل می‌کنند؛ ایشان ضمن تأیید مطلب من به سمت خبرنگاران و فیلمبردار‌ها رفت، از آن‌ها خواست به منطقه ما بیایند. سپس من را به آن‌ها معرفی کرد و گفت اگر فعالیت‌ها و تلاش کارکنان هوانیروز را می‌خواهید ببینید، با ایشان به محل تجمع بچه‌های هوانیروز بروید که خبرنگاران مشتاقانه همراه من آمدند و من از بالای خاکریز محل استقرار ۶۰ فروند بالگرد را که واقعا خیره‌کننده بود به آن‌ها نشان دادم، یکی از آن‌ها با حالت تعجب گفت: «این همه بالگرد! باورم نمی‌شه.»

مشتاقانه همراه من به محل تجمع بچه‌های پروازی و فنی آمدند و کلی مصاحبه و فیلم از بچه‌ها گرفتند. وقتی برای آن‌ها توضیح دادم که کل این بالگرد‌ها را فقط ۲۲ نفر از کارکنان فنی تعمیر و نگهداری می‌کنند، قول دادند در اولین فرصت از عوامل شرکت‌کننده در این عملیات در صدا و سیما دعوت خواهند کرد تا مصاحبه‌ای در حد تقدیر و تشکر از بچه‌های خلبان و فنی هوانیروز به عمل آورند.

به هر صورت عملیات پیروزمندانه‌ خیبر شروع شد و ۱۲ روز طول کشید و پرواز شبانه‌روزی بود، حجم کار به حدی بود که به علت پرواز زیاد باید کلیه بالگرد‌ها هر روز موتورشان شست و شو می‌شد. بچه‌ها به طور شبانه‌روزی کار می‌کردند و استراحت معنی نداشت.

در این عملیات تعدادی وسیله‌ پرنده، مورد اصابت گلوله‌های دشمن قرار گرفتند که اولین آن یک فروند شینوک به خلبانی سرهنگ «امین طاهری» بود و بعدا یک فروند ۳۱۴ به خلبانی «اکبریان» و «شعبان‌پور» از گروه مسجدسلیمانی و سه فروند شینوک از گروه پشتیبانی عمومی اصفهان، یک فروند ۲۱۴ از نیروی هوایی که من با کمک بچه‌های فنی در منطقه کلیه‌ بالگرد‌های فوق را با هر وسیله‌ای که در منطقه موجود بود، ریکاوری کردیم.

انتهای پیام/ ۱۴۱



منبع خبر

تقدیر خاص خبرنگاران از نیرو‌های فنی هوانیروز در عملیات «خیبر» بیشتر بخوانید »

اتونشر عید/ تقدیر خاص خبرنگاران از نیرو‌های فنی هوانیروز

تقدیر خاص خبرنگاران از نیرو‌های فنی هوانیروز


اتونشر عید/ تقدیر خاص خبرنگاران از نیرو‌های فنی هوانیروزبه گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، سرهنگ بازنشسته فنی هوایی بیژن ترکمانی در خاطره‌ای از روز‌های دفاع مقدس که در کتاب باد سرخ آمده است روایت کرد: در عملیات خیبر تعداد ۶۰ فروند از انواع مختلف بالگرد هوانیروز و نیروی هوایی و دریایی در منطقه مستقر بودند. من هم به عنوان سرپرست تیم فنی انجام وظیفه می‌کردم. افسر عملیات منطقه مرحوم سرهنگ محسن همراه بود و بالگرد‌ها در داخل یک خاکریز بلند پارک شده بود. بنده با مرحوم همراه بالای خاکریز در حال گفتگو بودیم که دیدیم یک گروه خبرنگار و فیلم بردار وارد منطقه شدند و مستقیما رفتند سراغ رزمندگان همجوارمان.

بنده به مرحوم همراه گفتم که چرا رسانه‌ها به مسئولیت خطیر شان که ثبت حوادث کل رزمندگان و جبهه هاست کمتر عمل می‌کنند، ایشان ضمن تأیید مطلب من به سمت خبرنگاران و فیلم بردار‌ها رفت، از آن‌ها خواست به منطقه ما بیایند. سپس من را به آن‌ها معرفی کرد و گفت اگر فعالیت‌ها و تلاش کارکنان هوانیروز را می‌خواهید ببینید، با ایشان به محل تجمع بچه‌های هوانیروز بروید و خبرنگاران مشتاقانه همراه من آمدند و من از بالای خاکریز محل استقرار ۶۰ فروند بالگرد را که واقعا خیره کننده بود به آن‌ها نشان دادم، یکی از آن‌ها با حالت تعجب گفت: «این همه بالگرد! باورم نمی‌شه.»

مشتاقانه همراه من به محل تجمع بچه‌های پروازی و فنی آمدند و کلی مصاحبه و فیلم از بچه‌ها گرفتند. وقتی برای آن‌ها توضیح دادم که کل این بالگرد‌ها را فقط ۲۲ نفر از کارکنان فنی تعمیر و نگهداری می‌کنند قول دادند در اولین فرصت از عوامل شرکت کننده در این عملیات در صدا و سیما دعوت خواهند کرد تا مصاحبه‌ای در حد تقدیر و تشکر از بچه‌های خلبان و فنی هوانیروز به عمل آورند.

به هر صورت عملیات پیروزمندانه‌ی خیبر شروع شد و ۱۲ روز طول کشید و پرواز شبانه روزی بود، حجم کار به حدی بود که به علت پرواز زیاد باید کلیه بالگرد‌ها هر روز موتور آن‌ها شست و شو می‌شد. بچه‌ها به طور شبانه روزی کار می‌کردند و استراحت معنی نداشت.

در این عملیات تعدادی وسیله‌ی پرنده، مورد اصابت گلوله‌های دشمن قرار گرفتند که اولین آن یک فروند شینوک به خلبانی سرهنگ امین طاهری بود و بعدا یکی فروند ۳۱۴ به خلبانی اکبریان و شعبانپور از گروه مسجد سلیمانی و سه فروند شینوک از گروه پشتیبانی عمومی اصفهان، یک فروند ۲۱۴ از نیروی هوایی که من با کمک بچه‌های فنی در منطقه کلیه‌ی بالگرد‌های فوق را با هر وسیله‌ای که در منطقه موجود بود، ریکاوری کردیم.

