واشنگتن پست

۱۹ کشته و ۶۰ زخمی براثر آتش سوزی در یک هتل

۱۹ کشته و ۶۰ زخمی براثر آتش سوزی در یک هتل



مقامات کامبوج روز پنجشنبه اعلام کردند که در پی آتش سوزی در هتلی واقع در نزدیکی مرز با تایلند، دست کم ۱۹ نفر کشته و ۶۰ نفر مجروح شده اند.

به گزارش مجاهدت از مشرق از واشنگتن پست، هنگام وقوع این آتش سوزی، حدودی ک هزار کارمند و مهمان در هتل گرند دیاموند سیتی در شهر پویپت حضور داشتند. این آتش سوزی در نیمه شب چهارشنبه آغاز شد و تا عصر پنجشنبه ادامه یافت.
پلیس کامبوج گفت که صدها نظامی، پلیس و پرسنل امدادی در عملیات نجات حضور دارند اما به دلیل خطر فروریختن ساختمان، عملیات نجات عصر روز پنجشنبه متوقف شد.

سک سوخوم، رئیس اداره اطلاعات استانی بانتی میانچی کامبوج گفت که تعداد قربانیان ممکن است بیش از ۲۰ نفر باشد و ۶۰ نفر نیز مجروح شده‌ باشند.

وی افزود که دولت کامبوج کمیته‌ای را برای بررسی علت آتش سوزی تشکیل داده است.

تصاویر منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که افراد گرفتار در آتش سوزی از پشت بام این هتل خود را به پایین پرت می‌کنند.

به گفته مقامات کامبوج تحقیقات اولیه نشان می‌دهند که دلیل آتش سوزی در نتیجه اتصالی برق در چراغ‌های قرار داده شده به مناسبت سال نو میلادی بوده است.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

۱۹ کشته و ۶۰ زخمی براثر آتش سوزی در یک هتل

۱۹ کشته و ۶۰ زخمی براثر آتش سوزی در یک هتل بیشتر بخوانید »

گفتگوی تلفنی ولیعهد سعودی و رئیس جمهور چین

دلالت‌های راهبردی سفر رئیس‌جمهور چین به عربستان



سفر اخیر شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین به عربستان، دلالت‌های راهبردی مهمی درخصوص جنگ سرد جدید بین جبهه شرق و غرب و افول هژمونی امریکا دارد.

به گزارش مجاهدت از مشرق، حمیدرضا شاه‌نظری طی یادداشتی در روزنامه جوان نوشت: سفر اخیر شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین به عربستان که به امضای یک توافقنامه راهبردی میان پکن و ریاض انجامید، دلالت‌های راهبردی مهمی درخصوص جنگ سرد جدید بین جبهه شرق و غرب و افول هژمونی امریکا دارد که تعمداً از سوی لشکر رسانه‌ای فارسی‌زبان متعلق به امریکا نادیده گرفته شده و در عوض تلاش شد با تمرکز بر بندهایی از بیانیه‌های صادر شده در این سفر، ضمن پنهان کردن این دلالت‌ها، تفسیری مغرضانه و ضدایرانی از آن ارائه شود.

اگرچه در بخش‌هایی از بیانیه صادر شده در این نشست، عبارت‌هایی علیه ایران گنجانده شده بود، ولی این عبارت‌ها و این بیانیه‌ها نهایتاً در حد سخنان دیپلماتیک دوپهلو است که بسیاری از دولت‌ها برای پیشبرد اهداف‌شان در جلب توجه طرف مقابل اعلام می‌کنند، ولی در عمل بر مبنای آن عمل نمی‌کنند. در بسیاری مواقع این‌گونه بیانیه‌ها نشان‌دهنده سیاست‌های واقعی دولت‌های صادرکننده آن نیست بلکه بیشتر یک ژست دیپلماتیک است که برای جلب توجه و اطمینان برای طرف مقابل صادر می‌شود. هر وقت سیاست اعلامی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر بی‌طرفی در موضوع اوکراین، مورد قبول غربی‌ها و اوکراین قرار گرفت و به سیاست اعمالی ایران تعبیر شد این بیانیه را هم باید جدی قلمداد کرد. نقطه عطف و اهمیت این سفر نه بیانیه دیپلماتیک آن بلکه ضربات جبران‌ناپذیر راهبردی و حیثیتی بود که اصل انجام آن و نتایج حاصل از آن به امریکا و جبهه غرب وارد کرد. نکات زیر درباره تفسیر درست سفر فوق و توافقنامه صورت گرفته در آن قابل توجه است:

