اصولگرایان

آقای عبدی انتخاب با شما!

آقای عبدی انتخاب با شما!



ما ۱۱۵ کیلو اورانیوم ۶۰ درصد داریم که اسرائیلی‌ها حالا می‌گویند اگر ۹۰ درصد نشود، با این کنار می‌آیند! و امریکا با دوربین‌های خاموش آژانس و انباشت اورانیوم در ایران، مشغول آزادسازی پول‌های ایران است.

به گزارش مجاهدت از مشرق، غلامرضا صادقیان طی یادداشتی در روزنامه جوان نوشت: آقای عباس عبدی، تحلیلگر ارشد رسانه‌های اصلاح‌طلب با مفروض گرفتن آنچه کسانی «دستاورد هسته‌ای خروج غیرقانونی امریکای ترامپ از برجام برای ایران» نامیده‌اند و مقایسه آن با «نتایج فرضی اقتصادی باقی‌بودن برجام» خطاب به کسی یا کسانی که معلوم نیست کیستند، نوشته است حالا «انتخاب با شما»! یعنی وقتی این همه خسارت اقتصادی داشته چرا باید به دستاورد هسته‌ای آن فخر کرد.

آقای عباس عبدی، تحلیلگر ارشد رسانه‌های اصلاح‌طلب با مفروض گرفتن آنچه کسانی «دستاورد هسته‌ای خروج غیرقانونی امریکای ترامپ از برجام برای ایران» نامیده‌اند و مقایسه آن با «نتایج فرضی اقتصادی باقی‌بودن برجام» خطاب به کسی یا کسانی که معلوم نیست کیستند، نوشته است حالا «انتخاب با شما»! یعنی وقتی این همه خسارت اقتصادی داشته چرا باید به دستاورد هسته‌ای آن فخر کرد.

آقای عبدی! مخاطب این «شما» چه کسی است؟ ترامپ یا آن‌ها که «نواصولگرا» می‌نامید؟! اگر به نواصولگرایان کنایه می‌زنید، آن‌ها الان در تلاش برای توافق هسته‌ای با غرب هستند و در زمان خروج امریکا از برجام، نه در دولت روحانی بودند، نه در طرف ترامپ، نه سرپیاز نه ته‌پیاز. چرا باید حالا به آن‌ها بگویید «انتخاب با شما»؟!

در این نوشته با خودتان سخن می‌گویید یا با دیگران؟! حتماً نمی‌خواهید بگویید «درست است که ترامپ از برجام خارج شد و دوستی و امید دولت روحانی را به امریکا نادیده گرفت، و درست است که اصولگرایان در آن زمان سکان مذاکرات را در دست نداشتند و هیچ امتیازی برای آنان در روند مذاکرات نمی‌توان قائل شد-که اگر بودند از آن صدها سکه اهدایی به سلاطین مذاکره، چند تایی را هم باید به آنان می‌دادند-، اما خب، برخی از همان اصولگراها در دل خود یا در نوشته‌های خود، برجام را خوش نمی‌داشتند!»

معلوم نیست چرا مخاطب داخلی -اصولی‌ها یا هرکس دیگر- باید بابت کاری که ترامپ کرد، بین ۱۱۵ کیلو اورانیوم ۶۰ درصد و دستاوردهای اقتصادی ماندن در برجام، یکی را انتخاب کند!

داستان به این سادگی است: یک ترامپی بود که اصلاح‌طلبان او را دیوانه می‌نامیدند و برجام را پاره کرد. ایران حتی تهدیدهایی کرد که مانع آن شود. یعنی مایل به ازهم پاشیدن همان وضعیت نیم‌بند برجام و بلکه بی‌بند برجام نبود. دوستان شما می‌گفتند «امریکا نمی‌تواند با یک امضا از برجام خارج شود و اگر هم خارج شود، جهان با او همراهی نمی‌کند.»، اما شد آنچه نباید می‌شد و امریکا خارج شد و جهان همراهی کرد. فرض کنیم همه آن خسارت‌های اقتصادی که شما می‌گویید هم به بار آمده باشد (با اینکه در این «اگر»‌ها نتوان نشست و اقتصاد چیزی نیست که بتوان با یکی دو «اگر» و «مگر» از آن یک پیش‌بینی دقیق بیرون کشید)، این نتایج اقتصادی یعنی کاهش رشد اقتصادی و افزایش تورم، ناگزیر بود و در درجه اول، بر گردن ترامپ و بعد تقصیر کسانی بود که امید و اعتماد به امریکا بستند. وقتی ناگزیر بود، باید چه می‌کردیم؟! نباید همان ۱۱۵ کیلو اورانیوم ۶۰ درصد را که هم ارزش مالی و سیاسی دارد و هم از نظر بازدارندگی، خودبه‌خود مثل بمب عمل می‌کند و هم وزانت توان علمی و فنی و استقلال سیاسی ایران را بالا می‌برد، تولید می‌کردیم؟! این سه دستاورد آیا از هرلحاظ قابل اندازه‌گیری است و آیا حدی و قیمتی برای آن هست؟! اگر غنی‌سازی ۶۰ درصد را انجام نمی‌دادیم، ترامپ یا بایدن به برجام بازمی‌گشتند یا تضمینی بود که اقتصاد به آن وضع گرفتار نشود؟