انتهای پیام/ ۱۴۱



منبع خبر

تقدیر خاص خبرنگاران از نیرو‌های فنی هوانیروز بیشتر بخوانید »

ارتش چگونه ماشین جنگی صدام را متوقف کرد؟

ارتش چگونه ماشین جنگی صدام را متوقف کرد؟


به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، صدام با تصور اینکه در مدت زمان کوتاهی می‌تواند به اهداف خود دست پیدا کند، آغازگر یک حمله سراسری علیه ایران شد و مرزهای هوایی و زمینی کشورمان را در آخرین روز شهریور ماه سال ۱۳۵۹ مورد تجاوز قرار داد، اما صدام نه تنها در مدت یک هفته و یک ماه نتوانست به اهداف خود دست یابد، بلکه آرام آرام پیشروی ماشین جنگی‌اش در مناطق غربی و جنوبی کشورمان کُند و سپس متوقف شد و در ادامه مجبور به اتخاذ مواضع پدافندی شد. در سال دوم جنگ نیز با قدرت گرفتن نیروهای ایرانی و انجام سلسله عملیات‌هایی، نیروهای متجاوزگر ارتش بعث عراق مجبور به خروج از اراضی اشغال شدند.

ارتش جمهوری اسلامی ایران به طور ویژه در یک سال نخست جنگ نقش مهم و قابل توجهی در توقف ماشین جنگی صدام داشت و اگر تلاش‌ها و اقدامات ارتش نبود، شاید ارتش عراق می‌توانست به اهواز برسد و از خوزستان عبور کند. در این گزارش به بازخوانی اقدامات مهم ارتش در یک سال نخست جنگ پرداخته‌ایم.

اشغال چند شهر؛ اما ناکام در هدف

استعداد رزمی ارتش عراق در آغاز جنگ تحمیلی، حداقل ۲۳ لشکر با نهایت آمادگی رزمی بود، در حالی که استعداد ارتش ایران کمتر از ۱۰ لشکر بود؛ آن هم در شرایط نامطلوب. ارتش عراق در آغاز جنگ از نظر نیروهای زمینی و هوایی در آمادگی عالی به سر می‌برد و از نظر نیروی دریایی در حد متوسط ارزیابی می‌شد، اما ارتش ایران در آغاز جنگ از نظر نیروی زمینی در پایین‌ترین سطح آمادگی رزمی قرار داشت. البته وضعیت نیروی هوایی متوسط و وضعیت نیروی دریایی خوب بود.

بنابراین ارتش عراق در آغاز جنگ از نظر کمیت، دست‌کم چهار برابر ارتش ایران توان رزمی داشت. از نظر کیفیت نیز ارتش عراق مجهز به سامانه فرماندهی و کنترل منسجم، آموزش خوب و انضباط عالی بود، اما ارتش ایران از نظر کیفیت در سطح پایین‌تر از متوسط، اما از نظر ایمان و اراده برای دفاع از کشور در سطح عالی قرار داشت. به همین دلیل ارتش در یک سال نخست جنگ توانست دفاع قابل قبولی از سرزمین‌های کشورمان داشته باشد.

ارتش بعثی عراق در روز ۳۱ شهریور حمله سراسری‌اش را به خاک ایران اسلامی آغاز کرد. پس از پایان موج اول حملات هوایی عراق به پایگاه‌های هوایی ایران، نیروهای زمینی عراق هم تهاجم به خاک ایران را آغاز کردند. عراق از ابتدای جنگ تا ۲۶ آبان ۵۹ توانست شهرهای خرمشهر، بستان، سوسنگرد، هویزه، دهلران، قصرشیرین و نفت‌شهر را تصرف کند. همچنین آنان توانستند تا دیوارهای جنوبی شهر اهواز جلو بیایند، آبادان را محاصره کنند و سپس خود را به دیوارهای شهر شوش برسانند و جاده اندیمشک – اهواز را زیر آتش بگیرند. البته عراق نتوانست شهرهای مهم خوزستان همچون اهواز، آبادان، دزفول و شوش را اشغال کند. در این مدت بیش از ۱۵ هزار کیلومتر مربع از خاک کشورمان به اشغال متجاوزان درآمد.

عراقی‌ها هرچند توانستند چند شهر و بخش‌هایی از کشورمان را طی دو ماه به تصرف خود درآورند، اما به دلیل مقاومت‌های نیروهای نظامی و مردمی در دستیابی به اهداف از پیش تعیین‌شده ناکام ماندند. از این رو برخی هم‌پیمانان منطقه‌ای صدام بر آن شدند تا با فعال کردن میانجی‌هایی، آتش‌بس را در شرایط اشغال بر ایران تحمیل کنند.

بنابراین اولین و بزرگترین ضربه‌ای که ارتش ایران بر دشمن متجاوز وارد کرد، ناکام گذاشتن آنان در دستیابی به اهدافشان بود.

نمونه‌های ایثار و مقاومت ارتشیان

یگان‌های ارتش که در مناطق مرزی و در خط مقدم جبهه بودند، بلافاصله وارد درگیری با قوای دشمن شدند. لشکر ۹۲ زرهی از موسیان در شمال استان خوزستان تا خرمشهر در جنوب این استان گسترش یافت. گروه رزمی ۳۷ زرهی شیراز هم که در فکه حضور داشت، به مقابله با پیشروی ارتش بعثی در ارتفاعات برقازه و دوسلک پرداخت. لشکرهای ۲۱ حمزه، ۱۶ زرهی قزوین و ۷۷ پیاده خراسان و دیگر یگان‌های زمینی نیز ماموریت یافتند تا به سمت جبهه‌های جنوب حرکت کنند.

در این بین نمونه‌های بسیاری از ایثار و فداکاری ارتشیان دیده شد. یکی از نمونه‌های مقاومت نیروهای ارتش در برابر تجاوز عراق، حماسه‌آفرینی تکاوران نیروی دریایی ارتش در دفاع از خرمشهر است. آنان در صبح روز اول مهرماه ۱۳۵۹ از بوشهر با ۴ گروهان و ۱۱۲ خودرو و با استعدادی حدود ۶۰۰ تکاور به آبادان وارد شدند تا در دفاع از خرمشهر شرکت کنند. ناخدا صمدی فرمانده این واحد پس از شناسایی منطقه متوجه شد که آرپی‌جی ۷ در مقابل تانک‌های عراقی کاربرد بیشتری نسبت به سایر سلاح‌های انفرادی دارد، بنابراین ۲۰۰ قبضه درخواست کرد و در ۷ مهر ماه توانست از منطقه دوم دریایی تحویل بگیرد. او همچنین تعدادی از جوانان داوطلب و بسیار پرانگیزه خرمشهری را آموزش داد و آن‌ها را در بین تکاوران در دفاع از خرمشهر به کار گرفت. آنان نقش مهم و موثری در دفاع ۳۴ روزه از خرمشهر ایفا کردند و اگر آنان نبودند، شاید خرمشهر در همان هفته اول به اشغال دشمن بعثی درمی‌آمد. گردان تکاوران نداجا با تقدیم حدود ۷۶ شهید علاوه بر دفاع از خرمشهر توانست پایگاه دریایی خرمشهر را حفظ کند. خاطرات فرمانده این گردان در کتابی با عنوان «تکاوران نیروی دریایی در خرمشهر» توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

نمونه دیگر حضور دانشجویان سال‌های دوم و سوم دانشکده افسری ارتش در جبهه‌ها بود. آنان در روز سوم جنگ به اهواز رسیدند. تعدادی از آن‌ها در کوی آریا واقع در منطقه بین آبادان و خرمشهر مستقر شده و از روز سوم مهر در قالب سه گردان به مدافعین خرمشهر پیوستند.

