گردان حبیب بن مظاهر

سند/ آخرین دستنوشته شهید در مورد دوستان شهیدش

دست‌نوشته شهید «محمدی نجف‌آبادی»/ اتحاد جماهیر اسلامی را به رهبری امام خمینی ایجاد خواهیم کرد


گروه ساجد دفاع‌پرس: زمانی که دشمن بعثی به خاک ایران چشم طمع دوخت، جوان‌های زیادی با لبیک به پیر و مراد خود، به مقابله با این دشمن تا به دندان مسلح شتافتند و با توکل به خدا و توسل بر ائمه‌اطهار (علیها‌السلام) پیروزی‌های درخشانی را در صحنه نبرد کسب کردند؛ اما در این مسیر بسیاری از این جوان‌ها، از بزرگ‌ترین دارایی خود، یعنی جان‌شان گذشتند تا نگذارند دشمن در خاک کشورمان پیشروی کند و در ادامه از سرزمین‌های اشغال‌شده نیز عقب‌نشینی کند که رزمندگان گردان قدر (۹) پادگان ولی‌عصر (عج) نمونه‌ای از این جوان‌ها بودند و در این میان می‌توان به شهیدانی همچون «علی محمدی نجف‌آبادی»، «حسین اسلامیت»، «احسان‌الله قاسمیه»، «ابوالفضل فراهانی»، «رحمت‌الله انصاری» و… اشاره کرد.

سندی که در ادامه مشاهده می‌کنید؛ دست‌خطی به‌یادگار مانده از شهید «علی محمدی نجف‌آبادی» هست که در آن به ایثار و جوان‌مردی همرزمان شهید خود در گردان قدر (۹) پادگان ولی‌عصر (عج) اشاره کرده و همچنین خطاب به صدام تأکید کرده هست: «به یاری خدا به همین زودی‌ها شاهد سرنگونی رژیم منحوست خواهیم بود و به قدرت ایمان مسلمین منطقه و به یاری پروردگار قادر منان، اتحاد جماهیر اسلامی را به رهبری امام خمینی ایجاد خواهیم کرد. ان‌شاءالله».

سند/ آخرین دستنوشته شهید در مورد دوستان شهیدش

جمعی از رزمندگان گردان قدر (۹) پادگان ولی‌عصر (عج)

متن کامل این سند به شرح زیر هست:

بسمه تعالى

إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ

در لحظه‌ای قلم بر روی کاغذ می‌آورم که تعداد بسیاری از برادران شهید و عده کثیری نیز مجروح گشته و این عزیزان با فداکاری خود توانستند حدود پنجاه و چند کیلومتری که دشمن از مرز میهن اسلامی به پیش و به داخل تاخته بود، در زیر چکمه‌های عدالت خود له و به فرار و اسارت وادار نمایند.

گردان قدر (۹) سپاه تهران، که مدت حدود یک سال افتخار خدمت در کنار عزیزان آن واحد را داشتم، از یک عملیات، اکثر نیروهایش که بهترین فرزندان این امت بودند شهید شدند و با شهادت خود، بار مسئولیت دیگر برادران را بسیار سنگین نمودند.

خدایا این چه لحظاتی هست که بر ما می‌گذرد، چگونه ما نظاره‌گر پرپر شدن بهترین دوستان مومن خود باشیم، اغلب این برادران تازه‌داماد بودند، اغلب این‌ها اولین فرزندشان دو یا سه ماهه بوده هست.

پروردگارا چرا ما چنین سعادتی را کسب نمودیم.‌ ای خدای بزرگ به خون پاک شهدای کربلا قسمت می‌دهم این شهدای ما را با شهدای کربلا محشور کن.

چگونه باور کنم که دیگر حسین شیخ نیست، چطور بپذیرم که محمد قنطار شهید شد، چگونه تحمل کنم که: حسین اسلامیت، احسان قاسمیه، ابوالفضل فراهانی، مهرمحمدی، قزوینی، عاشوری، سید علی عابدی، خیاطون، همافر، یاراحمدی، بهمن‌آبادی، احمدی، رحمت‌الله انصاری و… حدود یک‌صد نفر از مومنین این دیار به دست عمال جنایتکار صدام کافر به شهادت رسیدند و هزاران خانواده را عزادار و بی‌سرپرست نمودند.‌ ای صدام،‌ ای مزدور شرق و غرب،‌ ای که به خیال واهی خود خواب از بین بردن جمهوری اسلامی را در سر می‌پرورانی.‌ ای که تصور می‌کنی می‌توانی از انقلاب اسلامی عراق جلوگیری کنی، تو که سهلی، اربابت آمریکا در ایران در حالی که امت اسلام دست خالی بود، نتوانست چنین کند. به یاری خدا به همین زودی‌ها شاهد سرنگونی رژیم منحوست خواهیم بود و به قدرت ایمان مسلمین منطقه و به یاری پروردگار قادر منان، اتحاد جماهیر اسلامی را به رهبری امام خمینی ایجاد خواهیم کرد. ان‌شاءالله

