حکومت اسلامی

«غدیر» را در کجای آثار فرهنگی جستجو کنیم؟

«غدیر» را در کجای آثار فرهنگی جستجو کنیم؟


گروه فرهنگ و هنر دفاع‌پرس _ رسول حسنی؛ هجرت پیامبر مکرم اسلام (ص) از مکه به مدینه اولین قدم‌های تشکیل حکومت اسلامی بود. آن جناب بعد از ورود مدینه و در مدت ۱۰ سال آهسته آهسته مدلی از حکومت را پی ریزی کردند که قبل از آن نظیر نداشت. این حکومت در مسیر ده‌ساله خود بنیان‌های استوار خود را طرح ریزی کرد و برای همیشه به عنوان الگویی در نظام سیاسی جهان ثبت شد.

آنانی که با شعار جدایی دین و سیاست را سر می‌دهند از این نکته غافل هستند که دین اسلام در ذات و اساس خود سیاسی است و همه شعائر مذهبی آن در مرتبه بعد قرار می‌گیرند.
تعیین جانشینی برای پیامبر (ص) نیز دلیل این ادعا است که اسلام منهای حکومت عملا دینی خنثی است. تعیین امام علی علیه السلام به جانشینی پیامبر (ص) اگر به دادن فتوا و تفسیر و گرفتن خمس و زکات محدود می‌شد که حوادث بعد از رحلت پیامبر (ص) روی نمی‌داد.
به همین دلیل باید واقعه غدیر را باید با نگاه سیاست نگریست نه اتفاقی مذهبی که مختص به شیعیان باشد. اگر بگوییم نگاه ما انقلاب اسلامی ایران باید غدیری باشد و بعد عاشورایی سخنی به گزاف نگفته‌ایم. چرا که اول باید حکومتی باشد تا برای حفظ آن عاشورایی عمل کنیم.
امیرالمومنین امام سیاست‌های ما در مواجه با جهان است و نه فقط امام احکام و حدود. حضرت علی علیه السلام به رهبری تعیین شدند تا بر اساس قرآن و سنت رسول الله (ص) حکومتی را رهبری کنند که انسان به عالی‌ترین مرتبه خود برسد.
دلیل قیام عاشورا و فلسفه انتظار نیز ادامه غدیری است که اهداف غایی آن در آن مقطع زمانی محقق نشد. چگونه است که در احادیث اهل بیت علیهم السلام آمده که انتظار فرج بالاترین عبادات است. اگر گمان کنیم مراتب این انتظار خواندن دعای فرج است کمی ساده‌انگارانه رفتار کرده‌ایم. انتظار فرج در تشکیل حکومت اسلامی محقق می‌شود که به دست با کفایت امام خمینی (ره) انجام شد و حالا بخش مهم آن حفظ این حکومت با همه توان و استعداد است.
جای تأسف در اینجا است که دستگاه فرهنگی این حکومت نسبت به واقعه غدیر نگاه کاملا حاشیه‌ای دارد. جز اینکه در صداوسیما به پخش چند برنامه سفارشی اکتفا کنیم جای سوال دارد. مخاطب چگونه باید فلسفه غدیر را دریابد حال آنکه مدیران فرهنگی حتی قدمی کوچک برای شناساندن غدیر برنداشته‌اند.
شاید تصور شود که ممکن است پرداختن به غدیر سبب انشقاق وحدت مذاهب اسلامی شود که البته گمانی ناصواب و بهانه‌ای برای کم‌کاری است، واقعه غدیر چنان که در آثار شیعیان نمود فراوان دارد در آثار عالمان اهل سنت نیز از بسامد بالایی برخوردار است. اتفاقا واقعه غدیر بیش از آنکه تصور شود می‌تواند دلیل وحدت باشد.
سیاست‌گذاران فرهنگی کشور که در واقع سکان داران اندیشه نسل جوان کشور هستند باید با دعوت از اصحاب قلم و هنر و روحانیون صاحب ذوق قدمی اساسی برای معرفی و ترویج مفاهیم غدیر بردارند و قطره‌ای این دریای بی‌انتها را نسل امروز معرفی کنند.
انتهای پیام/ ۱۶۱

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

«غدیر» را در کجای آثار فرهنگی جستجو کنیم؟

«غدیر» را در کجای آثار فرهنگی جستجو کنیم؟ بیشتر بخوانید »

شهادت نعمتی است که به بندگان پاک خدا می‌رسد

شهادت نعمتی است که به بندگان پاک خدا می‌رسد


به گزارش مجاهدت از خبرنگار دفاع‌پرس از سمنان، دفاع مقدس برگ زرینی از روز‌های حماسه، رشادت، ایثار و از خودگذشتگی غیور مردانی بوده که اقتدار و استقلال امروز کشور مرهون صلابت، استقامت، پایداری و مجاهدت‌های آن‌ها است.