مفهوم مخالف نوشته آقای عبدی این است که «اگر ترامپ از برجام خارج نمی‌شد، وضع اقتصادی ما بهتر بود، هرچند ذخیره اورانیوم ۶۰ درصد هم نداشتیم». خب الان «انتخاب با شما» دیگر یعنی چه؟! انتخاب با کی؟! یعنی آن جماعت تقریباً ذهنی نواصولگرایان (که هرچه می‌خواهید در لفافه به نظام ناسزا بگویید، با ساختن یک موجود خیالی، آشکارا به آن‌ها می‌گویید) باید «به هرقیمتی» ترامپ را خشنود می‌کردند تا در برجام بماند و از این حرف‌های خیالی؟!

اگر بخواهیم منصفانه درباره تاریخ بیست‌ساله مناقشه هسته‌ای ایران و غرب قضاوت کنیم، باید بگوییم در آن نوبت که امریکا از برجام خارج شد (ترامپ خارج شد و بایدن و دموکرات‌ها به‌رغم آن همه وعده در تبلیغات انتخاباتی، به آن بازنگشتند)، ایران که خود را محروم از فواید لغو تحریم‌ها می‌دید، دست‌کم کار خود را ادامه داد و حالا همین مقدار اورانیوم غنی‌شده را موتور پیش‌برنده مذاکرات کرده است. حتماً باید سری به تیترهای متنوع روزنامه‌هایی که در آن می‌نویسید بزنید تا ببینید که این از نظر دوستان شما نشدنی بود که ما هم اورانیوم ۲۰ درصد داشته باشیم، هم با امریکا انواعی از توافق‌ها را از تبادل زندانیان و رفع مسدودی پول‌ها و آنچه این روزها می‌شنوید، به انجام برسانیم و هم با روسیه و چین ببندیم- چنانکه سناتورهای امریکا رسماً می‌گفتند نزدیک‌شدن به چین مانع توافق است- چه رسد به اورانیوم ۶۰ درصد و این حرف‌ها!

نباید اینکه راهگشایی در کشور به دست کدام دولت و جریان انجام می‌شود، ما را حساس و به قضاوت عجولانه و متناقض بکشاند. نواصولی‌های شما نیز اگر به فرض چنین کرده و موفقیت‌ها را مانع شده باشند تا به دست خودشان رقم بخورد، بیخود کردند. افتخار هر گشایشی باید به پای ملت نوشته شود.

ما ۱۱۵ کیلو اورانیوم ۶۰ درصد داریم که نقد است و اسرائیلی‌ها حالا می‌گویند اگر ۹۰ درصد نشود، با این کنار می‌آیند! و امریکا با دوربین‌های خاموش آژانس و انباشت اورانیوم در ایران، مشغول آزادسازی پول‌های ایران است. این نقد نقد است. آن نتایج فرضی اقتصادی که برشمردید، نسیه است و روی کاغذ و با محاسبه ساده شما. انتخاب با شما که «این نقد بگیرید و آن نسیه بدارید» یا «اصولی و اصلاحی بنشینند کنار هم و آواز دهل از دور بشنوند که مثلاً خوش است!»

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

آقای عبدی انتخاب با شما!

آقای عبدی انتخاب با شما! بیشتر بخوانید »

جایگزین گشت ارشاد چیست؟

مشارکت و استصواب



انتخابات ترکیه –که شرکت در آن اجباری است- موجب شد دوباره تحقیر خودی از سوی کسانی که احساس می‌کنند راهی به قدرت ندارند داغ شود و علت مشارکت بالا را در ترکیه نبود نظارت استصوابی بدانند.

به گزارش مجاهدت از مشرق، عبدالله گنجی فعال رسانه ای، در سرمقاله روزنامه جوان نوشت:

انتخابات ترکیه –که شرکت در آن اجباری است- موجب شد دوباره تحقیر خودی از سوی کسانی که احساس می‌کنند راهی به قدرت ندارند داغ شود و علت مشارکت بالا را در ترکیه نبود نظارت استصوابی بدانند. همین دسته افت مشارکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۹۸ و ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ را به علت وجود نظارت استصوابی شورای نگهبان می‌دانند.

