پیامبر اکرم (ص)

رسول خدا (ص) با تعیین عترت در کنار قرآن مانع تحریف قرآن شدند

رسول خدا (ص) با تعیین عترت در کنار قرآن مانع تحریف قرآن شدند


به گزارش مجاهدت از خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، عید سعید غدیر خم در روز ۱۸ ذی‌الحجه قرار دارد و یکی از روزهایی هست که اهمیت زیادی برای مسلمانان و شیعیان دارند؛ چراکه پیامبر اسلام (ص) در این روز حضرت علی (ع) را به‌ دستور خداوند به‌عنوان وصی و جانشین خود تعیین کردند و امام علی (ع) تنها فردی در عالَم هستند که لقب «امیرالمؤمنین» برازنده ایشان هست.

در آستانه این عید عظیم، در رابطه با واقعه «غدیر» و آثار آن گریزی زدیم به کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» که حاوی بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در مورد زندگی سیاسی-مبارزاتی ائمه معصومین (ع) هست و مرکز «صهبا» آن را گردآوری و تنظیم کرده هست.

غدیر قله رفیع تاریخ 

«حادثه غدیر یک حادثه بسیار مهم و تعیین‌کننده تاریخ اسلام هست. به این حادثه از دو دیدگاه و از دو بُعد می‌توان نگاه کرد؛ یک بُعد مخصوص شیعه هست، یک بُعد متعلق به همه فِرَق اسلامی‌ست. با توجه به بُعد دومِ این حادثه، باید این روحیه و این احساس در همه مسلمان‌های عالَم به‌وجود بیاید که عید غدیر که یادآور این حادثه بزرگ هست، فقط متعلق به شیعه نیست. من به اختصار به این دو بُعد اشاره می‌کنم و در مورد بُعد دوم قدری مطلب را باز خواهم کرد.

بُعد اول حادثه همانطور که گفته شد، مخصوص شیعیان هست؛ زیرا در این حادثه، حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) به‌وسیله پیامبر (ص) به خلافت منصوب شدند و در همان روز و در همان ماجرا کسانی از رسول خدا (ص) پرسیدند که ای رسول خدا! آیا این اعلام از طرف توست یا از طرف خدا؟ پیامبر خدا (ص) فرمودند که «مِنَ اللهِ وَ رَسولِهِ» یعنی هم، امر الهی‌ست و هم از سوی من هست. این حادثه را از این دید، شیعیان بزرگ می‌دارند که اعتقاد شیعه؛ یعنی خلافت بلافصل؛ حضرت امیرالمؤمنین (ع) بیشتر از همه دلایل مستند به این حادثه هستند.

البته بحث در باب استنباط و استدلال به این حادثه در کتاب‌های فراوان و متعدد در طول تاریخ اسلام از روز اول تا امروز ادامه داشته و من قصد ندارم که در مورد این مطلبی که هزاران زبان و قلم در مورد آن گفته و نوشته‌اند، چیزی بر آنها بیافزایم و اما بُعد دوم حادثه که از لحاظ اهمیت، کمتر از این بُعد نیست، یک امر مشترک بین شیعه و سنی هست که آن را قدری بیشتر تشریح خواهم کرد.

اولاً حادثه را به‌طور اجمال بیان کنم…؛ حادثه عبارت هست از اینکه رسول خدا (ص) در سال دَهُم از هجرت به حج مشرّف شدند، با جمعی از مسلمانان از مدینه و از سایر نقاط جزیرةالعرب که مسلمان شده بودند. در این سفر پیغمبر اکرم (ص) از حجّ خانه خدا برای بیان مفاهیم اسلامی چه سیاسی، چه نظامی، چه اخلاقی و چه اعتقادی استفاده کامل و شایان توجهی کردند. دو سخنرانی از رسول خدا (ص) در مِنا نقل شده هست که یکی، ظاهراً در روز دَهُم یا همان حول‌وحوشِ روز دَهُم هست و یکی در پایان ایام تشریق که تصریح شده و به نظر می‌رسد که این، دو سخنرانی‌ست و نه یک سخنرانی. 

