مجاهدت

بار دیگر مردی که دوست‌دارمش

بار دیگر مردی که دوست‌دارمش



شهید محمد عبدی - کراپ‌شده

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از گروه جهاد و مقاومت مشرق، حسن مجیدیان از شاگردان شهید محمد عبدی در سالگرد این دلاورمرد، متنی را در اختیار مشرق قرار داد…

محمد عبدی را آنها که دغدغه “بچه های مردم” را دارند، خوب می‌شناسند. محمدعبدی، مربی و معلم و دلسوز نوجوان و جوان بود. عمر کوتاه و پر مخاطره ی او بر سر تربیت نسلی گذشت که قرار است در آینده بسیار نزدیک، علمدار عرصه فرهنگ و تربیت این انقلاب باشند.

بار دیگر مردی که دوست‌دارمش

او و هم نسلان و همقطارانش فهیمش بعد از رحلت امام راحل ره و با آغاز دهه ۷۰ و خوابیدن شور و حال جنگ، به اقتضای ضرورت آن دهه و آن سالها، در سنگر فرهنگ مشغول مجاهدت و فعالیت شدند. شب و روزشان و جوانی و سرمایه و استعداد و آینده شان را به این مسیر آوردند و کار کردند. در این میان محمدعبدی اما چیز دیگری بود! او با آتش درون، پیوسته در مخاطره سوختن و در سودای رفتن بود. و عاقبت سوخت و رفت.

آن مربی جوان و بسیجی عاشق و معلم دلسوز به همراه همرزمانش، خوب دریافته بود که بهترین کارها، کادرسازی برای آینده انقلاب و حفظ و صیانت بچه های مردم از خطرات و گمراهی های زمانه است.برای محمد عبدی، هم زمان با شروع دوره تحصیلش در مقطع دبیرستان، دغدغه و انگیزه های عالی در زمینه تشکیل پایگاه فرهنگی تربیتی برای نوجوانان و طرح مسایل اجتماعی و دینی و گسترش فرهنگ انقلاب اسلامی و یادآوری مسایل مربوط به دفاع مقدس و بویژه شهدا و روش و منش آنها و… شکل تازه و جدی به خود گرفت و این فعالیتها در سالهای آخر دبیرستان به اوج خود رسید و تا هنگامه شهادتش با قوت ادامه داشت.

بار دیگر مردی که دوست‌دارمش

محمد خوب دریافته بود که پس از فراغت از روزگار جنگ، مسایل فرهنگی و هجوم بی امان فرهنگی دشمن از راه خواهد رسید و این نسل درگیر مسایلی خواهد شد که جواب میخواهد. ایده می‌خواهد. حرف نو میخواهد و… .

او با همین فهم و نگرش، سنگر معلمی را انتخاب کرد و شد “مربی بچه های مردم”. مدرسه و مسجد و پایگاه بسیج شد میدان عملیات فرهنگی، تربیتی و پروشی او. او به خوبی دریافته بود که رفتار و اندیشه یک مربی برای این نسل نوخاسته، چراغ راه و پای رفتن خواهد بود. و همین طور هم شد. جاذبه های رفتاری و اخلاقی و روحی محمدعبدی، در نزد نوجوانان از او یک معلم آگاه و توانمند و قابل اعتماد ساخته بود. او نه فقط یک معلم دلسوز که الحق یک بسیجی فهیم و تکلیف گرا و یک مشاور و همدل قابل اتکاء برای نوجوانان بود.

بار دیگر مردی که دوست‌دارمش

محمدعبدی محصول انقلاب اسلامی بود. امام را عاشقانه دوست داشت و افتخارش این بود که در کودکی و در جماران، امام دست روی سر او کشیده بود.برادر و یاور و معاضد و رفیق روزهای سخت بود.برای رفقایش جان می داد. برای بسیج خودش را می کشت.بی اندازه با محبت و باظرفیت بود و اغراق نیست که بگویم خدای محبت و مهربانی بود. از کار خسته نمیشد و روی خستگی را کم کرده بود. می گفت که کار برای خدا خستگی ندارد. متخصص کار برای خدا بود. آن جا که همه از پا می افتادند تازه جان میگرفت و بار مشکلات را به دوش می کشید. هرجا که او بود، نشاط بود.حال بود.سرانجام و نتیجه، حاصل بود. مرکز ثقل کارها و نقطه ی تعادل فعالیت ها بود.