۶۱/۲/۲۴

محمدی

سند/ آخرین دستنوشته شهید در مورد دوستان شهیدش
 
سند/ آخرین دستنوشته شهید در مورد دوستان شهیدش
 
سند/ آخرین دستنوشته شهید در مورد دوستان شهیدش
 
 دست‌نوشته شهید «محمدی نجف‌آبادی» که با هوش مصنوعی بازسازی شده هست
انتهای پیام/ 113
این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست
دست‌نوشته شهید «محمدی نجف‌آبادی»/ اتحاد جماهیر اسلامی را به رهبری امام خمینی ایجاد خواهیم کرد

دست‌نوشته شهید «محمدی نجف‌آبادی»/ اتحاد جماهیر اسلامی را به رهبری امام خمینی ایجاد خواهیم کرد بیشتر بخوانید »

مژده شهید «حاج‌علی‌اکبری» به جوانان گناه‌کار

مژده شهید «حاج‌علی‌اکبری» به جوانان گناه‌کار


گروه ساجد دفاع‌پرس: بسیجی شهید «محمود حاج‌علی‌اکبری قمی» شاخه‌گلی از میان لاله‌زار خونین گلستان ایثار و شهادت بود که بیست و یکم دی سال ۱۳۶۵ در پاسگاه زید عراق آسمانی شد؛ شهیدی که وصیت‌نامه او، چراغ‌راهی برای جوانانی هست که می‌خواهند همچون این شهید والامقام، به سعادت برسند؛ چراکه او در وصیت‌نامه خود، در این زمینه مژده‌ای خاص به جوانان گناه‌کار داده هست.

مژده شهید «حاج‌علی‌اکبری» به جوانان گناه‌کار

وصیت‌نامه بسیجی شهید «محمود حاج‌علی‌اکبری قمی»

بسم رب العاصین

با عرض معذرت از حضور خداوند بزرگ، از حضرت حجت بن الحسن (عج) و ائمه معصومین حسین بن علی، حضرت فاطمه زهرا (س) و بندگان صالح خدا، چند کلامی را بر حسب وظیفه به‌عنوان وصیت می‌نویسیم؛ البته با دستی لرزان؛ زیرا آن‌قدر بارم سنگین هست به‌صورتی هست که فکر نمی‌کنم فردی در این عالم به اندازه من در حضور خداوند متعال گناه کرده باشد؛ بنابراین در این موقعیت حساس که ساعاتی بیش به عملیات نمانده، پناه می‌برم به خدا از شر شیطان و از خداوند رحمن می‌خواهم که با رحمانیت و با فضل و کرم خود ما را محاسبه کند؛ نه با عدل؛ زیرا توشه‌ای ندارم و از خداوند می‌خواهم که از طریق خودت [مرا] به خودت نزدیک کنی تا بتوانم تو را در آغوش بگیرم. 

حضور محترم مادر بزرگوارم سلام عرض می‌کنم. از خداوند سلامتی و طول عمرت را خواستارم. مادر جان! این پسر نافرمان خود را که سرتاسر زندگی برای او زحمت کشیدی و در عوض من اذیت و آزارت کردم را ببخش و حلالم کن. مادر جان! آن‌قدر دوستت دارم و مهرت را در دل دارم که خدا می‌داند؛ ولی خوب مادر جان عشق به الله و معبود آن مهر را در خود حل کرده.