«عباسعلی صلواتی» یکی از ۳ هزار شهید استان سمنان و اهل شهرستان «سرخه» است که در ادامه زندگی‌نامه و فرازی از وصیت‌نامه این شهید را از نظر می‌گذرانیم.

«عباسعلی صلواتی» فرزند «حسن» دهم فروردین ۱۳۴۵ در شهرستان سرخه دنیا آمد و در تاریخ بیست و هشتم آبان ۱۳۶۲ در پنجوین عراق به شهادت رسید. پیکر وی مدت‏ها در منطقه بر جا ماند و سال ۱۳۷۱ پس از تفحص، در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.

فراز‌هایی از وصیت‌نامه شهید:

شهادت نعمتی است که به بندگان پاک خدا می‌رسد و شهادت معامله‌ای است بزرگ که خریدارش، خدا است و فروشنده مومنان راستین و بهای آن بهشت است. اگرچه دنیا زیبا و دوست داشتنی است، اما پاداش الهی زیباتر است. از مال دنیا باید بگذریم.

پروردگارا! اگر گناهانم بزرگ است تو هم بزرگی و مهربانی‌ات هم بزرگ، پس خدایا! تو را به بزرگی‌ات ما را ببخشای و در صف شهدا قرار بده.

پیرو خط امام باشید، در این صورت هیچ خطر و انحرافی شما را تهدید نخواهد کرد. رهنمود‌های امام را بشنوید و با تمام وجود در انجام آن کوشا باشید. شهید یعنی حاضر، گواه. شهادت اوج حرکت یک انسان است. من براساس رسالت و مسئولیتی که حس نمودم به جبهه جنوب آمدم. ما باید خون بدهیم تا حقانیت اسلام را ثابت کنیم.‌ای امت مسلمان! بدانید تنها راهی که می‌تواند برایتان افتخار جاویدان به جای گذارد اطاعت از ولایت فقیه است. برادران پاسدار، بسیجی و ارتشی شما فردای بزرگی دارید که هر کدامتان باید گردانندگان کشور و شهر‌های ما باشید، لازمه‌اش این است که شبانه روز کسب علم و معرفت کنید تا پیام ما را به جهانیان برسانید و در حکومت اسلامی حضرت مهدی (عج) نقش داشته باشید.

پدر و مادر عزیزم! بعد از شهادتم هیچ‌گونه ناراحتی نداشته باشید، چون از غمگین شدن شما دشمن خوشحال می‌شود. پدرم! انسان یک بار بیشتر نمی‌میرد، پس چه بهتر که در راه الله بمیرد. شهادت سعادتی است که نصیب هرکس نمی‌شود.

انتهای پیام/

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

شهادت نعمتی است که به بندگان پاک خدا می‌رسد

شهادت نعمتی است که به بندگان پاک خدا می‌رسد بیشتر بخوانید »

امام خامنه‌ای؛ عیار و اعتبار جایگاه ولایت فقیه

امام خامنه‌ای؛ اعتبار نظام اسلامی ایران


گروه اخبار داخلی دفاع‌پرس ـ رسول حسنی؛ قیام امام خمینی (ره) هر چند در سال 1357 به پیروزی قطعی رسد اما متوقف نشد، چرا که انقلاب اسلامی نه محصور در زمان است و مکان. تحمیل جنگ هشت ساله از سوی رژیم بعث عراق با تهییج و پشتیبانی اغلب کشورهای جهان، تحریم‌های گسترده و همه جانبه حتی در حوزه پزشکی، ترور نخبگان و دانشمندان کشور، ایجاد بحران‌ها و فتنه‌های متتعدد همه برای توقف کردن نهضت جهانی انقلاب اسلامی است، انقلابی که زمینه‌ساز ظهور حضرت صاحب‌الامر و تشکیل حکومت اسلامی به رهبری و امامت آن حضرت است.