ارتش ایران چگونه توانست ماشین جنگی صدام را متوقف کند؟

در جریان دفاع از آبادان نیز ارتشیان نقش مهمی داشتند. در روز چهارم آبان که خرمشهر به اشغال ارتش عراق درآمد، گردان ۱۵۳ از تیپ ۲ قوچان در قالب یک گروه رزمی که دارای یک گردان پیاده و یک گروهان تانک و یک آتشبار توپخانه بود به فرماندهی سرهنگ کهتری از طریق ماهشهر وارد آبادان شد. پس از گذشت مدتی از محاصره آبادان، نیروهای مردمی در کنار همین نیروهای ارتشی به نیروهای عراقی در کوی ذوالفقاری حمله کردند و موفق شدند آنان را به آن سوی بهمن‌شیر عقب برانند.

نمونه‌های بسیار دیگری وجود دارد که نشان‌دهنده ایثار و مقاومت ارتشیان در روزها و هفته‌های نخست جنگ تحمیلی است. سرانجام نیز بر اثر مقاومت نیروهای ارتش و سپاه و حماسه‌آفرینی مردم داوطلب، ارتش عراق زمین‌گیر شد. البته اگر ایران با آمادگی قبلی وارد جنگ شده بود و با تسلط بیشتری برنامه‌ریزی می‌کرد، با نیروهای خود می‌توانست در همان روزهای اول حمله ارتش عراق را دفع کند و اجازه اشغال را به آنان ندهد. اما ارتش ایران پس از وقوع انقلاب اسلامی دچار یک نوع نابسامانی شده بود و سپاه نیز عمر بسیار کوتاهی داشت. ارتش ایران در حالی با جنگ مواجه شد که دچار گرفتاری‌ها و مشکلات فراوانی بود. ارتش در حال گذار از وابستگی به آمریکا و در آغاز راه اتکا به مردم و فرهنگ اسلامی بود.

احیای ارتش و دفاع هوایی از ایران

ارتش در همان یک سال نخست جنگ نشان داد که به مردم، ایران و انقلاب اسلامی وفادار است. او به سرعت خود را بازسازی کرد و به وظیفه دفاع از کشور مشغول شد. امام خمینی (ره) در پیامی که در روز دوم جنگ خطاب به نیروهای مسلح صادر فرمودند، از ارتش پشتیبانی و از زحمات ارتشیان قدردانی کردند. ایشان همچنین تضعیف نیروهای مسلح را عقلاً و شرعاً حرام و کمک به ضدانقلاب عنوان کردند. در چنین شرایطی امام به ارتش هویت دادند و در افزایش روحیه و انگیزه جنگی آن کوشیدند. با توافق امام، بسیاری از افسران و اعضای جدا شده از ارتش نیز فراخوان شدند و به خدمت برگشتند.

هر سه نیروی ارتش با ظرفیت‌های موجود توان خود را بازسازی و اقدامات خود را در برابر ارتش متجاوز بعثی آغاز کردند. در آن شرایط آماده‌ترین بخش قوای مسلح ایران برای واکنش فوری به آغاز حمله عراق، نیروی هوایی بود. این نیرو تا حدود زیادی ساختار و سازمان و نظام عملیاتی خود را حفظ کرده بود و بنابراین می‌توانست سریع‌تر از نیروی زمینی اقدام کند.

پس از اولین موج حملات هوایی عراق به پایگاه‌های هوایی و فرودگاه‌های ایران، نخستین واکنش نیروی هوایی جمهوری اسلامی انجام گرفت. سه ساعت پس از حمله عراقی‌ها، ۴ فروند جنگنده اف-۴ از پایگاه ششم هوایی بوشهر برخاستند و به پایگاه‌های عراق در اطراف بصره و بغداد حمله کردند. دومین گروه پروازی با ۴ فروند هواپیمای فانتوم در ساعت حدود ۱۷ از پایگاه سوم شکاری همدان به عراق حمله کردند.

در طلوع آفتاب روز دوم جنگ نیز نیروی هوایی با ۱۴۰ پرواز انواع جنگنده و با کلمه رمز «کمان ۹۹» به پایگاه‌های هوایی، پادگان‌های ارتش و تاسیسات نظامی عراق حمله کرد.

ارتش ایران چگونه توانست ماشین جنگی صدام را متوقف کند؟

در ۵ روز اول جنگ تحمیلی، خلبانان نیروی هوایی ۹۱۱ نوبت پرواز جنگی و پشتیبانی انجام دادند. آن‌ها تنها در ۴۵ روز اول جنگ، حدود ۱۰ میلیون پوند انواع بمب و راکت را بر روی اهداف مورد نظر در داخل خاک عراق فروریختند. بر اثر حملات وسیع هوایی ایران، رژیم بعثی عراق از روز دوم جنگ، قادر به صدور نفت خود از پایانه‌های نفتی البکر و الامیه در خلیج‌فارس نشد. حملات هوایی علیه ستون‌های زرهی دشمن که در حال پیشروی در خاک ایران بودند و نیز زدن پل‌های عقبه این واحدها در تخریب روحیه قوای متجاوز نقش بسزایی داشت. هوانیروز نیز نقش قابل توجهی در جلوگیری از پیشروی ارتش دشمن داشت.

همچنین در ماه‌های نخست جنگ نیروی دریایی ارتش توانست طی چند عملیات که شگفتی آن عملیات مروارید بود، طومار نیروی دریایی عراق را در هم بپیچد و در ادامه مامور به حفاظت از کشتی‌های تجاری و نفتکش‌ها شود.

بنابراین نیروهای سه‌گانه ارتش جمهوری اسلامی برخلاف تصور صدام که دیگر توانی برای دفاع از مرزهای ایران ندارند، به سدی در برابر پیشروی و تجاوز ارتش عراق تبدیل شدند و توانستند آرزوی دشمن برای تسلط بر اروند، جدایی خوزستان و اشغال ایران را به خوابی آشفته تبدیل کنند.