رسول خدا (ص) در این سخنرانی‌ها همه مطالب عمده‌ای را که مسلمانان باید به آن توجه عمیق کنند را تقریباً بیان کردند و عمدتاً مسائل سیاسی‌ست که انسان به‌خوبی درک می‌کند. این کسانی که امروز در دنیای اسلام حج را جدای از مسائل سیاسی قلمداد می‌کنند و تصور می‌کنند که در حج فقط باید به عبادتِ به‌معنای رایج و عادی آن پرداخت و هر کار سیاسی را خارج از قواره حج به‌حساب می‌آورند، چقدر از تاریخ اسلام و از سیره نبی اکرم (ص) دور و بیگانه‌اند.

اجمالی از این مطالبی که رسول خدا (ص) در این سخنرانی‌ها بیان کردند که در نوع کتب شیعه و سنی هم نقل شده، اینهاست؛ اولاً در مورد جهاد حرف می‌زنند و جهاد با مشرکین و کفار را مطرح و اعلام می‌کنند که این جهاد ادامه خواهد داشت تا وقتی که کلمه «لا إِلهَ إِلّا الله» همه‌گیر بشود. ایشان در این سخنرانی‌ها مطالبی را در مورد وحدت اسلامی بیان فرمودند و تصریح کردند که مسلمانان نبادا دچار جنگ داخلی شوند و بر وحدت مسلمین و انسجام آنها اصرار ورزیدند.

رسول خدا (ص) در مورد ارزش‌های جاهلیت با بیان صریحی تصریح کرده‌اند که این ارزش‌ها از نظر اسلام ناچیز و صفر محسوب می‌شوند و ارزش نیستند… ایشان ارزش «تقوا» را به‌عنوان برترین ارزش اسلامی باز تکرار و تصریح کردند که هیچ‌کس بر هیچ‌کسِ دیگر جز به برکت تقوا و پرهیزکاری ترجیحی ندارد. لزوم نصیحت ائمةالمسلمین؛ یعنی دخالت در مسائل سیاسی و اعلام نظر به زمامداران و پیشوایان را مطرح و آن را به‌عنوان یک فریضه اعلام کردند که همه مسلمین موظفند به زمامداران اسلامی نظرات خیرخواهانه خودشان را بیان و اعلان کنند.

ایشان در این سخنرانی‌ها مسائل عمده سیاسی و اجتماعی جهان اسلام را بیان فرمودند و در همین سخنرانی‌ها حدیث «ثِقلَین» را هم ذکر کردند. حدیث «ثِقلَین» این هست که رسول خدا (ص) فرمودند: من وقتی از میان شما رفتم، دو چیز گرانبها در میان شما می‌گذارم «کتابَ اللهِ وَ عِترَتی» قرآن و عترتم را. بعد دو انگشت سبابه‌شان را پهلوی هم قرار دادند و فرمودند: آن دو مثل این دو هستند؛ که دو انگشت سبابه هیچ تفاوتی با همدیگر ندارند. مثل این دو نیستند؛ انگشت سبابه و وُسطای یک دستشان را بلند کردند و گفتند که من عترت و کتاب را مثل این دو نمی‌دانم که انگشت سبابه و وُسطا، یکی از یکی بلندتر هست؛ بلکه مثل دو انگشت سبابه‌اند که هیچ‌کدام بر آن دیگری ترجیحی ندارد.

سپس مسئله عترت را مطرح کردند و بعد از اینکه اعمال حج انجام گرفت، بلافاصله طرف مدینه به‌راه افتادند. در بین راه بر سرِ یک سه‌راهی که قوافل مدینه و قوافل یمن باید از هم جدا می‌شدند، حضرت رسول (ص) در محلی به نام «غدیر خم» ایستادند و در حالی که شاهدان و حاضرانِ حادثه نقل می‌کنند که هوا به‌قدری داغ بود که اگر گوشت را روی زمین می‌انداختند، کباب می‌شد، رسول خدا (ص) در چنین وضعیتی می‌روند روی یک بلندی می‌ایستند تا مردم تدریجاً جمع می‌شوند. ایشان وقتی می‌بینند همه جمع شدند، مسئله «ولایت» و «وَ مَن کُنتُ مَولاهُ، فَهذا عَلیٌّ مَولاهُ» را اعلان می‌کنند و دست حضرت امیرالمؤمنین (ع) را می‌گیرند و بلند می‌کنند اینطور که همه ببینند.