در واقع قیام امام خمینی اولین قدم برای تحقق وعده خداوند در آیه «وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ » (آیه 5 سوره قصص) که می‌فرمایند: «و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرو دست شده بودند منت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم‌] گردانيم، و ايشان را وارث [زمين‌] كنيم» بود.

همچنان که تحقق پیروزی انقلاب اسلامی در اوج جنگ سرد و جهان دوقطبی آن روز علی‌الظاهر امری محال بود، مردان سیاست آن روز جهان ادامه این انقلاب بدون امام خمینی (ره) را امری محال می‌دانستند و بی‌صبرانه منتظر خاموشی این انقلاب و روی دادن اختلافات داخلی بودند. البته از دست دادن شخصیتی بی‌مانند و تکرار ناپذیری چون امام خمینی (ره) ثلمه‌ای جبران ناپذیر برای ایران اسلامی و انقلاب جهانی ایشان بود اما باید پذیرفت امام خمینی (ره) معمار کبیر انقلاب اسلامی، امارتی را پدید آورد که برای همیشه ماندگار و خلال ناپذیر است.

تعیین حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به رهبری انقلاب اسلامی نه تنها نهضت امام خمینی (ره) را به محاق فراموشی نبرد که سبب جهانی‌تر شدن نام بلند امام راحل شد. وجود رهبرانی چون «شیح زکزاکی» در نیجریه، «شیخ نمر باقر نمر» در عربستان، شیخ «عیسی قاسم» در بحرین و شکل‌گیری و اقتدار عزتمدانه جبهه مقاومت به وسعت جغرافیایی اسلامی در بعد سیاست‌ خارجی و دستاوردهای پرشمار داخلی و از میان برداشتن فتنه‌های متعدد همگی نتیجه انتخاب شایسته امام خامنه‌ای به رهبری انقلاب اسلامی و زعامت جهان اسلام است.

آنچه که در جریان انتخاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای روی داد، حادثه‌ای از جنس پیروزی انقلاب اسلامی بود که توانست خونی تازه به رگ‌های اسلام بدهد. هر چند در تاریخ تشیع مراجع بلندآوازه‌ای زعامت شیعه را بر عهده گرفتند اما زعامت امام خامنه‌ای از جهات گوناگون متفاوت بود. این تفاوت در این نکته عیان است که مرجعیت ایشان تنها در رهبری دینی و حتی سیاسی محدود نیست بلکه در حوزه نظامی، هنر، فرهنگ، تاریخ، ادبیات، فلسفه و … گسترده است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی مانند فرزند خلفی برای امام خمینی (ره) و پدر ناصح برای مردم و دشمنی سرسخت و مقتدر برای معاندان نظام اسلامی هستند. ایشان در اعلاترین درجه و بیش از انتظار توانستند سفینه انقلاب اسلامی را از گرداب‌های مختلف هدایت کنند و شجاعانه سکان این کشتی عظیم را در دستان خویش نگه دارند.

امام خامنه‌ای در کسوت زعامت مسلمانان جهان بعد از حضرت امام خمینی به نظام اسلامی ایران اعتبار بخشیده‌اند همچنان که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرموده‌‌اند این انقلاب بی نام خمینی در هیچ جای جهان شناخته شده نیست؛ ایران اسلامی امروز نیز به اعتبار رهبری امام خامنه‌ای به عزت و اقتدار رسیده است. تحلیل و بررسی نزدیک به چهار دهه رهبری امام خامنه‌ای اقدامی است که اهل نظر و اندیشه و صاحبان رای در حوزه تاریخ و سیاست باید انجام دهند و در مجال این یادداشت ـ حتی سیاهه کردن دستاوردهای رهبری ایشان ـ نمی‌گنجد.

