عبدالله گنجی

چه کسی بازوی اقتصادی حاج قاسم بود؟

چه کسی بازوی اقتصادی حاج قاسم بود؟



‏او مرد انجام کارهای ناممکن بود.امید ج.ا در اوج تحریم بود.حتی دولت روحانی او را کنار زنگنه گذاشت که معجره وار در خط اول تحریم نفت بجنگد.

به گزارش مجاهدت از مشرق، عبدالله گنجی فعال رسانه‌ای در کانال تلگرامی خود نوشت:

‏اگر بخواهم ⁧ رستم قاسمی⁩ را در یک جمله توصیف کنم:
‏او مرد انجام کارهای ناممکن بود.امید ج.ا در اوج تحریم بود.حتی دولت روحانی او را کنار زنگنه گذاشت که معجره وار در خط اول تحریم نفت بجنگد. بازوی اقتصادی حاج قاسم بود خودش می گفت حاج قاسم ناممکن ها را از من می خواست و حل میکردم؛ ‏بدرود مرد…

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

چه کسی بازوی اقتصادی حاج قاسم بود؟

چه کسی بازوی اقتصادی حاج قاسم بود؟ بیشتر بخوانید »

جایگزین گشت ارشاد چیست؟

زن، زندگی، آزادی را چگونه باید فهمید؟



آنچه همه ایرانیانِ مدعی ایران باید بر آن حساس باشند داشته‌های هویتی و ملی خودشان است.

به گزارش مجاهدت از مشرق، عبدالله گنجی طی یادداشتی در روزنامه همشهری نوشت:  جمهوری اسلامی ایران مدعی است که در حوزه زنان خصوصاً در عرصه اجتماعی- علمی و مشارکت سیاسی گام‌های بلندی را برداشته است اما متهم است در عرصه‌های «دگرجنس‌پایه» روابط اجتماعی را محدود کرده است. اما گویی عده‌ای معتقدند عمده نشاط از آمیختگی و باهم‌بودن ۲جنس تولید می‌شود و مراسمات تفکیکی چنگی به دل نمی‌زند.

حال با این موضوع که شعار زن، زندگی، آزادی از کجا تولید شد و شعاع حامیانش کجا هستند، دعوایی نمی‌کنیم اما مراد از آن‌را مبتنی بر گذر زمان و مطالبات ذیل آن باید به‌درستی فهمید و به قضاوت نشست.

این شعار به خودی خود شعار بدی نیست اما پشتیبانان آن فاقد اندیشه، فلسفه و تئوری هستند، بنابراین تبیینی از آن صورت نمی‌گیرد یا ممکن است مراد یا خوانشی که از آن منظور است، در عرف اجتماعی، این روزها قابل تبیین و معنادهی نباشد. اما منازعه موجود بر سر معنادهی به آن است.

همانگونه که ما و غرب مقولاتی را مشترکاً قبول داریم اما سر چیستی و کیستی تروریسم، معنادهی به حقوق بشر، سلاح هسته‌ای، محیط‌زیست، دمکراسی و… منازعه داریم، شعار زن، زندگی، آزادی هم در این منازعه معنابخش در رفت‌وبرگشت است اما حدود ۲ماهی که از آن طرح می‌گذرد، چه مطالباتی ذیل آن طرح شد؟ زنان کاستی‌های حقوقی جدی دارند اما به هیچ‌یک وارد نشدند.

مراد از زندگی در این شعار چیست؟ اختیارات بیشتر در طلاق و ادامه یا عدم ادامه زندگی مشترک؟ اشتغال، تحصیل، تأمین اجتماعی؟ ۲مقوله‌محوری همسری و مادری؟ ظاهرا این شعار ارتباطی با این مقولات مهم و واقعی که حکومت باید پاسخگو باشد، ندارند.

در حوزه آزادی نیز تاکنون چند مقوله مانند سلف‌سرویس مشترک، کشف حجاب، بغل‌کردن دیگری و رفتن به آرایشگاه مردانه قابل رؤیت و قضاوت است.

بنابراین آنچه تاکنون از این شعار فهمیده می‌شود، فراتر از جمهوری اسلامی است و جدالی نافهمیده با هویت ایرانی-اسلامی است. زنی را می‌توان در این میانه دید که تنهاست. شوهر، فرزند و ازدواج برایش رنج‌آور و پرمحنت است.  باید آزاد باشد. خود آزادی هم دیگر قبح دینی نداشته باشد، بلکه اصل رضایت مهم باشد اما آنچه نگران‌کننده است در فردای این «اصل رضایت» آسیب‌ها و مفسده‌ای است که حکومت باید پاسخگو باشد.

