پزشک

اسرائیل غاصب طبل تو خالی است

اسرائیل غاصب طبل تو خالی است


گروه فرهنگ دفاع‌پرس، اکبر صفرزاده؛ سابقه تشکیل دولت جنایتکار اسرائیل ۷۷ سال هست، چیزی به نام رژیم صهیونیستی برای مردم دنیا اهمیتی ندارد. بسیاری از مردم دوست ندارند نام اسرائیل را بر زبان بیاورند. اسرائیل غاصب طبل تو خالی هست و هیچ ندارد. رژیم اسرائیل از هر دست آویزی استفاده می‌کند برای ابراز وجود.

ما نیازی به بمب اتم نداریم. آن چیزی که زمینه‌های غرور، سربلندی، هویت و عزت نفس یک ملت را فراهم می‌سازد علم، فرهنگ و تاریخ هست. در طول یک هفته گذشته تعدادی از هم وطنان ما در اثر حمله‌های ناجوانمردانه به رژیم صهیونیستی به شهادت رسیدند. تجاوز به ایران در میانه مذاکرات هسته‌ای، نشان‌دهنده مخالفت رژیم صهیونیستی با هرگونه مذاکره توسط ایران هست. در سال‌های گذشته هم این امر اتفاق افتاده هست و رژیم صهیونیستی با انجام ترور‌ها و خرابکاری‌ها سعی کرد جلوی مذاکرات را بگیرد.

بیانیه ستاد کل نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران برآمده از مقام رفیع و منزلت ویژه ملت ایران هست. بخشی از این بیانیه چنین می‌گوید: دامنه واکنش ویرانگر رزمندگان شجاع ایرانی، تمامی نقاط سرزمین‌های اشغالی را در بر خواهد گرفت. ساکنان این سرزمین‌ها باید هشدار‌های صادر شده را جدی بگیرند و از این مناطق خارج شوند، چرا که در آینده‌ای نه چندان دور، این مناطق قابل سکونت نخواهند بود.

انتهای پیام/ 121

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

اسرائیل غاصب طبل تو خالی است

اسرائیل غاصب طبل تو خالی است بیشتر بخوانید »

روایت پزشک امام خمینی(ره) از آخرین لحظات حیات ایشان+تصاویر

روایت پزشک امام خمینی(ره) از آخرین لحظات حیات ایشان+تصاویر



دکتر سید حسن عارفی، پزشک مخصوص حضرت امام(ره)، لحظاتی خاص و سخت از وداع تاریخی با بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران را روایت کرده است.

به گزارش مجاهدت از مشرق، در خردادماه سال ۱۳۶۸ در واپسین لحظات حیات بنیان‌گذار کبیر انقلاب اسلامی ایران، بیمارستانی در جماران شاهد یکی از حساس‌ترین و تأثربرانگیزترین لحظات تاریخ معاصر کشور بود. در میان چهره‌های حاضر در آن روزهای حساس، نام دکتر سید حسن عارفی، پزشک معالج معتمد امام، جایگاهی ویژه دارد؛ پزشکی که وظیفه‌ای خطیر را بر عهده داشت، همراهی و مراقبت از رهبر نهضتی که مسیر ملت ایران را دگرگون ساخته بود.

دکتر عارفی در کتاب «طبیب دل‌ها» که روایتی مستند از لحظه‌به‌لحظه‌ی حیات پربرکت امام(ره) است، درباره آخرین لحظات زندگی حضرت امام خمینی (ره) آورده است:

«در این زمان که تنگی نفس و تپش قلب مفرط، امام عزیز را رنج می‌داد، ‏در این لحظه که فشار خون پایین افتاده و خون‌رسانی به کلیه اعضا و اندام‌ها‏‎‏ را مختل کرده بود ملاحظه می‌کردیم که این عزیز بی همتا، خواهان رعایت نظافت، تمیزی و‏‎ ‎‏ ظاهر آراسته خویش نیز بودند.‏

با وجود آنکه در چند روز اخیر حالت خواب آلودگی امام عزیز را مبتلا کرده‏‎ ‎‏بود ولی ایشان دقیقاً مترصد اوقات ادای نمازها در سر وقت بودند.‏ در این روز حال حضرت امام عزیز از حدود ساعت ۹ صبح رو به وخامت‏‎ ‎‏گذاشت و فشار خون شروع به سقوط نمود، حالت خواب آلودگی شدیدتر بود ولی‏‎ ‎‏گاه‌گاه چشمان مبارک را باز و باطراف توجه می‌کردند قبل از ساعت ۱۲ ظهر‏‎ ‎‏ چند بار تذکر دادند که موقع نماز ظهر را به ایشان اعلام کنیم.‏

‏‏به دنبال مخلوطی از وضوء و تیمم در حالیکه فشار خون پایین و تپش قلب‏‎ ‎‏شدید مطابق نوار فوق و تنگی نفس بسیار ناراحت کننده بود به کمک برادر عزیز و‏‎ ‎‏ارجمند جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا محمد علی انصاری آخرین‏‎ ‎‏نماز ظهر و عصر را ادا کردند.

