یادداشت

شب قدر؛ فرصتی برای شست و شوی روح در دریای رحمت الهی


گروه استان‌ها دفاع‌پرس  – حجت الاسلام «سیدامیر ابراهیمی» مسئول نشر آثار و ارزش‌های مشارکت روحانیت در دفاع مقدس لرستان؛ در مورد اهمیت و جایگاه شب قدر همین بس که در قرآن و روایات درباره‌ی آن صریحاً سخن گفته شده هست؛ آنجا که خداوند در آیات ۲ و ۳ سوره‌ی قدر می‌فرماید: «وَ مَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ؛ و از شب قدر چه آگاهت کرد.» «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ؛ شب قدر از هزار ماه ارجمندتر هست.

در شب قدر مقدرات یک ساله‌ی انسان رقم می‌خورد؛ چنانچه در حدیث آمده هست: «التَّقدیرُ فی لَیلَةِ تِسعَ عَشرَةَ و الإبرامُ فی لَیلَةِ إحدی و عِشرینَ و الإمضاءُ فی لَیلَةِ ثلاثَ و عِشرینَ؛ مقدّرات در شب نوزدهم تعیین، در شب بیست و یکم تأیید و در شب بیست و سوم ماه [رمضان]امضا می‏‌شود.» (الکافی، ج ۴، ص ۱۵۹)

در این شب به اذن پروردگار ملائکه نازل می‎شوند. «تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ؛ در این شب فرشتگان و روح (یعنی جبرئیل) به اذن خدا (بر مقام ولایت نبی و امام عصر (عج)) از هر فرمان و دستور الهی نازل می‌شوند (و سرنوشت و مقدرات خلق را نازل می‌گردانند.» (آیه ۴ سوره قدر)

در حدیثی از امام صادق (علیه‌السلام) پرسیدند: آیا روح همان جبرئیل هست؟ فرمود: جبرئیل از ملائکه هست و روح برتر از ملائکه هست. سپس این آیه را تلاوت فرمودند: تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ … با نزول فرشتگان بر قلب پیامبر و امام معصوم در شب قدر، ارتباط زمین با آسمان، مُلک با ملکوت و طبیعت با ماوراء طبیعت برقرار می‌شود

در این شب انسان می‌تواند باب توبه و رحمت الهی را به روی خود بگشاید. از گناهانی که انجام داده طلب مغفرت نماید و از خداوند بخواهد تا به او توفیق عبادت و بندگی و دوری از گناهان بدهد و همچنین روح و باطن خویش را با شستشو در دریای رحمت الهی جلا دهد.

امام باقر (علیه‌السلام) در این‌باره می‌فرماید: «مَن اَحیی لَیلَهَ القَدرِ غُفِرَت لَهُ ذنوبُهُ؛ هرکس شب قدر را احیاء بدارد، گناهانش بخشیده می‌شود.» (وسایل الشیعه، ج۴، ص۳۶۴)
سَلَامٌ هِیَ حَتَّیٰ مَطْلَعِ الْفَجْرِ؛ این شب (رحمت و) سلامت و تهنیت هست تا صبحگاه.» (آیه ۵ سوره قدر)

در تفسیر المیزان در مورد آن بیان شده هست که مراد از «سَلامٌ» در این آیه، لطف و عنایت ویژه‌ی الهی نسبت به بندگان در شب قدر هست که سلامت و رحمت و برکت را به دنبال دارد و باب نقمت و عذاب را می‌بندد؛ زیرا کید و وسوسه‌ی شیطان در آن شب مؤثر واقع نشود.

از آن جایی که شب‌های قدر اهمیت و ارزش بالایی دارد، انسان باید به منظور بهره‌مندی ویژه ازاین شب‌ها در طول سال و چه بسا در این شب‌ها در خودش آمادگی درونی و باطنی فراهم نماید و با دعا و استغفار و بخشیدن دیگران به طهارت باطنی برسد

در این شب‌ها فرصت ایجاد شده را غنیمت شمارد و با توجه قلبی به ساحت مقدس امام زمان (عج) با ایشان ارتباط بگیرد و در دعا‌های خویش ظهور آن حضرت را از خداوند بخواهد

در این شب‌ها سعی شود که توجه به مسائل مادی و بحث در این موارد کمتر شود و تمرکز بر روی مسائل معنوی جایگزین آن گردد.
باید در طول روز تلاش و توجه کند که در این شب‌ها بیدار بماند؛ اما بیداری ظاهری اگرچه مطلوب هست، مهم بیداری درونی و بیداری از خواب غفلت نسبت به اصل خلقت، مقام امامت و ولایت هست.