شب و روزش کار برای انقلاب بود. جثه ی نحیف اما جان پرشور و پر دردی داشت. وجودش تحرک و پیش روی بود. عاشق شهدا و دیوانه شهادت بود. بی تاب بود که زود برود. به هر دری میزد تا از قفس دنیا رهایش کنند.دوکوهه و شلمچه و فکه و سه راهی شهادت برای او تکه ای از بهشت و مأمن یاوران صدیق مهدی(عج) بود. انس او با دوکوهه را از رفقایی باید پرسید که صبح علی الطلوع دوکوهه او را دیده بودند که به تنهایی نشسته بود و گریه میکرد و سینه میزد.عجیب بود گریه های بی نظیر او. چشمه جاری اشک های ناب او تا دم رفتن، جریان و جوشش داشت.مخزن چشمایش همیشه پر بود از باران بهاری. خیلی از هیأتی های آن سالها، او را با گریه ها و ضجه هایش می شناختند.ناله های او برای اهل بیت(ع) در مجالس عزای آنها فراموش نمی‌شود.

بار دیگر مردی که دوست‌دارمش

عشق عجیب او به مادر شهدا را ماها نمی فهمیدیم. حتی آرزوی شهادتش مثل حضرت زهرا س را هم درک نکردیم تا روزی که پیکرش را آوردند و سینه و پهلویش را دیدیم.

برای او دغدغه تربیت و مراقبت از بچه های مردم آن قدر حیثیتی بود که به قول خودش حاضر بود از سر شب تا صبح با نوجوانی در خیابان قدم بزند تا مبادا این بچه در خلوت خود به گناه بیفتد.

در سلوک او، دغدغه ی بچه های مردم، گریه های بی امان، معصومیتی دوست داشتنی، شوق به رفتن و رسیدن و… فراوان به چشم می خورد. 

آری بی نظیر بود این آقاعبدی. و الحق که بعد از او، من همانندش را ندیدم.

بار دیگر مردی که دوست‌دارمش

خون پاک او، سرآغازی شد برای بسیاری از رویش ها و فعالیت ها.خیلی ها بعد از شهادت او، با همان سبک و سیاق، روش تربیتی او را در کانونها و هیئات دانش آموزی دنبال کردند. کم نیستند کسانی که او را میشناسند و دلبسته ی او و راهِ مبارک او هستند.

محمدعبدی پس از عمری التماس به خدا، در ۱۶بهمن۱۳۷۷، در شهر ایرانشهر سیستان به شهادت رسید.اما خدا شاهد است که نام و راه و رسم و مرامش هنوز هم زنده است.هنوز هم آدم می سازد. هنوز هم سرباز انقلاب و مربی بچه ها و علمدار فعالیتهای فرهنگی و تربیتی است.

بار دیگر مردی که دوست‌دارمش

در تمام این سالها ضرورت پرداختن به زندگی او و جمع آوری خاطراتش دغدغه ی شاگردان او بوده. این مهم به لطف الهی در یکی دو سال گذشته منجر به تولید کتاب  «همیشه مربی» شد. از آنجا که هنوز یاد و نام او و روش ها و توصیه های او در فضای تربیتی در بین دوستان و شاگردان او زنده است، بخش اعظم  کتاب را خاطرات تربیتی و سر و کله زدن های او با بچه های نوجوان تشکیل میدهد. همچنین به فعالیت‌ها و دوندگی ها او در مسجد و پایگاه بسیج و مدرسه و حال و هوای این شهید عزیز در ماهها و روزهای پایانی زندگی او و حضور و ماموریتش در استان سیستان و بلوچستان پرداخته شده است.

بار دیگر مردی که دوست‌دارمش

کتاب همیشه مربی در سه فصل  «خدا کند همیشه جا برای دویدن باشد»،  «خداوند مرا آفریده است برای معلمی و مربی گری» و  «من مثل حضرت زهرا(س) شهید میشوم» با بهره گیری از خاطرات خانواده ی شهید، دوستان و شاگردان او، با تحقیق و نگارش حسن مجیدیان و توسط انتشارات شهید کاظمی آماده ی رونمایی و چاپ شده است و ان شاء الله در آینده نزدیک در دسترس علاقمندان خواهد بود

یاد آن چلچله مجنون و بی قرار و معلم و مربی دوست داشتنی همواره با ماست.