در روایات متعدد هست که وقتی که رسول اکرم (ص) دست را بلند کردند، زیر بغل پیغمبر (صلی الله علیه و آله) و زیر بغل حضرت امیرالمؤمنین (ع) دیده شد تا به همه نشان بدهند. این اجمالی از حادثه هست. آن بُعدی که مورد نظر من هست، بُعد بین‌المللی اسلامی و بَینَ‌الفِرق اسلامی که مخصوص شیعه نیست، این هست که اگر فرض کنیم که پیغمبر (ص) در این اعلان که حتماً این اعلان انجام گرفته و این جمله از زبان پیغمبر (ص) صادر شده، اگر فرض کنیم رسول اکرم (ص) نمی‌خواستند حکومت بلافصل حضرت امیرالمؤمنین (ع) را بیان کنند، حداقل این بود که می‌خواستند موالات و پیوند و رابطه عمیق مسلمین با امیرالمؤمنین (ع) و عترت خود را در این بیان استقرار بخشند و تثبیت کنند.

علت اینکه رسول اکرم (ص) «عترت» را کنار «قرآن» می‌گذارند؛ هم در سخنرانی مِنا و در حدیث «ثِقلَین» که این حدیث ظاهراً بارها هم از رسول اکرم (ص) صادر شده و هم در حدیث غدیر و واقعه غدیر، تکیه روی امیرالمؤمنین (ع) و شخص ایشان، علت اینکه این رابطه را برقرار می‌کنند، از جمله این هست که در طول زمان، اولاً یک نمونه‌های کامل از انسان طراز اسلام، از انسان مقبول و مورد پذیرش اسلام را به مردم و به همه نسل‌های آینده ارائه بدهند. نمونه کامل انسان را به‌صورت مجسم و عینی با حالات واضح و غیر قابل تردید در اختیار همه انسان‌ها بگذارند و بگویند که تربیت اسلامی باید به این سمت حرکت کند و شخصیت انسانِ مسلمان، آن شخصیتی هست که غایت و نمونه کامل آن اینها هستند. انسان‌هایی که طهارتشان، علمشان، تقوایشان، درست‌کاری‌شان، عبودیتشان در مقابل خدا، احاطه‌شان به مسائل اسلامی، فداکاری شجاعانه‌شان برای تحقق آرمان‌های اسلامی و از خودگذشتگی‌شان برای همه آشکار و واضح هست.

رسول خدا (ص) امیرالمؤمنین (ع) را به‌عنوان یک نمونه معرفی می‌کنند که مردم، چه مردم آن زمان، چه مردم نسل‌های دیگر با ایشان پیوند برقرار کنند و رابطه داشته باشند. این خصوصیت، پیوند و رابطه همه مسلمانان را نسبت به شخصیتی که همه قبول دارند که خلیفه پیغمبر (ص) هست، (منتها بعضی می‌گویندخلیفه بلافصل پیغمبر (ص)، یعضی معتقدند نه؛ خلیفه‌ی بعد از ۲۵ سال) این شخصیتی که همه مسلمانان ایشان را به‌عنوان جانشینی پیغمبر (ص) قبول دارند، باید برای همه مسلمانان به‌عنوان یک الگو و مسطوره کامل از انسان اسلامی، جاودانه بمانند و پیوند میان ایشان و مسلمانان باید تا ابد به‌عنوان یک رابطه فکری، اعتقادی، عاطفی و عملی باقی بماند.

حضرت امیرالمؤمنین (ع) با این دیدگاه دیگر فقط متعلق به شیعیان نیستند؛ متعلق به همه مسلمانان هستند و مخصوص امیرالمؤمنین (ع) هم نیست؛ بلکه عترت و خاندان پیامبر (ص) و ائمه شیعه (ع) که اولاد حضرت امیرالمؤمنین (ع) هستند، آنها هم چون مشمول عترت هستند، همواره به‌عنوان نمونه کامل انسان اسلامی در دیدگاه مسلمانان باید باقی بمانند؛ این یک نکته.