می‌گویند تعیین مرز آزادی ربطی به حکومت ندارد اما عواقب خانمان‌سوز آن همچون رشد طلاق، فروپاشی خانواده و… یقه حکومت را خواهد گرفت و خواهند گفت آقای جمهوری اسلامی، مگر شما اینها را تربیت نکردی؟ مگر نگفتی ما نظام‌مان اسلامی است. به‌نظر می‌رسد باید جمهوری اسلامی برای سلب مسئولیت اخلاقی و حقوقی از خود، زنانی که اینگونه‌اند را در این مقوله خاص، از نظر حمایت حقوقی مورد تجدید نظر قرار دهد.

جمهوری اسلامی اگر روابط «دیگرجنس‌پایه» در همه زمینه‌ها را به‌رسمیت بشناسد، در نگاه عده‌ای احتمالا بهترین نظام سیاسی و آزادی‌بخش دنیاست! و می‌تواند صدها سال به استقرار و استمرار خود ادامه دهد، اما شاید نتوان نام آن‌را جمهوری اسلامی گذاشت. آنگاه جمهوری اسلامی به نگهبانی از نوع رادیکال فرهنگ غرب در ایران، متهم خواهد شد که شما حکومت را به هر قیمت می‌خواهید و قدرت و مواهب آن اگر در دست‌تان باشد، هر آنچه پیش آید، مهم نیست. این جمهوری اسلامی حتما در روز حادثه فدایی نخواهد داشت، اما این بدان معنا نیست که فعلا در روش‌ها، تدابیر، اولویت‌ها و قالب‌های ذهنی موجود تجدیدنظر نکند. گفت‌وگو، زبان هنر و تواضع هنوز برای جذب، میدان‌های بکری هستند.

آنچه همه ایرانیانِ مدعی ایران باید بر آن حساس باشند داشته‌های هویتی و ملی خودشان است. هویت زن یکی از ‌ستون‌های ایران زنده در ۷هزار سال گذشته است. باید از روزی ترسید که روند به صورتی شود که ایران هم مثل اروپا که‌ مردان ‌کفش پاشنه ‌بلند با لباس چسبان بالاتنه و پاهای لخت را برای زن ابداع کردند. لذت‌گرایی خود را تامین و گفتند اکنون زن همه‌جا با ما باشد و اینچنین زن پذیرفت که آزاد است.‌

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

زن، زندگی، آزادی را چگونه باید فهمید؟

زن، زندگی، آزادی را چگونه باید فهمید؟ بیشتر بخوانید »

امکان ظلم به نظام هم وجود دارد؟

گفت وگو امکان یا امتناع



اگر بر سر اصول اختلاف باشد، بر سر جزئیات هیچ تفاهمی صورت نمی‌گیرد، زیرا دستگاه معرفتی و جهان‌بینی بر رفتار و منش فرد بسیار موثر است.

به گزارش مجاهدت از مشرق، عبدالله گنجی طی یادداشتی نوشت: بعد از اغتشاشات اخیر برخی از نخبگان کشور، یکی از راه‌های کاهش تنش را گفت‌وگو دانستند و رئیس قوه‌قضاییه نیز آمادگی خود را اعلام کرد.

به‌صورت طبیعی بلافاصله این سؤال طرح می‌شود که گفت‌وگوی کی با کی؟ یا گفت‌وگو بر سر چی؟ آنچه حتمی و قطعی است، اینکه در منازعات فرهنگی-سیاسی درون کشور اختلاف ملی نداریم؛ یعنی اصول مربوط به ایران به‌عنوان یک کشور-ملت محل منازعه و مناقشه نیست.

نخبگان متنوع کشور بر سر وحدت ملی و تمامیت ارضی اختلاف ندارند، پس اختلاف بر سر چیست؟ اختلاف ۳ منشأ دارد؛ عده‌ای اختلاف‌شان بر سر «روش» اجرای سیاست‌هاست، برخی اختلافات بر سر اصل چرایی اصرار حکومت بر اجرای شریعت است و دسته سومی هستند که خواستار حذف جمهوری اسلامی هستند.

پس در چینش انسانی موضوع، معاند، مخالف و منتقد صف کشیده‌اند که باید مشخص کرد گفت‌وگو با کدام دسته نتیجه‌بخش و مفید است.

آیا با معاند می‌شود گفت‌وگو کرد؟ آنکه با اصل و ماهیت نظام مسئله دارد، بر سر چه موضوعی می‌تواند گفت‌وگو کند؟ طبیعی است که آنکه نفی نظام می‌کند و پرونده و گذشته مشخصی دارد، محل مذاکره و گفت‌وگو نیست.