بار دیگر مردی که دوست‌دارمش

منبع خبر

بار دیگر مردی که دوست‌دارمش بیشتر بخوانید »

«این صدف انگار مروارید ندارد!» ارگانیک است!

«این صدف انگار مروارید ندارد!» ارگانیک است!



رونمایی از کتاب این صدف انگار مروارید ندارد!

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، کتاب «این صدف انگار مروارید ندارد!» با حضور جمعی از فعالان فرهنگی در موسسه آفتاب فردای ایرانیان رونمایی شد.

دکتر سجادی مدیرعامل موسسه آفتاب فردای ایرانیان به عنوان اولین سخنران این مراسم گفت:‌ من در جریان زحمات زیاد آقای ابراهیمی (کوشا) برای تدوین این کتاب بوده‌ام و همزمانی رونمایی از این کتاب با ایام مبارک دهه فجر، جالب است.

وی افزود: در این کتاب به خوبی می شود تحول شخصیت آقای کوشا را در جریان انقلاب اسلامی دید. امیدوارم شاهد جلدهای بعدی این کتاب باشیم.

«این صدف انگار مروارید ندارد!» ارگانیک است!

در بخش دیگری از این رونمایی علی آقاغفار، نویسنده و فعال رسانه‌ای گفت:‌ من در دو سال گذشته شاهد تلاش های آقای کوشا برای تدوین این کتاب بودم. کتاب «این صدف انگار مروارید ندارد!» ارگانیک است. متن کتاب،‌ خواننده را مثل چوب جادو به دل تاریخ می برد. فردی که این کتاب را به دست بگیرد دیگر خواننده کتاب نیست و همپای کتاب پیش می رود.

معرفی کتاب را اینجا بخوانید:

چند دقیقه با کتاب «این صدف انگار مروارید ندارد!»؛ / ۹۲

برخورد با امام جماعتی که سوره‌اش را اشتباه می‌خواند! +‌ عکس

وی افزود: کتاب آقای کوشا بسیار صادقانه است و هر جایی که اشتباهی داشته را اعتراف کرده است. نویسنده در این کتاب، خودسانسوری نکرده و خودش را صیقل نداده است. افتخار من این بود که این کتاب را قبل از ویرایش ها و در نسخه ای قبل از چاپ خواندم و لذت آن برای من بیشتر بود. البته الان هم کتاب،‌ آن شیرینی‌ها را دارد.

این نویسنده و رسانه‌ای پیشکشوت ادامه داد: من می گویم این صدف مروارید دارد و مرواریدش هم نویسنده کتاب، آقای کوشا (اسماعیل ابراهیمی) ‌است.

«این صدف انگار مروارید ندارد!» ارگانیک است!
علی آقاغفار

دکتر لطفی،‌ فعال فرهنگی هم در این مراسم گفت:‌ من همنشین آقای ابراهیمی هستم و ایشان هماهنگونه که صحبت می کنند، کتابشان را هم با جذابیت و شیرین نوشته اند.

وی افزود:‌ اگر حضرت امام نبود، ‌معلوم نبود سرنوشت فردی مثل آقای ابراهیمی (کوشا) چه می شد؟ توصیه می کنم کتاب جنگ جهانی چهارم را بخوانید. در آنجا از قول یکی از اعضای برجسته امنیتی جهان تأکید می‌شود که خمینی، ‌سرباز خداست. آقای کوشا هم سرباز امام خمینی بودند.

این فعال فرهنگی ادامه داد: من کتاب «این صدف انگار مروارید ندارد!» را به قطاری تشبیه می کنم که آقای ابراهیمی (کوشا) آن را راهبری می کند اما ایستگاه ها و همسفرانمان مشخص نیستند. گاهی تند می ورد و گاهی آنقدر حرکتش آرام می شود که انگار ایستاده است. قیمت این کتاب با چند بستنی مگنوم برابری می کند (55هزار تومان) و امیدوارم که خوانده شود.

«این صدف انگار مروارید ندارد!» ارگانیک است!