عنوان نظارت شورای نگهبان سال‌هاست محل مناقشه است و همان‌هایی که می‌خواهند سر به تن جمهوری اسلامی نماند بارها هشدار داده‌اند که این نظارت به نابودی نظام و دور شدن مردم از آن منجر می‌شود. در این نوشته به ماهیت نظارت استصوابی و حسن و عیب آن وارد نمی‌شویم و موضوع ما نیست، اما با دو سئوال به این منطق می‌پردازیم که قبل از نظارت استصوابی که در سال ۱۳۷۴ در مجلس پنجم به تصویب رسیده است (و محل مناقشه است) طور دیگری عمل می‌شده است؟ و سؤال دوم اینکه بعد از مصوبه مذکور مشارکت مردم در انتخابات افت کرده است؟

راستی تاکنون کسی قبل و بعد اجرای این قانون را مقایسه کرده است، آیا تفاوتی مشاهده شده است؟ اگر کسی مدعی است که از مقطعی قانون انتخابات به نظارت استصوابی تغییر کرده این زمان ۱۳۷۴ است و اعمال آن از ریاست‌جمهوری هفتم (خاتمی) و مجلس ششم (زمستان ۱۳۷۸) بوده است. ابتدا به سؤال اول پاسخ می‌دهیم که آیا قبل از این موعد، انتخابات به شکل دیگری بوده است و ناگهان ریل عوض شده است؟ منظور از نظارت استصوابی یعنی «نظارت بر همه مراحل انتخابات از ثبت‌نام تا تأیید انتخابات» و در اصطلاح حقوقی از واژه «تمامی مراحل» استفاده می‌شود و این مورد نقد عمده اصلاح طلبان است.

سؤال این است که این نوع نظارت از مجلس پنجم به بعد اعمال شده است؟ خیر، حتی در مصوبه ۵۹/۷/۳ مجلس و در ماده ۳ آن آمده است «هیئت مرکزی نظارت بر تمامی مراحل انتخابات…. نظر دارد» و در مصوبه مجلس مجدد و در سال ۱۳۶۲ آمده است «نظارت بر انتخابات مجلس بر عهده شورای نگهبان می‌باشد. این نظارت عام و تمام مراحل و در کلیه امور مربوط به انتخابات جاری است». ۱۳۶۵/۹/۵ باز به همین ماده ۳ تأکید می‌شود و در مجلس چهارم در فروردین ۱۳۷۱ اعمال نظارت استصوابی بارز می‌شود. در مجلس دوم نیز در ۱۳۶۳/۱/۲۶ اعضای نهضت آزادی و جبهه ملی و… رد صلاحیت می‌شوند.

مرحوم بازرگان در ریاست جمهوری ۱۳۶۴ رد می‌شود و امام نیز سکوت می‌کنند. در انتخابات ریاست‌جمهوری نیز چنین است.

در انتخابات دوم ریاست‌جمهوری ۷۱ نفر ثبت‌نام و چهار نفر تأیید می‌شوند. در ریاست‌جمهوری سوم ۶۴ نفر ثبت نام و چهار نفر تأیید می‌شوند. دوره چهارم ۵۰ نفر ثبت نام و سه نفر تأیید می‌شوند و در دوره پنجم ریاست جمهوری ۷۹ نفر ثبت‌نام و دو نفر تأیید می‌گردند. پس می‌بینیم که نظارت استصوابی به صورت جدی هم از اول هست (نظارت عام بر همه مراحل) و هم در اجرا قابل تأیید است. در مجالس نیز گروه‌های همسو با نهضت آزادی رد می‌شوند، اما از مجلس چهارم این اتفاق برای جناح‌های درون نظام می‌افتد. حال آنکه قانون مشهور مدنظر در مجلس پنجم تصویب شده است.

پس نظارت استصوابی از بدو انتخابات در جمهوری اسلامی بوده است و ربطی به مصوبه سال ۱۳۷۴ ندارد.

اما چرا قبلاً نام آن شنیده نمی‌شد و کمتر مورد اعتراض بود؟ چون تجدیدنظرطلبان (به جز نهضت آزادی و همسویان) در معرکه انتخابات با مانع مواجه نبودند؛ بنابراین کسانی که نگاهشان به اسلام سیاسی یا جمهوری اسلامی تغییر کرده و دنبال دموکراسی و عقب‌نشینی دین از سیاست و سیاست از فرهنگ بودند رد می‌شدند و این ربطی به ماهیت قانون نداشت، اما درباره سؤال دوم اینکه آیا مشارکت با نظارت استصوابی پایین آمده است؟

ابتدا ریاست جمهوری را بررسی کنیم. طبق نظر منتقدان تا قبل از ریاست جمهوری هفتم (خاتمی ۱۳۷۶) نظارت استصوابی نبوده است. در شش دوره انتخابات ریاست جمهوری مشارکت مردم ۶۳/۵۴ درصد بوده است و از زمانی که نظارت استصوابی اعمال شده (حتی با انتخابات ۴۸ درصدی ۱۴۰۰) با میانگین هفت دوره مشارکت ۶۹/۹۸ (بخوانید ۷۰ درصد) بوده است. پس بعد از نظارت استصوابی رشد حدود ۶/۵ درصدی مشارکت هم داشته‌ایم.