منبع: تسنیم



منبع خبر

ارتش چگونه ماشین جنگی صدام را متوقف کرد؟ بیشتر بخوانید »

تجهیز بالگردهای ارتش به نسل جدید موشک‌های «شلیک کن- فراموش کن»/ بازگشت «شفق» با برد بیشتر و کلاهک جنگی متنوع‌تر +عکس

تجهیز بالگردهای ارتش به نسل جدید موشک‌های «شلیک کن- فراموش کن»/ بازگشت «شفق» با برد بیشتر و کلاهک جنگی متنوع‌تر +عکس


به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از سرویس دفاع و امنیت مشرق، مسئله مدرن سازی ناوگان بزرگ بالگردهای تهاجمی که در اختیار هوانیروز ارتش کشورمان قرار دارد یکی از مسائل مهم و با اولویت بالا در سالهای اخیر بوده و تا به امروز چندین دستاورد و حرکت مهم در این زمینه انجام شده است. کلیت پروژه های مد نظر بر اساس طرح اصلی موسوم به بالگردهای طوفان است که بحث هایی شامل نصب سیستم های هدف گیری و شناسایی اپتیکی ، عینک دید در شب برای خلبان و تسلیحات جدید برای بالگرد را شامل می شود.

بیشتر بخوانید:

موشک‌های ایرانی با «فناوری MEMS» استراتژیک می‌شوند/ تجهیز پهپادهای سپاه به تسلیحات نوین Fire and Forget +عکس

«نصب پهپاد روی بالگرد» تاکتیک خاص و مدرن ارتش ایران که در دنیا کم‌نظیر است/ «بمب مینیاتوری» به تسلیحات کبری‌های هوانیروز پیوست +عکس

بازگشت داغ «RPG-۷» ایرانی پس از ۳ دهه/ راکت‌های قدیمی تبدیل به ترموباریک شدند +عکس

طبق بررسی ها و اخبار اعلام شده در این خصوص، چندین پروژه در طرح های مربوط به ارتقاء تسلیحاتی بالگردهای کبری انجام شده که نصب موشک‌های سری دهلاویه به عنوان نمونه ایرانی موشک معروف ضد زره کورنت ، موشک قمر بنی هاشم (ع) و موشک حیدر از جمله این طرح ها به حساب می آیند؛ اما شاید یکی از خاص ترین طرح در این بخش پروژه موسوم به شفق بوده است.

بالگرد کبری هوانیروز مجهز به موشک ضد زره شفق

شفق، موشکی هوشمند است که با استفاده از جستجوگر تصویر ساز فروسرخ روی هدف خود قفل می‌کند و با برد ۸ تا ۱۰ کیلومتر، سرعت آن ۲ تا ۲.۷ ماخ است. بنا بر اطلاعات منتشر شده، این موشک ۶۰ کیلوگرمی‌ توانایی نفوذ ۱ تا ۱.۵ متر در انواع زره تانک و شناور را داشته و دقت اصابت آن ۳۰ سانتیمتر مربع در فاصله ۱۰ کیلومتر است. شفق یکی از اولین موشک‌های بومی است که از جستجوگر تصویر ساز فروسرخ (IIR) استفاده می‌نماید. این نوع جستجوگر، قابلیت ردگیری اهداف زرهی و شناوری را از تمام زوایا دارد، از مقاومت نسبتاً بالایی نسبت به اخلال (جمینگ) و فریب برخوردار بوده و حساسیت بسیار بهتری در تشخیص اهداف دارد.

شفق بهینه ؛ از شهاب ثاقب تا سری طوفان

طبق بررسی ها، نسل اولیه موشک شفق در اصل بر پایه موشک های هوا به هوای سری شهاب ثاقب طراحی و ساخته شده که این موشک نیز بر پایه کروتال‌های غنیمتی از عراق یا اف-ام-۸۰های خریداری شده از چین تولید گردیده است. شهاب ثاقب موشکی با جرم حدوداً ۸۴ کیلوگرم با ۱۳.۵ کیلوگرم سرجنگی ترکشی است که به واسطه پیشران سوخت جامد خود به بیشینه سرعت ۷۴۰ متر بر ثانیه می‌رسد. برد این موشک در حالت سطح به هوا به ۸.۸ تا ۱۱ کیلومتر در برابر اهداف مختلف می‌رسد.

این موشک بسیار بزرگ و سنگین بوده و بر اساس آنچه در تصاویر هم دیده می شود یک بالگرد کبری نهایتا بتواند دو فروند از این موشک ها را با خود حمل کند. این مسئله در میدان های نبرد امروز یک موضوع حساس محسوب شده و با وجود توانایی مناسب موشک شفق نسل اولیه در مباحثی مثل برد ، سرعت و قدرت نفوذ همچنان در حوزه میزان موشک قابل حمل به ازای هر بالگرد در وضعیت مطلوبی قرار ندارد.

اما در جریان بازدید اخیر فرمانده کل ارتش از یکی از پایگاه ها و مراکز پشتیبانی هوانیروز در استان قزوین، تصاویری مربوط به موشک شفق بهینه سازی شده منتشر شده که اطلاعات جدیدی را از این اقدام مهم ارتش جمهوری اسلامی نمایان می‌کند. البته این تصاویر اولین موارد رویت این موشک نبوده و اولین بار و در جریان رزمایش پهپادی سال قبل ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که تصویری از یک فروند بالگرد کبری مدرن سازی شده هوانیروز مجهز به این سلاح منتشر شد.

تجهیز بالگردهای ارتش به نسل جدید موشک‌های «شلیک کن- فراموش کن»/ بازگشت «شفق» با برد بیشتر و کلاهک جنگی متنوع‌تر +عکس

بنر پروژه موشک شفق بهینه شده در پشت سر فرمانده کل ارتش

تجهیز بالگردهای ارتش به نسل جدید موشک‌های «شلیک کن- فراموش کن»/ بازگشت «شفق» با برد بیشتر و کلاهک جنگی متنوع‌تر +عکس

موشک شفق بهینه شده با فلش قرمز و شفق نسل اولیه با فلش سبز – به تفاوت اندازه دو موشک دقت کنید

در آن دوره، برخی از برآوردها که مبتنی بر تحلیل تصاویر رسمی منتشر شد، مبنی بر نصب بمبهای سبک مینیاتوری روی بالگردهای هوانیروز بود. بدنه هر دو بمب قائم و سدید شبیه به نمونه شفق بهینه‌سازی شده و در حقیقت بر اساس طراحی موشک‌های سری طوفان و تاو توسعه پیدا کرده است. با مقایسه با تصاویر مربوط به بازدید اخیر فرمانده ارتش با تصویر بالگرد هوانیروز در رزمایش قبلی ارتش، مشخص می‌شود آنچه در آن زمان دیده شده موشک شفق بهینه سازی شده است.