پزشک , بهداشت و درمان , بیمارستان ,

‏‏شرح تصویر: در صحن حیاط بیمارستان در حال خواندن نماز به کمک حجت الاسلام و المسلمین آقای انصاری‏

لحظات بسیار ناگوار و بدی را سپری می‌کردیم: حضرت امام عزیز در حالی‏‎ ‎‏ که کاهش تدریجی فشار خون سبب ضعف و سستی شدید شده بود ولی‏‎ ‎‏ گاه گاه چشمان خود را باز و به اطراف نگاه می‌کردند.‏

‏برای آنکه حضرت امام عزیز حس کند حتی در لحظات آخر ما تیم پزشکی‏‎ ‎ به خصوص حقیر از نظر خدمات پزشکی در خدمت ایشان بوده و هستیم دست‎‏ راست مبارک ایشان را در بین دست‌هایم گرفتم.‏ حضرت امام درک کردند که در لحظات آخر عاطفه‌ها، محبت‌ها و احساسات‏‎ ‎‏پاک پدر و فرزندی و مرید و مرادی مبادله شده است.‏ از این لحظه به بعد دست‌های مرا به هیچ وجه رها نکردند و من هم می‌دانستم‏‎ ‎‏در لحظات آخر عمر بیمار را به هر نحوی که شده نباید تنها گذاشت چشمان من به‏‎ ‎‏صفحه تلویزیونی بود که ضربان قلب امام عزیز را نشان می‌داد و دستهایم دست‏‎ ‎‏ مبارک حضرت امام عزیز را به آرامی می‌فشرد.‏

ضربان قلب در ساعت ۳:۴۶ بعد از ظهر سریع و نامنظم بود.‏ فشار خون شریانی حضرت امام عزیز از طریق شریان رادیال کنترل می‌شد‏‎ ‎‏و در ساعت‏‎ ‎‏۳:۴۷ دقیقه در حدود‏‎ ‎‏۳۰ / ۷۰ میلی متر جیوه بود و این فروغ دل‌ها در افق آمال به خاموشی می‌گرایید.‏

‏‏سقوط تدریجی فشار خون شریانی و نامنظم و سریع شدن ضربان و عدم‏‎ جواب مناسب به درمان دقیق وخامت حال حضرت امام عزیز را نشان می‌داد و هر‏‎ ‎‏ لحظه انتظار حادث شدن فاجعه‌ای دردناک می‌رفت. به همین دلیل افراد تیم پزشکی‏‎ ‎ ثابت و برادران جراح و پرستاران عزیز با مجهزترین و مدرن ترین امکانات پزشکی‏‎ ‎‏ در کنار تخت حضرت امام عزیز حاضر برای انجام اقدامات پزشکی لازم ایستاده‏‎ ‎‏ بودند که ناگهان در ساعت ۳:۵۸ دقیقه انتقال الکتریسیته از دهلیز به طرف بطن‏‎ به قرار زیر متوقف شد.‏

‏‏و به دنبال آن به فیبریلاسیون بطنی منجر و فشار خون به صفر رسید.‏

پزشک , بهداشت و درمان , بیمارستان ,

‎ در ساعت سه ۵۸ دقیقه بعدازظهر مطابق نوار قلبی ضمیمه، قلب از حرکت‏‎ ‎‏باز ایستاد ولی با آمادگی کامل تیم پزشکی با الکترو شوک‌های مکرر و با قرار دادن‏‎ ‎‏ پیس میکر خارجی روی قفسه صدری (باطری) و با گذاشتن لوله داخل مجرای‏‎ ‎‏تنفس و متصل کردن به دستگاه تنفس مصنوعی موقتاً ضربان قلب و تنفس ولو‏‎ ‎‏ مصنوعی شروع بکار کرد ولی امام عزیز ما بیهوش بود.‏

پزشک , بهداشت و درمان , بیمارستان ,

‏‏در ساعت ۳:۵۹ بعدازظهر‏ ۱۳ خرداد ۱۳۶۸، همزمان با انجام اقدامات فوق لوله تراشه توسط متخصصین بیهوشی گذاشته‏‎ ‎‏و راه هوایی به دستگاه ونتیلاتور متصل شد و کنترل تعداد تنفس و مقدار اکسیژن‏‎ ‎‏ تجویز شد و مطابق مدرک ذیل قلب در ابتدا در حالی فیبریلاسیون و در مرحله بعدی‏‎ ‎‏ایست کامل قلبی بود.