مادر جان! این را بدان که امانتی بیش در نزد شما نبودم و بر دیگران فخر بفروش که اماتت خود را سالم نزد خداوند برگرداندی. مادر جان! اگر خداوند رحمان شهادت را نصیب من کرد، اگر جنازه‌ای داشتم مرا در بهشت زهرا در میان برادرانم به‌خاک بسپارید، اگر جنازه‌ای نداشتم که بهتر؛ چون از خدا خواستم در موقع جان دادن، زجر بکشم تا گوشه‌ای از گناهانم پاک شود. مادر جان! اگر خواستی گریه کنی، بر علی‌اکبر امام حسین (ع) گریه کن که مظلوم بود. مادر جان! به شما نوید می‌دهم که در روز جزا وارد بهشت نشوم الا این‌که اول شما و خانواده‌ام را وارد کنم.

مادر جان! این را بدان که کل راهی را که پیمودم، صدقه سر امام حسین (ع) و اهل او بوده و هرچه داریم از ایشان داریم؛ پس بیشتر در جلسات عزاداری شرکت کن و برحسین (ع) گریه کن. مادرم! به خدای بزرگ می‌سپارمت و شما برادران و خواهرم مرا ببخشید و حلالم کنید؛ زیرا در حق شما عزیزان و بچه‌هایتان و خانم‌های بزرگوارتان کم‌لطفی کردم؛ و ان‌شاءالله اسلحه به زمین افتاده‌ام را بردارید و در جنگ حضور پیدا کنید. از شما می‌خواهم فرزندان‌تان را با حجاب و با حیا و سرباز امام زمان (عج) تربیت کنید. از فامیل‌های محترم می‌خواهم مرا ببخشید و حلالم کنید. 

تنها سخنم این هست که خدای با حالی داریم؛ با آن همه گناه که مرتکب شده بودم، با یک توبه نیمه‌کامل مرا بخشید و نزد خود برد؛ پس مژده که می‌توانم به جوانان که گناه کرده‌اند بدهم، این هست که بکوشید که در این را به سعادت برسید. این را بدانید همه رفتنی هستیم و این دنیا با تمام ظواهر فریبنده‌اش زودگذر هست و تا چشم به هم بگذاریم، وقت مرگ می‌رسد و عمرمان به سر می‌آید؛ چه بهتر مرگ در راه خدا را انتخاب کنیم؛ و دیگر اینکه از دوستانم می‌خواهم که راه شهیدان را ادامه دهید و آن جمع خوبمان را (باند) در آن دنیا برقرار کنیم و همگی هرچه بدی از من دیدید، حلال کنید و پشتیبان امام باشید و در راه هدایت جوانان گمراه کوشا شوید. 

مسئله دیگر این‌که می‌خواستم از چراغ هدایت روشنی‌بخش دل‌های مرده، امام بزرگوار تشکر کنم (کاش می‌توانستم جان ناقابلم را فدایتان کنم ای امام عزیز)؛ البته الان ما قصد باز کردن راه کربلای حسینی را داریم؛ ولی اگر در آن دنیا شما را ببینم، کف پا‌های مبارک‌تان را می‌بوسم و سخنی با شما جوانان و امت حزب‌الله که هرگز ار امام عزیزمان جلو یا عقب نیافتید؛ زیرا ایشان نماینده‌ای از طرف رسولان و ائمه هدی می‌باشند. 

چند مسئله شرعی: 

حدود ۴ ماه جهت اطمینان برایم روزه به پای دارید و به‌مدت ۲ سال نماز در صورت توان.

ساعتی که دستم هست از برای برادر جلوخانی هست؛ اگر دستم مانده بود، به او بدهید؛ اگر نبود که وجه آن را بدهید و درز مطلب آن موضوع به ایشان بگوئید مسئله مهمی نبوده و نگران نباشد. در ضمن ضبط مرا علی حاتمیان خواسته بود، ما هم نوشتیم به‌طور یادگار به او بدهید و انگشترم را هم به مهدی نراقی که می‌دانم زنده نمی‌ماند. 

(ازکاسب‌های محل هم حلالیت بطلبید همینطور از اهالی محل)

به‌امید زیارت حسین ابن على
والسلام علیکم
خدا نگهدار امام
۶۵/۱۰/۴
ساعت ۵ بعدازظهر

حقیر محمود اکبری

مژده شهید «حاج‌علی‌اکبری» به جوانان گناه‌کار
 
 
مژده شهید «حاج‌علی‌اکبری» به جوانان گناه‌کار
 
 انتهای پیام/ 113
این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست
مژده شهید «حاج‌علی‌اکبری» به جوانان گناه‌کار

مژده شهید «حاج‌علی‌اکبری» به جوانان گناه‌کار بیشتر بخوانید »