تجهیز بالگردهای ارتش به نسل جدید موشک‌های «شلیک کن- فراموش کن»/ بازگشت «شفق» با برد بیشتر و کلاهک جنگی متنوع‌تر +عکس

تصویر مربوط به رزمایش بزرگ سال گذشته ارتش و بالگرد کبری هوانیروز که با موشک شفق بهینه سازی شده مسلح شده است

اطلاعات موجود در خصوص موشک جدید که روی جدول موجود در تصویر درج شده، به سختی قابل مطالعه دقیق است اما به نظر می رسد که برد این موشک بین ۱۰ الی ۲۰ کیلومتر ، سیستم هدایتی آن از نوع لیزری یا آشیانه یابی فروسرخ و سرجنگی آن نیز از نوع خرج گود است. حالت های تعریف شده برای هدایت موشک خصوصا وضعیت آشیانه یابی فروسرخ نشان دهنده این است که به احتمال فراوان موشک مورد نظر از نوع شلیک کن – فراموش کن خواهد بود. با طرح بحث شلیک کن – فراموش کن باید گفت که جمهوری اسلامی توانسته پروژه مهم توسعه موشک شلیک کن فراموش کن بر پایه موشک تاو را به صورت عملیاتی جامعه عمل بپوشاند.

 استفاده از خرج گود مشخصا نشان می‌دهد که قابلیت ضد زره به عنوان اولویت اصلی برای این موشک در نظر گرفته شده و با توجه به امکان تغییر جستجوگرهای این موشک ، احتمال تغییر سر جنگی و در نظر گرفتن گزینه‌هایی مثل ترموباریک یا ترکش‌شونده برای مقابله تخصصی با سازه‌ها یا نفرات دشمن در فضای باز نیز دور از ذهن نخواهد بود.

در بحث برد به نظر می‌رسد که برد ۱۰ کیلومتر، گزینه منطقی باشد چرا که با توجه به اندازه موشک و محدودیت های سیستم پیشران در این ابعاد، رسیدن به عدد ۲۰ کیلومتر تا حدی دور از انتظار باشد. در عین حال برد ۱۰ کیلومتر نیز برای موشک‌های امروزی ضد زره پرتاب‌شونده از بالگرد در کنار قابلیت شلیک کن و فراموش کن، یک عدد مناسب و به‌روز است و پلتفرم پروازی پرتاب‌کننده را از برد بسیاری از سیستم‌های پدافندی کوتاه برد امروز جهان خارج می‌کند.

همان‌طور که در بالاتر به آن اشاره شد ، در موشک شفق اولیه شاهد استفاده از دو موشک در بالگرد هستیم. بر اساس تصاویر مربوط به مراسم بازدید اخیر این احتمال مطرح می‌شود که در کل بالگرد کبری هوانیروز بتواند حداقل ۴ تیر از این موشک را با خود حمل کند. البته این عدد نیز صرفا یک گمانه زنی بر اساس تصاویر موجود است و امکان دارد این عدد به ۴ موشک در هر طرف و ۸ تیر موشک در کل بالگرد برسد.

تجهیز بالگردهای ارتش به نسل جدید موشک‌های «شلیک کن- فراموش کن»/ بازگشت «شفق» با برد بیشتر و کلاهک جنگی متنوع‌تر +عکس

حداقل ۲ پرتابگر روی بالگرد کبری در جریان یک آزمایش تسلیحاتی – احتمالا مربوط به پروژه شفق بهینه سازی شده

با احتساب موشک شفق بهینه سازی شده، در حال حاضر گزینه هایی به نام های شفق نسل اول، دهلاویه، قمر بنی هاشم (ع) ، حیدر و شفق بهینه سازی شده برای تسلیح بالگردهای کبری ایرانی وجود دارد و اگرچه به دلیل متعدد نیروهای مسلح کشورمان خرید یا دریافت انبوه نمونه های جدید بالگرد تهاجمی را در کارنامه خود ندارند، اما با کمک همین ابتکارات و بالابردن چشمگیر توان رزمی و حتی ارتقاء توان دفاعی این پرنده ها، توانسته اند قدرت بزرگی را در این حوزه برای کشورمان به وجود آورند که در اوج تحریم ها و مشکلات مالی، ارزشی دهها برابر پیدا خواهد کرد.



منبع خبر

تجهیز بالگردهای ارتش به نسل جدید موشک‌های «شلیک کن- فراموش کن»/ بازگشت «شفق» با برد بیشتر و کلاهک جنگی متنوع‌تر +عکس بیشتر بخوانید »

چگونگی تشکیل تیپ مالک اشتر در سوریه/ ماجرای تقدیر سردار سلیمانی از امیر پوردستان

چگونگی تشکیل تیپ مالک اشتر در سوریه/ ماجرای تقدیر سردار سلیمانی از امیر پوردستان


به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، ارتش جمهوری اسلامی ایران با تقدیم ۴۸ هزار شهید کارنامه درخشانی را از خود در دوران دفاع مقدس به جای گذاشته و همواره در راه اعتلای میهن اسلامی حفاظت از استقلال و حدو ثغور کشور تلاش بی‌شائبه داشته است؛ بر این اساس و با توجه به در پیش بودن روز ارتش و گرامیداشت حماسه‌آفرینی‌های نیروی زمینی ارتش، خدمت فرمانده ولایی و حماسه‌ساز دوران دفاع مقدس، امیر سرتیپ «احمدرضا پوردستان» رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات راهبردی ارتش و فرمانده سابق نیروی زمینی ارتش رسیدیم و گفت‌وگویی را با وی در خصوص نقش نیروی زمینی در حمایت از جبهه مقاومت و همکاری با سردار رشید اسلام، سپهبد شهید «قاسم سلیمانی» انجام دادیم که بخش نخست آن در ذیل آمده است:

***ماجرای لوح اهدایی حاج قاسم/ رویای شهادت در کنار شهید سلیمانی

 لطفاً درباره سطح مراودات و همکاری‌هایتان با نیروی قدس سپاه پاسداران در دورانی که مسئولیت نیروی زمینی ارتش را عهده‌دار بودید، توضیح دهید.

