فرهنگ دفاع مقدس

راهیان نور و دولت‌های قبل/ لزوم توجه دقیق دولت منتخب به راهیان نور به عنوان پُر مخاطب‌ترین عرصه فرهنگی کشور

نقش نماینده رئیس جمهور در تقویت و حمایت از راهیان نور


راهیان نور و دولت‌های قبل/ لزوم توجه دقیق دولت منتخب به راهیان نور به عنوان پُر مخاطب‌ترین عرصه فرهنگی کشوربه گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس، احمد رحیمی‌زاده در یادداشتی عملکرد دولت‌های نهم تا دوازدهم در قبال امور فرهنگی مرتبط با راهیان نور را تحلیل کرده و به انتظاراتی که از دولت سیزدهم در این مورد می‌رود، اشاره کرده است.

متن یادداشت وی به شرح زیر است:

«فرهنگ به‌ عنوان زیربنای توسعه قلمداد شده و کمتر کسی است که به این نکته باور نداشته باشد که راه توسعه اساسی و زیربنایی جامعه از عرصه فرهنگ می‌گذرد.

مهمترین حوزه‌های فرهنگی در جهان عبارتند از ورزش و تفریحات، گردشگری، هنر‌های تجسمی، صنایع دستی، صوتی و تصویری، رسانه‌های تعاملی، کتاب و مطبوعات، میراث فرهنگی و تاریخی، مراسم‌ها و آیین ها.

در بین تمامی جریان‌های اثرگذار فرهنگی کشور، جریان بزرگ فرهنگی راهیان نور که نحوه شکل گیری آن به فرموده مقام معظم رهبری ابتکاری الهی بوده است، بخش عمده‌ای از عرصه‌ها و حوزه‌های فرهنگی همچون گردشگری، تربیت و آموزش، میراث فرهنگی و تاریخی، مراسم‌ها و آئین‌ها را یکجا در دل خود دارد.

با اطمینان می‌توان گفت که یکی از پرمخاطب‌ترین عرصه‌های فرهنگی کشور با تأثیرگذاری مثبت در فرهنگ عمومی جریان بزرگ فرهنگی، راهیان نور است که از کارآمدترین و مؤثرترین راه‌های استفاده از ثروت غنی و سرچشمه قوی دوران دفاع مقدس است.

موزه‌های طبیعی، سرزمینی و یادمان ها، جاذبه شهدا و موضوعات فرهنگی مرتبط با دفاع مقدس، بستری پاک و مقدس را برای جوانان و نوجوانان این مرز و بوم و سایر نقاط جهان فراهم آورده تا در گذر تاریخی آن با مفاهیم ارزشی جهاد در راه خدا و ایستادگی و مقاومت در برابر سلطه گران جهانی آشنا سازد.

استقبال و حضور چشمگیر مردم در یادمان‌های دفاع مقدس از ابتدای دهه ۱۳۷۰ ه. ش و به ویژه عنایات، تاییدات و بازدید‌های مکرر مقام معظم رهبری و توجه آحاد جامعه به سرزمین نور باعث شد که با هدف ساماندهی، سیاستگداری، هدایت و حمایت از این جریان بزرگ فرهنگی بی‌نظیر، ستاد مرکزی راهیان نور کشور در سال ۱۳۸۴ تأسیس و تمامی دستگاه‌های مرتبط به ویژه دولت در این مجموعه ایفای نقش کنند.

ستاد مرکزی راهیان نور کشور در واقع محل پیوند سه رکن نیرو‌های مسلح، دولت و مجموعه‌های فعال مردمی در امر راهیان نور است که در بخش مربوط به دولت، سه نوع متولی در راهیان نور فعال هستند نماینده تام‌الإختیار رئیس جمهور در این ستاد، نماینده‌های تام‌الإختیار تمامی وزارتخانه‌ها برای پشتیبانی از برنامه‌های متمرکز و استانداران سومین نوع، متولیان دولتی هستند که در قالب شورای هماهنگی راهیان نور وظیفه پشتیبانی از این جریان فرهنگی را بر عهده دارند.

حمایت و پشتیبانی از راهیان نور و نقش هماهنگی بین وزارتخانه‌های مختلف از جمله وظایفی است که دولت با معرفی نماینده تام‌الإختیار رئیس جمهور در ستاد مرکزی راهیان نور کشور عهده دار می‌شود.

در دولت نهم، سید مهدی هاشمی که سرپرستی وزارت کشور در دولت را بر عهده داشت اولین نماینده تام‌الإختیار رئیس جمهور وقت بود که به ستاد مرکزی راهیان نور کشور معرفی شد. در این بازه، ضعف زیرساختی یادمان‌های دفاع مقدس از جمله جاده‌های دسترسی، آب، برق، محل اقامت و اسکان مردم در سرزمین نور کاملا مشهود بود به طوریکه امکانات موجود و غالباً موقت یادمان‌ها پاسخگوی حضور چشمگیر مردم علاقه‌مند نبود.

آشنایی نماینده تام‌الإختیار رئیس جمهور به حوزه‌های عمرانی و زیرساختی، پیگیری‌های موفق در تأمین اعتبار‌های لازم و هماهنگی کامل با سیاست‌های ستاد مرکزی راهیان نور کشور و همچنین حضور سالانه رئیس جمهور و دیگر اعضای هیات دولت نهم در راهیان نور باعث شد که دولت در این دوره تجربه موفقی را در پشتیبانی از راهیان نور به عنوان بزرگترین جریان فرهنگی کشور پشت سر بگذارد.

در دولت دهم برخلاف رویه مثبت دولت قبل با معرفی اسفندیار رحیم مشایی به عنوان نماینده تام‌الإختیار رئیس جمهور وقت در ستاد مرکزی راهیان نور کشور باعث ایجاد حواشی‌های بسیار و کند شدن فرآیند پشتیبانی از راهیان نور شد.

فعالیت دولت دهم، مصادف با احیای یادمان‌های دفاع مقدس و فعال شدن راهیان نور در چهار استان غرب و شمال‌غرب کشور (ایلام، کرمانشاه، کردستان، آذربایجان غربی) در پی درخواست‌های مکرر مردم این منطقه بود.

عدم زیرساخت‌های لازم برای حضور کاروان‌های راهیان نور در این جغرافیای کشور، عدم تعیین زمان مشخص برای بازدید و فراهم نبودن ایجاد و احداث یادمان در این مناطق از عمده‌ترین دلایل عدم توجه به مناطق عملیاتی غرب و شمال‌غرب در سال‌های قبل بود که در این بازه با حضور جهادی مجموعه دست اندرکاران راهیان نور در حال بر طرف شدن بود.