سفر چند ماه قبل جو بایدن به عربستان نتوانست به نتایج مورد نظر امریکا بینجامد و سبب تمسخر بایدن در سطح رسانه‌ها و سیاستمداران شد. تحولات جهانی به وضوح نشان می‌دهد که امریکا اعتبار سابق خود را حتی در بین متحدان و کشورهای تحت نفوذ خود نیز از دست داده است. ماجرای جنگ اوکراین و نحوه نقش‌آفرینی امریکا در آن که به وضوح نشان می‌دهد این کشور دیگر نه توان حمایت جدی از متحدان خود را دارد و نه از نظر آنان خود را موظف به انجام این کار می‌داند. تحولات جهانی نشان می‌دهد امریکا با فهم افول قدرت خود در عرصه جهانی، فقط به دنبال کسب منفعت حداکثری بی‌توجه به سرنوشت دیگران است. به عبارت دیگر می‌توان گفت امریکایی‌ها همزمان با افول در شاخصه‌های مختلف قدرت، توان رهبری جهانی خود را نیز از دست داده و دیگر متحدان این کشور هم به آن اعتماد سابق را ندارند و این یکی از دلایل عمده عربستان برای گرایش به سمت چین و سفر اخیر رئیس‌جمهور چین به این کشور به‌رغم تلاش‌های امریکایی‌ها برای جلوگیری از انجام این سفر تلقی می‌شود.

این سفر از منظر مناسبات اقتصاد جهانی و بازار جهانی انرژی نیز بسیار مهم ارزیابی می‌شود و نشان می‌دهد که دیگر امریکا توان تحمیل خواسته‌های خود بر این بازار را ندارد. طی دهه‌های متوالی امریکا همواره تلاش داشته شروط خود را بر بازار جهانی نفت تحمیل کند و کنترل این بازار را در دست داشته باشد، اما رویداد اخیر و توافق چین و عربستان و حتی سایر کشورهای عربی خلیج‌فارس و جایگزینی یوان به جای دلار در معاملات نفتی، به‌رغم میل امریکا، بیانگر کاهش نقش‌آفرینی امریکا به عنوان یک قدرت هژمون در عرصه بین‌الملل است.

عربستان با فهم افول قدرت امریکا و عدم تعهد و توانایی این کشور در دفاع از هم‌پیمانان خود در برابر دیگران، تلاش نموده تا با باز کردن پای چین به منطقه و گره زدن منافع چین به نفت و اقتصاد منطقه، نوعی بازدارندگی در قبال جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت به وجود بیاورد. عربستان پیام «گاو شیرده بودن برای امریکا» را به خوبی دریافت کرده و فهمیده که دیگر ارباب قبلی نمی‌تواند امنیت او را تأمین کند، لذا لازم است مشتریان شیر را متنوع و از این طریق امنیت خود را تضمین کند. عربستان به این نتیجه رسیده که حمایت امریکا و برقراری رسمی روابط با رژیم صهیونیستی به تنهایی نمی‌تواند این کشور را از خطر دشمنانش حفظ کند.

امریکایی‌ها هم به خوبی متوجه این نیت عربستان هستند، به طوری‌که نشریه «فارین پالیسی» در تیتر گزارش خود در این باره نوشته: «بازدید شی از سعودی نشان داد دوران تک‌همسری عربستان با واشنگتن به سر آمده است!» این تیتر اشاره به مصاحبه سال ۲۰۰۴ «سعود الفیصل»، وزیر سابق خارجه عربستان سعودی دارد که در گفتگو با «واشنگتن‌پست» گفته بود روابط عربستان و امریکا «یک ازدواج کاتولیکی» نیست که تنها یک زن برای مرد مجاز باشد. این رابطه، ازدواجی اسلامی است، ازدواجی که مرد می‌تواند چهار همسر اختیار کند!» یعنی عربستان نمی‌خواهد فقط با یک کشور به نام امریکا ارتباط داشته باشد بلکه به دنبال متنوع‌سازی کشورهایی است که با آن‌ها ارتباط دارد.