به مجلس برگردیم. میانگین مشارکت از مجلس اول تا مجلس پنجم که بدون نظارت استصوابی بوده حدود ۶۱ درصد است و از مجلس ششم تا یازدهم که نظارت استصوابی بوده است بدون لحاظ انتخابات ۱۳۹۸ (کرونا و نارضایتی اقتصادی) ۵۹/۹۱ درصد بوده است، یعنی بیش از یک درصد کاهش داشته است و اگر انتخابات ۱۳۹۸ را لحاظ کنیم ۴ درصد کاهش مشارکت بعد از نظارت استصوابی داشته‌ایم.

البته دو انتخابات ۱۳۹۸ و ۱۴۰۰ بدون تردید متأثر از کرونا، نارضایتی اقتصادی، برخی حوادث و تحریم بخشی از اصلاح‌طلبان است و نمی‌توان آن را تقابل نامید. در انتخابات دور دوم ریاست جمهوری مرحوم هاشمی نیز مشارکت ۵٠/۶۶درصد است. آیا کسی گفت مردم از نظام برگشته‌اند.

نارضایتی اقتصادی از جناح راست بود که ۱۳۷۶ در تغییر جناح و شکوه مشارکت خود را نشان داد. در مجلس هفتم نیز مشارکت ۵۱/۲۱ درصد بود، اما کسی آن را تقابل با نظام تفسیر نکرد. علت این است که معترضان (انتخاب شوندگان) آن روز در معرض رد نبودند. از قضا کسانی که امروز در رد نظارت استصوابی سخن می‌گویند با همین نظارت اکثریت مجلس ششم را در اختیار گرفتند. چرا حالا با همان قانون نمی‌توانند؟ چرا عیب را در خود نمی‌بینند؟ و نظارت استصوابی در مجلس پنجم تصویب شده که اصلاح‌طلبان با حدود ۱۰۰ نماینده با محوریت عبدالله نوری در آن حضور داشتند.

نتیجه اینکه نظارت استصوابی مبتنی بر ماده ۳ قانون انتخابات از ۱۳۵۹ بوده است. اما مشمولان آن تغییر کرده است. قانون ثابت است، برخی فق‌های شورای نگهبان هم ثابت هستند، اما باید تفسیر را در حوزه معرفتی و رفتار نخبگان دید. حتی شورای نگهبان کسانی را تأیید کرد و به مجلس رفتند که اکنون جلای وطن کرده و اپوزیسیون هستند (حقیقت‌جو، مزروعی، پیرموذن و…) البته انتخابات امسال و چگونگی مشارکت آن (بدون کرونا) راستی آزمایی خوبی برای حکومت و منتقدان است،

اما بپذیریم که نوع نظارت شورای نگهبان تأثیری بر مشارکت نداشته است. در همین انتخابات ۱۳۹۸، سرلیست اصلاح‌طلبان (مجید انصاری) از همه اصولگرایان (به جز سرلیست قالیباف) شناخته شده‌تر بود. حامیان به میدان نیامدند، آسیب‌شناسی رفتار، منش، مواضع و مواجهه خود نیز کمک‌کننده است.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

مشارکت و استصواب

مشارکت و استصواب بیشتر بخوانید »

آمریکا با ابزار ناتو به دنبال تجزیه روسیه است

متکی: جهت گیری های دولت رئیسی در مسیر صحیح است



دبیر شورای وحدت نیروهای انقلاب اسلامی گفت: جهت گیری های آیت الله رئیسی در دولت در مسیر صحیح قرار دارد و شورای وحدت به موفقیت دولت امیدوار است.

به گزارش مجاهدت از مشرق، منوچهر متکی عصر پنجشنبه در جمع اعضای شورای وحدت نیروهای انقلاب اسلامی استان کرمان افزود: در برهه حساسی از انقلابمان قرار گرفتیم، رهبر معظم انقلاب تحولات ۲ سال اخیر را رصد جدی می کنند و به همین دلیل مسئله انتخابات را زودتر مطرح کردند.