وسعت سرزمینی و تفاوت‌های جغرافیایی، آب و هوایی و قومی – مذهبی مناطق غرب و شمال‌غرب نسبت به سرزمین راهیان نور جنوب کشور نیازمند اقدام و عزم ملی و مشارکت تمامی دستگاه‌ها از جمله پشتیبانی دولت برای احیای سرزمین دفاع مقدس این خطه بود که متاسفانه عدم هماهنگی دولت با سیاست‌های ستاد مرکزی راهیان نور کشور و پرداختن به اولویت هایی چون راهیان نور شمال و لبنان، بحث‌های انحرافی و همچنین عدم حضور رئیس جمهور دولت دهم در دو سال پیاپی آخر فعالیت در سرزمین دفاع مقدس باعث عدم تسریع در تجمیع طرفیت‌های حمایتی و تقویت زیرساختی راهیان نور در این بازه شد.

با شروع دولت یازدهم، حسام‌الدین آشنا به عنوان نماینده تام‌الإختیار رئیس جمهور در ستاد مرکزی راهیان نور کشور معرفی شد. بر خلاف رویه دولت‌های قبل که شخص رئیس جمهور نماینده خود را معرفی می‌کرد، این بار رئیس دفتر ریاست جمهوری، مراتب موافقت رئیس جمهور مبنی بر انتصاب وی به عنوان نماینده خود در راهیان نور را ابلاغ کرد.

در این دوره، با مجاهدت‌های دست اندرکاران راهیان نور و خادمین شهدا و با وجود مشکلات و حمایت‌های حداقلی، این جریان موثر، به بلوغ مناسبی در تمامی حوزه‌ها رسید. راهیان نور دانش آموزی با اعزام سالانه ۱۰ ها هزار دانش آموز به سرزمین دفاع مقدس به ثبات رسید. در زیرساخت‌های موجود در مناطق مورد بازدید و مراکز اسکان راهیان نور تعادل نسبی به وجود آمد، راهیان نور به عنوان میراث ملی _ معنوی کشور ثبت و روز ملی راهیان نور در تقویم رسمی کشور درج و سند ملی راهیان نور تدوین و ابلاغ شد، یادمان‌های دفاع مقدس شناسنامه دار شدند و ۱۰ ها فعالیت موثر دیگر به انجام رسیدند.

به اعتقاد نخبگان و صاحب نظران فرهنگی کشور با حجم پُرشتاب اقدامات صورت گرفته در مجموعه راهیان نور در دهه ۱۳۹۰، وقت آن رسیده بود که دغدغه‌های فرهنگی متولیان مورد پشتیبانی و بهره برداری مردم قرار گیرد که عملا پشتیبانی از این مهم در دولت‌های یازدهم و دوازدهم به فراموشی سپرده شد.

در طول هشت سال فعالیت دولت‌های یازدهم و دوازدهم و بر خلاف دولت‌های قبل، رئیس جمهور در سرزمین دفاع مقدس و در راهیان نور حضور پیدا نکرد و در این دوره علی‌ رغم تلاش‌های صورت گرفته بعضی از وزارتخانه‌ها برای حمایت از زیرساخت‌های سرزمین دفاع مقدس، شاهد کمترین حضور وزیران و اعضای هیات دولت در راهیان نور و ضعیف‌ترین حمایت‌های دولتی در حوزه‌های فرهنگی و نرم افزاری راهیان نور بودیم.

با بیان اجمالی فعالیت دولت‌های قبل در راهیان نور، انتظاراتی که از دولت سیزدهم در زمینه‌های فرهنگی و از جمله حمایت از راهیان نور به عنوان موثرترین اقدام فرهنگی کشور می‌رود، بیشتر از دولت‌های پیشین است.

انتخاب و انتصاب فردی با رویکرد جهادی و انقلابی و آشنا به حوزه دفاع مقدس و راهیان نور به عنوان نماینده تام‌الإختیار رئیس جمهور منتخب در ستاد مرکزی راهیان نور کشور، حضور سالانه رئیس جمهور و اعضای هیات دولت در راهیان نور و در بین مردم در سرزمین دفاع مقدس همچون سال‌ها و ایام قبل از انتخابات ۱۴۰۰، حمایت از سیاست‌های ستاد مرکزی راهیان نور کشور و پشتیبانی از کاروان‌های مردمی راهیان نور می‌تواند زمینه‌ساز تحقق بهره برداری بیشتر انقلاب اسلامی از این سنت حسنه و فناوری نوین استخراج گنج دفاع مقدس شود.»

انتهای پیام/ 118

نقش نماینده رئیس جمهور در تقویت و حمایت از راهیان نور

منبع خبر

نقش نماینده رئیس جمهور در تقویت و حمایت از راهیان نور بیشتر بخوانید »

کنگره شعر دفاع مقدس نشان داد روح حماسه در میان جوانان زنده و بیدار است

کنگره شعر دفاع مقدس نشان داد روح حماسه در میان جوانان زنده و بیدار است


کنگره شعر دفاع مقدس نشان داد روح حماسه در میان جوانان زنده و بیدار است

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از خبرنگار فرهنگ و هنر دفاع‌پرس، رضا اسماعیلی دبیر علمی بیست و دومین کنگره شعر دفاع مقدس در نشست اختتامیه این کنگره که امروز (دوشنبه) در موزه انقلاب اسلامی و دفاع‌مقدس برگزار شد، اظهار داشت: کنگره ملی شعر دفاع مقدس از کنگره‌های شاخصی است که از دوران دفاع مقدس و از سال ۱۳۶۵ در دانشگاه شهید چمران اهواز با عنوان کنگره شعر جنگ شکل گرفت و بعد‌ها به عنوان کنگره شعر دفاع مقدس مطرح شد.

وی در خصوص بیست و دومین دوره برگزاری این کنگره افزود: پس از اعلام فراخوان با استقبال شاعران پیشکسوت و جوان مواجه شدیم که اشعار خود را با موضوع دفاع مقدس و ادبیات پایداری به دبیرخانه ارسال کردند. ابتدا آثار در دبیرخانه استانی توسط شاعران شاخص هر استان داوری مقدماتی شد که مجموعا هفت هزار قطعه شعر به دست ما رسید که از آن میان ۹۹۲ شعر به دبیرخانه مرکزی ارسال و پس از داوری در تهران نتایجشان مشخص شده است.