سردار گلعلی بابایی،‌ نویسنده و پژوهشگر دفاع مقدس هم در این مراسم گفت:‌ همان شبی که آقای ابراهیمی (کوشا) کتاب «این صدف انگار مروارید ندارد!» را به دست من رساندند آن را خواندم و صبح به ایشان زنگ زدم و تبریک گفتم. با ناشر کتاب هم تماس گرفتم و تبریک گفتم که چنین کتاب خوبی منتشر کرده است. جا دارد روی این کتاب کار شود چرا که هم نویسنده و هم دست‌اندرکاران تولیدش آدم‌های تیزبین و دقیقی هستند.

وی افزود:‌ این کتاب برای امثال من نوستالژی دارد با این تفاوت که هنجارشکنی هم کرده است و خیلی چیزها که جزو مگوها بوده را گفته است. در این کتاب می شود سیر تکاملی بچه‌های انقلاب را دید. این کتاب هم آدم را می خنداند و هم گریه آدم را درمی آورد. «این صدف انگار مروارید ندارد!» توانسته بسیاری از سنت ها را بازروایی کند.

محمدعلی صمدی، ‌نویسنده و پژوهشگر دفاع مقدس نیز در این مراسم گفت: من کتابخوان حرفه‌ای هستم ولی «این صدف انگار مروارید ندارد!» را شاهکار نمی دانم. این کتاب می توانست بهتر شود اما آقای ابراهیمی (کوشا) خیلی از مطالب کتاب را بنا بر مصلحت‌هایی حذف کردند.

«این صدف انگار مروارید ندارد!» ارگانیک است!

وی افزود:‌ این کتاب در وانفسای امروزی کتاب در کشورمان بسیار خوب است. وضعیت برخی کتاب های دفاع مقدس فاجعه است. آقای کوشا در برابر برخی پیشنهادهای ما مقاومت می کردند اما پذیرششان نسبت به مطالب ما خوب بود در حالی که بسیاری  از نویسندگان جوان و تازه کار این عرصه حاضر نمی شوند پیشنهادهایی برای بهبود کیفیت کتاب‌هایشان را بپذیرند.

در این مراسم، حاج قاسم صادقی از رزمندگان گروه فدائیان اسلام و همرزم شهیدان سید مجتبی هاشمی و شاهرخ ضرغام هم ضمن گرامیداشت یاد شهدای ذوالفقاری آبادان گفت: باید حقایق را گفت تا نسل جدید آن را بپذیرد. من در محضر مقام معظم رهبری بحث بیان حقایق جنگ و شخصیت رزمندگان را مطرح کردم و ایشان هم تأکید کردند که واقعیت ها و جزئیات بیان شود تا بعدها از خطرتحریف دور بماند.

«این صدف انگار مروارید ندارد!» ارگانیک است!
اسماعیل ابراهیمی / نویسنده کتاب

در این مراسم، اسماعیل ابراهیمی (کوشا) نویسنده کتاب هم ضمن تشکر از حضور فعالان فرهنگی در این مراسم، بخش هایی از کتاب را به صورت شفاهی تعریف کرد. در پایان مراسم نیز کیک رونمایی کتاب به دست برادر شهید حاج احمد متوسلیان بریده شد و حاضران ضمن امضای لوح یادبود، عکس یادگاری گرفتند.

«این صدف انگار مروارید ندارد!» ارگانیک است!
علی آقاغفار

«این صدف انگار مروارید ندارد!» ارگانیک است!

منبع خبر

«این صدف انگار مروارید ندارد!» ارگانیک است! بیشتر بخوانید »

بزرگ‌ترین کتاب مرجع تاریخ شفاهی جامعه پزشکی کلید خورد

بزرگ‌ترین کتاب مرجع تاریخ شفاهی جامعه پزشکی کلید خورد



تاریخ شفاهی جامعه پزشکی کشور - کراپ‌شده

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، اولین و بزرگ ترین کتاب مرجع و جامع تاریخ شفاهی جامعه پزشکی کشور به همت موسسه بهداری رزمی دفاع مقدس کلید خورد. 

 این کتاب سعی دارد تا نگاهی متفاوت و جامع به زندگی و عملکرد ۹۰ نفر از تاثیر گذارترین چهرهای شاخص در بهداری رزم داشته باشد. کسانی که در این مجموعه در قالب ۳ جلد کتاب و یک مجموعه ۳۰ قسمتی پادکست در حال تهیه و تدوین است. 