بنابراین باید گفت‌وگو بین کسانی باشد که اختلافشان منحصر به روش‌هاست و راه‌های دیگری را برای اجرا در نظر دارند. از مهم‌ترین دلایل عدم گفت‌وگو در کشور یا به نتیجه مطلوب نرسیدن مطالبات یا رفع چالش‌ها این است که بخشی از نخبگان قدرت در جمهوری اسلامی از اختلاف سلیقه عبور کرده‌اند و اختلاف به ماهیت و اصول و مبانی رسیده است.

جدال بین سکولاریسم و اسلام سیاسی است. جدال بین برون‌گرایی سیاسی-  فرهنگی و بوم‌گرایی است. بعضا فاصله خیلی زیاد است مثلا در همین اغتشاشات عده‌ای خود را کنار مردم می‌دانند و ما آنان را کنار دشمن می‌دانیم و این یعنی اختلاف ۱۸۰درجه از فهم صحنه.

حال اگر قصد گفت‌وگو بر سر هر مسئله‌ای باشد، ۲شرط اساسی لازم است؛ اول به‌رسمیت شناختن طرف مقابل به‌رغم قبول نداشتن اندیشه و دیدگاه‌های وی. می‌شود دیگری را به‌رسمیت شناخت اما قبول نداشت.

پذیرش این اصل یک گام موثر در گفت‌وگوست. دوم توافق بر سر اصول انقلاب اسلامی است. تنوع و تکثر افکار، بینش و اولویت‌ها هرگز کنار هم قرار نمی‌گیرند مگر اصولی آنان را گرد هم بیاورد. این قلم بارها نوشته که نخبگان مدعی جمهوری اسلامی باید ابتدا بر سر اصول تفاهم کنند که معلوم شود در کجا ایستاده‌اند و نقطه عزیمت از محل ایستادن به کجا منتهی خواهد شد؟

اگر بر سر اصول اختلاف باشد، بر سر جزئیات هیچ تفاهمی صورت نمی‌گیرد، زیرا دستگاه معرفتی و جهان‌بینی بر رفتار و منش فرد بسیار موثر است.

اصول انقلاب اسلامی توسط مقام معظم رهبری عنوان شده و فراتر از آن‌را اختلاف سلیقه دانسته‌اند. این اصول عبارتند از:

۱- جمهوری اسلامی ایران یا اسلام سیاسی یا مردم‌سالاری دینی

  ۲- امام در بعد سیره و اندیشه

  ۳- ولایت فقیه

  ۴- قانون اساسی

  ۵- سیاست‌های کلی نظام

آنان که بر این اصول تفاهم دارند، امکان گفت‌وگو دارند اما غیر این گفت‌وگو، نتیجه‌بخش نخواهد بود.

آنچه کمتر بدان توجه می‌شود اینکه چون ماهیت نظام دینی است، خود حاکمیت نیز اختیار و صلاحیت برخی تغییرات را ندارد زیرا نقض‌غرض وجود خود است.

حدود الهی را مگر می‌توان با تصمیم حکومت تغییر داد؟ بنابراین اصول و مبانی مشترک می‌تواند ‌میدان گفت‌وگو را نشان دهد. صداوسیما، دانشگاه‌ها و حوزه علمیه بستر این مهم است و تا نیروهای مومن به انقلاب اسلامی خود وارد این عرصه نشوند، کسی آنان را به مهمانی و پذیرایی دعوت نخواهد کرد. ابتکار عمل باید از دلسوزان و دل‌نگران‌ها باشد و این شدنی است.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

گفت وگو امکان یا امتناع

گفت وگو امکان یا امتناع بیشتر بخوانید »

سلام فرمانده

آقای روحانی کاش این را نمی‌گفتید!



اخیرا در خبرها آمد که کتابی از خاطرات دوران ریاست‌جمهوری روحانی و دولتمردان او به‌چاپ رسیده و البته برخی از نکات آن نیز رسانه‌ای شد. در متن منتشر شده، عبارتی از روحانی ذکر شده است که کاش گفته نمی‌شد.