اسماعیلی این کنگره را پیشخوان ادبیات دفاع مقدس و مقاومت دانست و تصریح کرد: کنگره شعر دفاع مقدس از جریان‌ساز‌ترین و فرهنگ‌سازترین کنگره‌های کشوری است که هر سال چشم شاعران به فراخوان این کنگره است تا آثار خود را ارسال کنند. کنگره در احیای ادبیات دفاع مقدس و پایداری اثرگذار بوده و زمینه پایندگی و بالندگی ادبیات دفاع مقدس را فراهم کرده است.

وی در خصوص بخش‌های این کنگره گفت: کنگره در چهار بخش عمومی، مدافعان سلامت، جبهه مقاومت و شهیدان حاج قاسم سلیمانی و فخری‌زاده برگزار شد. بخش عمومی شامل بخش‌های متنوع زیادی از جمله بانوان شهید، کودک و نوجوان، پیوند عاشورا، دفاع مقدس و… است. در بخش کودک و نوجوان شاهد آثار فاخری بودیم که داوران اذعان داشتند بعد گذشت ۴۰ سال از دفاع مقدس این آثار ارزنده هستند.

دبیر کنگره شعر دفاع مقدس بیان کرد: طیفی وجود دارند که می‌گویند دفاع مقدس به سر رسیده و تاریخ مصرف گونه ادبیات پایداری تمام شده، اما آثار ارسالی نشان داد هنوز شاعران دغدغه دارند و این ما هستیم که نتوانستیم به ابعاد مختلف دفاع مقدس بپردازیم و آن را مورد واکاوی قرار دهیم.

وی به وضعیت اشعار ارسالی اشاره و تصریح کرد: شاعران دفاع مقدس ابعاد مختلف حماسه را در اشعار خود مورد بررسی قرار داده بودند. امروز انتظار نداریم شاعران با موضوع جنگ شعر بگویند، این کنگره پوست‌اندازی کرده و به محور‌های جدیدتر می‌پردازد مثل بحث مدافعان حرم یا شهدای سلامت که از محور‌های این کنگره بوده و یکی از وجوه تمایز کنگره امسال، پرداختن به موضوع سرداران شهید حاج قاسم سلیمانی و دکتر محسن فخری‌زاده است.

دبیر کنگره شعر دفاع مقدس افزود: تعصبی در مورد قالب‌های شعری نداشتیم و از شاعران خواستیم بدون محدودیت آثارشان را ارسال کنند. برای اینکه عدالت رعایت شده باشد بخش عمومی را به شعر سنتی، کلاسیک، نیمایی و سپید تقسیم کردیم و داورانی مستقل برای هر بخش مستقل تعیین کردیم.

اسماعیلی بیان داشت: سه برگزیده در بخش عمومی، سه برگزیده در بخش کودک و نوجوان، یک برگزیده در بخش ویژه شهیدان حاج سلیمانی و فخری‌زاده، یک برگزیده در بخش مدافعان سلامت و مجموعا هشت اثر برگزیده معرفی خواهند شد.

وی با اشاره به انتشار آثار برگزیده گفت: یکی از وظایف و رسالت‌های بزرگ کنگره، مستندسازی است و ما نیز اشعار برگزیده را چاپ و منتشر می‌کنیم.

انتهای پیام/ 141

کنگره شعر دفاع مقدس نشان داد روح حماسه در میان جوانان زنده و بیدار است

منبع خبر

کنگره شعر دفاع مقدس نشان داد روح حماسه در میان جوانان زنده و بیدار است بیشتر بخوانید »

«بسیج»؛ اقیانوس بی‌کران احساس وظیفه برای خدمت به مردم

«بسیج»؛ اقیانوس بی‌کران احساس وظیفه برای خدمت به مردم


«بسیج»؛ اقیانوس بی‌کران احساس وظیفه برای خدمت به مردم

گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس ـ مرضیه کیان؛ برای زنده ماندن، شاید یک هفته نان خشک در آب می‌زدند تا زنده بمانند. خاکی بودن و سادگی‌شان از همان سال ۱۳۵۸ که «نیروی مقاومت بسیج» به فرمان حضرت امام خمینی (ره) تشکیل شد و در دی ماه ۱۳۵۹ به طور قانونی رسمیت یافت، خودنمایی می‌کرد.

از همان موقع که سازمان بسیج به عنوان یکی از سازمان‌های نظامی و زیرمجموعه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و یکی از مهم‌ترین بازو‌های قدرت جمهوری اسلامی ایران شناخته شد، بسیاری از مردم عادی برای حفاظت از خاک وطنشان خودجوش و پرشور به جبهه‌های دفاع مقدس پا گذاشتند؛ نه درخواست مادی داشتند و نه دنیوی.. آن‌ها طرف حسابشان خدا بود و با او معامله کرده بودند.

از میان آمار‌های متعددی که از تعداد شهدای دفاع مقدس اعلام شده، حدود ۸۵ هزار شهید، بسیجی بودند که حدود ۴۳ درصد از رزمنده‌ها را شامل می‌شدند.

بسیجی بودن وظیفه نیست، بلکه یک حس و شعور درونی است؛ نه لباس خاصی دارد و نه پست و سمت ویژه‌ای! بسیاری از بسیجی‌ها وارد عرصه نبرد شدند و به فرموده حضرت امام خامنه‌ای: «استعداد این‌ها بروز کرد و تبدیل شدند به سرداران بزرگی مثل شهید باقری، مثل شهید کاظمی، مثل شهید بروجردی و دیگران و دیگران و دیگران».

بسیاری هم در عرصه علم وارد شدند و شاید اسمشان در لیست بسیج وجود نداشته باشد، اما خود را بسیجی می‌دانند، که خیلی‌هایشان هم در این راه به شهادت رسیده و جاوید شدند، مثل شهدای هسته‌ای، رضایی‌نژاد، احمدی‌روشن، شهریاری، علی‌محمّدی و دیگران.

رهبر معظم انقلاب اسلامی حضور فعال نیرو‌های بسیجی را در این بیانات به خوبی نشان داده است: «بسیج در باب صدق، امتحان صداقت را داده است؛ در جنگ تحمیلی، در دفاع مقدّس که روزگار سخت کشور بود، بسیج امتحان داد؛ بعد از دوران دفاع مقدّس و قضایای بعد هم تا امروز بسیج همه‌جا امتحان صداقت خودش را داده است.»

نمونه بارز این فرمایش معظم له، آماده بودن همیشگی ساک و کوله‌پشتی نیرو‌های داوطلب بسیجی است که به محض نیاز، پشت کفششان را بالا بکشند و در عرصه‌های بحرانی حضور پیدا می‌کنند؛ از جنگ تحمیلی گرفته تا زلزله و سیل و کمک‌های مومنانه و جنگ در عرصه کرونا! اصلا انگار آرام و قرار داشتن در مرامشان نیست. نباید شک داشت که اگر حضور بسیج مستضعفین در هشت سال دفاع مقدس نبود، امروز سرنوشت کشور چیز دیگری بود.