اما آنچه که باید نسبت به آن معترف بود اقتدار و عزت توامانی است که رهبر معظم انقلاب اسلامی سبب‌ساز آن بودند. اقتدار صرف به تنهایی نمی‌توانست انقلاب اسلامی را در کوران حوادث و فتنه‌ها و آتش افروزی معاندان و دشمنان نظام حفظ کند، بلکه این اقتدار شکست‌ناپذیری را نیاز داشت که به عزت از آن یاد می‌شود. این عزت نتیجه سیاست‌گذاری‌های حکیمانه و دوراندیشی‌های امام خامنه‌ای است.

انتهای پیام/ 161

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

امام خامنه‌ای؛ اعتبار نظام اسلامی ایران

امام خامنه‌ای؛ اعتبار نظام اسلامی ایران بیشتر بخوانید »

تعبیر امام خمینی (ره) از آزادی چه بود؟

تعبیر امام خمینی (ره) از آزادی چه بود؟


به گزارش مجاهدت از گروه سایر رسانه‌های دفاع‌پرس، آیا می‌توان کسی را در جهان پیدا کرد که علاقه‌ای به آزادی نداشته باشد؟ آیا آزادی یک شعار لوکس و دل‌فریب یا آرمانی ترقی‌خواهانه است؟ و اصلی‌ترین سوال، اینکه، تعبیر امام خمینی (ره)، به عنوان مؤسس یک نظام اسلامی، از آزادی چیست؟ و آیا این آزاد بودن، با قوانین حکومت اسلامی منافاتی ندارد؟

در حال حاضر اگر خیلی خوش‌شانس باشیم باز هم ممکن نیست به تعریف جامع و جهان شمولی از آزادی برسیم، چون تعریف این کلمه، دچار تحریف شده است و ماهیت اصلی خود را که مبارزه برای کسب حقوق برتر است از دست داده و در مقایسه با برهه‌هایی از تاریخ که آزادی، شعار اصلی بسیاری از جنبش‌های اسلامی و حتی غیراسلامی بود امروزه شاهدیم که ملعبه‌ای بیش، آن هم در دست نوجوان‌های بی‌قید نیست که برای ارضای نامشروع و جنون‌آمیز نیاز‌های جسمی افسارگسیخته‌شان در حال مبارزه‌اند.

امام خمینی ضمن رد این نوع آزادی‌های بی بند و بار و با تاکید بر اهمیت آزادی زنان در اسلام، می‌گویند: «در خصوص زنان، اسلام هیچ گاه مخالف آزادی آنان نبوده است. بر عکس اسلام با مفهوم زن به عنوان شی مخالفت کرده است و شرافت و حیثیت او را به وی باز داده است. زن مساوی مرد است. زن مانند مرد آزاد است که سرنوشت و فعالیت‌های خود را انتخاب کند … ما می‌خواهیم که زنان را از فساد که آنان را تهدید می‌کند آزاد سازیم.»

تعریف آزادی

اما با وجود این نیز، امام خمینی (ره)، تعریف مستقلی از آزادی ارائه نداده است، چرا که آزادی را نعمتی فطری و الهی می‌داند که در وجود تمام انسان‌ها موجود است و همگی با آن آشناییم و حتی هنگامی که از ایشان درباره مفهوم آزادی سوال شد، فرمودند:

«آزادی یک مسأله‌ای نیست که تعریف داشته باشد. مردم عقیده‌شان آزاد است. کسی الزام‌شان نمی‌کند که شما باید حتماً این عقیده را داشته باشید. کسی الزام به شما نمی‌کند که حتماً باید این راه را بروید. کسی الزام به شما نمی‌کند که باید این را انتخاب کنی. کسی الزام‌تان نمی‌کند که در کجا مسکن داشته باشی، … چه شغلی را انتخاب کنی. آزادی یک چیز واضحی است»

آزادی بی قید و شرط

اما در این بین، شبهه‌ای پیش می‌آید که با اتکا به این تعبیر امام خمینی (ره) از آزادی، همه‌ی ما می‌توانیم هر کاری که دلمان می‌خواهد را بی هیچ مبنا و چارچوبی چه انسانی و چه الهی انجام دهیم و جای هیچ اعتراضی هم نیست. یعنی می‌توان گفت طبق این تعبیر حضرت امام (ره)، آزادی اسلامی با آزادی غربی که مبنایی فردی و نفسانی دارد و فرد، آزاد است هر کاری را تا جایی که برخلاف قوانین کشورش نباشد انجام دهد تشابه دارد!