ثانیاً؛ با تعیین «عترت» در کنار «قرآن» و با اعلام لزوم پیوند میان مسلمین و عترت، در حقیقت رسول اکرم (ص) تکلیف تحریف‌ها از قرآن و انحراف از مفاهیم اصلی قرآن را هم روشن کرده‌اند. آنجایی که دستگاه‌های زر و زور برای مصالح خودشان مفاهیم اسلامی را منحرف می‌کنند، قرآن را بد معنا می‌کنند، مسلمانان را گمراه می‌کنند، مردم را از فهم آیین اسلامی محروم می‌کنند، آن مرجع، محور و قطبی که مردم را باید آگاه کند که حقیقت چیست و مفهوم و معرفت درست کدام هست و مردم را از گمراهی نجات بدهد و مردم هم باید حرف او را گوش کنند، آن، «عترت» هست و این همان چیزی هست که امروز برای دنیای اسلام یک ضرورت و امر لازم هست.

امروز همه مسلمانان احتیاج دارند که از معارف اسلامی که از طریق اهل بیت پیغمبر (ع) می‌رسد، استفاده کنند. فرق نمی‌کند که به امامت بلافصل امیرالمؤمنین (ع) و امامت اولاد ایشان (ع) معتقد باشند یا نباشند. البته شیعه عقیده حق و مستفاد قطعی از این حدیث را خلافت بلافصل می‌داند و به آن معتقد و پایبند هست. آنهایی هم که به این عقیده پایبند نیستند، یعنی برادران اهل سنت، ارتباط و پیوند فکری، عقلانی، اعتقادی و عاطفی خودشان را از خاندان پیغمبر (ص) و از امیرالمؤمنین (ع) نباید قطع کنند؛ لذا مسئله «غدیر» از این بُعد دوم که بُعد ایجاد پیوند میان حضرت علی‌بن‌ابیطالب (ع) و عترت پیغمبر (ع) با آحاد مسلمانان هست، برای همه مسلمان‌هاست.

مسئله غدیر یک مسئله تاریخی صِرف نیست؛ یک نشانه‌ای از جامعیت اسلام هست… اینی که در آیه مبارکه سوره مائده می‌فرماید «الیومَ أَکمَلتُ لَکُم دینَکُم وَ أَتمَمتُ عَلَیکُم نِعمَتِی/ امروز دینتان را برای شما کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام کردم»، این تصریح به همین معناست که این نعمت، نعمت اسلام، نعمت هدایت، نعمت نشان دادن صراط مستقیم به جامعه بشریت، آن وقتی تمام و کامل می‌شد که نقشه راه برای بعد از پیغمبر (ص) هم معیّن باشد؛ این یک امر طبیعی هست. پیغمبر (ص) این کار را در غدیر انجام دادند و امیرالمؤمنین (ع) را که از لحاظ  شخصیت؛ چه شخصیت ایمانی، چه شخصیت اخلاقی، چه شخصیت انقلابی و نظامی و چه شخصیت رفتاری با قشرهای مختلف افراد، یک فرد ممتاز و منحصربه‌فردی بودند، چنین انسانی را منصوب کردند و مردم را به تبعیت از ایشان موظف کردند. این هم فکر پیامبر (ص) نبود؛ هدایت الهی، دستور الهی و نصب الهی بود؛ مثل بقیه سخنان و هدایت‌های نبی مکرم (ص) که همه، الهام الهی بودند. این، دستور صریح پروردگار به پیغمبر اکرم (ص) بود و ایشان هم به این، عمل کردند.