انتهای پیام/ 112

«بسیج»؛ اقیانوس بی‌کران احساس وظیفه برای خدمت به مردم

منبع خبر

«بسیج»؛ اقیانوس بی‌کران احساس وظیفه برای خدمت به مردم بیشتر بخوانید »

حذف فرهنگ دفاع مقدس از اقتصاد و فرهنگ با «اشرافیت» و «اباحه‌گری»!


حذف فرهنگ دفاع مقدس از اقتصاد و فرهنگ با «اشرافیت» و «اباحه‌گری»!گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس ـ حامد افروغ؛ هر ملت اصیلی برای آنکه بتواند در میان حوادث و وقایع سخت تاریخی راست‌قامت ایستاده و مقهور سختی تندباد‌های سیاسی و اجتماعی نشود، ناگزیر از چنگ زدن به ریسمان اصالت و ریشه‌های فرهنگی و تمدنی خود است. ایران امروز نیز، فارغ از آنکه اسلامی بخوانیمش یا خیر، به عنوان یک ملت اصیل و ریشه‌دار که در تاریخ دنیا جزو یکی از معدود تمدن‌های بشری بوده است، همواره در کوران‌های تاریخی به اصالت‌های خود پناه برده و چونان صدفی که از ریگ، مروارید غلتان می‌سازد، تهدید‌های بزرگ و کوچک تحمیلی به خود را به فرصتی جهت تقویت و تعالی فرهنگ و اصالت خود بدل کرده است.

آنچه که باعث شده تا دشمنان بسیاری علیه ایران و ملتش، شمشیر از رو کشیده و وجودش را تاب نیاورند، همین اصالت و بزرگی است که علی‌رغم آب رفتن مرز‌های جغرافیایی‌اش در طول تاریخ، روح آن بر منطقه ما، از نواحی‌ای از مصر گرفته تا مرز‌های چین، گسترده شده و همچنان مانند ققنوسی که از میان خاکستر سر بر می‌کند، گه‌گاهی سر برون کرده و در آسمان وجدان‌های بیدار به پرواز در می‌آید؛ پروازی که چونان شکوه عنقا در چشم زاغ و زغن، برای مستکبرین عالم دردآور است.

فرهنگ ایرانی که بن‌مایه و شاخصه اصلی اصالت ملت ایران است، همواره در طول تاریخ رو به تعالی و تمیز دادن سره از ناسره داشته است. فرهنگی که آن را از میان شکوه معماری تاریخی‌اش و آداب و رسوم رنگارنگ، اما متحدش می‌توان به نظاره نشست. ایرانیان از دیرباز شان و جایگاهی والا در میان امت‌ها داشته‌اند که این را از دل اوراق تاریخ و اقرار‌های ضمنی غرب‌شناسانی که پیش از ما پیشینه‌مان را شخم زده و بعضا از ما ربوده‌اند، می‌توان فهمید.

«کشور ما ایران دارای فرهنگی بسیار متنوع و تاریخ کهنی است و یکی از غنی‌ترین کشور‌های جهان از حیث آثار باستانی در بیشترین دوره‌های تاریخی تمدن و فرهنگ بشر و حتی ما قبل تاریخ است… فرهنگ دیرینه کشورمان از مولفه‌ها و عناصر متعددی تشکیل شده که از جمله آن‌ها می‌توان به زبان پارسی، آداب و رسوم و اعیاد ملی، ادبیات و شخصیت‌های اسطوره‌ای، معماری ایرانی، تنوع قومی و دین اسلام و ادیان و مذهب‌های مختلف اشاره کرد. این تنوع و گوناگونی که در فرهنگ و تمدن کهن ایرانی دیده می‌شود» (۱)

«ایرانیان از دیرباز، مناسبات عمیقی با مردمان سرزمین‌های گوناگون داشته و در راستای گسترش مولفه‌های عمیق فرهنگ و تمدن ایرانی، از گذشته‌های بسیار دور به سفر‌های مخاطره‌آمیزی دست یازیده‌اند. این مهاجرت‌ها که در طول تاریخ ایران همواره با آن مواجه بوده‌ایم، نتایج درخشانی به دنبال داشته است؛ به گونه‌ای که امروزه رد پای تمدن و فرهنگ ایرانی در مناطق مختلف جهان به چشم می‌خورد.

مهاجرت تاریخی گروهی از شیرازی‌ها به سواحل و جزایر شرق آفریقا که حدود یک هزار سال پیش صورت گرفت، یکی از سازمان‌یافته‌ترین این سفر‌ها بوده است. این سفر که به سرپرستی یکی از شاهزادگان آل بویه و با هدف گسترش تجارت با مردمان این سرزمین انجام گشت، موجب استقرار دائمی گروهی از ایرانیان در منطقه‌ای وسیع در شرق و جنوب آفریقا شد. این ایرانیان پس از جای گرفتن در محیط جدید، به تدریج طی ایجاد مناسبات دوستانه با بومیان این مناطق، جلوه‌هایی از آموزه‌های فرهنگی ـ تمدنی ایران را در بخش‌هایی از کشور‌های امروزین تانزانیا، کنیا و کومور بر جای نهادند.

برخی از مولفه‌های به یادگار مانده از این شیرازی‌ها در سواحل و جزایر شرق آفریقا همچون بزرگداشت عید نوروز، سال هجری شمسی، معماری ایرانی، تاثیرپذیری زبان بومی شرق آفریقا از فارسی و برخی از آداب و رسوم ایران که امروزه در زمره بخشی جاودانه از آداب و رسوم و سنت‌های مردمان شرق و جنوب شرق آفریقا جای گرفته‌اند» (۲) از این جمله‌اند.