پزشک , بهداشت و درمان , بیمارستان ,

‏‏در ساعت ۲۲:۲۳ قلب امام عزیزمان بعد از آنکه‏‎ ‎‏در هر دقیقه حدود‏‎ ‎‏۷۰ – ۶۰ بار و در هر ساعت حدود ۳۶۰۰ بار و هر روز ۸۶۴۰۰ دفعه و هر سال‏‎ ‎‏سی میلیون نهصد سی شش هزار ۳۰۹۳۶۰۰۰ بار و در ۹۰ سال عمر با برکت خود‏‎ ‎‏جمعاً دو میلیارد و هفتصد و هشتاد و چهار میلیون و دویست و چهل هزار‏‎ ‎‏۲۷۸۴۲۴۰۰۰۰ بار به خاطر خدا و اسلام و اعتلای کلمه لا اله الا الله و رهایی‏‎ ‎‏مستضعفان از زیر یوغ مستکبران و سربلندی ایرانیان و مسلمانان جهان تپیده بود‏‎ ‎‏مطابق مدرک زیربازدن آخرین ضربه برای همیشه باز ایستاد و عاشقان و شیفتگان‏‎ ‎‏خود را در غم سوگ خود فرو برد.‏

آنها که در دست بوسی اش سبقت می گرفتند همه می‌کوشیدند پیشانی ملکوتی‌اش را ببوسند و با ایشان وداع کنند.‏

پزشک , بهداشت و درمان , بیمارستان ,

پزشک , بهداشت و درمان , بیمارستان ,

شرح تصویر:‌ بعد از ایست قلبی

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

روایت پزشک امام خمینی(ره) از آخرین لحظات حیات ایشان+تصاویر

روایت پزشک امام خمینی(ره) از آخرین لحظات حیات ایشان+تصاویر بیشتر بخوانید »

حماسه مقاومت مردم آبادان

حماسه مقاومت مردم آبادان


به گزارش مجاهدت از خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس،سیزدهمین قسمت برنامه «جبهه» به موضوع حماسه مقاومت مردمی در آبادان اختصاص داشت و مهمانان این قسمت از ایستادگی مردم در برابر دشمن؛ مقاومت کوچه به کوچه در شهر‌های اشغال‌شده تا حمایت‌های مردمی از جبهه‌ها، و داستان‌هایی از افرادی که بدون آموزش نظامی، سلاح به دست گرفتند و از خاکشان دفاع کردند، روایت کردند.

اجازه ندارید تسلیم شوید!
در بخش نخست این برنامه طیبه اشتری، از راویان ایام محاصره آبادان بود. او در ابتدا گفت: «همیشه آرزو می‌کنم نه این نسل و نه نسل‌های آینده جنگی را تجربه نکنند. امیدوارم هیچ جای دنیا جنگی صورت نگیرد. در آن زمان من شهروند آبادان و امدادگر بودم و در بیمارستانی شرکت نفت آبادان کار می‌کردیم که نزدیک‌ترین مرز آبی بین ایران و عراق بود و مرتب بمباران می‌شد. شهامت می‌خواست که زن و دختر باشی و در آنجا حضور داشته باشی. گاهی به ما می‌گفتند غواص‌های عراقی کمین کرده‌اند، اما دختران انجا نمی‌ترسیدند و شجاع و دلیر بودند.»

حماسه مقاومت مردم آبادان

اشتری در ادامه گفت: «۱۵ ساله بودم که جنگ شروع شد. ساختمان آموزش و پرورش آبادان بمباران شد و بیشتر کارمندان آن اداره و بسیاری از دبیران و به شهادت رسیدند. ما ۲۰ دختر دانش‌آموز بودیم که به جای مدارس وارد سه بیمارستان فعال در آبادان شدیم. در آن زمان ما امدادگر بودیم. البته امدادگر آقا هم داشتیم ولی نقشی که زنان در آن زمان داشتند نقش روحیه دادن به رزمندگان بود. در آن فضای خشن پر از خون و خشم و وحشت، حضور ما دختران و زنان فضا را تلطیف می‌کرد. گویا رزمندگان و مجروحان که ما را می‌دیدند با نگاهمان به آنها می‌گفتیم اجازه ندارید تسلیم شوید؛ به خاطر ما هم که شده تسلیم نشوید.»