در سال ۱۳۹۴ نیروی زمینی ارتش به‌عنوان یکی از نیروهای پشتیبانی‌کننده نیروی قدس در حوزه برخی سلاح‌های انفرادی، تک‌تیرانداز و سامانه‌های ارتباطی فعالیت داشت و در واقع از نیروی قدس پشتیبانی می‌کرد و این ارتباط میان‌نیرویی همواره وجود داشته است؛ در همان سال یک روز مسئول تحقیقات نیروی قدس سپاه پاسداران با بنده تماس گرفت و گفت سردار سلیمانی یک لوح تقدیر برای شما آماده کرده است که بنده با یک جلد کلام‌الله مجید آن را برایتان می‌آورم، و مقرر شد تا فردای آن روز به دفتر من در نیروی زمینی بیایند و لوح تقدیمی سردار سلیمانی را به بنده بدهند؛ اتفاقاً من همان شب در عالم رویا دیدم که در سوریه هستم و سردار سلیمانی از یک منزل بیرون آمدند و دارند برای انجام مأموریتی آماده می‌شوند؛ هنگامی که متوجه بنده شدند از ایشان درخواست کردم که اجازه بدهند که همراهشان باشم؛ سردار سلیمانی گفتند اشکالی ندارد، و ما دو نفری پشت یک وانت دوکابینه نشستیم؛ وانت وقتی شروع به حرکت کرد، وارد منطقه درگیری شد و من درگیری را از داخل ماشین می‌دیدم که ناگهان یک موشک ضد زره با ماشین ما برخورد کرد و در همان عالم رویا احساس کردم که شهید شدم و از اینجا به بعد دیگر من صحنه درگیری و آتش گرفتن خودرو را از بالا مشاهده می‌کردم و حتی در خواب متوجه شدم که پای راستم قطع شده و به طرفی افتاده است؛ خلاصه فردای آن روز مسئول تحقیقات نیروی قدس به همراه ۲ مهندس جوان به دفترم تشریف آوردند و من برای ایشان رویایی را که دیده بودم، تعریف کردم و گفتم سلام مرا به سردارسلیمانی برسانید و بگویید فلانی گفته خواهش می‌کنم کاری کنید تا این رویا محقق شود.

به خاطر دارم در سیزدهم دی‌ماه سال ۱۳۹۸ ساعت ۴ صبح بود که فرزندم من را از خواب بیدار کرد و گفت حاج قاسم سلیمانی را دیشب در سوریه به شهادت رساندند و بعد از آنکه من از نحوه شهادت ایشان مطلع شدم، ناخودآگاه آن رویای صادقه برایم تداعی شد با این تفاوت که ۵۰ درصد آن محقق شد و ۵۰ درصد دیگر آن متأسفانه محقق نشد و من توفیق همراهی ایشان را نداشتم.

 با توجه به خاطراتی که در برخی خطابه‌های شما شنیدیم، این اشتیاق به شهادت از دوران دفاع مقدس همواره در شما وجود داشته است؛ در این رابطه مختصری برایمان بفرمایید؟

بله؛ به واقع از همان سال‌های نخست جنگ و دوران دفاع مقدس شوق شهادت در راه خدا را داشتیم و گاهی اوقات همرزمان و برخی دوستان سوال می‌کردند که چرا عضو تعاونی مسکن نمی‌شوی که در آینده از مزایای آن استفاده کنید؟ من در پاسخ می‌گفتم مگر قرار است که ما بمانیم و زندگی کنیم؟! و واقع امر نیز همین بود که از قافله شهدا جا نمانیم که متأسفانه این توفیق را نداشتیم تا در دوران دفاع مقدس به سعادت شهادت نائل شویم؛ البته یک مرتبه تا پای شهادت رفتیم اما خب متأسفانه غفلت کردیم و این امر محقق نشد.

***خاطره امیر پوردستان از سفر تا مرز شهادت

پس از عملیات والفجر ۸ که یگان‌های ارتش در آن به‌عنوان تکِ فریبنده در منطقه پاسگاه زید عمل کرده بودند، بنده نیز برای بازدید از یگان های نزاجا به جزیره مجنون رفتم که این کار تا ظهر ادامه یافت؛ هنگامی که کار پایان یافت، سوار بر خودرو شدیم تا به منطقه مأموریتی برگردیم، یکی از سربازها جلو آمد و در خواست مرخصی کرد و من به دلیل اینکه پیشتر به تک‌تک سنگرها رفته و نیازها و درخواست رزمندگان را نوشته بودم به ایشان عرض کردم من که خدمتتان رسیده بودم، خوب هم آنجا می‌گفتید تا برایتان مرخصی می‌نوشتم. این رزمنده گفت که به تازگی از زخمی شدن برادرش در غرب کشور اطلاع پیدا کرده و می‌خواهد جهت کمک به ایشان مرخصی برود.

من همین‌طور که با خودنویس شروع به نوشتن نام سرباز کردم در یک لحظه متوجه شدم خودنویس از دستم پرت و برگه مرخصی پر از خون شد؛ اما متوجه زخمی شدن خودم نشدم. به بیرون نگاه کردم و دیدم که آن سرباز بر روی زمین افتاده و هنگامی که به جلو نگاه کردم، دیدم که پیکر راننده بر روی فرمان ماشین افتاده است.

خواستم چفیه‌ام را باز کنم، اما دیدم نمی‌توانم. احساس کردم که دستم قطع شده است. به سختی از ماشین پیاده شدم و دیدم سربازهایی که برای مشایعت کنار ماشین آمده بودند به زمین افتاده‌اند. خود را بر روی زمین کشاندم و درخواست کمک کردم. دیگر چیزی متوجه نشدم؛ فقط برخی صحبت‌ها به گوشم می‌خورد. در این هنگام شنیدم که بچه‌های ستاد گردان با یکدیگر راجع به انتقال من به پشت جبهه صحبت می‌کنند و اینکه از کمترین شانس برای زنده ماندن برخوردارم؛ چون ترکش‌های زیادی به سر، سینه و پهلویم اصابت کرده بود.

چگونگی تشکیل تیپ مالک اشتر در سوریه/ ماجرای تقدیر سردار سلیمانی از امیر پوردستان

به من سرم زدند و مرا به همراه مجروحی دیگر، برای انتقال به بیمارستان، سوار آمبولانس کردند. در آن شرایط احساس سبکی می‌کردم، حال خوشی داشتم و هیچ دردی حس نمی‌کردم. ناله‌های سربازی را که همراهم بود، می‌شنیدم و در همین حال پاهایم کاملاً سرد شد و انگار که اصلاً پایی نداشتم؛ این حالت همین‌طور ادامه یافت تا اینکه به سینه و سپس به حلقم رسید؛ همچنین تمام خاطرات زندگی در یک لحظه از مقابل چشمانم گذشت؛ از کودکی تا نوجوانی و جوانی؛ لذا شهادتین را گفتم و احساس کردم که دیگر کارم با این دنیا تمام است؛

اما در همین لحظات با خداوند مناجات کردم و گفتم خدایا اگر صلاح است به من یک فرصت دیگر بده؛ البته به نظرم این اشتباه و غفلت من بود. لحظه‌ای بعد از این درخواست، خود را در بیمارستان اهواز یافتم و متوجه شدم که کادر درمان در حال رسیدگی به وضعیت من هستند. ان‌شاالله که خداوند عاقبت ما را با شهادت رقم بزند.