اما «درحالی که هویت‌های جهانی و فراملی در حال گسترش هستند و انسان‌های روی زمین روز به روز سلایق، تعلقات و ادراکات جهانی‌تری پیدا می‌کنند، هویت‌های قومی و محلی، که برآیند مقاومت در مقابل فرهنگ‌های جهانی هستند، نیز روزبه روز قدرت و ظهور بیشتری می‌یابند. حتی پیش‌بینی می‌شود فرهنگ جهانی، مجموعه بسیار متنوع و گسترده‌ای از فرهنگ‌های کوچک محلی و قومی باشد. اکنون باید دید که وضعیت فرهنگی کشور ما در عصر جهانی شدن چگونه خواهد بود و آیا قادر خواهیم بود هویت سیاسی ــ فرهنگی خودمان را براساس نیاز‌ها و درخواست‌های خود شکل دهیم؟» (۳) که این مهم رخ نخواهد داد جز اینکه با وجود جنگ سنگین روانی و رسانه‌ای که با کارنابلدی و غفلت و گاهی همدلی برخی مسئولان داخلی صورت گرفته و قوت یافته و به بمباران داشته‌ها، دانسته‌ها و ارزش‌های اصیل فرهنگی ما مبادرت ورزیده، به خود آییم و بدانیم در کجای این عرصه تاریخی قرار گرفته‌ایم، چرا که غول جنگی غرب ـ روانی و رسانه‌ای ـ با اتحاد «جنگ احزاب‌گونه» خود، همه هنرهایش را تجمیع کرده و از شش جهت به ثروت فرهنگی ما یورش آورده است.

از این‌رو هر چه بیشتر می‌گذرد، به سبب رشد ابزار و تجربه‌های رقیب، موجبات اغواگری و فریب‌کاری آن‌ها علیه افکار عمومی و سلایق فطری ما ایرانیان، تقابل با آن‌ها برای ما سخت‌تر می‌شود مگر آنکه خود را به سلاح تفکر و مطالعه مسلح سازیم، زیرا هر چه رسانه قوی‌تر و فراگیرتر می‌شود، به دلیل بمباران اطلاعاتی افکار عمومی (به معنای خبر، فارغ از صحت و سقمش) بیشتر از قبل بر ضعف قوای تفکر و تعقل بشر می‌افزاید و از این رهگذر گویی به مسخ آدمی پرداخته و با غمزه‌ای، جای جلاد و شهید را در وقایع و رخداد‌ها عوض می‌کند.

شاهد مثال این جنگ ویرانگر که مشخصا به دستاورد‌های فرهنگی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس یورش برده و در صدد قیچی کردن این دو بال برای ممانعت از متعالی شدن فرهنگ ایرانی است، می‌پردازیم.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی که رهین کیاست و جنم رهبری مقتدر آن و ایثار و ازجان‌گذشتگی ملت ایران بود، فرهنگ نوع‌دوستی، ساده‌زیستی، برادری و برابری، چون چشمه‌ای از دل سنگ تاریخ جوشید و زمزم‌وار بیابان آرزو‌های ایرانیان را آباد می‌کرد و با وقوع جنگ تحمیلی این فرهنگ رو به فزونی نهاد تا در آینده‌ای نه چندان دور، همه ایرانیان، چون برادر و خواهر که هم‌ریشه و هم‌نفس هستند، در کنار هم با آرامش و آسایش زندگی کنند؛ اما پس از پایان جنگ تحمیلی و ناگزیر بودن حاکمیت از جبران خسارت‌های آن، فرهنگ به عنوان اولین قربانی، در میان چرخ‌دنده‌های آهنین سازندگی له شد به طوری‌که فرهنگ مذموم و قبیح اشرافیت، که می‌رفت با طلوع خورشید انقلاب اسلامی و دفاع مقدس رو به اضمحلال بگذارد، با واژگان‌سازی و فرهنگ‌سازی از سوی لیبرال‌های انقلابی‌نما بار دیگر جای پای خود را در کشور سفت کرد.

مانور تجمل این‌بار، چون دُم خروس از توبره مسئولینی بیرون زد که قرار بود در امتداد فرهنگ انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، ضمن ساده زیستن، چون شهدای انقلاب و دفاع مقدس و مسئولان شهیدی، چون رجایی و باهنر، مقوم فرهنگ انقلاب اسلامی باشند نه اینکه مسیر کشور را به ورطه‌ای اندازند که پس از ۴۰ سال، شاهد نفوذ فساد در بدنه مدیریتی کشور بوده و از اندوه، انگشت به دهان بگزیم. اما روش و مسیر این انحراف جای تامل دارد که دقیقا همان دکترین را می‌خواهند در حوزه فرهنگ پیاده کرده و این‌بار قلب تمدن ایرانی را بزنند.

در حوزه اقتصادی برای فاصله گرفتن از ساده‌زیستی و خدمت بی‌منت که هر دو برگرفته از فرهنگ انقلاب اسلامی و دفاع مقدس بودند، جهت نرم کردن افکار و اغواگری، از واژگانی استفاده کردند تا قبح اشرافیت و کاخ‌نشینی مسئولین را بشکنند، لذا یکی از بهانه‌ها این شد که مسئولین باید در شأن ملت ایران زندگی کنند، چرا که بیگانگان اگر مسئولین ایرانی را بدون تجمل و اشرافیت نظاره کنند، ملت ایران هم در نظر آنان خوار و خفیف جلوه خواهد کرد، در صورتی‌که ابهت ملت ایران در دید خارجی‌ها ساده‌زیستی امام امت و مسئولین شهیدی، چون رجایی بود، اما با جوسازی و ترفند‌های روانی ـ رسانه‌ای ذهنیت مردم را برای اشرافیت خود آماده کرده و با بی‌اعتنایی به نهیب‌ها و انذار‌های رهبر معظم انقلاب اسلامی، مدیریتی دوسویه را در کشور جا انداختند.

مدیریتی که در یک سوی آن ولایت فقیه با پایبندی به فرهنگ انقلاب اسلامی و دفاع مقدس قرار دارد که نتیجه‌اش می‌شود رشد حیرت‌انگیز قوای مسلح ایران در شرایط تحریم و تحدید و خصومت خارجی و بی‌مهری مسئولان داخلی؛ و در سوی دوم آن می‌شود اقتصاد نحیف و رنجور و از هم پاشیده امروز که از انبار آن هر روز موشی به اندازه کفتار توسط قوه قضاییه شکار می‌شود تا ثروت مردم را به تاراج نبرند.

در حوزه فرهنگ نیز همین روش در حال پیاده‌سازی است. مولفه‌های قوت فرهنگی امروز ما توسط برخی مسئولان و برخی بزرگان اندیشه کشور در حال تخریب و تاراج است و چون لبه دوم قیچی تهاجم فرهنگی، به مدد دشمنان آمده است. امروز غیرت، حلال‌خوری، انصاف، عفت و حیا و بسیاری مولفه‌های فرهنگی دیگر مورد هجمه قرار گرفته است. تضعیف جایگاه معلمان، ساخت فیلم‌های فحشای زیرپوستی و غیر مستقیم، دکترین اسلام رحمانی و حجاب اختیاری و از این دست، ابزار‌هایی هستند که چون موریانه به جان فرهنگ کشور افتاده‌اند.