وی ادامه داد: «گاهی به مزار شهدای آبادان می‌رفتیم و برای شهدایی که خانواده‌ای نداشتند فاتحه می‌خواندیم. روزی تصمیم گرفتیم به خانواده‌های شهیدان سری بزنیم تا اگر از لحاظ درمانی خواسته‌ای داشتند بگویند. تسلیت گفتیم و ابراز همدردی کردیم و به بیمارستان برگشتیم. ساعتی بعد متوجه شدیم بمب به خانه این خانواده اصابت کرده و تمام اعضای آن شهید شدند و تنها دو نفر از آنها زنده مانده بودند که به شدت مجروح شده بودند.»

اشتری گفت: «آن زمان مسئول ما که خانمی به نام فاطمه جوشی بود که بهترین تخریب‌چی آبادان محسوب می‌شد؛ او مرا مسئول تحقیقات پرسنلی انتخاب کردند و آن زمان سن مطرح نبود. میانگین سنی رزمندگان ما بین ۱۷ تا ۲۵ سال بود. بسیاری از فرماندهان ۲۰ ساله بودند و من و یکی از دوستانم هم کوچکترین امدادگران بودیم. متولد ۴۴ بودیم. 

وی در ادامه گفت: «یکی دیگر از اموری که ما انجام می‌دادیم این بود که از طرف بنیاد رسیدگی به امور مهاجرین جنگ باید آمار خانواده‌های آبادانی که در شهر مانده بودند را درمی‌آوردیم تا برای خدمات رسانی و آذوقه اطلاعات داشته باشم. آدرس‌ها را داده بودند که سه نفر شویم در مناطق شهر آمار صحیحی را دربیاوریم. به یاد دارم من و معصومه رامهرمزی و سهیلا افتخارزاده با هم می‌رفتیم. قرار شد پراکنده شویم تا زودتر تمام شود. بعد از مدتی سهیلا گفت من باید به بیمارستان برگردم و من و معصومه ماندیم. یکی از آدرس‌ها جزو منطقه ممنوعه بود. در را زدم دیدیم دو سرباز جوان به سمت ما اسلحه گرفتند. به آنها گفتیم امدادگریم و برای جمع آوری آمار آمده‌ایم. آنها به ما گفتند بروید، هر چند دیدبانان عراقی دیده‌اند و شلیک می‌کنند. با تمام توان دویدیدم. یک دفعه گلوله توپی از جلوی صورت ما رد شد و، چون ترکش‌های آن آبشاری بود به ما نخورد ولی نیم متر بالا رفتیم و به زمین کوبده شدیم. در یکی از این فرعی‌ها رفتیم؛ نفسم بند آمده بود؛ که یک باره معصومه گفت کیف پول من آنجا که گلوله خورد جا ماند. هر کاری کردم نتوانستم منصرفش کنم نتوانستم. دیدم معصومه نیست. اما چند دقیقه گذشت دیدم با کیفش برگشت و من بسیار خوشحال شدم.»

حماسه مقاومت مردم آبادان

سعید ابوطالب، یکی از میزبانان گفت: «بسیاری از خاطراتی که شما تعریف می‌کنید در کتاب‌ها و خاطرات زمان جنگ نیامده هست. یکی از ثمرات این برنامه شناخته شدن شما به عنوان راوی هست و امیدوارم که فرصتی پیش بیاید همه حرف‌های شما را بشنویم.»

علی خلیلی، دیگر میزبان برنامه نیز گفت: «در این خاطره به مدرسه و تحصیل اشاره کردید و همه اینها وسط جنگ بود. این نشان می‌داد مردم ایران مانند مردم فلسطین و آزادگان دنیا زندگی را دوست دارند. شما دنبال جنگ نرفتید جنگ به کشور شما آمد. در حال جنگ مردم هم نمی‌توانند دست روی دست بگذارند و باید زندگی خود را ادامه دهند. شما امدادگر بودید، سختی‌های زیادی کشیدید و جانتان را به خطر انداختید. گاهی ممکن هست کسی بوده که نمی‌توانستید کمک کنید و این بسار سخت هست.» 

علیرضا دلبریان، دیگر میزبان برنامه گفت: «زمان جنگ تخریب‌چی مرد دیده بودم، اما تخریب‌چی زن ندیده بودم. انجام عملیات تخریب بسیار خطرناک هست و شجاعت زیادی می‌خواهد که در زنان سرزمین ما وجود دارد. شما وظیفه چند بعدی داشتید و در چند رشته عمل می‌کردید که برای ما جالب بود. غصه می‌خوردم‌ای کاش بتوانیم این سختی‌ها بیدار ماندن‌ها در زمان جنگ سرا به پرستاران و پزشکان خود بگوییم. شما و همکارانتان شیرزنانی بودید که انجام وظیفه می‌کردید.»