تحولات جهانی نشان‌دهنده پایان هژمونی امریکا و آغاز دوره‌ای جدید است که در آن نظم جدیدی برقرار شده و دیگر یک قدرت مسلط در جهان وجود نداشته و عرصه قدرت جهانی، عرصه نقش‌آفرینی چند قدرت بزرگ خواهد بود. بی‌شک جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری که توانسته طی چند دهه بیشترین چالش را برای قدرت هژمون جهانی ایجاد کرده و نقشی تعیین‌کننده در نقاط ژئواستراتژیک جهان ایفا نماید یکی از قدرت‌های نظم جدید جهانی است. امروز ایران در جایگاهی نیست که هیچ کشور هرچند قدرتمندی به خود اجازه دهد حتی در یک بیانیه کم‌اهمیت برای خوشامد و فراهم شدن زمینه دوشیدن یک گاو شیرده خطوط قرمزش را نادیده بگیرد. هرچند محتوای ضدایرانی بیانیه فوق اهمیت جدی ندارد و نباید در دام بزرگنمایی آن از سوی لشکر رسانه‌ای امریکا افتاده و از فهم معنای واقعی آن سفر و توافقات صورت گفته غافل شد، ولی با این حال باید گفت امروز ایران نقشی تعیین‌کننده در منازعات جهانی و تغییر نظم جهانی بر عهده داشته و این را مقامات چین نیز به خوبی می‌دانند و دیر نیست که متوجه اشتباه بزرگ خود شده و آن را تصحیح و قدرت جهانی ایران را تأیید کنند.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

دلالت‌های راهبردی سفر رئیس‌جمهور چین به عربستان

دلالت‌های راهبردی سفر رئیس‌جمهور چین به عربستان بیشتر بخوانید »

مرد میدان‌های سخت!

جنبش رباتیکی



واشنگتن پست در تحلیل و تفسیر وقایع اخیر ایران فاش ساخت: فرماندهی نظامی سنتکام آمریکا، تعداد زیادی حساب جعلی مجازی را ضد ایران سازماندهی کرده است تا هرچه بیش‌تر ناآرامی‌ها را تحریک کند.

به گزارش مجاهدت از مشرق، محمدکاظم انبارلویی در یادداشتی نوشت:

۱- در تحلیل وقایع اخیر به یک واقعیت می‌رسیم و آن؛ «جنبش رباتیک» است این جنبش نه «سَر» دارد نه «تَه»!

جیمز دور، فعال رسانه‌ای آمریکا می‌گوید : ۸۰ درصد حساب‌های توییتری، ربات و غیرواقعی هستند. وی معتقد است علاوه‌بر توییتر بقیه شبکه‌های مجازی هم گرفتار وضع نسبتاً مشابهی هستند.

واشنگتن پست در تحلیل و تفسیر وقایع اخیر ایران فاش ساخت: فرماندهی نظامی سنتکام آمریکا، تعداد زیادی حساب جعلی مجازی را ضد ایران سازماندهی کرده است تا هرچه بیش‌تر ناآرامی‌ها را تحریک کند.

سی ان ان هم چندی پیش سویه دیگری از این «جنبش رباتیک» را رونمایی کرد.

سی ان ان در مطلبی تحت عنوان؛« جنگ روایتها در مورد ایران در شبکه های اجتماعی» فاش ساخت؛ موج هشتکی مهسا امینی در فضای توئیتر مصنوعی و روبات محور است.

۲- این‌که برخی در داخل برای برون رفت از وقایع اخیر «گفت‌وگو» را توصیه می‌کنند یا می‌دانند «ربات» اهل گفت‌وگو نیست یا نمی‌دانند. که در هر دو حالت به فرمان «ربات» عمل می‌کنند.

۳- روزنامه‌های زنجیره‌ای مرتبط با اصلاح‌طلبان تندرو در فتنه اخیر با همسویی شبکه‌های اپوزیسیون و معاند فارسی‌زبان و شبکه‌های صهیونیستی و آمریکایی بخشی از این ارتش رباتیک را در جورچین ارتش رسانه‌ای غرب تشکیل می‌دادند . ایضا برخی به اصطلاح رجال سیاسی و مذهبی که با صدور بیانیه و توییت‌پراکنی در این جورچین نقش‌آفرین بودند.

