کردکوی

اگر من شهید شوم از این موضوع واهمه دارم، چون خداوند حق الناس را نمی بخشد

فرازی از زندگی نامه شهید «رمضانعلی پیش دادیان»


به گزارش مجاهدت از خبرنگار دفاع‌پرس از گرگان، یاد شهدا مصداق یاد خدا است و اگر این چنین است باید دل شهید قرآن بالغی باشد که اسرار عالم در آن نهفته است.

«رمضانعلی پیشدادیان» در یکم اردیبهشت 1331 در شهرستان کردکوی متولد شد. دوران تحصیلش را نیز در این شهر با موفقیت به پایان رساند.

در دوران انقلاب فعالیت بسزایی داشت، پدر نیز با شغل کارمندی در رآه آهن، مخارج زندگی خانواده را تامین می کرد. بعد از مدتی تصمیم به ازدواج گرفته و با مشورت خانواده با خانم زهرا شکرئیان ازدواج کرده و بعد از چند سال زندگی مشترک با همسرش در سال 1356 صاحب یک پسر به نام رضا و در سال 1360 صاحب یک دختر به نام لیلا شدند.

رمضانعلی در 2 مرحله در سال های 1359 و 1360 از سپاه بهشهر، با عضویت بسیجی، به منطقه کردستان اعزام شد و در همان منطقه در هجدهم آذر 1360 به شهادت رسید. پیکر مطهر شهید در شهر بندرگز تشییع و در گلزار شهدا به خاک سپرده شد.

 برادر شهید، عبدالحسین با بیان مطالبی از شخصیت او می گوید:

«رفتار ایشان نسبت به پدر و مادر، همسر و فرزندان بسیار خوب و عالی بود. نسبت به حقوق دیگران حساسیت خاصی داشت و همیشه می‌گفت: اگر من شهید شوم از این موضوع واهمه دارم، چون خداوند حق‌الناس را نمی‌بخشد، خیلی رعایت می‌کرد. علاقه شدیدی نسبت به کتاب‌های دینی از جمله قرآن کریم، نهج‌البلاغه و مفاهیم قرآنی داشت. به نماز خیلی اهمیت می‌داد و خصوصاً نمازهای نافله را به جا می‌آورد. در نمازهای جماعت و جمعه نیز شرکت می‌کرد و به اول وقت خواندن نماز نیز خیلی واقف بود و عشق و ارادت خاصی نسبت به اهل بیت (ع) داشت.»

انتهای پیام/

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

فرازی از زندگی نامه شهید «رمضانعلی پیش دادیان»

فرازی از زندگی نامه شهید «رمضانعلی پیش دادیان» بیشتر بخوانید »

خدایا! از این که این رهبر بزرگ را فرستادی، سپاسگزارم

خدایا! از این که این رهبر بزرگ را فرستادی، سپاسگزارم



خدایا! جان و خون من، هدیه‌ای ناقابل و ناچیز در برابر نعمت‌های توست

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، «سید رشید امامی» فرزند ابراهیم یکم تیر سال ۱۳۴۵ در روستای ولاغوز از توابع شهرستان کردکوی در خانواده‌ای کشاورز چشم به جهان گشود و تا اول راهنمایی بیشتر درس نخواند و تصمیم گرفت به عنوان بسیجی در جبهه ها حضور پیدا کند و سرانجام در سوم اسفند سال ۱۳۶۲ با سمت تک تیرانداز در دهلران توسط نیروهای عراقی براثر اصابت ترکش به شهادت رسید و مزار او در گلزار شهدای شهرستان زادگاهش واقع است.

فرازی از وصیتنامه شهید:

خدایا تو شکر می کنم که به من این بیداری و آگاهی را بخشیدی تا بتوانم در راه مقدس تو و در راه هدف الهی امام خود بجنگم و به ندای «هل من ناصر» امام خمینی پاسخ گویم.

خدایا !این نعمت را به من اعطا کردی تا پیرو تو باشیم و امام را نیز به ما شناساندی تا در ضلالت و گمراهی، سرگردان نشویم.

خدایا! من یک هدیه بسیار نا قابل و ناچیز در برابر این نعمت تو دارم که به حضورت عرضه می‌کنم و آن، جان و خون من است، امیدوارم پذیرا باشی.

خدایا! از این که این رهبر بزرگ را فرستادی که ما را به سوی تو رهنمون کند، نهایت سپاسگزاری را دارم و امیدوارم که اگر در یاری کردن تو سستی کردم مرا به بزرگواری خودت ببخشی.

خدایا! از این که این رهبر بزرگ را فرستادی، سپاسگزارم

منبع خبر

خدایا! از این که این رهبر بزرگ را فرستادی، سپاسگزارم بیشتر بخوانید »