انتهای پیام/

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

شب قدر؛ فرصتی برای شست و شوی روح در دریای رحمت الهی بیشتر بخوانید »

روز بزرگداشت شهدا فرصتی برای تأمل در سیره شهدا است

روز بزرگداشت شهدا فرصتی برای تأمل در سیره شهدا است


گروه استان‌های دفاع‌پرس_«سعید کهن‌سال» مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران مازندران؛ ۲۲ اسفند ماه روز بزرگداشت شهدا، همه ساله یادآور رشادت‌ها و ایثارگری‌های مردان و زنانی هست که جان خود را در راه وطن و آرمان‌های والای انسانی فدا کردند، این روز فرصتی هست تا ضمن گرامیداشت یاد و خاطره این عزیزان، به مقام شامخ خانواده‌های معظم شهدا ادای احترام کنیم.

مظلومیت شهید، مفهومی هست که در فرهنگ ایرانی و اسلامی، جایگاه ویژه‌ای دارد. شهید، کسی هست که جان خود را در راه هدفی والا، فدا می‌کند و در این راه، ممکن هست مورد ظلم و ستم قرار گیرد. این مظلومیت، بر ارزش و مقام شهید می‌افزاید و او را به الگویی برای دیگران تبدیل می‌کند.

در دوران دفاع مقدس، بسیاری از رزمندگان، با مظلومیت تمام، در برابر دشمن تا دندان مسلح، ایستادگی کردند. آنها در شرایط سخت و طاقت‌فرسا، با کمترین امکانات، از خاک وطن دفاع کردند و جان خود را فدا کردند بسیاری از شهدا، در حالی به شهادت رسیدند که مورد ظلم و ستم دشمن قرار گرفته بودند. برخی از آنها، پس از اسارت، شکنجه شدند و به شهادت رسیدند.

شهدای مدافع حرم، در سال‌های اخیر، با مظلومیت تمام، در برابر گروه‌های تروریستی، ایستادگی کردند. آنها در خارج از مرز‌های ایران، از ارزش‌های انسانی و اسلامی دفاع کردند و جان خود را فدا کردند، این شهدا، در شرایطی سخت و در غربت، به شهادت رسیدند و مظلومیت آنها، یادآور مظلومیت شهدای کربلا هست.

شهدای هسته‌ای نیز دانشمندانی بودند که در راه پیشرفت علمی کشور، تلاش می‌کردند. آنها توسط دشمنان ایران، ترور شدند و به شهادت رسیدند، این شهدا، با مظلومیت تمام، جان خود را در راه خدمت به وطن، فدا کردند.

شهدای امنیت، اسارت، گمنام و سایر شهدا نیر جان خود را در راه هدفی والا، فدا کردند، شهید، ممکن هست در راه دفاع از حق، مورد ظلم و ستم قرار گیرد و این ظلم، بر مظلومیت او می‌افزاید، شهید، ممکن هست در راه دفاع از حق، تنها و غریب باشد و این تنهایی نیز بر مظلومیت او می‌افزاید.

شاید همین مظلومیت شهید هست که او را به الگویی برای دیگران تبدیل می‌کند و آنها را به دفاع از حق، تشویق می‌کند.

ایام پایانی سال، با تمام شور و هیجانش، برای پدران و مادران شهدا، رنگ و بوی دیگری دارد. این ایام، یادآور روز‌های پرالتهاب و دلتنگی هست، روز‌هایی که فرزندانشان، برای دفاع از وطن، راهی جبهه‌ها شدند و دیگر بازنگشتند.

با نزدیک شدن به سال نو، جای خالی فرزندانشان، بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود، خاطرات سال‌های گذشته، زمانی که فرزندانشان در کنارشان بودند، در ذهنشان مرور می‌شود و دلتنگی‌شان را دوچندان می‌کند، آنها دلتنگ خنده‌ها، صحبت‌ها و حضور فرزندانشان در جمع خانوادگی هستند.

اما والدین شهدا، با وجود غم و اندوه، به آینده‌ای روشن، امیدوار هستند، آنها می‌دانند که خون فرزندانشان، درخت انقلاب را آبیاری کرده و باعث سربلندی کشورشان شده هست، آنها امیدوار هستند که راه فرزندانشان، توسط نسل‌های آینده، ادامه پیدا کند.

در ماه مبارک رمضان، شهادت رنگ و بوی دیگری می‌گیرد و یادآور ایثار و فداکاری مردانی هست که در راه خدا از جان خود گذشتند. تقارن این دو مناسبت، فرصتی هست تا با تأمل در سیره شهدا، درس‌های معنوی و اخلاقی آنان را در زندگی خود جاری سازیم.