وی تصریح کرد: دشمنان همه راه ها را رفتند و همه طراحی را انجام دادند که نمونه آخر آن حرکت های همین پاییز قبل بود و القا کردند جمهوری اسلامی تمام است.

دبیر شورای وحدت نیروهای انقلاب اسلامی بیان کرد: آمریکایی ها و اروپایی ها هر روز جایی را تحریم می کنند، باور کرده بودند که کار جمهوری اسلامی تمام شده است، البته محاسباتشان در فکرشان بی راه هم نبود.

وی ادامه داد: اینها ۴۳ سال ما را بررسی کردند و نقاط قوت و ضعف ما را شناختند، حتی جمعیت نماز عید فطر را تحلیل کردند تا ببینند انقلاب کی تمام می شود.

دبیر شورای وحدت نیروهای انقلاب اسلامی گفت: دشمنان و معاندان تمام اطلاعات و داده ها را جمع آوری و تحلیل کردند که جمهوری اسلامی در بدترین وضعیت خود است و همه فاکتورها می گفتند ضربه آخر است.

متکی افزود: اما مردمی که برخی اوقات نشان دادند از ما زیاد راضی هم نیستند و گلایه دارند، در راهپیمایی ۲۲ بهمن حماسه ای آفریدند که بی سابقه ترین حضور بود و مردم آمدند و به طرح دشمن ابطال زدند و این مردم را هیچ کس بهتر از امام راحل و رهبری معظم انقلاب نشناختند.

وزیر پیشین امور خارجه تاکید کرد: شناخت صحنه، ترفند دشمنان و رفتار خودمان نتایح انتخابات پیش رو را رقم می زند و عملکرد دولت ها در مشارکت مردم موثر هستند؛ اگر ما درست عمل نکنیم، مردم به ما جواب نمی دهند.

وی خاطر نشان کرد: شورای وحدت نیروهای انقلاب اسلامی برای آیت الله رئیسی به دلیل سلامت مردم محوری و سخت کوشی و میدان داری برای انتخاب ایشان تلاش کرد.

متکی اظهارکرد: یک دولت پس از جهت گیری درست به ۲ عنصر نقشه راه و آدم کار بلد نیاز دارد و اگر نقشه راه درست نباشد در سیاست فرهنگ و اقتصاد نمی دانیم که به کجا برویم.

وی افزود: برخی القا کردند دولت سیزدهم نقشه راه و آدم کاربلد ندارد که بخشی از آن خارجی و بخش دنبال رو آنها و بخشی افراد ضعیف داخلی هستند که در ابتدای کار و در انتخابشان دقت لازم صورت نگرفته است.

دبیر شورای وحدت نیروهای انقلاب اسلامی گفت: رهبر معظم انقلاب در انتخاب شعار سال همیشه کلی صحبت می کردند اما امسال به جزئیات و مهار تورم پرداختند و کسانی تمام هم و توان خود را بکار می برند که فرمایش رهبری محقق نشود.

وی با اشاره به تورم در جامعه تاکید کرد: نباید این احساس به وجود بیاید که هیچ کس نمی تواند این مشکل را حل کند و و این مصیبت بزرگی است.

متکی با اشاره به راهبردهای انتخابات اسفندماه امسال بیان کرد: باید بدانیم با چه ادبیاتی با مردم و جوانان صحبت کنیم که این کار بزرگ به عهده بزرگان و نخبگان است.

وی تصریح کرد: ما با میراث دار شهدا هستیم و شرکت در انتخابات موضوعیت شرعی برای ما دارد.

وزیر سابق امور خارجه با اشاره به کاهش مشارکت در ۲ انتخابات گذشته، بیان کرد: دشمن به دنبال این است که انتخابات آینده به شکست کشانده شود و ۲ سناریوی تحریم انتخابات توسط مردم و کاهش مشارکت را در دستور کار قرار دارد.

وی افزود: دشمن روی ۳۰ درصد مشارکت مردم در انتخابات کار می کنند که بگویند ۷۰ درصد با ما هستند و بدخواهان داخلی که التزام عملی هم به نظام ندارند، بدشان‌ نمی آید کاهش مشارکت داشته باشیم.

متکی افزود: فاز اول تشکیل شورای وحدت ماموریت و ساختار انتخاباتی بود و در گام دوم انسجام تشکیلاتی را در دستور کار قرار دادیم، تا پیرامون موضوعات مهم کشوری و مسائل انقلاب یک موضع واحد داشته باشیم.

دبیر شورای وحدت نیروهای انقلاب اسلامی گفت: ما در ایران به جز امام راحل و رهبری معطم انقلاب، دولت ها نگاه واحدی به آمریکا ندارند، اما مسئولان آمریکا فقط یک حرف و آن سرنگونی نظام جمهوری اسلامی را دنبال می کنند.