مسئله غدیر این هست؛ یعنی نشان‌دهنده جامعیت اسلام و نگاه به آینده و آن چیزی که در هدایت و زعامت امت اسلامی شرط هست. آن چیست؟ همان چیزهایی که شخصیت امیرالمؤمنین (ع)، مظهر آنهاست؛ یعنی تقوا، تدین، پایبندی مطلق به دین، ملاحظه غیر خدا و غیر راه حق را نکردن، بی‌پروا در راه خدا حرکت کردن، برخورداری از علم، عقل، تدبیر و قدرت عزم و اراده؛ اینها خصوصیاتی هستند که مشخص کردند، این یک عمل واقعی و در عین حال نمادین هست. امیرالمؤمنین (ع) را نصب کردند با همین خصوصیات، در عین حال، نماد زعامت امت اسلامی در طول عمر اسلام هرچه که بشود، همین عمل هست؛ یعنی نماد زعامت و رهبری اسلامی در طول زمان همین هست، همان چیزی که در انتخاب امیرالمؤمنین (ع)، انتخاب الهی امیرالمؤمنین (ع) تحقق پیدا کرد. «غدیر»، چنین حقیقتی هست.»

انتهای پیام/ 118

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

رسول خدا (ص) با تعیین عترت در کنار قرآن مانع تحریف قرآن شدند

رسول خدا (ص) با تعیین عترت در کنار قرآن مانع تحریف قرآن شدند بیشتر بخوانید »

اسلام یک انسان کامل را چگونه معرفی می‌کند؟

اسلام یک انسان کامل را چگونه معرفی می‌کند؟


به گزارش مجاهدت از خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، شناخت «انسان کامل» یکی از مواردی بوده که همیشه ذهن بشر را به‌خود مشغول کرده هست. آنها هر کس که از نظرشان کامل به‌نظر می‌رسد را در موضوعی که بالاتر هست، الگوی خود قرار می‌دهند.

در این میان، دین اسلام به‌عنوان کامل‌ترین دین که پیشرفت انسان‌ها و پیروانش را در تمام ابعاد زندگی‌شان؛ چه مادی و چه معنوی در نظر دارد، با ارائه کردن خصوصیاتی یک «انسان کامل» را معرفی کند.

چگونه انسان کامل از نظر اسلام را بشناسیم؟

استاد شهید «مرتضی مطهری» در سخنرانی‌هایی که تحت عنوان «انسان کامل» در ماه مبارک «رمضان» سال ۱۳۵۳ طی ۱۳ جلسه ایراد شده‌اند و انتشارات «صدرا» پیاده‌شده آنها را در کتابی به نام «انسان کامل» منتشر کرده هست، در مورد شناخت «انسان کامل از نظر اسلام» صحبت کرده که بخشی از آن به شرح زیر هست:

«انسان کامل یعنی انسان نمونه، انسان اعلی یا انسان والا. انسان مانند بسیاری از چیز‌های دیگر، کامل و غیر کامل دارد و بلکه سالم و معیوب دارد و انسان سالم هم دو قسم هست: انسان سالم کامل و انسان سالم غیر کامل. شناختن نسان کامل یا انسان نمونه از دیدگاه اسلام، از آن نظر برای ما، مسلمین واجب هست که حکم مدل، الگو و سرمشق را دارد؛ یعنی اگر بخواهیم یک مسلمان کامل باشیم _چون اسلام می‌خواهد انسان کامل بسازد_ و تحت تربیت و تعلیم اسلامی به کمال انسانی خود برسیم، باید بدانیم که انسان کامل چگونه هست؛ چهره روحی و معنوی انسان کامل چگونه چهره‌ای هست؛ سیمای معنوی انسان کامل چگونه سیمایی هست و مشخصات انسان کامل چگونه مشخصاتی هست تا بتوانیم خود و جامعه خود را آنگونه بسازیم. اگر ما «انسان کامل» اسلام را نشناسیم، قطعاً نمی‌توانیم یک مسلمان تمام و یا کامل باشیم و به تعبیر دیگر یک انسانِ ولو کامل نسبی از نظر اسلام باشیم.

راه‌های شناخت انسان کامل از نظر اسلام

شناخت انسان کامل از نظر اسلام دو راه دارد: یک راه این هست که ببینیم قرآن در درجه اول و سنت در درجه دوم انسان کامل را _اگرچه در قرآن و سنت تعبیر «انسان کامل» نیست و تعبیر «مسلمان کامل» و «مؤمن کامل» است_ چگونه توصیف کرده‌اند، ولی به هر حال معلوم هست که مسلمان کامل یعنی انسانی که در اسلام به کمال رسیده هست و مؤمن کامل یعنی انسانی که در پرتو ایمان به کمال رسیده هست.