حماسه مقاومت مردم آبادان

مریم تجلایی، از میزبانان برنامه نیز گفت: «به مهمانان دیگر برنامه همیشه می‌گفتم باید از بانوان و مادران شما و تشکر کنیم. اما امروز جو این گونه بود که باید به عنوان یک زن از شجاعت شما تقدیر کرد و به وجود شما افتخار می‌کنم.»

تیر اشتباهی که رزمندگان را مطلع کرد
در بخش دوم این برنامه، ناصر روستایی، از رزمندگان مقاومت آبادان به روایت خاطرات خود پرداخت. 

وی در این برنامه گفت: «داستان درباره یک پسر ۱۶ ساله هست که در کنار پدر و مادرش زندگی می‌کند. یک شب ساعت ۱۰ شهرش زیر بمباران عراقی‌ها قرار می‌گیرد و شهر از حالت طبیعی خارج می‌شود. از طریق رادیو اعلام می‌کنند گروه‌های سپاه، بسیج و مقاومت سر پست بروند و خود را معرفی کنند. من هم آنجا رفتم و خود ار معرفی کردم و به من یک اسلحه دادند که روی ان نوشته بود شماره ۹۸ و ما را به فرودگاه بین‌المللی آبادان فرستادند. در فرودگاه پست نگهبانی با دوربین‌های دو چشمی روی پدافند‌های فرودگاه انجام می‌دادیم.»

روستایی در ادامه گفت: «پیش از آن، پسرخاله‌ام عضو نیروی دریایی ارتش بود و کتاب‌هایی به نام پیک دریا داشت. در آن کتاب‌ها اطلاعات نظامی زیادی بود و من هم به این کتاب‌ها علاقه پیدا کرده بودم. از طریق آن اطلاعاتی که داشتم هواپیما‌های خودی و غیر خودی را می‌شناختم. ناگهان دیدم دو شئ مانند هواپیما نزدیک می‌شوند. این هواپیما‌ها اف ۵ بودند. ناگهان در بیسیم اعلام شد که پدافند‌ها آماده باشند تا ببینند هواپیما‌ها از کدام زاویه وارد می‌شوند. پدافند رو به هواپیما‌ها چرخید. اما من متوجه شده بودم که هواپیماها، خودی هست و بلند داد زدم «هواپیما خودی هست.» برای آنها عجیب بود نوجوانی که تجربه‌ای نداشت به فرمانده می‌گوید هواپیما خودی هست. آنها هم از بس در آسمان ایران دشمن و خودی دیده بودند تشخیص سخت شده بود. در بیسیم اعلام کردند هواپیما دشمن هست. اما من التماس کردم که نزنید.. هواپیما خودی هست. تا اینکه هواپیما نزدیک شد و خیلی پایین بود. پدافند توپ اول را شلیک کرد، اما خدا رو شکر به هواپیما نخورد. تا اینکه فرمانده در بیسیم گفت هواپیما ایرانی هست. هواپیما بسیار نزدیک بود و از بالای سر ما به آرامی رد شد و دیدیم بین دو بالش پرچم جمهوری اسلامی ایران هست. شهید یاسینی خود بچه آبادان بود و افتخار ماست، اما تا آن زمان او را از نزدیک ندیده بودم و فقط عکسش را دیده بودم. آن لحظه شهید یاسینی در همان هواپیمایی بود که از بالای سر ما رد شدند.»

حماسه مقاومت مردم آبادان

وی ادامه داد: «بعد از آن ارتش آمد و ما را برای دیدبانی به پشت بام فرودگاه آبادان بردند. آنقدر خسته بودیم خواب برای ما مثل جایزه بود. هنگام تحویل شیفت با خستگی اسلحه را تحویل دادم و تیری به اشتباه شلیک شد. پدافند هم به دنبال شلیک من شروع به شلیک کرد. من میگفتم شلیک نکنید… اشتباه شده هست. اما آنها ادامه دادند. بعد از آن فهمیدم واقعا ۱۴ هواپیما سمت ما می‌آمد، اما بقیه هم مثل من خسته بودند و ندیده بودند. کار خداوند بود که آن لحظه تیر اشتباهی شلیک شود و بقیه متوجه هواپیما‌های دشمن شوند. اگر این احساسات در یک جوان بروز پیدا می‌کند جز کار خدا نیست. یک نوجوان بی‌تجربه ولی این طور عمل می‌کند خداوند عمل می‌کند.»

