کمیته انقلاب اسلامی

نقش انتظامی در دوران دفاع مقدس

نقش انتظامی در دوران دفاع مقدس


گروه جامعه دفاع‌پرس: در ۳۱ شهروماه ۱۳۵۹ جنگ تحمیلی با حمایت آمریکا، کشورهای اروپایی و برخی ازکشورهای منطقه با حمایت از صدام علیه کشورمان آغاز شد؛ صدام در ابتدای جنگ در پیامی تلویزیونی ادعا کرد ظرف چند روز خوزستان را به تصرف خود در خواهد آورد؛ با حمله گسترده رژیم بعث عراق نیروهای مردمی در کنار نیروهای ارتش، سپاه و فرماندهی انتظامی کل کشور که در آن زمان در قالب (ژ اندارمری، شهربازی و کمیته انقلاب اسلامی) فعالیت می‌کرد جلوی پیشروی دشمن را گرفتند.

دفاع مقدس” src=”https://defapress.ir/files/fa/news/1404/6/30/3135549_547.jpg” alt=”نقش انتظامی در دوران دفاع مقدس” width=”600″ height=”400″>

پاسداران انتظامی در طول هشت سال دفاع مقدس با شجاعت و از خودگذشتگی تمام، در عملیات‌های بزرگ و سرنوشت‌سازی همچون عملیات والفجر مقدماتی، والفجر ۱ و ۲، بیت‌المقدس، کربلای۴ و ۵ و … حضور یافتند و نقش محوری در پیروزی نیرو‌های ایرانی بر ارتش بعث عراق ایفا کردند. حضور پررنگ نیروهای فراجا در این عملیات‌ها، نشان از اهمیت ویژه و جایگاه رفیع این نیرو در کنار سایر نیرو‌های مسلح داشت.

نیروهای انتظامی علاوه بر حضور در خط مقدم با توحه به وظایف و مسئولیت‌هایی که بر عهده داشت با حفظ امنیت پشت جبهه‌ها، مانع از نفوذ دشمن و بروز هرج و مرج شدند تا مردم بتوانند به زندگی عادی خود ادامه دهند. پاسداران با تأسیس پایگاه‌های مقاومت و بسیج مردمی، شهر‌ها و روستا‌ها را از دستبرد دشمن حفظ کردند.

آموزش نیرو‌های بسیج و تجهیز آنان، امداد رسانی به آوارگان و مجروحان، تأمین آذوقه مردم و مبارزه با گران‌فروشی و قاچاق از دیگر نقش‌های مهمی بود که بر عهده مأموران انتظامی گذاشته شده بود. آنها با تمام وجود این مسئولیت خطیر را انجام دادند تا کشور در مقابل هجوم دشمن ایستادگی کند.

فرماندهی انتظامی کل کشور در طول هشت سال دفاع مقدس وظایفی از جمله حفظ امنیت داخلی، حفاظت از تأسیسات حیاتی،شرکت در عملیات‌های نظامی، حفاظت از مناطق مرزی بر عهده داشت؛ در حوزه امنیت داخلی نیروهای انتظامی مسئول حفظ امنیت داخلی کشور در برابر تهدیدات خارجی و داخلی بودند. آنها وظیفه داشتند تا از نفوذ دشمنان به مناطق داخلی و تهدید امنیت شهروندان جلوگیری کنند. در حوزه حفاظت از تأسیسات حیاتی نیرو‌های انتظامی مسئول حفاظت از تأسیسات حیاتی مانند پایگاه‌های نظامی، صنایع نفت و گاز، سد‌ها و نیروگاه‌ها بودند. آنها با حضور خود، از حملات دشمنان به این تأسیسات جلوگیری کرده و صدمات جدی به اقتصاد کشور را کاهش دادند. در حوزه حفاظت از مناطق مرزی نیروهای انتظامی مسئول حفاظت از مرزهای کشور بودند. آنها با نظارت بر فعالیت‌های مرزی و مقابله با تسلیحات ممنوعه و گروه‌های تروریستی، از تهدیدات خارجی مرزها جلوگیری کردند. شرکت در عملیات‌های نظامی نیروهای انتظامی تکمیل‌کننده نیروهای نظامی در عملیات‌های جنگی بودند. آنها برای حفظ ارتباط با سایر بخش‌های ارتش، حمله به مواضع دشمن و کمک به نیروهای ارتش در انجام وظایف خود، نقش بسیار مهمی را ایفا کردند.