متکی اظهارکرد: در ۴۰ سال گذشته اقتصاد ما ۸۰ درصد دولتی و ۲۰ درصد در اختیار مردم و بخش خصوصی است و بازهم رهبری انقلاب امسال در سخنرانی نوروزی بر خصوصی سازی تاکید کردند اما هیات مدیره هایی در کشور داریم که اجازه خصوصی سازی نمی دهند.

وی تصریح کرد: پارلمان جدیدی با حضور همه اقشار برای تشکیلات شورای وحدت تعریف کردیم. برای انتخابات مجلس شورای اسلامی، نماینده موجود را ارزیابی می کنیم و اگر شاخص ها وجود داشت برای دوره جدید معرفی می کنیم و در غیر اینصورت به دنبال فرد دیگری می رویم.

دبیر شورای وحدت نیروهای انقلاب اسلامی اظهارکرد: برگزاری گردهمایی بزرگ شورای وحدت به عنوان برنده سیاسی را نیز در دستور کار قرار داده ایم.

متکی با اشاره به موافقت رهبر معظم انقلاب برای مذاکره با آمریکا در زمان مسئولیت خود در وزارت خارجه بیان کرد: همین آمریکا چه کشورهایی را از مسیرشان با مذاکره دور کردند، اما ما به خاطر مشارکت شهید حاح قاسم سلیمانی چه راهبردها و بلند فکرهایی از حاج قاسم یاد گرفتیم.

نشست استانی اعضای شورای وحدت نیروهای انقلاب اسلامی با حضور جمعی از فعالان سیاسی در محل سالن اجتماعات دانشگاه پیام نور کرمان برگزار شد.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

متکی: جهت گیری های دولت رئیسی در مسیر صحیح است

متکی: جهت گیری های دولت رئیسی در مسیر صحیح است بیشتر بخوانید »

مرعشی: نباید برای بار دوم از روحانی در انتخابات حمایت می‌کردیم

مرعشی: نباید برای بار دوم از روحانی در انتخابات حمایت می‌کردیم



دبیرکل حزب کارگزاران می‌گوید؛ حمایت اصلاح‌طلبان از روحانی در انتخابات ۹۲ درست بود اما نباید در انتخابات ۱۳۹۶ از وی حمایت می‌کردند.

به گزارش مجاهدت از مشرق، روزنامه کیهان در ستون خبر ویژه خود نوشت: حسین مرعشی در گفت‌وگو با ویژه‌نامه روزنامه سازندگی درباره استعفای بهزاد نبوی از ریاست جبهه اصلاحات نوشت: آقای نبوی همچنان عضو جبهه می‌مانند اما این که ایشان دوباره مسئولیت ریاست را بپذیرند، یا نه، نظرات متفاوتی وجود دارد. بعضی از دوستان در جبهه اصلاحات اساساً معتقدند که ادامه ریاست آقای نبوی در جبهه اصلاحات مناسب با فضای سیاسی پسامهسا نیست. در واقع فضا رادیکال‌تر شده و جبهه باید با فرمانی حرکت کند که روابط اجتماعی‌اش را تقویت و بازسازی کند؛ می‌گویند حضور آقای نبوی آرامبخش اسـت و جبهـه را خوب می‌تواند مدیریت کند اما این دوره با انتخاب چهره دیگری پیام سیاسی دیگری را باید به جامعه منتقل کرد.

این نظر طـرفـداران زیادی دارد اما آقای نبوی همیشـه در شرایط اجمـاع آراء رئیس‌ می‌شدند. الان هم اگر در مورد ایشان اجماع شود به نظر من می‌پذیرند اما اگر اجماع نباشد، ایشان از پذیرش مجدد این مسئولیت پرهیز می‌کنند.

وی افزود: جبهه اصلاحات چند نفر عضو حقوقی دارد که آنها اساساً همان ۴ رای‌ای که من به شما گفتم را دارند اما به رغم اینکه اقلیت خیلی کوچکی هستند اما صدای خیلی بلندی دارند.

حتی در بین آن ۴ نفر ۲ نفر خیلی تند حرف می‌زنند، آنها گاهی اوقات مطالبی را می‌گویند که در شأن و حق آقای مهندس نبوی شنیدن این نـوع پرخاش‌ها خیلی شایسته نبوده است. تصمیمی گرفته‌اند. از این جهت برای ایشان قدری دلخوری به وجود آمده است.