بر اساس آخرین بررسی‌ها، استان مازندران ۱۴هزار و ۵۰۰ شهید را تقدیم انقلاب اسلامی کرده هست، اکنون پس از گذشت ۴۶ سال از پیروزی انقلاب اسلامی یاد و نام شهدا همچنان باقی هست و شهدا الگو و مورد قبول نسل جوان هستند.

انتهای پیام/

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

روز بزرگداشت شهدا فرصتی برای تأمل در سیره شهدا است بیشتر بخوانید »

بدرقه شهیدان فرصت تبلور فرهنگ جهانی مقاومت

بدرقه شهیدان فرصت تبلور فرهنگ جهانی مقاومت


بدرقه شهیدان فرصت تبلور فرهنگ جهانی مقاومت

یادداشت- عصر روز ۵ اسفند ماه، جهانیان شاهد بودند که با وجود ممانعت و تبلیغات منفی و تهدیدات متعدد از سوی رژیم صهیونیستی و برخورد سرد دولت لبنان با مراسم تشییع پیکر شهید سید حسن نصرالله و شهید سید هاشم صفی الدین، جنوب بیروت یک روز استثنایی و منحصر‌به‌فرد را تجربه کرد. 

حضور جمعیت وسیع با اعتقادات و گرایشات مختلف از لبنان و نزدیک به ۷۰ کشور جهان با وجود سختی‌ها و ممانعت‌هایی که انجام شد، نشان داد که سید حسن نصرالله یک شخص و رهبری نبود که با به شهادت رسیدن او، مقاومت به حاشیه رفته باشد، بلکه مقاومت یک اندیشه و تفکری است که بزرگی و عظمت وجودی سید حسن نصرالله و تمامی بزرگان جبهه مقاومت، وابسته به تفکر و اندیشه مقاومت است و رفتن ستاره‌های درخشان این فرهنگ مثل شهید سید حسن نصرالله و شهید سید هاشم صفی الدین هر چند خسارتی سنگین است، اما با خود سرمایه بزرگی، چون راه مکتب شاهدان و شهیدان را قوام می‌بخشد. 

بنابراین در ابتدای امر باید گفت که حضور جمعیت انبوه از کشور‌های مختلف نشان داد که نه تنها مقاومت تضعیف نشده، بلکه قدرت آن در قالب‌های دیگر از جمله در حوزه قدرت نرم و تولید سرمایه اجتماعی و فرهنگی بازتولید و تقویت شده است. 

از توجه به مراسم تشییع جنازه شهدای جبهه مقاومت می‌توان موارد و مسائل مختلفی را استنباط کرد که به اختصار در این خصوص به مواردی اشاره می‌شود. 

شهادت عنصر مهمی در تاریخ شیعه و جهان اسلام است. بر همین اساس، شهادت سید حسن نصرالله و بسیاری دیگر از یاران او نه تنها باعث رخوت و سستی در جبهه مقاومت و انگیزه مبارزه در رزمندگان حزب الله نشده و نخواهد شد، بلکه به یک مولفه تاثیرگذار در پویایی اندیشه مقاومت تبدیل می‌شود. 

سرمایه فرهنگی و اجتماعی مقاومت، امری وابسته به اشخاص و افراد نیست، بلکه شهدای بزرگی، چون سید حسن نصرالله و سید هاشم صفی الدین و سایر شهدای جبهه مقاومت، محصول و رشد یافته اندیشه مقاومت هستند، لذا جبهه مقاومت ضمن توانمندی در بازتولید رهبران جدید و جذب جوانان با اخلاص، با شهادت سید حسن‌ها، به یک سرمایه فرهنگی و اجتماعی بزرگ دست یافته است و عمق پیدا می‌کند که می‌تواند در سریع‌ترین زمان ممکن، قدرتمندتر از قبل، مسیر مقاومت و مبارزه را ادامه دهد. 

ممکن است با توجه به شرایط زمانی، تغییر روشی در برنامه‌ها و نحوه مواجهه با دشمن کودک‌کش داشته باشد، اما اصل مبارزه و سازش ناپذیری یک امر ثابت و تغییر ناپذیر است که کماکان و قدرتمندتر از گذشته و حیات خود ادامه خواهد داد. 
خروج اندیشه مقاومت از محدوده لبنان، فلسطین، سوریه و دایره کشور‌های مسلمان و یافتن جغرافیایی به وسعت حضور آزادی‌خواهان در نقطه به نقطه این کره خاکی، از برکات شهادت رهبران جبهه مقاومت است. 