۴- یکی از اهداف جنگ رباتیک، رونمایی از تحریم‌های جدید علیه ملت ایران نه با برچسب فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران بلکه با برچسب «نقض حقوق بشر» و «نقش آزادی‌های سیاسی» بود. رئیس‌جمهور آمریکا و رئیس‌جمهور فرانسه و اتحادیه اروپا در حمایت از فتنه‌گران و تجزیه‌طلبان و در اعمال این تحریم‌ها چون ربات عمل کردند.

۵- سیا و MI۶ و سرویس امنیتی فرانسه و آلمان در ایران زیر نظر میز ایران در موساد عمل می‌کنند پروژه این میز «ضربه هزار خنجر» است. هرجا کم می‌آورند از ربات‌ها در فضای مجازی و حقیقی استفاده می‌کنند.

جمع جبری ضربات خنجری آنها یک سوم ضربات حماس و حزب‌الله به رژیم صهیونیستی هم نیست. صهیونیست‌ها حالا حالاها کار دارند. سربازان امامین انقلاب اسلامی پشت دروازه های سرزمین های اشغالی در سوریه، لبنان و غزه سنگر گرفتند، وقت مقتضی ضربه خود را وارد می‌کنند.

آنها ربات نیستند اما در اولین گام پاسخ ربات‌ها را در میدان می دهند. سعودی‌ها در جنبش رباتیک سعودی اینترنشنال هم از این پاسخ بی‌بهره نخواهند بود.

۶- ملت بصیر ایران در این سه هفته نشان دادند توانایی تبدیل جنگ «ذهنی» به جنگ «عینی» را دارند. سنگ‌ها را از هرجا که پرتاب شده به همان نقطه پرتاب خواهند کرد.

۷- «سَر» و «ته» جنبش رباتیک و نیز سازمان اغتشاش و آشوبگری چه از جنس داخلی و چه از جنس خارجی آن، زیر ضربه اطلاعاتی نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها به زودی از نفس خواهند افتاد. آنچه پس از گردوغبار این جنبش باقی خواهد ماند ایران مقتدر، ایران در مسیر پیشرفت، ایران آباد ، ایران امن با مردمی بصیر و شجاع که لحظه‌ای را برای صیانت از عزت، عظمت و استقلال کشور از دست نخواهد داد.

۸- رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از مردم ، مسئولان کشور و مهمانان کنفرانس وحدت اسلامی فرمودند: «هندسه سیاسی دنیا در حال تغییر است . جبهه مقاومت در دنیای اسلام شکل گرفته است. دنیای جدیدی در حال شکل‌گیری است.»

دنیای جدید را با «ربات» نمی‌شود تغییر داد. پشت این تغییرات الهی خون صدها هزار شهید ریخته شده است و ده‌ها هزار انسان فرهیخته و نخبه در جهان اسلام در اتاق فکر دنیای جدید نشسته‌اند. آن‌ها ربات نیستند  بلکه انسان تراز عصر امام خمینی (ره) در فضای واقعی هستند و همه حساب و کتاب ربات‌ها را در دنیای مجازی دارند.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

جنبش رباتیکی

جنبش رباتیکی بیشتر بخوانید »

در باب قدرت و انواع آن

در باب قدرت و انواع آن



امام حسین‌(ع) هر چه به عصر عاشورا و لحظه شهادت نزدیک می‌شد، برافروخته‌تر و شاداب‌تر می‌شد. انگار که مرگی در کار نیست و این، همان «قدرت مطلقی» است که تحت هر شرایطی و در مقابل هر قدرتی، پیروز می‌شود.