علیرضا دلبریان، از میزبانان برنامه نیز در ادامه گفت: «درود بر شما که نوجوان بودید ولی احساس تکلیف کردید. این روحیه شما کار جنگ ما را پیش برد و دیدیم که گره‌ها باز شد. نوجوانان با جثه کوچک ولی شجاع بودند و کار‌های بزرگی کردند.»

انتهای پیام/ 121

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست
حماسه مقاومت مردم آبادان

حماسه مقاومت مردم آبادان بیشتر بخوانید »

سردار ریحانی: مسیر مقاومت با شهادت هموارتر می‌شود

سردار ریحانی: مسیر مقاومت با شهادت هموارتر می‌شود


فرمانده سپاه حضرت نبی اکرم (ص) استان کرمانشاه افزود: شهید نصرالله در مسیر بعثت انبیا گام برداشت و برای نجات انسان‌ها از ظلم و جور مستکبران و جنایتکاران تلاش کرد. فرهنگ و علوم او بر پایه فرهنگ عاشورایی و تعالیم امام حسین (ع) بود.

وی خاطرنشان کرد: شهید نصرالله زینت لباس روحانیت، زینت دین و عزت اسلام بود، وی تصورات و نگاه ما را به اصحاب عاشورا و یاران پیامبر نزدیک‌تر کرد و تمام زندگی باعزت خود را برای نجات مسلمانان وقف کرد.

سردار ریحانی گفت: امروز، پیکر پاک او و شهید صفی‌الدین در بیروت به خاک سپرده می‌شود. دشمنان احمق ما گمان می‌کردند که با حذف او، مسیر مقاومت خاموش خواهد شد، اما در واقع، پس از شهادت او، این مسیر پرفروغ‌تر شد.

فرمانده سپاه حضرت نبی  اکرم (ص) استان کرمانشاه تصریح کرد: امروز، دشمنان مجبور به مذاکره شده‌اند. اما پیروز کسی هست که در پای میز مذاکره، همه شروطش پذیرفته شود، نه آنکه هزاران زن و کودک بی‌گناه را بکشد. پیروز واقعی کسی هست که با عزت و اقتدار، مقاومت کند و حقوق ملت خود را حفظ کند.

وی تأکید کرد: دکتر رهنمون نمونه بارز یک پزشک متعهد، باایمان و اخلاق‌مدار بود که در راه نظام جمهوری اسلامی جان خود را نثار کرد. او در حال قنوت و نماز، در عملیات خیبر به شهادت رسید. نقش مهم او در سازمان‌دهی بهداری رزمی و تجهیز بیمارستان‌های صحرایی، تا امروز هم زبانزد هست.

سردار ریحانی ادامه داد: امروز ما در این کنگره جمع نشده‌ایم که فقط از مقام شهید تجلیل کنیم، بلکه باید بدانیم که راه و هدف شهدا چه بود. آن‌ها برای دفاع از نظام اسلامی جان خود را فدا کردند. دفاع از نظام اسلامی، از نماز هم بالاتر هست و از اوجب واجبات محسوب می‌شود، چرا که اگر نظام اسلامی نباشد، نه دینی باقی می‌ماند و نه نمازی.

فرمانده سپاه حضرت نبی اکرم (ص) استان کرمانشاه افزود: دشمنان ما به دنبال این هستند که نام و فرهنگ شهید را از قلب‌های ما پاک کنند. اما ما باید در این جلسات، راه و فرهنگ شهیدان را زنده نگه داریم. فرهنگ شهیدان یعنی دفاع از نظام جمهوری اسلامی در هر شرایطی و پایبندی به ولایت.

وی گفت: همه ما جمهوری اسلامی را می‌بینیم و شاهد هستیم که دشمنان چگونه چنگ و دندان نشان می‌دهند. ما در مقابل نظامی ایستاده‌ایم که نمی‌خواهد زیر بار سلطه برود، نمی‌خواهد با ظالمان و جنایتکاران دست بدهد.

سردار ریحانی افزود: آن‌ها می‌خواهند همان اسلامی را که پیش از انقلاب وجود داشت، احیا کنند؛ اسلامی که هیچ خاصیتی برای نظام اسلامی نداشت امروز جمهوری اسلامی، مهندسی امپراتوری آن‌ها را به هم زده و جایگاهشان را در دنیا به خطر انداخته هست. به همین دلیل، تحمل این نظام برایشان دشوار هست.