پیام شخصیت‌های بزرگ جهان و مبارزان ضد استکبار از نقاط مختلف جهان، وسعت مقاومت را از مبارزه با رژیم جعلی اسرائیل به نظام استکباری در جهان گسترش داد و انرژی مضاعفی در رگ‌های جریان ضد استکباری در جهان به وجود آورد. 

مردم جهان به وضوح دریافتند که رژیم صهیونیستی بدون حمایت نظام استکباری و به ویژه امریکا، صاحب هیچ قدرتی نیست و اگر حمایت‌های قدرت استکباری از این رژیم نباشد، کوچک‌ترین امیدی به بقای آن نیست. 

امروز افکار عمومی ملت‌ها و حتی احساسات یهودیان در داخل سرزمین‌های اشغالی از این همه جنایت و نسل کشی در غزه جریحه‌دار است و حضور اجتماعی و اعتراضات جهانی حتی در سرزمین‌های اشغالی، گواه روشنی بر این مدعاست. 
آنچه مسلم است اینکه راه مقاومت با خون شهدای بزرگی، چون سید حسن نصرالله، سید هاشم صفی‌الدین، یحیی سنوار و اسماعیل هنیه شفاف‌تر از همیشه و محقق‌تر از هر زمان دیگری برای تمام جهانیان آشکار شد و اندک تردید‌های ممکن برای عده‌ای از مردم منطقه که ممکن بود به راه‌هایی غیر از مبارزه با این رژیم می‌اندیشیدند، ثابت کرد که برای حفظ سرزمین فلسطین و بازپس‌گیری حقوق پایمال شده مسلمانان راهی جز مبارزه و مقاومت وجود ندارد و بدون حضور قدرتمند و مقاومت، هیچ مذاکره‌ای با رژیم جعلی صهیونیستی و حامیان آنها، راه به جایی نخواهد برد، چراکه اصولاً بنیان این رژیم بر جنایت و کودک کشی بنا نهاده شده است./ روزنامه جوان

 

داود عامری



منبع خبر

بدرقه شهیدان فرصت تبلور فرهنگ جهانی مقاومت بیشتر بخوانید »

روایت‌سازان فعال


گروه سیاسی دفاع‌پرس ـ امیر رهبر؛ شهریور ۱۳۹۷ رهبر معظم انقلاب اسلامی عنوان کردند که اگر جنگ‌ها را به سه دسته سخت (صحنه نبرد و جنگ نظامی)، نیمه سخت (کودتاو ترور) و نرم تقسیم کنیم، جنگ رسانه‌ای مهمترین ابزار جنگ نرم در جهانی که بنام عصر اطلاعات، ارتباطات و حاکمیت جریان آزاد اطلاعات، نام گذاری شده، محسوب می‌شود.

پس با توجه به این تعریفی که ایشان از جنگ رسانه‌ای بیان داشتند می‌توان گفت که جنگ رسانه‌ای تنها جنگی هست که حتی در شرایط صلح نیز بین کشور‌ها وجود دارد و هر کشوری از حداکثر توان خود برای پیشبرد اهداف سیاسی که مد نظر دارد از رسانه‌ها بهره می‌گیرد.

به همین منظور نظام سلطه با استفاده از فضای موجود در اینترنت نهایت بهره را از این عرصه برای تاخت و تاز علیه دیگر کشور‌ها بویژه ارزش‌های انقلاب اسلامی می‌برد و در هر فرصتی سعی دارد از آن برای رسیدن به اهداف خود استفاده کند؛ از این روی چند سال پیش نظام سلطه با ایجاد زیرساخت‌های مورد نیاز و برآورد امکانات و منابع انسانی لازم اقدام به راه اندازی شبکه‌های اجتماعی، پایگاه‌های اینترنتی، وبلاگستان ها، فیلترشکن‌ها و … کرده تا با این گونه ابزار‌ها اهداف خودرا در جوامع غیر همسو هم، چون ایران اسلامی محقق سازد.

حال چنانچه بخواهیم یکی از مهمترین ابزار‌های جنگ رسانه‌ای دشمن را ذکر کنیم باید از شبکه‌های اجتماعی نام ببریم به عنوان مثال «جی کارفانو» سرهنگ ارتش آمریکا که پژوهشگر ارشد مطالعات امنیت ملی مؤسسه تحقیقاتی «هریتج» هست در خصوص کارکرد شبکه‌های اجتماعی عنوان کرده: «شبکه‌های اجتماعی می‌توانند فعالیت‌های اعتراض آمیز را سازماندهی کرده و در خبررسانی رویداد‌ها نقش آفرینی کنند.» مانند آنچه در فتنه ۱۳۸۸ یا آبان ۱۳۹۸ در کشور شاهد بودیم البته استفاده از ابزار رسانه علیه دوات‌ها غفط محدود به ایران نمی‌شود، زیرا نمونه چنین مواردی را در سال‌های گذشته در کشور‌هایی مانند لبنان و عراق نیز شاهد بودیم.