اما امام خمینی (ره) در جواب این شبهه، می‌گویند: «آزادی معنایش این نیست که بنشینید برخلاف اسلام صحبت کنید؛ آزادی در حدود قانون است. دین کشور ما اسلام است؛ آزادی در حدود این است که به اسلام ضرر نخورد. قانون اساسی ما دین را اسلام می‌داند.»

تعبیر امام خمینی (ره) از آزادی چه بود؟

همچنین در جای دیگری می‌گویند: «آزادی در حدود اسلام است، در حدود قانون است؛ تخلف از قانون نشود به خیال اینکه آزادی است.»

آزادی اندیشه‌های مادی

ایشان حتی در مواجه با آزادی‌های فکری مکتب‌های مختلف، آن‌ها را آزاد دانسته تا نظرات و اندیشه‌های خود را در کشور اسلامی بیان کنند! و حتی حق آزادی بیان را برای آن‌ها جایز شمرده و می‌گویند:

«اما در جامعه‌ای که ما به فکر استقرار آن هستیم، مارکسیست‌ها در بیان مطالب خود آزاد خواهند بود؛ زیرا ما اطمینان داریم که اسلام در بر دارنده پاسخ به نیاز‌های مردم است. ایمان و اعتقاد ما قادر است که با ایدئولوژی آن‌ها مقابله کند. در فلسفه اسلامی از همان ابتدا مسأله کسانی مطرح شده است که وجود خدا را انکار می‌کرده‌اند. ما هیچگاه آزادی آن‌ها را سلب نکرده و به آن‌ها لطمه وارد نیاورده‌ایم. هر کس آزاد است که اظهار عقیده کند، اما برای توطئه کردن آزاد نیست.»

تعبیر امام خمینی (ره) از آزادی چه بود؟

و نکته‌ مهم این کلام حضرت امام (ره) نیز در همینجاست: «هر کس آزاد است که اظهار عقیده کند، اما برای توطئه کردن آزاد نیست.» یعنی مشروعیت آزادی و به ویژه آزادی بیان تا جایی‌ست که جامعه دچار هرج و مرج نشود.

حدود آزادی

همچنین امام خمینی (ره) حدود آزادی در نظام اسلامی را بر مبنای قانون اینگونه شرح داده است:

«در هر مملکتی آزادی در حدود قوانین آن مملکت است. مردم آزاد نیستند که قانون را بشکنند، معنی آزادی این نیست که هر کس بر خلاف قوانین ملت هر چه دلخواهش باشد، بگوید. قوانین ایران قوانین اسلام است. قوانین اسلام را باید ملاحظه کرد، در چهارچوب قوانین اسلام، در چهارچوب قانون اساسی، بیان آزاد و بحث آزاد است.»

آزادی غربی

حال و با وجود این تعریف اسلامی از آزادی و حدودی که برای آن معین شده، باید دید که در غرب نیز، آزادی، به قول خودشان رهایی از هر چارچوبی‌ست؟ اما در واقعیت این‌طور نیست و همین آزادی‌ای که در نیم‌کره‌ی غربی دنیا از بی‌قید و بند بودنش برای جوان‌های خاورمیانه قصه‌ها بافته‌اند برای خودشان، حد و حدودی در راستای قانون دارد و در اعلامیه حقوق بشر فرانسه (مصوب ۱۷۸۹ میلادی) در تعریف آزادی آمده است: «توانایی هر کاری که موجب ضرر و زیان دیگران نباشد.»

قانون در برابر آزادی نامشروع

در کل، مقوله آزادی امری مختص دیروز یا امروز نیست و بشر پیوسته برای رسیدن به نوع مطلوب و حتی نامطلوب آن از جانش مایه گذاشته، اما از جهت مقابل نیز، اندیشمندان برای مقابله با خودسری‌ها و بلندپروازی‌های نامشروع بشر همیشه با حصاری از جنس قانون کمربند کشیده‌اند تا مصالح عمومی جوامع را در برابر این تجاوز‌ها مصون دارند و پناه بدهند.