***استقرار ۴۰۰ قبضه توپ و گروه موشکی نازعات نزاجا در مرزهای غربی کشور

 در یک برهه از زمان جنابعالی به‌عنوان فرمانده نیروی زمینی با چند تیپ از نیروی زمینی وارد مناطق مرزی غرب کشور شدید و حتی شنیده‌ها حاکی از حضور شما با بالگرد بر فراز مواضع داعش بود. لطفاً در این رابطه توضیح بفرمایید؟

بنده در دورانی که فرمانده نیروی زمینی ارتش بودم، جلساتی را به‌صورت دوره‌ای با فرماندهان مناطق برگزار می‌کردم؛ یک بار جلسه‌ای با فرماندهان غرب کشور برگزار کرده بودم که در اواسط نشست، گروه اطلاعات و پشتیبانی رزمی ما اطلاع دادند که منابع اطلاعاتی اخباری حاکی از آن دارند که داعش تا سعدیه و جلولا در عراق پیشروی کرده و در بخش‌هایی از این مناطق مستقر شده است؛ من با شنیدن این خبر، جلسه را فوراً تمام کردم و گفتم فرماندهان فوراً به یگان هایشان برگردند و به حالت آماده‌باش درآیند؛

همچنین دستور دادم سه تیپ به سمت مرز حرکت کنند و به بچه‌های سنندج نیز گفتم که تمامی کالیبرهای توپخانه را در محل مورد نظر قرار دهند که پس از این فرمان، حدود ۴۰۰ قبضه توپ در مناطق مرزی کرمانشاه مستقر شد؛ بنده نیز بلافاصله با بالگرد به پادگان سرپل ذهاب رفتم و در جریان اطلاعات تکمیلی قرار گرفته و تقریباً برایمان مسلم شده بود که داعش تا سعدیه و جلولا آمده است، اما اینکه دقیقاً کجا استقرار یافته بودند، هنوز مشخص نبود.

از این‌رو تصمیم به شناسایی دقیق منطقه گرفته شد که در اصطلاحات نظامی می‌گویند «حرکت برای اخذ تماس»؛ یعنی برویم ببینیم دشمن تا کجا جلو آمده و چه موضعی اتخاد کرده است؛ چون ارتباط زمینی زمان‌بر بود و میسر نبود، تعدادی از خلبانان هوانیروز را جمع کردم و گفتم که باید به شناسایی برویم و احتمال درگیر شدن و شهادت هم وجود دارد؛ چون داعش از موشک‌های استینگر و تاو آمریکایی برخوردار بود و این احتمال وجود داشت که بالگردهایمان را مورد اصابت قرار دهند؛ خلاصه اینکه از میان خلبانان داوطلب خواستیم که الحمدلله همه اعلام آمادگی کردند و مقرر شد با یک بالگرد ۲۱۴ و دو بالگرد کبرا حرکت کنیم و سینه‌مال و ارتفاع پست، به طرف مواضع احتمالی دشمن جهت شناسایی پیش برویم.

چگونگی تشکیل تیپ مالک اشتر در سوریه/ ماجرای تقدیر سردار سلیمانی از امیر پوردستان

***چند بالگرد پشت نقطه صفر مرزی آماده پشتیبانی از تیم شناسایی بودند

 از آنجایی که احتمال درگیری و شهادت هنگام شناسایی وجود داشت، آیا تمهیداتی برای این جریان اندیشیده شده بود؟

من گفتم چون ممکن است بالگردهای ما را مورد اصابت قرار دهند، بهتر است که چند بالگرد بیایند پشت نقطه صفر مرزی قرار بگیرند و منتظر باشند تا اگر بالگردهای ما را زدند، جهت کمک و بازگرداندن مصدومان و جنازه‌های ما وارد عمل شوند؛ چراکه تصویر خوبی نداشت که روز نخست درگیری، جنازه فرمانده نیروی زمینی به دست داعش بیفتد.

به هر حال با تمهیدات لازم، عملیات شناسایی را آغاز کردیم؛ همراه با امیر قربانی فرمانده وقت پایگاه هوانیروز کرمانشاه که اکنون فرمانده هوانیروز ارتش هستند؛ البته فرمانده حفاظت منطقه و ۲ نفر دیگر از فرماندهان نیز همراهمان بودند که رفتیم از خانقین رد شدیم و تا نزدیکی سعدیه و جلولا رسیدیم. به سرعت مواضع داعش را رؤیت کردیم و برگشتیم؛ سپس مراتب را به ارتش و ستاد کل نیروهای مسلح اطلاع دادیم که داعش تا این منطقه آمده است و بعد از آن نیز خط قرمز ۴۰ کیلومتری را برای مقابله با داعش ترسیم و اعلام کردیم که هر کسی را که وارد این منطقه شود از بین می‌بریم.

برای اینکه اشراف خوبی به مناطق و عمق ۴۰ کیلومتری داشته باشیم، دیده‌بان‌های توپخانه را برای شناسایی فرستادیم و تمام مسیرها را شناسایی و عمق خط ۴۰ کیلومتری را به طور دقیق ثبت کردیم.

***تقاضای نزاجا برای حمله به داعش

یک گروه موشکی زمین به زمین داشتیم که از موشک‌های نازعات ۶ و نازعات ۱۰ برخوردار بودند؛ برای اینکه رعب و وحشت بیشتری در دل دشمن ایجاد کنیم، من دستور دادم که این گروه به منطقه بیاید. در واقع با اقتدار کامل در برابر دشمن قرار گرفتیم و یک دژ قوی ایجاد شده بود که در نهایت دیگر داعش نتوانست از سعدیه و جلولا جلوتر بیاید؛ ما حتی به مقامات مافوق خود اعلام کرده بودیم که اجازه بدهید ما به آن‌ها حمله کنیم. نظر ما این بود که حالا که شکار در تیررس قرار گرفته است، بهتر است ما به آن‌ها یورش ببریم؛ اما گفتند تدبیر این نیست که ارتش وارد عمل شود.