از دیگر اقدامات پلیس در طول هشت سال دفاع مقدس می‌توان به حفظ نظم و امنیت در شهرها و مناطق غیرجبهه‌ای، گشت‌زنی، برقراری نظم عمومی، جلوگیری از تخلفات و جرایم و کنترل ترددها ،مسئولیت انتقال زخمی‌ها و مجروحان از مناطق جنگی به بیمارستان‌ها و مراکز درمانی، تأمین امنیت پشت جبهه و جلوگیری از نفوذ عوامل متخاصم، حمل و نقل تدارکات و تجهیزات نظامی به مناطق عملیاتی اشاره کرد.

فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران در طول ۸ سال دفاع مقدس نقش بسزا و حیاتی در تأمین امنیت پشت جبهه‌ها و پیروزی نهایی در جنگ تحمیلی ایفا کرد. این نیرو با حفظ نظم و آرامش در شهرها، مقابله با جاسوسان، امدادرسانی به آسیب‌دیدگان، جلوگیری از قاچاق و اخلال در امور و همکاری با نیرو‌های مسلح نقش کلیدی در پشتیبانی از جبهه‌ها داشته هست. امام خمینی (ره) نیز همواره بر اهمیت حفظ امنیت پشت جبهه به عنوان یک عامل تعیین‌کننده در پیروزی تأکید داشتند. بدون شک نیروی انتظامی یکی از ارکان محوری در دفاع مقدس به شمار می‌رود.

با وجود نقش بسیار کلیدی نیرو‌های انتظامی در پشتیبانی از جبهه‌ها و حفظ انسجام کشور، گاه یاد و خاطره این قهرمانان در سایه فراموشی قرار می‌گیرد. اما در این میان، جا دارد که از زحمات بی‌دریغ و فداکاری‌های بی‌نظیر این سربازان گمنام اسلام و انقلاب تجلیل شود و نامشان برای همیشه در تاریخ دفاع مقدس جاودانه گردد.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

نقش انتظامی در دوران دفاع مقدس

نقش انتظامی در دوران دفاع مقدس بیشتر بخوانید »

مناجات‌نامه عرفانی شهید حاج‌علی‌اکبری/ توصیه شهید به برگزاری روضه خانگی

مناجات‌نامه عرفانی شهید حاج‌علی‌اکبری/ توصیه شهید به برگزاری روضه خانگی


گروه ساجد دفاع‌پرس: بسیجی شهید «محمود حاج‌علی‌اکبری قمی» شاخه‌گلی از میان لاله‌زار خونین گلستان ایثار و شهادت بود که بیست و یکم دی سال ۱۳۶۵ در پاسگاه زید عراق آسمانی شد؛ شهیدی که درجه بالای عرفان او، از مناجات‌نامه‌ای که خطاب به پروردگار خود نگاشته، مشخص هست؛ اما این شهید والامقام در این مناجات‌نامه، توصیه‌ای خاص به مادر خود، برای برگزاری روضه خانگی داشته و نوشته هست: : مادرجان! فقط برای پیروزی نهایی رزمندگان و طول عمر امام دعا کن و در مجالس امام حسین (ع) شرکت کن. حتى‌المقدر مراسم عزاداری در ماه یک‌بار در خانه برگزار کن.

مناجات‌نامه عرفانی شهید حاج‌علی‌اکبری/ توصیه شهید به برگزاری روضه خانگی

مناجات‌نامه شهید «محمود حاج‌علی‌اکبری قمی»