تعبیر امام خمینی (ره) از آزادی چه بود؟

شما تصور کنید فردا صبح، همه‌ی آدم‌ها با آزادی بی قید و شرط از خواب بیدار شوند و هر کس هر کاری را بخواهد انجام بدهد، خب خود این مسئله ناقض آزادی می‌شود چرا که بعضی از این آزادی‌های بی قید و شرط، آزادی‌های دیگر انسان‌ها را سلب می‌کند و در این میان، پس چه کسی می‌تواند آزاد باشد؟!

آزادی مطلق

تا به امروزه هیچ مکتبی هر چند هم مایل بوده باشد، اما نتوانسته قائل به آزادی مطلق باشد، چرا که این نوع از آزادی، خود، نافی آزادی است! تا جایی که شهید دکتر محمدجواد باهنر، در خصوص کسی که معتقد به آزادی مطلق است می‌گوید:

«مَثَل چنین کسی بسان شخصی است که تصور می‌کند که اگر درختی را از ریشه بیرون آوریم آن را آزاد ساخته‌ایم، اما این آزادی به معنای سقوط و از بین رفتن آن است، اگر درخت ریشه‌اش در زمین باشد، اما موانع رشدش برداشته شود، با آفت‌هایی که ممکن است به آن ضرر برساند، مبارزه شود و به اندازه کافی تغذیه گردد، به او برای این که در مسیر تکاملی خود قرار گیرد، کمک شده است؛ یعنی این درخت برای حرکت و رشد تکاملی‌اش آزاد است. اما اگر سنگی روی شاخه‌اش انداختیم، یا آن را آب ندادیم، اگر موانع ایجاد کردیم، ما با این کارمان از درخت سلب آزادی نموده‌ایم.»

آزادی چیست؟

در مجموع، آزادی یک نظام ارزشیِ جامع است که نباید اجازه داد با تعابیر نادرست تحریف شود؛ آزادی یعنی اینکه من به خودم اجازه نمی‌دهم زیر بار زور ظالم بروم، اما ظالم هم نمی‌شوم. آزادی، نفی سلطه‌پذیری‌ست نه پوشش‌پذیری و حضرت امام (ره) تفاوت بین آزادی مشروع اسلامی و آزادی نامشروع غربی را با کلماتی ساده، موضعی صریح و در عین حال، لحنی کوبنده، اینگونه تعبیر می‌کنند:

تعبیر امام خمینی (ره) از آزادی چه بود؟

«اسلام جلوی شهوات را می‌گیرد؛ اسلام نمی‌گذارد که لخت بروند توی این دریا‌ها شنا کنند. پوستشان را می‌کَند! با زن‌ها لخت بروند آنجا، و بعد زن‌ها لخت بیایند توی شهرها! مثل کار‌هایی که در زمان طاغوت می‌شد. همچو کاری اگر بشود، پوست‌شان را مردم می‌کَنند. مسلمانند مردم. نمی‌گذارند زن‌ها و مرد‌ها با هم داخل هم بشوند و توی دریا بریزند و به جان هم بیفتند. «تمدن» این‌ها این است! این‌ها از تمدن این را می‌خواهند. این‌ها از آزادی این را می‌خواهند! آزادی غربی می‌خواهند؛ و آن این است زن و مرد با هم لخت بشوند و بروند توی دریا [یا] بروند توی – نمی‌دانم – جا‌های دیگر شنا کنند! این تمدنی است که آقایان می‌خواهند! این تمدنی است که در رژیم سابق تحمیل بر مملکت ما شد، که بعد از اینکه می‌رفتند زن و مرد در دریا، زن‌ها همان طور لخت و همان طور لخت می‌آمدند توی شهر! مردم هم جرأت نمی‌کردند حرف بزنند.

امروز اگر یک همچو چیزی بشود، این‌ها را ما خواهیم تکلیفشان را معین کرد؛ و دولت هم معین کرد. البته دولت [به] طوری که وزیر کشور گفتند، گفتند ما جلویش را گرفتیم. اگر نگیرند، مردم می‌گیرند. مگر مازندرانی‌ها می‌گذارند یا رشتی‌ها می‌گذارند که باز کنار دریاشان مثل آن وقت باشد؟ مگر بندر پهلوی‌ای‌ها (بندر انزلی) مرده‌اند که زن و مرد با هم در یک دریا بروند و مشغول عیش و عشرت بشوند! مگر می‌گذارند این‌ها را؟ تمدن‌های این‌ها این است. آزادی‌ای که آن‌ها می‌خواهند همین. این جور آزادی! بروند قمار بکنند و با هم لخت بشوند و با هم (سرگرم عیش و نوش) بشوند.»