به هر حال حضور مقتدرانه نیروی قدس و فتوی آیت‌الله سیستانی و حضور مردم عراق سبب شد تا حملات زیادی علیه داعش صورت گیرد و دشمن از این منطقه عقب‌نشینی کند؛ اما آنچه که در این بین مهم است، اقدام به‌هنگامی بود که نیروی زمینی در آن برهه انجام داد. من شهادت می‌دهم که فرزندان این ملت در نیروی زمینی با عشق، ایثار و ازخودگذشتگی آماده رزم با پست‌ترین افرادِ روی زمین بودند تا آنان را به قعر جهنم بفرستند.

چگونگی تشکیل تیپ مالک اشتر در سوریه/ ماجرای تقدیر سردار سلیمانی از امیر پوردستان

***فرار داعش از حوالی مرزهای غربی ایران

 با توجه به تاکتیک‌هایی رسانه‌ای که داعش در راستای ایجاد رعب و وحشت استفاده می‌کرد، روحیه رزمندگان را در آن زمان که دیگر احتمال درگیری با داعش به حداقل رسیده بود، چطور ارزیابی می‌کنید؟

بله داعش به واقع از همین تاکتیک ایجاد رعب وحشت استفاده می‌کرد و می‌گفتند «النصرو باالرعب» و با همین تاکتیک با آتش زدن، منهدم کردن و غرق کردن افراد به دنبال ایجاد فضای ترس و خفقان بودند و در این رابطه نیز از فضای مدرن تصویربرداری  تبلیغاتی و رسانه‌ای استفاده کرده و کار را پیش می‌بردند. من به جهت این فضا بیشتر نگران سربازان بودم که خدایی‌نکرده تحت تاثیر این فضا قرار نگیرند و پایشان بلغزد؛ اما در برخوردهایی که با این عزیزان داشتم، متوجه عظمت روحی‌شان شدم به طوری که من در برابرشان احساس کوچکی می‌کردم.

هنگامی که بازدیدی از همان موضع تیپ‌های مستقر در منطقه داشتم، دیدم که سربازان تعدادی از اسامی را با عنوان شهید بالای سنگرهایشان زده‌اند، (چون ما در زمان جنگ این کار را می‌کردیم) و بعد فرمانده گروهانشان گفت که این اسامی که در کنارش کلمه شهید درج شده در واقع اسامی همین سربازان است که اسم خودشان را نوشته‌اند؛ من از یکی از این عزیزان سوال کردم که چرا اینکار را انجام دادید؟

ایشان در پاسخ گفت: ما به اینجا نیامدیم که برگردیم؛ ما آمده‌ایم تا آخرین نفس با دشمن بجنگیم و سپس عنوان کرد که اجازه دهید حالا که دشمن آمده است، ما به سمتشان حمله کنیم و هنگامی که این روحیه را دیدم، احساس کوچکی کردم. به نظر من به خاطر وجود فرماندهان لایق و با تدبیری چون سردار سلیمانی و چنین سربازان فداکار و متعهدی بود که داعش نتوانست به این کشور پا بگذارد.

***برای حضور مستشاری در سوریه دست به دامن سردار سلیمانی شدم

 لطفا از نحوه تشکیل تیپ مالک اشتر در سوریه برایمان بگویید؟

ما خیلی تلاش کرده و دست و پا زدیم تا به سوریه برویم، اما متأسفانه مسئولان ارتش و ستاد کل نیروهای مسلح موافقت نمی‌کردند. من به‌عنوان فرمانده نیروی زمینی احساس می‌کردم که حتماً باید به منطقه بروم و شرایط منطقه را درک کنم؛ چرا که ما درک صحیحی از منطقه نداشتیم؛ اگرچه از تسلیحات، تجهیزات، نوع تاکتیک‌ها کم و بیش با خبر بودیم، اما از نزدیک در جریان مقابله با دشمن قرار نداشتیم که بالاخره در یک جلسه‌ای سردار سلیمانی را در ستاد کل نیروهای مسلح دیدم و دست به دامن ایشان شدم و تقاضا کردم که اجازه بدهد و زمینه‌ای فراهم کند تا تعدادی از نیروی زمینی جهت فعالیت مستشاری در منطقه حضور پیدا کنند؛ البته ایشان به ما لطف داشتند، چون ما هم پیش از این کمک می‌کردیم و مراوداتی داشتیم؛ به هر حال ایشان در آن جلسه نگاه عمیقی به بنده کردند و خندیدند و چیزی نگفتند و من با خود گفتم احتمال اینکه حاج قاسم با درخواست ما موافقت کند، کم است؛ اما چندان طول نکشید که این مجوز از سوی سردار سلیمانی صادر شد و چندی بعد ستاد کل نیروهای مسلح ابلاغ کرد که تعدادی نیرو جهت حضور مستشاری در سوریه آماده کنید.

ما گفتیم باید برای نخستین اقدام، گام اول را محکم برداریم؛ لذا من سراغ بچه‌های تیپ ۶۵ رفتم که زبده‌ترین‌های نیروی زمینی هستند؛ افراد را جمع کردیم و برایشان سخنرانی کردم و گفتم فضایی ایجاد شده تا ما تعدادی نیرو به سوریه بفرستیم؛ افرادی که داوطلب هستند، اسم خود را به فرماندهان اعلام کنند. بلافاصله با حجم وسیعی از داوطلبان مواجه شدم و افراد را تقسیم‌بندی کردیم و خداوند شاهد است که من از حضرت زینب (س) استمداد طلبیدم که هرکدام را که می‌خواهید خودتان انتخاب کنید. خلاصه با این نیت قلم را حرکت دادم و افراد انتخاب و اعزام شدند؛ بنای ما با سردار سلیمانی این بود که این نفرات در منطقه تقسیم شوند تا شرایط نبرد و منطقه را درک کنند و ما این‌ها را پس از بازگشت به سایر یگان‌ها اعزام کنیم و از تجربه و نکات آموزشی‌شان استفاده شود.

هنگامی که کلاه‌سبزهای نزاجا به منطقه می‌روند و سردار سلیمانی آن‌ها را برانداز می‌کند و می‌بیند که این‌ها نیروهای متخصص و کاربلدی هستند و هرکدام با چندین حرفه و تخصص آشنا هستند، دستور می‌دهد که این‌ها به یک تیپ مستقل تقسیم شوند و ظرفیتی در کنار نیروهای فاطمیون باشند؛ در همان زمان با بنده تماسی از جانب سردار سلیمانی گرفته و عنوان شد که نیروهای ارتش در سوریه باید به یک تیپ تبدیل شوند؛ من گفتم خیلی خوب است و نام آنرا هم تیپ مالک اشتر گذاشتیم.

منبع: دفاع پرس



منبع خبر

چگونگی تشکیل تیپ مالک اشتر در سوریه/ ماجرای تقدیر سردار سلیمانی از امیر پوردستان بیشتر بخوانید »