جنگ رسانه‌ای زمانی کاربرد پیدا می‌کند که دشمن از جنگ سخت نتیجه نگرفته یا امیدی برای نتیجه گرفتن در این جنگ را ندارد لذا سعی می‌کند با استفاده از جنگ رسانه‌ای خواسته‌های خود را به جامعه هدف دیکته کند.

غول‌های رسانه‌ای غربی و شبکه‌های اجتماعی آنها مستقیم از بودجه‌های رسمی مصوب مجالس یا بودجه‌های سری سازمان‌های اطلاعاتی، امنیتی و جاسوسی، استفاده می‌کنند از این روی برای جلب نظرات سازمان‌های اطلاعاتی و جاسوسی علاوه بر اینکه اطلاعات کاربران خود را در اختیار چنین مراکزی قرار می‌دهند در راستای پیاده سازی اهداف آنها اقدام به منهدسی افکار عمومی نیز می‌کنند.

بنابراین امکان سلب حاکمیت سیاسی، امنیتی، اقتصادی و قضائی کشور بر شهروندان، استفاده در فعالیت‌های گروه‌های تروریستی، تشویش اذهان عمومی توسط شبکه‌های معاند و ضد انقلاب برای راهبری عملیات‌های میدانی، تغییر هویت و ارزش‌ها، ترویج مفاسد اخلاقی و سبک زندگی غربی، اختلال در فرایند اطلاع‌رسانی عمومی و رسمی کشور با انتشار اخبار کذب، ترویج یاس و ناکارآمدی نظام در سطح عموم جامعه، ایجاد درگیری‌های قومی وغیره را می‌توان از جمله کارکرد‌های شبکه‌های اجتماعی در جنگ رسانه‌ای برشمرد.

پس با توجه به آنچه عنوان شد وظیفه رسانه‌ها تبیین حقیقت هست و نباید صرفا به خبر محدود شوند و باید به دنبال ارائه محتوای تحلیلی بود به همین دلیل رهبر معظم انقلاب اسلامی در فرمایشات اخیر خود عنوان کردند: «برابر هجمه‌های رسانه‌ای، پاسخ صرف کافی نیست، تولید محتوا و روایت‌سازی فعال، کلید پیروزی در سنگر دفاع نرم هست» به عنوان مثال قبل از عملیات طوفان الاقصی غالب جهان با ماهیت رژیم صهیونیستی آشنا نبود، اما بعد از این عملیات و با کشتار بی گناهان در غزه و با انعکاس خبر‌ها و تصاویر جنایت‌های رژیم صهیونی، ملت‌ها با فلسطین همراه شدند که این امر به برکت جریان سازی‌های رسانه‌ای بود.

لذا رسانه‌ها باید در این زمینه نقش تبیینی داشته باشند به عبارت دیگر جنگ رسانه‌ای بار سنگینی هست بر دوش افسران جنگ نرم که این روز‌ها این افسران همان مردم رسانه بدستِ دغدغه مندند که از کنار ظلم براحتی عبور نمی‌کنند البته با این توضیح که باید حواسمان باشد تا دشمن خوراکش را با مطالب خودمان تهیه نکند.

انتهای پیام/ ۲۳۱

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

روایت‌سازان فعال بیشتر بخوانید »

گلوله‌هایی از جنس نور...

گلوله‌هایی از جنس نور…


گلوله‌هایی از جنس نور...