مرعشی در ادامه انتخاب روحانی در سال ۱۳۹۲ و حمایت از او را مناسب دانست اما در ادامه درباره انتخاب ۹۶ گفت: من به طور قاطع موافق کاندیداتوری آقای روحانی نبودم. من می‌گفتم اگر آقای دکتر حسن روحانی برای دور دوم کاندیدا نشود، خودش به شخصیت‌های ماندگار تاریخ ایران تبدیل می‌شود و این اعتبار را برای روز مبادا ذخیره می‌کند.

برای جایگزینی تعداد زیادی بودند. من با آقای مرحوم‌ هاشمی ۲ ماه قبل از فوت‌شـان دو بار ملاقات کردم. دو هفته پشت سر هم رفتم و به ایشان گفتم با رهبری بروید روی کسی دیگر توافق کنید. آقای روحانی کار خودش را کرده است‌، این سرمایه را نسوزانیم. بگذاریم ذخیره بماند و سراغ کسی برویم که الان در شرایط پسابرجام بتواند کشور را بهتر اداره کند. آقای‌ هاشمی جلسه اول گوش دادند و گفتند فکر می‌کنم‌، جلسه دوم گفتند نه موافق نیستم.

آقای ‌هاشمی آدم واقع‌گرایی بود و شاید فکر می‌کرد حسن روحانی در هیچ شرایطی کنار نمی‌رود و رأی‌ها تجزیه می‌شـود و شکست می‌خوریم. همان‌طوری که اصولگرایان در عبور نکردن از احمدی‌نژاد به خودشان و کشور ضربه زدند. ما اصلاح‌طلبان و میانه‌روها هم در عبور نکردن از آقای روحانی در سال ۹۶ به خودمان و کشور ضربه زدیم.

مرعشی در بخش دیگری از این گفت‌وگو و در پاسخ این سؤال که «شما هیچ گزینه‌ای به عنوان فروپاشی که این‌قدر در مورد آن هشدار می‌دهند را قبول ندارید؟ اظهار داشت: اصلاً فروپاشی اتفاق نمی‌افتد. نظامی که حداقل ۱۵ درصد جامعه جانشـان را برای آن می‌دهند، نیروهای مسـلح هم به آن وفادار هستند، در آن فروپاشی اتفاق نمی‌افتد. این‌ها آرزوهایی است که یک عده دارند و ‌محقق نمی‌شود.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

مرعشی: نباید برای بار دوم از روحانی در انتخابات حمایت می‌کردیم

مرعشی: نباید برای بار دوم از روحانی در انتخابات حمایت می‌کردیم بیشتر بخوانید »

۳۷ سفیر در نوبت جابه‌جایی هستند

بفرمایید غیر از فرافکنی چه هنر دیگری داشتید و دارید؟!



مسئولان دولت قبل درحالی دوباره به فضای سیاسی رسانه‌ای کشور بعد از یک‌سال بازگشته‌اند که ادعا می‌کردند هشت سال «اختیاری نداشتند»‌ اما با این وجود به میزهای خود چسبیده بودند!

به گزارش مجاهدت از مشرق، روزنامه کیهان در ستون اخبار ویژه خود نوشت: جهان نیوز در این باره نوشت: بیرون از گود هستند و انتقادات را تا می‌توانند حواله دولت می‌کنند اما زمانی که دولت، مجلس و شورای شهر را در دست داشتند، در برابر انتقادات نسبت به بی‌عملی خود با یک تاکتیک فرافکنانه عنوان می‌کردند که دیگران نمی‌گذارند آنان کار کنند.

این روزها نیز همان رویه قدیمی را بعد از یک‌سال روی کار آمدن دولت سیزدهم در پیش گرفته‌اند و حسن روحانی رئیس‌دولت‌های یازدهم و دوازدهم برای توجیه اقدامات خود دست به کار شده و با شانه خالی کردن از مسئولیت‌ گذشته، تخریب را در پیش گرفته است. او سعی می‌کند مسئولیت گران شدن بنزین در آبان‌ماه را به گردن سایر دستگاه‌ها بیندازد و خود را از اجرای این طرح، بی‌خبر و مبرا نشان بدهد. وی اظهار می‌کند: «غروب جمعه عده‌ای تصمیم گرفتند، دولت را زمین بزنند. بعدها افراد اصلی دستگیر شدند. بازجویی‌های آنها موجود است که می‌گویند از چه کسانی دستور گرفته بودند.»

جالب این‌جاست که در همان زمان نیز وی درخصوص گرانی بنزین مطرح می‌کرد که صبح جمعه از این موضوع آگاه شده و همین موضوع به یک ضرب‌المثل سیاسی درخصوص مدیریت ناکارآمد و بی‌مسئولیت تبدیل شد. جالب‌تر این که در همان دوران نیز این موضوع بر ضد دولت روحانی تمام شد زیرا افکار عمومی نه باور کرد که روحانی از گرانی بنزین خبر نداشته است و نه طرح این مسئله وجهه دولت را ترمیم کرد بلکه بیشتر نشان داد که دولت نه مسئولیت‌پذیر است و نه حتی اگر این موضوع باورپذیر باشد به نفع دولت بود که نشان دهد یک رئیس‌جمهور از زیرمجموعه خود آگاه نیست.