بسمه تعالی

قسمتی از مناجات نامه عارف و سالک راه حق و حقیقت شهید محمود اکبری

خدایا! در حالی که ساعاتی بیش به عملیات نمانده، با عجر فراوان تقاضای عفو و بخشش دارم. مولای من! به من عنایت کردی، من قدر ندانستم، به من عمر فراوان عطا کردی، از عمر خودم به نافرمانی از تو استفاده کردم. معبودا! گناه کردم، گناهم را پوشاندی؛ در صورتی که اگر بر گناهانم پرده نمی‌کشیدی، رسوا می‌شدم و بندگانت طردم می‌کردند. رئوفا! به من راه راست را نشاندی، ولی من راه غیر تو را رفتم. خدایا! در حضورت با بی‌شرمی تمام گناه کردم، ولی تو رسوایم نکردی. خالقا! مرا سالم و تندرست آفریدی، ولی من از جسم خویش بد استفاده کردم. رازقا! به من رزق و روزی فراوان دادی، ولى من معصیتت را کردم. بزرگا! من هر قدر گناه کردم، از در خانه‌ات بیرونم نکردی و مرا از خود نراندی. خدایا! گاهی آن‌قدر روسیاه بودم که حتی نمی‌توانستم دستم را برویت بلند کنم و دعایی بکنم و چیزی از تو بخواهم، ولی تو آن‌چه را که می‌خواستم، به من دادی. خدایا! با همه گناهانم، دوستان خوبی به من دادی که قدر آن‌ها را ندانستم و تعدادی از آن‌ها را به لقای خودت نزد خود بردی و بقیه آن‌ها را هم در راه خودت حفظ بفرما. خدایا! در این مدت پیکر‌های مطهر شهدای زیادی را دیدم، ولی درس نگرفتم.

خدایا! با همه گناهان و معاصی، به من توفیق آمدن جبهه را عطا فرمودی و خدایا ولی من در این مکان مقدس هم نتوانستم خودم را به تو نزدیک کنم، ولی به فضل و کرم فراوانت ایمان دارم و از تو خواهش می‌کنم در این آخرین لحظات مرا ببخش و برگناهانم سرپوش بگذاری و خدایا خجالت می‌کشم مرا (تر و خشک با هم می‌سوزند) هم داخل خشک‌ها و مخلصین درگاهت نزد خودت فرا بخوانی و خدایا با من از صفت رحمانیت خود برخورد کن و لقای خودت را نصیبم بگردان.

     مطالب بیشتر:

          * مژده شهید «حاج‌علی‌اکبری» به جوانان گناهکار
         
* تصاویر/ بسیجی شهید «محمود حاج‌علی‌اکبری قمی» 

خدایا! از تو می‌خواهم مرا شرمنده شهدا و خانواده‌های محترم‌شان نکنی. خدایا! من میان دوستانم مثلا بزرگ‌تر بودم و اکثراً برای کارهاشان با من پیچاره مشورت می‌کردند که بعضی‌ها هم شهید شده‌اند؛ خدایا! از تو می‌خواهم که خدایا خدایا! ز تو می‌خواهم کاری کن که من آخرین لحظات عمرم را برای تو و در راه تو سپری کنم و در راه تو به شهادت برسم. خدایا! در این آخرین لحظات باز هم از تو معذرت می‌خواهم. خدایا! از طرفی غمگینم از گناهانم؛ ولی وقتی به یاد رحمت بیکرانت می‌افتم، شاد می‌شوم هرچه سریع‌تر می‌خواهم به‌طرفت بیایم. خدایا! از تو می‌خواهم ترس از مرگ را از دلم بکنی و در جای آن شور ایمان و یقینت را قرار بدهی و رئوفا در دلم شجاعتی ایجاد کن تا آن‌جا که قدرت دارم بر قلب صدامیان کافر بتازم و دین تو را یاری کنم و پرچم اسلام عزیز را در آن سرزمین کفر گرفته برپا کنم. خدایا! زبانم را فقط با ذکر خودت و ذکر ائمه و اولیائت مشغول بدار. خدایا! در موقع مرگ ذکر ما را «لااله‌الاالله، محمدرسول‌الله، یاحسین، یازهرا و…» قرار بده.

خدایا! به حسین قسمت می‌دهم چرا به حسین؟ چرا به زهرا؟ چرا به اهل‌بیت زهرا؟ از بچگی وقتی که در بغل مادر شیر می‌خوردیم، مادر در جلسات روضه‌خوانی امام حسین بود؛ و از بچگی هم داخل هیئت‌های عزاداری و سینه‌زنی‌ها بودیم؛ پس ما را با حسین و ائمه هدی و امام زمان (عج) و امام بزرگوارم آشتی بده تا موقع عملیات به کمکم بیایند.