بزرگ‌ترین کتاب مرجع تاریخ شفاهی جامعه پزشکی کلید خورد

جلد اول این مجموعه شامل مصاحبه با سی تن از شاخص ترین جراحان و پزشکان این عرصه است. 

جلد دوم مصاحبه هایی است با ۳۰ نفر از فرماندهان و مدیران تاثیرگذار در حوزه های مختلف بهداری های جبهه ها تا مدیران  ستادی و جلد سوم هم مصاحبه با سی نفر از کادر درمان اعم از پرستاران، امدادگران، تکنسین های اتاق های عمل و راننده های آمبولانس که حضوری مداوم و موثر در خطوط مقدم و بیمارستان های صحرایی داشتند. 

این مجموعه به همت موسسه بهداری رزمی ونظارت سرادر فتحیان و سردار هوشنگ قادری در حال تهیه و تولید است. 

نویسندگی و مدیریت پروژه برعهده حمیده طاهری است. 

فرهاد سلیمانی مدیر پروژه عکاسی ، پرویز بیانی گرافیست و امین قدمی مشاور اجرایی این پروژه هستند.

بزرگ‌ترین کتاب مرجع تاریخ شفاهی جامعه پزشکی کلید خورد

منبع خبر

بزرگ‌ترین کتاب مرجع تاریخ شفاهی جامعه پزشکی کلید خورد بیشتر بخوانید »

شهادت ۱۱ مدافع حرم در یک روز

شهادت ۱۱ مدافع حرم در یک روز



مدافعان حرم - مدافع حرم

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، ۱۶ بهمن ۱۳۹۹ هجری شمسی برابر با ۲۰ جمادی الثانی ۱۴۴۲ هجری قمری و ۴ فوریه ۲۰۲۱ میلادی است. مروری می کنیم بر حوادت مهم دفاع مقدس در این روز.

• ولادت شهید مرتضی گرکانی (استان تهران، شهرستان شمیرانات) (۱۳۲۸ ه.ش)

• ولادت شهید محسن حاجی بابا (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۳۷ ه.ش)

• ولادت شهید علیرضا حجت‌دوست (استان آذربایجان شرقی، شهرستان تبریز) (۱۳۴۳ ه.ش)

• ولادت شهید علیرضا دهقان طزرجانی (استان یزد، شهرستان یزد) (۱۳۵۵ ه.ش)

• شهادت شهید احمد قاسمی (استان خراسان رضوی، شهرستان گناباد، روستای سقی) (۱۳۵۹ ه.ش)

• شهادت شهید محمدعلی ظاهری (استان قزوین، شهرستان قزوین) (۱۳۵۹ ه.ش)

• شهادت شهید فرهاد ناصری (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۵۹ ه.ش)

• شهادت شهید حسن مجلسی بالدرلو (استان آذربایجان غربی، شهرستان ارومیه) (۱۳۵۹ ه.ش)

• ولادت شهید مدافع حرم احمد حیاری (استان خوزستان، شهرستان شوش دانیال، روستای مالک اشتر) (۱۳۶۰ ه.ش)

• شهادت شهید علی یدالله‌پور (استان مازندران، شهرستان ساری) (۱۳۶۰ ه.ش)

• شهادت شهید عباسعلی میرزاجانی نوش آبادی (استان اصفهان، شهرستان آران و بیدگل) (۱۳۶۰ ه.ش)

• شهادت شهید عبدالحسین پنجی (استان گیلان) (۱۳۶۱ ه.ش)

• شهادت شهید میربهروز ندایی (استان مازندران، شهرستان نکا) (۱۳۶۱ ه.ش)

• شهادت شهید عباسعلی سبزیان فیضی (استان اصفهان، شهرستان کاشان) (۱۳۶۲ ه.ش)

• شهادت شهید محمود عمو (استان اصفهان، شهرستان نجف آباد) (۱۳۶۲ ه.ش)

• شهادت شهید حمید پژمان پور (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۳ ه.ش)

• شهادت شهید سعید شجاعی‌فرد (۱۳۶۴ ه.ش)

• شهادت شهید محمدرضا علی حسینی (استان سمنان، شهرستان دامغان، روستای قدرت آباد) (۱۳۶۴ ه.ش)