به گزارش مجاهدت از مشرق، عبدالله گنجی طی یادداشتی در روزنامه همشهری نوشت:

اخیرا در خبرها آمد که کتابی از خاطرات دوران ریاست‌جمهوری روحانی و دولتمردان او به‌چاپ رسیده و البته برخی از نکات آن نیز رسانه‌ای شد. اینکه از نظر زمانی این اطلاع‌رسانی معنادار است یا خیر، جای تأمل است که مورد توجه این یادداشت نیست اما در متن منتشر شده، عبارتی از روحانی ذکر شده است که کاش گفته نمی‌شد. این عبارت اگر نقطه ننگ دولت در تاریخ ثبت نشود، حتما از اقتدار و افتخارات احتمالی دولت روحانی خواهد کاست.

روحانی در این‌باره می‌گوید: «وقتی ترامپ جنگ اقتصادی را شروع کرد، اختلاف‌نظر اساسی در دولت وجود داشت که آیا با این وضعیت می‌توان کشور را اداره کرد یا نه؟ حتی عده‌ای از وزرا پیشنهاد کردند که استعفای دسته‌جمعی بدهیم. می‌گفتند در این وضعیت باید کسانی با تمام اختیارات بیایند و دولت را بگیرند وگرنه شرایط برای اداره کشور مساعد نیست. به من گفتند برو با رهبری صحبت کن. گفتم این راهکار عملی نیست، گفتم این رفتار را نامردی می‌دانم. وقتی ما برویم، رهبری تنها می‌شود.» یک وقت بن‌بست داخلی بین قوا ایجاد شده و کار کشور و ملت قفل شده است در این صورت عده‌ای برای بن‌بست‌شکنی ایثارگرانه یا لج‌بازانه خود را کنار می‌کشند که بن‌بست را بشکنند.

اختلافات داخلی ممکن است عده‌ای را به چنین سمتی ببرد. اما در سیره امام مورد اینگونه هم قابل‌قبول نیست و تشر امام به میرحسین موسوی در ۱۴شهریور۱۳۶۷ که «اکنون که ملت ما فرزندان خود را به قربانگاه می‌فرستد چه‌وقت استعفا است؟» نشان می‌دهد در مسیر انقلاب اسلامی اختلافات هم نباید باعث خالی‌کردن شانه شود. اما موردی که روحانی اشاره می‌کند بسیار غمبار و دردناک است. دولتمردان ایران اسلامی با عربده و تحریم ترامپ – یعنی دشمن خارجی- به‌دنبال فرار از خدمت هستند؟ یعنی چه؟ اگر گروه دیگر می‌آمد با معجزه مشکلات ایجاد شده توسط ترامپ را حل می‌کردند که شما دنبال رهایی بودید؟ این نشان می‌دهد کلیت کابینه مذکور یک کابینه بوروکرات و نازک‌نارنجی بوده است که از قضا جناب جهانگیری نیز روزی اشاره کردند که «باید با مشکلات موجود، کشور را اداره کنید وگرنه با پول فراوان که ننه‌جون من هم می‌تواند کار کند.» (مضمون) بنابراین چطور می‌توان باور کرد که آدم انقلابی و متعلق به نظام که باید هستی خود را در طبق اخلاص گذاشته و در سنگر مقابل دشمنان بی‌رحم بایستد، به‌دنبال رهایی خود باشد؟ بدتر از اصل موضوع اینکه روحانی می‌گوید: «گفتم رهبری تنها می‌شود» این لطف خدا بود که استعفا عملی نشد. فرض کنید استعفای ‌جمعی انجام می‌شد و رهبری هم مخالفتی نمی‌کردند آنگاه فاجعه حیثیتی برای دولت چندبرابر می‌شد. دولتی که وسط معرکه جنگ و بمباران شدید دشمن به‌دنبال تحویل یا رهایی سنگر است، حتما انقلابی نیست و برای شرایط سخت آفریده نشده است.

شاید همان حرف امام باشد که فرمود: «رفاه و مبارزه با هم جمع نمی‌شوند و کسانی که بر این باورند که رفاه و مبارزه با هم جمع می‌شوند، آب در هاون می‌کوبند.» کتاب را نخوانده‌ام اما در همان روزها بود که رهبری در یک روز بی‌مناسبت کابینه را فراخواندند و روحیه و راهکار دادند و آنان را به صبر و ایستادگی دعوت کردند. همین کار را امام با فرماندهان جنگ بعد از عملیات طریق‌القدس انجام داد. البته آن موقع فرماندهان نمی‌گفتند نمی‌جنگیم اما آمار شهدای اولین عملیات نسبتا بزرگ را که دیده بودند، نگران پاسخگوی اخروی شده بودند که امام آنان را فراخواندند و تا ۷سال بعد از آن بی‌وقفه جنگیدند. ما در زمان خروج ترامپ «دولت جنگی» نیاز داشتیم و این عمل از نازپروردگان برنمی‌آمد. اما به هر حال زحمات وزیران دولت روحانی به هر نحو تا پایان ادامه یافت اما روحانی با این اظهارنظر کابینه را تخفیف و تحقیر کرد و علت ماندن را هم تنهایی رهبری دانستند که هرگز چنین نیست. با جابه‌جایی بیست مدیر هرگز رهبری تنها نمی‌ماند آن‌هم رهبری که کوله‌باری از تجربه و بحران‌دیدگی است.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

آقای روحانی کاش این را نمی‌گفتید!