مناجات‌نامه عرفانی شهید حاج‌علی‌اکبری/ توصیه شهید به برگزاری روضه خانگی

خدایا! امام بزرگوارمان روح خدا را در پناه خودت از شر حوادث مصون و محفوظ بدار؛ زیراکه چراغ هدایتی در این برهه از زمان بود برای ما جوانان. آری امام عزیز و بزرگواری که صد بار بلکه هزاران بار جان ناقابلم فدای او باد.  

به امید شهادت در راه تو خدای رئوف و رحمان. بنده عاصی گنه‌کاری که در این لحظات آخر از گناهان توبه و تنها آرزویش شهادت می‌باشد.  

خدایا من نه جهنمت را دیدم و نه بهشت، تو را از این جهت می‌خواهم؛ زیراکه خودت را با همه صفاتت (ستار العیوب) دوست دارم

نکته‌ای با مادر خوبم! سلام مادرجان! از خداوند برایت صبر عظیم آرزو می‌کنم. ان‌شاءالله زیاد احساس دل‌تنگی نخواهی کرد. مادرجان! مرا ببخش و حلالم کن. مادرجان! اگر جنازه‌ای نداشتم، هیچ نارحت نباش؛ زیرا این ایام، ایام فاطمیه هست و مادر بزرگوارمان حضرت زهرا ما را از زمین برخواهد داشت. مادرجان وصیت‌نامه مختصری را قبل از عملیات کربلای ۴ نوشتم و داخل ساکم می‌باشد و الان که چیزی به عملیات کربلای ۵ نمانده؛ البته برای گردان ما؛ زیرا عملیات شروع شده؛ البته وصیت کامل نیست. مادرجان! تمام اسباب و اساسیه و اموالم در اختیار شماست. مادرجان! فقط برای پیروزی نهایی رزمندگان و طول عمر امام دعا کن و در مجالس امام حسین (ع) شرکت کن. حتى‌المقدر مراسم عزاداری در ماه یک‌بار در خانه برگزار کن. بامید دیدار.  

درب هفتم بهشت: درب ورود اصحاب و انصار حسین.  

بنده حقیر خداوند 

محمود اکبری

تاریخ ۶۵/۱۰/۱۹ کارون ساعت ۱۰/۲۲

مناجات‌نامه عرفانی شهید حاج‌علی‌اکبری/ توصیه شهید به برگزاری روضه خانگی
 
مناجات‌نامه عرفانی شهید حاج‌علی‌اکبری/ توصیه شهید به برگزاری روضه خانگی
 
انتهای پیام/ 113
این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست
مناجات‌نامه عرفانی شهید حاج‌علی‌اکبری/ توصیه شهید به برگزاری روضه خانگی

مناجات‌نامه عرفانی شهید حاج‌علی‌اکبری/ توصیه شهید به برگزاری روضه خانگی بیشتر بخوانید »

تصاویر/ سردار سپهبد شهید «غلامعلی رشید» (۲)

اعلامیه یک آزادی‌خواه آلمانی در واکنش به جنایت فجیع منافقین+ سند


گروه ساجد دفاع‌پرس: ضربات مهلک به بالاترین رده‌های سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در اردیبهشت سال ۱۳۶۱ موجب شد تا آن‌ها که همچون مار زخم‌خورده به‌خود می‌پیچیدند، به مراکز عمومی حمله کرده و از مردم انتقام بگیرند و به‌دنبال آن خط شکنجه را هم دنبال کنند. منافین در این راستا، مرداد سال ۱۳۶۱ در یک اقدام ددمنشانه، سه پاسدار کمیته انقلاب اسلامی به‌نام‌های «محسن میرجلیلی»، «طالب طاهری» و «شاهرخ طهماسبی» را به‌طرز وحشیانه و غیرانسانی شکنجه کرده و به شهادت رساندند و سپس پیکرهای مطهر این شهیدان والامقام را نیز زنده‌به‌گور کردند.