امروزه روند مدیریت کشور در مواجهه با فرهنگیان که پایه اصلی ترویج و صیانت از فرهنگ کشور هستند با بهانه‌های کمبود بودجه و امثالهم باعث تضعیف جایگاه معلمان و تکسر شأن آنان در نگاه جامعه شده حال آنکه برای کار‌های به مراتب با اولویت پایین‌تر بودجه بوده و کسر گذاشته نمی‌شود یا مدیریت صندوق این قشر رو به سمتی می‌رود که به راحتی بخش بزرگی از اموال آنان به تاراج می‌رود و نهایتا هم به روشنی کسی مسئولیت نمی‌پذیرد.

در حوزه فیلم‌سازی نیز با تخریب مواردی، چون قصاص و تعبیر خشونت از آن، تقبیح صیغه و زدن برچسب هرزگی به آن و در مقابل ترویج خشونت‌های خانوادگی و ازدواج سفید، همجنس‌گرایی و حذف بی‌منطق قید و بند‌های جنسی، سعی در ترویج اباحه‌گری و لاابالی‌گری در میان نسل جوان را دارند.

این پازل وقتی کامل می‌شود که برخی معممین و روشنفکران سابقا دینی و امروز مروج بی‌دینی، با طرح مواردی، چون اسلام رحمانی و حجاب اختیاری سعی در تکمیل این نقشه شوم دارند. بی آنکه توجه داشته باشند که اساسا مواردی، چون قصاص و تعزیر از مظاهر قهر دین نیست، بلکه از مظاهر اقتدار آن است تا با تنبیه فرد خاطی آرامش و آسایش اکثریت جامعه را تامین کند و یا حجاب فارغ از نگاه دینی به آن، عاملی برای مدیریت هیجانات و فوران‌های جنسی جوانی است تا در مسیر درست قرار گیرد، اما از آنجا که انقلاب اسلامی اغلب اسیر افراط و تفریط برخی مسئولان و متفکرانش بوده، یک روز با پونز زدن به سر جوانان توسط انقلابی‌نما‌های قبل و ضدانقلاب‌های امروزی باعث اسلام‌زدگی بخشی از جامعه شده و اکنون نیز با تفریط برخی دیگر مبنی بر حذف حجاب و قصاص و امثالهم باعث ازهم‌گسیختگی فرهنگ عفت و حیا شده است.

باشد که روزی برسد تا مردم و مسئولان فارغ از حب و بغض و بر مبنای تعقل و تفکر راه و سبک زندگی خود را انتخاب کنند تا جامعه و فرهنگ کشور بیش از این آسیب نبیند.

پی‌نوشت:

(۱) نگرش‌های نو در جغرافیای انسانی (جعرافیای انسانی)، مقاله ارزیابی شاخص فرهنگ ایرانی و تاثیر آن در توسعه گردشگری

(۲) نشریه: مطالعات ملی، مقاله مولفه‌های فرهنگی- تمدنی جهان ایرانی در شرق آفریقا

(۳) نشریه زمانه شماره ۷۰، مقاله هویت و فرهنگ در عرصه فرهنگی ایران اثر حسین خزایی

انتهای پیام/ 112

حذف فرهنگ دفاع مقدس از اقتصاد و فرهنگ با «اشرافیت» و «اباحه‌گری»!

منبع خبر

حذف فرهنگ دفاع مقدس از اقتصاد و فرهنگ با «اشرافیت» و «اباحه‌گری»! بیشتر بخوانید »

حذف فرهنگ دفاع مقدس از اقتصاد و فرهنگ با «اشرافیت» و «اباحه‌گری»!

حذف فرهنگ دفاع مقدس از اقتصاد و فرهنگ با «اشرافیت» و «اباحه‌گری»!


حذف فرهنگ دفاع مقدس از اقتصاد و فرهنگ با «اشرافیت» و «اباحه‌گری»!گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس ـ حامد افروغ؛ هر ملت اصیلی برای آنکه بتواند در میان حوادث و وقایع سخت تاریخی راست‌قامت ایستاده و مقهور سختی تندباد‌های سیاسی و اجتماعی نشود، ناگزیر از چنگ زدن به ریسمان اصالت و ریشه‌های فرهنگی و تمدنی خود است. ایران امروز نیز، فارغ از آنکه اسلامی بخوانیمش یا خیر، به عنوان یک ملت اصیل و ریشه‌دار که در تاریخ دنیا جزو یکی از معدود تمدن‌های بشری بوده است، همواره در کوران‌های تاریخی به اصالت‌های خود پناه برده و چونان صدفی که از ریگ، مروارید غلتان می‌سازد، تهدید‌های بزرگ و کوچک تحمیلی به خود را به فرصتی جهت تقویت و تعالی فرهنگ و اصالت خود بدل کرده است.

آنچه که باعث شده تا دشمنان بسیاری علیه ایران و ملتش، شمشیر از رو کشیده و وجودش را تاب نیاورند، همین اصالت و بزرگی است که علی‌رغم آب رفتن مرز‌های جغرافیایی‌اش در طول تاریخ، روح آن بر منطقه ما، از نواحی‌ای از مصر گرفته تا مرز‌های چین، گسترده شده و همچنان مانند ققنوسی که از میان خاکستر سر بر می‌کند، گه‌گاهی سر برون کرده و در آسمان وجدان‌های بیدار به پرواز در می‌آید؛ پروازی که چونان شکوه عنقا در چشم زاغ و زغن، برای مستکبرین عالم دردآور است.

فرهنگ ایرانی که بن‌مایه و شاخصه اصلی اصالت ملت ایران است، همواره در طول تاریخ رو به تعالی و تمیز دادن سره از ناسره داشته است. فرهنگی که آن را از میان شکوه معماری تاریخی‌اش و آداب و رسوم رنگارنگ، اما متحدش می‌توان به نظاره نشست. ایرانیان از دیرباز شان و جایگاهی والا در میان امت‌ها داشته‌اند که این را از دل اوراق تاریخ و اقرار‌های ضمنی غرب‌شناسانی که پیش از ما پیشینه‌مان را شخم زده و بعضا از ما ربوده‌اند، می‌توان فهمید.