چگونه انسان کامل از نظر اسلام را بشناسیم؟

باید ببینیم قرآن یا سنت، «انسان کامل» را با چه مشخصاتی بیان کرده‌اند و چه خطوطی برای سیمای انسان کامل کشیده‌اند. از قضا در این زمینه؛ چه در قرآن و چه در سنت بیانات زیادی آمده هست.

راه دوم شناخت انسان کامل، استفاده از بیان‌ها نیست که ببینیم در قرآن و سنت چه آمده هست؛ بلکه این هست که افرادی عینی را بشناسیم که مطمئن هستیم آنها آنچنان که اسلام و قرآن می‌خواهد، ساخته شده‌اند و وجود عینی انسان‌های کامل اسلامی هستند؛ چون انسان کامل اسلامی فقط یک انسان ایده‌آل و خیالی و ذهنی نیست که هیچ‌وقت در خارج وجود پیدا نکرده باشد؛ انسان کامل، هم در حد اعلی و هم در درجات پایین‌تر در خارج وجود پیدا کرده هست.

خودِ پیغمبر اکرم (ص) نمونه انسان کامل اسلام هست. حضرت امیرالمؤمنین (ع) نمونه دیگری از انسان کامل اسلام هست. شناخت ایشان، شناخت انسان کامل اسلام هست، اما نه شناخت شناسنامه‌ای ایشان. گاهی انسان، امام علی (ع) را شناسنامه‌ای می‌شناسد: نامشان علی، پسر ابوطالب (ع)، ابوطالب (ع) پسر عبدالمطلب (ع)، مادرشان فاطمه دختر اسدبن‌عبدالعُزّی (س)، همسر حضرت فاطمه (س)، پدر امام حسن (ع) و امام حسین (ع)، در آن سال متولد شدند، فلان سال شهید شدند و چنان جنگ‌هایی کردند. اینها شناخت‌های شناسنامه‌ای هستند، اما شناخت شناسنامه‌ای حضرت امیرالمؤمنین (ع)، شناخت ایشان و شناخت انسان کامل نیست. شناخت ایشان یعنی شناخت شخصیت حضرت امیرالمؤمنین (ع) نه شخص امام علی (ع).

در هر حدی که شخصیت جامع حضرت امیرالمؤمنین (ع) را بشناسیم، انسان کامل اسلام را شناخته‌ایم و در هر حدی که انسان کامل را عملاً_نه اسماً و لفظاً_ امام و پیشوای خود قرار دهیم، راه او را برویم، تابع و پیرو او باشیم و کوشش کنیم که خود را طبق این نمونه بسازیم، (در همان حد) شیعه این انسان کامل هستیم.

شهید اول در «لمعه» به‌مناسبتی این حرف را می‌گوید و دیگران هم این سخن را گفته‌اند: شیعه یعنی کسی که امام علی (ع) را مشایعت کند؛ یعنی انسان با «لفظ» شیعه نمی‌شود؛ با «حرف» شیعه نمی‌شود؛ با «حب و علاقه فقط» شیعه نمی‌شود؛ پس با چه چیز شیعه می‌شود؟ با مشایعت. مشایعت یعنی همراهی. وقتی کسی می‌رود و شما پشت سر و همراه او می‌روید، این را «مشایعت» می‌گویند. شیعه امام علی (ع) یعنی مشایعت‌کننده عملیِ ایشان.

بنابراین، مسئله «انسان کامل» یک بحث فلسفی و علمی (محض) نیست که (فقط) اثر علمی داشته باشد؛ اگر انسان کامل اسلام را از راه بیان قرآن (و سنت) و از راه شناخت پرورده‌های کامل قرآن نشناسیم، نمی‌توانیم راهی را که اسلام معین کرده، برویم و یک مسلمان واقعی و درست باشیم و همچنین جامعه ما نمی‌تواند یک جامعه اسلامی باشد. پس ضرورت دارد انسان کامل و عالی و متعالی اسلام را بشناسیم.»