خبر این جنایت تلخ، علاوه بر داخل کشور، در خارج از کشور نیز بازتاب‌هایی را به‌همراه داشت؛ به‌عنوان نمونه،  یک خانم خانه‌دار آلمانی اعلامیه‌ای را در این زمینه، در یکی از شهر‌های آلمان پخش کرد که در ادامه متن و تصویر آن را مشاهده می‌کنید.

با نهایت تاسف از شهادت دوستان ایرانی خود، پاسداران جوان خلیلی، طاهری، طهماسبی اطلاع حاصل نمودیم. در اوت ۸۲ عده زیادی به‌دست عناصری که خود را «مجاهدین خلق» می‌نامند، کشته شدند، به‌دست همان‌هایی که در مملکت ما نیز آن‌ها را گروه مخالف دولت ایران می‌نامند و طرفدارانی هم در آلمان دارند. قاتلین این سه پاسدار می‌گویند ما آن‌ها را هر روز شکنجه کردیم، ما ناخن‌های آن‌ها را کشیدیم، اتوی داغ روی سر، گردن و دست‌های آن‌ها گذاشتیم، دست‌های آن‌ها را در آب‌جوش فرو بردیم، با چاقوی موکت‌بری پوست آن‌ها را کندیم. چشم‌های آن‌ها را از حدقه در آوردیم، دو نفر از آن‌ها را که هنوز زنده بودند در باغ فیض دفن نمودیم. یکی از شکنجه‌گران به اصطلاح «مجاهد خلق» بنام «خسرو زندی» آن‌ها را دفن نمود. آن‌ها شهید شدند به‌دلیل این‌که به خود این حق را می‌دادند که در راه انقلاب انسانی، فداکاری نمایند و علیه ظلم و ستم بجنگند. جان این رهروان جهاد و فداکاری در راه انقلاب از جانب کسانی که به غایت از انسانیت به‌دور بودند، از آن‌ها گرفته شد و ما در سوگ آن‌ها نشسته‌ایم.

برای دوستان انقلاب اسلامی در ایران (لیزولوته – اسکاج)

 

انتهای پیام/ 113

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

اعلامیه یک آزادی‌خواه آلمانی در واکنش به جنایت فجیع منافقین+ سند

اعلامیه یک آزادی‌خواه آلمانی در واکنش به جنایت فجیع منافقین+ سند بیشتر بخوانید »

مژده شهید «حاج‌علی‌اکبری» به جوانان گناه‌کار

مژده شهید «حاج‌علی‌اکبری» به جوانان گناه‌کار


گروه ساجد دفاع‌پرس: بسیجی شهید «محمود حاج‌علی‌اکبری قمی» شاخه‌گلی از میان لاله‌زار خونین گلستان ایثار و شهادت بود که بیست و یکم دی سال ۱۳۶۵ در پاسگاه زید عراق آسمانی شد؛ شهیدی که وصیت‌نامه او، چراغ‌راهی برای جوانانی هست که می‌خواهند همچون این شهید والامقام، به سعادت برسند؛ چراکه او در وصیت‌نامه خود، در این زمینه مژده‌ای خاص به جوانان گناه‌کار داده هست.

مژده شهید «حاج‌علی‌اکبری» به جوانان گناه‌کار

وصیت‌نامه بسیجی شهید «محمود حاج‌علی‌اکبری قمی»

بسم رب العاصین

با عرض معذرت از حضور خداوند بزرگ، از حضرت حجت بن الحسن (عج) و ائمه معصومین حسین بن علی، حضرت فاطمه زهرا (س) و بندگان صالح خدا، چند کلامی را بر حسب وظیفه به‌عنوان وصیت می‌نویسیم؛ البته با دستی لرزان؛ زیرا آن‌قدر بارم سنگین هست به‌صورتی هست که فکر نمی‌کنم فردی در این عالم به اندازه من در حضور خداوند متعال گناه کرده باشد؛ بنابراین در این موقعیت حساس که ساعاتی بیش به عملیات نمانده، پناه می‌برم به خدا از شر شیطان و از خداوند رحمن می‌خواهم که با رحمانیت و با فضل و کرم خود ما را محاسبه کند؛ نه با عدل؛ زیرا توشه‌ای ندارم و از خداوند می‌خواهم که از طریق خودت [مرا] به خودت نزدیک کنی تا بتوانم تو را در آغوش بگیرم. 