با این حال درحالی روحانی بازهم شیوه فرافکنانه و جا خالی دادن از مسئولیت‌هایش را یک سال بعد از دولت خود رها نمی‌کند که در این حیطه دولت سیزدهم به جهت مسئولیت‌پذیری در کارها، از سوی رهبر معظم انقلاب مورد تشویق قرار می‌گیرد.

این سناریو توسط دومین فرد دو دولت گذشته یعنی «اسحاق جهانگیری» هم با تاکتیک خاطره‌گویی که در جریان کارگزاران سازندگی مرسوم است، پیش گرفته شده است.

معاون اول دولت روحانی در کتاب تازه منتشرشده «بدون دود و آتش و خون» تلاش کرده تا همه گرفتاری‌های کنونی را ناشی از عملکرد اصولگرایان بداند؛ حال آنکه با یک بررسی کوتاه می‌توان دریافت که عملکرد دولت قبل در عرصه‌های مختلف اعم از سیاست داخلی، سیاست خارجی، اقتصاد و فرهنگ به چه میزان خسارت‌بار بوده است.

در این کتاب آمده است:‌ «دولت آقای روحانی ترکیب هر دو بود. از این نظر باید این دولت را موفق ارزیابی کنیم. توجه به روستاها، آزادسازی سهام عدالت، کلنگ زنی طرح‌های جدید، افتتاح واقعی طرح‌های قبلی، تأمین نیازهای عمومی مردم و خیلی موارد دیگر در همین دولت اتفاق افتاد.» نزدیکانش همگی معتقدند که جهانگیری سیاستمداری صادق است و خودش را لابه‌لای شعارهای عوام‌فریب پنهان نمی‌کند: «همان موقع که برخی از آقایان با سیاه‌نمایی مشغول این بودند که برای خودشان هوادار جمع کنند، دولت تمام توانش را گذاشت که در جنگ اقتصادی دو کار مهم انجام دهد. مسئله اول اداره اقتصاد و مسئله دوم دور زدن تحریم‌ها بود».

گفته‌های این کتاب با واقعیات روز کشور خصوصا زمانی که دولت روحانی زمام امور را به دولت رئیسی تحویل می‌داد از زمین تا آسمان فرق دارد و این آسمان و ریسمان کردن‌ها بیشتر در راستای تاکتیک «دیگران نگذاشتند کار کنیم» در حال اجراست.

رسانه‌های مدعی اصلاح‌طلبی، یک‌بار دیگر هم سعی کردند که جهانگیری را ناجی و دلسوز ایران معرفی کنند و با بر تن کردن لباس سوپرمن وی را نجات دهنده اقتصاد ایران معرفی کردند که از دل آن «دلار جهانگیری» به‌وجود آمد که دولت رئیسی و به‌ویژه بازار و مردم برای زدودن این زائده بزرگ اقتصادی تحت سیاست «حذف ارز ترجیحی»‌ متحمل مشکلات متعدد اقتصادی شدند.

چند باری در زمان دولت روحانی زمزمه‌های جهانگیری بلند شد و یکبار هم از سوی وی نقل شد که گفته است حتی توان تغییر منشی خود را هم ندارد. مرد مسئولیت‌های بدون مسئولیت حالا بیشتر با نقل قول‌های احساسی و بدون پشتوانه یک کتاب مطرح می‌کند که اختیاری نداشته اما تا پایان معاون اول روحانی باقی مانده است و دولتمردان روحانی «ترک فعل» کرده‌اند اما «ترک میز ریاست»‌ هرگز!

اگر نگاهی به کمی گذشته‌تر از دولت‌های روحانی در زمان دولت اصلاحات بیندازیم چشم‌اندازی از این تاکتیک نخ نما شده را زمانی که رئیس‌دولت اصلاحات با چشم‌گریان جلوی دوربین برای اخذ رای دوباره از مردم ظاهر شد و عنوان کرد که دیگرانی نگذاشتند که کار کند و در آن زمان ادبیات گروه‌های فشار از سوی ماشین تخریب رسانه‌ای و جنگ نرم دولت به جامعه پمپاژ می‌شد را می‌توان به خوبی به یاد آورد.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

بفرمایید غیر از فرافکنی چه هنر دیگری داشتید و دارید؟!

بفرمایید غیر از فرافکنی چه هنر دیگری داشتید و دارید؟! بیشتر بخوانید »