منبع: فارس

انتهای پیام/ ۱۳۴

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

تعبیر امام خمینی (ره) از آزادی چه بود؟

تعبیر امام خمینی (ره) از آزادی چه بود؟ بیشتر بخوانید »

جوانان عزیز، فریب این دنیاپرستان بی‌دین و مذهب را نخورید

جوانان عزیز، فریب دنیاپرستان بی‌دین و مذهب را نخورید


به گزارش مجاهدت از خبرنگار دفاع‌پرس از کرمان، ‌«علی اکبر محمدحسینی» ۲۰ اردیبهشت ۱۳۳۷ در خانه‌ای کوچک و محقر واقع در چهارراه طالقانی فعلی کرمان به دنیا آمد.

سال ۱۳۵۵ تحول عظیمی در افکار علی اکبر به وقوع پیوست، وی که با گوش سپردن به نوار‌های ضبط شده سخنان و مطالعه اعلامیه‌های حضرت امام خمینی (ره) با آن بزرگوار آشنا و با تکثیر نوار‌ها و اعلامیه‌ها و پخش و توزیع آن‌ها تحت تعقیب ساواک قرار گرفت.

با علنی شدن مبارزات مردم ایران علیه رژیم شاهنشاهی، علی اکبر از عناصر اصلی سازمان مبارزات و اعتصابات در کرمان بود و در حوادث ۲۴ مهر مسجد جامع کرمان و ۲۴ آذر مسجد امام (ره) حضور فعال داشت.

با پیروزی انقلاب اسلامی وارد کمیته انقلاب اسلامی شد و کمی بعد به سپاه پاسداران پیوست.

وی در آخرین روز‌های سال ۱۳۵۸ همراه با عده‌ای دیگر عازم کامیاران شد و بعد از یک دوره نبرد با ضد انقلاب به سومار رفت و در عملیات ظهر روز عاشورای سال ۱۳۵۹ شرکت کرد.

پس از آن به جبهه‌های جنوب عزیمت کرد، فرماندهی نیرو‌های کرمانی را به عهده گرفت و در عملیات‌های ثامن الائمه (ع) و طریق القدس، فرماندهی گردان حضرت ابوالفضل (ع) لشکر ۴۱ ثارالله را به عهده داشت.

سرانجام در ۱۲ آذر ۱۳۵۹ در چهارمین روز عملیات طریق القدس (فتح بستان) از ناحیه پا مجروح شد، اما در حالی که می‌توانست جان خودش را نجات دهد برای حفظ روحیه نیرو‌های تحت امرش در منطقه نبرد ماند و سرانجام زیر پل سابله مظلومانه به شهادت رسید.

متن وصیت‌نامه «شهید علی اکبر محمد حسنی»

اول از همه چیز به تمام کسانی که مرا چه از لحاظ دوستی یا قوم و خویشی می‌شناسند این توصیه را داریم که در هر زمان و در هر مکان که هستند آزاد باشند و دنبال فکر بیهوده نروند و یا اینکه جزء حزب باد نباشند، هر کجا چیزی به سودشان بود دنبال همان بروند کمی به فکر آخرت خویش باشید و فکر قیامت و عذاب آخرت را بکنید،‌ به پدران و مادران این سخن را بگوییم،‌ به آنهایی که سنی از آنها گذشته است.

شماها به عنوان یک مسلمان شیعه طرفدار پیامبر، پیرو علی و عزادار امام حسین و بالاخره یک مسلمان دو آتشه‌، آیا در زمان قدیم (منظورم رژیم شاه است) این قدری که امروز آزاد هستید که درباره اسلام، قرآن و دیگر چیزها صحبت کنید یا اینکه نظر بدهید یا انتقاد کنید آزاد بوده اید؟ مطمئناً‌ نبودید.

در زمان شاه خائن شما از دختران خود، ‌پسران خود خبر داشتید، ‌یا  اینکه می‌دانستید در جامعه به سوی چه پیش می‌روند.