حضور محترم مادر بزرگوارم سلام عرض می‌کنم. از خداوند سلامتی و طول عمرت را خواستارم. مادر جان! این پسر نافرمان خود را که سرتاسر زندگی برای او زحمت کشیدی و در عوض من اذیت و آزارت کردم را ببخش و حلالم کن. مادر جان! آن‌قدر دوستت دارم و مهرت را در دل دارم که خدا می‌داند؛ ولی خوب مادر جان عشق به الله و معبود آن مهر را در خود حل کرده.

مادر جان! این را بدان که امانتی بیش در نزد شما نبودم و بر دیگران فخر بفروش که اماتت خود را سالم نزد خداوند برگرداندی. مادر جان! اگر خداوند رحمان شهادت را نصیب من کرد، اگر جنازه‌ای داشتم مرا در بهشت زهرا در میان برادرانم به‌خاک بسپارید، اگر جنازه‌ای نداشتم که بهتر؛ چون از خدا خواستم در موقع جان دادن، زجر بکشم تا گوشه‌ای از گناهانم پاک شود. مادر جان! اگر خواستی گریه کنی، بر علی‌اکبر امام حسین (ع) گریه کن که مظلوم بود. مادر جان! به شما نوید می‌دهم که در روز جزا وارد بهشت نشوم الا این‌که اول شما و خانواده‌ام را وارد کنم.

مادر جان! این را بدان که کل راهی را که پیمودم، صدقه سر امام حسین (ع) و اهل او بوده و هرچه داریم از ایشان داریم؛ پس بیشتر در جلسات عزاداری شرکت کن و برحسین (ع) گریه کن. مادرم! به خدای بزرگ می‌سپارمت و شما برادران و خواهرم مرا ببخشید و حلالم کنید؛ زیرا در حق شما عزیزان و بچه‌هایتان و خانم‌های بزرگوارتان کم‌لطفی کردم؛ و ان‌شاءالله اسلحه به زمین افتاده‌ام را بردارید و در جنگ حضور پیدا کنید. از شما می‌خواهم فرزندان‌تان را با حجاب و با حیا و سرباز امام زمان (عج) تربیت کنید. از فامیل‌های محترم می‌خواهم مرا ببخشید و حلالم کنید. 

تنها سخنم این هست که خدای با حالی داریم؛ با آن همه گناه که مرتکب شده بودم، با یک توبه نیمه‌کامل مرا بخشید و نزد خود برد؛ پس مژده که می‌توانم به جوانان که گناه کرده‌اند بدهم، این هست که بکوشید که در این را به سعادت برسید. این را بدانید همه رفتنی هستیم و این دنیا با تمام ظواهر فریبنده‌اش زودگذر هست و تا چشم به هم بگذاریم، وقت مرگ می‌رسد و عمرمان به سر می‌آید؛ چه بهتر مرگ در راه خدا را انتخاب کنیم؛ و دیگر اینکه از دوستانم می‌خواهم که راه شهیدان را ادامه دهید و آن جمع خوبمان را (باند) در آن دنیا برقرار کنیم و همگی هرچه بدی از من دیدید، حلال کنید و پشتیبان امام باشید و در راه هدایت جوانان گمراه کوشا شوید. 

مسئله دیگر این‌که می‌خواستم از چراغ هدایت روشنی‌بخش دل‌های مرده، امام بزرگوار تشکر کنم (کاش می‌توانستم جان ناقابلم را فدایتان کنم ای امام عزیز)؛ البته الان ما قصد باز کردن راه کربلای حسینی را داریم؛ ولی اگر در آن دنیا شما را ببینم، کف پا‌های مبارک‌تان را می‌بوسم و سخنی با شما جوانان و امت حزب‌الله که هرگز ار امام عزیزمان جلو یا عقب نیافتید؛ زیرا ایشان نماینده‌ای از طرف رسولان و ائمه هدی می‌باشند. 

چند مسئله شرعی: 

حدود ۴ ماه جهت اطمینان برایم روزه به پای دارید و به‌مدت ۲ سال نماز در صورت توان.