انتهای پیام/ 118

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست
اسلام یک انسان کامل را چگونه معرفی می‌کند؟

اسلام یک انسان کامل را چگونه معرفی می‌کند؟ بیشتر بخوانید »

سه عمل محبوب حضرت زهرا (س)+ فیلم

سه عمل محبوب حضرت زهرا (س)+ فیلم


به گزارش مجاهدت از خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، هم‌زمان با شهادت حضرت زهرا (علیهاالسلام) و ایام فاطمیه، فیلمی از سخنرانی حجت‌الاسلام و المسلمین ناصر رفیعی در مورد سه کاری که حضرت فاطمه (سلام الله علیها) دوست دارند، منتشر شد.

سه عمل محبوب حضرت زهرا (س)+ فیلم/ اتونشر

سیره‌های بندگی و اطاعت حضرت زهرا (س) باید برای ما الگو شود

متن سخنان وی به شرح زیر هست:

«حضرت زهرا (علیهاالسلام) فرمودند که من سه چیز را از این دنیا دوست دارم.

اولینِ آنها قرائت قرآن هست؛ دوم، نگاه به چهره پیامبر (صلی الله علیه و آله) و سومین آن، انفاق در راه خدا.

اینها عبادت و بندگی حضرت زهرا (علیهاالسلام) هستند؛ در عین حال همکاری، شوهرداری، اطاعت از همسر، صداقت از دیگر موارد بندگی حضرت زهرا (سلام الله علیها) هستند که باید در زندگی برای ما الگو و ملاک شوند.»

کد ویدیو

مصداق نگاه به جمال نورانی پیامبر (ص) در امروز چیست؟ 

همچنین حجت‌الاسلام و المسلمین سید حسین حسینی قمی در یکی از سخنرانی‌های خود به این سه عمل محبوب حضرت زهرا (علیهاالسلام) اشاره می‌کند و در تفسیر این جمله که اگر امروز ما بخواهیم به صورت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نگاه کنیم، با توجه به آنکه ایشان رحلت کرده‌اند، چه باید بکنیم، گفت:

سه عمل محبوب حضرت زهرا (س)+ فیلم/ اتونشر چهارشنبه

«در حال حاضر نگاه به جمال نورانی حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله)  برای ما امکان‌پذیر نیست، اما شاید بتوان گفت به‌جای نگاه به جمال پیامبر (صلی الله علیه و آله)، امروز دفاع از حریم نورانی ایشان را داریم و در برخی از این هجمه‌ها که عده از دشمنان اسلام دارند علیه چهره نورانی پیامبر (صلی الله علیه و آله) کار می‌کنند، ما از ایشان دفاع کنیم و سیره پیامبر (صلی الله علیه و آله) و چهره رحمانی ایشان را نشان بدهیم. به زیارت پیامبر (صلی الله علیه و آله) مشرَّف شویم، زیارت از راه دور و نزدیک!

وی با اشاره به سومین عمل محبوب نزد حضرت زهرا (علیهاالسلام) که انفاق در راه خدا هست، گفت: دین ما، تَک‌بعدی نیست که فقط در آن نماز شب بخوانیم و گریه کنیم؛ البته اینها بخشی از آن هستند.

حجت‌الاسلام و المسلمین حسینی قمی افزود: فاطمیه به این هست که این ارزش‌های فاطمی تکرار شوند.»

کد ویدیو

انتهای پیام/ 118

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست
سه عمل محبوب حضرت زهرا (س)+ فیلم

سه عمل محبوب حضرت زهرا (س)+ فیلم بیشتر بخوانید »

طرح/ السلامُ علیکَ یا حبیبَ الله (ص)

طرح/ السلامُ علیکَ یا حبیبَ الله (ص)


انتهای پیام/ 118

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

طرح/ السلامُ علیکَ یا حبیبَ الله (ص)

طرح/ السلامُ علیکَ یا حبیبَ الله (ص) بیشتر بخوانید »

رختِ مشکیِ یتیمی به تنِ زهرا (س) شد

طرح/ رختِ مشکیِ یتیمی به تنِ زهرا (س) شد


انتهای پیام/ 118

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

طرح/ رختِ مشکیِ یتیمی به تنِ زهرا (س) شد

طرح/ رختِ مشکیِ یتیمی به تنِ زهرا (س) شد بیشتر بخوانید »