آقای روحانی کاش این را نمی‌گفتید! بیشتر بخوانید »

حذف جوگیرانه وزارت بازرگانی اشتباه بود

مسئله جریان حمایت از سلمان رشدی چیست؟



انانکه هنوز بر این باورند و تحلیل می کنند که باید در سیاست و اصول و دیپلماسی خود تجدید نظر نماییم و ما خامی کرده ایم و اشتباهات گذشته را نباید تکرار کنیم.

به گزارش مجاهدت از مشرق، عبدالله گنجی فعال رسانه ای طی یادداشتی در کانال تلگرامی خود نوشت: فتوای امام در باره سلمان رشدی بعداز جنگ بود که بشدت نیاز به کمک خارجی برای زیر ساخت های کشور بود.اما فرمود گمان کردید ما بخاطر  مسائل اقتصادی از کنار مسائل اعتقادیمان می گذریم. می فرماید:

ترس من اینست که تحلیلگران امروز ده سال دیگر بر کرسی قضاوت بنشینند و بگویند که باید دید فتوای اسلامی و حکم اعدام سلمان رشدی مطابق اصول و قوانین دیپلماسی بوده است یا خیر و نتیجه گیری کنند که چون بیان حکم خدا اثار و تبعاتی داشته است و بازار مشترک و کشورهای غربی علیه ما موضع گرفته اند پس باید خامی نکنیم و از کنار اهانت کنندگان به مقام مقدس پیامبر و اسلام و مکتب بگذریم.

انانکه هنوز بر این باورند و تحلیل می کنند که باید در سیاست و اصول و دیپلماسی خود تجدید نظر نماییم و ما خامی کرده ایم و اشتباهات گذشته را نباید تکرار کنیم و معتقدند که شعارهای تند یا جنگ سبب بدبینی غرب و شرق نسبت به ما و نهایتا انزوای کشور شده است و اگر ما واقع گرایانه عمل کنیم انان با ما برخورد متقابل انسانی می کنند و احترام متقابل به ملت ما و اسلام و مسلمین می گذارند این یک نمونه است که خدا می خواست پس از انتشار کتاب کفرامیز ایات شیطانی در این زمان اتفاق بیفتد و دنیای تفرعن و استکبار و بربریت چهره واقعی خود را در دشمنی دیرینه اش با اسلام برملا سازد تا ما از ساده اندیشی بدراییم و همه چیز را بحساب اشتباه و سوء مدیریت و بی تجربگی نگذاریم و با تمام وجود درک کنیم که مسئله اشتباه ما نیست بلکه تعمد جهان خواران به نابودی اسلام و مسلمین است والا مسئله فردی سلمان رشدی انقدر برایشان مهم نیست که همه صهیونیست ها و استکبار پشت سر او قرار بگیرند.

استکبار غرب شاید تصور کرده است از اینکه اسم بازار مشترک و حصر اقتصادی را به میان بیاورد ما درجا می زنیم و از اجرای حکم خداوند بزرگ صرف نظر می نماییم خیلی جالب و شگفت انگیز است که این بظاهر متمدنین و متفکرین وقتی یک نویسنده مزدور با نیش قلم زهراگین خود احساسات بیش از یک میلیارد انسان مسلمان را جریحه دار می کند و عده ای در رابطه با ان شهید می شوند برایشان مهم نیست و این فاجعه عین دمکراسی و تمدن است اما وقتی بحث اجرای حکم و عدالت بمیان می اید نوحه رافت و انسان دوستی سر می دهند ما کینه دنیای غرب را با جهان اسلام و فقاهت از همین نکته ها بدست می اریم قضیه انان قضیه دفاع از یک فرد نیست قضیه حمایت از جریان ضد اسلام و ضد ارزشی است که بنگاههای صهیونیستی و انگلیس و امریکا براه انداخته اند و با حماقت و عجله خود را روبروی همه جهان اسلام قرار داده اند.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

مسئله جریان حمایت از سلمان رشدی چیست؟

مسئله جریان حمایت از سلمان رشدی چیست؟ بیشتر بخوانید »