در رژیم شاه چقدر در جامعه ما فساد و فحشا زیاد بود؟ چقدر به مسائل دینی وقت ما صرف می‌شد؟ ‌آن برنامه‌های فاسد تلویزیونی و یا سینماها جامعه ما را به کجا می‌بردند؟ 

و حالا مادران و پدران کمی چشم بصیرت خویش را باز کنید،‌ و فرق جامعه قبلی و رژیم شاهنشاهی و جامعه امروز اسلامی را ملاحظه کنید، امروزه دیگر از آن فساد خانه‌ها و آن مشروب فروشی‌ها و آن خیانت‌ها دیگر خبری نیست.

امروزه سرنوشت آینده فرزندان شما مشخص شده،‌ هدف آینده این جمهوری اسلامی استقلال آزادی و برقراری دین الهی است. شما خوب بنگرید، ببینید چه کسی جز امام‌ خمینی این رهبر عزیز و دلسور مردم می‌توانست در برقراری این حکومت اسلامی نقش و مسئولیتی به عهده بگیرد.

درست فکر کنید! از روزی که حکومت اسلامی در ایران برقرار شد تمام دنیا با ما ملت ایران به مخالفت برخاست ولی همیشه دست خدا، ‌حافظ دین خود بوده و خواهد بود.

خلاصه بگویم که اگر ما نباشیم دین خدا خواهد ماند ولی چه بهتر که امروزه به دست ما پایه‌های این دین محکم‌تر شود و ما هم برای آخرت خود با یاری کردن دین خدا،‌ کاری کرده باشیم.

و به تمام دوستان و آشنایان بالاخره این را بگویم ‌که برای من تمام مسائل دنیوی حل شده و خدا می‌داند که آگاهانه راه خود را انتخاب کرده‌ام و هیچ مسائلی برای من نمانده که حل نشده باشد. 

به تمام برادرانم بگویم که کشته در راه خدا عزادار نمی‌خواهد،‌ پیرو راه می‌خواهد. اگر امروز یاری کردید، فردا سربلند و پیروز خواهید بود. اگر امروز یاری خمینی عزیز کردید،‌ فردا دینی به جامعه بدهکار نیستید.

مادران و پدران! سخنم با شماهاست که در خانواده سرپرست هستید،‌ از هرچه که دارید در راه خدا در گذرید.

هیچ ناراحت و نگران نباشید برای دادن فرزندان، جان و ثروت. به درگاه خدا دعا کنید که خداوند آنها را مورد قبول خویش گرداند. تمام هستی و موجودات را خداوند برای سعادت انسان آفریده و امانتی که خداوند به ما داده حال،‌ از پس دادن آن دوری ورزیم و به فکر این نباشیم که آخر، همه ما به سوی او خواهیم رفت و آفریدگار ما خداوند قادر و متعال است.

کمی به فکر این پیر عزیز و دلسوز باشید تمام سخنان آن بزرگوار را گوش کنید، فقط و فقط پیرو راه او باشید و تمام سخنانش را سرلوحه زندگی خویش قرار بدهید.

برای رضای خداوند اگر از نهادی یا ارگانی اشتباهی دیدید درگذرید و آن را بهانه‌ای به دست دشمن،‌ دین و آئین ندهید،‌ تا از آن استفاده کند.

برای پایمال کردن خون شهیدان شما ای جوانان عزیز ایران! فریب این دنیا پرستان بی دین و مذهب را نخورید.

اینها فقط و فقط برای به قدرت رسیدن خویشتن از شما سوء استفاده می‌کنند، و زمانی که به قدرت رسیدند هیچ کدام از شما را نمی‌شناسند. ولی در عوض،‌ سخنان امام و تمام رهبران مذهبی مملکت را بشنوید آیا آنها جز اینکه برای خدا کاری بکنند سخنی دیگر می‌گویند؟ و حال این جنگ تحمیلی و آن هم هوای و هوس، انتخاب با شماست که کدامین راه را انتخاب کنید ،‌جهاد در راه خدا،‌ یا پیروی از هوای نفس و خشنود کردن شیطان و دشمنان خدا.

انتهای پیام/

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

جوانان عزیز، فریب دنیاپرستان بی‌دین و مذهب را نخورید

جوانان عزیز، فریب دنیاپرستان بی‌دین و مذهب را نخورید بیشتر بخوانید »