به گزارش مجاهدت از مشرق، جعفر بلوری طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت: چرا آمریکا در ویتنام، با آن همه قدرت و تجهیزات نظامی از ویتنامی‌هایی که حداقل امکانات و تجهیزات را داشتند شکست می‌خورد؟ چرا آمریکا، انگلیس، اسرائیل، امارات و ائتلافی از کشورهای عربی و آفریقایی در جنگ یمن، حریف مشتی بیابان‌نشین نمی‌شوند؟ چرا تمام دنیای غرب و کشورهای مرتجع عربی بعلاوه عراقِ تحت حاکمیت صدام، از ایرانِ تازه انقلاب کرده تحریم شده‌ای که توان تولید حتی سیم خاردار را هم نداشت شکست می‌خورند؟ حقیقتا ایران با تکیه بر کدام «قدرت» است که می‌تواند به تنهایی و با دستان خالی ۸ سال در برابر ۴۰ کشور با آن همه ثروت و قدرت و تجهیزات جنگی مقاومت کند و حتی یک سانت از خاک خود را از دست ندهد اما اوکراین با وجود داشتن حمایت‌های عجیب و غریب از ۴۰ کشور، نمی‌تواند حریف یک کشور شود و این همه شهر و مناطق استراتژیکش را به راحتی از دست می‌دهد؟! چرا اوکراینی که تمام دنیای غرب و بسیاری از کشورهای شرقی انواع و اقسام تسلیحات مدرن را در اختیارش قرار داده و حتی ارتشی اجاره‌ای از سرتاسر جهان برایش تدارک دیده‌اند، نمی‌تواند روسیه را اخراج کند؟ مگر صدها هزار نیروی خارجی با دریافت حقوق و دستمزد بالا برای اوکراین نمی‌جنگند؟

واقعا چرا صهیونیست‌ها که از حمایت‌های بی‌حد و ‌اندازه غرب و مرتجعین عرب برخوردارند، بیشترین ثروت و مرموزترین قدرت‌ها و نفوذها را دارند، در برابر جوانان فلسطینیِ محاصره شده آن‌قدر عاجزند که اعلام می‌کنند «اسرائیل در حال فروپاشی است؟» (تامیر پاردو، رئیس‌ سابق موساد همین دیروز) پاسخ آیا در داشتن و نداشتن «قدرت» است؟ اگر «بله»، مگر آمریکا با آن همه ثروت و تکنولوژی نظامی قدرتمند نیست؟ مگر قدرت ۴۰ کشور بیش از قدرت یک کشور است؟ آن قدرتی که سپاه در ماجرای دزدی دریایی یونان از خود نشان داد و این کشور را (بخوانید آمریکا را) وادار به عقب‌نشینی و پس‌دادن نفتکش ایران کرد، چه نوع قدرتی است؟

پاسخ همه این سؤال‌ها در دل همین کلمه «قدرت» نهفته است. ما انواعی از قدرت‌ها را داریم. قدرت علم و دانش، قدرت نظامی، قدرت اقتصادی، قدرت اجتماعی و سیاسی و… اما این کدام قدرت است که داشتنش باعث می‌شود حریف همه این قدرت شد؟ بخوانید:

«قدرت» به تعبیر علامه جعفری رحمت‌الله‌علیه، بزرگ‌ترین نعمت خداست و عامل اساسی همه حرکت‌ها و بود و نبودهاست. (ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه، حکمت اصول سیاسی اسلام، جلد ۱۱ صفحه ۸۳) اما با توجه به چند مثال تاریخی که در بالا به آن اشاره شد، به این نتیجه می‌رسیم که ما نوعی قدرت داریم که چه بسا با داشتن توان بالای نظامی و اقتصادی و… هم نمی‌توان حریف آن شد.

بیایید نام آن را «قدرت مطلق» بگذاریم. آن قدرت مطلقی که به ویتنامی‌ها کمک کرد تا با آن، آمریکا را از کشورشان فراری دهند چه بود؟ همین‌طور از افغانستان. آن قدرت مطلقی که بچه‌های بسیجی ما در جبهه‌های جنگ داشتند چه بود که توانستند با استفاده از آن، از ده‌ها کشور اسیر بگیرند؟ این‌جا قصد نداریم صرفا از قدرت توکل به خدای متعال و ایمان به غیب بگوییم که آن جای خود دارد و برترین است. امّا در این نوشته، بخشی از صحبت‌های ما کاملا زمینی و دو دو تا چهارتای عادی است.