• شهادت شهید مصطفی کرباسیان (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید سیدابوالقاسم رستگارطهرانی مقدم (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید محمدرضا کلاته بجدی (استان خراسان جنوبی، شهرستان بیرجند) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید محمدتقی شفایی مقدم (استان اصفهان، شهرستان آران و بیدگل) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید حسن مشایخ نعمتی (استان مازندران، شهرستان نوشهر) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید سیدسعید میرکریمی (استان مازندران، شهرستان بهشهر) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید آرمان نعمتی (استان مازندران، شهرستان بابلسر) (۱۳۶۶ ه.ش)

• شهادت شهید صمد مرادی کلمه نو (استان تهران، شهرستان ری) (۱۳۶۶ ه.ش)

• شهادت شهید محمد عبدی (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۷۷ ه.ش)

• شهادت شهید مدافع حرم محمدرضا حسینی‌مقدم (استان خراسان رضوی، شهرستان تربت حیدریه) (۱۳۹۳ ه.ش)

• شهادت شهید مدافع حرم محمد مسرور (استان فارس، شهرستان کازرون) (۱۳۹۴ ه.ش)

• شهادت شهید مدافع حرم محمود هاشمی سنجانی (استان قم، شهرستان قم) (۱۳۹۴ ه.ش)

• شهادت شهید مدافع حرم سجاد دهقان (استان فارس، شهرستان کازرون) (۱۳۹۴ ه.ش)

• شهادت شهید مدافع حرم علی جوکار (استان فارس، شهرستان کازرون) (۱۳۹۴ ه.ش)

• شهادت شهید مدافع حرم عسکر زمانی (استان فارس، شهرستان نورآباد ممسنی، روستای تیرازجان) (۱۳۹۴ ه.ش)

• شهادت شهید مدافع حرم محمدکاظم (پژمان) توفیقی (استان فارس، شهرستان کازرون) (۱۳۹۴ ه.ش)

• شهادت شهید مدافع حرم ستار اورنگ (استان کهگیلویه و بویراحمد، شهرستان یاسوج، روستای نقارخانه) (۱۳۹۴ ه.ش)

• شهادت شهید مدافع حرم عبدالصالح زارع (استان مازندران، شهرستان بابلسر، شهر بهنمیر) (۱۳۹۴ ه.ش)

• شهادت شهید مدافع حرم سعید سامانلو (استان قم، شهرستان قم) (۱۳۹۴ ه.ش)

• شهادت شهید مدافع حرم سیدفخرالدین تقوی‌نژاد (استان فارس، شهرستان کازرون، شهر قائمیه) (۱۳۹۴ ه.ش)

شهادت ۱۱ مدافع حرم در یک روز

منبع خبر

شهادت ۱۱ مدافع حرم در یک روز بیشتر بخوانید »

عکس/ یکی از صاحبان اصلی انقلاب

عکس/ یکی از صاحبان اصلی انقلاب



انقلاب اسلامی

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از گروه جهاد و مقاومت مشرق، قابی که پیش رو دارید، در دی ماه سال 1358 شمسی، توسط «کاوه کاظمی» در حلبی آبادی واقع در حاشیه میدان آزادی به ثبت رسیده است.

«حلبی آباد» عنوانی بود که به زاغه های حاشیه شهر تهران اطلاق می شد. عمده سرپناه های ساخته شده در این مناطق، با استفاده از حلبِ 17 کیلویی روغن نباتی ساخته شده بودند و به همین دلیل در افواه به نام «حلبی آباد» شهرت داشتند. این کانون های جمعیتی، از کمترین مزایای زندگی عادی(برق و آب و فاضلاب شهری» محروم بودند. ساکنان حلبی آبادها، عمدتا مهاجرانی بودند که به امید حداقل امکانات زندگی به پایتخت پناه می بردند اما جایی در متن شهر نداشتند و به حاشیه رانده می شدند. حلبی آبادها از اوایل دهه 1350 به افزایش یافتند و به کانون های خشم و بغض علیه حکومت تبدیل شدند. تا چند سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، آثار «زندگی حلبی آباد»ی در حاشیه تهران، هنوز به چشم می خورد

عکس/ یکی از صاحبان اصلی انقلاب

عکس/ یکی از صاحبان اصلی انقلاب

منبع خبر

عکس/ یکی از صاحبان اصلی انقلاب بیشتر بخوانید »