فرمانده سپاه حضرت نبی  اکرم (ص) استان کرمانشاه خاطرنشان کرد: با توجه به صف‌بندی‌هایی که امروز در برابر نظام اسلامی شکل گرفته، می‌توان گفت: کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا. نمی‌توان عاشورا را فقط به سال ۶۱ هجری محدود کرد.

سردار ریحانی ادامه داد: آیا غزه کربلا نبود؟ آیا غزه عاشورا نبود؟ بیش از پنجاه هزار زن و کودک بی‌گناه کشته شدند، اما مقاومت کردند و نشکستند. هر سرزمینی می‌تواند کربلا باشد، و هر زمانی می‌تواند عاشورا باشد. امروز دشمنان در تلاش‌اند که قلب‌های ما را تسخیر کنند، اما اگر نظام اسلامی آسیب ببیند، اسلام آسیب دیده هست. آن‌ها به دنبال گرفتن اسلام ناب از ما هستند؛ اسلامی که اگر از میان برود، دیگر نامی از شهید، شهادت و فرهنگ ایثار باقی نخواهد ماند.

وی تصریح کرد: ما در هیچ دوره‌ای چنین فشار اقتصادی‌ای را تجربه نکرده‌ایم. هدف دشمن این هست که ما را به زانو دربیاورد، اما به لطف خدا موفق نشده هست. شهدای ما، مانند شهید رهنمون، بر اساس این فرهنگ پرورش یافتند؛ فرهنگی که دفاع از نظام اسلامی را در هر شرایطی ضروری می‌داند. این دفاع، فقط به دوران جنگ محدود نمی‌شود، بلکه در هر زمانی که نظام اسلامی به آن نیاز داشته باشد، باید در میدان حاضر بود.

وی تأکید کرد: مجاهد تنها کسی نیست که اسلحه به دست می‌گیرد. هر کس که در مسئولیت خود، چه کارگر باشد و چه پزشک، وظیفه‌اش را درست انجام دهد و در برابر دشمنان، با تعهد و مسئولیت‌پذیری کار کند، در مسیر جهاد هست. امروز شمشیر ما، قلم هست؛ سلاح ما، تیغ جراحی هست. 

دشمنان می‌خواهند ما را بی‌انگیزه کنند، استقامت و مقاومت را از ما بگیرند. اما این رمز پیروزی پیامبر اکرم (ص) بود که خداوند فرمود: فَهستَقِم كَما أُمِرتَ (پس پایدار باش همان‌گونه که فرمان یافته‌ای).

وی اظهار داشت: هدف از برگزاری این یادواره‌ها این هست که راه را گم نکنیم. باید از شهید تجلیل کنیم، خاطرات و خوبی‌های او را بازگو کنیم، اما مسیرش را هم ادامه دهیم. امروز، به برکت خون شهدا، دانشمندان و فناوران ما در حوزه تهدیدات سخت نظامی، به چنان پیشرفتی رسیده‌اند که هیچ نگرانی‌ای در این زمینه نداریم. هم دشمنان و هم دوستان، قدرت ما را درک کرده‌اند. اما همان‌طور که مقام معظم رهبری فرمودند، تهدیدات نرم‌افزاری بسیار پیچیده‌تر و خطرناک‌تر از تهدیدات سخت‌افزاری هست.

فرمانده سپاه حضرت نبی  اکرم (ص) استان کرمانشاه ادامه داد: جنگ نرم یعنی دستکاری افکار عمومی، ایجاد تردید در اراده‌ها، شکستن انگیزه مردم و بی‌انگیزه کردن نسل جدید. اما به خدا سوگند، دشمنان در این مسیر موفق نبوده‌اند، نیستند و نخواهند بود. نمونه بارز آن، حضور پرشور مردم در راهپیمایی‌هاست. با وجود همه فشارهای اقتصادی، تهدیدات و تبلیغات رسانه‌ای، مردم امسال پرشورتر از همیشه در صحنه حاضر شدند.

سردار ریحانی تأکید کرد: مردم از برخی مسئولان بی‌کفایت و نالایق گله‌مندند، مشکلات اقتصادی و معیشتی دارند، اما در پای اصول انقلاب کوتاه نیامده‌اند. دشمنان ما این حقیقت را نمی‌فهمند. به لطف خدا، نظام اسلامی پابرجاست و تا زمانی که ما بر اساس اصول اعتقادی و محکمات انقلاب حرکت می‌کنیم، این نظام با شتاب به مسیر خود ادامه خواهد داد.