«کشور ما ایران دارای فرهنگی بسیار متنوع و تاریخ کهنی است و یکی از غنی‌ترین کشور‌های جهان از حیث آثار باستانی در بیشترین دوره‌های تاریخی تمدن و فرهنگ بشر و حتی ما قبل تاریخ است… فرهنگ دیرینه کشورمان از مولفه‌ها و عناصر متعددی تشکیل شده که از جمله آن‌ها می‌توان به زبان پارسی، آداب و رسوم و اعیاد ملی، ادبیات و شخصیت‌های اسطوره‌ای، معماری ایرانی، تنوع قومی و دین اسلام و ادیان و مذهب‌های مختلف اشاره کرد. این تنوع و گوناگونی که در فرهنگ و تمدن کهن ایرانی دیده می‌شود» (۱)

«ایرانیان از دیرباز، مناسبات عمیقی با مردمان سرزمین‌های گوناگون داشته و در راستای گسترش مولفه‌های عمیق فرهنگ و تمدن ایرانی، از گذشته‌های بسیار دور به سفر‌های مخاطره‌آمیزی دست یازیده‌اند. این مهاجرت‌ها که در طول تاریخ ایران همواره با آن مواجه بوده‌ایم، نتایج درخشانی به دنبال داشته است؛ به گونه‌ای که امروزه رد پای تمدن و فرهنگ ایرانی در مناطق مختلف جهان به چشم می‌خورد.

مهاجرت تاریخی گروهی از شیرازی‌ها به سواحل و جزایر شرق آفریقا که حدود یک هزار سال پیش صورت گرفت، یکی از سازمان‌یافته‌ترین این سفر‌ها بوده است. این سفر که به سرپرستی یکی از شاهزادگان آل بویه و با هدف گسترش تجارت با مردمان این سرزمین انجام گشت، موجب استقرار دائمی گروهی از ایرانیان در منطقه‌ای وسیع در شرق و جنوب آفریقا شد. این ایرانیان پس از جای گرفتن در محیط جدید، به تدریج طی ایجاد مناسبات دوستانه با بومیان این مناطق، جلوه‌هایی از آموزه‌های فرهنگی ـ تمدنی ایران را در بخش‌هایی از کشور‌های امروزین تانزانیا، کنیا و کومور بر جای نهادند.

برخی از مولفه‌های به یادگار مانده از این شیرازی‌ها در سواحل و جزایر شرق آفریقا همچون بزرگداشت عید نوروز، سال هجری شمسی، معماری ایرانی، تاثیرپذیری زبان بومی شرق آفریقا از فارسی و برخی از آداب و رسوم ایران که امروزه در زمره بخشی جاودانه از آداب و رسوم و سنت‌های مردمان شرق و جنوب شرق آفریقا جای گرفته‌اند» (۲) از این جمله‌اند.

اما «درحالی که هویت‌های جهانی و فراملی در حال گسترش هستند و انسان‌های روی زمین روز به روز سلایق، تعلقات و ادراکات جهانی‌تری پیدا می‌کنند، هویت‌های قومی و محلی، که برآیند مقاومت در مقابل فرهنگ‌های جهانی هستند، نیز روزبه روز قدرت و ظهور بیشتری می‌یابند. حتی پیش‌بینی می‌شود فرهنگ جهانی، مجموعه بسیار متنوع و گسترده‌ای از فرهنگ‌های کوچک محلی و قومی باشد. اکنون باید دید که وضعیت فرهنگی کشور ما در عصر جهانی شدن چگونه خواهد بود و آیا قادر خواهیم بود هویت سیاسی ــ فرهنگی خودمان را براساس نیاز‌ها و درخواست‌های خود شکل دهیم؟» (۳) که این مهم رخ نخواهد داد جز اینکه با وجود جنگ سنگین روانی و رسانه‌ای که با کارنابلدی و غفلت و گاهی همدلی برخی مسئولان داخلی صورت گرفته و قوت یافته و به بمباران داشته‌ها، دانسته‌ها و ارزش‌های اصیل فرهنگی ما مبادرت ورزیده، به خود آییم و بدانیم در کجای این عرصه تاریخی قرار گرفته‌ایم، چرا که غول جنگی غرب ـ روانی و رسانه‌ای ـ با اتحاد «جنگ احزاب‌گونه» خود، همه هنرهایش را تجمیع کرده و از شش جهت به ثروت فرهنگی ما یورش آورده است.

از این‌رو هر چه بیشتر می‌گذرد، به سبب رشد ابزار و تجربه‌های رقیب، موجبات اغواگری و فریب‌کاری آن‌ها علیه افکار عمومی و سلایق فطری ما ایرانیان، تقابل با آن‌ها برای ما سخت‌تر می‌شود مگر آنکه خود را به سلاح تفکر و مطالعه مسلح سازیم، زیرا هر چه رسانه قوی‌تر و فراگیرتر می‌شود، به دلیل بمباران اطلاعاتی افکار عمومی (به معنای خبر، فارغ از صحت و سقمش) بیشتر از قبل بر ضعف قوای تفکر و تعقل بشر می‌افزاید و از این رهگذر گویی به مسخ آدمی پرداخته و با غمزه‌ای، جای جلاد و شهید را در وقایع و رخداد‌ها عوض می‌کند.

شاهد مثال این جنگ ویرانگر که مشخصا به دستاورد‌های فرهنگی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس یورش برده و در صدد قیچی کردن این دو بال برای ممانعت از متعالی شدن فرهنگ ایرانی است، می‌پردازیم.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی که رهین کیاست و جنم رهبری مقتدر آن و ایثار و ازجان‌گذشتگی ملت ایران بود، فرهنگ نوع‌دوستی، ساده‌زیستی، برادری و برابری، چون چشمه‌ای از دل سنگ تاریخ جوشید و زمزم‌وار بیابان آرزو‌های ایرانیان را آباد می‌کرد و با وقوع جنگ تحمیلی این فرهنگ رو به فزونی نهاد تا در آینده‌ای نه چندان دور، همه ایرانیان، چون برادر و خواهر که هم‌ریشه و هم‌نفس هستند، در کنار هم با آرامش و آسایش زندگی کنند؛ اما پس از پایان جنگ تحمیلی و ناگزیر بودن حاکمیت از جبران خسارت‌های آن، فرهنگ به عنوان اولین قربانی، در میان چرخ‌دنده‌های آهنین سازندگی له شد به طوری‌که فرهنگ مذموم و قبیح اشرافیت، که می‌رفت با طلوع خورشید انقلاب اسلامی و دفاع مقدس رو به اضمحلال بگذارد، با واژگان‌سازی و فرهنگ‌سازی از سوی لیبرال‌های انقلابی‌نما بار دیگر جای پای خود را در کشور سفت کرد.