ساعتی که دستم هست از برای برادر جلوخانی هست؛ اگر دستم مانده بود، به او بدهید؛ اگر نبود که وجه آن را بدهید و درز مطلب آن موضوع به ایشان بگوئید مسئله مهمی نبوده و نگران نباشد. در ضمن ضبط مرا علی حاتمیان خواسته بود، ما هم نوشتیم به‌طور یادگار به او بدهید و انگشترم را هم به مهدی نراقی که می‌دانم زنده نمی‌ماند. 

(ازکاسب‌های محل هم حلالیت بطلبید همینطور از اهالی محل)

به‌امید زیارت حسین ابن على
والسلام علیکم
خدا نگهدار امام
۶۵/۱۰/۴
ساعت ۵ بعدازظهر

حقیر محمود اکبری

مژده شهید «حاج‌علی‌اکبری» به جوانان گناه‌کار
 
 
مژده شهید «حاج‌علی‌اکبری» به جوانان گناه‌کار
 
 انتهای پیام/ 113
این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست
مژده شهید «حاج‌علی‌اکبری» به جوانان گناه‌کار

مژده شهید «حاج‌علی‌اکبری» به جوانان گناه‌کار بیشتر بخوانید »

تصاویر/ حضور گروه جهادی شهید مصطفی انجم‌افروز در چایخانه حرم مطهر رضوی

شهید سید عباس حسینی: اگر شهید شدم، باعث افتخار مادرم خواهم بود


گروه ساجد دفاع‌پرس: شهدا با فدا کردن جان خود، از بزرگ‌ترین دارایی‌شان گذشتند و نزد پروردگار خود «عند ربهم یرزقون» شدند؛ اما بدون‌شک آن‌ها دست‌یابی به این جایگاه والا را مرهون مادرانی هستند که در دامان پاک آن‌ها پرورش یافته و تربیت شده‌اند؛ همان اسوه‌های صبر و استقامتی که جوانان دلاور خود را از زیر آینه و قرآن عبور داده و اسلحه به دست‌شان دادند و آن‌ها را راهی میدان دفاع از خاک و اعتقادات این مرز و بوم کردند؛ مادرانی که ایثارگری آن‌ها به‌دلیل دل بریدن از جگرگوشه‌های خود، کمتر از فرزندان شهیدشان نیست.

شهید والامقام «سید عباس حسینی» از شیرمردان شهر ورامین، دیار حماسه خونین پانزده خرداد، یکی از همان جوانانی هست که پس از تهاجم دشمن به میهن اسلامی‌مان، با لبیک به فرمان امام خود، آگاهانه پای به میدان نبرد گذاشت و با پیکر خونین، به آغوش خانواده‌اش بازگشت و باعث افتخار مادرش شد؛ چراکه او معتقد بود که «اگر شهید شدم، باعث افتخار مادرم خواهم بود»؛ آری! بدون‌شک این شهید والامقام به‌خوبی دریافته بود که اگر به مقام قرب الهی دست یافته هست، این جایگاه را مدیون مادری هست که در دامان او تربیت شده هست.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر دوستان. اسماعیل از راه دور به تمام شما عزیزان درود می‌فرستم. اسماعیل من سنندج هستم و خیلی حالم خوب هست و آگاهانه پا به میدان نبرد گذاشته‌ام و اگر به درجه شهادت نایل آمدم، مرا به ورامین و از آن‌جا به «آب‌باریک» منتقل کنید و کنار قبر پدرم مرا دفن کنید و در صورت دیگر، مرا حلال نمایید.

به حسن و رضا و مرتضی و نورمحمد سلام مرا برسانید؛ و به خصوص به مادر مهربانم و به او بگویید که ناراحت من نباشد که اگر شهید شدم، باعث افتخارش خواهم بود، و ناراحت نباشید.

سید عباس حسینی

فدای اسلام سید عباس حسینی

خدا نگهدار همه شما باشد

انتهای پیام/ 113

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

شهید سید عباس حسینی: اگر شهید شدم، باعث افتخار مادرم خواهم بود

شهید سید عباس حسینی: اگر شهید شدم، باعث افتخار مادرم خواهم بود بیشتر بخوانید »