برتراند راسل، فیلسوف مشهور انگلیسی به بخشی از این سؤال ما به این شکل پاسخ می‌دهد: «به آسانی می‌توان این دعوی را مطرح کرد که «باور دل‌ها»، قدرت مطلق است و همه صورت‌های دیگر قدرت از آن ناشی می‌شوند. ارتش‌ها بی‌فایده‌اند، مگر آنکه سربازان به امری که برایش می‌جنگند، باور داشته باشند. یا در مورد سربازان مزدور، مگر آنکه افراد باور داشته باشند که سردارشان می‌تواند آنها را به پیروزی برساند…. به این دلیل می‌توان گفت که در امور اجتماعی قدرت اصلی همان قدرت باور است.» (همان) و علامه جعفری در تکمیل پاسخ راسل این طور می‌نویسد: «حقیقت باور که عبارتست از تصدیق یک قضیه با گرایش شدید به حقیقت بودن آن، دارای قدرتی است که دارنده آن، تا سرحد از دست دادن جان خود در دفاع از آن مقاومت می‌کند و این مقاومتِ ناشی از باور، قدرت نهایی شخص معتقد را به کار می‌اندازد، ولی لازمه اش آن نیست که حتما باید به پیروزی ظاهری مادی هم برسد. عمده خاصیت «قدرت باور» این است که دارنده آن، اگرچه نابود هم شود، خود را مغلوب نمی‌داند.»

بله! این «قدرت مطلقی» که باعث می‌شود، ویتنام با دست‌های خالی، آمریکا را مغلوب کند، همان باور قلبی به هدفی است که آنها داشتند. باور قلبی به راهبری امام راحل است که مردم ایران را دسته دسته به سمت جبهه‌های جنگ کشاند تا با کمترین امکانات، با ۴۰ کشور به صورت مستقیم و غیرمستقیم وارد جنگ شده و در نهایت هم پیروز شوند. آیا چیزی جز باور قلبی است که مردم یمن را به مقابله با آن همه کشور غربی، عربی و عبری و آن همه قدرت و تکنولوژی نظامی کشانده است؟!

اینکه در اوکراین دیدیم، صف‌های فرار از جنگ طولانی‌تر از صف‌های پیوستن به میادین جنگی است، و یا همان ساعات اولیه آغاز جنگ مشاهده کردیم که برخی شهرها به راحتی آب خوردن سقوط کردند، یا اینکه می‌بینیم با وجود جذب این همه نیروی خارجی و مزدور و این همه تسلیحات مدرن جنگی برای جبهه‌های اوکراین، آسوشیتدپرس می‌نویسد، «اوکراین در حال شکست است» طبق اظهارات راسل، به دلیل نداشتن این «باور قلبی» است که، فردی در مختصات زلنسکی بتواند حریف فردی در مختصات پوتین باشد.

سرباز زمانی با جان و دل و تا سرحد مرگ می‌جنگد که، به میدانی که وارد شده، به پرچمی که برایش می‌جنگد، به سرداری که فرمانش را اطاعت می‌کند «باور قلبی» داشته باشد. کجای دنیا سرباز اجاره‌ای که برای پول وارد میدان جنگ شده، حاضر می‌شود تا سرحد جان بجنگد؟ کجای تاریخ سراغ دارید سربازی که هدفش پول است، برای پرچم یک کشور دیگر جان دهد؟ اگر این باور یا به قول راسل «باور دل‌ها» یا همان «قدرت مطلق» وجود داشت، این همه سرباز اجاره‌ای از اوکراین فرار نمی‌کردند:

«داکوتا یک کهنه‌سرباز از تفنگداران نیروی دریایی آمریکا که برای جنگ در اوکراین داوطلب شده بود، از لحظاتی می‌گوید که فشار حملات توپخانه‌ای روس‌ها به حدی شدت می‌گرفت که جمله «این عادی‌ است» به یک شوخی در میان یگان او تبدیل ‌شد. او که بعد از هفت هفته جنگ در خارج به خانه‌اش در اوهایو بازگشته، جزو لژیون داوطلبان غربی است که علیه روسیه سلاح به دست گرفتند. داکوتا هم مانند سایرین نخواست که هویت کاملش فاش شود چون نگران امنیت جان خود و نزدیکانش است.

