سعدالدوله برای او پیام فرستاد که با وزیر مختار روس و انگلیس گفتوگو کردم و برای شما جای مناسبی در سفارتخانه تهیه شده تا جانتان محفوظ باشد. اما او فقط زیر لب گفت: «لاحول و لاقوة الاّ بالله» … پیشنهاد شد که اجازه بدهید پرچم هلند را که کشوری بیطرف است بر بام خانه نصب کنیم تا در امان باشید. شیخ با تبسمی استهزا گونه گفت: چطور ممکن است که صاحب شریعت به من که از مبلغین احکام هستم اجازه دهد به خارج از شریعت، پناهنده شوم؟ و وقتی پیشنهاد پناه بردن به سفارت عثمانی داده شد، گفت: رواست که من، بعد از هفتاد سال که محاسنم را برای اسلام سفید کردهام حالا بیایم و زیر پرچم بیگانه بروم؟! سردار مشروعه، سربدار شد تا به گفته «جلال آل احمد»، نعشش بالای دار، پرچمی باشد و پیامی به همه تاریخ…
منبع خبر