یادداشت- روند روایت زندگی و شخصیت چهره‌های نام‌آور، تاثیرگذار و جریان‌ساز تاریخ انقلاب و دفاع مقدس، در سالهای اخیر و با پشتوانه حمایت نهادها و سیاستگذاران رسمی فرهنگ و رسانه کشور، رشدی قابل توجه داشته است. این روایت‌ها در قالب ارائه پرتره از این قهرمانان و عموما با تکرار الگویی مشابه، و حتی با جنس نام‌گذاریهایی شبیه هم، تهیه و تولید شده‌اند. ورود سرمایه‌گذاران و حامیان و تهیه کنندگان دولتی و نهادهای حاکمیت و رسانه‌های رسمی به این عرصه و سفارش ساخت فیلم سینمایی و سریال تلویزیونی و مستند و پشتیبانی مالی و تدارکاتی و تبلیغاتی، در سالهای اخیر، خود، ماجرایی دیگر است و بحثی مفصل و مستوفا می‌طلبد و محتاج یک تحلیل و ارزیابی آسیب شناسانه، از منظر اصالت و صدق بیان و تجربه عاطفی و زیباشناختی است. یکی از تازه ترین ساخته‌ها در قالب این زیر‌ژانر، فیلم سینمایی «صیاد» است که نگاه خود را به زندگی «امیر سپهبد شهید علی صیاد شیرازی» چهره نام‌آور تاریخ دفاع مقدس و یکی از دو فرمانده نظامی ارشد مدیریت جنگ، از مقطع شروع درگیریهای نظامی و تحرکات مسلحانه در منطقه کردستان در ماههای اولیه پس از پیروزی انقلاب، تا طراحی و اجرای اولین عملیات متمرکز پس از وحدت فرماندهی جنگ بدنبال تثبیت حاکمیت جمهوری اسلامی: عملیات «طریق القدس» و فتح بستان در آذرماه ۶۰ معطوف کرده است.

 

۱ – زیباشناسی بصری و اصالت بیان فرمالیستیک و نگره مولف

 

صیاد، بیش از هرچیز، دیالوگ‌محور است. این با وجود قوت و قابل قبول بودن فیلمنامه «حسین تراب نژاد» که کارنامه حرفه‌ای پر و پیمانی دارد، ناشی از تجربه طولانی «جواد افشار» کارگردان فیلم در حوزه سریال سازی تلویزیونی است. قاب بندی بصری فیلم در راستای تعمیق و تثبیت انگاره‌ی کاراکتریستیک و پرسونای قهرمانی شخصیت اصلی فیلم، همواره از دیالوگها عقب‌تر است و بار اصلی این تبادل حسی بین مخاطب- قهرمان را حرفها و دیالوگها از سویی، و بازی قوی‌دستانه و مسلط «علی سرابی»، با بهره از تجارب درخشان حرفه‌ای که در تئاتر دارد، به دوش می‌کشد. فیلمهای حماسی و قهرمان محور، باید بیش از هرچیز برای ایجاد یک مرکزیت کنش بصری- روایی، دینامیزم کشش عاطفی، حسی، و زیبایی شناسانه را بر میزانسن و فرم بصری در پرداخت پرکشش روایت مورد نظر، بنا کنند. فقدان پیوستگی و انسجام روایی که خرده روایتهای متعددی را از پی هم شاهدیم، یکی دیگر از پیامدهای تجربه سریال سازی کارگردان است. باید در نظر داشت که مدیوم سینما، عنصر روایت را در یک وحدت بیانی- تالیفی متکی بر دکوپاژ و تعریف هویت بصری، بسط و امتداد می دهد. نوع دکوپاژ و ضرباهنگ درونی فیلم و تقسیم و ترکیب و توازن سکانس- پلان‌ها است که سلیقه بصری و سبک تصویری کارگردان را انعکاس و انتقال می‌دهد. بسیاری از سکانسها در فیلم، نیمه کاره رها شده و توالی و تداوم حسی و مضمونی که لازمه پیوند با فضای اثر و مایه کشش و کنشمندی آن است، از دست تماشاگر رها می‌شود. همچنین وجود نماهای کلوزآپ متعدد و نبود نماهای لانگ شات و اکستریم لانگ شات که لازمه فیلمهای متعلق به این زیر‌ژانر است، فیلم را از یک امکان تصویری اثرگذار، محروم کرده است. باید با درنظرگرفتن مدیوم سینما که میزانسن و دکوپاژ درآن بر اساس پرده بزرگ، تعریف، طراحی و اجرا می‌شود، مخاطب را در روندی همذات پندارانه و سمپاتیک با قهرمان اصلی، همراه کرده و مجذوب و درگیر روایت کند.

عدم شباهت ظاهری بازیگران با شخصیتهای تاریخی روایت، از دیگر نقاط ضعف اثر است که تنها در مورد شخص صیاد، بازی سرابی با حداکثر قدرت انتقال حسی و گیرایی خود، توانسته این ضعف را اندکی جبران کند. تنها صداها با بهره از هوش مصنوعی، شبیه‌سازی شده است. این در حالی است که فی‌المثل، در دو فیلم «محمدحسین مهدویان» با موضوع زندگی دو سردار بزرگ جنگ: «آخرین روزهای زمستان» و «ایستاده در غبار»، میزان مهارت و دقت کارگردان را در حداکثر این شبیه‌سازی، شاهد بوده‌ایم. اهمیت این شباهت در این است که ما در اینجا، با شخصیتهایی مواجهیم که در زمان ما زیسته‌اند و بسیاری از آنها هنوز هم زنده و در مسئولیتها و مناصب سیاسی و نظامی هستند و عدم توجه جدی به این مساله، امکان همذات پنداری و فضاسازی درست و دقیق برای مخاطب را کمرنگ می‌کند.