او به ما گفت که با به پایان رسیدن دومین شب حضورش، ۸ تن از ۲۰ نیروی داوطلب در یگان او پست‌هایشان را رها کردند؛ یکی تظاهر کرد که زخمی شده و دیگری هم سلاحش را ‌شکست تا مجبور نشود بجنگد…. اواخر ‌آوریل (اردیبهشت) نیز راهی خانه‌اش در آمریکا شد…آنها که تعدادشان هزاران نفر است از تفاوت‌های فاحشی میان آنچه که انتظار داشتند در جنگ ببینند و آنچه واقعا در جنگ اوکراین تجربه کردند، به ما گفتند…برخی کشته شدن دوستانشان را که دیدند به این نتیجه رسیدند که دیگر بس است…» (واشنگتن‌پست، خرداد ۱۴۰۱)

این «باور قلبی»، گاهی ریشه در احساسات وطن‌پرستانه و ناسیونالیستی دارد، گاهی ریشه در اعتقادات پاک دینی. سؤال نهایی این یادداشت این است: «اگر این دو باور قلبی مقابل یکدیگر قرار بگیرند، پیروزی با کدام یک خواهد بود؟»

بگذارید پاسخ این سؤال را با یک خاطره و نقل قول از یک سرباز ویتنامی که سال‌ها با آمریکایی‌ها جنگیده بود بدهم. دوست بسیجی‌ام سال‌ها پیش به نقل از یک رزمنده ایرانی که سرباز ویتنامی را در ایران ملاقات کرده بود برایم تعریف می‌کرد: پیرمرد ویتنامی می‌گفت، سال‌ها با آمریکایی‌ها جنگیده و صحنه‌های زیادی از جانفشانی‌ها دیده‌ام. مثلا گاهی ۲۰ مبارز ویتنامی برای اینکه بتوانند یک تیربارچی آمریکایی را از سر راه بردارند، در یک خط صاف پشت سر هم می‌ایستادند و با چاقو، داس یا…حتی دستان خالی به سمت آن تیربارچی حمله می‌کردند. تیربارچی هم وحشت‌زده شروع به شلیک می‌کرد. وقتی به یک قدمی تیربارچی می‌رسیدیم، شاید ۳ یا ۴ نفرمان زنده مانده و همه تکه‌تکه می‌شدند. تیربارچی هم با دیدن این صحنه یا از حال می‌رفت و غش می‌کرد یا به دست ما تکه‌تکه می‌شد. من صحنه‌های شجاعانه زیادی در جنگ ویتنام دیده‌ام که شاید فوق تصور بشری باشد و با همین فداکاری‌ها توانستیم آمریکا را شکست دهیم اما همه ناراحت بودیم. می‌ترسیدیم و از کشته شدن دوستانمان هم به شدت غمگین می‌شدیم اما در این‌جا و در جنگ ایران جوانان و نوجوانان با نشاط روی مین می‌روند. روی سیم خاردار می‌خوابند تا سایر دوستانشان از روی آنها رد شوند. همه جانفشانی می‌کنند اما در نشاط کامل. رزمندگان ایرانی طوری نشاط و شعف دارند که تصور می‌شود، برای کشته شدن نمی‌روند. (نقل به مضمون)

درست مثل ماجرای حیرت‌انگیزی که راجع به امام حسین‌(ع) و ظهر عاشورا شنیده‌ایم. امام حسین‌(ع) هر چه به عصر عاشورا و لحظه شهادت نزدیک می‌شد، برافروخته‌تر و شاداب‌تر می‌شد. انگار که مرگی در کار نیست و این، همان «قدرت مطلقی» است که تحت هر شرایطی و در مقابل هر قدرتی، پیروز می‌شود.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

در باب قدرت و انواع آن

در باب قدرت و انواع آن بیشتر بخوانید »

آناتولی: آمریکا پس از حمله به اربیل، پایگاه‌هایش را در سوریه تقویت کرد

آناتولی: آمریکا پس از حمله به اربیل، پایگاه‌هایش را در سوریه تقویت کرد


به گزارش مجاهدت از گروه بین‌الملل دفاع‌پرس، خبرگزاری ترکیه‌ای «آناتولی» بعد از ظهر امروز (چهارشنبه)، خبر داد که تنها دو روز پس از حمله موشکی ایران به اربیل، ارتش آمریکا تجهیزات نظامی و لجستیکی بیشتری به پایگاه‌های خود در شمال سوریه ارسال کرده است.

آناتولی نوشت که اطلاع یافته، ده‌ها کامیون از طریق گذرگاه مرزی «الولید» در تاریخ چهاردهم و پانزدهم ماه مارس (سه‌شنبه و دوشنبه هفته جاری) از عراق به سوریه رفته‌اند و وارد پایگاه‌های آمریکا در منطقه «رمیلان» واقع در استان الحسکه (شمال شرق سوریه) شده‌اند.