مانور تجمل این‌بار، چون دُم خروس از توبره مسئولینی بیرون زد که قرار بود در امتداد فرهنگ انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، ضمن ساده زیستن، چون شهدای انقلاب و دفاع مقدس و مسئولان شهیدی، چون رجایی و باهنر، مقوم فرهنگ انقلاب اسلامی باشند نه اینکه مسیر کشور را به ورطه‌ای اندازند که پس از ۴۰ سال، شاهد نفوذ فساد در بدنه مدیریتی کشور بوده و از اندوه، انگشت به دهان بگزیم. اما روش و مسیر این انحراف جای تامل دارد که دقیقا همان دکترین را می‌خواهند در حوزه فرهنگ پیاده کرده و این‌بار قلب تمدن ایرانی را بزنند.

در حوزه اقتصادی برای فاصله گرفتن از ساده‌زیستی و خدمت بی‌منت که هر دو برگرفته از فرهنگ انقلاب اسلامی و دفاع مقدس بودند، جهت نرم کردن افکار و اغواگری، از واژگانی استفاده کردند تا قبح اشرافیت و کاخ‌نشینی مسئولین را بشکنند، لذا یکی از بهانه‌ها این شد که مسئولین باید در شأن ملت ایران زندگی کنند، چرا که بیگانگان اگر مسئولین ایرانی را بدون تجمل و اشرافیت نظاره کنند، ملت ایران هم در نظر آنان خوار و خفیف جلوه خواهد کرد، در صورتی‌که ابهت ملت ایران در دید خارجی‌ها ساده‌زیستی امام امت و مسئولین شهیدی، چون رجایی بود، اما با جوسازی و ترفند‌های روانی ـ رسانه‌ای ذهنیت مردم را برای اشرافیت خود آماده کرده و با بی‌اعتنایی به نهیب‌ها و انذار‌های رهبر معظم انقلاب اسلامی، مدیریتی دوسویه را در کشور جا انداختند.

مدیریتی که در یک سوی آن ولایت فقیه با پایبندی به فرهنگ انقلاب اسلامی و دفاع مقدس قرار دارد که نتیجه‌اش می‌شود رشد حیرت‌انگیز قوای مسلح ایران در شرایط تحریم و تحدید و خصومت خارجی و بی‌مهری مسئولان داخلی؛ و در سوی دوم آن می‌شود اقتصاد نحیف و رنجور و از هم پاشیده امروز که از انبار آن هر روز موشی به اندازه کفتار توسط قوه قضاییه شکار می‌شود تا ثروت مردم را به تاراج نبرند.

در حوزه فرهنگ نیز همین روش در حال پیاده‌سازی است. مولفه‌های قوت فرهنگی امروز ما توسط برخی مسئولان و برخی بزرگان اندیشه کشور در حال تخریب و تاراج است و چون لبه دوم قیچی تهاجم فرهنگی، به مدد دشمنان آمده است. امروز غیرت، حلال‌خوری، انصاف، عفت و حیا و بسیاری مولفه‌های فرهنگی دیگر مورد هجمه قرار گرفته است. تضعیف جایگاه معلمان، ساخت فیلم‌های فحشای زیرپوستی و غیر مستقیم، دکترین اسلام رحمانی و حجاب اختیاری و از این دست، ابزار‌هایی هستند که چون موریانه به جان فرهنگ کشور افتاده‌اند.

امروزه روند مدیریت کشور در مواجهه با فرهنگیان که پایه اصلی ترویج و صیانت از فرهنگ کشور هستند با بهانه‌های کمبود بودجه و امثالهم باعث تضعیف جایگاه معلمان و تکسر شأن آنان در نگاه جامعه شده حال آنکه برای کار‌های به مراتب با اولویت پایین‌تر بودجه بوده و کسر گذاشته نمی‌شود یا مدیریت صندوق این قشر رو به سمتی می‌رود که به راحتی بخش بزرگی از اموال آنان به تاراج می‌رود و نهایتا هم به روشنی کسی مسئولیت نمی‌پذیرد.

در حوزه فیلم‌سازی نیز با تخریب مواردی، چون قصاص و تعبیر خشونت از آن، تقبیح صیغه و زدن برچسب هرزگی به آن و در مقابل ترویج خشونت‌های خانوادگی و ازدواج سفید، همجنس‌گرایی و حذف بی‌منطق قید و بند‌های جنسی، سعی در ترویج اباحه‌گری و لاابالی‌گری در میان نسل جوان را دارند.

این پازل وقتی کامل می‌شود که برخی معممین و روشنفکران سابقا دینی و امروز مروج بی‌دینی، با طرح مواردی، چون اسلام رحمانی و حجاب اختیاری سعی در تکمیل این نقشه شوم دارند. بی آنکه توجه داشته باشند که اساسا مواردی، چون قصاص و تعزیر از مظاهر قهر دین نیست، بلکه از مظاهر اقتدار آن است تا با تنبیه فرد خاطی آرامش و آسایش اکثریت جامعه را تامین کند و یا حجاب فارغ از نگاه دینی به آن، عاملی برای مدیریت هیجانات و فوران‌های جنسی جوانی است تا در مسیر درست قرار گیرد، اما از آنجا که انقلاب اسلامی اغلب اسیر افراط و تفریط برخی مسئولان و متفکرانش بوده، یک روز با پونز زدن به سر جوانان توسط انقلابی‌نما‌های قبل و ضدانقلاب‌های امروزی باعث اسلام‌زدگی بخشی از جامعه شده و اکنون نیز با تفریط برخی دیگر مبنی بر حذف حجاب و قصاص و امثالهم باعث ازهم‌گسیختگی فرهنگ عفت و حیا شده است.

باشد که روزی برسد تا مردم و مسئولان فارغ از حب و بغض و بر مبنای تعقل و تفکر راه و سبک زندگی خود را انتخاب کنند تا جامعه و فرهنگ کشور بیش از این آسیب نبیند.

پی‌نوشت:

(۱) نگرش‌های نو در جغرافیای انسانی (جعرافیای انسانی)، مقاله ارزیابی شاخص فرهنگ ایرانی و تاثیر آن در توسعه گردشگری

(۲) نشریه: مطالعات ملی، مقاله مولفه‌های فرهنگی- تمدنی جهان ایرانی در شرق آفریقا

(۳) نشریه زمانه شماره ۷۰، مقاله هویت و فرهنگ در عرصه فرهنگی ایران اثر حسین خزایی

انتهای پیام/ 112

حذف فرهنگ دفاع مقدس از اقتصاد و فرهنگ با «اشرافیت» و «اباحه‌گری»!

منبع خبر

حذف فرهنگ دفاع مقدس از اقتصاد و فرهنگ با «اشرافیت» و «اباحه‌گری»! بیشتر بخوانید »