کارگردان در مدیریت پروداکشن فیلم، با توجه به اینکه این تجربه اول او در این حوزه است، حرفه‌ای ظاهر شده و صحنه‌های جنگی، پرداخت بالنسبه خوبی دارد. همچنین در استفاده از پروداکشن، اغراق نشده و استفاده بی رویه از جلوه‌های بصری و اسپشیال افکت و نماهای پرخرج نمی‌بینیم که می‌توانست پرداخت شخصیت اصلی را دچار خلل کند.

موسیقی «مسعود سخاوت دوست» برای این فیلم را می‌توان از نقاط عطف کارنامه کاری آهنگساز شمرد که ترکیبی از موتیف های حماسی- جنگی، احساسی و عاطفی، در تقویت و تاکید فضاسازی کلی و ضرباهنگ درونی اثر است. در این موسیقی، یک تم واحد در قالب واریاسیونها و ورسیونهای متعدد به تناسب تنوع صحنه‌ها، بسط می‌یابد.        

 

۲ – انگاره‌ی شخصیت پردازانه و منظر تعریف و توسعه روایت

 

یکی از ملزومات و مقتضیات قدرت و قویدستی در پرداخت روایت، هم در منظر فرمیک و هم در نگره محتوایی، کیفیت پردازش شخصیتهای فرعی است که در تعامل با آنها، هسته مرکزی درام، توسعه و بسط یافته و شخصیت و قهرمان اصلی، پررنگ تر نشان داده می‌شود. در صیاد، روی شخصیتهای فرعی، چندان کار نشده است. شخصیت سرهنگ با بازی «نادر سلیمانی» و شخصیتی به اهمیت «تیمسار سرلشکر شهید فلاحی» و اطرافیان رئیس جمهوری وقت و دیگران، می‌توانستند با طراحی درست و دقیق، در حکم پیشبرنده و تعمیق دهنده‌ی روایت باشند و اتفاقا ابعاد و نمودهای فردی و رفتاری و «شمایل» شخصیت اصلی را هم برجسته کنند. شاید اشکال عمده در تقسیم بندی و توسعه کرنومتریک فیلم است که بخش اعظم آن را به رابطه شخصیت اصلی با رئیس جمهور و فرمانده کل قوا در آن زمان، اختصاص داده است. اگرچه این، بخشی مهم از روایت است و بسیاری حقایق را در شناخت شخصیت صیاد روشن می‌کند، اما تکیه روایت بر این بخش، بیشتر زمان فیلم را می‌گیرد و نقش این شخصیت محوری و جریان‌ساز تاریخ جنگ را در سیر تحولات دفاع مقدس و فرماندهی نظامی ایران از «عملیات بیت‌المقدس» و فتح خرمشهر تا حماسه آفرینی تعیین‌کننده او در «تنگه چهار‌زبر» و «عملیات مرصاد»، و سرانجام تا شهادت او در یک عملیات تروریستی، ناگفته می‌گذارد. ما با خیلی از حقایقی که صیاد را «صیاد» کرد، آشنا نمی‌شویم. ریشه اختلافات او با فرماندهی سپاه در سالهای جنگ بر سر مدیریت نظامی و دفاعی و طراحی عملیاتها را درنمی‌یابیم. روند شکل‌گیری و تکامل یک شخصیت بزرگ تاریخ جنگ را در جریان این هشت سال نمی‌بینیم. ابتکار‌عمل‌ها و تدبیرهای هوشمندانه و نبوغ نظامی او که پس از ناکامی در «عملیات رمضان» با راهگشایی در روند جنگ، در تحقق «وحدت فرماندهی» و در قالب طرحهایی همچون «آتش بجای خون» تحقق یافت، در این فیلم، تصویر نشده است.