این کاروان که متشکل از حدود ۱۵۰ کامیون حامل تجهیزات نظامی و لجستیکی بوده، وارد پایگاه آمریکایی رمیلان شده و واشنگتن پس از حمله موشکی ایران به اربیل، اقدام به تقویت پایگاه‌های خود در استان‌های «الحسکه» و «دیرالزور» کرده است.

آناتولی اضافه کرد که ۳۰ خودروی نظامی «هاموی»، نفربر و مقادیر زیادی مهمات وارد مناطق نفتی شمال سوریه شده است.

منابع رسانه‌ای عراق، بامداد روز یکشنبه هفته جاری، از شنیده‌شدن صدای انفجار‌های مهیب در شهر اربیل منطقه کردستان عراق خبر دادند. کانال خبری «صابرین‌نیوز» به نقل از یک منبع امنیتی گزارش داد که «دو مرکز آموزشی پیشرفته متعلق به موساد اسرائیل در اربیل در شمال عراق با موشک‌های بالستیک مورد حمله قرار گرفتند».

وزارت داخله منطقه کردستان نیز ضمن تأیید این گزارش، اعلام کرد که ۱۲ موشک که ساختمان جدید کنسولگری آمریکا در اربیل را هدف قرار داد، از بیرون مرز‌ها و شرق عراق شلیک شد و به مناطق غیرنظامی نزدیک به دفتر شبکه «کردستان ۲۴» و اطراف آن اصابت کرد.

ظهر روز یکشنبه (۲۲ اسفند) سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران با انتشار اطلاعیه‌ای با اشاره به هدف قرار دادن مرکز راهبردی توطئه و شرارت صهیونیست‌ها توسط موشک‌های نقطه‌زن تاکید کرد: «تکرار هرگونه شرارت با پاسخ‌های سخت، قاطع و ویرانگر مواجه خواهد شد».

روزنامه‌های آمریکایی «نیویورک تایمز» و «واشنگتن پست» پس از این حمله به نقل از یک مقام آمریکایی خبر دادند که هدف حمله اخیر سپاه پاسداران، نه مواضع آمریکا بلکه یک هسته صهیونیستی در منطقه کردستان عراق بوده است. طبق گزارش دوشنبه این دو رسانه آمریکایی، یک مقام این کشور با اشاره به تماس تلفنی‌اش با همتای عراقی خود، در این خصوص گفت: «هدف‌ها شامل خانه‌هایی بودند که به‌نظر می‌رسید یک هسته موساد از آنجا عملیات انجام می‌داد.»

«ند پرایس» سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا نیز در ارتباط با حمله اخیر سپاه پاسداران گفته بود: «هیچ تأسیسات یا فرد متعلق به آمریکا آسیبی ندیده است. هیچ نشانه‌ای از اینکه حمله علیه ایالات متحده انجام شده باشد، در دست نداریم.»

«جیک سالیوان» مشاور امنیت ملی کاخ سفید نیز در مصاحبه با شبکه خبری «سی‌ بی اس» بیان کرده بود: «ایران را به دلیل انجام این حمله محکوم می‌کنیم. ما هنوز در حال جمع آوری اطلاعات در مورد اینکه هدف دقیقا چه بوده است، هستیم. آنچه ما در این ساعت می‌دانیم، این است که هیچ تاسیسات ایالات متحده مورد اصابت قرار نگرفته و به هیچ فرد آمریکایی آسیبی نرسیده است».

شامگاه سه‌شنبه نیز شبکه «المیادین» به نقل از «حاییم رامون» یکی از وزیران اسبق کابینه رژیم صهیونیستی در ارتباط با این حمله نوشت: «ایرانی‌ها (آنطور که به‌ نظر می‌رسد) عملا به یک هیأت اعزامی اسرائیل و نه آمریکا در اربیل حمله کرده‌اند.»

انتهای پیام/ 118

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

آناتولی: آمریکا پس از حمله به اربیل، پایگاه‌هایش را در سوریه تقویت کرد

آناتولی: آمریکا پس از حمله به اربیل، پایگاه‌هایش را در سوریه تقویت کرد بیشتر بخوانید »