انتهای پیام/

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

سردار ریحانی: مسیر مقاومت با شهادت هموارتر می‌شود

سردار ریحانی: مسیر مقاومت با شهادت هموارتر می‌شود بیشتر بخوانید »

ماجرای جراحی که از بیمار خود سرطان گرفت

ماجرای جراحی که از بیمار خود سرطان گرفت


اخیراً مقاله‌ای منتشر شده که نشان می‌دهد یک پزشک که در حال جراحی روی یک بیمار مبتلا به سرطان بوده، به طور تصادفی بیماری را به خود منتقل کرده است، اتفاقی که به نظر می‌رسد یک مورد بی‌نظیر باشد.

به گزارش مجاهدت از مشرق، براساس یک مقاله که در The New England Journal of Medicine منتشر شده است، یک پزشک که در حال جراحی روی یک بیمار مبتلا به سرطان بوده، به طور تصادفی بیماری را به خود منتقل کرده است؛ اتفاقی که به نظر می‌رسد یک مورد بی‌نظیر باشد.

ماجرا این است که مردی ۳۲ ساله از آلمان با نوع نادری از سرطان تشخیص داده شده بود و در حال انجام جراحی برای برداشتن توموری از شکم خود بود. در حین جراحی، پزشک جراح به طور تصادفی دست خود را برید، پنج ماه بعد، جراح ۵۳ ساله متوجه شد که برآمدگی کوچکی در محلی که چند ماه پیش دستش را بریده بود، ایجاد شده و به پزشک مراجعه کرد.

این برآمدگی، تومور بدخیم از آب درآمد و آزمایش‌ها نشان داد که از نظر ژنتیکی مشابه سرطان بیمار قبلی او بوده است.

این امر موجب شد تیم پزشکی که جراح را درمان می‌کرد، نتیجه بگیرد که او سرطان را از طریق ورود سلول‌های توموری به زخم دستش گرفته است.

نویسندگان گزارش موردی این وضعیت را غیرمعمول دانستند، زیرا در پیوندهای معمول، بدن یک واکنش ایمنی نشان می‌دهد و هرگونه بافت خارجی را رد می‌کند و آنها انتظار داشتند که همین واکنش در مورد پزشک نیز رخ دهد.

با این حال، با توجه به رشد و توسعه تومور، این موضوع نشان می‌دهد که بدن جراح یک “واکنش ایمنی ناکارآمد علیه تومور” داشته است.

نویسندگان گزارش موردی بیان کردند که احتمالاً بدن پزشک واکنش مناسبی به سلول‌های توموری که از بدن بیمار به زخم دستش منتقل شده بود، نشان نداده است.

براساس گزارش دیلی میل، این گزارش اولین بار در سال ۱۹۹۶ منتشر شد اما اکنون با توجه به علاقه مجدد، دوباره مورد توجه قرار گرفته است.

نویسندگان حدس می‌زنند که تومور از طریق چندین مکانیزم از تخریب ایمنی فرار کرده باشد، از جمله تغییرات در مولکول‌های موجود در سلول‌ها و ناکامی بدن جراح در شناسایی و حمله به سلول‌های توموری به طور مؤثر.

دو سال پس از برداشتن تومور جراح، هیچ نشانه‌ای از گسترش یا بازگشت سرطان دیده نشد.

نویسندگان مقاله اشاره کردند که این مورد جالب است زیرا بافت پیوندی با بافت میزبان تفاوت دارد و معمولاً توسط سیستم ایمنی میزبان هدف قرار می‌گیرد تا از بین برود. به همین دلیل است که گیرندگان اعضای پیوندی باید داروهای سرکوب‌کننده سیستم ایمنی مصرف کنند تا از رد پیوند جلوگیری کنند اما در حالی که جراح التهاب اطراف زخم اصلی خود را تجربه کرد، واکنش ایمنی او نتوانست از رشد تومور جلوگیری کند.

موارد مشابه مورد جراح بسیار نادر هستند و هیچ آماری در مورد “سرطان پیوندی” وجود ندارد.

انتشار این مطلب نباید موجب نگرانی اطرافیان افراد مبتلا به سرطان از احتمال سرایت این بیماری از فرد مبتلا به سایرین باشد زیرا مورد ذکرشده در این مطلب، در یک عمل جراحی و طی اتفاقی بسیار نادر رخ داده است و بیماری سرطان به هیچ عنوان قابلیت سرایت از فردی به فرد دیگر ندارد.

منبع: تسنیم

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

ماجرای جراحی که از بیمار خود سرطان گرفت

ماجرای جراحی که از بیمار خود سرطان گرفت بیشتر بخوانید »