با اینهمه، یکی از نقاط قوت فیلم، شخصیت‌پردازی واقعگرا، دور از شعارزدگی و پرهیز از ترسیم تک بعدی و تصنعی شخصیت صیاد است. ما قهرمان فیلم را در تنوعی از حالات و ابعاد و وجوه مختلف روحی، عاطفی، معنوی، نظامی، می‌بینیم که در کلیت خود، اگرچه نه تمام و کمال، اما نزدیک به یک «فردیت» شده است و این دستیابی به یک «شَما» و «شمایل» فردی و ترسیم کاراکتری با همه وجوه انسانی متعدد و متکثر خود، می‌تواند مهمترین توفیق فیلمساز باشد. انتخاب «مارال بنی آدم» برای بازی در نقش «عفت» همسر صیاد، با بهره هوشمندانه از اینکه او همسر واقعی «علی سرابی» هم هست، در گذر از ممنوعیتهای کمرنگ کننده‌ی وجه عاطفی رابطه این زوج، امکان مثبتی برای جلوه‌بخشی پررنگتر به وجه عاطفی و شخصیت فردی قهرمان اصلی و زندگی خانوادگی او داده و مانع از درافتادن شخصیت به ورطه خنثی بودن شده و به باورپذیرتر شدنش کمک می‌کند.

در این فیلم، همچنین فارغ از اشارات و کنایات سیاسی گاه صریح، می توان نقد رویکرد سالهای اول انقلاب در طرح پاکسازی ارتش و اعمال فشارها و محدودیتها و محرومیتهای ناروا و ناعادلانه، برای بسیاری از پرسنل شریف و فداکار و غیرتمند ارتشی را دید. ارتشیانی که با وجود جفاها و بی مهری‌ها و گاه حذف و طرد و متهم و محکوم شدن به ضد انقلابی بودن و انگ و افتراهای ناشی از هیجانات کور و افراطی‌گری‌های تحت پوشش انقلابیگری، شرافتمدانه و شجاعانه پای این مرز و بوم ایستادند و مظلومانه تا شهادت برای دفاع از حریم مقدس میهن، پیش رفتند. در این فیلم، گزارشی گویا را از این حجم حمله‌ها و شدت این فشارها بر ارتش، در آن سالهای پرتلاطم، شاهدیم.  

 

۳ – یک نقطه برای شروع؛ عبور آرام و تدریجی از «پروداکشن» به «شخصیت»

در یک جمع بندی و ارزیابی کلی، مهمترین هوشمندی فیلمساز، دوری آگاهانه از فرمولهای رایج و معمول ستاره‌سازی با فرمولهای کلیشه ای و اغراق شده و تعریف شخصیت و شمایل فردی صیاد در بستری از پیوند و مواجهه او با شرایط و زمینه های تاریخی و سیاسی و اجتماعی است، در یک برهه مشخص- و نه کامل- از زندگی او. اینکه شخصیت «آنتاگونیست» یا همان «قطب منفی» تعریف شده در فیلم یعنی «ابوالحسن بنی صدر» در جایگاه رییس جمهور و فرمانده کل قوا بین سالهای ۶۰- ۵۸ نیز تقریبا برای اولین بار است که بدور از کلیشه‌سازیها و تکرار الگوی مشخص این چند دهه، پرداختی واقع‌نماتر و باورپذیرتر دارد و به سبک تیپ‌سازی های کاریکاتوروار و تک بعدی و بشدت سطحی و مطلق‌نگرانه‌ی گذشته نیست و لااقل تلاش مشهودی را برای گذار از این رویکرد به سمت یک اعتدال و واقع‌نگری در تعریف شخصیت می‌بینیم، تلاشی در ذات خود، قابل ارج است و در این زمانه مغتنم. در مجموع، معدل کیفی «صیاد» را نسبت به دیگر تولیدات مشابه از قهرمانان دفاع مقدس در سالهای اخیر، از «آسمان غرب» و «شور شیرین» و «زیباتر از زندگی» و… و هنوز در فاصله ای چشمگیر با نمونه‌ای در قد و قواره «ایستاده در غبار»، تجربه‌ای قابل تامل باید شمرد با دستاوردی نسبتا موفق در این عرصه و انطباق تصویر با صیادی که هرگز صید هیچ روایت و رویتی نشد، از آنکه خود، «صیاد دلها» بود. «صیاد» با همه نقاط ضعف و نارساییهای تکنیکی و محتوایی خود، اما با یک هوشمندی- ولو حداقلی- در بهره از الگوی محوریت و اصالت دادن به تعریف شخصیت فردی در روند رشد روایت، بر جاذبه‌های ظاهری و وجوه تکنیکال سینمای جنگ، می‌تواند یک نقطه شروع باشد.              

 فرزاد زادمحسن



منبع خبر

گلوله‌هایی از جنس نور… بیشتر بخوانید »